داستانی کوتاه اثر ماکسیم گورکی، که در 1895 در مجله Russkoye bogatstvo («ثروت روسیه») در سنپترزبورگ به چاپ رسید. این اثر همچون بسیاری از آثار گورکی شرح حالِ ولگردی بیدل و دماغ- در اینجا یک دزد خشن و گستاخ- است که در بندر اُدسا در ساحل دریای سیاه پرسه میزند. ماهیت او از طریق روابط پیچیدهاش با پسر روستایی حریص و بیعرضهای به نام گاوریلا، که از او بهعنوان شریک جرم و همدست در دزدیها استفاده میکند، آشکار میشود.