1- اصول، سنت تاریخی، نگرشهای زیباییشناختی یا سبک ادبیات یونان و روم در عهد باستان. در بافت سنت، کلاسیسیسم به اثر خلق شده در عهد باستان و یا به آثار متأخر ملهم از آثار عهد باستان اشاره دارد. نوکلاسیسیسم اغلب به هنر خلق شدة متأخر، اما الهام گرفته از عهد باستان اشاره دارد. گاهی این دو واژه به یک معنی بهکار میروند. 2- دانش مربوط به یونان و روم باستان. 3- طرفداری یا تمرین فضایلی که گمان میرود ویژگی کلاسیسیسم یا بهطورکلی و ماندگار باشد (مثل ظرافت و صحّت رسمی، سادگی، شکوه، خویشتنداری، نظم، تناسب). این واژه اغلب متضاد رمانتیسم است. ادوار کلاسیسیسم در ادبیات معمولاً با ادوار کلاسیک در هنرهای تجسمی، مصادف شدهاند. برای مثال، در ادبیات، اولین شکوفایی دوبارة کلاسیسیسم در دورة نوزایی رخ داد، بهویژه زمانی که نثر سیسرو مورد تقلید قرار گرفت. فرانسه در قرن هفدهم، کلاسیسیسم غنی و متنوعی را بسط داد. نمایشنامهنویسانی همچون پیئر کورنی و ژان راسین به همراه فیلسوفانی چون بلز پاسکال و رونه دکارت نقش مهمی در این زمینه داشتند. در انگلستان، کلاسیسیسم در ادبیات، بعد از فرانسه پا گرفت و در نوشتههای قرن هجدهم جان درایدن و الگزاندر پوپ به اوج خود رسید. قسعصر اوگستن. جی. ایی. لسینگ، ی. و. فون گوته و فردریش شیلر چهرههای اصلی مکتب ادبی کلاسیک آلمان بودند. در اوایل قرن بیستم، تی. اس. الیوت و مدافعان نقد جدید گاهی بهدلیل آنکه به محدودیت ارزش میدادند و بر قالب و نظم تأکید میکردند، پیرو سبک کلاسیک خوانده میشدند.