شعر بلند روایی با عنوان اولیه «کمدی» (Commedia/ منتشرشده در حدود 1555 با عنوان «کمدی الهی» (la divina commedia)) که حدود 1310-1314 بهوسیلة دانته به نگارش درآمده است. این اثر به سه بخش اصلی دوزخ (Inferno)، برزخ (Purgatorio) و بهشت (Paradiso) تقسیم شده است که سفر انسانی را از ظلمات و گناه بهسوی مکاشفة نور الهی، که به لقای فرخندة خداوند میانجامد، تشریح میکند. این اثر اغلب بهمثابة یکی از بزرگترین آثار ادبی جهان قلمداد شده است. طرح کمدی الهی ساده است: مردی بهطور شگفتانگیزی موفق به دیدار ارواح در جهنم، برزخ و بهشت میشود. او دو راهنما دارد: ویرژیل که در سراسر دوزخ و برزخ وی را هدایت میکند و بئاتریس که او را در بهشت راهنمایی میکند. در طی رویاروییهای داستانیای که از عصر دلانگیز جمعه در 1300 تا یکشنبة عید پاک اتفاق میافتد، دانته شخصیت اصلی داستان آگاهی مییابد که اخراج در انتظار اوست (تبعیدی واقعی که پیش از زمان نوشتن داستان برای او اتفاق افتاده بوده است). این طرح به دانته امکان داد که نه تنها تبعید خویش را به داستانی شیرین تبدیل کند بلکه نشان بدهد که چگونه توانسته است بر گرفتاریهای شخصیاش فائق بیاید و نیز پیشنهادهایی برای حل گرفتاریهای ایتالیا ارائه کند. بنابراین داستان دانته از لحاظ تاریخی هم دقیق است و هم برجسته. تبعید او بهصورت نمونة کوچکی از مشکلات یک کشور عمل میکند و همچنین نشاندهندة سقوط انسان است. سازندة اصلی ساختار کمدی الهی بند (کانتو) است. شعر شامل صد بند است که در سه کانتیکل یا سرود اصلی جمع آمدهاند. بهلحاظ فنی در هر سرود آن 33 بند وجود دارد و یک بند اضافی در دوزخ دیده میشود که در حکم دیباچه برای کل اثر بهکار رفته است. بیشتر بندها از 136 تا 151 مصراع را شامل شده است. طرح وزنیِ شعر ترزا ریما (aba، bcb، cdc، الخ) است. بنابراین عدد مقدس 3 در بخش بخش اثر دیده میشود. دانته کهنالگوی ادبی بازدید از سرزمین مردگان را بهکار میگیرد، اما با آغاز سفرش از آنجا، آن را با جهانبینی مسیحی تلفیق میکند. دوزخ آغاز نادرستی را ترسیم میکند که در طی آن دانته، شخصیت داستان، باید از ارزشهای مضرّی که بهطریقی مانع عروج او بر جهان بالا میشود تطهیر شود. علیرغم طبیعت قهقرایی دوزخ، دیدارهای دانته با دوزخیان در زمرة بهیادماندنیترین لحظات شعر است: بیطرفان، کافران پرهیزکار، فرانچِسکا دِ ریمینی، فیلیپو آرجِنتی، فاریناتا دگلی اُبِرتی، پیِرو دِل وین، برونتّو لاتینی، پاپهای دلالمذهب، اولیس و اوگولینو همگی با قدرت شگرفی خودشان را بر تخیل خواننده تحمیل میکنند. با این حال، سفر در دوزخ عمدتاً فرایند جدایی را نشان میدهد و بنابراین فقط نخستین گام در پیشرفتی کاملتر بهشمار میرود. در برزخ نوسازی روحانیِ قهرمان داستان آغاز میشود. دانته در اینجا بر شخصیت خود غلبه میکند که بتواند بدان وسیله قادر به صعود به عالم بالا شود. او تصویر مسیحی اساسی از زندگی بهعنوان سفر زیارتی را میپذیرد و در مسیر زندگی به دیگر توبهکاران میپیوندد. در انتهای برزخ یعنی جاییکه گناهکاران نادم گناهانشان پاک شده است، ویرژیل که تا جاییکه انسان قادر به درک است- تا آستانة بهشت- دانته را هدایت کرده است، از او جدا میشود. بئاتریس، که آگاهی از اسرار الهیِ ارزانی شده با فیض الهی را مجسم میکند، هدایت سفر دانته را ادامه میدهد. در بهشت احساس خرسندی قهرمانانه بهدست میآید. در اینجا شعر دانته شخصیتهایی را مجدداً زنده میکند که بهنظر میرسد مرگ را نادیده گرفتهاند و در پیروانشان احساس ستایش و تمایل به همذاتی را میانگیزانند. بنابراین بهشت شعر خرسندی و کمال است.