نام مستعارِ فردریک سوزه (ت. 1 سپتامبر 1887، لاشو-دُ- فون، سوئیس- و. 21 ژانویه 1961، پاریس، فرانسه) نویسندة فرانسویزبان که سبک شاعرانة پرتوان او دربردارندة تکنیکها و فنون کوبیسم، دادائیسم و سوررئالیسم است. ساندرار در 1904 خانه را ترک کرد. او در زمان انقلاب 1905 در کسوت شاگرد ساعتساز در روسیه کار میکرد. ساندرار مدام سفر میکرد و پس از 1914 درگیر صنعت فیلم در ایتالیا، فرانسه و ایالات متحده شد. او در مابقی عمرش به سفر کردن و کار در حرفههای متنوع ادامه داد. از نظر ساندرار، شعر شور و حرکتی است که در قالب کلمات قرار گرفته است. بسیاری از شعرهایش، مرکب از انبوهی از تصاویر، احساسات، تداعیها و جلوههای غیرمنتظره بودند که با ریتم سکتهدار و تکیه ضعیف بیان شدهاند. ساندرار، که بیشتر منتقدین او را نادیده میگرفتند، ابتدا بیشتر بهعلت سُرایش «عید پاک در نیویورک» (Les Pâques a New York, 1912) و «نثر راهآهن سیبریپیما و ژئان دخترک فرانسوی» (La Prosedu Transsibérien et de la petit Jehanne de France, 1913) مورد توجه واقع شد؛ این دو اثر ترکیبی از سفرنامه، مرثیه و تأسف است. ساندرار در طول حیاتش به این معروف بود که گذشتهاش را با داستان در هم میآمیزد (او مثلا گاهی ادعا میکرد که در مصر متولد شده است). او اغلب داستان خودزندگینامهای مینوشت. یکی از این داستانها «بورلینگر» (Bourlinguer, 1948) است که زندگی مخاطرهآمیز را میستاید.