گونهای نمایشی که از اواخر قرن شانزدهم پیوند بسیار نزدیکی با نمایشنامهنویس انگلیسی، بن جانسون، دارد. این کلمه از واژة لاتین humor (صحیحتر آن umor) به معنی آبگون گرفته شده است. نظریات طبی دورة وسطا و نوزایی بر این اساس بودند که بدن انسان، توازنی از چهار آبگون یا خلقوخویِ خون، بلغم، صفرا و سودا داشته است. آمیزش گوناگون این خلقیات تعیینکنندة «مزاج» یا طبع، ویژگیهای جسمی و فکری و خلقوخوی شخص است. هر یک از این مزاجها- دموی، بلغمی، صفرایی و سودایی- ویژگی خاصی داشتند؛ بنابراین این کلمات اهمیت بیشتری داشتند که از آن به بعد، از دست دادهاند؛ برای مثال مردی صفرایی نه تنها سریع عصبانی میشود بلکه زردیروی، لاغر، پُرمو، مغرور، جاهطلب، کینهتوز و زیرک است. جانسن در نمایشنامهاش «هر کس جدا از حال خود» (Every Man Out of his Humour, 1600) توضیح میدهد که تقسیمبندی مزاجی که بر بدن انسان فرمان میرانند، ممکن است با استعاره در منش کلی بهکار برده شوند؛ بنابراین ویژگی خاصِ یک نفر ممکن است به اقداماتی خاص منجر شود. شخصیتهای جانسن که معمولاً خلقوخوی نامتعادلی را نشان میدهند، در اصل کاریکاتور هستند.