[ترجمة واژه پرتغالی poesia concreta یا واژه آلمانی konkrete Dichtung] شعری که در آن منظور شاعر، بهجای آنکه با معنای واژهها در ترتیب متعارف منتقل شود، با الگوهای گرافیکی حروف، واژهها و یا نمادها انتقال مییابد. نویسندة شعر عینی بهگونهای از حروف و دیگر عناصر حروفچینی استفاده میکند که واحدهای انتخابی- بخشهایی از حروف، علائم نقطهگذاری، حروف، تکواژهها (هر واحد معنادار زبانی)، هجاها یا واژگان- و فضاهای گرافیکی، تصویری خاطرهانگیز را تشکیل میدهند. خاستگاه شعر عینی با خاستگاه musique concrete، که فن آزمایشیِ تصنیف موسیقایی است، تقریباً همزمان میباشد. ماکس بیل و اویگن گومرینگر از اولین شعرای شعر عینی بودند. گروه ویئنای هانس کارل آرتمان، گرهارت روم و کونرات بایر همچون ارنست یاندل و فردریک مایروکر به ارتقای شعر عینی کمک کردند. این مکتب از مکتب دادا، سوررئالیسم و دیگر مکاتب ابتدای قرن بیستم الهام گرفت. شعر عینی گرایش بصری شدیدی دارد و در این شیوه معمولاً از شعر شکلدار (Pattern Poetry) تمیز داده میشود. شعر عینی تلاش دارد از مفهوم صرفاً کلامی شعر به آنچه طرفدارانش «بیان کلامی تصویری» مینامند، یعنی گنجاندن عناصر هندسی و گرافیکی در عمل یا فرایند شعری، حرکت کند. شعر عینی را اغلب نمیتوان بهصورت تأثیرگذاری بلندخوانی کرد و جوهرة آن در نمودش بر روی صفحه و نه واژگان یا واحدهای چاپی که آن را تشکیل میدهند، قرار میگیرد. شعر عینی هنوز هم در بسیاری از کشورها سروده میشود. هرولد د کامپوس و آئوگوستو د کامپوس از معروفترین شاعران عینی معاصر هستند.