صیغة جمع آنdipsades [یونانی آن dipsás، مشتق از dípsa به معنی عطش] ماری بزرگ با نیشی که گفته میشود عطش شدید ایجاد میکند. این مار موضوع داستانی است که چندین نویسندة یونانی از جمله سوفوکلس آن را بیان کردهاند. براساس اسطوره، زئوس سپاسگزار کسانی بود که هویت خداوند دزدندﮤ آتش را برایش فاش کردند. او به این خبردهندگان پادزهری برای سالخوردگی داد و آنها پادزهر را بر پشت الاغی که میبایست خود بهتنهایی طی مسیر کند بار کردند. الاغ بسیار تشنه شد و کنار چشمهای که بهوسیلة ماری محافظت میشد، توقف کرد. مار نخست الاغ را از خوردن آب بازداشت، اما وقتی به چیستی بار او پی برد پیشنهاد معامله کرد. مار پس از دست یافتن به محتویاتِ بار، پوست انداخت و الاغ تشنگیاش را فرو نشاند.