(ت. 1657، لندن، انگلستان- و. 6 ژانویه 1734، لندن) منتقد و نمایشنامهنویس انگلیسی که بر اهمیت شور در شعر تأکید داشت و با الگزاندر پوپ مجادلة طولانی در این باره داشت. دنیس در ابتدا چکامه و نمایشنامه مینوشت و اگرچه نمایشنامههای زیادی داشت، اما در این کار هیچگاه موفقیت زیادی نیافت. مهمترین آثار انتقادی وی «فایدة تئاتر» (The Usefulness of Stage, 1698)، «ارتقا و اصلاح شعر نو» (The Advancement and Reformation of Modern Poetry, 1701)، «زمینههای نقد شعر» (The Grounds of Criticism in Poetry, 1704) و «جستاری در نبوغ و نوشتار شکسپیر» (An Essay on the Genius and Writings of Shakespear, 1712) هستند. نظریة اصلی وی این بود که نقش ادبیات و بهویژه نمایش بهمثابة وسیلهای برای به جنبش درآوردن ذهن بهوسیله عواطف، با نقش مذهب قابل مقایسه است. آنچه که وی در ابتدا در اثر هنری جستوجو میکرد شور و تعالی بود و نه تناسب و آراستگی. وی از میان شاعران انگلیسی، جان میلتن را میستود. پوپ، که آثار دنیس را پرطمطراق میدانست، در «مقاله در باب نقد» (An Essay on Criticism) اشاراتی خصمانه نسبت به او کرد. دنیس در «تأملات نقد و طنز» (Reflections Critical and Satyrical, 1711) نقد اشعار پوپ را با نظرات شخصی بدگویانه دربارة خود او همراه کرد. جدال گاه و بیگاه آنها تا زمان مرگ دنیس ادامه داشت.