محراب قدیمی زئوس در اپیروس (یونان). از دودونا نخستینبار در «ایلیاد» (Iliad) نام برده شده و روحانیانش Selloi (یا Helloi) نامیده شدهاند و از آنها بهعنوان «ناشسته پاهای خوابیده بر زمین» یاد شده است. این توصیف اشاره میکند به پرستندگان و بندگان الهة زمین یا برخی قدرتهای جهان مردگان (زیرین) که پیوسته روز و شب با معبود خویش در تماس بودهاند. هومر در «اودیسه» (Odyssey) نیز برای نخستینبار از پیشگوی الهی دودونا یاد میکند. معروف بوده که درخت یا درختانی احتمالاً از طریق خشخش برگها و صداهای دیگر که منتشر میکردهاند الهامات الهیرا میرساندهاند. هرودوت (و نه هیچ نویسندﮤ دیگر پیش از وی) از بانوان روحانیای یاد میکند و آنها را گویندﮤ وحیای توصیف میکند که بدون شک، تحت تأثیر برخی از انواع الهام ازسوی خدایگان است. ویژگی دیگر دودونا «برنز» بوده است و آن زنگوﻟﮥ بزرگی بوده که در هر وزش باد، بهوسیلة تازیانهای که در دست مجسمهای ایستاده بر فراز آن قرار داشته به صدا درمیآمده است. این صدای زنگِ مداوم به یک ضربالمثل یونانی- «پول خرد برنجی دودونا» (Khalkos Dodones)- بدل شده است که دلالت بر شخصی دارد که بدون داشتن هیچ حرفی برای گفتن مدام وراجی میکند.