داستانی از ناتنیئل هوتورن، که در «قصههایی که دوبار حکایت شدهاند» (Twice- Told Tales, 1837) منتشر شد. دکتر هایدگرِ پیر و چهار تن از معاصران وی در آزمایش وی بر روی سنپیری شرکت میکنند. دکتر هایدگر آبی را از چشمة جوانی به گل سرخ پژمردهای تزریق میکند و آن گل طراوت و زیبایی خود را باز مییابد. سه تن از شرکتکنندگان آزمایش پس از اینکه مقداری از آب افسانهای را مینوشند، به جوانی باز میگردند و با فرد چهارم که زن است و جوانی خود را باز یافته است، عشقورزی میکنند. پس از آنکه نیروی حیاتی آب تصادفاً زایل میشود، گل سرخ پژمرده میشود و آزمایششوندگان دوباره پیر میشوند. این آزمایش به دکتر هایدگر آموخت که از آرزوی بیمعنی جوانی صرفنظر کند، ولی چهار دوست وی عزم کردند به جستوجوی چشمة جوانی برخیزند.