(ت. آوریل 1569، تیزبری، ویلشتر، انگلستان- و. 8 دسامبر 1626) شاعر و حقوقدان انگلیسی که «ارکستر یا شعر رقص» (Orchestra, or a Poem of Dancing) او بیانگر اصالت لذت بیان دورة الیزابت است که آن را در رابطه میان نظم طبیعی و فعالیت بشری تصویر میکند. دیویس در آکسفورد تحصیل کرد و در 1595 وکیل شد. بهعنوان وکیل دعاوی به ایرلند فرستاده شد و در 1606 بهسمت حاکم شرع آنجا منصوب شد. نقش مهمی در منطقه پروتستاننشین آلستر یافت. نماینده و سخنگوی مجلس ایرلند شد و با بازگشت به انگلستان، در 1621 نمایندة مجلس آن کشور شد. در 1626 به سمت لرد دیوانِ عالی منصوب شد ولی قبل از تصدی این مقام فوت کرد. بسیاری از نخستین اشعار دیویس مشتمل بر لطیفهها بودند. «لطیفهها و مرثیههای جِی دی و سی ام» (Epigrammes and Elegies by J.D. and C.M., 1590) دربردارندة آثار او و آثار منتشر نشدة کریستوفر مارلو بود. این اثر یکی از کتبی بود که به دستور اسقف اعظم کنتِربری در 1599 سوزانده شد. «ارکستر» (Orchestra, 1596) شعری است که در مدح رقص سروده شده است و در تقابل با تفکر جهانبینی دوره الیزابتی و نظریه هماهنگی میان اجرام آسمانی است. وی در «شناخت خود» (Nosce teipsum, 1599) گزارش روشنی از فلسفة خود دربارة طبیعت و جاوید بودن روح میدهد. در 1599 «سرودههایی از آسترا در شعر آکروستیک» (Hymnes of Astraea in Acrosticke verse) را منتشر کرد که مجموعه اشعاری است که از ترکیب حرف اول از سطرهای اول شعرهای آن عبارتِ Elisabetha Regina (الیزابت رجینا) بهدست میآید. یک مجلّد از مجموعه اشعار او در 1622 منتشر شده است.