رمانی هزلآمیز که در 1759 منتشر شد و معروفترین اثر وُلتر است. این رمان نوعی هجو خشنی از خوشبینی نسبت به دنیای ماورالطبیعی است که آشکارکنندة جهانی آکنده از حماقت و وحشت است- آنگونه که فیلسوف آلمانی گوتفریت ویلهلم لایبنیتس اعتقاد داشت. در این رؤیای فلسفی، کاندیدِ سادهلوح چنان بیچارگیهایی را بهخود میبیند و تحمل میکند که سرانجام فلسفة استادش، دکتر پانگلوس، را که ادعا میکند: «همه چیز در این بهترین دنیای ممکن، برای بهترین افراد است» رد میکند. کاندید و همراهانش-پانگلوس، محبوبش کونگونده و خدمتکارش کاکامبو-استعدادی برای زنده ماندن به نمایش میگذارند که در یک موقعیت جدی دیگر برای آنها امیدآفرین است. وقتی همة آنها برای زندگی ساده در یک مزرعة کوچک اقدام میکنند، در مییابند راز خوشبختی «کاشتن مزرعه خویش» است، فلسفهای عملی که مانع ایدئالسیم افراطی و ماوراءالطبیعة نامعلوم میشود.