لقب انگلیسی او تالی (ت. 106 ق.م. آرپینوم، لاتیوم [آرپینو فعلی، ایتالیا]- و. 7 دسامبر 43 ق.م.، فورمیا، لاتیوم [فورمیای کنونی]) دولتمرد، وکیل، محقق و نویسنده رومی که بیهوده تلاش کرد تا اصول جمهوریخواه را در جنگهای داخلی نهایی که جمهوری روم را از بین برد، مورد حمایت قرار دهد. کتابهای بدیع، خطابه، رسالههای فلسفی و سیاسی و نامهها از جمله نوشتههای او هستند. از او بهمثابه بزرگترین خطابهسرای رومی در عصر جدید و مبدع آنچه که بدیع سیسرونی نام دارد، یاد میشود. سیسرو پسر خانواده ثروتمندی بود و در روم و یونان تحصیل کرد. او بهسرعت در جایگاه وکیلی برجسته شهرت پیدا کرد. سیسرو از 75 ق.م. زندگی حرفهای خود را شروع کرد و در 63 به سمت کنسولی انتخاب شد. او در آبهای خطرناک سیاستبازیهای روم، که مملو از توطئه و جناحبندی بود، غوطهور شد. از قدرت سخنوری او بهطور موفقیتآمیزی در برابر توطئه کاتیلین در 63 بهکار گرفته شد، اما در 58 تبعید شد. سیسرو که مجبور به حمایت از اتحاد جولیوس سزار، کراسوس و پامپی بود، به زندگی اجتماعی خود در 56 خاتمه داد. در سالهای بعد، رسالههای «دربارة خطیب» (De oratore, 55) و «درباره جمهوری» (De republica, 52) را تکمیل و «دربارة قوانین» (De legibus, 52) را آغاز کرد. در 51، او متقاعد شده بود که روم را بهمنظور اداره استان سیلیسیا در آسیای صغیر جنوبی، بهمدت یکسال ترک کند. هنگامی که به روم بازگشت، پامپی و سزار بر سر قدرتِ کامل در نزاع بودند. او در این دوره «بروتوس و خطیب» (Brutus and Orator, 46)؛ «غایت خیر و شر» (De finibus bonorum et malorum, 45)؛ و «بحثهایی در توسکولام» (Tusculanae disputationes)، «در طبیعت خدایان» (De natura deorum)، و «تکالیف» (De officiis) که پس از قتل سزار در 44 تمام شدند، را نوشت. خطابههای چهاردهگانۀ فیلیپی سیسرو (به تقلید از خطابههای دموستنس علیه فیلیپ دوم مقدونی) در تلاش برای اعمال فشار بر سنا به منظور اعلام جنگ علیه آنتومی در جنجال و آشوبِ پس از مرگ سزار ایراد شد. سیسرو دشمن پسرخوانده سزار، اوکتاویان، بود و هنگامی که گروه سه نفره اوکتاویان، آنتونی و لپیدوس در پایان اکتبر 43 شکل گرفت، سیسرو اعدام شد. از میان مکاتبات سیسرو در بین سالهای 67 و جولای 43 ق.م. بیش از 900 نامه باقی مانده است؛ این نامهها منبع تاریخی اولیهای هستند که در هیچ بخش از دنیای باستان وجود ندارد. سیسرو گرچه خیلی معروف نبود، اما بههیچوجه نمیتوان شخصیت او را در تاریخ شعر لاتین نادیده گرفت. شعر او، که فقط بخشهایی از آن باقی مانده است، بهلحاظ فنی حائز اهمیت است. او بحر شش رکنی را تلخیص کرد و ابزارهای بلاغت را در شعر بهکار گرفت. سیسرو بیشتر بهعنوان خطیب در سیاست و در دادگاههای قضایی شهرت داشت. مکانهایی که او بهمنظور دفاع از فرد متهم در آنجا حضور پیدا میکرد و معمولاً بهعلت توانایی تحریک احساسات افراد بهعنوان آخرین فرد صحبت میکرد. بدیع او ترکیب پیچیدهای از هنر بود و گوشهای مستمعین مشتاقانه از این تأثیرات لذت میبرد. از سخنان او، 58 سخنرانی باقی مانده که برخی از آنها کامل نیستند.