چهرة قهرمانی در افسانههای ژرمان که ظاهراً از شخصیت تئودوریک بزرگ، شاه گوتهای شرقی ایتالیا که در493 تا 526 میلادی حکومت میکرد، الگو گرفته است. قهرمانیهای دیتریش در تعدادی از سرودهای آلمان جنوبی که در «کتاب قهرمانان» (Das Heldenbuch) حفظ شدهاند- از جمله «هزیمت دیتریش» (Dietrichs Flucht)، «نبرد راونا» (Die Rabenschlacht)، «مرگ آلفارت» (Alpharts Tod) و تعدادی داستان دیگر- و بهطور کاملتر در نثر ایسلندی قرن سیزدهم «افسانه سیسریک» (Thithriks saga) روایت شده است. این افسانه با حماسة نیبلونگنلید، که از اسطورههای قرون وسطای متأخر آلمان است، نیز ارتباط دارد. اشاره به دیتریش در نوشتههای انگلو ساکسون اندک و مبهم است. دیتریش که ازسوی ارمِنریش (ارماناریک) از قلمرو پادشاهیاش در برن (وِرونا) رانده شده است، سالها در دربار اتزِل (آتّیلا) زندگی میکند تا اینکه با ارتشی متشکل از هونها برای مغلوب ساختن ارمنریش در راوِنّا بازمیگردد. دو پسر اتزل در این مبارزه از بین میروند و دیتریش برای پاسخ دربارة مرگ آنها به نزد اتزل بازمیگردد. بعدها او با کشتن ارمنریش انتقام میگیرد. ماندن طولانیمدت دیتریش با اتزل، طی شدن جوانی تئودوریک در دربار بیزانس را به ذهن میآورد. دیتریش در مقابل ارمنریشِ مستبد نمونة اعلای حکمران عاقل و منصف است. بسیاری از آنچه دربارة او گفته شده است در داستان تئودوریک وجود ندارد، اگرچه برخی از آنها میتواند به سرگذشت تئودِمیر پدر تئودوریک مرتبط باشد. شخصیتهای موجود در حلقة مرتبط با دیتریش عبارتانداز هیلدِبرانت، مربی به همراه آلفارت و ولفارت، پسران برادرش؛ ویتیش و هایم، دو ملّاک خیانتکار دیتریش؛ و بیتِرولف، شاهِ تولِدو، و پسرش دیتلیپ که در نبرد در وُرمس به دیتریش میپیوندند.