غزلی اثر جان دان، یکی از نوزده «غزل مقدس» (Holy Sonnets) یا «تفکر الهی» (Divine Meditations)، که در 1633 در نخستین چاپ «ترانهها و غزلها» (Songs and Sonnets) منتشر شد. این شعر تغزلی اعتقادی بهطور مستقیم به مرگ پرداخته و خشم شاعر در مقابل حضور مغرورانه آن در زندگی را نشان میدهد. درونمایة این شعر، که در تمام اشعار دان بهچشم میخورد، آن است که مرگ در نابود کردن روحِ فناناپذیر، ناتوان است. شاعر در بند آغازین شعر، این عقیده که مرگ یک فاتح است را پوچ میشمارد و ادعا میکند که مرگ نمیتواند او را بکشد بلکه صرفاً میتواند جسم خستة او را به آرامش برساند و روح او را برای پرواز به عالم روحانی آزاد کند. در بند پایانی غزل، شاعر حالت مغرور مرگ را به باد انتقاد میگیرد و میگوید که مرگ نمیتواند قربانیاش را انتخاب کند بلکه فقط میتواند به وهمانگیزی سرنوشت و تصمیم انسان امیدوار باشد.