(ت. 17 ژانویه 1600، مادرید، اسپانیا- و. 25 می 1681، مادرید) نمایشنامهنویس و شاعری که در جایگاه نمایشنامهنویس پیشتاز اسپانیایی در دوره طلایی جانشین لوپه دِ وِگا شد. زندگی خانوادگی پرتنش، ظاهراً، تأثیر عمیقی روی کالدرون جوان گذاشت؛ چرا که چندین مورد از نمایشنامههایش تمایل شدید به تأثیرات روانشناختی و اخلاقی زندگی خانوادگی را نشان میدهد. کالدرون، که برای فعالیت در کلیسا در نظر گرفته شده بود، در دانشگاههای آلکالا و سالامانکا تحصیل کرد. او کارهای مربوط به کلیسا را رها و در 1623 نوشتن نمایشنامه برای دربار را آغاز کرد و بهزودی عضو برجسته گروه کوچکی از شاعران دراماتیک شد که شاه فیلیپ چهارم دور خود جمع کرده بود. کالدرون پس از وقفهای نزدیک به سی سال، به حرفه مذهبیاش بازگشت. او در 1651 به رتبه کشیشی منصوب شد؛ هرچند که او اعلام کرد دیگر چیزی برای اجرا نمینویسد، ولی شاه اصرار کرد که او به نوشتن برای تئاتر دربار ادامه دهد. نمایشنامههای «نقاش رسوایی او» (El pintor de su deshonra, 1645) و «گسست جامعه انگلستان» (La cisma de Inglaterra, 1627) نمونههایی استادانه از تکنیک ماهرانه کالدرون هستند که در آنها تخیل شاعرانه، شخصیتها و حادثه، با دقت بهوسیله نمادهای برجستهای به هم متصل شدهاند که اهمیت موضوع را روشن میکند. معروفترین نمایشنامههای غیرمذهبی او «طبیب آبروی خویش» (El médico de su honra, 1635)، «زندگی رؤیاست» (La vida es sueño,1635)، «شهردار دزالامئا» (El alcalde de Zalamea, 1640)، و «دختر هوا» (La hija del aire, 1653)، که گاهی شاهکار او محسوب میشود، نام دارند. «اکو و نرگس» (Eco y Narciso, 1661)، «پیکره پرومتئوس» (La estatua de prometeo, 1669)، و «جانوران وحشی باعشق رام میشوند» (Fieras afemina amor, 1669) نمایشنامههایی هستند که در آنها مضامین غالباً اسطورهای به روشی کموبیش تمثیلی بیان شده است. افزونبراین، کالدرون کارهای زیادی در موضوعات مذهبی انجام داد. مهمترین نمونههای این دسته از آثار او داستانهای تغییر دین و شهادتاند، که معمولاً درباره قدیسان نخستین کلیسا هستند. یکی از جذابترین این داستانها «شاهزاده ثابتقدم» (El principe constante, 1629) است که در آن شهادت شاهزاده فردیناند پرتغالی به نمایش درآمده است. «جادوگر خارقالعاده» (El mágico prodigioso, 1637) یک نمایشنامة مذهبی پیچیده است؛ و «دو دلداده جهان بالا» (Los dos amantes del cielo, 1636) و «ژوزف مؤنث» (El José de las mujeres, 1640) بسیار ماهرانه و متصنع هستند. هفتادوچهار «نمایشنامه اخلاقی» (autos sacramentales)، که برای اجرای خیابانی در عید پیکر مسیح نوشته شدهاند، نیز از او بر جای ماندهاند. کالدرون در نمایشنامهها اصول و سنتهای نمایشنامه اخلاقی قرون وسطا را بنا نهاده است. بزرگترین دستاورد او در این نوع نمایشنامهها را باید در میان آثاری که مربوط به دوران کهولت اوست، جستوجو کرد که اصول جزمی سقوط و رستگاری را به نمایش در میآورد و مهمترین آنها «تاکستانِ ارباب» (La vina del senor, 1674)، «کشتی بازرگان» (La nave del mercader, 1674)، «پناهگاه جدید فقیر» (El nuevo hospicio de pobres, 1675)، «بزرگترین روزِِِِ روزگار» (El dia mayor de los dias, 1678) و «چوپان وفادار» (El pastor fido, 1678) نام دارند.