اوکر در ناحیه کشاورزنشین یوتلانت بزرگ شد و بنابراین بهخوبی به شرایط سخت کارگران زمینهای زراعی آگاهی داشت. اولین رمانهای وی عمدتاً به همین موضوع میپردازد. در جوانی برای تحصیل به کپنهاک رفت و ابتدا از راه نمونهخوانی و سپس روزنامهنگاری امرار معاش کرد. داستان «بچههای خشم: کارگر روزمزد ساگا» (Vredens børn, et tyendes saga, 1904)، که مهمترین رمان وی محسوب میشود، خواستهای مؤکد برای بهبود وضع کشاورزان بود. این اثر مباحثی در میان مردم به راه انداخت و موجب اصلاحات اندکی شد. امّااو بهسبب اشعارش، بهخصوص آنها که در مجموعههای: «مزرعههای رها شده» (Fri felt, 1905)، و «آوازهای چاودار» (Rugens sange, 1906) گردآوری شده، معروف است.
تصویر فعلی هارون از چندین منبع حدیث و روایت برگرفته شده است. در تلمود و میدراش، او بهعنوان شخصیت اصلی و مهم در کنار موسی دیده شده است. شکوفا شدن عصا یا چوبدستیاش، نشانه آن بود که وی برگزیده خدا برای منصب کاهن اعظم است.زینب مشتاقی
لارنس میانِ قدرتی که معجزهآسا در عصای شکوفاشدة شخصیت توراتی، هارون، بازتاب یافته است و تأثیر نینوازی قهرمان رمانش، آرن سیسون، مشابهتی ایجاد کرد. سیسون نینوازی غیرحرفهای است که در معدن زغالسنگ کار میکند. او همسر و زندگی فعلیاش را رها میکند تا به سفر برود و ماجراهای تازهای را کشف و از راه نینوازی امرار معاش کند. در فلورانس ایتالیا، نیاش در خلال ناآرامیهای سیاسی خرد میشود.زینب مشتاقی
او در قسطنطنیه (استانبول کنونی) و بورسا تحصیل، و از 1931 تا 1935 در فرانسه زندگی کرد. با بازگشت به ترکیه، به انتشار داستانهای کوتاهش در Varlk(«هستی»)، نشریه پیشرو و مهم کشور ترکیه، همت گمارد. داستانهای عباسیانیک به سبکی نوشته میشد که پیشتر در ادبیات ترکیه سابقه نداشت. این داستانها با وجود بینظمی و نداشتن خط داستانیِ متعارف، گستره وسیعی از عواطف انسانی را در تکصحنهای جذاب منتقل میکند. عباسیانیک در 1936 اولین مجموعه داستان کوتاهش را به نام «سماور» (Semaver) منتشر کرد. در ادامه «مرد بیفایده» (Lüzumsuz adam, 1948)، «شرکت» (Kumpanya, 1951)، و «ماری در کوه اَلم است» (Alemdağda var bir yilan, 1953) را چاپ کرد. او یک رمان تجربی نیز نوشت.مسعود امیرخانی
شارل ویلدراک و ژرژ دوئامل ازجمله نویسندگان این گروه بودند. این خانه مرکز فعالیت هنری بود و نویسندگان و هنرمندان دیگری ازجمله ژول رومن با گروه همکاری میکردند (اگرچه جزء ساکنین خانه نبودند). هنرمندان آبه با فروش کتابهایی که در چاپخانه خود چاپ میکردند، امرار معاش مینمودند. یکی از آثار منتشرشده گروه «زندگی همداستان» (La Vie unanime, 1908) اثر فاخر رومن است. وضعیت گروه آبه در رمان دوئامل به نام «صحرای بیور» (Dèsert de Bièvre, 1937Le) روایت شده است. نیز نکUNANIMISME.زینب مشتاقی
پدرش کشاورزی اهل پنسیلوانیا بود. او کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه نیومکزیکو در دهه 1950 گرفت. بعداً بهعنوان جنگلبان و دیدهبان آتش، در پارک ملی در ساوتوست مشغول بهکار شد. محور تجربیات وی نگاهی بود که حضور انسان در محیطزیست را نشان میداد. اَبی آثار و بقایای فرهنگهای بومیان قدیمی امریکا و دستاندازی تمدنهای مصرفی به محیطزیست را بررسی میکرد. کتاب «گنج بیابان» (Desert Solitaire, 1968) نگاهی عمیق به طبیعت وحشی، اعجابانگیز و رعبآور جنوب شرقی یوتا و تجاوز انسان به آن است. این اثر با رمان «آزاردهندگان میمونها» (The Monkey Wrench Gang, 1975)، که ماجراجوییهای گروه چریکی طرفدار حفظ محیطزیست را نقل میکند، کتاب راهنمای جنبش حفظ محیطزیست شده است. لحن بدبینانهای که در شیوه بیان اغلب نوشتههای اَبی دیده میشود، با سبک نشاطانگیز نثر و بذلهگویی مؤدبانه تلطیف میشود. دیگر آثار پرشمار او شامل «گاوچران شجاع» (The Brave Cowboy, 1958)، «صخره نرم» (Slickrock, 1971)، «جاده اَبی» (Abdey’s Road, 1979)، «پیشرفت یک احمق» (The Fool’s Progress, 1988) میشود. «زندگی هیداک!» (Hayduke lives!)، که تکلمهای برای آزاردهندگان میمونها است، بعد از مرگش در 1990 منتشر شد.زینب مشتاقی
این تئاتر از تئاتر ادبی ایرلند الهام گرفت که در 1899 ویلیام باتلر ییتس و ایزابلا اوگاستا معروف به لیدی گرگوری آن را بنا گذاشته بودند که وقف رواج تئاتر منظوم ایرلند شده بود. در 1902 تئاتر ادبی ایرلند، جای خود را به انجمن ملّی نمایش ایرلند داد که برای معرفی بازیگران ایرلندی در نمایشهای ایرلندی تشکیل شده بود. در 1903 این انجمن به انجمن تئاتر ملی ایرلند تبدیل شد و تعدادی از چهرههای مهم نوزایی ادبی ایرلند صمیمانه با آن همکاری داشتند. خیلی زود، کیفیت تولیدات آن تشخیص داده شد و در 1904 اَنی هورنیمن، بانویی انگلیسی که از دوستان ییتس بود، پول لازم را برای بازسازی تئاتر قدیمی خیابان اَبی در دوبلین و تبدیل آن به تئاتر اَبی تهیه کرد. اَبی در دسامبر 1904 با اجرای نمایشهایی از ییتس، لیدی گرگوری و جان میلینگتن سینگ (که در جایگاه کمککارگردان به آن دو پیوست) بازگشایی شد.در 1924 اَبی اولین تئاتر در دنیای انگلیسی زبان بود که یارانه دولتی میگرفت. ظهور نمایشنامهنویس، شون اوکیسی، نیز باعث شدت یافتن علاقه مردم به این تئاتر شد. اگرچه اَبی مجموعه آثار نمایشی خود را در دهههای اخیر گسترش داده، اما همچنان با به روی صحنه بردن نمایشهای ایرلندی بهکار خود ادامه میدهد.زینب مشتاقی
او به کالج بودن رفت و در دانشکده الهیات اَندوور نیوتن درس خواند؛ سپس، در کالج امرست تدریس و در 1829 به بوستون نقل مکان کرد. در آنجا اولین مدیر دبیرستان دخترانه ماونت ورنن شد که خود، آن را تأسیس کرده بود. ابت بهتنهایی نویسنده 180 کتاب و نویسندة همکار و ویراستار 31 کتاب دیگر و بهخصوص دوره 28 جلدی و آموزنده «رولو» (Rollo)بود. اگرچه امروزه این آثار بیشتر بهسبب نشان دادن تصاویری از زندگی روستاییان امریکایی در قرن نوزدهم مشهورند، اما ابت آنها را برای سرگرم کردن، تهذیب، ساختن فکر و اندیشه کودکان و کمک به آنها برای فراگیری خواندن نوشته بود. وی همچنین 22 جلد سرگذشت و قصههای خودنگاشت و «داستانهای فرانکونیا» (Franconia Stories) را در ده جلد نوشت.زینب مشتاقی
بعد از اتمام تحصیل رسمی، عبدالله با سمت بازرس در وزارت سلامت مستعمره مشغول بهکار شد. ده سال بعد به روزنامهنگاری گرایش یافت و در 1948 ویراستار و سردبیر روزنامه Zanzibari شد. دهه بعدِ آن نیز در مقام دستیار سردبیر، در چندین مجله خدمت کرد.اولین موفقیت عبدالله وقتی رخ داد که رمان «زیارتگاه نیاکان» (Mzimu wa Watu wa Kale) او برنده جایزه شد. این قصه در 1960 بهصورت یک رمان منتشر شد. در این اثر، عبدالله به معرفی قهرمان داستان خود، بوانامسا، که کارآگاه است، و نیز دیگر شخصیتهای این رمان میپردازد که اکثر آنها در آثار بعدی وی نیز حضور دارند. «چاه گینینجی» (Kisima cha Giningi, 1968)، «در دنیا کسانی هستند» (Duniani Kuna Watu, 1973)، «راز صِفر» (Siri ya Sifuri, 1974)، «یک زن، سه شوهر» (Mke Mmoja Waume Watatu, 1975)، و «فرزند شیطان بزرگ میشود» (Mwana wa Yungi Hulewa, 1976) از دیگر آثار او هستند. زینب مشتاقی
Abdullah bin Abdul Kadir \ab-'dəl-ə-bin-'ab-del-'kä-dir\
او، که دورگهای از نژادهای عرب (یمنی) و تامیل بود و در فرهنگ اسلامی- مالایایی رشد و نمو یافته بود، در شهر مالاکا بزرگ شد که در آن زمان بهتازگی به مستعمره بریتانیا تبدیل شده بود. وی بیشتر عمر خود را صرف ترجمه همزمان مالایایی برای غربیان و بالعکس کرد. عبدالله در جوانی بهواسطه تدریس مالایایی به سربازان هندی ساکن در دژ نظامی انگلیسیها در مالاکا (و بعدها تدریس به مبلّغان، تجار و مقامات رسمی امریکایی و بریتانیایی) به لقب منشی یا معلم مشهور شد و بهسرعت بهعنوان عنصر نقشآفرین لاینفکی در مناطق جدیدالسکنه استریت شناخته شد. او از 1815 شغل کاتبی سر استمفورد رفلز را داشت و همزمان، به ترجمه متون مقدس و سایر متون به زبان مالایایی برای انجمن مبلّغان مذهبی لندن در مالاکا میپرداخت.«حکایات عبدالله» (Hikayat Abdullah, 1849) زندگینامة خودنگاشت وی است که به چندین زبان برگردانده شده است. این اثر، علاوهبر روایت کردن سرگذشت وی و توصیف شرایط زمان حیات او بهلحاظ اینکه با سبک متعارف ادبی آن زمان بسیار تفاوت دارد، مورد پسند و توجه قرار گرفته است. این اثر برخلاف سایر آثار ادبی آن زمان که از سبکی غامض و فخیم بهره میبردند، با سبکی زنده و محاورهای به توصیف رویدادها و انسانها میپردازد و از تازگی و بداهت بهرهمند است که تا آن زمان شناخته نبود.محمدعلی سلمانی ندوشن
نمونههایی از این نوع اشعار را میتوان بیشتر در مزامیر داوود (به عبری) دید، مانند مزامیر 25 و 34، که در آنجا در بندهای پیدرپی حروف الفبای عبری بهترتیب، ردیف شدهاند.زینب مشتاقی
از میان مهمترین رمانهای وی میتوان به این موارد اشاره کرد: «زنی در تپههای شنی» (Suna no onna, 1962)، «بین عصرهای یخبندان 4» (Daiyon kampyōki, 1959)، «روی دیگری» (Tanin no kao, 1964)، «نقشه مخدوش» (Moetsukita chizu, 1967)، «مشتزن» (Hako otoko, 1973)، و «قرار مخفی» (Mikkai, 1977). از میان انبوه نمایشنامههای نوشته شده وی که موفقیت در خور توجه او را در ژاپن تأیید کرد، «دوستان» (Tomodachi, 1967) و چند نمایشنامه دیگر است که به زبان انگلیسی بهروی صحنه رفته است. وی سالن نمایش خویش را در توکیو مدیریت میکرد.محمدعلی سلمانی ندوشن
مطابق با سفر پیدایش، هابیل که چوپان است اولین گوسفندی را که در گلهاش به دنیا میآید به خداوند تقدیم و برای او قربانی میکند. خداوند قربانی هابیل را میپذیرد، اما پیشکش قابیل را در خور خویش نمییابد. قابیل از شدت حسادت، هابیل را به قتل میرساند. قابیل بهعلت ریختن خون برادر بیگناهش، مورد لعن و نفرین واقع و سپس فراری و آواره میشود. قابیل و هابیل بهعنوان شخصیتهای داستانی به عناوین مختلف در آثار ادبی متعدد ظاهر شدهاند که شامل آثار سمیوئل تیلر کولریج، لرد بایرن، ویلیام بلیک، میگوئل دو اونامونو و جان استاینبک است.زینب مشتاقی
وی، که در مقام معلم خصوصی الوئیز تیزهوش به استخدام درآمد، مسحور عشق او شد. حاصل این عشق نامشروع، فرزندی بود که باعث شد آن دو مخفیانه ازدواج کنند، اما خویشاوندان خشمگین الوئیز، آبلار را اخته کردند و از آن پس، آن دو زندگی مذهبی متفاوتی را در پیش گرفتند. پس از آنکه الوئیز، راهبهنشین خود را با نام پاراکله بنیادگذاری کرد، آبلار به سمت کشیش اعظم آن انتخاب شد و برای آن جامعه، قوانینی وضع کرده، به توجیه روش زندگی راهبهها پرداخت. یکی از مواردی که وی در این زمینه مورد تأکید قرار داد، فضیلت مطالعه ادبیات بهوسیلة راهبهها بود. در اوایل دهه 1130، الوئیز و آبلار مجموعهای از نامههای عاشقانه و مکاتبات مذهبی خود را به طبع رساندند. در سه عنوان از اصیلترین آثار ادبی آبلار موضوع رابطه وی با الوئیز بهعنوان موضوع اصلی اثر بهکار گرفته شده است. برای مثال در «مدیحه ارواح» (Hymnarius Paraclitensis) وی شش نفرین و ورد مربوط به گناه و عذاب را بر زبان شخصیتهای انجیلی مینشاند.در میان آثار وی در زمینه فلسفه کتاب «آری و نه» (Sic et non, 1136) برجستهترین اثر محسوب میشود. در «داستان بیچارگی من» (Historia calamitatum, 1136) به روایت رابطة نامشروع خویش با الوئیز و نتایجی که براعتقادات مذهبی وی داشته است میپردازد.محمدعلی سلمانی ندوشن
Abe Lincoln in Illinois \'āb-'liŋ-kən…'il-ə-'noi, 'noiz\
این نمایش، که در 1939 برنده جایزه پولیتزر شد، درباره زندگی و شغل لینکن است- از اولین روزهای ناموفقی که در سِمَت رئیس پست در منطقه نیوسیلم ایلینوی کار میکرد تا زمان اولین اقدام موفقش برای ورود به عرصه سیاست محلی، رابطهاش با مری تاد و مناظرههایش با استیون داگلس و در نهایت انتخابش به ریاست جمهوری و عزیمت قریبالوقوع به واشنگتن دی. سی. در 30 سال بعد.زینب مشتاقی
نمایشنامة دوم از کاربرد زور از سوی متصدیان علیه ظالمین دفاع میکند.آبل علوم سیاسی خواند، اما بعد از آن در پاریس بهعنوان طراح صحنه کار کرد. او سپس غیرمتعارفترین مرد صحنة تئأتر در دانمارک شد. هم بهعنوان یک نمایشنامهنویس خلاق و هم بهعنوان طراح صحنهای که استفادة کاملی از ابزار فنی تئاتری میکرد تا به جلوههای صحنة جدید و چشمگیری دست یابد. نمونه این موارد را میتوان در «روزهایی روی ابر» (Daga paa en Sky, 1947)، و «فریاد» (Skrige, 1961) مشاهده کرد.زینب مشتاقی
آبنتویئرومان نوعی رمان است که در آن، جنبههای سرگرمکننده ماجراهای قهرمان داستان روایت میشود و درعینحال نیمنگاهی هم به موضوعات جدیتر در آن وجود دارد. نمونهای از این آثار را میتوان داستان قرن هفدهمی «ماجراهای سیمپلیکیسیموس» (Der Abentheurliche Simplicissimus) نوشته ﻫ. ی. ک. فون گریملسهاوزن دانست. قسBILDUNGSROMAN.محمدعلی سلمانی ندوشن
ابرکرامبی در کالج مَلوِرن، ووسترشر و همچنین کالج اوئینز منچستر تحصیل کرد؛ سپس روزنامهنگار شد و به سرودن شعر پرداخت. اولین کتابش «میان پردهها و اشعار» (1908Interludes and Poems,) بود و به دنبال آن «مری و تمشک جنگلی» (Mary and the Bramble, 1910)، شعری دراماتیک (دبورا) به نام«مظاهر عشق»(Emblems of Love, 1912)، و اثری منثور با عنوان «گفتوگوهای نظری» (Speculative Dialogues, 1913) منتشر شد. اینها با قدرت تغزلی، روشنبینی، عشق و علاقه به زیبایی طبیعی و عرفان همراهاند. ابرکرامبی همچنین اشعاری را به سبک شعر عصر جورج سرود. بعد از جنگ جهانی اول به سمت اولین مدرس شعر در دانشگاه لیورپول منصوب شد. آثار وی در حوزة نقد شامل «مقالهای در زمینه نظریه هنر» (An Essay Towards a Theory of Art, 1922) و «موسیقی و معنای شعر» (Poetry, Its Music and Meaning, 1932) است.زینب مشتاقی
این نمایش براساس افسانهای نوشته شده که اغوا شدن شاکونتله، زن زیبارو، از پادشاه دوسیانتا و سپس طرد او و فرزندش و بعد دور هم جمع شدن مجدد آنها در بهشت را روایت میکند. این افسانة حماسی، مهم است زیرا بچهای که به دنیا میآید بهاراتا است که نام نیای بزرگ ملت هند است. کالیداسه داستان را بهصورت غزل روستایی عشقی روایت میکند که شخصیتهای آن آرمانی اشرافی، ناب و دستنخورده را ارائه میدهند: دختر، احساساتی، عاطفی، فداکار، کمی پرجنبوجوش اما خلق شده برای اینکه با لطافتهای طبیعی زندگی کند و پادشاه، اولین خادم دِهَرما (قانون دینی و اجتماعی و وظایف)، حامی نظم اجتماعی، قهرمان مصمم اما حساس و کسی که بهسبب عشق گذشتهاش در رنج است. طرح و شخصیتهای داستان بهعلت تغییرات ایجادشده از سوی کالیداسه باورپذیر شده و در داستان ظاهر گشتهاند: دوسیانتا، مسؤول جدا شدن عاشقها از یکدیگر نیست، او فقط با توهم و خیال بهواسطه لعن و نفرین از سوی یک پیشگو کار میکند. همانند سایر آثار کالیداسه، زیبایی طبیعت با زیبایی و ظرافت دقیق استعاره توصیف شده است.زینب مشتاقی
اَبیش دوران کودکیاش را در شانگهای چین گذراند، جاییکه خانوادهاش از اروپای تحت اشغال نازی به آنجا پناه برده بودند. در 1949 به اسرائیل رفتند. او در آنجا، در ارتش خدمت کرد و بهشدت به معماری و نویسندگی علاقهمند شد. در 1957 به ایالات متحده عزیمت کرد و در 1960 تبعة آنجا شد. او از 1975 در چندین دانشکده و دانشگاه شرق ایالات متحده تدریس کرد.در «افریقای الفبایی» (Alphabetical Africa, 1974) اولین فصل از 52 فصل کتاب (دو تا 26 تا) تنها دربردارنده کلماتی است که با حرف A شروع شدهاند؛ فصل دوم، کلماتی که با حرف B شروع میشوند، اضافه میشود و همینطور بهترتیب حروف الفبا جلو میرود و دوباره برمیگردد. «تقابل اذهان» (Minds Meet, 1975) مجموعه داستان کوتاهی است که در آن، زبان بهجای آنکه اطلاعات خاصی را منتقل کند، بهصورت نمادین مورد استفاده قرار میگیرد. «در آینده کامل» (In the Future Perfect, 1977) چند داستان کوتاه تجربی را ترسیم میکند که در آن، کلمات بهگونهای نامعمول در کنار هم قرار میگیرند. «آلمان چطور است» (Wie Deutsch ist es, 1980)، که آن را بهترین اثر ابیش میدانند، رمانی چندلایه درباره آلمان پس از جنگ و گذشتهاش است. مجموعه شعر «محل دوئل» (Duel Site, 1970)؛ چند روایت با نام «99: معنای جدید» (99: The New Meaning, 1990)؛ و رُمان «تب کسوف»(Eclipse Fever, 1993) از دیگر آثار اوست.مسعود امیرخانی
هوراس، شاعر و منتقد لاتین، به نشانة تأیید در «فن شعر» (Ars poetica) اظهار میکند که هومر داستان جنگ تروا را با توصیف تخم دوقلویی که هلن از درون آن متولد شد، شروع نمیکند. قسIN MEDIAS RESمسعود امیرخانی
براساس کتاب مقدس سفر پیدایش، ابراهیم زادگاهش شهر اور واقع در بینالنهرین را ترک کرد تا به دستور خدا، در سرزمینی نامعین، که بعدها کنعان نامیده شد، کشوری جدید را بنیاد گذارد. او بیهیچ پرسشی، فرمان الهی را اطاعت کرد چرا که حق، مکررا ًبه او وعده داده بود که ذریه او این سرزمین را به ارث خواهند برد.ابراهیم در آثار ادبی بعدی شامل«پیرز پلومن» (Piers Plowman) و در بسیاری از نمایشهای دینی قرون وسطا و نیز در«فرشته سنگی» (The Stone Angel) اثر مارگرت لارنس در بین شخصیتها حضور دارد.زینب مشتاقی
Abraham Lincoln: The War Years \'ā-brә-'ham- liη-kәn\
این اثر جایزه پولیتزر 1940 را در بخش تاریخ دریافت کرد.سندبرگ، پس از موفقیت زندگینامه «ایبرهم لینکن: سالهای چمنزار» (Abraham Lincoln: The Prairie Years) در 1926، به زندگی لینکن پس از 1861 روی آورد و برای تحقیق و نگارش آن، یازده سال تلاش کرد. این زندگینامه هم بهعلت سبک ژورنالیستی نویسنده و هم بهسبب ستایش سفتوسخت نویسنده از سیاست اصلاحات لیبرال فرنکلین دی. روزولت معروف است. سندبرگ معتقد بود هر دو رئیسجمهور، بیانگر صدای مردم امریکا بودند. این زندگینامه از جنبههای بسیاری اعتقاد او را به نحوه عمل دموکراسی از طریق حکمرانی یک رهبر دلسوز و استثنایی نشان میدهد.مسعود امیرخانی
ایبرهمز افریقای جنوبی را در بیست سالگی ترک کرد، ابتدا در بریتانیا و سپس در جامائیکا ساکن شد. وی به سمت سردبیری نشریه West Indian Economist منصوب شد و مسؤولیت شبکه رادیویی خبر با عنوان خبر «وست ایندین» را تا 1964 بهعهده داشت که از آن پس، خود را بهصورت تماموقت وقف کار نویسندگی کرد.هرچند وی از 1956 در جامائیکا زندگی میکرد، اما حالوهوای اغلب آثار وی، در تجربیات دوران حیات او در افریقای جنوبی ریشه داشت. در یکی از نخستین آثار خود با عنوان «پسرک معدنچی» (Mine Boy, 1946) از پسری روستایی میگوید که دست سرنوشت وی را به شهری صنعتی در افریقای جنوی کوچانده که فرهنگی بیگانه و سلطهگر بر آن حاکم است. اثر دیگری از وی که بهلحاظ محتوا، بخشی از آن مبتنیبر زندگی خود نویسنده است، به موضوع تقلّایش برای حیات در مناطق فقیرنشین شهر ژوهانسبورگ میپردازد؛ عنوان این اثر «فریاد کن آزادی: خاطراتی از افریقا» (Tell Freedom: Memories of Africa, 1954) است که در 1970 با بازنگری به چاپ مجدد رسید. رمان دیگری از وی با عنوان «مسیر تندر» (The Path of Thunder, 1948)، که به زبانهای بسیاری ترجمه شد، به تصویر زندگی عاشق و معشوقی غیر همنژاد میپردازد که زیر سایه سنگین تفکیک نژادی به عشقبازی میپردازند. «شکست مذبوحانه» (Wild Conquest, 1950) به روایت کوچ اجباری سیاهان به سمت شمال میپردازد و «شبی خودمانی» (A Night of Their Own, 1965) زندگی خطرناک هندیتباران در افریقای جنوبی را روایت میکند. سایر آثار ایبرهمز «تاج گلی برای یودامو» (A Wreath for Udomo, 1956/ چاپ مجدد آن در 1971 با تغییراتی انجام شد)، «اکنون این جزیره» (This Island Now, 1966 / در 1971 با تغییراتی تجدید چاپ شد)، و «چشماندازی از کویابا» (The View from Coyaba, 1985) نام دارند.محمدعلی سلمانی ندوشن
ابرامف، که از نسل کشاورزان بود، در دانشگاه دولتی لنینگراد تحصیل کرد و بهعلت گذراندن خدمت سربازی در جنگ جهانی دوم، تحصیل خود را ناتمام گذاشت. در 1951 از دانشگاه فارغالتحصیل و سپس تا 1960 در آنجا به تدریس مشغول شد. در این زمان، او نویسندهای تماموقت شده بود. مقالهاش به نام «مردم روستای کالخوز در نثر پس از جنگ» (Lyudi kolkhoznoy derevni v poslevoyennoy proze, 1954)، که به مخالفت با مقامات میپرداخت، تصویر زندگی روستایی در نظام کمونیستی را ترسیم میکرد، و ازسوی اتحادیه نویسندگان محکوم شد. در مقاله بعدی، که موجب اخراج او از کادر سردبیری روزنامه Neva شد، ابرامف لغو قانونی را درخواست کرد که کشاورزان را از داشتن گذرنامه مسافرتهای داخلی محروم میکرد؛ او همچنین از تخصیص سهم بیشتر سود کار کشاورزان به خود آنها حمایت کرد. اولین رمان او «برادران و خواهران» (Bratya i syostri, 1958) به محرومیتها و زندگی سخت روستاییان شمال روسیه در طی جنگ جهانی دوم میپردازد. دو اثر بلند دیگر او «دو زمستان و سه تابستان» (Dve zimy i tri leta, 1968) و «راه و چهارراه» (Puti-pereputya, 1973) نام دارند. داستان بلند وی از زندگی روستایی تحت عنوان «پریاسلینز» (Pryasliny, 1974) گردآوری شده و چهارمین و آخرین رمان او «خانه» (Dom, 1978) نام دارد.زینب مشتاقی
ایبرمز پس از فارغالتحصیلی از هاروارد در 1934 و پیش از بازگشت به دانشگاه محل تحصیلش برای اخذ مدرک کارشناسی ارشد و دکتری به مدت یک سال در دانشگاه کیمبریج درس خواند. در 1945 به دانشکده کورنِل ایتاکای نیویورک پیوست و در 1983 استاد ممتاز شد.ایبرمز اولین کتابش «شیر بهشت: تأثیرات پندار افیون بر آثار دکوئینسی، کِرَب، فرانسیس تامپسن، و کولریج»(The Milk of Paradise: The Effects of Opium Visions on the Works of De Quincey, Crabbe, Francis Thompson, and Coleridge, 1934) را زمانیکه دانشجوی کارشناسی بود نوشت. با دومین اثرش «آینه و چراغ: نظریه رمانتیسم و سنت نقد»(The Mirror and the Lamp: Romantic Theory and the Critical Tradition, 1953) به خیل نظریهپردازان ادبیات رمانتیک پیوست. عنوان این کتاب، دلالت بر دو استعاره دارد که ایبرمز بدینوسیله، قرن هجدهم و نوزدهم را بهترتیب توصیف میکند؛ اولی به مانند انعکاسی خشک و عقلانی از واقعیت بیرونی و دومی مانند نوری که هنرمندان بر جهانهای درونی و بیرونیشان میتابانند؛ اثر بعدی او «ماوراءالطبیعهگرایی طبیعی»(Natural Supernaturalism, 1971) دامنه دسترسی گستردهتری از حساسیت رمانتیسم، از جمله مفاهیم دینی و تأثیر آن بر ادبیات نوین را مورد پژوهش قرار میدهد. مقالات انتقادی او در «نسیم موافق»(The Correspondent Breeze, 1984)، و «کارها را با متن انجام دادن» (Doing Things with Texts, 1989) گردآوری شدند.مسعود امیرخانی
نسخهای از اثر اصلی که با حذف کلمات، با التزام به حفظ و لطمه نخوردن به معنای اصلی، کوتاه یا خلاصه شده باشد. وقتی تلخیص با هدف ممیزی صورت گیرد، از آن با عنوان پاکسازی یاد میشود.نک BOWDLERIZEزینب مشتاقی
تصویری که از ابسالوم در فصل دوم کتاب سمیوئل صفحات (19-13) ارائه میشود، اینگونه القا میکند که وی بهلحاظ جذابیت فردی، گستاخی قانونشکنانه و سرنوشت غمانگیزش، همان آلکیبیادس در عهد عتیق است. از او بهعنوان قاتل برادر ناتنیاش اَمنون- پسر ارشد داوود که به خواهر ناتنیاش، تیمر(تامار)، تجاوز کرد- یاد شده است. بهعلت این کار، او تبعید شد، امّا بالأخره با میانجیگری ایوب، دوباره مورد توجه واقع شد و از تبعید رهایی یافت. وقتی بعدها بر سر جانشینی داوود بیثباتیهایی رخ داد، وی دست به شورش زد و سرانجام ایوب او را کشت.آثار ادبی متأخری که جنبههای زندگی ابسلم را توصیف میکند «ابسلم و اکیتُفِل» (Absalom and Achitophel)اثر جان درایدن و «گریه کن، سرزمین محبوب» (Cry, the Beloved Country) اثر اَلن پِیتُن هستند.زینب مشتاقی
روایت اصلی که در میسیسیپیِ قرن نوزدهم رخ میدهد، تلاشهای تامس ساتپن را بازگو میکند که با برپایی و تحکیم یک امپراتوری بردهداری به نام «صد ساتپن» در مرز، سعی دارد اصل و نسب دودمانش را ارتقاء دهد. عقیده افراطی ساتپن درباره برتری نژادی، نزدیکترین روابط او را تضعیف میکند و باعث سقوطش میشود. کشتزار او در پایان رمان ویران میشود و تنها وارث زندة او نوهای دورگه و کندذهن است.داستان دیگری که دربرگیرندة این داستان اسطورهای است، کوشش دهههای بعد جوانی اهل میسیسیپی به نام کوئنتین کامپسن در هاروارد (نوه یکی از آشنایان ساتپن) است. او میخواهد با اشارات ضمنی داستان با منطقه بومی خود کنار بیاید. این کتاب، که بهسبب سبک مغلق و روایت پیچاپیچ و غامضش مورد انتقاد منتقدان معاصرش قرار گرفته بود، بعدها به یکی از بهترین آثار ادبیات امریکا بدل شد.مسعود امیرخانی
شعری با ابیات حماسی درباره رویدادی معاصر که در آن ضدکاتولیکها، بهخصوص کنت شافتسبری، تلاش کردند از ولیعهدی جیمز، دوک یورک، که کاتولیک شده بود و برادر کینگ چارلز دوم و از تبار کسانی که حق جانشینی دارد، به نفع پسر نامشروع (اما پروتستان) پادشاه، دوک مانمت، جلوگیری کنند. درایدن عنوان اثرش را براساس روایتی از عهد عتیق (کتاب مقدس) اقتباس کرده که در کتاب سمیوئل (19-13) آمده است؛ این فصلها داستان ابسلم، پسر محبوب و مورد علاقه پادشاه داوود، و دوست حقهباز وی، اکیتفل، است که ابسلم را متقاعد کرد که در برابر پدرش عصیان و شورش کند. درایدن در شعرش به همة شخصیتها نامهایی برگرفته از کتاب مقدس میدهد، چنانکه ابسلم را مانمت، اکتیفل را شافتسبری، و دیوید را چارلز دوم درنظر میگیرد. علیرغم جو ّضدکاتولیک آن ایام، تجزیه و تحلیلهای روشن و متقاعدکننده درایدن از انگیزههای توطئهگران به حفظ مقام دوک یورک کمک میکند.قسمت دوم شعر، که بیشتر آن را نَهوم تِیت نوشته، حاوی 200 بیت از درایدن است که رقبای ادبی وی، تامس شدوِل و الکینا ستل، را مورد خطاب قرار داده است. این شعر در 1682 منتشر شده است.زینب مشتاقی
ابزی در کاردیف بزرگ شد. درس پزشکی خواند و در 1950 پزشکی خود را تمام کرد. از 1949 تا 1954 سردبیر مجله ادبی Poetry and Poverty بود و از 1951 تا 1955 در نیروی هوایی سلطنتی خدمت کرد. بعد از آن، بهصورت پارهوقت در کسوت پزشک در کلینیک لندن کار کرد، درحالیکه بهصورت آزاد، کار نوشتن خود را پیگرفت.ابزی، که بهسبب شعرش معروف است، اولین کتاب نظمش را به نام «بعد از هر چیز سبز» (After Every Green Thing, 1948) به سبکی دکلمهای و در ادامه «قدم زدن زیر آب» (Walking under Water, 1952) رانوشت. او اعتبار و پختگیاش را با کتاب «مستأجران خانه» (Tenants of the House, 1957) بهدست آورد که در آن دغدغههای سیاسی و اخلاقی را با زبان تمثیل بیان میکند. کتاب «اشعار، طلاجویان سبز» (Poems, Golders Green, 1962) هویت اجتماعی شاعر را مورد بررسی قرار میدهد. با این اثر، کارهای ابزی بهشدت شخصی میشوند و این روند را در کتاب «یک ناامیدی کوچک» (A Small Desperation, 1968) و اثر تحسینشدة «سرزمین شادی» (Funland, 1973) ادامه میدهد. سرزمین شادی تمثیلی نُه بخشی و ادامهدار است که به موضوع جستوجوی معنی در دنیای یک دیوانهخانه میپردازد. «راهی به بیرون در مرکز» (Way Out in the Centre, 1981 / عنوان امریکایی «یک پا بر روی یخ») با مشخصة شوخطبعی سیاهاش، زندگی ابزی را در کسوت یک پزشک کاوش میکند. «کت سفید، کت بنفش: مجموعه اشعار» (White Coat, Purple Coat: Collected Poems, 1948-1988) و «یاد جنایات گذشته»(Remembrance of Crimes Past, 1990) در 1990 و 1989 منتشر شدند.مهمترین رمان ابزی «خاکستری روی آستین یک مرد جوان» (Ash on a Young Man's Sleeve, 1954) است. «روزی روزگاری مردی از کاردیف» (There Was a Young Man from Cardiff, 1991) داستانی دنبالهدار است. آثار تئاتریاش «سگهای پاولوف» (The Dogs of Pavlov, 1973) و «فیثاغورس» (Pythagoras, 1979) هستند.مسعود امیرخانی
استقلال ذاتی و رها بودن از روابط و وابستگیهای بیرونی. در نقد ادبی، یک فرد مطلقگرا بر این باور است که برای قضاوت درباره یک اثر ادبی معیارهای تخطیناپذیری وجود دارد و اینکه ارزشهای پایه و تغییرناپذیری وجود دارند که مبنای ارزشگذاری اثر هنری را تشکیل میدهند.مسعود امیرخانی
Absolute, Sir Anthony and Captain Jack \sər-'anth-ə-nē-'ab-sə -'lüt… 'kap-tən-'jak\
سر اَنتونی نجیبزاده ثروتمندی است که فرزندش کاپیتان جک، خود را به هیأت فقیری به نام انساین بورلی در میآورد تا بتواند نظر لیدیا لنگوئیش را، که افکار رمانتیکی درباره ازدواج با یک فقیر دارد، به خود جلب کند.اصغر اسمعیلی
خلاصهای از نکات اصلی که در مکتوبات میآید و در آنها عموماً به اصلیترین مطالب موجود در متن بهصورت بسیار خلاصه پرداخته میشود. همچنین به هر چیزی اطلاق میشود که به شکل بسیار کلی به خلاصه کردن مفاهیم و مطالب اصلی چیز دیگر میپردازد.اصغر اسمعیلی
اصطلاحی است که ادیت سیتول، شاعر انگلیسی، برای توصیف شعری وضع کرده که در آن در انتخاب کلمات، کیفیّت شنیداری آنها بر نحوه نگارش یا معنی آنها ترجیح داده میشود. نمونه آن شعر «آواز مردمی» سیتول است که در زیر میآید:The red retriever-haired satyrCan whine and tease her and flatter,But Lily O’Grady,Silly and shady,In the deep shade is a lazy lady;Now Pompey’s dead, Homer’s read,Heliogabalus lost his head,And shade is a on the brightest wing,And dust forbids the bird to sing.اصغر اسمعیلی
ابوالعتاهیه («پدر گمراهی») از خانواده موالی و از فقیران غیرعربی بود که از مزدوران محافظ قبیله عرب عنزه بودند. فقر خانوادگی، مانع تحصیل رسمی ابوالعتاهیه شد که میتواند دلیل بر سبک شعری بدیع و غیرسنّتی وی باشد. او سرودن غزل (اشعار غنایی) را از سالها پیش، زمانیکه در کوفه بود، شروع کرد. این غزلها بعدها موجب سوء شهرت و نیز جلب لطف خلیفه معروف، هارونالرشید، به وی شد. بااینحال، شهرت ابوالعتاهیه در اشعار زاهدانه سالهای بعد وی معروف به «زهدیّات» که در 1071 بهوسیلة محقق اسپانیایی ابن عبدالبّر جمعآوری شد، باقیمانده است. در زهدیّات، احساسش از آزردگی اجتماعی را در ابیاتی که اشخاص ثروتمند و قدرتمند را با ترس و وحشتهای مرگ نشانه میگیرد وصف میکند. این اشعار، طرفداران پرشوری در میان تودههای مردم پیدا کرد.
ابوالفدا از فرزندان ایوب، پدر صلاحالدین، بنیادگذار سلسله ایّوبیان سنّی مذهب بود (اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم) که پیش از تولد وی بهوسیله ممالیک، در مصر و مناطق دیگر، جانشین شدند. ابوالفدا در 1285 پدر و عموزادهاش را در محاصره قلعه جنگجویان صلیبی بهوسیلة ممالیک همراهی کرد. ابوالفدا به حاکم منصوب از سوی ممالیک حماه خدمت کرد تا اینکه اولینبار در 1310 حاکم حماه و در 1312 ولیعهد مادامالعمر کشور شد. در 1320 پس از سفر به مکه همراه با مملوک، سلطان الناصر محمد به او عنوان الملکالمؤید و مقام سلطان اعطا شد.ابوالفدا خود دانشمند و دوستدار و حامی دانشمندان بود. دو اثر مهم وی یکی تاریخی است به نام «تاریخ مختصر بشر» شامل تاریخ قبل از اسلام و دوره اسلامی تا 1329 و دیگری، کتاب جغرافی به نام «موقعیتیابی سرزمینها» (1321). هر دو اثر اقتباس از نویسندگان دیگر هستند و اثر جدیدی نیستند و وی به آنها مطالبی را اضافه و آنها را تدوین کرده است. این کتابها در زمان خودشان در خاورمیانه مورد توجه بودند و شرقشناسان اروپایی قرون هجدهم و نوزدهم قبل از اینکه منابع قدیمیتر در دسترس باشند، بیشتر از این آثار استفاده میکردند.
Abu ’l-Fadl ‘Allāmī \a -'bul-'fad-¡l-a-'la-'mē\
ابوالفضل علّامی نزد پدرش، که استاد برجستهای بود، تحصیل کرد و پس از تدریس در مکتب پدرش، در 1574به اکبر معرفی شد. در 1599 در دکن به فرمانداری نظامی منصوب شد. وی خود را در مقام یک سرباز و مدیر اجرایی به اثبات رساند. علّامی، در زمان شورش سلیم (که بعد امپراتور جهانگیر نامیده شد)، فرزند اکبر، به دربار فراخوانده شد ولی به دستور سلیم، در مسیر متوقف شد و به قتل رسید.موفقیت عمده ادبی ابوالفضل علّامی در نگارش تاریخ اکبر و اجداد او به نام «اکبرنامه» است که با «آینه اکبری» خاتمه مییابد و شامل راهنمای عملیات فرمانداری (از خزانه جواهرات گرفته تا اصطبلهای فیل و اخذ مالیات) و شرحی بر فرهنگ و دانش هندی است.
وی در یازده سالگی به همراه خانواده از روستاییِ کوهستانی در لبنان، به شهر اسکندریه در مصر مهاجرت کرد. در 1911 اولین مجموعه شعر خود را در اسکندریه به چاپ رساند. سال بعد، به ایالات متحده مهاجرت کرد و در سینسیناتیِ ایالات اوهایو ساکن شد؛ آنجا به همراه برادرش بهکار پرداخت. در 1916 به نیویورک مهاجرت کرد و در آنجا سردبیر چندین روزنامه و مجله شد. در 1929 دوماهنامه خود را با عنوان As-Samir («همنشین») راهاندازی کرد و در 1936 آن را به روزنامه تبدیل و تا زمان مرگش، آن را منتشر کرد.ابو مادی در 1916 دفتر شعری را منتشر کرد و در 1927 نیز دفتر شعر دیگری با عنوان «جویبارها» انتشار داد. «مرغزارها» را در 1946 در بیروت منتشر کرد و دفتر شعر دیگرش با عنوان «طلا و خاک» نیز به سال 1960 پس از مرگ وی، در همانجا منتشر شد. شعر وی بهواسطه بیان شیوا و زبان طبیعی و تسلطش بر الگوهای سنتی شعر عرب، از محبوبیت فراوانی برخوردار است.
وی، که از نژادهای ایرانی و عرب بود، در شهرهای بصره و کوفه بهترتیب نزد ولیبه بن الحباب و خلف الاحمر تحصیل کرد. ابونواس در اولین ورود خویش به دربار خلافت عباسی در بغداد، موفقیت چندانی کسب نکرد. همدستی وی با برمکیان (وزرای خلافت عباسی) باعث شد به هنگام افول دوران اقتدار برمکیان، به مصر بگریزد و در آنجا پناهنده شود. به هنگام بازگشت به بغداد، مدیحههایی که در نعت هارونالرشید و امین سرود، وی را به شهرت رساند و همین امر، باعث شد تا هنگام مرگ به زندگی پر از موفقیت خویش در دربار خلفای عباسی ادامه دهد.زبانی که ابو نواس در سرودن قصیدههای رسمی خویش بهکار میگرفت، زبان عربی سنتی بود ولی موضوعات بهکار گرفته در این قصاید، به زندگی شهری مربوط میشد و ارتباطی به بادیهنشینی نداشت. بیشترین شهرت وی بهواسطه اشعاری است که در موضوعات شراب و شاهدبازی سروده است. در جایجای اشعار وی میتوان رد پای طنز و کنایه را مشاهده کرد که منعکسکننده لطافت طبع، توأم با بدبینی است که وی در طول حیات خویش از طریق خوشگذرانی و تعقیب لذایذ دنیوی کسب کرده است.
ابو رشاح در دانشگاه دمشق در سوریه، دانشگاه امریکایی بیروت در لبنان و دانشگاه منچستر در انگلستان، تحصیل کرد. وی از نخستین نویسندگان مجلة ادبی مشهور مصر، Apollo، بود و از 1940 به کتابداری در حلب سوریه مشغول بود.در 1949 اشعار وی، که روزبهروز به جنبههای سیاسیشان افزوده میشد، مورد توجه دولت نظامی قرار گرفت. وی سالیان زیادی در مناصب سیاسی متعددی خدمت کرد که از جملة آنها منصب سفارت در برزیل، آرژانتین، هند و ایالات متحده بود.وی بعد از بازنشستگی، در عربستان سعودی اقامت کرد. ابو رشاح نمایشنامههای منظوم و چندین مجموعة شعر عربی منتشر کرد که یک مجموعه از اشعار او به انگلیسی و با عنوان «حرکت در مسیر» (Roving Along) ترجمه شده است.
ابو تمّام نام خانوادگی مسیحی خود را تغییر داد و برای خودش شجرهنامهای عربی جعل کرد. در جوانی در دمشق شاگرد کارگاه بافندگی بود، اما با رفتن به مصر به مطالعه روی آورد. در زمان معتصم خلیفه (حک.832 – 842 م) شهرتی برای خود بهدست آورد. معاشرت و رفتوآمدش به دربار معتصم، موجب شهرت بیشتر وی شد. او در دربار معتصم، برجستهترین مداح عصر خود گشت. به ارمنستان و نیشابور سفر کرد و در بازگشت از این سفر، شروع به تألیف حماسه کرد. دیوان ابوتمام یا مجموعه اشعار ابوتمام، بهطورکلی به حوادث برجسته تاریخی زمان خودش میپردازد.
این واژه میتواند یکی از سه معنای مشخص زیر را داشته باشد: 1- یک مجموعه آب زیرزمینی محصور که برطبق عهد عتیق، زمانی اقیانوسی پیرامون زمین بود. 2- مناطق دوزخی شامل محل اقامت مردگان و قدرتهای شیطانی و جاییکه آدمهای شریر بهسزای اعمالشان میرسند. 3- جرمی بینظم که زمین و آسمانها از آن خلق شدند.
فرهنگستان ادبیات فرانسه که نخستوزیر کاردینال دو ریشلیو آن را در 1634 بنیاد گذاشت و در 1635 به ثبت رسید و غیر از وقفهای که در زمان انقلاب فرانسه بهوجود آمد، تاکنون به فعاّلیت خود ادامه داده است. هدف اصلی آن حفظ معیارهای ذوق ادبی و پایهگذاری زبان ادبی بود. اعضای آن 40 نفر هستند. هرچند این فرهنگستان بهگونهای محافظهکارانه و مخالف ابداعات ادبی در مضمون و شکل فعالیت میکند، اما درعینحال، اعضای آن جزو نامداران ادبیات فرانسه بودهاند که برخی از آنان عبارتانداز: پیئر کورنی، ولتر، ژان راسین، شاتوبریان، ویکتور هوگو، ژوزف- ارنست رونان و آنری برگسون. مارگریت یورسنار اولّین زنی بود که در 1980 برای عضویّت در این فرهنگستان انتخاب شد.
در پایان قرون وسطا در اروپا، فرهنگستانها ابتدا در ایتالیا برای تحقیق در ادبیات و فرهنگ یونانی و رومی و پس از آن مطالعه در ادبیات ایتالیا شکل گرفتند. یکی از قدیمترین آنها فرهنگستان افلاطون بود که در 1442 در فلورانس بنیاد گذاشته شد. فرهنگستانهای ادبی در قرون شانزدهم و هفدهم، بهسرعت در سراسر ایتالیا پدیدار شدند که مشهورترین آنها فرهنگستان کروسکا بود.فرهنگستان فرانسه، که بعدها معروفترین فرهنگستان ادبی اروپا شد، در 1635 آغاز بهکار کرد. فرهنگستان سلطنتی اسپانیا در 1713 برای حفاظت از زبان اسپانیایی، تأسیس شد و شاخصترین فرهنگ لغت زبان اسپانیایی را با همین هدف منتشر کرد. فرهنگستانهای علوم، در قرن شانزدهم، آغاز به کار کردند و فرهنگستانهای هنرهای زیبا، موسیقی، علوم اجتماعی، پزشکی، معدن و کشاورزی از قرن هجدهم به بعد شکل گرفتند. بیشتر کشورهای اروپایی اکنون یک فرهنگستان یا انجمن فرهیختگان دارند که یا بهوسیلة دولت تأمین مالی میشوند و یا به نوعی مرتبط با دولت هستند.ایالات متحده مانند بریتانیای کبیر، کانادا و سایر کشورهای انگلیسیزبان، هیچگونه فرهنگستان علوم و ادبیات دولتی ندارد؛ چرا که در این کشورها عقیده بر این است که فرهنگ، مقولهای است که باید در حوزه فعالیت بخش خصوصی باقی بماند.نخستین انجمن فرهیختگان در سرزمینی که قرار بود در آینده ایالات متحده نام گیرد، بهدست بنجمین فرنکلین در 1743 تأسیس و «جامعه فلسفی امریکا» نامیده شد. فرهنگستان امریکایی دیگری با عنوان فرهنگستان هنر و علوم امریکا در 1779 بنیاد گذاشته شد که رقیب آن تلقی گردید. فرهنگستان ملّی علوم در 1863 در واشنگتن دی. سی. تأسیس شد.
در عروض به معنای کامل بودن وزن هر مصراع است (یعنی حذف نشدن آخرین هجا در آخر مصراع) نقطه مقابل آن مزاحف (catalexis) یا محذوف بودن هجای نهایی یک بیت است.
در عروض به نظم حاکم بر هجاهای تکیهدار هر بیت اطلاق میشود که معمولاً دارای فواصل یکسانی از همدیگر هستند. عبارت تکیه (accent) اغلب مترادف با تأکید (stress) بهکار میرود، گرچه برخی از اهل عروض تکیه را به معنی نوعی از تأکید میدانند که معنای معمول کلمه آن را نشان میدهد؛ درحالیکه تأکید به معنی تأکیدات مربوط به وزن است. قسSTRESS
کرکر کوئین و چارلز شتک، این مجله را بنیاد نهادند که نسخهای تحولیافته از نمونه پیشین آن، با عنوان Direction بود که کوئین آن را در ایام تحصیل خود منتشر میکرد. اکسنت برخی از بهترین نمونههای نوشتههای معاصر را بهعلت جدید بودن مطالب و نویسندگان معروف منتشر کرد. از جملة این نویسندگان میتوان والیس استیونز، کترین اَن پورتر، ویلیام گَس، جیمز تی. فَرِل، یودورا ولتی، تامس من، برتولت برشت و ریچارد رایت را نام برد.
این نوع شعر مبتنیبر تعداد تکیهها یا ضربها و تعداد هجاها در هر بیت شعر است؛ برای مثال یک ایامبیک پنجرکنی متشکل از پنج رکن است که هر یک شامل یک وتر مجموع (ایامب، یا هجای بدون تکیه + هجای تکیهدار) است. اگرچه شعر هجایی – ضربی بسیار دقیق و ثابت است، اما تغییرات، هم در محل قرار گرفتن هجاهای مؤکد و هم در تعداد هجاها، اغلب مجاز است. نیز نکMETER
در شعر ضربی، تعداد کل هجاها در یک بیت، میتواند متغیر باشد؛ مشروط بر اینکه تعداد از پیش تعیینشده هجاهای تکیهدار ثابت بماند. این نظام عروضی در اشعار زبانهای خانواده آلمانی قدیم، شامل انگلیسی کهن و اسکاندیناوی کهن و همچنین در برخی شعرهای انگلیسی امروز بهکار میرود. شعر “What if a Much of a Which of a Wind” اثر ای. ای. کامینگز نمونهای از شعر ضربی است. در ابیاتی از این شعر که در زیر آمده است، تعداد تکیهها (ضربها)، چهار است درحالیکه تعداد هجاها، بهازای هر بیت از هفت تا ده متغیر است:what if a much of a which of a windgives the truth to summer's lie; bloodies with dizzying leaves the sun and yanks immortal stars awry$1blow king to beggar and queen to seem(blow friend to friend: blow to time)-when skies are hangel and oceans drowned, the single secret will still be manنیز نکMETER
گونهای از طنز که در آن، فرد به بیتوجهی یا خودداری از انجام کاری وانمود میکند که خواهان آن است. دور شدن روباه از باغهای انگور در داستان آیسوپ نمونهای از این سبک است. نمونه دیگر کلاسیک آن، امتناع اولیه سزار از پذیرش سلطنت بود، رویدادی که بهوسیلة یکی از توطئهگران در نوشته ویلیام شکسپیر با نام «جولیوس سزار» (Julius Caesar) آمده است.
نمایشنامههای او (بیش از 40 عنوان شناخته شده و حدود 700 بیت محفوظ مانده) عمدتاً ترجمههایی آزاد از تراژدیهای یونانی و بسیاری از آنها از ائوریپیدس با پیرنگهای خشن، شخصیتآفرینی پرزرق و برق و بلاغت قوی است.اکشیوس همچنین رسالههای محققانه متعددی نگاشته است: «دیداسکالیکا» (Didascalica) اثری است درباره تاریخ شعر یونان و لاتین، یونان و تئاتر رومی و موضوعات ادبی دیگر؛ و «آنالس» (Annales) که بهنظر میرسد به جنبههای گاهشماری میپردازد.
توصیف کلبه من (عنوانش گاهیاوقات «کلبه ده فوت مربعی» (The Ten Foot Square Hut) ترجمه شده است) در ارتباط با تأملات شخصی بودایی است که دنیا را برای زیستن در عالم اندیشه ترک کرده و برای تهذیب نفس در کلبه کوچک کوهستانی انزوا گزیده است. این اثر بازتاب عقیده نویسنده در باب فناپذیری زندگی و شامل اندوه گذرا بهسبب بیثباتی جهان و همچنین توصیفهای مصائب طبیعی و نزاعهای خونین میان خاندانهای تائیرا و میراموتو در اواخر قرن دوازدهم است؛ با بیان این آموزه مکتب بودایی که چیزی را طلب نکردن، طریق فرا گذشتن از رنج زندگی است، این اثر به توصیف خلوتگزینی نویسنده با زندگی در مکانهای کوچکتر و باز هم کوچکتر میپردازد. حتی در آنجا نیز او درمییابد که عشقاش به کلبه کوچک، نوعی عدول از مرام ترک تعلقات مادی از جانب اوست.
در اساطیر یونان، پادشاه افسانهای سجستا (به یونانی: اَگستا) در سیسیل. مادر او، اگستا، را والدینش از تروی و برای نجات جانش از خطر بلعیده شدن بهوسیلة ماری دریایی، به خارج از تروی فرستادند. او در راه رفتن به سیسیل، خدای رودخانه کریمیسوس را ملاقات کرد و از او اسستز را باردار شد.اسستز بهطور چشمگیری در کتاب «انهئید»(Aeneid) ویرژیل حضور دارد و هنگامیکه آینئاس در سرزمین سیسیل پیاده شد، از او مهماننوازی کرد. ویرژیل، اسستز را برای تأکید بر رابطه اساطیری سیسیل با تروی بهکار میبرد. در افسانههای یونانی، آینئاس کسی است که نوادگانش روم را بنا کردند، اما خود به هیچ جای دیگری فراتر از سیسیل سفر نکرد. در کتاب انهاید، اسستز کار تدفین آنخیسس، پدر آینئاس، را انجام داد و تیری را تا اوج به هوا پرتاب کرد که به ستارهای دنبالهدار بدل شد که نشان از زندگی سرمدی آنخیسس داشت.
آسوادو دیاس در دانشگاه مونتهویدئو درس خواند، جاییکه اولین فعالیت سیاسیاش را انجام داد. او در جنبش انقلابی بلانکا (1880-1872) و نیز انقلاب سه رنگ (1885) شرکت داشت. وی حامی آرمان بلانکاها بود که حزبی سیاسی و روستاگرا بودند. اغلب، وی پایهگذار گاچیسمو (gauchismo = نهضت ادبی که بر نقش گاوچرانها در تاریخ اسپانیایی- امریکایی تأکید میورزید) شناخته میشود. آسوادو دیاس اغلب آثارش را در زمان تبعیدش در آرژانتین نوشت. اولین داستان او «بِرِندا» (Brenda, 1886) بود که با یک اثر سهگانه مشهور مبتنیبر داستانهای تاریخی درباره جنگهای استقلال اروگوئه (از حدود 1808 تا اواخر دهه 1820) دنبال شد که مشتمل بود بر «اسماعیل» (Ismael, 1888)، «ناتیوا» (Nativa, 1890)، «نبرد نعره افتخار» (Grito de gloria, 1893)، «انزوا» (Soledad, 1894) شاهکار اوست.
قدیمترین نسخه دستنویس کمدی موجود از آریستوفانس، که در 425 ق.م. اجرا شد. این اثر نوعی حمله صریح به حماقت جنگ است. کشاورز قهرمان این اثر، به نام دیکائپولیس، که از جنگ خسته شده بود، علیرغم مخالفت شدید زغالفروشان آشوبطلب و خواستار جنگ، به امضای معاهده صلح میان خود و اسپارتها اقدام کرد. دیکائپولیس از این معاهده شخصی استفاده کرده و در سایه آن، به تجارت با متحدان اسپارتی روی میآورد. لاماخوس، فرمانده آتنی، سعی در متوقف کردن او داشت، اما لاماخوس در پایان نمایش، شکستخورده، رنجور و غمگین بود؛ درحالیکه دیکائپولیس از زندگی صلحآمیز، غذا، شراب و روابط زناشویی لذت میبرد.
داستاننویس سرشناسی که به زبان ایگبو (ایبه) مینوشت و بهسبب توصیفات غیراحساساتی از سرگردانیهای اجتماعی و روانشناختی ناشی از رسوم و ارزشهای تحمیلی غرب بر جامعه سنتی افریقایی مورد ستایش واقع شد. دلمشغولی اصلی او افریقای تازه استقلالیافته در زمان بحران بود.آچبی رشته زبان انگلیسی را در دانشگاه ایبادان گذراند و برای مدت کوتاهی، قبل از پیوستن به کارکنان شرکت خبرپراکنی نیجریه در لاگوس، به تدریس پرداخت. او در سال 1967 در «انوگو» با همکاری کریستوفر اوکیگبو شرکتی انتشاراتی راه انداخت؛ سپس بورسیه پژوهشی دانشگاه نیجریه را دریافت کرد و مدتی بعد، استاد زبان انگلیسی شد و تا 1981 (از 1985 با عنوان استاد ممتاز) در این مقام باقی ماند.اولین داستان آچبی به نام «چیزهای جدا افتاده» (Things Fall Apart, 1958) و نیز اثر دیگر او به نام «تیر خدا» (Arrow of God, 1964) درباره زندگی سنتی مردم ایگبو زبان بود و به درگیریهای او با قدرتهای استعماری مربوط میشد که به شکل مبلّغان مذهبی و حکومت استثماری جلوه میکردند. آثار دیگر او با نامهای «دیگر راحت نیست» (No Longer at Ease, 1960)، «مردی از مردم» (A Man of People, 1966)، و «تپه مورچهها ساوانا» (Anthills of the Savannah, 1988 ) درباره اشغال و سایر ابعاد زندگی اِفریقایی پس از استعمار بود. آچبی، همچنین مجموعهای از داستانهای کوتاه، شعر، مقالات و چندین کتاب برای خوانندگان نوجوان منتشر کرد. داستانهای او به بیشتر زبانها ترجمه شدهاند.
نام رودخانهای در تسپروتیا در اپیروس یونان که پنداشته میشد در دوران باستان به هادس (سرزمین مردگان) متعلق باشد؛ چرا که در درههای عمیق و تاریکی جریان پیدا میکرد و در مکانهای مختلف به زیر زمین میرفت. یک معبد مردگان نیز در ساحل آن قرار گرفته بود. در اساطیر یونانی آکران رودخانهای در هادس است و نام آن گاهیاوقات، عموماً به جهان زیرین (دنیای مردگان) اشاره دارد. برخی رودخانههای دیگر در یونان نیز آکران نامیده میشوند که بهطور مرسوم، منظور از آنها «رودخانه اندوه» است.
او شجاعترین، جذابترین و سلحشورترین فرد سپاه آگاممنون در جنگ تروا بود. یکی از حکایتهای داستانهای غیرهومری از دوران بچگی او میگوید که مادرش اکیلیز را در آب رود استیکس فرو برد و با این عمل او را رویینتن کرد بهجز پاشنه پا که از آن قسمت او را گرفته بود که مَثَل «پاشنة آشیل» ریشه در این اسطوره دارد.از اسطورهنویسان بعدی نقل شده که پلئوس از سفیر غیبی شنید که پسرش در جنگ تروا کشته میشود، پس او اکیلیز را به دربار لوکومِدِس در اسکوروس فرستاد، جاییکه او لباس دختران را به تن کرد و بهعنوان دختری در میان دختران پادشاه سکونت گزید. یکی از دختران پادشاه به نام دیدامیا از او صاحب فرزندی شد به نام نئوپتولموس. پس سفیر غیبی، کالخاس، بشارت داد که تروا نمیتواند بدون اکیلیز باشد، ازاینرو یونانیان در پی یافتن او برآمدند و او را پیدا کردند.حماسه هومر به نام ایلیاد، داستان پس از اکیلیز را از جنگ تروا نقل میکند که شامل قتل او بهدست هکتور، پسر پریام پادشاه تروا است. آرکتینوس شاعر در اثر خود «اثیئوپوس» (Aethiopis / که دیگر در دسترس نیست) داستان ایلیاد را اینگونه ادامه میدهد که اکیلیز پس از مثله کردن پادشاه اثیئوپیا، ممنون، و ملکه آمازون، پانتهزیله، خودش نیز توسط پاریس، فرزند پریام، که تیر او بهدست آپولو هدایت گردید، کشته شد.
معلم فن بلاغت و نویسنده کتاب «لئوکیپه و کلایتوفن»(Leucippe and Cleitophon)، یکی از داستانهای عاشقانه منثور یونان که پیشرفت داستاننویسی در قرون بعدی را تحت تأثیر خود قرار داد.اطلاعات چندانی از زندگی اکیلیز در دست نیست. این داستان عاشقانه نوعی داستان پرماجرا است که در آن، عشق بر موانع بیشمار پیروز میشود. راوی اول شخص این داستان خود کلایتوفن است که اکیلیز مدعی است با او در سیدون ملاقات داشته است. سبک کار او گونهای از سبک آتیکی با طرز بیان کاملاً ناب آن و با جملات کوتاه غیرمرتبط، عبارات موازی، توصیفات دقیق و دکلمهها و شرح و بسطهای متعدد، اغلب به شکل متضاد، مثلاً درجات عشق همزمان به زنان و همجنسگرایی است. اکیلیز ابتکار جدیدی در صحنههای غافلگیرانه ابداعی تئاتر نشان میدهد (لئوکیپه، ظاهراً سه بار میمیرد، اما دوباره ظاهر میشود). اما صفت مشخصه او فقر است و پیرنگ داستان توسط وقفههای نامرتبط به پسزمینه آن منتقل میشود. داستان عاشقانه ازسوی منتقدان در روم شرقی مورد ستایش قرار گرفت و از ایام نوزایی بسیار زیاد ترجمه شد.
شاعر هلندی که استفادهاش از زبان و صور خیال سوررئال بر نسلی از شاعران، که تجربهگرا نامیده میشدند، تأثیر گذاشت.آکتربرک در اولین مجموعه شعر منتشر شدهاش با عنوان «عزیمت» (Afvaart, 1931) درونمایة جدیدی را معرفی کرد که در همه آثار او سریان دارد: قدرت جادویی زبان، بهخصوص عقیده او مبنی بر اینکه شعر میتواند احیاکننده محبوب آدمی باشد. او اغلب برای مخاطب قرار دادن محبوب که بیانگر چیزهایی همچون معشوق، خدا، مرگ، زیبایی، شعر و امر مطلق است، از نشانه آپوستروف استفاده میکند. دومین مجموعه شعر او به نام «جزیره روح» (Eiland der ziel, 1939) رگههایی از امید را به مضمون اثر میافزاید، اما لحن کتاب بعدی او «بنبست» (Dead End, 1940) حاکی از یأس و ناامیدی بود.گزیدهای چهارجلدی به نام «نهانزادگی» (Cryptogamen, 1946- 1961)، که به زبانهای زیادی ترجمه شد، شامل «سفیدبرفی» (Sneeuwwitje, 1949) است. از دیگر آثار آکتربرک «ماده» (Stof, 1946)، «اهانت شده» (Hoonte, 1949)، «عبور از آخرین شهر» (Voorbij de Laatste stad, 1955)، و «مجموعه اشعار» (Verzamelde gedichten, 1963) است.
داستاننویس امریکایی که سبک نوشتن و موضوعات مطرحشده از سوی او بازتاب احساسات پانکی موجود در فرهنگ جوانان دهه 1970 بود.اکر در دانشگاه برندایس و دانشگاه کالیفرنیا در سنت دیگو ادبیات یونان و روم باستان خواند. حرفه اولیه او از کار دفتری تا بازی در فیلمهای پورنوگرافی را شامل میشد. در 1972 عامداً، شروع به انتشار متونی خام و آشفته کرد که بهشدت از تجربة شخصی او متأثر بودند و به مثابه قیاسی ادبی با پیشرفتهای معاصر در موسیقی، مُد و هنرهای بصری بهحساب میآمد. اکر از آغاز، آشکارا، مطالب لازم را از نوشتههای دیگران، سرقت میکرد و آنها را با مهارت برای مقاصد نه چندان مثبت خویش بهکار میبرد. در نخستین اثرش تحت عنوان «زندگی کودکانه تارانتولای سیاه» (The Childlike Life of the Black Tarantula, 1973) اقدام به سرقت ادبی، محور تلاش وی برای کسب هویت است. درونمایههای مسخشدگی و گرایش جنسیِ عینی او در چندین داستان بعدی وی تحت نامهای «انتظارات بزرگ» (Great Expectations, 1982)، «دن کیشوت» (Don Quixote, 1986)، و «امپراتوری حماقت» (Empire of the Senseless, 1988) پیدرپی تکرار شده است. در 1993 کتابی به نام «مادرم: دیوشناسی» (My Mother: Demonology) منتشر کرد که حاوی هفت داستان عاشقانه بود.
رماننویس، نمایشنامهنویس، شاعر و سردبیر انگلیسی که شهرتش بهسبب عادات و رفتار نامتعارف او بود.تحصیلات اکرلی بهعلت خدمت سربازی در جنگ جهانی اول متوقف شد. او در جنگ، اسیر و بهمدت هشت ماه در آلمان زندانی شد. بعد از جنگ در 1921 از دانشکده مادلین کیمبریج فارغالتحصیل شد. وی تجربیات دوران جنگش را در نمایشنامه «زندانیان جنگ» (The Prisoners of War, 1925) مورد بررسی قرار داد. پنج ماه کار بهعنوان پیشکار خصوصی یک مهاراجه هندی در 1923، محتوای لازم را برای نگارش اثر طنزش با عنوان «تعطیلات هندو: یک مجله هندی» (Hindoo Holiday: An Indian Journal, 1932) فراهم کرد.اکرلی در 1928 به رادیو- تلویزیون بریتانیا پیوست؛ از 1935 تا 1959 سردبیر ادبیListener، هفتهنامه ادبی بی.بی.سی، بود. هرچند تا زمانی که در بی.بی.سی کار میکرد، آثار کمی منتشر نمود، اما رابطه نزدیکی با بسیاری از نویسندگان لندن و مهمترین آنها ایی. ام. فورستر پیدا کرد. طبق نظر خودش، با ارزشترین رابطه را با سگِ گرگی خود داشت؛ او با احساس زیاد در کتاب «سگم لاله» (My Dog Tulip, 1956) از رابطه عمیق عاطفی بین خود و سگش مینویسد. رمان کمدی «ما به دنیا از منظر تو فکر میکنیم» (We Think the World of You, 1960) را، که داستان عجیب عشق مردی به سگ دوستش است با الهام از تجربیات شخصی خود مینویسد. اکرلی در زندگینامة خودنگاشتی با عنوان «پدرم و خودم» (My Father and Myself /که بعد از مرگش در 1968 منتشر شد) زندگی دوگانه و شگفتانگیز پدرش را توصیف میکند که ثروتمند و واردکننده موز است و مخفیانه در دو مکان جغرافیایی جدا، دو خانواده دارد. مراسلات اکرلی با عنوان «نامههای اکرلی» (The Ackerley Letter, 1975) منتشر شده است.
داین، نامخانوادگی اصلیاش فینک (ت. 7 اکتبر 1948، واکیگان، ایلینویز، ایالات متحده) بانوی نویسنده امریکایی که آثارش غالباً علاقه او را به علوم طبیعی نشان میدهد.اکرمن در دانشگاه دولتی پنسیلوانیا (کارشناسی، 1970) و دانشگاه کُرنل در ایتاکای نیویورک (کارشناسی، 1973؛ کارشناسی ارشد، 1976؛ دکتری، 1978) تحصیل کرد. از 1980 تا 1983 در دانشگاه پیتسبرگ، زبان انگلیسی تدریس کرد و از 1984 تا 1986 برنامة نویسندگان را کارگردانی میکرد و نویسنده مقیم دانشگاه واشنگتن، سنلوئیس، در میسوری بود. از 1988 او نویسنده شاغل مجله New Yorker بود.کتاب خاطرات او با عنوان «بر بالهای افراشته» (On Extended Wings, 1985) برای نمایش در 1987 تعدیل شد. کتابهای بعدی او «تاریخ طبیعی حواس» (A Natural History of the Senses, 1990)، «ماه با نور نهنگ و دیگر ماجراها میان خفاشها، پنگوئنها، تمساحها و نهنگها» (The Moon By Whale Light, and Other Adventures Among Bats, Penguins Crocodilians, and Whales, 1991)، و «تاریخ طبیعی عشق» (A Natural History of Love, 1994) است.اکرمن موضوعاتی همچون اسیدهای آمینه، ویروسها، شبهاخترها و گلبولها را درست مشابه موضوعات دیگر دارای ارزش شعری بالا بهحساب میآورد. مجموعه شعرهای منتشر شده وی «سیارات: یک علفزار کیهانی» (The Planets: A Cosmic Pastoral, 1976)، «همسر نور» (Wife of Light, 1978)، «خانم فاستس» (Lady Faustus, 1983)، و «پلنگ خوشخنده: شعرهای جدید و منتخب» (Jaguar of Sweet Laugher: New and Selected Poems, 1991) نام دارند. اکرمن یک مجموعه برنامه رادیویی 9 قسمتی به نام «پندارهایی درباره هستی» (Ideas into the Universe, 1975) را برای رادیو و تلویزیون کانادا نوشت. او همچنین «افول آدم نوپا: خاطره یک غربی» (Twilight of the Tenderfoot: A Western Memoir, 1980) و نمایشنامه «تندر وارونه» (Reverse Thunder, 1988) را نوشت.
لوئی ویکتورین، نامخانوادگیاصلی او شوکه (ت. 30 نوامبر 1813، پاریس، فرانسه- و. 2 آگوست 1890، نیس) شاعر فرانسوی که بیشتر بهسبب آثار بدبینانه عمیقش مشهور است. او که بهوسیلة پدرش در زمینه فلسفه دانشنامهها تعلیم دیده بود، در 1838 برای تحصیل به آلمان سفر کرد و در آنجا با پول آکرمان، که یک لغتشناس آلزاسی بود، ازدواج کرد (1843). دو سال بعد شوهرش درگذشت و او برای زندگی با خواهرش به نیس رفت. در آنجا «داستانهای منظوم» (Contes en vers, 1855) و «داستانها و شعر» (Contes et poésies, 1862) را نوشت، ولی شهرت واقعی او مربوط به «شعر، اولین شعر، نخستین شعر فلسفی» (Poésies, premières poésies, poésies Philosophiques, 1874) است که اثری از نثر محزون و درعینحال فاخر میباشد که انزجار او را بر ضد درد و رنج بشریت نشان میدهد.
پیتر (ت. 5 اکتبر 1949، لندن، انگلیس) رماننویس، منتقد، زندگینامهنویس و محقق بریتانیایی که رمانهای وی نوآوری ساختاری و دورنمایی غیرمعمولی از تاریخ ارائه میدهد.اکروید در 1971 از دانشگاه کیمبریج کارشناسی ارشد گرفت و سپس بهمدت دو سال به دانشگاه ییل رفت. در 1973 به انگلستان بازگشت و بهعنوان سردبیر مجله The Spectatorکار کرد. در 1986 منتقد کتاب Times لندن شد.اکروید چندین کتاب منتشر کرد که از آن جمله دو مجموعه شعر پوچگرا، مطالعه مبدل پوشی جنسی، و زندگینامه «ازرا پاوند و دنیای او» (Ezra Pound and His World, 1980) است که در 1987 اصلاح و با عنوان جدید «ازرا پاوند» (Ezra Pound)- قبل از گرایش اکروید به داستاننویسی- به چاپ رسید. اولین رمان او به نام «آتشسوزی بزرگ لندن» (The Great Fire Of London) در 1982 به چاپ رسید و متعاقب آن «آخرین وصیتنامة اسکار وایلد» (The Last Testament of Oscar Wilde, 1983)، «هاوکسمور» (Hawksmoor, 1985) (برنده جایزه گنکور و جایزه وایتبِرِد)، «چترتن» (Chatterton, 1987)، «اولین نور» (First Light, 1989)، «موسیقی انگلیسی» (English Music, 1992)، و «خانه دکتر دی» (The House of Doctor Dee, 1993) منتشر شد. «تی. اس، الیوت: یک زندگی» (T.S. Eliot: A Life, 1984) و «دیکنز» (Dickens, 1990) دیگر آثار زندگینامهای اکروید هستند.
روسی آنAkmeist، جمع آنAkmeisty [روسی akmeist از akmē یونانی، مرتفعترین نقطه، اکمه] عضو گروه کوچک شاعران روسی اوایل قرن بیستم که در مقابل آنچه از ابهام و گنگی و تکلف و تصنع که در سمبلیسم مشاهده میکردند، عکسالعمل نشان میدادند. نهضت اکمئیست را شاعرانی چون سیرگئی گوردتسکی و نیکالای س. گومیلیوف شکل دادند. آنها تأکید میکردند شاعر مانند صنعتگر است و زبان را تازه و با شور و حرارت استفاده میکند. اکمئیستها در سنت پیترزبورگ جمع میشدند و با مجله Apollon (1909-1917) همکاری میکردند. آنها در 1912، «جمعیت شاعران» را بنیاد گذاشتند که برجستهترین اعضای آن آنا آخماتوا و اوسیپ مندیلشتام بودند. بهعلت اشتغالشان به قالب و نیز عزلتگزینیشان، نظام شوروی به اکمئیستها با سوءظن نگاه میکرد. گومیلیوف در 1921 بهسبب اتهام فعالیت در توطئه ضد شوروی متهم و اعدام شد. آخماتوا در بیشترین سالهای کاری حیاتش، وادار به سکوت شد و مندیلشتام در راه اردوگاه کار اجباری فوت کرد.
رمانی نوشته هاینریش بول، که در 1953 در آلمان با عنوان «و حتی یک کلمه حرف نزد» (Und sagte kein einziges Wort) منتشر شد.حوادث این اثر، که یکی از آثار معروف بول است، بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم در آلمان اتفاق میافتد. این اثر ازدواج فِرت و کِتِه بوگنر را مورد بررسی قرار میدهد که به تناوب، داستان را روایت میکنند. ازدواج آنها از فشارهای روحی ناشی از فقر و کمبود شدید غذا و سرپناه در دوران پس از جنگ متأثر است. فِرت از بچههایش سوء استفاده میکند و آن دو از هم جدا میشوند. یکی از نهادهایی را که بول هجو میکند کلیسای کاتولیک است. در پایان داستان، کِتِه، حامله میشود و زن و شوهر با بیرغبتی به زندگی مشترک بازمیگردند.
[مرکب از دو واژه یونانی ákrosبه معنی بیرونیترین، مرزی + ónymaبه معنی اسم] کلمهای که از حرف یا حروف ابتدایی همه کلمات متوالی یا کلمات اصلی یک اصطلاح مرکب ساخته شده است؛ مانند RADAR گرفته شده از radio detecting and ranging و یا SONAR گرفته شده از sound navigation ranging.
[یونانی akrostichís، ازákros دورترین، بیرونیترین، خارجیترین + stíchos سطر، بند، بیت] 1- سرایش نظمی کوتاه که از یک یا چند حرف آغازین، میانی یا پایانی متوالی، کلماتی ساخته شود. توشیح که از حروف آغازین تشکیل میشود یک ABECEDARIUS را شکل میدهد.کلمه توشیح را نخست، اروتراین سیبیل بهکار برد. او حروف الفبا را بر روی ورقهایی نوشته و چنان مرتب کرده بود که حروف آغازین ورقها، یک کلمه را بهوجود میآوردند. توشیحها در میان یونانیهای دوره اسکندرانی و برخی مجادلات نمایشهای نویسندگان لاتین چون انیوس و پلوتوس که بهصورت نظمهای موشح نوشته شده بودند تا عناوین نمایشها را شرح دهند، متداول بود. راهبان قرون وسطا، نظیر شاعران دوره آلمانی متأخر و نوزایی ایتالیا نیز به توشیح علاقهمند بودند.2- یک نوع جدول کلمات که از اصل توشیح بهره میگیرد. شکلی عالی که توشیح در آن دو برابر است؛ بهگونهای که نه فقط کلمات آغازین سطور، بلکه در جاهایی حروف وسط یا حروف آخر نیز کلماتی را تشکیل میدهند. در امریکا یک جدول توشیح مضاعف را الیزابت کینگزلی برای Saturday ReviewTheدر 1934 طراحی کرد؛ توشیح در پاسخ به سرنخهایی بود که نویسنده طرح کرده بود و جواب نهایی، عنوان یک اثر ادبی را تشکیل میداد. حروف بهوسیله عدد به جاهای خالی شبیه به جدول کلمات، که نقل قولی را توضیح میدهند، وارد میشد.
در اساطیر یونان، اکتیئن پسر ایزد آریستایوس و اوتونویی (دختر کادموس، بنیادگذار تبس در بوئهاوتیا)؛ او قهرمان بوئهاوتیا و نیز شکارچی بود. براساس «مجموعة اسطورهها» (Metamorphoses) اثر اووید، اکتیئن بهطور تصادفی الهه آرتمیس را هنگام آبتنیکردن میبیند، بههمینعلت آرتمیس او را به گوزن تبدیل میکند که بهوسیله 50 سگ شکاری خودش، تعقیب و کشته میشود. در نسخههای دیگر آمده است که اکتیئن با تفاخر به آرتمیس مبنی بر اینکه مهارتش در شکار از او بهتر است، آرتمیس را میرنجاند. این داستان در عهد باستان بسیار معروف بود و چندین شاعر، تئاتر آن را برای صحنه آماده کردند. (بهطور مثال «زنان کماندار» (Toxotides) اثر آیسخولوس).
[ترجمهpráxis یونانی (در کتاب «بوطیقا»(Poetics) ارسطو)] 1- رویداد یا مجموعه رویدادهای تخیلی یا واقعی که موضوع نمایشنامه، شعر یا نوشتة دیگری را تشکیل میدهند 2- شرح سلسله رویدادهایی در یک نمایش یا اثر داستانی که طرح داستان یا پیرنگ نیز نامیده میشود.
روساریو د، نام خانوادگی کامل او آکونیا ای ویلیانوا واثالا ایگلاسیا، نام مستعار، رمیخیو آندرِس ثالافون (ت. 1851، مادرید، اسپانیا- و. 1923، خیخون) نمایشنامهنویس، مقالهنویس و نویسندة داستان کوتاه اهل اسپانیا که بهسبب دیدگاههای آزادیخواهانه جنجالبرانگیزش مشهور شد.از دوران آغازین حیات آکونیا تقریباً چیزی نمیدانیم. او یکی از معدود نمایشنامهنویسان زن اسپانیاست که بهواسطه علاقهاش در پرداختن به موضوعات مذهبی نظیر تعصب دینی، الحاد، عدم مشروعیت، ازدواج عرفی (و امکان طلاق در کلیسای کاتولیک رومی اسپانیا) و اصلاح نظام قضایی، نویسندهای تندرو بهشمار میرود.بیشترین شهرت آکونیا برای نمایشنامه منظوم اوست: «رینزیِ مردمدوست» (Rienzi el tribuno, 1876) که این غمنامه، مبیّن تلاشهای بیحاصل کولا دی رینزو، نماینده مردم در مجلس عوام روم در قرن چهاردهم، برای بازگرداندن عظمت روم باستان است. نویسنده در نمایشنامه «عشق به میهن» (Amor a la patria, 1877) مقاومت دهقانان در برابر ناپلئون را ستوده و نجابت قهرمانی زنان را در برابر رشوهخواری و فساد شخصیتهای مرد به نمایش میگذارد. «پدر خوئان» (El padre Juan, 1891)، که با حملهاش به روحانیون ریاکار رسوایی به بار آورد و «صدای ملت» (La voz de la patria, 1893) از دیگر نمایشنامههای منظوم هستند..«نجواهای درون» (Ecos del alma, 1876)، «مرگ بهنگام» (Morirse a tiempo, 1880)، و «احساس و اندیشه» (Sentir y pensar) مجموعههای شعر آکونیا هستند. او همچنین آثاری را نگاشته است که به تلاشهای مربوط به رهاندن سیاستهای اجتماعی از قید سنّت کمک میکند. اثر «جنایت خیابان فوئنکارال:تنفر از جنایت و افسوس خوردن برای جنایتکار» (El crimen de la calle de Fuencarral; odia el delito y compadece al delincuente, 1880$1)، که بر یک مورد قتل جنجالی مبتنی است، در آن زمان فراخوانی تندرویانه برای شناخت ریشههای اجتماعی جرم و جنایت بود.
(نام کاملآن ایدا؛ یا آردر: وقایعنامه یک خانواده) رمانی نوشته ولادیمیر ناباکوف به زبان انگلیسی که در 1969 منتشر شد. این اثر با حجم قابل توجه و شجرهنامهای که در تصویر اول کتاب دارد، یاد رمانهای بزرگ نوشتهشده به زبان مادری نویسنده- روسی- در قرن نوزدهم را زنده میکند، اما ایدا جسورانه در صدر آثار پیشین او قرار میگیرد.ناباکوف در روایت پرمحتوا و عامهپسندش از سرگذشت خانواده وین- دورمانوف دو پسر عموی نامشروع حاصل از زنا با محارم (به نامهای ون و ایدا)، کشوری ترکیبی با نام آمروسیه، سیّارهای آشنا اما عجیب با نام آنتیترا و گسترهای انعطافپذیر از زمان را خلق میکند. این رمان سرگذشت عشاق را از دوران با صفای کودکی تا جدایی پرشور و پیوند مجدد و ادامه زندگی با محبت و مشترک تا سالهای پیری را روایت میکند. این اثر سبک روایی غنی، عبارات خارجی ترجمه نشده و اطلاعات محرمانه و تلمیحات ادبی بیشماری را در خود دارد.
[از ریشه عربی] مفهومی اسلامی که تبدیل به یک نوع ادبی متمایز بهعلت نگرشهای وسیع انسانگرایانهاش شد؛ این نوع در اوج تمدن عباسیان در طی قرن نهم توسعه یافت و اهمیت آن تا پایان قرون وسطای مسلمانان ادامه داشت. مفهوم اولیه این واژه فقط «عرف رفتار» یا «رسم» بود، رسومی که از نیاکان کهن عرب که الگویی برای جوانان بودند، به ارث آمده بود. ازآنجاکه چنین چیزی در دنیای اسلام قرون وسطا بسیار ارزشمند دانسته میشد، کلمه ادب معانی ضمنی پرورش خوب، تواضع و مدنیت را بهدست آورد.پابهپای معانی اجتماعی و مبسوط فوق و برآمده از آنها معنی دیگری از بعد تفکر در ادب بهوجود آمده، مفاهیمی نظیر دانستن شعر، خطابه، تاریخ قبایل اعراب باستان، دستور زبان، ریشهشناسی لغات، و تمدنهای غیرعرب از معانی ضمنی ادب شده و به اشخاص واجد این تواناییها این قابلیت را میداد که باتربیت یا ادیب خوانده شوند. تاریخچه گسترده و غنی ادب با موفقیتهای بشر سروکار داشت و به سبکی گویا و منعطف که مملو از لغات و اصطلاحات غامض بود نوشته میشد. ازجمله مشهورترین نویسندگان ادب، رسالهنویس قرن نهم، جاحظ بصری و پیروانش در قرن یازدهم چون ابوحیان توحیدی، و ابنقتیبه، نقاد، لغتشناس و کلامی قرن نهم در کوفه، و معرّی، شاعر قرن یازدهم، بودند.بااینحال، وقتیکه عصر طلایی عباسیان به پایان رسید، مرزهای ادب به آثار ادبی نظیر شعر، نثر مسجّع، و تمثیلهای داستانی (مقامه) محدود شد. ادب در دنیای جدید عرب به معنی ادبیات است.
[در لاتین adagium ضربالمثل] گفتهای که اغلب بهصورت تمثیلی، در میان عامه رواج مییابد. از آن جملهاند: «اگر کفش اندازه پایت است آن را بپوش»؛ «از ماهیتابه در آتش افتادن»؛ «سحرخیز باش تا کامروا شوی». اراسموس محقق در 1508 مجموعه معروفی از ضربالمثلها را تحت عنوان adagia منتشر کرد. نیز نکPROVERB
پل (ت. 7 دسامبر 1862، پاریس، فرانسه- و. 1 ژانویه 1920، پاریس) نویسندهای که آثار اولیه او نمایندة مکاتب ناتورالیست و سمبولیست بود و بعدها بهسبب رمانهای تاریخی و جامعهشناختیاش به شهرت چشمگیری دست یافت. چاپ اولین رمان ناتورالیستی وی با عنوان «جسم آرام» (Chair molle, 1885) منجر شد تحت پیگرد قانونی قرار گیرد. دومین رمانش با عنوان «عصرانه در میراندا» (Le Thé chez Miranda, 1886)، که آن را با همکاری ژان مورئاس نوشت، یکی از نمونههای اولیه سمبولیسم بهشمار میرود. او در 1899 با رمان «نیرو» (La Force) نگارش مجموعه رمانهایی را آغاز کرد که زندگی فرانسوی را در طی سالهای 1800-1830 به تصویر میکشید. رمان دیگر او با عنوان «در آفتاب ژوئیه» (Au soleil de Juillet) در 1903 منتشر شد. او بسیار سفر کرد و براساس سفرهای امریکاییاش دو کتاب نوشت: «مناظر امریکایی» (Vues d'Amerique, 1906) و «تراست» (Le Trust, 1910). زندگینامه شخصی او در قالب رمان و با عنوان «جوانی و عشقهای منوئل اریکور» (Jeunesse et amours de Manuel Héricaurt) در 1913 منتشر شد.
در آیین یهودی- مسیحی و در سنتهای اسلامی، انسانهای اولیه، والدین نژاد بشر.انجیل خلقت آنها را به دو گونه روایت میکند: در روایت اول که به قرن پنجم یا ششم ق.م برمیگردد (کتاب پیدایش 1:1 - 2:4) خداوند در روز ششم خلقت، انسان را با تجسم خود به هر دو شکل مذکر و مؤنث خلق کرد. براساس روایت طولانیتر دوم از قرن دهم ق.م (کتاب پیدایش 7-2:5، 4:1-2:15، 4:25) خداوند هنگامی که زمین هنوز خالی بود، آدم را از خاک زمین سرشت و نفخه زندگی را به سوراخهای بینی او دمید. سپس خداوند به آدم، باغ بهشت را عطا کرد تا از آن تمتع کند، اما به وی دستور داد که از میوه درخت دانش خوب و بد نخورد و کیفر آن را مرگ قرار داد. پس از آن خداوند، حیوانات دیگر را خلق کرد، اما دریافت که این موجودات برای کمک به آدم کافی نیستند و برای او همدمی قرار داد. خداوند آدم را به خواب فرو برد، یکی از استخوانهای دنده او را برداشت و بدینترتیب از آن همدم جدیدی، حوا، را خلق کرد. هر دو بیگناه بودند تا اینکه حوا تسلیم وسوسه شیطان شد و آدم نیز همراه با او میوه ممنوع را خورد. بهعلت این گناه، خداوند آدم و حوا را از بهشت بیرون راند. اولین بچههای آنها قابیل و هابیل بودند.در داستان قرآنی آدم و حوا، خدا آدم را از خاک سرخ خلق کرد، اما او را با چنان دانشی بالا برد که به فرشتگان دستور داده شد بر او سجده کنند. همه، این کار را انجام دادند بهجز فرشته ابلیس (شیطان) که بعداً آدم و حوا را وسوسه کرد تا از میوه ممنوع بخورند. خداوند آنها را از باغ بهشت بیرون راند و اولاد آنها را محکوم کرد که مانند دشمن با یکدیگر زندگی کنند، اما از سر رحمت، خداوند آدم و اولاد او را به هدایت جاودان بشارت داد به شرط آنکه از او پیروی کنند نه از شیطان.چندین نویسنده، داستان آدم و حوا را مورد بحث قرار دادهاند که دو تن از برجستهترین آنها جان میلتن، در کتاب «بهشت گمشده» (Paradise Lost) و فریدریش کلوپشتوک، در کتاب «مسیح» (Der Messias) هستند. بنمایه بسیاری از آثار ادبی از داستان آدم و حوا منشأ گرفته است که از آن جمله میتوان به مفاهیمی نظیر زوال معصومیت و ارتکاب گناه، بهشت بهعنوان نمادی از معصومیت و پاکی، سیب بهعنوان نمادی از وسوسه، شیطنت مار و «علامت قابیل» اشاره کرد. نیز نکLILITH
رمانی نوشته جرج الیوت، که در 1859 در سه جلد منتشر شد. عنوان اثر از شخصیت اصلی داستان گرفته شده که نجار است و عاشق زنی میشود که از مرد دیگری باردار شده است. گرچه بید تلاش میکند به وی کمک نماید، اما سرانجام او را از دست میدهد و با دینا ماریس، که یک مبلّغ متدیست است، به خوشبختی دست مییابد.ادم بیداولین رمان بلند الیوت بود. واقعگرایی استادانه این اثر- که بهعنوان مثال در بهکارگیری لهجه داربیشر آشکار است- همان روح ظرافت مبتنیبر حقیقت و پرداختن به جزئیات را به ادبیات داستانی انگلیس بخشید که جان راسکین در دوران پیش از رافائل توصیه میکرد. اما آنچه در این اثر داستانی بدیع بهنظر میرسید ترکیب همدردی عمیق انسانی و قضاوتهای خشک اخلاقی بود
نیز: آدان لوبوسو یا آدان گوژپشت (ت.حدود 1250، آراس، فرانسه- و. 1306، ناپل [ایتالیا]) شاعر، موسیقیدان و مبدع اولین تئاتر غیرمذهبی فرانسوی. اثر «نمایش چمنزار» (Jeu de la feuillée) یک خیالپردازی طنزآمیز براساس زندگی خودش است که هنگام عزیمت به پاریس برای ادامه تحصیل، برای خنداندن دوستانش نوشت. او در مقام شاعر و موسیقیدان درباری وابسته به انجمن هنر از ناپل دیدن کرد و بهعلت آهنگهای چندصدایی ساخته شدهاش و همچنین تولیدات موضوعیاش بهعنوان بنیادگذار اپرای کمدی شهرت پیدا کرد. از آثار دیگرش «نمایش روبن و ماریون» (Jeu de Robin et de Marion)، و «نمایش زائر»(Jeu du pélérin) است.
لوئی (ت.23 مارس 1899، بلاتو، اسلوونی، اتریش- مجارستان- و. 4 سپتامبر 1951، نزدیک ریگلزویل، نیوجرزی، ایالات متحده) رماننویس و روزنامهنگاری که در زمینة تجربیات اقلیتهای امریکایی خصوصاً مهاجران اوایل دهه 1900 مطالبی نوشت.آدامیچ در چهارده سالگی از کارنیولا (اکنون در اسلوونی) به ایالات متحده مهاجرت کرد و در 1918 تبعه آنجا شد. او راجع به آنچه که آن را ناتوانی و شکست جامعه چندملیتی امریکا میخواند، مطالبی را در «خندیدن در جنگل» (Laughing in the Jungle, 1932) نوشت. وی با دریافت پژوهانه از گوگنهایم به اسلوونی بازگشت و ماجرای آن سفر، اساسی برای تألیف کتاب «بازگشت بومی» (The Native's Return, 1934) شد. پس از انتشار دو داستان موفق «نوهها» (Grandsons, 1935) و «گهواره زندگی» (Cradle of Life, 1936)، اولین رمانش «خانهای در آنتیگوا» (The House in Antigua, 1937) چاپ شد. کتاب بعدی او با عنوان «امریکای من» (My America, 1938) ترکیبی از خاطرات او و فلسفه اجتماعی است که رؤیای وی راجع به جامعه امریکایی متحد را در قالب طرح کلی بیان میکند.آدامیچ، که بهشدت سیاسی بود، از تجزیه کشور یکپارچه یوگسلاوی رنج میبرد و سرانجام خودکشی کرد.
آرتور (ت. 23 آگوست 1908، کیسلاووتسک، روسیه- و. 16 مارس1970، پاریس، فرانسه) نویسنده پیشرو و یکی از بنیادگذاران و از مهمترین نمایشنامهنویسان تئاتر پوچی.خانواده ارمنی و ثروتمند آداموف در 1912 روسیه را ترک کردند و در فرویدنشتات آلمان ساکن شدند. او بعداً در ژنو، ماینتس و پاریس تحصیل کرد. خانوادهاش در 1924 در پاریس اقامت گزیدند و او همکاری با گروه سوررئالیست را شروع کرد. وی گاهنامه Discontinuité را سردبیری میکرد و شعر میسرود. در 1938 به آشفتگی روانی دچار شد. بعداً «اعتراف» (L’Aveu, 1938-43) را نوشت که روایت خودنگاشتی از وجدان زجرکشیدهاش است و حس وحشتناک بیزاری او را به تصویر میکشد.آداموف شدیداً تحت تأثیر نمایشنامهنویس سوئدی آوگاست استریندبری، که بهوسیله او بحرانهای ذهنی خود را شناسایی کرد، و همینطور فرانتس کافکا بود. او نوشتن نمایشنامهها را در 1947 شروع کرد. اولین نمایشنامه وی، «هجو» (La Parodie) راجع به ساعت بدون عقربهای است که بهطور ترسناکی، پیش چشم افرادی که دائم راجع به وقت و زمان از یکدیگر سؤال میکنند، ظاهر میشود. در نمایشنامه «تهاجم»(L’Invasion) او تلاش دارد تا شرایط انسان را به شکل واقعگرایانهای به تصویر بکشد. سومین نمایشنامه او «رژه بزرگ و کوچک» (La Grande et La Petite Manoeuvre) نمایندة تأثیر آنتونن آرتو نظریهپرداز تئأتر خشونت است.«استاد تاران»(Le Professeur Taranne/ در 1953 اجرا شد) راجع به استاد دانشگاهی است که نمیتواند فراخور نقش عمومی خود زندگی کند. در معروفترین نمایشنامهاش با عنوان «پینگپنگ»(Le Ping-pong/ در 1955 اجرا شد)، تصویر اصلی و قدرتمند داستان، ماشین پینبال است که در آن شخصیتها خود را تسلیم بازی شانسی و بیهدف و بیپایان میکنند و بهطور کامل، بیهودگی اعمال و تمایلات انسان در چسبیدن به اهداف غلط را نشان میدهد. نمایشنامههای بعدی آداموف «پائولو پائولی»(Paolo Paoli, 1957)، «بهار هفتاد و یک»(Le Printemps 71, 1961)، و «سیاست بازماندگان»(La Politique des restes, 1963) دربرگیرندة گفتههای سیاسی افراطی بود. اگرچه علاقهاش به تجربه کردن نمایشی و مهیج همچنان تداوم داشت، سرانجام آداموف اینگونه نتیجه میگیرد که زندگی عبث نیست، بلکه فقط سخت است و بنابراین خودکشی میکند.
ابیگیل، نام خانوادگی اصلیاو اسمیت (ت. 11 نوامبر [22 نوامبر در تقویم گرگوریان] 1744، ویمت، مساچوستس- و. 28 اکتبر 1818، کوئینسی، مساچوستس، ایالات متحده) نامهنگار پُرکاری که مکاتباتش تصویر صمیمی و روشنی از زندگی جمهوری جوان امریکا را نشان میدهد.اگرچه آموزش رسمی ابیگیل اسمیت اندک بود ولی او خواننده مشتاق و حریص متون تاریخی بود. چندینبار فاصلة اجباری او از همسرش، جان ادمز، ازجمله یک دوره ده ساله، هنگامیکه او در کنگره قارهای در فیلادلفیا بود، سبب پیدایش جریانی از مکاتبات و نامهنگاری و رشد نبوغ خانم ادمز بهعنوان یک نامهنگار شد. نداشتن طبع هنری و سادگی او دورهای را در زندگیاش ایجاد کرد تا تلفیق جذابی از نظرهای وی راجع به مسائل روزمره و مشاهداتش از وقایع مهم دوران انقلابی پدیدار شود. به دنبال معاهده صلح 1783، خانم ادمز در خارج از کشور در پاریس، لاهه و لندن به همسرش پیوست. نامههای وی به دوستان و خانوادهاش مجدداً سلسلهای از یادداشتهای متنوع را در زمینه عادات و سنتهای ملل به تصویر میکشد. مکاتبات او حتی پس از بازگشت به ایالات متحده نیز ادامه پیدا کرد. چاپهای متوالی نامههای خانم ادمز (1840، 1876، 1963، 1947) بهصورت دورهای، تحسین عموم در زمینه مشارکت او در خلق منبع اصلی تاریخ دوره پیشین امریکا را برانگیخته است.
(ت. 21 آوریل 1842، دورچستر، مساچوستس، ایالات متحده - و. 8 مارس 1918، راکسبری، مساچوستس) شاعر محلی امریکا که بهخاطر شعرهای طنزآمیزش به لهجه آلمانی- پنسیلوانیایی معروف است.ادمز در نوجوانی به استخدام یک کارخانه نساجی درآمد. بعد از خدمت در ارتش، در خلال جنگ داخلی امریکا به بوستون برگشت و در آنجا خود را در نقش تاجر منسوجات و کالاهای لوکس تثبیت کرد. در 1872 سرودن شعرهای طنز را برای گاهنامهها و روزنامهها به زبان آلمانی- پنسیلوانیایی آغاز میکند. مجموعه شعرهایش «لیدل یاکوب اشتراوس و دیگر شعرها» (Leedle Yawcob Strauss, and Other Poems, 1877) و «شروههای محلی» (Dialect Ballads, 1888) نام دارند. کاملترین نوشتههای منظومش یعنی یاکوب اشتراوس و دیگر شعرها با نقاشیهایی از «باز»(Boz) در 1910 منتشر شد.
(ت. 11 مارس 1952، کیمبریج، انگلستان) نویسنده انگلیسی آثار فکاهی که با استفاده از شخصیتی بدشانس که با نیروهای اجتماعی خارج از اختیارش درمیافتد، زندگی معاصر را به تمسخر میگیرد. شهرت ادمز عمدتاً بهعلت نگارش سلسله آثار شبه علمی- تخیلی است که نام کلی آنها «کتاب راهنمای سفر رایگان به کهکشان» (The Hitchhiker’s Guide to the Galaxy) است.ادمز از دانشگاه کیمبریج مدرک کارشناسی و کارشناسیارشد ادبیات انگلیسی را اخذ کرد. ویراستار مجموعهای تلویزیونی به نام «دکتر کی» (Dr. Who) بود و از 1978 تا 1980 برای بی.بی.سی متن مینوشت.دورة راهنمای سفر رایگان شامل «رستوران ِته جهان» (The Restaurant at the End of the Universe, 1980)، «زندگی، جهان و همهچیز» (Life, the Universe and Everything, 1982)، «خداحافظ، و سپاس برای همه ماهیها» (So Long, and Thanks for All the Fish, 1985)، «بیشتر از راهنمای کامل سفر رایگان» (More Than Complete Hitchhiker’s Guide, 1990)، و «غالباً بیخطر» (Mostly Harm-less, 1992) است. ادمز نوع ادبی داستان پلیسی را با «کارآگاه کامل، دِرک جنتلی» (Dirk Gently’s Holistic Detective Agency, 1987)، و «وقت عصرانه تاریک و طولانی روح» (The Long Dark Tea-Time of the Soul, 1988) به تمسخر گرفت. آثار دیگر او «معنی لیف» (The Meaning of Liff, 1983 / به همراه جان لوید)،و «کتاب رهایی کاملاً خندهدار کریسمس» (The Utterly Utterly Merry Comic Relief Christmas Book/ ویراستار همکار، با پیتر فینچم؛ 1986) هستند.
لقب او اف. پی. اِی. (ت. 15 نوامبر 1881، شیکاگو، ایلینویز، ایالات متحده- و. 23 مارس 1960، نیویورک) ستوننویس روزنامهها، مترجم، شاعر و شخصیت رادیویی امریکایی که انتشار همزمان ستون طنز او در چندین روزنامه سبب شد تا لقب پدرخوانده ستون روزنامههای معاصر را کسب کند.دوره زندگی روزنامهنگاری ادمز در 1903 با کار در مجلهChicago شروع شد. سال بعد او به نیویورک رفت و برای چندین روزنامه مطلب نوشت. ستون او با عنوان «برج هدایت» در مجله Herald Tribune و چندین روزنامه امریکایی دیگر از 1913 تا 1937 با دو وقفه موقت چاپ شد: یکی در طول سالهای جنگ جهانی اول هنگامی که ادمز، ستونی را برای مجله Stars and Stripesمینوشت و دیگری از 1923 تا 1931 هنگامی که برای مجله World نیویورک کار میکرد. ستونهای کنایهدار و خوشسبک او در برگیرنده انتقادهای دقیق و غیررسمی وی از صحنه معاصر ایالات متحده بود. ستونهای روز شنبه او تقلیدی از زبان و سبک خاطرهنویسی روزانه سمیوئل پپیس بود و اینگونه، ادمز با احیای علائق پپیس اعتبار کسب کرد. چاپهای مجدد آن در «خاطرات روزانه سمیوئل پپیس ما» (The Diary of Our Own Samuel Pepys, 1935) جمعآوری شده است.شعر ادمز سَبُک و قافیهدار بود. این اشعار در ده جلد جمعآوری شده است که با «سرسرهسواری روی کوه پارناس» (Tobogganning on Parnassus, 1911) شروع شده و جلد نهایی آن، «لوت مالیخولیایی» (The Melancholy Lute, 1936)، گلچین انتخابی ادمز از سی سال نگارش خویش است. در 1938 ادمز یکی از اعضای کارشناسان نمایش رادیویی «لطفاً، اطلاعات» (Information, Please) شد.
(ت. 16 فوریه 1838، بوستون، مساچوستس، ایالات متحده- و. 27 مارس 1918، واشنگتن دی. سی.) مورخ امریکایی، ادیب و نویسندة یکی از برجستهترین آثار خودزندگینامهای ادبیات غرب با عنوان «تربیت هنری ادمز» (The Education of Henry Adams, 1918).وی نتیجه جان ادمز و نوه جان کوئینسی ادمز بود که هر دوی آنها رؤسای جمهوری ایالات متحده امریکا بودند. او در 1858 از دانشگاه هاروارد فارغالتحصیل شد و به سفری طولانی در قاره اروپا رفت. در 1816 به همراه پدرش، که در آن زمان نماینده ایالات متحده در انگلستان بود، به لندن رفت و در آنجا تا 1868 بهعنوان منشی خصوصی وی خدمت کرد.به هنگام بازگشت به ایالات متحده بهعنوان خبرنگار روزنامه The Nation و سایر روزنامههای مطرح آن روزگار به واشنگتن دی. سی. رفت. وی مقالات بیشماری را به رشته تحریر درآورد که در آن، به افشاگری در خصوص فساد سیاسی میپرداخت و فعالیتهای اصلاحطلبانه خود را در مقام سردبیر روزنامه North American Review (1870-1876) ادامه داد، اما با شکست هاریس گریلی در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری ایالات متحده، روحیه خویش را از دست داد. وی در کتابی که بهصورت ناشناس و بدون نام نویسنده با عنوان «دموکراسی، داستانی امریکایی»(Democracy, an American Novel, 1880) منتشر کرد بیاعتمادی خود به مردم امریکا را روایت کرد.در 1870 بهعنوان استاد تاریخ دوره قرون وسطا در دانشگاه هاروارد مشغول تدریس شد. در 1877 از سمت خویش استعفا کرد و اندکی پس از آن، دو اثر زندگینامهای با عناوین «زندگی البرت گلاتین»(The Life of Albert Gallatin, 1879) و «جان رندلف» (John Randolph, 1882) به رشته تحریر درآورد. تحقیقاتی که در زمینه دموکراسی در ایالات متحده انجام داد، دستمایه تدوین و نگارش اثری نه جلدی با عنوان «تاریخ ایالات متحده امریکا» (History of the United States of America, 1889-91) شد که اثری عالمانه است و توانست بهسرعت توجه همگان را به خود جلب کند. در 1884 کتابی را با عنوان «اِستر»(Esther) با نامی مستعار به چاپ رساند. سال بعد از آن، همسرش مریئن هوپر (معروف به کلوور) پس از سیزده سال زندگی مشترک با وی دست به خودکشی زد.از دهه 1870 تا سالهای پایانی عمر ادمز، متفکران امریکایی در منزل وی جمع میشدند تا در خصوص موضوعاتی نظیر هنر، علوم، سیاست و ادبیات به بحث و تبادلنظر بپردازند. نزدیکترین دوستان وی کلرنس کینگ، زمینشناس، و جای هی، دیپلمات، بودند؛ بهگونهای که نمیشد ادمز را از کینگ جدا کرد. مکاتباتی را که این دو با یکدیگر داشتند میتوان اثری مرجع بهحساب آورد که در آن، تمام مسائل از غیبتکردنها گرفته تا اصلیترین جریانات فکری آن زمان یافت میشود.ادمز در طی چند سفری که به فرانسه داشت، به تحقیق و پژوهش درخصوص حکومتهای مذهبی دوران قرون وسطا پرداخت و در اثر خویش با عنوان «مون سن- میشل و شارتر» (Mont-Saint-Michel and Chartres, 1913) نگاه قرون وسطا به جهان را از روی شواهد موجود در کلیساهای جامع فرانسه روایت کرد. اثر دیگر وی تربیت هنری ادمز، که تکملهای بر «شارتر» (Chartres) است، بهعنوان بهترین اثر وی محسوب میشود و از میان همة زندگینامههای خودنگاشت درحکم یکی از برجستهترینها بهحساب میآید. ادمز در 1908 به ویرایش مکاتبات و خاطرات دوست خود جان هی پرداخت که از 1898 تا 1905 وزیر امور خارجه امریکا بود. آخرین اثر وی با عنوان «زندگی جورج کبوت لاج»(The Life of George Cabot Lodge) در 1911 منتشر شد.
(ت. 9 دسامبر 1899، بروکلین، نیویورک، ایالات متحده- و. 27 ژوئن 1988، نیو میلفورد، ایالت کانتیکات امریکا) شاعر غزلسرا و مربی امریکایی که اشعارش ترجمان احساسات و عواطف و طبیعت با دید تقریباً عرفانی است.ادمز، پس از فارغالتحصیلی از کالج بارنرد (1922 در مقطع کارشناسی) در 1924 بهعنوان ویراستار نشریه ادبی The Measure مشغول بهکار شد. او تشویق شد تا کتاب شعر خود را به نام «بازندگان» (Those Not Elect) در 1925 چاپ کند. وی مدت دو سال را در فرانسه گذراند (1928-1930) و مجموعه دوم شعرش با عنوان «شاهین بزرگ و دیگر اشعار» (High Falcon & Other Poems) در طول این دوره منتشر شد. او در نیویورک به آموزش شعرسرایی پرداخت و در 1932 «ترانههای فرانسوا ویون» (Lyrics of François Villon) را تصحیح و بعد از 1933 به ندرت اثری را چاپ کرد، اما در دانشکده و دانشگاههای مختلف امریکایی سالها تدریس نمود و بهعنوان مشاور در زمینه شعر در کتابخانه کنگره (1948-1949) خدمت کرد. اشعارش با عنوان «گزینه اشعار» (Poems, a Selection, 1954) برنده جایزه شعر بولینگن شد.
(ت. 26 ژانویه 1871، دانکرک، نیویورک، ایالات متحده- و. 15 نوامبر 1958، بوفرت، کارولینای جنوبی) روزنامهنگار امریکایی و مؤلف بیش از 50 کتاب داستانی، زندگینامه و مقاله.ادمز در 1891 از کالج همیلتن فارغالتحصیل شد و تا 1900 برای مجله New York Sun کار کرد. از 1901 تا 1905 در سمتهای مختلفی با اتحادیه مککلور و مجله آنMcClure's Magazine همکاری کرد. ادمز که بهعنوان یکی از معروفترین افشاگران آن دوره شناخته میشد، در 1905 با نشریه Collier’s, the National Weekly با نوشتن مقاله و پرده برداشتن از داروهای تقلبی همکاری کرد. وی این همکاری را با TheGreat American Fraud (1906) ادامه داد که به تصویب قانون «غذا و داروی سالم» در همان سال کمک شایانی کرد. در مقالاتی که در 1915-1916 در NewYork Tribune نوشت، اقدامات ناشایست در تبلیغات را به سخره گرفت. وی در رمان «خوشگذرانی» (Reverly, 1926) و زندگینامه وارن جی. هاردینگ با عنوان «دورة شگفتانگیز» (Incredible Era, 1939) از رسواییهای دولت هاردینگ پرده برمیدارد؛ او همچنین زندگینامههای دنیل وبستر با عنوان «دنیل ملکوتی» (The Godlike Daniel, 1930) و الکساندر وولکت (1945) را نوشت.
نام مستعار او آلیور آپتیک (ت. 30 جولای 1822، مدوی، مساچوستس، ایالات متحده– و. 27 مارس 1897، بوستون، مساچوستس) معلم و نویسنده امریکایی که بیشترین شهرت وی بهخاطر مجلهای است که برای کودکان منتشر میکرد و نیز بهواسطه مجموعه کتابهای ماجراجویانه که با نام مستعار خویش مینوشت.هرچند وی هیچگونه تحصیلات دانشگاهی نداشت، اما به مدت بیش از بیست سال، در مدارس ابتدایی شهر بوستون معلم و مدیر مدرسه بود. وی با نام مستعار آلیور آپتیک، داستانهایی را برای پسران مینوشت و در 1865 از شغل خویش بهعنوان مدیر مدرسه دست کشید که بتواند خود را بهصورت تمام وقت، وقف نوشتن کند. در مدت کوتاهی پس از آن «مجله آلیور آپتیک برای پسران و دختران»(Oliver Optic's Magazine for Boys and Girls, 1867-75) را منتشر کرد که محبوبیت بسیار زیادی یافت.ادمز نویسندهای بسیار پرکار بود که در طول حیات خویش حدود هزار مقاله در روزنامهها و مجلات به چاپ رساند و بیش از یکصد کتاب به رشته تحریر درآورد. کتابهای وی بهصورت زنجیرهای (پاورقی) نوشته شدهاند و قهرمانان جوان را درگیر ماجراهای آموزشی محیرالعقول میکنند. شخصیتهای آثار وی بسیار سفر میکنند و ورزشکار و میهنپرست هستند. در همة آثار وی میتوان بافت اخلاقی محکمی را مشاهده کرد. ادمز، که رقیبی سرسخت برای جذب خوانندگان آثار هوراشیو الجر بهحساب میآمد، توانست آثار فراوانی در رسته رمانهای ده سنتی به چاپ برساند. کتابخانهها بعضاً آثار وی را بهعلت محتوای تحریککنندهشان قدغن میکردند.
شخصیت افسانهای، بازیگر پیشکسوت داستانهای کوتاه متقدم و نیمهخودنگاشت اثر ارنست همینگوی. ادمز در ابتدا در مجموعهای از پانزده داستان با عنوان «در زمان خودمان» (In Our Time, 1925) معرفی شد. این داستان روایتکنندة تجربیات بهدست آمده از جنگلهای بخش شمالی ایالات میشیگان است. این شخصیت همچنین در مراحل مختلف زندگیاش در مجموعه داستان کوتاه «مردان بدون زنان» (Men Without Women, 1927) نیز بهکار گرفته شده است.
شخصیت داستانی، همسفر شخصیت اصلی در رمان مقامهوار هِنری فیلدینگ با عنوان «جوزف اندروز» (Joseph Andrews). پارسن ادمز فردی فاضل و دانشمند، اما سادهدل بود که بهترینها را از همگان انتظار داشت، اما غالباً قربانی فریبکاری میشد.
ad captandum or ad captandum vulgus \'ad-'kap-'tan-dəm-'vəl-gəs\
[لاتین، برای عوامفریبی] موضوعی که بهمنظور جذب افراد و یا عوامپسندی طراحی میشود. بحثی در نمایشنامه، نظم و یا بدیع که بهطور عمده، به احساسات تماشاچی میپردازد و اغلب نام ادکاپتاندم به آن اطلاق میشود.
فلور، نام کامل او کارین فلور ادکاک (ت. 10 فوریه 1934، پاپاکورا، نیوزیلند) شاعر نیوزلندیِ بریتانیاییتبار که بهجهت اشعار غنایی بومی توأم با طعنه و کنایه و نگاه گذرا به تخیل و ترس شناخته شده است.ادکاک تحصیلات ابتدایی خود را در انگلستان به پایان رساند و سپس از دانشکده دختران ولینگتن و دانشگاه ویکتوریای ولینگتن فارغالتحصیل شد. او بهعنوان سخنران و کتابدار در تعدادی از مؤسسات نیوزلند، قبل از مهاجرت به انگلیس در 1963 کار کرد. اولین مجموعه شعرش با عنوان «چشم طوفان» (The Eye of the Hurricane) در 1964 چاپ شد. ادکاک در این اثر و آثار بعدی از جمله «ببرها» (Tigers, 1967)، «روز سرور و شادی در باغ» (High Tide in the Garden, 1971)، «کتاب حوادث» (The Incident Book, 1986)، و «قاچهای ساعت» (Time Zones, 1991) کلاسیک آهنگینی را در برابر تغییرپذیریهای تجربه عاطفی مطرح میکند. «مخفیگاه درونی» (The Inner Harbour, 1979) را از نظر هنری موفقترین اثر او میدانند.
شخصیت داستانی، قهرمان رمان «میهمان عروسی» (The Member of The Wedding)، اثر کارسن مکالرز. فرنکی دختربچه دوازده سالة شلوغی است که برای برقراری ارتباط با آدمها احساس نیاز میکند. او آرزو میکند که یکی از دعوتشدگان به مراسم عروسی برادرش، جارویس، باشد و او را در ماه عسل همراهی کند. هرچند که در این مورد ناکام میماند، اما در پایان داستان او احساس آرامش بیشتری دارد.
جوزف (ت. 1 می 1672، میلستن، ویلتشر، انگلیس- و. 17 ژوئن 1719، لندن) مقالهنویس، شاعر و نمایشنامهنویس انگلیسی که به همراه ریچارد استیل از نویسندگان اصلی و الهامبخش گاهنامههای The Spectatorو The Tatler بودند.ادیسون، بعد از دوران دبیرستان در 14 سالگی در مدرسه چارترهاوس در لندن ثبت نام کرد. آنجا بود که او دوستی مادامالعمرش را با استیل آغاز کرد. هر دو در دانشگاه آکسفورد ادامه تحصیل دادند. ادیسون وارد کالج کوئینز شد، سپس برنده رقابت ورود به کالج مادلین گردید. در 1695، او با سرودن «شعری برای اعلیحضرت» (ویلیام سوم) (A Poem to His Majesty) توجه بسیاری را به خود جلب و بورس ارزشمندی دریافت کرد که با آن برای آمادگی جهت اخذ مناصب حکومتی به سفر رفت.ادیسون بعد از بازگشت از سفر اروپایی (1704-1699) دوستیاش را با اعضای انجمن کیت-کت از سر گرفت. چهرههای شاخص ادبی آن روزها و رهبران حزب لیبرال از اعضای این انجمن بودند. پیروزی حزب لیبرال در انتخابات می 1705، ادیسون را به مقام معاون وزیر و سپس وزیر امور مناطق جنوبی رساند که از مناصب بسیار مهم بود. در این دوران، او بیشتر با استیل دیدار میکرد. به او کمک کرد تا اثر «شوهر دلسوز» (The Tender Husband, 1705) را بنویسد که خود برای این اثر مقدمهای نوشت؛ وقتی این نمایشنامه چاپ شد، اهدائیهای به ادیسون به پاس «دوستی تخطیناپذیر» در آغاز اثر دیده میشد. ادیسون همچنین با وامهای کلان و گماردن استیل به سردبیری روزنامه رسمی لندن به او یاری میرساند و اغلب مطلبی هم برای روزنامه تهیه میکرد.ادیسون در 1708 بهعنوان نماینده لاست ویدییل در مجلس کورنوال انتخاب شد و بعد در همان سال وزیر کنت وارتون- نماینده جدید پادشاه ایرلند- شد. در مدت زمان دو ساله وزارت، در ایرلند بود که دوستش استیل انتشار نشریه TatlerTheرا آغاز کرد و او از ایرلند با ارسال مطلب به این نشریة جدید کمک میکرد. وقتی حزب لیبرال در 1710 قدرت را از دست داد، ادیسون به راحتی صندلیاش را در مجلس عوام حفظ کرد؛ اما بیکار بود. او به ارسال مطلب به The Tatler ادامه داد تا اینکه استیل در دوم ژانویه 1711 انتشار این نشریه را خاتمه داد. دو ماه بعد، این دو دوست انتشار مجله SpectatorTheرا شروع کردند.با مرگ ملکه اَن و به قدرت رسیدن جرج اول در 1714، اقبال سیاسی ادیسون افزایش یافت. معالوصف او بهعلت بیماری، از گرفتن نقشی فعال در امور دولتی محروم بود و در 1718 بعد از یک سال تصدی مقام وزارت استعفا داد. درهمیناثنا او با کنتس واریک ازدواج کرد و سالهای باقیمانده عمرش را در رفاهی نسبی در هلند هاوس در کنزینگتن گذراند. مناقشه بر سر لایحه لرد ساندرلند در خصوص محدودیت اشراف که در آن ادیسون و استیل در دوسوی مخالف هم قرار داشتند، متأسفانه باعث جدایی این دو دوست در سال آخر عمر ادیسون شد. وی در وستمینستر ابی دفن شد.
جورج (ت. 9 فوریه 1866، کنتلند، ایندیانا، ایالات متحده - و. 16 می 1944، بروک، ایندیانا) نمایشنامهنویس و طنزنویس امریکایی که بهجهت «کتاب تمثیلهای عامیانه»اش شناخته شده است.اِید پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه پردیو به جمع کارکنان روزنامه Chicago Record پیوست. شخصیتهایی که در ستون خود در صفحه سرمقاله این روزنامه در داستانی با عنوان «داستانهایی از شهر و خیابان» بهکار گرفت، درونمایه اصلی اولین کتابهای او یعنی «آرتی» (Artie, 1896)، «مرداب صورتی» (Pink Marsh, 1897)، و «داک هورن» (Doc Horne, 1899) را تشکیل داد. اید بیشتر با «تمثیلهای عامیانه»اش (Fables in Slang, 1899) شهرت پیدا کرد؛ این اثر پرفروشترین کتاب در سطح ملی بود که پس از آن تمثیلهای هفتگی در نشریات و یازده کتاب قصه دیگر چاپ شد. آثاری که در آن از زبان عامیانه کمتر استفاده شده، بیشتر نمونههایی از کاربرد زبان محلی را نشان میدهند.در 1902 اپرای سَبُک اید با عنوان «سلطانِ سولو» (The Sultan of Sulu) در نیویورک به مدت طولانی آغاز شد و با کمدیهای موفقی همچون «رئیس بخش» (County Chairman, 1903)، و «بیوه دانشکده» (The College Widow, 1904) ادامه یافت. اید بهعنوان یکی از موفقترین نمایشنامهنویسهای زمان خود برگزیده شد؛ او همچنین فیلمنامههای زیادی را در دوران منع نوشیدن نوشابههای الکلی نوشت که به اعتقاد بسیاری «سالن قدیمی» (The Old Time Saloon, 1931) یکی از سرگرمکنندهترین کتابهای ادبی وی است.
ادلفی جدید نیز نامیده میشود(1930-1927). نشریه ادبی انگلیسی که در 1923 از سوی جان میدلتن ماری راهاندازی شد. انتشار آن بیشتر یک بیانیه ادواری بود تا مجلهای ادبی. ادلفی (که از واژه یونانی «برادر» گرفته شده» در اصل، ارتقای آثار و دیدگاههای دی. ایچ. لارنسِ رماننویس و سردبیر همین مجله را وجهه همت خویش ساخته بود، امّا تلاش کرد سطح دانش خوانندگانش را از دایره ادبی سنتی طبقه بالای جامعه فراتر ببرد، گرچه در این زمینه موفقیت اندکی حاصل کرد. در واقع، خطمشی افراطی ماری و بیزاری او از دین که در بیانیه منتشره لارنس که «عیسی یک شکست بود»منعکس شد، خوانندگان عمومی را که ماری فکر کرده بود میتواند جذبشان کند، رویگردان کرد. درحالیکه این نشریه آثار دابلیو. ایچ. اُدن، تی. اس. الیوت، جورج اورول و دابلیو. بی. ییتس را منتشر میکرد، امّا از آن بیشتر بهعنوان مجموعهای از آرای بحثانگیز پایهگذاران نشریه درباره زندگی دینی، سیاسی و فرهنگی یاد شده است.
روئا آدام، لی روئا آدونه، آدان لومِنِسترل یا آدام رکس منسترالوس نیز نامیده میشود (ت. حدود 1240 - و.حدود 1300) خنیاگر (شاعر- موسیقیدان) فرانسوی که بهسبب ادّله مستند و دقیق بهکار گرفته شده در اشعارش دربارة فعالیتهایش در کسوت خنیاگر دورهگرد دربار سلطنتی مورد توجه است.او در دربار آنری سوم، دوک باربان، در لوون آموزش دید. پس از مرگ اربابش در 1261، اقبالش دگرگون شد تا اینکه در 1268 یا 1269 در مقام خنیاگر ارشد به خدمت گای دامپیئر، وارث سرزمین فلاندر، درآمد. (از آنجا عنوان روئا (roi) یعنی «پادشاه خنیاگران» را گرفت). آدنه در جنگ صلیبی تونسیها در 70-1271 همراه گای بود و بهاینعلت، اشعارش حاوی اشاراتی دقیق به سفر بازگشتشان از طریق سیسیل و ایتالیاست. از آثار مکتوب وی، سه منظومه حماسی و یک رُمانس باقی مانده که همگی تقریباً بیمایه و نسخه غیراصلی قلمداد شدهاند.
رناتا (ت. 19 اکتبر 1938، میلان، ایتالیا) روزنامهنگار، رماننویس تجربی و منتقد فیلم امریکایی که در ایتالیا متولد شد و بهجهت نوشتن مقالات تحلیلی و انتقادی معروف است.ادلر از دانشکده برین ماور (پاریس)، سوربون و دانشگاه هاروارد فارغالتحصیل شد. از 1962 تا 1968 و از 1970 تا 1982 در مجله New Yorker بهعنوان نویسنده- گزارشگر کار کرد. مقالات و نقدهایی که در این مجله نوشت، جمعآوری و با عنوان «بهسوی میانهروی بنیادی: چهارده قطعه گزارش و نقد ادبی»(Toward a Radical Middle: Fourteen Pieces of Reporting and Criticism, 1969) چاپ شد. در دورهای یکساله و جنجالبرانگیز بهعنوان منتقد فیلم در مجله New York Times مجموعهای از نقدهایش را با عنوان «یکسال در تاریکی: مجله نقد فیلم» (A Year in the Dark: Journal of a Film Critic, 1968-69 [1970]) چاپ کرد. ادلر دوباره نوشتن داستانهای کوتاه را شروع کرد که برخی از آنها با نام مستعار بِرِت دَنیِلز چاپ شد. ادلر مجدداً بر روی اولین داستان کوتاه خود، «قایق موتوری» (Speedboat, 1976)، که قبلاً آن را چاپ کرده بود، کار کرد و آن را به شکل رمان به چاپ رساند. قایق موتوری، که فضای آن در نیویورک میگذرد، عمدتاً شامل سلسله طرحهای مختلفی است. دومین رمان ادلر با عنوان «قیرگون» (Pitch Dark, 1983)، همچون رمان «قایق موتوری»، بخشبخش و غیرخطی است و بررسی انتقادی هر دو آنها چندان آسان نیست.او همچنین اثری غیرداستانی با نام «بیاعتنایی جسورانه» (Reckless Disregard, 1986) دارد که تحقیق و تفحصی راجع به افترا و تهمتهای ژنرالهای امریکایی و اسرائیلی علیه سازمانهای خبری مهم امریکا است. در 1988 او مجموعهای از مقالاتِ «سیاست و رسانه» (Politics and Media) را چاپ کرد.
در اساطیر یونانی پسر فِرِس، پادشاه فرای در تسالی. ادمیتوس از آلسستیس، زیباترین دختر پلیاس، پادشاه ایولکوس در تسالی خواستگاری کرد و آلسستیس در پاسخ از وی خواست تا یک شیر و گراز را برای ارابه جنگی رام کند. ایزد آپولو، شیر و گراز را برای وی در یوغ گذاشت و بنابراین او، آلسستیس را بهدست آورد. آپولو، پس از اینکه دریافت که ادمیتوس بهزودی میمیرد، ایزد سرنوشت را متقاعد کرد که عمر او را طولانیتر کند به این شرط که کسی دیگر بهجای او بمیرد. آلسستیس به این کار رضایت داد، اما هرکول بهشکل موفقیتآمیزی در گورستان با فرشته مرگ گلاویز شد و او را نجات داد. داستان مرگ و عمر دوباره آلسستیس، موضوع بسیاری از صحنههای نمایش باستانی و نقاشیهای روی گلدان در دنیای باستان بوده است. «آلسستیس»(Alcestis) موضوع کتابی است که ائوریپیدس نوشت.
رمانی از بنژامن کونستان، که در 1816 چاپ شد. این اثر به سبک کلاسیک قابل فهمی نوشته شده است. آدولف با شرح دقیق و تحلیلی، احساس مردی جوان به زنی بزرگتر از خود را روایت میکند. این رمان پیشدرآمد رمان روانشناختی نوین است و شرح فرجام چهارده سال رابطه احساسی کونستان و مادام دُ استال، بانوی سرشناس اهل ادب، را توصیف میکند.
مرثیهای بیپیرایه، اثر پرسی بیش شلی، که در 1821، به منظور گرامیداشت جان کیتس، که در آغاز همان سال فوت کرده بود، نوشته و چاپ شد.عنوان، که اشارهای به آدونیس- مرد جوان و زیبای اسطورهای یونان- است که بر اثر حملة گرازی وحشی کشته شد، احتمالاً از «مرثیهای برای آدونیس» (Lament for Adonis) اثر بیون اقتباس شده است که شلی آن را به انگلیسی ترجمه کرده بود. این شعر، که در پنجاهوپنج بند اسپنسری نوشته شده، بهسبب یکپارچگی قالب کلاسیکش، با «لیکیداسِ» (Lycidas) جان میلتن در یک جایگاه قرار گرفته است. در این شعر، شاعر بر مرگ آدونائیس زیباروی سوگواری میکند، اما در نهایت او را همچنان در زمرة خدایان میشمارد. او تصریح میکند درحالیکه ما همچون مردگان در گور میپوسیم، روح خلاق آدونائیس همچون ستارهای از اقامتگاه خود، جایی که خدایان حضور دارند، راهمان را مشخص میکند.
نام کامل او آدونیئس اِگیار فیلیو (ت. 27 نوامبر 1915، ایتاژوئیپ، برزیل- و. 2 آگوست 1990، ایلیِئوس) رماننویس، مقالهنویس، روزنامهنگار و منتقد ادبی که آثار داستانیاش مفاهیم بومیگرایانه و اگزسیتانسیالیستی را دربر دارد.دوره زندگی ادبی آدونیئس فیلیو در اوایل 1930 زیر نظر گروه نویسندگان کاتولیک نوگرای ریودوژانیرو آغاز شد. تا اواخر دهه 1940 نوشتههایش عمدتاً روزنامهنگاری و ترجمه افسانههای زبان انگلیسی خصوصاً آثار گرِیَم گرین، ویرجینیا وولف و ویلیام فاکنر بود.آدونیئس فیلیو برای مدتی در دهه 1950 مدیر مؤسسه ملی کتاب بود و در بخش خدمات تئاتر ملی خدمت کرد. او سپس مدیر کتابخانه ملی شد و در 1965 به عضویت فرهنگستان ادبیات برزیل درآمد و در 1972 به سمت رئیس انجمن مطبوعات برزیل منصوب شد.وی در دهه 1940 شروع به نوشتن رمان کرد و از رویکردی روانشناسانه برای شخصیتپردازی استفاده کرد. اولین رمان او با عنوان «بندگان مرگ» (Os servos da morte, 1946) یکی از سه رمانی بود که زندگی را در منطقه پرورش کاکائو در شمال شرقی برزیل به تصویر میکشد. «خاطرات لازاروس» (Memórias de Lázaro, 1952) و «قلعه» (O forte, 1965) دو رمان دیگر وی هستند. «بدن زنده» (Corpo vivo, 1962) و «شب بدون سپیدهدم» (Noite sem madrugada, 1983) از دیگر رمانهای او هستند.
[واژه یونانی کهن آن Adónion بهمعنی شعر ادانیک، مشتقی از Adónis به معنای اَدونیس] در علم عروض کلاسیک، داشتن وزنی متشکل از یک رکنِ سههجایی (ÈÈ -) که رکنی دوهجایی(- -) در پیاش میآید. ادانیک در متون سههجایی و بهخصوص در شعر چهارپاره و سافویی دیده میشود.
در اساطیر یونان، مرد جوان فوقالعاده زیبا و محبوب الهه آفرودیته (ونوس) است. از نظر قدما، او پسر تئیاس، پادشاه سوریه، از دخترش سمیرنا (مورها) است. آفرودیته مجذوب زیبایی آدونیس نوباوه شده بود؛ او را در جعبهای گذاشت و مراقبت از او را به پرسیفون، ملکه عالم ارواح، سپرد که او بعداً از برگرداندن آدونیس امتناع میکند و از زئوس میخواهند بین آنها داوری کند. زئوس تصمیم میگیرد که آدونیس یک سوم سال را نزد پرسیفون، یک سوم دیگر را نزد آفرودیته بگذراند و یک سوم دیگر را به اختیار خودش باشد. شعر «ونوس و آدونیس» (Venus and Adonis) ویلیام شکسپیر، که از «مسخها»(Metamorphoses) اثر اووید اقتباس شده، داستان تلاش نافرجام ونوس برای فریفتن آدونیس است، زمانیکه ادونیس در حال شکار بود. وقتیکه آدونیس مخالفت میکند، ونوس به او هشدار میدهد که اگر او فردا به شکار گراز نر ادامه دهد، کشته خواهد شد و از او ملتمسانه میخواهد که به جای شکار به دیدن او برود. روز بعد ونوس، آدونیس را مرده مییابد. گراز نر وحشیای که آدونیس او را تعقیب میکرد، وی را کشته بود. مرگ آدونیس مایه غم همیشگی ونوس شد. تصور میشود که آدونیس در اصل فنیقی باشد (از اَدُن، یعنی ارباب). ادونیس با تموز، خدای باروری و حاصلخیزی بابلی، یکی دانسته شده است و بهطورکلی محققین امروزی او را بهعنوان روح نباتی که مرگ و تولد دوبارهاش چرخه طبیعت را نشان میدهد، میشناسند.
تئودور (ویزنگرانت) (ت. 11 سپتامبر 1903، فرانکفورت اِم. مین، آلمان- و. 6 آگوست 1969، ویسپ، سوئیس) فیلسوف آلمانی که بهعلت تأثیرگذاری بر مکتب فرانکفورت - مکتبی متشکل از گروهی از ادیبان نئومارکسیست که تلاش میکردند «نظریه نقد» دیالکتیکی جامعه را ترویج کنند – در محافل ادبی معروف بود.آموختن موسیقی و دریافت مدرک تحصیلی از دانشگاه یوهان وولفگانگ گوته (1924) در رشته فلسفه تأثیر بسزایی بر آثار اولیه آدورنو داشت. آثار او بر اهمیت زیباییشناسی بهعنوان عامل مهم تکامل تاریخی و جستوجو برای دریافت حقیقت تأکید داشت. آدورنو، که یهودی بود، پس از دو سال تدریس در دانشگاه فرانکفورت در 1934 به انگلستان مهاجرت کرد تا از حمله نازیها رهایی یابد. او از 1938 تا 1948 در ایالات متحده زندگی کرد و در 1949 به دانشگاه فرانکفورت بازگشت.مقالات جالب توجه آدورنو در زمینه ادبیات به بحث و بررسی آثار نویسندگان کلاسیکی همچون ی. و. فون گوته و فریدریش هولدرلین و همچنین نویسندگان نوگرایی که کانون توجه ادبی عمده وی بودند، میپردازد. معروفترین مجموعه مقالات او در زمینه ادبیات، چهار جلد کتاب با عنوان «یادداشتهایی بر ادبیات» (Noten zur Literatur, 1958-74) است.
رمانی به قلم سول بلو،که در 1953 انتشار یافت. این رمان، داستان مقامهوار یک جوان یهودی اهل شیکاگو و پیشرفت او در دنیای قرن بیستم است که بعضاً بسیار طنزآمیز میشود و درعینحال، این جوان میکوشد آن را معنادار کند. این اثر در 1954 برنده جایزه ملی کتاب شد.
شخصیت داستانی، قهرمان رمان تاریخی «انتنی ادورس» (Anthony Adverse) اثر هروِی الن. ادورس کودکی حرامزاده، اما نجیب است و وارث پدربزرگ ثروتمندش میشود که زیر دست او شاگردی کرده بود.
اِندره (ت. 22 نوامبر 1877، ارمینتسنت، مجارستان، اتریش – مجارستان [امروزه ادی آندره در رومانی]- و. 27 ژانویه 1919، بوداپست، مجارستان) یکی از بزرگترین شاعران غنایی مجارستان. شعرهای عاشقانة او، که در تازگی و در نگرش عرفانی به عشق زمینی برجستهاند، بهطور خاص قابل توجه هستند.وی برای مدت کوتاهی در رشته حقوق تحصیل کرد اما از 1900 تا هنگام مرگ به روزنامهنگاری مشغول بود. در 1903 اولین کتاب شعر معروف خویش را با عنوان «و آنگاه» (Még egyszer) به چاپ رساند. با انتشار کتاب بعدی خویش با عنوان «اشعار جدید» (Uj versek, 1906) بود که نام وی در ادبیات مجارستان بر سر زبانها افتاد. اشعار وی از جنبههای شکل، زبان و محتوا کاملاً نوآورانه بودند. زبان غیرمتعارف و باشکوهی که وی بهکار میگرفت، عموم مردم را به تحسین وا میداشت. پس از دوران کوتاهی که در مقام روزنامهنگار در پاریس گذراند، به مجارستان بازگشت و خود را در مجارستانی متعصب و مادیگرا یافت؛ بهگونهای که نتوانست نفرت و سرخوردگی خود از این مجارستان را در اشعار خویش نشان ندهد. اُدی هدف حملات سخت گروههای سیاسی رقیب قرار گرفت و این حملات، بهسرعت او را به دستوپا زدن در دنیای سیاست وادار کرد که در آن، از سوی افراطیان جناح چپ حمایت و از سوی آنها بهعنوان پیامبری غیبگو تحسین میشد و همزمان از سوی وطنپرستان جناح راست نیز مورد سوءاستفاده قرار میگرفت.اُدی در آثار بعدی خویش کمتر به توهین به هموطنان خویش اقدام کرد. درکی که وی از کشور خویش بهدست آورد، شناختی که از فساد سیاسی حاکم بر آن پیدا کرد و استنباطی که از مصیبتهای وارده به کشورش در طول جنگ جهانی اول کسب کرد، همه و همه الهامبخش وی در یافتن راه جدیدی برای نشان دادن رنج و عصبانیتش بودند. در زمانی که وی بهعلت اعتیاد شدید به الکل جان خود را از دست داد، توانسته بود در طی دوازده سال، ده عنوان کتاب شعر، داستان کوتاه و حتی تعداد بیشماری مقاله به چاپ برساند.
[یونانی آن adýnaton، شکل خنثی adýnatos به معنی غیرممکن] نوعی مبالغه که در آن بهحدی گزافهگویی زیاد است که غالباً به امر غیرممکنی اشاره میکند؛ همانگونه که در ابیات زیر از شعر «خطاب به معشوق عشوهگرش» اثر اندرو مارول مشاهده میشود:تو بر ساحل رود گنگ در هندوستانعقیق جمع میکردی و من در مدّ آبدر کنار رودخانه هامبر گلایه میکنم و میگویمحتی ده سال قبل از طوفان نوح عاشق تو بودمو تو اگر دوست داری عشق من را منکر باشتا زمانی که یهود به دین عیسی بگرود.
اسم مستعارِ جورج ویلیام راسل (ت. 10 آوریل 1867، لرگن، کاونتی آرما، ایرلند- و. 17 جولای 1935، بورنمت، همپشر، انگلیس) شاعر و عارف ایرلندی، شخصیت برجسته و پیشتاز در نوزایی ادبی ایرلند در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم. راسل نام مستعار خود را از کنجکاوی یک نمونهخوان در خصوص نام مستعار پیشین خود «آیییان» «Æon» اقتباس کرد.راسل به مدرسه هنر متروپولیتن در دابلین رفت و در آنجا با ویلیام باتلر ییتسِ شاعر آشنا شد. سرانجام از 1904- 1923 سردبیر مجله The Irish Homestead و از 1923- 1930 سردبیر مجله The Irish Statesman شد. در 1894 اولین کتاب از کتابهای شعر خود را با عنوان «بهسوی خانه: آهنگهای طول راه» (Home Homeward: Songs by the Way) چاپ کرد. اولین جلد «مجموعه اشعار» (Collected Poems) وی در 1913 و دومین جلد در 1926 منتشر شد. مجموعههای بعدی شعر وی نیز متعاقب این دو به چاپ رسیدند. راسل در طول زندگیاش به حکمت اشراق، منشأ مذهب و تجربه عرفانی علاقه داشت. «شمع بصیرت» (The Candle of Vision, 1918) انعکاسدهنده اعتقادات مذهبی او است.در آغاز قرن بیستم، بسیاری راسل را همپایه دابلیو. بی. ییتس میدانستند. با وجود این، راسل پیشرفت چندانی نکرد. او فردی کوشا و با ذوق و استعداد بود، اما بسیاری از منتقدان در اثر خود، از وی با عنوان فردی سهلانگار، مرموز، خستهکننده و یکنواخت یاد کردهاند.
در اساطیر یونان، پسر زئوس و آیگینا، دختر آسوپوس، خدای رودخانه. مادرش را زئوس به جزیره اینونی برد که پس از آن، به نام او خوانده شد. اییکوس بهعلت عدالت، مورد ستایش است و در سنّت آتنی به همراه مینوس و رادامانتوس، داور مردگان شده است.
(در اثر شکسپیر، ایجیاِس) در اساطیر یونان، پدر تسئوس و پادشاه آتن. ایجوس زمانیکه به اشتباه پنداشت که پسرش مرده، خود را به دریا انداخت. آن دریا از آن پس ایجن نام گرفت.
شکل جمع آنaegises (egises) [به یونانی aigís و احتمالاً اشتقاقی از aig-,aix، به معنی پوست بز] در اساطیر یونان، پوششی محافظ یا زره سینهای است که هفائستوس آن را ساخت و نشان برتری و اقتدار بهشمار میرفت. این سپر در اصل مرتبط با زئوس بود، اما بعدها که دور آن نقوش مار را حک کردند و سر یک گورگون رویش نصب شد، آن را به آتنا نسبت دادند. آتنا از آن بهعنوان تنپوش معمولی استفاده کرد. بعضی از اوقات، خدایان دیگر (بهعنوان نمونه، آپولو در ایلیاد) از آن برای برانگیختن وحشت بهره میبردند. در اساطیر بعدی، سپر بهصورت ردایی از پوست بز توصیف شد، اگرچه در زمان هومر، چیزی بیشتر از ردایی از پوست بز بود؛ زیرا با منگولههای زرین مزین شده بود.
(شکوفایی، حدود 1010-955، اِینشم، آکسفوردشِر، انگلیس) نثرنویس انگلوساکسون که سرآمد زمان خود محسوب میشد. او هم برای آموزش راهبان و هم گسترش آموزههای احیای رهبانیت در قرن دهم، مطالبی را نوشت. اثر او با عنوان «موعظههای کاتولیک» (Catholic Homilies)، که در 990-992 نوشته شده، حاوی خطابههای ارتدوکس براساس نوشتههای آباء کلیساست. الفریک همچنین دستور زبان لاتین و «زندگی مقدسان»(Lives of the Saints) را نگاشت.
نام اصلی او کلاودیوس ایلیانوس (ت.حدود 170، پراینسته، نزدیک روم [ایتالیا]- و.حدود 235) نویسنده و معلم رومی علم بدیع که آنقدر یونانی را به روانی صحبت میکرد و مینوشت (آثار وی نیز به این زبان نوشته شدهاند) که لقب «شیرین زبان» را به او دادند.ایلیئن فراگیرنده و ستایشکنندة نوشتههای افلاطون، ارسطو، سقراط، پلوتارک، هومر و دیگران بود و بدینسبب، آثار او بسیاری از قطعات منتخب از دیگر نویسندگان را متضمن است. ایلیئن بیشتر بهجهت اثرش با عنوان «در طبیعت حیوانات» (On the Nature of Animals)، مجموعه داستانهای عجیبوغریب پرندگان و دیگر حیوانات که غالباًَ به شکل قصههای کوتاه، افسانههای قومی و حکایات دارای پند اخلاقی است، شهرت پیدا کرده است. این اثر، سبکی را در نثر بهوجود آورد که کتابهایی با موضوع حیوانات و حکایتهای طبی در سراسر دوره میانه اروپا از آن تبعیت کردند. اثر دیگر وی با عنوان «تاریخ متفاوت» (Various History) حکایت بشر و عادات و معجزات را با هم مرتبط میسازد. بخشهایی از آثار دیگر او برجاماندهاند.
قهرمان افسانهای تروی و روم، پسر الهه آفرودیته و آنچیسِس. آینئاس عضوی از خانواده اشرافی تروی و پسرعموی هکتور بود. او نقش مهمی در نبرد تروجان داشت و در جنگاوری پس از هکتور، دومین فرد محسوب میشد. هومر اشاره میکند که آینئاس، مرئوس بودن را دوست نداشت و به همین علت نقل است که او کمک کرد تا تروی تسلیم یونانیها شود. با وجود این، در روایت دیگری آمده است که آینئاس پس از اینکه یونانیها تروی را تصرف کردند، رهبر بازماندگان ترویان شد.پیوستن قهرمانان هومری به ایتالیا و سیسیل به قرن هشتم ق.م برمیگردد و مستعمرهنشینهای یونانی آن مناطق در قرون هشتم و نهم ق.م مکرراً ادعا کردهاند که از نوادگان قهرمانان جنگ تروی هستند. با گسترش امپراتوری روم به سمت ایتالیا و مدیترانه، نویسندگان میهنپرست آن نواحی، ساخت روایتی اسطورهای را آغاز کردند که به یکباره به سرزمین آنها قدمت و مقامی میداد که دشمنی دائمی آنها نسبت به برتری فرهنگی یونان را ارضا میکرد. آینئاس در جایگاه یک ترویانی، نماد دشمنی یونانیها بود؛ ازآنجاکه تقدیر او را پس از جنگ زنده و آزاد نگه داشته بود و خصوصاً برای وظیفهای که به او بهعنوان بنیادگذار عظمت روم محول شده بود، مناسب بود.ویرژیل جنبههای مختلف افسانههای مربوط به آینئاس را گردآوری کرد و آن را به شکل کنونی درآورد. خانواده یولیوس سزار از جمله آوگوستوس، که محافظ ویرژیل بود، ادعا کردند که از نژاد آینئاس هستند چرا که پسر او آسکانیوس، یولیوس نیز نامیده میشد. با اقتباس از این روایتهای مختلف، ویرژیل شاهکار خودش اِنهئید را خلق کرد؛ شعر حماسی لاتین که قهرمان آن نه تنها موضوع و هدف تاریخ روم بلکه دوره زندگی و خطمشی آوگوستوس را نیز نمایندگی میکند. در روایت سفر آینئاس از تروی به سمت غرب به سیسیل، کارتاژ و سرانجام به دلتای رود تیبر در ایتالیا، ویرژیل مفاهیم و ویژگیهایی را به تصویر میکشد که به ادعای او روم بر آنها بنیاد نهاده شده است، از جمله: پایداری، خودانکاری و اطاعت از خدایان.مرگ آینئاس بهوسیله دیونیسیوس هالیکارناسوس روایت شده است. پس از اینکه او در نبرد علیه روتولی شکست خورد، مفقودالجسد شد و براساس روایت لیوی، او پس از آن بهعنوان خدای محلی، ژوپیتر، مورد پرستش قرار گرفت.
شعر حماسی لاتینی که ویرژیل آن را حدود 29ـ19 ق.م سرود. انهئید با قطعات مرکب شش وزنی، که حدود شصت بیت آن به هنگام مرگش ناتمام باقی مانده بود، افسانههای متعدد آینئاس را روایت کرده و او را پدر عظمت روم میداند. این اثر در 12 جلد کتاب تنظیم شده که داستان شکلگیری افسانهای لاوینیوم (مادر شهرهای آلبالونگا و روم) را روایت میکند. آینئاس شهر لاوینیوم را بنیاد نهاد، به او هنگامیکه خرابههای سوخته تروی را ترک میکرد الهام شد که در سرنوشتش هست که شهر جدید باشکوهی را در غرب بنا کند.در جلد اول کتاب، آینئاس به مقصد سرنوشتش سفر میکند و با هوای نامساعد و طوفانی مواجه و مجبور میشود که در ساحل لیبی لنگر اندازد. دیدو، ملکه کارتاژ، بیوهزنی است که در آنجا از او استقبال میکند. جلد دوم و سوم کتاب شامل گزارش آینئاس (که به دیدو گفته است) از وقایع طبیعی و ماوراءطبیعی است که او را به ساحل لیبی هدایت کرده است. در کتاب چهارم، دیدو به عشقش نسبت به آینئاس اعتراف میکند و آینئاس (ضمن اظهار تأسف از بخت خویش) از سوی خدایان مجبور میشود دوباره بادبانها را برافرازد و دیدو تصمیم به خودکشی میگیرد. در کتاب پنجم، آینئاس و ترواییهای همراه او به سیسیل سفر میکنند و در آنجا درگیر یک سلسله رقابت برای برگزاری باشکوهتر سالگرد مرگ پدر آینئاس، آنچیسس، میشوند. آنها دوباره رهسپار دریا میشوند. جلد ششم کتاب گزارش سفر آینئاس به عالم اموات و بهشت است که در آنجا ارواح دیدو و آنخیاسس را در میان دیگران میبیند. در این کتاب سرنوشت روم مشخص و آشکار میشود. کتاب هفتم و هشتم روایتگر سرنوشت ترواییهاست که به تیبر میرسند و پادشاه منطقه، لاتینوس، از آنها استقبال میکند. دیگر لاتینها (که توسط خدایان تشویق شده بودند) از ورود ترواییها و ازدواج میان آینئاس و لاوینیا، دختر لاتینوس، اظهار تنفر میکنند. در میان لاتینهای خشمگین همسر لاتینوس و همچنین تورنوس، رهبر طایفه محلی که باعنوان روتولی شناخته شده و تا آن زمان خواستگار لاوینیا بوده است، نیز به چشم میخورند. جنگ شروع میشود، اما ترواییها با کمک اتروسکنها پیروز شده و تورنوس کشته میشود. آینئاس همانگونه که در تقدیر وی بود، با لاوینیا ازدواج و لاوینیوم را بنا میکند.هومر الگوی ویرژیل بوده است. داستان سفر آینئاس که در شش جلد اول کتاب روایت شده است بر پایه اودیسه با اقتباس از آن و حتی برگردان مستقیم برخی قسمتهای آن است؛ درحالیکه توصیف جنگ در شش جلد آخر کتاب، سرشار از اتفاقات زیادی است که از ایلیاد اقتباس شده است. با وجود این، اساساً ویرژیل از الگوی دیگری نیز استفاده کرده که همان افسانه بومی روم در خصوص جنگ رومولوس علیه سباین است. این افسانه در قالب افسانه تاریخی هندواروپایی است که روایتگر درگیری و ستیز اولیه میان خدایان قدرت و جنگ، و خدایان باروری و حاصلخیزی است که با وحدت آن دو و اتحاد خدایان پایان مییابد. ویرژیل این موضوع را بسط داده و گویی آینئاس و اتروسکن را نماد خدایان قدرت و جنگ، و لاتین را نماد خدایان باروری و حاصلخیزی درنظر گرفته است.
[یونانی آن Aiolikós ، در لغت، از ائالینها، مردم یونان باستان] دستهای از وزنهای شعری که در شعر غنایی یونانی استفاده میشود. ایئالیک به اشعار سافو و الکایوس از جزیره ائالین در لسبوس اشاره دارد؛ یعنی شاعرانی که اولینبار از این اوزان استفاده کردند. وزنهای ایئالیک همچون گلوکونیک بهطور معمول تا حدودی به شکل دو هجای کوتاه در میان دو هجای بلند یا «کوریامب» (– ÈÈ –) هستند که ممکن است با تعداد زیاد دیگری از واحدهای وزنی چه در قبل و یا بعد خود همراه شوند تا تنوع وسیعی از توالیهای وزنی را ایجاد کنند. (برای مثال، شعر کوریامب دو بحری بهصورت –ÈÈ– | È – È – و گلوکونیک به شکل ÈÈÈ| – ÈÈ – | È – خواهد بود). نیز نکPOLYSCHEMATIST
در اساطیر یونان، پادشاه اسطورهای ماگنسیا در تسالی، پسر هلن (جدّ اسمی یونانیهای اصلی یا هلنیها) و پدر سیسیفوس. دختر ای اِلِس، کاناس، و پسرش، ماکاریوس، مرتکب زنای محارم شدند و سپس خودکشی کردند. داستان آنها موضوع غمنامه مفقود شده «آیولوس»(Aeolus) اثر ائوریپیدس شد.
در آثار هومر، مهارکننده بادها و حاکم جزیره شناور آیولیا. او در اودیسه، به اودیسئوس بادی موافق و کیسهای پر از بادهای ناموافق میدهد. یاران و همنشینان اودیسئوس کیسه را باز میکنند؛ بادها میگریزند و آنها را به جزیره بازمیگردانند. آیولوس در آثار هومر بهصورت انسان ظاهر میشود، اما درعینحال بعدها بهصورت خدایی کوچک توصیف میگردد.
(ت. 525 یا 524 ق.م، شاید در الئوسیس- و. 456 یا 455 ق.م، جلا، سیسیل) اولین نمایشنامهنویس بزرگ تراژدی کلاسیک در آتن که هنر تراژدی را از گروه همسرایان و عمدتاً از حفظخوانی ساکن و ایستا به نمایشنامة کاملاً تحولیافته تغییر داد. او بازیگر دومی را به صحنه نمایش اضافه کرد و گفتوگو را در آن امکانپذیر ساخت؛ بنابراین، این امکان را بهوجود آورد که نمایشنامه تراژدی به هنری اجراشدنی تبدیل شود. او همچنین اولین نویسنده شناختهشدهای است که دیدگاه زندگی را به نوعی تصویر میکند که تحت عنوان تراژیک شناخته شده است.آیسخولوس در منطقه ماراتون مجروح شد (490 ق.م). در آنجا آتنیها، ایرانیها را شکست دادند و او دوباره با ایرانیها هنگامی که در 480 به یونان تاختوتاز کردند، جنگید. وی همچنین یک شرکتکننده و همراه چشمگیر و برجسته در رقابت دراماتیک اصلی آتن، دیونوسیای بزرگ، بود. گزارش شده که آیسخولوس در این رقابت احتمالاً برای اولینبار در 499 ق.م شرکت کرد. او به اولین پیروزی خود در 484 ق.م دست یافت و دوازده سال بعد اولین اثر بلندش به نام «ایرانیان»(Persians)اجرا شد.گفته میشود در همین زمان، آیسخولوس به دربار هیئرون اول در سیراکیوس سیسیل راه یافت. پس از این بازدید موفقیتآمیز، زندگی آیسخولوس در اجرای نمایشنامههای دراماتیک شروع شد، اگرچه گفته میشود که او از یک شکست مهم بهوسیله سوفوکل تازهکار و مبتدی در جشنواره دیونوسیان در 468 ق.م رنج میبرد. آیسخولوس برای جشنواره بعدی نمایشنامه سهبخشی «اودیپ» (Oedipus) را ساخت (که بخش سوم آن با عنوان «مخالفان هفتگانه تبس» (Seven Againt Thebes) تا امروز به جا مانده است. پس از ساخت نمایشنامه سهبخشی «اورستیا» (Oresteia) در 458، که شاهکار او محسوب میشود، دوباره به سیسیل رفت و در همانجا در 69 سالگی درگذشت.نمایشنامههای آیسخولوس ارزش ادبی ماندگاری به لحاظ زبانی، گروه همنوازان و شکوه آن، طراحی پیچیده قطعههای نمایش و موضوع جهانشمول خود دارند. زبان این نمایشنامهها به شکل گفتوگویی و همسرایی، حاکی از زور، قدرت و قوت عاطفی آنها است. او جسورانه از القاب و عناوین مرکب، استعارهها، اشکال مجازی کلام، که ارتباط تنگاتنگی با اجرای نمایشنامه دراماتیک دارند، استفاده میکند. آیسخولوس در سراسر نمایشنامه یا نمایشنامههای سهبخشی، چندین مضمون مکرر را که غالباً با کلمه یا گروهی از کلمات خاص بیان میشود، گسترش میدهد؛ برای مثال در اورستیا موضوعاتی چون خشم، سلطهگری، باور، تضاد روشنایی و تاریکی، و تعارض نوحهسرایی و آوازهای پیروزی در همة بخشهای سهگانه مشاهده میشود. تقریباً از میان 90 نمایشنامهای که آیسخولوس نوشته حدود 80 عنوان آن شناخته شده است. فقط هفت تراژدی (ایرانیان، مخالفان هفتگانة تبس، ملتمسان (Suppliants)، نمایشنامه سهبخشی اورستیا، و پرومتئوس در زنجیر (Prometheus Bound)) بهطور کامل بهجا مانده است.
[ایز در اسکاندیناوی کهن، جمع áss به معنی خدا] در اساطیر اسکاندیناویایی، هر یک از دو گروه اصلی خدایان که چهار تن از آنها در میان ملل آلمانی زبان، مشترک است: اودین رئیس آزیر، فریگ همسر اودین، تایْر خدای جنگ، و ثور که نامش واژه ژرمنی باستان برای رعد است. دیگر خدایان در خور توجه عبارتانداز: بالدر، یورد، هیمدال و لوکی. قس VANIR
نویسندة احتمالی مجموعهای از تمثیلهای یونانی که به احتمال زیاد، شخصیتی غیرواقعی و اسطورهای است. هرودوت در قرن پنجم ق.م گفت که ایساپ در قرن ششم زندگی میکرد و برده بوده است و پلوتارک در قرن اول بعد از میلاد، ادعا کرد که ایساپ مشاور کروئسوس، پادشاه قرن ششم قبل از میلاد لیدیا، بود. به روایتی گفته میشود که ایساپ اهل تراک است درحالیکه به روایتی دیگر او از فروگیاست. زندگینامهای مصری متعلق به قرن اول بعد از میلاد به او نسبت بردگی در جزیره ساموس میدهد که اربابش او را آزاد میکند و پس از آن برای حل چیستانی به نزد پادشاه لوکورگوس در بابل میرود و در دلفی میمیرد. این احتمال که ایساپ فقط یک نام ساختگی بوده است، به اینعلت قوت گرفت تا از این طریق نویسندهای برای تمثیلهای کودکانه خلق شود که خودش موضوع بیشتر آنها بود؛ بهطوریکه امروزه «داستان ایساپ» معادل «تمثیل حیوانات» است.تاریخ ادبیات غرب بهطور کارآمدی با افسانههای منسوب به ایساپ شروع میشود، اما قبل از آن زمان، شاعر یونانی به نام هسیود (قرن هشتم ق. م) یکی از افسانههای «ایساپ» درباره شاهین و بلبل را بازگو کرده و همچنین بخشهایی از تمثیلهای مشابه در نوشتههای آرخیلوخوس، شاعر و جنگجوی قرن هفتم ق.م، نیز موجود است.
کسی که به «زیبایی» خاصه در هنر معتقد است. این کلمه (که معمولاً با حرف بزرگ نوشته میشود) بهطور خاص به گروهی از نویسندگان و هنرمندان انگلیسی اواخر قرن نوزدهم اطلاق شد که اعتقادشان به مکتب زیباشناسی در خودآرایی و تصنع و تکلف ظهور یافت. این گروه افرادی مانند اسکار وایلد، اوبری بیردزلی، آرتور سیمنز و ارنست داوسن را شامل میشد.
چهارچوب ارجاعی که هنرمند با استفاده از ابزارهای فنی در درون اثر هنری و اطراف آن ایجاد میکند تا آن را به لحاظ روانشناختی از واقعیت جدا کند. نمایشنامهنویس آلمانی، برتولت برشت، نظریه نمایش خود را که در انگلیسی به تأثیر فاصلهگذاری معروف است برای ایجاد فاصله زیباشناختی مطرح کرد.
زیباییشناسی، جنبش هنری اواخر قرن نوزدهم اروپا که اصولاً بیان میکرد هنر فقط بهسبب زیباییاش وجود دارد.آغاز این جنبش واکنشی بود به نگرشهای اجتماعی سوداگرایانه و به آنچه بدترکیبی و هنرگریزی رایج در عصر صنعت تلقی میشد. بنای فلسفی آن برمیگردد به وقتی که ایمانوئل کانت در قرن هجدهم فرضیه استقلال معیارهای زیباشناختی و جدایی آنها از جوانب اخلاقی، سودمندی و یا لذت را ارائه کرد. این عقیده را در آلمان ی. و. فون گوته، ی. ل. تیک و دیگران و در انگلستان سمیوئل تیلر کولریج و تامس کارلایل تقویت کردند. بهعلاوه اینکه مادام دُ استال، تئوفیل گوتیه و ویکتور کوزن فیلسوف، که عبارت «هنر برای هنر» (l’art pour l’arte) را در 1818 رایج کرد، در فرانسه به آن عمومیت بخشیدند.هنرمندان مکتب برادری پیش- رافائلی از 1848 این مکتب را در انگلستان گسترش دادند و این موضوع قبل از آن بود که دانته گابرییل روسّتّی، ادوارد برن - جونز، و الجرنن چارلز سوئینبرن در آثار خود نمونههای زیباییشناسی به منظور بیان دلتنگی خود در خصوص زیبایی آرمانی متجلیشده در دیدگاههای جنبش فوق در افکار آگاهانه قرون وسطایی استفاده کنند. در نوشتههای اسکار وایلد و والتر پاتر، و همینطور در تصاویری که اوبری بیردزلی برای نشریه The Yellow Book کشیده بود منعکس شدند.از جمله منتقدان همعصر مکتب زیباییشناسی، ویلیام ماریس و جان راسکین و در روسیه لئو تولستوی بودند که ارزش هنر جدا شده از اخلاق را مورد سؤال قرار میدادند. این جنبش با جنبش نمادگرایی در فرانسه قرابت خاصی داشت و زمینهای برای ظهور هنر نوین شد. نیز نکDECADENT, SYMBOLIST MOVEMENT
در اساطیر یونان، دختر پیتئوس، شاه ترویزن، که پدرش او را به آیگئوس، شاه آتن، شوهر داد. او تسئوس را که معلوم نبود از آیگئوس است یا از پوسئیدون (که پنهانی با او در ترویزن همخوابه شده بود) به دنیا آورد (این تعبیر دوگانه شاید از اختلاطی باشد که بین دو شخص باستانی، آژئوس و خدای دریا، مثلاً دریای اژه به وجود آمده است). ایترا بعدها پس از اینکه تسئوس، هلن را از دریای اسپارت دزدید، از او نگهبانی کرد که فرار نکند. در مجازات این کار دیوسکوری او را برای بردگی هلن به اسپارت برد که پس از آن نیز به دنبال هلن به تروی رفت. ایترا که پس از جنگ ده ساله آزاد شد، بعداً در اندوه مرگ پسر، خودش را کشت.
آلیکساندر نیکالاییوچ (ت. 11 ژوئیه، [23 ژوئیه در تقویم گریگوریان] 1826، بوگوچار، استان وارونیش، روسیه- و. 23 سپتامبر ]معادل با 5 اکتبر[ 1871، مسکو) مورخ و کارشناس قصههای عامیانه که با کارش در زمینه گردآوری داستانهای عامیانه روسی شناخته میشود. افناشیف از دانشگاه مسکو در رشته حقوق فارغالتحصیل شد. از جمله کارهای نخستیناش بررسی نشریات طنزآمیز اواخر قرن هجدهم در روسیه و نوشتن تفسیرهایی بر ادبیات معاصر روس بود. او «نگاه شاعرانه اسلاوها به طبیعت» (Poeticheskiye vozzreniya slavyan na prirodu) را در بین سالهای 1866 تا 1869 در سه جلد نوشت؛ در این اثر برای اولین بار نظریههای مکتب اسطوره (جنبش ادبی رمانتیک قرن 19 که از افسانههای عامیانه الهام میگرفت [مکتب اسطوره]) با یکدیگر تلفیق شدند. آنچه بیش از هر چیز افناشیف را در یادها ماندگار کرد «افسانههای روسی پریان» (Narodnyye russkiye skazki) بود، که بین سالهای 1855 تا 1864 گردآوری شد و مشتمل بر 600 داستان بود. اثر «افسانههای محبوب روسیه» (Narodnyye russkiye legendy) که تا 1914 ممنوعالانتشار بود)، و مجموعه «داستانهای قشنگ پریان» (Lyubimyye skazki)، که با قصههای کودکانه به هجو ملّاکان و کشیشان میپردازد، در ژنو بینام منتشر شدند.
در نقد ادبی، به اشتباه داوری اثر براساس تأثیر آن بر خواننده میگویند. طرفداران نقد جدید، مقوله خطای عاطفی را بهمثابه مخالفت مستقیم با منتقدان امپرسیونیستی قلمداد میکنند؛ زیرا آنها واکنش خواننده به یک شعر را مهمترین نشانه ارزش آن میدانند.کسانی که از معیار عاطفی برای قضاوت درباره شعر حمایت میکنند، به تاریخچه طولانی و خوشنام آن استناد میکنند و اینکه چنین مقولهای با نظر ارسطو مبنیبر اینکه هدف تراژدی برانگیختن «ترس و ترحم» است، آغاز شد و بسیاری از منتقدان امروزی تأکید میکنند واکنش و ارتباط عاطفی، از ارزیابی یک شعر تفکیکناپذیر است. نیز نک NEW CRITICISM
(همچنین به شکلafrit، afrite، efreet، ifritنوشته میشود) در شعر اغلب'af-'rēt, 'ef, 'if [در عربی ifrīt‘تلفظ میشود] در اساطیر اسلامی، طبقهای از جنهای شیطانصفت (ارواحی پایینتر از سطح فرشتگان و شیاطین) که قدرت و زیرکی فراوانی دارند. عفریت موجودی است از جنس دود که بالهای زیادی دارد، یا مذکر است و یا مؤنث و در زیر زمین زندگی میکند و به دفعات در خرابهها رفتوآمد میکند و در آنجا یافت میشود. همچون جن، عفریت نیز ممکن است مؤمن یا غیرمؤمن، خوب یا بد باشد، اما اغلب موجودی بدجنس و ظالم بهحساب میآید.استفاده نادر از اصطلاح عفریت (مؤنث آن عفریته) در قرآن (کتاب مقدس اسلام) و در حدیث (شواهدی که سخنان، اعمال یا تأیید حضرت محمد(ص) را بازگو میکنند) همیشه به شکل عبارت «و عفریت از میان اجنه» بوده و احتمالاً به معنای «سرکش» است. این کلمه مکرراً برای اطلاق به گروه کاملی از موجودات سرکش و ترسناک بهکار رفته، اما در دنیای مبهم ارواح، تمایز آنها از یکدیگر دشوار است؛ بنابراین عفریت عملاً از «مارد» که ابلیسی خبیث و سرکش میباشد، متمایز شده است. نیز نک JINNI
رمانی کمدی نوشته الدس هاکسلی، که در 1939 با عنوان «بعد از تابستانهای بسیار» منتشر شد. چندی بعد در همان سال، با نام فعلیاش تجدید چاپ شد. این رمان بررسی نویسنده از فرهنگ امریکایی است خصوصاً آنچه او در نقش خودشیفتگی جنسی، بیمحتوایی و مشغلة ذهنی جوانان دیده است. هاکسلی این رمان را بلافاصله پس از ترک انگلستان و اقامت در کالیفرنیا مینویسد. نام رمان از بیتی از شعر «تیتونوس» (Tithonus) سروده اَلفرد لُرد تنیسن گرفته شده که سرگذشت یکی از شخصیتهای اساطیری یونان است که زئوس به او عمر جاودانه - نه جوانی جاودانه- اعطا میکند. در رمان هاکسلی، جو استویْت، میلیونر کالیفرنیایی اطلاع پیدا میکند که اشرافزادهای انگلیسی روشی را برای طولانی ساختن عمر انسان کشف کرده است؛ استویت به انگلستان سفر میکند و اشرافزاده را همچنان زنده مییابد؛ درحالیکه به موجودی میموننما تبدیل شده است. استویت هم تصمیم میگیرد عمرش را بدون توجه به پیامدهای آن، طولانی کند.
سرگرمی تکمیلی که در انگلستان قرن هجدهم بعد از نمایشهای بلند اجرا میشد. پسنمایشها معمولاً شکل یک کمدی کوتاه، نمایش مضحک، یا پانتومیم را داشتند که به منظور کاستن از جدیت نمایشنامه نئوکلاسیک و جذابتر کردن برنامه در آخر نمایش اجرا میشدند. نمایشهای بلندی که دارای میانپرده موسیقی، ترانه و رقص باشند، در بیست سال نخست قرن هجدهم روی کار آمدند و ابتدا، بهعلت رقابت شرکت «این فیلدز لینکن» با شرکت «دروری لِین» ترقی کرد. احتمالاً، اضافه شدن پسنمایش به برنامههای نمایشی معمول، تلاشی بود برای جذب شاغلینی که اغلب، پردههای آغازین نمایش را از دست میدادند و با پرداخت مبلغی کمتر، معمولاً در انتهای پرده سوم یک نمایش پنجپردهای، مجاز بودند که به سالن وارد شوند.قبل از 1747، پسنمایشها کلاً با نمایشهای سنتی آمدند، اما از آن زمان به بعد، نمایشهای جدید نیز تقریباً همگی به همراه پسنمایش هستند. اگرچه نمایش فکاهی و پانتومیم (در پانتومیم درونمایههای کلاسیک با شخصیتهای نمایش کمدیا دلارته کنار هم قرار میگرفتند) عمومیترین شکل پسنمایش بودند، اما انواع دیگر پسنمایش هم گاهی اوقات اجرا میشد؛ از جملة آنها حرکات دستهجمعی و بورلتا (اپرای کمدی مرسوم در نیمه دوم قرن هجدهم انگلستان) یا نمایش خندهآور بود؛ بهعلاوه، اپرای سرودهای داستانی که بعد از موفقیت «اپرای گدایان»(Beggar's Opera) جان گی در 1728 نیز مرسوم شد.
نمایشنامهای در دو پرده نوشته آرتور میلر، که در 1964 اجرا و منتشر شد.این اثر با نگاه به گذشته، مجموعه درگیریهای رخ داده در یک دوره 25 ساله را میان کوئنتین، قهرمان داستان، یک وکیل پنجاه ساله و همکار صمیمیاش به نمایش میگذارد. همسر اول کوئنتین، لوئیز، او را متهم میکند که فردیت او را بهحساب نمیآورد. یکی از دوستان همدورهاش در زمان عضویت در حزب کمونیست، اکنون در نقش جاسوس در برابر بازجوهای کنگره قرار دارد. طرفدار دیگر خودکشی میکند پیش از آنکه کوئنیتن فرصت دفاع از خود را پیدا کند. پردة دوم سیر نزولی مگی، همسر دوم کوئنتین، را از منزلت هنرمندی مشهور تا ابتلا به روانپریشی و در نهایت خودکشی دنبال میکند. وقتی نمایشنامه به پایان میرسد، کوئنتین آماده ازدواج با هولگا است، زنی که مبارزهاش در برابر نازیها در آلمان مظهر علاقه کوئنتین برای مبارزه با شرّ است. پیامدهای مضر تضاد اخلاقی و اصالت انسانی، به ساختار نامنسجم نمایشی این اثر کمک میکند.
رمانی نوشته یوریس کارل هویسمانس، که در 1884 با نام À reboursدر فرانسه منتشر شد. این رمان با عنوان «ضد طبیعت» (Against Nature) نیز ترجمه شده است.موضوع و سبک اثر، انحطاط فرهنگ نخبگان فرانسه را در اواخر قرن نوزدهم نشان میدهد. دِز اِسینتس، قهرمان داستان، علائم تضعیفکننده بیماری خستگی اعصاب را که یک اختلال روانتنی رایج در آن زمان بوده، به نمایش میگذارد. شرایط، باعث دوری موقت او از پاریس و بازگشتش به املاک روستایی در فونتنه میشود؛ جایی که او رمان «جدال با طبیعت» را مینویسد. دز اسینتسِ منزوی در ناز و نعمت، دستورالعمل لذتپرستی بینظیری را تدارک میبیند. زیادهروی فقط ناخوشی او را تشدید میکند تا جایی که پزشکش را وا میدارد بازگشت او به پاریس را تجویز کند. داستان در آنجا با توسل و درخواست ترحم قهرمان از خدایی که او اندکی به آن ایمان دارد، پایان مییابد. اگرچه نویسنده، رمان را برای گروه خاصی از خوانندگان نوشته است، اما اثر بهعنوان مرجعی در زیباییشناسی اواخر قرن fin-de- siècle)) شناخته میشود.
در افسانه یونانی، پادشاه افسانهای موکنای یا آرگوس. او پسر (یا نوه) شاه موکنایی- آترئوس- و همسرش- آئروپ- و برادر منلائوس بود. بعد از اینکه آترئوس بهدست پسر برادرش- ایگیستوس- پسر تیندارئوس- به قتل رسید، آگاممنون و منلائوس به تیندارئوس- پادشاه اسپارتا- پناه میبرند و بهترتیب، با دخترانش- کلیتمنسترا و هلن- ازدواج کردند. آگاممنون و کلیتمنسترا پسری به نام اورستس و سه دختر به نامهای ایفیینیا(ایفیاناسا)، الکترا (لائودیکئا) و خروسوتمیس دارند. منلائوس وارث تاج و تخت تیندارئوس میشود درحالیکه آگاممنون پادشاهی پدرش را دوباره بهدست میآورد.بعد از اینکه پاریس (الکساندروس)، پسر پریام پادشاه تروی، هلن را میبرد، اگهممنان شاهزادههای کشور را به وحدت در جنگ انتقامجویانه علیه اهالی تروی دعوت میکند. خود آگاممنون صد کشتی را تجهیز میکند و بهعنوان فرمانده نیروهای مشترک انتخاب میشود. کشتیهای جنگی در بندر اولیس در بوئئوتیا جمع میشوند، اما بادهای آرام یا مخالفی که ایزدبانو آرتمیس میفرستاد مانع دریانوردی آنها میشد، زیرا آگاممنون بهنحوی احساسات آرتمیس را جریحهدار کرده بود. آگاممنون برای فرونشاندن خشم آرتمیس، دخترش ایفیینیا را قربانی میکند.آگاممنون در بازگشت از تروی، در آریولیس پیاده میشود. آگیستوس در این فاصله کلیتمنسترا را اغفال کرده نقشه قتل آگاممنون را بهنحو خطرناکی اجرا میکنند. آیسخولوس شاعر یونانی- در نمایش آگاممنون قتل آگاممنون را به کلیتمنسترا نسبت میدهد. انتقام قتل آگاممنون بهوسیله اورستس (با کمک الکتر) که برای کشتن کلیتمنسترا و معشوقهاش برگشته بود، گرفته میشود.شاید آگاممنون یک شخصیت تاریخی، ارباب ایالتهای موکنایی یا آخایایی در سرزمین اصلی یونان، بوده است.
جیمز اِوِرشِد (ت. 9 سپتامبر 1877، پندلتن، لنکاشر، انگلستان- و. 6 ژوئن 1947، لندن) منتقد هنری نشریهSunday Times لندن (1947- 1923)، ارزیاب کتاب، رماننویس، نویسنده، وقایعنگار و قصهگو. علل شهرت وی عبارتانداز: شخصیت شوخ و لجباز و درعینحال دوستداشتنیاش، جدیت بسیار در نقد هنری، بیپروایی و مجموعه خاطرات سرگرمکننده و پرشور و حالش که «خویشتن» (Ego, 1935-49) نام دارد و در 9 جلد منتشر شده است. ایگت پس از تحصیل در مدرسه زبانشناسی منچستر و گیگلزویک به لندن رفت و روزنامهنگار شد و برای چندین نشریه بهعنوان منتقد هنری کار کرد. او در طول جنگ جهانی اول، افسر ارتش بود. در فاصله سالهای 1917 (زمانیکه به گفته خودش با ارائه گزارشی پرشور و واقعی از جنگی یکنواخت و بیحادثه طوفانی به پا کرد) تا 1949، بهجز مجموعه 9 جلدی خویشتن، 44 جلد از نوشتههای او به چاپ رسید. آثار او عبارت بودند از: ارزیابیها و نقدهای ادبی، کتاب و فیلم بهعلاوه مقالات و رمانها و مطالبی درخصوص تئاتر معاصر در سالهای 26-1923 و 45-1944. ایگت را شاید بتوان آخرین منتقد سلسله طولانی منتقدان هنری انگلیسی دانست که جایگاهش بهعنوان فردی صاحب ذوق برکسی پوشیده نیست؛ او همچنین یکی از آخرین روزنامهنگاران برجستة عصر روزنامهنگاری در انگلستان است.
(ت.حدود 536، میرینا، آیولیس، آسیای صغیر- و.حدود 582) شاعر و نویسنده بیزانسی که آثارش تاریخ بخشی از حکومت یوستینین اول را بیان میکند.آگاتیاس پس از خواندن حقوق در مدرسه الکساندریا، تحصیلاتش را در قسطنطنیه تکمیل کرد و آموختههایش را در دادگاهها در کسوت وکیل مدافع بهکار بست. او تعدادی شعر کوتاه عاشقانه در وزن حماسی با نام Daphniaca سرود و گزیدهای از لطیفههای شاعران پیشین و معاصر از جمله خودش را گردآوری کرد. حدود 100 لطیفه از او در «گلچین یونانی» (Greek Anthology) برجا مانده است. بعد از مرگ یوستینین اول (565)، آگاتیاس اقدام به نوشتن تاریخ معاصر خود کرد. این اثر ناتمام در 5 مجلد، منبع اصلی تاریخ سالهای 558-552 است.
(ت. حدود 445 ق.م- و.حدود 400 ق.م مقدونیه) نمایشنامهنویس و شاعر تراژیک آتنی که با دو ابداع و نوآوری در نمایشنامه یونانی اعتبار و شهرت پیدا کرد. اولین پیروزی او در جشنواره بزرگ فصلی در یونان قدیم در 416 ق.م بود که در آن نمایشنامهها، ارائه شده و مورد قضاوت قرار میگرفتند. افلاطون پیروزی آگاتون را موقعیتی برای اثر خود با عنوان «سمپوزیوم» (Symposium) در خانه آگاتون قرار میدهد و محل رخداد روایت را مجلس مهمانی در آنجا تلقی میکند. ارسطو در اثر معروف خود با عنوان «فن شعر» (Poetics) دو نوآوری را به آگاتون نسبت میدهد: یکی از نمایشنامههایش (احتمالاً «گُل») شخصیتهایی دارد که خود آگاتون آنها را خلق کرده است، بهجای آنکه او آنها را از میان شخصیتهای افسانههای یونانی استخراج کند؛ و دیگر آنکه آگاتون، نقش سنتی ترانهخوانی دستهجمعی را تغییر داد، بهگونهای که در صحنه نمایش بهجای آنکه گروه همسرایان توضیحاتی راجع به نمایش ارائه دهند، موسیقی میان دو پرده را اجرا میکنند. آریستوفانس در نمایشنامهاش به نام «زنان در تسموفوریا» (Women at the Thesmophoria) به هجو آگاتون میپردازد، اما در نمایشنامه دیگرش «قورباغهها» (Frogs) او را شاعری خوب میخواند که بهشدت از سوی دوستانش گمراه شده است. آگاتون آخرین سالهای عمر خود را در دربار آرخلائوس در مقدونیه گذراند. اکنون فقط 40 بیت از نوشتههایش موجود است.
در اساطیر یونان، دختر کدمس و هارمونیا و مادر پنتیوس. هنگامیکه آگوی به خواهر خود سیمیل تهمت زد، دیونوسیوس، پسر سیمیل، کاری کرد که او مشاعر خود را از دست داده و با دست خویش فرزند خود پنتیوس را بکشد. این داستان در نمایشنامه «باچی» (Bacchae) اثر ائوریپیدس بیان شده است.
جیمز (ت. 27 نوامبر 1909، ناکسویل، تنسی، ایالات متحده –و. 16 می 1955، نیویورک) شاعر و رماننویس امریکایی و یکی از تأثیرگذارترین منتقدان فیلم در دهههای 1930 و 1940. ایجی در منطقه کامبرلند مانتن تنسی پرورش یافت و به دانشگاه هاروارد رفت و پس از آنکه در 1932 فارغالتحصیل شد، برای نشریه Fortune و Time قلم زد. دیوان شعری از او با عنوان «بگذار به سفر بروم» (Permit Me Voyage) در 1934 منتشر شد. ایجی و واکر اِوَنزِ عکاس، برای مقالهای پیشنهادی برای Fortune، به مدت شش هفته در میان مزارعهکاران فقیر آلاباما در 1936 بهسر بردند. این مقاله هیچگاه منتشر نشد، اما مطالبی که آنها گردآوری کردند، محتوای شعر غنایی «بیایید حالا این مشاهیر را ستایش کنیم» (Let Us Now Praise Famous Men,1941) را تأمین کرد. ایجی از 1948 تا زمان مرگش عمدتاً به فیلمنامهنویسی مشغول بود. از جمله کارهای مهم او در این حوزه، میتوان به «ملکه افریقا» (The African Queen, 1951) و «شب شکارچی» (The Night of the Hunter, 1955) اشاره کرد. رمان «مرگی در خانواده» (A Death in the Family, 1957)، و رمان کوتاه «دیدهبان صبح» (The Morning Watch, 1951) در باب تجارب دینی پسری دوازده ساله، هر دو در قالب زندگینامه خودنگاشت هستند.
شعری سروده دابلیو. ایچ. اُدن، که در 1947 منتشر شد. این شعر با بهکارگیری سبک «مناظره باروک» در واقع آخرین شعر از اشعار بلند اُدن است. این اثر در 1948 جایزه ادبی پولتیزر را از آن خود کرد.شعر عصر بیقراری، تنهایی انسان را به تصویر میکشد؛ شرایطی که با فقدان سنت و باورهای مذهبی در دوران معاصر تشدید میشود. فضای وقوع شعر، شبهنگام در کافهای در شهر نیویورک است که چهار غریبه- سه مرد و یک زن- با هم روبهرو میشوند، گفتوگو میکنند و شراب مینوشند. این بزم میگساری در آپارتمان زن پایان مییابد. دو مرد آنجا را ترک میکنند و سومی بهسبب افراط در نوشیدن، در آنجا میمیرد و زن را به دردسر میاندازد.شعر پس از کندوکاوِ پوچی معنوی، تنهایی و بیهودگی آشوبزده زندگی این شخصیتها، با توصیف خیابانهای شهر در پگاه پایان مییابد.
رمانی نوشته ایدیت وُرتن، که در 1920 منتشر شد. اثر، تصویری از جامعه اشرافی نیویورک را در اواخر قرن نوزدهم نشان میدهد. داستان بهمثابة مطالعه انسانشناسانه این جامعه از طریق بیان مثالهایی از خانوادهها و اقداماتشان بهعنوان یک قبیله قلمداد میشود. در این داستان، نیولند آرچر، علیرغم نامزدی با می ولند - دختر زیبا و عضو حقیقی جامعه نخبگان - مجذوب اِلن اُلنسکا عضو قبلی گروه میشود که در اروپا زندگی میکرده و بهعلل مرموزی شوهرش را ترک میکند و به محیط اجتماعی خانوادهاش در نیویورک باز میگردد. می، با وفاداری ظریفی به قواعد جهان، در این داستان پیروز میشود. این رمان جایزه پولیتزر را دریافت کرد.
شعار سیاسی که عمدتاً در قالب ادبیات، تئاتر، موسیقی و یا هنر اشاعه داده میشود.اجیتپراپ یا agitpropotdel کوتاهشده واژه روسی agitatsionno-propagandistsky otdel(بخش تهییج تبلیغ) است، یعنی گروهی در انجمن مرکزی یا انجمن محلی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سابق در سالهای بعد از انقلاب بلشویک 1917. این واژه در زبان انگلیسی برای معرفی آثار چنین احزابی و در نظر کلیتر هر اثری – خصوصاً در تئاتر – که در صدد آموزش و القاء عمومی باشد، مورد استفاده قرار میگیرد. این واژه بهطور خاص یک معنای ضمنی منفی نیز دارد و تا حدی بیمیلی غرب را از استفاده آشکار از نمایشنامه و دیگر هنرها برای نیل به اهداف سیاسی نشان میدهد.راهبرد دوگانه تهییج و تبلیغ را در ابتدا، نظریهپرداز مارکسیست روس، گیورگی پلیخانف، اشاعه داد. او تبلیغ را اشاعة اندیشههای گوناگون به اشخاص یا گروههای کوچک و تهییج را اشاعه اندیشهای خاص به گروه کثیری از مردم تعریف کرد. وی. آی. لنین شرح بیشتری از این اندیشه را در جزوه خود با عنوان «چه باید کرد؟» (Chto delat$1, 1902) ارائه کرد و گفت مبلّغینی که مهمترین وسیله ارتباطیشان چاپ است، علل بیعدالتیهای اجتماعی همچون بیکاری و گرسنگی را شرح دهند و تهییجگرایانی که مهمترین وسیله ارتباطیشان گفتار است، از ابعاد عاطفی این موضوعات برای برانگیختن خشم مخاطبانشان استفاده کنند.
در اساطیر یونان، بزرگترین دختر کیکروپس، پادشاه آتن؛ او با خواهرانش پس از دیدن اریختونیوس، انسانی با دم مار، از ترس از روی آکروپولیس پریدند و مردند. اما شاعر رومی به نام اووید گفته است که اگلورس را خدای مِرکوری بهسبب تلاشش برای خنثیکردن نقشه دزدیدن هرسه، جوانترین خواهر اگلورس، به سنگ تبدیل کرد.
رمانی نوشته اَن برانتی (برونته)، که در 1847 منتشر شد. این اثر روایت سرگذشتوار رنجهای اگنس گری، دختر کشیش بخش، را بیان میکند. او بهعنوان معلم خصوصی، ابتدا به بچههای شیطان خانواده بلومفیلد و بعد به بچههای خانوادة ماری درس میدهد. یگانه دلخوشی اگنس، طبیعت آن منطقه و رابطه در حال شکوفاییاش با وستن، کشیشیار محلی، است که سرانجام با او ازدواج میکند.
شی، نام مستعارِ شموئل یوزف هالوی چازکس (ت. 17 جولای 1888، بوچاچ، گالیسیا [اکنون بوچاچ، اوکراین] - و. 17 فوریه 1970، فلسطین اشغالی) نویسنده یهودی، یکی از بزرگترین رماننویسان و نویسندگان نوین داستانهای کوتاه عبری. در 1966 او و نلی زاکس برندة جایزه ادبی نوبل شدند.او در خانوادهای از تجار، خاخامها و علمای یهودی اهل لهستان به دنیا آمد. ابتدا به زبان ییدیش و عبری و با نام خودش و نامهای مستعار گوناگون مینوشت، اما خیلی زود پس از اقامت در فلسطین در 1907 نام مستعار آگنون را برگزید و زبان عبری را برای نوشتن انتخاب کرد.کار واقعی ادبی آگنون با «همسران رها شده» (Agunot, 1908)، اولین داستان «فلسطینیاش»، شکل گرفت. اولین کار مهم وی رمان «سایبان تخت عروسی» (Hakhnasat kalah, 1919) در دو جلد بود. قهرمان این داستان رب یودل هسید، تجسم هر خانهبهدوش یهودی رانده شده در محلهها و زاغهنشینهای امپراتوریهای تزاری و اتریشی- مجاری است. دومین رمانش «مهمان شب» (Ore’aḥ Nata ‘Lalun, 1938) اضمحلال مادی و اخلاقی یهودیان اروپا را پس از جنگ جهانی اول توصیف میکند. سومین و شاید مهمترین رمانش، «پریروز» (Tmol shilshom, 1945‘)، مسأله غربی شدن یک یهودی مهاجر خوگرفته به فرهنگ غرب را در فلسطین اشغالی بررسی میکند.همة آثار آگنون دستخوش بازنگری و اصلاحات زیادی شده است؛ برای نمونه دو نسخه بازنگری شده یکی در 11 جلد (Kol sipurav shel Sh. Y. Agnon جلد 6-1، برلین، 35-1931؛ جلد 11-7، اورشلیم و تلآویو، 42-1939) و دیگری در 8 جلد (تلآویو، 62-1953) است.آگنون گلچینی از قصههای عامیانه را، که از تعطیلات مهم یک سال یهودی الهام گرفته شده، به نام «روزهای وحشت» (Yamim nora'im, 1938)، و گزیدهای از متون خاخامی معروف با نام Sefer, sofer, vesipur (1938) را ویرایش کرد. او همچنین شرح مختصری از زندگینامه شخصیاش را در 1958 منتشر کرده است.
صورت جمع آنagonsیاagones [یونانی آن agōn، به معنای گردآوری، تجمع، مباحثه؛ مشتقی از ágein به معنی سوق دادن، موجب شدن] 1- رقابت یا تضاد؛ به ویژه تضاد نمایشی بین شخصیتهای اصلی در نمایشنامههای یونانی. در کمدیهای یونانی، رجزخوانی دو شخصیت بهطور خاص، یکی از اصول پایهای کمدی کهن را بهوجود میآورد. 2- مبارزه بین شخصیت مثبت و شخصیت منفی در اثر ادبی.
ماری دو فلاوینیی، کنتس دو، نام اصلی و کامل او ماری- کاترین- سوفی دوفلاوینیی، بااسم مستعار دانیئل استرن (ت. 31 دسامبر 1805، فرانکفورت [آلمان کنونی]- و. 5 مارس 1876، پاریس، فرانسه) نویسندهای که بهسبب موقعیتش در جامعه پاریس در دهه 1840 و قطع ارتباطش با فرانتس لیستِ نوازنده شهرت دارد.او دختر مهاجری به نام کنت دو فلاوینیی بود. در 1827 با سرهنگ شارل آگو، که 20 سال از او بزرگتر بود، ازدواج کرد. پس از آشنایی با لیست در 1834، تصمیم گرفت که با او فرار کند. رابطه آنها تا 1839 ادامه داشت و در 1844 برای همیشه از هم جدا شدند. دخترشان، کوزیما، همسر دوم ریشارت واگنر نوازنده شد.او با بازگشت به پاریس در 1839 حرفهاش را بهعنوان یک نویسنده آغاز کرد و در 1846 رمانی تحت عنوان «نلیدا» (Nélida) را به چاپ رساند که بیشتر شبیه زندگینامه خودنگاشت بود. آگو دوست نزدیک ژرژ ساند بود که دیدگاههایش درخصوص اخلاقیات، سیاست و جامعه با دیدگاههای او یکی بود؛ و برای مدتی نیز با لیست در خانه او زندگی کرده بود. وی همچنین مدیر یک تالار شد. «نامههای انقلاب» (Lettres républicaines, 1843)؛ «تاریخ انقلاب سال 1848» (Histoire de la révolution de 1848, 1850-53)؛ نمایشنامة «ژاندارک» (Jeanne d’Arc, 1857)؛یک گفتوگو به نام «دانته و گوته» (Dante et Goethe,1866)؛ «یادبودهای من 1833-1806» (Mes Souvenirs, 1806-1833, 1877)، که با ضمیمهای به نام «خاطرات 1854-1833» (Mémoires, 1833-1854, 1927) کامل شد، دیگر آثار او هستند.
سر اندرو،شخصیتی در «شب دوازدهم»(Twelfth Night) نوشته ویلیام شکسپیر. شوالیه لودهای که تلاش بیثمر و ناامیدانهاش برای رسیدن به اولیویا سبب شد بسیار مورد اهانت قرار گیرد.
گریس (ت. 2 ژوئن 1816، لندن، انگلستان- و. 16 سپتامبر 1847، فرانکفورت، ام مین [آلمان]) شاعر، رماننویس، و نویسنده تاریخ و مذهب یهودیت که شهرت او عمدتاً بهسبب رمانهای احساسیاش در خصوص زندگی خانوادگی بهویژه برای رمانهای «تأثیر میهن» (Home Influence, 1847) و «تاوان مادر» (The Mother’s Recompense, 1851) است. او دختر یهودیهای صَفارِدی (Sephardic) بود. با کمک معلم خصوصی، آثار کلاسیک را در منزل فرا گرفت، زیرا (حتی در بزرگسالی) اجازه نداشت از خانواده دور شود. قبل از شهرت یافتن بهعنوان یک رماننویس به میزان چشمگیری شهرت داشت که علت آن آموزش فرهنگ یهودی به مخاطبان انگلیسیزبان بود. بهرغم محدودیتهای زندگیاش، موفق به نگارش دوازده عنوان کتاب شد. تأثیر میهن تنها رمانی بود که در زمان حیات او به چاپ رسید.
ژوزه، نام خانوادگی کامل او اگوستین رامیرس (ت. 19 آگوست 1944، آکاپولکو، گرّرو، مکزیک) رماننویس مکزیکی که نوشتههای کثیر او بهعلت انعکاس احساس و درک بالا و فرهنگ نوین جوانی، بر خشونت و انحطاط شهرها تأکید داشتند.او در دانشگاه نشنال اتانوموسِ مکزیکو و سنترو مکزیکانو دو اکریتورس تحصیل کرد. آگوستین یکی از رهبران اوندا، جنبش جوانان حامی موسیقی راک و مواد مخدر، بود. رمانهای او منعکسکنندة علاقه وی به این جنبش بودند.اولین رمان آگوستین به نام «مقبره» (La tumba, 1964)، که در 20 سالگی او به چاپ رسید، از دیدگاه یک نوجوان روایت میشود. آثار بعدی او شامل نمایشنامه برنده جایزه با عنوان «دور باطل» (Círculo vicioso, 1974) و رمان برنده جایزه با عنوان «شهرهای متروکه» (Ciudades desiertas, 1982) میشود. او در 1985 زندگینامهای خودنگاشت با عنوان «صفحه زندان» (cárcelEl rock de la)؛ مجموعه مقالاتی با عنوان «موسیقی کلاسیک جدید» (La nueva musica clásica)؛ و رمانهای «طاعون اینجا میآید» (Ahí viene la plaga) و «خشم صبحگاه» (Furor matutino) را به نگارش درآورد. رمان «آتش نزدیک» (Cerca del fuego, 1986) انتقادی نیشدار و فکاهی از زندگی در مکزیکوسیتی بود.
دلمیرا (ت. 24 اکتبر 1886، مونته ویدئو، اروگوئه- و. 6 جولای 1914، مونته ویدئو) شاعر نوگرا که یکی از برجستهترین شاعران امریکای جنوبی بهحساب میآید. او اولین زنی بود که شجاعانه درونمایههای مربوط به نفسانیت و شور عشق را در آثارش مطرح کرد.آگوستینی کودکی نابغه بود که در خانوادهای اهل علم و تحقیق به دنیا آمد. شهرت او با چاپ دو جلد اول اشعارش، «کتاب سفید» (El Libro blanco, 1907) و «ترانههای صبحگاه» (Cantos de la mañana, 1910)، بهسرعت در سراسر دنیای اسپانیاییزبان پراکنده شد. سومین کتاب او، «جامهای خالی» (Los cálices vacíos) در 1913 به چاپ رسید. زندگی او با کشته شدن به دست همسر سابقش، به شکلی اسفناک پایان یافت. دو مجموعه دیگر از آثارش در 1924 به چاپ رسیدند: «تسبیح اروس» (El rosarío del Eros) و «ستارههای مغاک» (Los astros del abismo). چندین جلد ویرایششده از آثارش نیز به چاپ رسیده است. مجموعه نامههای او در 1969 منتشر شدند.
(حکمرانی حدود 874 –حدود 853 ق.م) مطابق عهد عتیق، هفتمین پادشاه از پادشاهی شمال اسرائیل و پسر شاه اومری. داستان ایهب در کتاب اول پادشاهان آمده است. دوران حکومت ایهب با آرامش همراه بود و از طریق اتحاد (ازدواجهای موروثی) با پادشاهی جنوبی یهودا، در برابر آشوریها ایستاد. همسرش، اِیزابل، با پرستش بعل، خدای کنعانیان، مخالفان سرسختی برای خود ایجاد کرد که مهمترین آنها ایلیای نبی بود.
شخصیت داستانی، کاپیتان یکپایِ کشتی غولپیکر شکار نهنگبه نام پکواد در رمانموبیدیک اثر هرمان ملویل. کاپیتان ایهب از زمانیکه نهنگ غولپیکر سفیدی به نام موبیدیکپایش را قطع کرد، بهطرز جنونآمیزی در پی تعقیب دشمن فراری خود افتاد.
نام اصلی او اشر گینربورگ (ت. 18 آگوست 1856، نزدیک کیف، اوکراین، امپراتوری روسیه- و. 2 ژانویه 1927، تلآویو، فلسطین [هماکنون تلآویو- یافو، اسراییل]) رهبر صهیونیستی و نویسندهای که تفکرات او در مورد فرهنگ عبری بهصورتی چشمگیر، اسکان اولیة یهودیها در فلسطین را متأثر ساخت و سبک روشن و دقیق نوشتههایش، وی را به عنصر برجستهای در ادبیات عبری تبدیل کرد.او، که در روسیه و در یک خانواده سختگیر ارتدوکس بزرگ شد، در ادبیات خاخامی استاد گردید، اما خیلی زود به مکتب عقلانی مربوط به فلسفه قرون وسطایی یهودیت و همچنین نوشتههای «روشنفکری» (Haskala) تمایل پیدا کرد؛ «روشنفکری» جنبش لیبرال یهودی بود که تلاش میکرد تا یهودیت را با تفکر نوین غرب ترکیب کند. آخاد در 22 سالگی به اُدسا، مرکز جنبش ملیگرای یهودیت، رفت که با عنوان «عشق صهیون» (Ḥibbat Zion) شناخته شده بود. او پس از پیوستن به این جنبش، اولین مقالهاش، «این راه نیست» (Lo ze ha-derekh, 1889)، را به نگارش درآورد که بر بنیاد روحانی صهیونیسم تأکید داشت.او دوبار به فلسطین رفت. از 1896 تا 1903 ویراستار نشریه Ha-Shilo’ah بود که در آن، صهیونیسم سیاسی تئودور هرتسل، برجستهترین رهبر ملیگرایی یهودی در آن زمان، را مورد انتقاد قرار داد. او با وارد نشدن به سازمان صهیونیستی اظهار داشت که ایجاد دولت صهیونیستی، آخرین نتیجه نوزایی معنوی یهودیت است و نه آغاز آن. او جامعه را به احیای فرهنگ عبری فرا خواند و به این منظور بر ایجاد سرزمین ملی یهودی در فلسطین بهعنوان الگوی زندگی یهودیان در دیساپورا (یعنی اقامتگاه یهودیان در خارج از فلسطین) تأکید کرد.آخرین سالهای زندگی او در فلسطین و با ویرایش اثرش «نامههای آخاد هاآم» (Iggerot, Ahad Ha‘am, 1925-23) در 6 جلد سپری شد. دیگر نامهها و خاطراتش در «مجموعه خاطرات و نامهها» (Aḥad Ha‘am: Pirqezikhronot we-iggerot, 1931)، به چاپ رسید. مقالات او در چهار جلد کتاب گنجانده شدهاند (1895، 1903، 1904 و 1913).
لارش (ت. 4 آوریل 1915، سونتسوال، سوئد) رماننویس برجسته سوئدی اواسط قرن بیستم.اولین رمان او «تب با بیانیه» (Tabb med manifeste, 1943) دربرگیرنده بسیاری از اندیشههای محوری نوشتههای اوست. در این رمان یک کارگر جوان بیکار، ایدئولوژی کمونیستی را رضایتبخش نمیداند و اندیشه ارزش اجتماعی را بر ارزش فردی ترجیح نمیدهد، و از طریق ایدئولوژی لوتری سکولار، که در آن افراد براساس اعمالشان مورد قضاوت قرار میگیرند، به فهم بهتری از خود و دنیا میرسد. جستجوی زیبایی بهواسطه عشق که معمولاً با تحقیر و رنج تجربه میشود، در چند رمان بعدی او دنبال میشود که از آن جمله «مرگ من به خودم تعلق دارد»(min död är min, 1945)، «دختر دارچینفروش»(Kanelbiten, 1945)، «شب در خیمه بازار»(Natt imarknadstältet, 1957)شناختهشدهترین هستند. تجربیترین اثر او «اگر، درباره، اطراف»(om, 1946)است. او در دهه هشتاد چندین کتاب دیگر نیز به چاپ رساند که از آن جمله رمان خودنگاشتی با نام «دهان ششم» (Sjatte munnen, 1985) را میتوان نام برد.
نام کامل او تاجالدین ابراهیم بن خضر احمدی (ت. 34/1335، کوتاهیه، آناتولی [ترکیه امروزی]- و. 1412، اماسیه، امپراتوری عثمانی) یکی از بزرگترین شاعران قرن چهاردهم آناتولی.احمدی در جوانی نزد محقق مشهور اکملالدین (البابرتی) در قاهره تحصیل کرد؛ سپس او به کوتاهیه در آناتولی رفت و برای حاکم آنجا، امیر سلیمان، (67-1386) کتابت کرد. بعداً، به دربار سلطان بایزید (اول) عثمانی (1389-1403) رفت و در نبرد آنکارا، که در آن عثمانیها به شکست سختی تن در دادند، ظاهراً با تیمور، طرف پیروز در جنگ و فاتح جهان، دیدار کرد و قصیدهای برای او سرود.احمدی هنگام مرگ سلطان بایزید، مدایحی را به همراه یکی از معروفترین آثارش «اسکندرنامه»(İskendernâme) پیشکش سلیمان چلبی، پسر سلطان، کرد. این اثر را در اصل به امیر سلیمان از خاندان سلطنتی گرمیان در کوتاهیه تقدیم کرده بود، اما او طی سالیان متمادی در آن تجدید نظر کرده و مطالبی به آن افزوده بود. الگوی اسکندرنامه احمدی از اثری به همین نام سروده نظامی، شاعر بزرگ پارسی (متوفی 1209)، گرفته شده است که از هشت هزار بیت در قالب مثنوی تشکیل شده است که او در آن از افسانه اسکندر بهعنوان اساسی برای بحث درباره الهیات، فلسفه و تاریخ بهره میگیرد. بخش آخر، منبع اولیه مهمی برای تاریخ عثمانی تلقی میشود؛ زیرا ظاهراً، شاعر آن را مطابق وقایع ثبت شده تاریخی بنا نهاده بود، اما این نسخه دیگر موجود نیست.بعد از مرگ سلیمان در 1411، احمدی مدایحی را برای سلطان جدید عثمانی، محمد چلبی (درگذشته 1421) تا زمان مرگ خودش سرود؛ وی علاوه بر اسکندرنامه، دیوان یا مجموعه اشعار؛ تعداد زیادی مثنوی؛ شعری با عنوان «جمشید و خورشید» (Cemşid u Hurşid) و یک اثر تعلیمی با عنوان «آسایش جانها» (Tervihü'l-ervah) را نیز نوشت.
احمد پاشا بورسالی نیز نامیده میشود (ت. اِدیرن، امپراتوری عثمانی [هماکنون در ترکیه] –و. 96/1497، بورسا) یکی از برجستهترین شخصیتهای ادبیات ترکیه در قرن پانزدهم.او تحصیلات کلاسیک اسلامی داشت و در مکتبخانهای واقع در شهر بورسا به تدریس مشغول شد. در 1451 قاضی شهر ادیرن گردید. او در دولت نیز خدمت کرد، اگرچه بهعلت سالهای زیاد تبعید در بورسا، مدتی از کارش بازماند.احمد پاشا، که اصولاً مدیحهسرا بود، عمدتاً قصیده و غزل میسرود و یکی از اولین استادان شعر کلاسیک در ادبیات عثمانی بهحساب میآید. اشعار آهنگین دیوان، یا مجموعه اشعار او، تأثیر عمیقی بر شاعران کلاسیک عثمانی در دورههای بعد داشت و جایگاه او را در تاریخ ادبیات ترکیه متمایز ساخت.
Ahmed Yesevi \äh-'met-'yes-e-'vē\ or Ahmad Yasawī \äh-'mäd-'yäs-ä-'vē\
(ت. نیمه دوم قرن یازدهم، سایرام [هماکنون در قزاقستان] - و. 1166، یاسی، ترکستان [ترکمنستان کنونی]) شاعر و صوفی ترک که در سراسر دنیای ترکزبان بر پیشرفت عرفان تأثیر گذاشت.اطلاعات اندکی در مورد زندگی او در دست است. خانواده او به یاسی (که نام وی برگرفته از آن است) نقل مکان کردند، و او در آنجا آموزشهای عرفانیاش را آغاز کرد. گفته میشود که برای مطالعه به همراه عارفان مشهور به بخارا رفته، اما در نهایت به یاسی بازگشته است. اثر به جا مانده منسوب به این شاعر «دیوان حکمت» است که دربرگیرنده اشعاری با مضامین عرفانی است. محققان باور دارند که این اثر به احتمال زیاد متعلق به او نیست؛ با وجود این گمان میرود که اشعار دیوان در سبک و احساس، با آنچه وی مینوشته است شباهت دارند. داستانهای مربوط به زندگی او در سراسر دنیای اسلامی ترکزبان پراکنده و افراد زیادی پیرو او شدند. تیمور فاتح در 97/1398 مقبرهای با شکوه بر مزار وی ساخت که زائران به آنجا میآمدند و او را همچون قدیسی تجلیل میکردند.او برای مردم شعر میسرود؛ همچنین پیشرفت ادبیات مردمی عرفانی در ترکیه به وی نسبت داده میشود.
یوهانی نام مستعارِ یوهانس بروفلت (ت. 11 سپتامبر 1861، لاپینلاهتی، فنلاند، امپراتوری روسیه- و. 8 آگوست 1921، هلسینکی، فنلاند) نویسنده رمان و داستان کوتاه که به وارد کردن مدرنیسم در ادبیات فنلاند کمک کرد.بروفلت در دانشگاه هلسینکی تحصیل نمود و بهکار روزنامهنگاری پرداخت. او عضو فعال گروه آزادیخواه «فنلاند جوان» (Nuori Suomi) بود. اولین داستانها و رمانهای واقعگرایش زندگی در مناطق دورافتاده فنلاند را، که او خوب میشناخت، با شوخطبعی توصیف میکند. رمان «راهآهن» (Rautatie, 1884) داستان اولین سفر یک زوج مسن با قطار است که یک اثر اصیل فنلاندی محسوب میشود. متأثر از نویسندگان معاصر نروژی و فرانسوی – هنریک ایبسن، بیورنسون، گی دو موپاسان و بهخصوص آلفونس دوده- زندگی طبقات تحصیلکرده را در «دختر کشیش»(Papin tytär, 1885) و «همسر کشیش» (Papin rouva, 1893) توصیف کرده است.در دهه 1890 آهو به سمت ناسیونالیسم رمانتیک کشیده شد: رمان بلند «پانو» (Panu, 1897) به کشمکش میان کفر و مسیحیت در قرن هفدهم فنلاند و «بهار و بازگشت زودهنگام زمستان» (Kevät ja takatalvi, 1906) به آگاهی و بیداری ملی قرن نوزدهم میپردازد. دقیقترین اثر رمانتیک وی «یوها»(Juha, 1911) داستان یک ازدواج نامناسب است. داستانهای کوتاه آهو با نام «تراشهها» (Lastuja, 1891-1921) ماندگارترین اثر مربوط به زندگی روستایی، صید و حیات وحش است؛ اهو در این آثار، به مانند کتاب خاطرات دوران کودکیاش یعنی «یادت میآید؟» (muistatko, 1920)، تعزلگرایی ملایمی را عرضه میکند.
کمدی چهارپردهای اثر یوجین اونیل، که در 1933 به چاپ رسید و برای اولینبار به اجرا درآمد. این کمدی، که احتمالاً متفاوتتر با دیگر آثار او است، داستانی احساسی در مورد بیبصیرتی دوران جوانی در شهری واقع در نیوانگلندِ آغاز قرن بیستم را روایت میکند. ریچارد، پسر نوجوان نت میلر، ناشر روزنامه محلی، خودسریهای داییاش، سید دیویس، را از خود بروز میدهد. او که از سوی پدرش اجازه ندارد به دختر همسایه، میوریئل، اظهار عشق کند، به میگساری میپردازد و تحتتأثیر بل قرار میگیرد و تلاش میکند که بل را متأثر سازد، اما از رفتارهای دنیاپرستانه او وحشت میکند. سید دیویس هرزه تلاش میکند وضعیت را در زمان بازگشتن ریچاردِ ولخرج و الکلی مهار کند که با کمک نت پاکدل و میورینل مهربان همه چیز درست میشود. این نمایشنامه از زمان نگارش تاکنون از نمایشنامههای اصلی در مجموعه نمایشنامههای تئاتر اجتماعی بهشمار رفته است.
ژان، نام کامل او فرانسوئا - ویکتور - ژان (ت. 4 فوریه 1848، تولون، فرانسه- و. 13 می 1921، پاریس) شاعر، رماننویس و نمایشنامهنویس فرانسوی که شهرت وی عمدتاً بهسبب سرودن اشعاری دربارة ناحیه پرووانس است.او در جوانی در رشته حقوق تحصیل کرد، اما بهعلت دلبستگی به ادبیات آن را رها نمود. اولین کتاب شعر او، «باورهای یک جوان» (Jeunes croyances, 1867)،نشاندهنده تأثیر آلفونس دو لامارتین، شاعر رمانتیک، بود که با استقبال خوبی مواجه شد. اِکار بعد از جنگ فرانسه و آلمان به پاریس رفت و «آشوبها و تضمینها» (Les Rebellions et les apaisements, 1871) را به چاپ رساند. «اشعار پرووانس» (Poémes de Provence)، که یادآوری احساس مناظر مربوط به پرووانس است، در 1874 به چاپ رسید؛ دو سال بعد «ترانههای کودک» (La Chanson de l'enfant) به چاپ رسید. موفقترین نمایشنامه او ازمیان 14 نمایشنامهاش «پدر لبونار» (Le Père Lebonnard) بود که در 1889 برای اولینبار به اجرا درآمد. بیشتر رمانهای او، که بهترین آنها «مورین اهل شمال افریقا» (Maurin des maures, 1908) است، نیز مبتنی بر زندگی در پرووانس هستند. او در 1909 عضو فرهنگستان فرانسه شد.
ایلزه (ت. 1 نوامبر 1921، وین، اتریش) شاعر و نثرنویس اتریشی که آثارش اغلب رویایی، فراواقعی و در قالب حکایت تمثیلی، منعکسکننده نگرانی و مشغله ذهنی وی از آزار و شکنجه یهودیان به دست نازیها در طی جنگ جهانی دوم است.تحصیلات ایخینگر با جنگ جهانی دوم دچار وقفه شد، چون او نیمهیهودی بود، از ورودش به دانشکده پزشکی جلوگیری شد. اگرچه او سرانجام در 1947 تحصیل در دانشکده پزشکی را شروع کرد، اما برای متمرکز کردن فکر خود روی نوشتن، تحصیل را ترک کرد. تنها رمان وی، «امید بزرگتر»(Die grössere Hoffnung / ترجمه انگلیسی آن، «بچههای هرود» نام دارد)، در 1948 چاپ شد.علاوه بر رمانش، «سخن گفتن بر چوبهدار» (Rede unter dem Galgen, 1951 / ترجمه انگلیسی آن، «مرد در راه و داستانهای دیگر» نام دارد)؛ «دکمهها» (Knöpfe, 1953)، نمایشی رادیویی که در آن کارگران یک کارخانه دکمهسازی بهآرامی به تولید مشغول هستند و کار میکنند؛ «میدانها و خیابانها» (Plätze undStrassen, 1954)، که تفکراتی درباره کوچهها و میدانهای وین است؛ «هرگز در هیچ زمانی» (Zu keiner stunde, 1957)، که مجموعهای از گفتوگوهای غیرواقعی و خیالی است؛ و مجموعه داستانهای کوتاه «کلمات درجه دوم» (Schlechte Wörter, 1976)، که در آن زبان گاهی مانعی برای ارتباط درنظر گرفته میشود، از دیگر آثار ایخینگر هستند.
آما آتا، نام کامل او کریستینا آما آتا آیدو (ت. 23 مارس 1942، آبیدزی کیاکور، نزدیک به سالتپوند، گلدکوست [هماکنون غنا]) نویسنده غنایی که آثارش بر طبیعت تناقضآمیز نقش زن در افریقای نوین تأکید دارد.او در زمان تحصیل در دانشگاه غنا (کارشناسی، 1964) برای اولین بار اشعارش را به چاپ رساند. وی با نگارش نمایشنامهای معمایی با عنوان «معمای یک روح» (The Dilemma of a Ghost, 1965) به شهرت زودهنگام رسید که در آن دانشجویی غنایی با برگشتن به کشورش، همسر افریقایی- امریکاییاش را به فرهنگ سنتی و خانواده گستردهای وارد میکند که هماکنون در نظرش محدودکننده است. وضعیت دشوار آنها منعکسکنندة حساسیت خاص ایدو به افرادی است که در خارج بودهاند (افریقاییهای تحصیلکرده در خارج از کشور). این مسئله دوباره در رمان تجربی شبهخودنگاشت او «خواهرمان آینه دق؛ تأملات یک لوچ سیاه چشم» (Our Sister Killjoy; or Reflections from a Black-Eyed Squint, 1966) مطرح شد. او سالها در امریکا و کنیا تدریس کرد. مجموعه داستان کوتاه «اینجا چیز دلچسبی نیست» (No Sweetness Here, 1970) و نمایش انتقادی دیگری با عنوان «آنوا» (Anowa, 1970) به تأثیر فرهنگ غرب بر نقش زنان و بر فرد در یک جامعه همگانی میپردازند. ایدو با این موضوع مخالف بود که تحصیل به سبک غربی به زنان افریقایی آزادی میدهد. در فاصله 1970 تا 1985، که مجموعه شعر «کسی با زمانی حرف میزند» (Someone Talking to Sometime) را به چاپ رساند، آثار کمی به نگارش درآورد. آثار بعدیاش «عقاب و جوجهها» (The Eagle and the Chickens, 1986)، که یک مجموعه داستان کودک است؛«پرندهها و اشعار دیگر» ( Birds and Other Poems, 1987)؛ و رمان «تغییرات: یک داستان عاشقانه»(Changes: A Love Story, 1991) نام دارند.
کانرَد پاتر (ت. 5 آگوست 1889، ساوَنا، جورجیا، ایالات متحده امریکا - و. 17 آگوست 1973، ساونا) شاعر، نویسنده داستان کوتاه، رماننویس و منتقدی که آثارش با تأثیر از نظریه روانکاوی اخیر به میزان زیادی، نیاز بشر به خودآگاهی را مورد مطالعه قرار میدهند.او خود در دوران کودکی بعد از مشاهده اجساد والدینش لطمه روحی شدیدی را تجربه کرد، زیرا پدرش بعد از به قتل رساندن مادرش، دست به خودکشی زده بود. ایکن در مدرسههای خصوصی و سپس در هاروارد تحصیل کرد و در آنجا دوست و همدوره تی. اس. الیوت (که شعرش وی را متأثر ساخت) بود. او تقریباً به شکل مساوی هم در انگلستان و هم ایالات متحده زندگی کرد تا اینکه در نهایت در 1947 در مساچوستس ساکن شد. نقش وی در شناساندن شاعران امریکایی به مردم بریتانیا شایان توجه بود.ایکن، پس از سرودن سه مجموعه شعر در فاصله بین سالهای 1915 تا 1920 و در تلاش برای نگارش شعری که در تواناییِ بیان چندین سطح معنایی بهطور همزمان به موسیقی شباهت داشته باشد، پنج سمفونی را به نگارش درآورد. پس از آن، نوبت به نگارش اشعار روایی، اشعار غنایی و تأملات رسید. او پس از جنگ جهانی دوم به قالب موسیقیایی بازگشت، اما اینبار با این تفاوت که سرودههایش کیفیت فلسفی و روانشناختی بیشتری داشتند. بهترین اشعار او در کتاب «مجموعه اشعار» (Collected Poems, 1953) گنجانده شدند که دربرگیرنده توالی شعری تحت عنوان «مقدماتی بر تعریف» (Preludes to Definition) است که از نظر برخی منتقدان شاهکار شعری او بهشمار میآید. این مجموعه همچنین «ترانههای صبحگاهی سنلین» (Morning Song of Senlin) را دربر میگیرد که مکرراً در گلچینهای ادبی گنجانده شده است. بیشتر داستانهای او در فاصله دهه 1920-1930 به نگارش درآمدند. عموماً داستانهای کوتاه او در این دوره موفقتر از رمانهایش بودند که از آن جمله میتوان «مهتاب عجیب» از کتاب «بیاور! بیاور!» (Bring! Bring!, 1925)؛ و «برف ساکت، برف مرموز» و «آقای آرکولاریس» از کتاب «از میان مردم گمشده» (Among the Lost People, 1934) را نام برد. «داستانهای کوتاه کانرد ایکن»(The Short Stories of Conrad Aiken) در1950 و زندگینامه خودنگاشت او با عنوان «یوشانت» (Ushant) در 1952 به چاپ رسید.
جون (دلینو)(ت. 4 سپتامبر 1924، رای، ساسکس، انگلیس) نویسندة انگلیسی که آثار متعددی در زمینة قصههای فانتزی، ماجراجویی، وحشت و اضطراب برای دو گروه خوانندة نوجوان و بزرگسال دارد. شاید بهعنوان مبدع ژانری که «رمانسهای غیرتاریخی» نامیده میشود، مشهور باشد. اِیکن قصههایی نوشت که در آن، طنز و عمل را با اسطورههای سنتی و عناصر قصههای پریان تلفیق کرد. بسیاری از این آثار، در یک عصر تاریخی ساختگی، طی دوران حکومت تخیلی جیمز سوم انگلستان، که بهعنوان مدعی پیر شناخته شده است، واقع شدهاند.اِیکن، دختر کانرد ایکنِ شاعر بود. درحالیکه هنوز دانشآموز بود، دو شعر در مجلة کوچکِ معتبرThe Abinger Chronicle منتشر کرد. او در بزرگسالی، متن نمایشهای رادیویی و برخی از داستانهای کوتاه را مینوشت. در 1955، او سردبیر مجلة ادبی Argosy شد. نخستین آثار وی با عنوان «همة آنچه که شما خواستهاید» (All You've Ever Wanted, 1953)و «بیشتر از انتظار شما» (More Than You Bargained For, 1955) در قالب مجموعه داستان کوتاه بودند.اثری با عنوان «گرگهای شکارگاه ویلوبی» (The Wolves of Willoughby Chase, 1962) نخستین رمان اِیکن بود که در آن عناصر تاریخ ، طنز و ماجراجویی را با هم تلفیق کرد. این اثر، اولین اثر از حدود 60 مجموعه داستان کوتاه و رمانها برای کودکان بود. آثار متعدد او در زمینة داستان بزرگسالان با «سکوت هروندال» (Silence of Herondale, 1964) آغاز شد؛ همچنین بهعنوان داستانهای وحشت، اضطراب و رمزی مورد تعمق قرار گرفت. ایکن همچنین اثری به نام «راه نوشتن برای کودکان» (The Way to Write for Children, 1982) را نوشت.
گوستاو، اسم مستعارِ اولیویئه گلو (ت. 13 سپتامبر 1818، پاریس، فرانسه- و. 20 ژوئن 1883، پاریس) رماننویس عامهپسند که داستانهای ماجراجویانه در مورد زندگی در مرزهای امریکا و مکزیک را به نگارش درآورد.او در 12 سالگی با شغل کارگر کشتی به دریا رفت و در نتیجه، جنگهای محلی و توطئههایی را در ترکیه، قفقاز و امریکای جنوبی شاهد بود. پس از شرکت در انقلاب 1848 در پاریس، در 1854 به امریکای شمالی رفت. وی در 1870 و در جریان جنگ فرانسه و آلمان در محاصرة پاریس شرکت داشت.بسیاری از رمانسهای ماجراجویانه او سلسلهوار در روزنامهها به چاپ رسیدند. مشهورترین کتابهای او از میان 43 کتاب پرطرفدار به نگارش درآمدهاش، که برخی از آنها به انگلیسی ترجمه شدهاند، «صیادان آرکانزاس» (Les Trappeurs de l’ Arkansas, 1858)، «کولیهای دریا» (Les Bohèmes de la mer, 1865)، «در دریا و در خشکی» (Par mer et par terre, 1879)نام دارند.
ویلیام هریسُن (ت. 4 فوریه 1805، منچستر، لنکاشر، انگلستان- و. 3 ژانویه 1882، رایگیت، ساری) مؤلف انگلیسی رمانهای تاریخی عامهپسند.او در آغاز حقوق خواند، اما برای پرداختن به ادبیات آن را رها کرد. اولین موفقیت او با نگارش رمان «روکوود» (Rookwood, 1834) حاصل شد که شخصیت اصلی آن دیک ترپینِ راهزن بود. پس از این اثر، چندین رمان تاریخی دیگر نوشت که تعدادشان جمعاً 39 تاست؛ مشهورترین آنها «برج لندن» (The Tower of London, 1840)، «سنت پل قدیمی، داستان طاعون و آتشسوزی لندن» (Old St Paul´s a Tale of the Plague and the Fire of London, 1841)، «قلعه وینزر: یک رمان تاریخی» (Windsor Castle: An Historical Romance, 1843)، و «جادوگرهای لنکاشر» (The Lancashire Witches, 1849) نام دارند.او در 1839 سردبیر Bentley’s Miscellany شد و از 1854 تا 1868 صاحبامتیازی این مجله را برعهده گرفت. او در زمانهای مختلف سردبیر The New Monthly Magazine و مجله خودش Ainsworth’s Magazine نیز بود. رمانهای او برایش ثروت زیادی به ارمغان آوردند، اما تلاشهای او در سردبیری و انتشارات عموماً ناموفق بود. رمانهای اینزورت در انتقال دقیق و روشن شکوه و کشمکشهای تاریخی بینظیر هستند، اما فاقد انسجام در پیرنگ و ظرافت در بهکارگیری شخصیتهاست.
اسم مستعارِ جیانگ هایکینگ (ت. 27 مارس 1910، جینهوا، استان جیانگ، چین) شاعر چینی که پیرو اصول مائو زدونگ بود.او، که پسر یک ملاک ثروتمند بود، به آموختن زبانهای غربی علاقهمند شد. از 1928 تا 1932 در پاریس به آموختن نقاشی مشغول و بهتدریج به ادبیات غرب علاقهمند شد. وی، که بهعلت فعالیتهای سیاسی افراطی زندانی شده بود، شروع به نوشتن اشعاری با اسم مستعار کرد. او اولین کتاب شعرش را در 1939 به چاپ رساند. این اثر منعکسکننده علاقه او به تودة مردم چین و توافقش با آموزههای ادبی مائو است. وی در دهه چهل چند جلد کتاب دیگر به چاپ رساند. شعر او بهتدریج ملیگرا و مردمی و ابزاری تأثیرگذار برای تبلیغ شد. آی چینگ از 1949 تا 1953 از سردبیران مجله Renmin wenxue («ادبیات مردم») شد. او در کمیتههای فرهنگی مختلفی کار کرد تا اینکه در نهایت در 1957 مورد انتقاد قرار گرفت.آی چینگ به مدت 21 سال سکوت پیشه کرد و در اردوگاههای هلیونجیانگ و زینجیانگ توقیف شد. او دوباره در 1978 چاپ آثارش را شروع کرد. «اشعار منتخب آی چینگ» (Selected Poems of Ai Qing) در 1982 به چاپ رسید.
روایت غیرداستانی سفرهای هنری میلر در ایالات متحده، که در 1945 به چاپ رسید. میلر در سالهای 1940 و 1941 بعد از بازگشت از اقامت طولانیمدت در اروپا به این مسافرتها مبادرت ورزید. وی غالباً به شکلی منفی، طبیعت امریکا و همچنین خلقوخوی مردم این کشور را به تصویر میکشد. علاوهبر دیگر مسائل، او آرمان بنیادگذاران اصلی امریکا را در تقابل با عشق مردم معاصر این کشور به پول بررسی میکند. میلر در داستان دنبالهداری با عنوان «به یاد داشته باش که به خاطر داشته باشی» (Remember to Remember, 1947) بیشتر به این درونمایهها میپردازد.
جمع آنaislingsیاaislingi [واژهای ایرلندی به معنی خیال، توصیف خیال] در ادبیات ایرلندی، توصیف یا شرح شعری یا دراماتیک یک رویا. «تصویری از اَدمنن» (The Vision of Adamnan)یکی از شناخته شدهترین نمونههاست. در قرن هجدهم این صنعت بهصورت ابزاری برای بیان حمایت از بازگرداندن استیوئرت کاتولیک رومی به سلطنت استفاده شد.
یوناس، یوناس کوسو- آلکساندراویچیوس یا یوناس کوسا- آلکساندریشکیس نیز نامیده میشود،اسم مستعارِ یوناس آلکساندراویچیوس (ت. 7 جولای 1904، کامپیشکس، نزدیک کاوناس، لیتوانی، امپراتوری روسیه- و. 13 ژوئن 1973، واشنگتن، ایالات متحده) شاعری که ترانههای او از جمله بهترین اشعار ادبیات لیتوانی بهحساب میآیند و اولین شاعر نوگرای لیتوانیایی بود که به بیان احوال شخصی پرداخت.او در دانشگاه کاوناس و در دانشگاه گرنوبل فرانسه تحصیل کرد. بهعلت اشغال کشورش از سوی شوروی به لیتوانی بازنگشت بلکه در 1946 به ایالات متحده رفت و در 1958 در آنجا از کارمندان کتابخانه کنگره در واشنگتن شد. اولین مجموعههای شعر وی و از جمله چهارمین مجموعه شعرش، «چشمان بیفروغکیمرا» (Užgesę chimeros akys, 1937)، از بهترین آثار او هستند. اشعار میهنپرستانه او، که در زمان جلای وطن به نگارش درآمدند، به اندازه اولین آثار او موفق نبودند. او چندین مجموعه شعر از جمله «گلچین شعر لیتوانی» (Lietuvių Poezijos antologija, 1965) را تصحیح کرد. «شعر» (Poezija, 1961) اشعار گردآوری شده وی تا آن زمان است. سه مجموعه مقاله نیز از او چاپ شده است.
یونانی آیئاس، نام مستعارِ ایجکس ارشد. در اساطیر یونان، پسر تلامون، پادشاه سالامیس، که در ایلیاد بهصورت موجودی با اندامی قوی و هیکلی غولآسا توصیف شده است و در یونان پس از آشیل در قدرت و شجاعت دومین نفر است. او با هکتور (فرمانده جنگجوی تروجان) جنگ تنبهتن کرد و با کمک ایزدبانو آتنا، پیکر آشیل را از دست مردم تروا نجات داد. او با قهرمان یونانی اودیسوس برای بهدست آوردن زره آشیل در مسابقه شرکت کرد، اما باخت. این باخت آنچنان او را خشمگین کرد که موجب مرگ وی شد. مطابق با روایت دیگری، ناامیدی ایجکس موجب دیوانگی او شد. وقتی مشاعر خود را مجدداً باز یافت، با شمشیری که از هکتور هدیه گرفته بود، خود را مثله کرد.از نویسندگانی که شخصیت ایجکس را مورد مطالعه قرار دادهاند میتوان از آیسخولوس، سوفوکل، اووید، پیتر کورنلیسون هوفت، جیمز شرلی، آندره ژید و یوزف بروتسکی نام برد.
یونانی آیئاس، نام مستعارِ ایجکس صغیر. در اساطیر یونان، پسر اویلیوس، پادشاه لوکریس. علیرغم هیکل کوچکش، او خود را قبل از ماجرای تروا جزء قهرمانان دیگر بهحساب میآورد؛ همچنین او شخصی لافزن، متکبر و ستیزهجو بود. با به زور بردن کاساندرا، دختر شاه پریام، از معبد ایزدبانو آتنا و بیحرمتی کردن به وی، بهسختی توانست به کمک همپیمانان یونانی خود از مرگ با سنگسار بگریزد. کشتی او در راه برگشت به خانهاش غرق شد، اما ایجکس نجات یافت. سپس، پوسئیدون او را به دریا انداخت، غرق شد، درحالیکه به فرار خود مباهات میکرد.
(یونانی آن آئیاس به معنی جانور تاژکدار)، نمایشنامهای نوشته سوفوکلس دربارة قهرمان جنگ تروا که غرورش باعث انحطاطش میشود. تاریخ نگارش اثر نامعلوم است، امّا بهطور کلی آن را اولین نمایشنامه موجود سوفوکلس میپندارند.خشم ایجکس در نادیده گرفته شدنش برای دریافت جایزه شجاعت (زره آخیلس متوفی) پیرنگ این نمایشنامه است. ایجکس خشمگین تلاش میکند اودیسئوس و داوران مبارزه- فرماندهان یونانی: آگاممنون و منلائوس- را به قتل برساند، امّا نقشهاش با دخالت ایزدبانو آتنا بیاثر میشود. او نمیتواند این حقارت را تحمل کند و به شمشیرش امید میبندد. آگاممنون و منلائوس دستور میدهند جسد ایجکس برای تنبیه به خاک سپرده نشود، امّا اودیسئوس فرماندهان را متقاعد میکند تا اجازه دهند مراسم تدفین آبرومندی برای او برگزار شود. در پایان اودیسئوس بهعنوان صاحب خردی نمایان میشود که تغییرپذیری سرنوشت انسان را تشخیص میدهد و آن را میپذیرد.
مارک (ت. 9 نوامبر 1721، نیوکاسل نزدیک تاین، نورتامبرلند، انگلستان- و. 23 ژوئن 1770، لندن) شاعر و پزشک بریتانیایی که شهرت وی عمدتاً بهسبب شعر «لذات خیال» (The Pleasures of Imagination)، یک اثر گلچین فلسفی، است.او به قصد تحصیل برای روحانی شدن به دانشگاه ادینبرا رفت، اما درعوض در رشته پزشکی تحصیل کرد. اولین شعر او با عنوان «هنرشناس» (The Virtuoso)،که به تقلید از ادموند اسپنسر، شاعر سبک الیزابتی، سروده شده، در 1737 به چاپ رسید. لذت خیال ابتدا در سه جلد و در 1744 چاپ شد. بعداً جلد چهارمی نیز به آن اضافه شد و تمام شعر بهشکلی گسترده تصحیح گردید و بالاخره پس از مرگش تحت عنوان «اشعار مارک ایکنساید پزشک» (The Poems of Mark Akenside, M. D, 1772) به چاپ رسید. این اثر، که در قالب شعر سپید با اقتباس از شعر میلتن سروده شده، به تقلید از ویرژیل و هوراس، شاعران رومی، نوشته شد. او بعداً با انتخاب قصیده بهعنوان قالب شعری محبوبش، علاقه زیادی به مطرح کردن خود بهعنوان پیندار انگلیسی یکی از چندین جنبه شخصیتی او که در رمان طنزآمیز «ماجراهای ترشی خارجی» (The Adventures of Peregrine Pickle) اثر توبیاس اسمالت هجو شد نشان داد، در این رمان، ایکنساید همان پزشکی است که در صحنههای به تصویر کشیده شده در قاره اروپا ظاهر میشود. او در 1745 «قصایدی در چندین موضوع» (Odes on Several Subjects)،در 1746 «ترانهای برای نایادس» (Hymn to the Naiads) و «به ستاره غروب» (To the Evening Star) را به چاپ رساند. وی نهایتاً پزشک ملکه شد.
بلا، نام کامل او ایزابلا آخاتونا آخمادولینا (ت. 10 آوریل 1937، مسکو، روسیه، اتحاد جماهیر شوروی سابق) شاعر روسیزبان از نژاد تاتار و ایتالیایی، و شاعر برجسته ادبیات روسیه بعد از استالین.او تحصیلاتش را در مؤسسه ادبیات گورکی در 1960 تکمیل کرد و پس از آن به آسیای مرکزی و نهایتاً به عضویت اتحادیه نویسندگان شوروی درآمد. اثر منحصربهفرد و انعطافناپذیر او سبب برانگیخته شدن انتقادات رسمی شد و او را غالباً در به چاپ رساندن آن دچار مشکل کرد. وی همچون دوست شاعرش، یفگنی یفتوشنکو، که در دهه پنجاه با او ازدواج کرد، در جلسات خوانش اثر خودش جمعیت زیادی را مجذوب میکرد.اولین مجموعه او «زه چنگ»(Struna) در 1962 به چاپ رسید. شعر طولانی «شجرهنامه من»(Moya rodoslovnaya, 1964)، که عنوان آن به شعری از آلیکساندر پوشکین در 1830 اشاره دارد، بهجهت نوآوری در درونمایه و سبک مورد توجه است. عمل خلاق درونمایهای مکرراً در آثار وی ظاهر میشد. کتابهای بعدی او «درسهای موسیقی»(Uroki muzyki, 1969)، «اشعار» (Stikhi, 1975)، و «راز» (Taina, 1983) نام دارند. او همچنین ترجمههایی از اشعار گرجستانی و دیگر زبانها به چاپ رساند.
آنّا، نام مستعارِ آنّا آندرییونا گارنکو (ت. 11 ژوئن [23 ژوئن، سبک جدید] 1889، بالشوی فونتان، نزدیک آدسا، اوکراین، امپراتوری روسیه- و. 5 مارس 1966، دِمادِدِوا، نزدیک مسکو) یکی از بزرگترین شاعران روسیه.آخماتووا در 21 سالگی عضو گروه شاعران آکمئیست شد که با رهبر آن، نیکالای گومیلیوف، در 1910 ازدواج کرد و در 1918 از او جدا شد. اولین مجموعههای او یعنی «شامگاه» (Vecher, 1912) و خصوصاً «ذکر» (Chyotki, 1914) باعث شهرتش شدند. این دو مجموعه، درعینحال که بهترین نمونه شعر فردی یا حتی شعر اعتراف را بهدست میدهند، به جاذبهای همگانی نائل میشوند که حاصل کمال هنری و عاطفیشان است. عشق درونمایه اصلی آثار آخماتووا است.او بعدها مضامین بومی، میهنپرستانه و دینی را در آثارش بهکار گرفت، مثلاً در مجموعههای «فوج پرندگان سفید» (Belaya staya, 1917)،«بارهنگ»(Podorozhnik, 1921)، و «1521 بعد از میلاد» (Anno Domini MCMXXI, 1922) شاهد این بنمایهها هستیم، اما این موضوع باعث نمیشود منتقدان رسمی شوروی شعر او را بهسبب پرداختن محدودش به مضامین عشق و خدا سرزنش نکنند. اعدام شوهر سابقش، گومیلیوف، در 1921 به اتهام مشارکت در توطئه علیه کشور موقعیت او را بغرنج کرد. او در 1923 وارد دوره انزوای ادبی و سکوت شعری تمام و کمالی شد و تا 1940 هیچ مجموعهای از او در شوروی منتشر نشد. در همان سال چند شعر او در ماهنامه ادبی Zvezda و گزیدهای از آثار قبلی او به نام «از شش کتاب» (Iz shesti knig) منتشر شد. با وجود این، چند ماه بعد، این اثر به ناگاه از دایره توزیع و کتابخانهها خارج گردید.در آگوست 1946، به شهوتپرستی، عرفان و بیتفاوتی سیاسی متهم و از جمع نویسندگان اتحاد جماهیر طرد شد. یک جلد کتاب شعر منتشر نشده از او که در حال چاپ بود، امحا شد و به مدت سه سال هیچ یک از آثارش منتشر نگردید.سپس در 1950 تعدادی از شعرهایش، که در مدح ژوزف استالین و حکومت کمونیسم شوروی بود، در چندین شماره هفتهنامه مصوّر Ogonyok («چراغ کوچک») به نام «از کلیات ’ستایشِ صلح‘»( "Slava miru" Iz tsikla) به چاپ رسید. محرک این پیمان تسلیم، تلاش او برای آزادی پسرش، لِف گومیلیوف، بود که در 1949 دستگیر و به سیبری تبعید شده بود. لحن این شعرها فاصله زیادی از مجموعه غنایی تأثرانگیز و جهانشمول «سوگواره»(Rekviem) دارد که بین سالهای 1935 تا 1940 سروده شده و انگیزه خلق آن غم و اندوه آخماتووا بهسبب دستگیری اول و زندانی شدن پسرش در 1937 بود.با مرگ استالین، آخماتووا آرامآرام به زندگی عادی بازگشت و مجموعه کمحجمی از اشعار غنایی و ترجمههایش در 1958 منتشر شد. بعد از 1958 چندین چاپ از آثارش در شوروی منتشر گردید. والاترین کار آخماتووا «شعر بدون قهرمان»(Poema bez geroya) توسعاً یکی از بزرگترین شعرهای قرن بیستم نامیده شد. در این شعر نمادپردازی، تمثیل و شرح حال با هم ترکیب میشوند و با مهارت درونمایههای زمان، شعر، رنج و اعتقاد پیرامون تراژدی اصلی، خودکشی شاعری جوان را با هم ممزوج میکند.آخماتووا چند ترجمه عالی از آثار دیگر شاعران همچون ویکتور هوگو، رابیندرانات تاگور، جاکومو لئوپاردی و نیز چندین شاعر امریکایی و کرهای انجام داد. او همچنین خاطرات شخصی پراحساسی از نویسنده نمادپرداز، الکساندر بلوک، آمدئو مودیلیانی هنرمند و دوستِ آکمئیستاش اوسیپ مندیلشتام نوشت. مجموعهای دو جلدی از آثار او در 1986 در مسکو منتشر شد و «کلیات اشعار آنّا آخماتووا» (The Complete Poems of Anna Akhmatova) نیز در دو جلد در 1990 منتشر شد.
نام کامل او غیاث بن غوث بن اصلتالاخطل (ت.حدود 640، حیره، بینالنهرین، یا صحرای سوریه- و. 710) شاعر عصر بنیامیّه (750-661) که بهسبب کمالش در قالب شعر عربی در سنت بدوی کهن ارج گذاشته میشود.اخطل (حرّاف) مدیحهسرای محبوب و دوست خلیفه اموی، یزید اول، و فرزندانش زیاد بن ابیه و نیز حجّاج بود. او همچنان شاعر دربار خلیفه عبدالملک بود امّا در زمان ولید اول مورد کملطفی واقع شد.جریر، فرزدق و اخطل شاعرانی هستند که در تاریخ ادبیات کهن عرب گروه سهنفرة مشهوری را تشکیل میدهند. چون سبک و واژگانشان در شعر شباهت زیادی به هم داشت، برتری نسبی یکی از آنها نسبت به دیگری محل مناقشه بود.
سیرگئی تیما فییویچ (ت.20 سپتامبر [طبق تاریخ جدید اول اکتبر] 1791، اوفا، روسیه- و. 30 آوریل [طبق تاریخ جدید 12 می] 1859، مسکو) رماننویسی که بهخاطر داستانهای واقعگرا و بذلهگویش و خلق ژانری جدید، آمیزهای میان خاطره و رمان، در ادبیات روسی مشهور است.آکساکف از دانشگاه تازهتأسیس کازان فارغالتحصیل شد. او مترجم کمیسیون قانونگذاری خدمات شهری (اداری) شد و چند سال در گروه شبهنظامی در مقابل ناپلئون در 1812 خدمت کرد و در 1816 نزد خانواده بازگشت. بعد از حدود یک دهه بهعنوان مالک (ارباب) روستا به کار اداری و خدمات شهری به مسکو بازگشت و مأمور سانسور ادبی، بازرس و بعدها رئیس کالج نقشهبرداری زمین شد. او در 1839 دوباره کناره گرفت.قبل از 1834، زمانی که «کولاک» (Buran) با موفقیت منتشر شد، نوشتههای وی معمولی و بدون هیچ ویژگی خاصی بود. اما بعداً- از عشق به روسیه روستایی در روزهای نظام ارباب و رعیتی، از پسران اسلاوگرایش و با تحسین نیکلای گوگولِ رماننویس- الهام گرفت تا به نوشتن داستان زندگی پدربزرگ، والدین و دوران کودکی خویش بپردازد و سپس آن را به یک داستان ادبی واقعگرایانه تبدیل کند. این تلاش وی در سه کتاب، که جزء ادبیات کلاسیک شدند، ظهور یافت: «تاریخ گاهشمار خانواده» (Semeynaya khronika, 1856)، «خاطرات؛ شاگرد مدرسه روسی» (Vospominaniya, 1856)، و «سالهای کودکی نوة باگروف» (Detskie gody Bagrova-vnuka, 1858). آکساکُف وقایع زندگیاش را واقعبینانه و با سبکی بیریا و زبانی ساده آشکار ساخت. اهمیت این آثار در تصور باطلی از واقعیت و صمیمیت خلق شده بهوسیلة یاد پرشور گذشتة خود و اجدادش قرار دارد. این آثار، که خاطرات شخصی را با تکنیکهای رماننویسی به هم میآمیزد، نام آکساکف را بر سر زبانها انداخت. بهترین کتابِ این سهگانه یعنی تاریخ گاهشمار خانواده، درک قابل توجهی از روانشناسی خانواده را نیز نشان میدهد.کتابهای آکساکف در زمینه تیراندازی، ماهیگیری و جمعآوری پروانه و خاطراتش از گوگول نیز جالب است.
واسیلی پاولِویچ (ت. 20 آگوست 1932، کازان، روسیه، اتحاد جماهیر شوروی) نویسنده رمان و داستان کوتاه و یکی از سخنگویان ادبی برجسته نسل شوروی که بعد از جنگ جهانی دوم به بلوغ رسیدند.پدر و مادر آکسیونف سالهای زیادی را در زندانهای شوروی گذرانده بودند. او در خانهای دولتی بزرگ شد و در 1956 از مدرسه پزشکی فارغالتحصیل گردید. پس از چند سال کار طبابت، به نوشتن روی آورد و در زمان بهبود شرایط فرهنگی اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 چند داستان کوتاه و رمان منتشر کرد. رمانهای او «همکاران» (Kollegi, 1960)، «برچسبی بر ستارهها» (Zvezdnyi billet, 1961)، و «پرتقالهایی از مراکش» (Apel'siny iz Morokko, 1963) روایتهایی با تأثیرگذاری سریع هستند که به شورشیان جوان در جامعه شوروی میپردازند. وی در بازآفرینی زبان پرشور عامیانه و دستوپا شکستة شخصیتهایی که مجذوب فرهنگ غرب میشوند ولی در آرمانهای نظام اشتراکی نسل قبل سهم دارند بهترین است.آکسیونف به کارگیری عناصر قویتری از تخیل، هجو ونقیضه را در رمانهای بعدیاش همچون «بشکههای اضافی» (Zatovarennaia bochkotara, 1968) و «جزیره کریمه» (Ostrov Krym, 1981) آغاز میکند. شیوه مستقل او نارضایتی مسؤولین کشور را، که در اواخر دهه 1960 آغاز شده بود، به همراه داشت. وی در 1980 تبعید شد، اما با حکمی در 1990 تابعیتش بازگردانده شد. یکی از مهمترین رمانهای او «سوختگی» (Ozhog, 1980)، آمیزهای آشوبگرایانه از خاطره، خیال، و روایت واقعی بود، که نویسنده در آن تلاش میکند واکنشهای روحانی روشنفکران روسی را به سرزمین مادریشان ارزیابی کند.
ریونوسوکه، متخلصبه چوکودو شوجین یا گاکی (ت. اول مارس 1892، توکیو، ژاپن- و. 24 جولای 1927، توکیو) نویسنده فعال و پرکار ژاپنی در زمینة داستان، نمایشنامه، شعر که بهسبب مهارت سبکشناختیاش مشهور شده است.آکوتاگاوا کار ادبی را از زمان تحصیل در دانشگاه امپریال توکیو شروع کرد. انتشار داستان کوتاه «راشومون» (Rashōmon, 1915)منجر به آشنایی وی با ناتسومه سوسکی، رماننویس برجسته ژاپنی آن زمان، شد. با تشویق سوسکی، بازنویسی گسترده داستانهای کوتاه از مجموعه قصههای ژاپنی قرن دوازدهم و سیزدهم را شروع کرد، اما آنها را با رویکرد روانشناسی نوین و با سبکی منحصربهفرد بازگو کرد. بسیاری از داستانهایش چنان هیجان بالایی دارند که با موضوعات دلهرهآور آنها کاملاً تطابق دارد.در 1922 او به داستانهای زندگینامهای علاقهمند شد، اما قصههای زندگی جدید فاقد زیبایی و گاه زرقوبرق قصههای قدیمیتر است؛ شاید همین باعث محبوبیت کمتر این آثار باشد. آخرین آثر مهم او، «کاپا» (Kappa, 1927)، اگرچه حکایتی هجوی در مورد موجوداتی مانند جن و پری است، بازتاب حالت ناامیدی دوره گذشته است. خودکشی او جهان ادبی را شگفتزده کرد. آثار او در میان آثار دیگر نویسندگان ژاپنی از جمله آثاری است که بهطور گسترده ترجمه شده و تعدادی از آنها به صورت فیلم درآمده است.
جایزه ادبی ژاپن که سالی دوبار به بهترین آثار جدی حوزه داستان از نویسندگان تازهکار و مستعد ژاپنی اهدا میشود. این جایزه، که در زبان ژاپنی آکوتاگاوا ریونوسوکه شو نامیده میشود، عموماً به همراه جایزه نائوکی مهمترین و پرطرفدارترین جایزه ادبی ژاپن تلقی میگردد. داستانهای کوتاه یا رمانهای کوتاه بیش از رمانهای بلند برنده این جایزه میشوند.جایزه آکوتاگاوا را کیکوچی کان در 1935 بهمنظور گرامیداشت خاطره دوست و همکارش آکوتاگاوا ریونوسوکه برپا کرد. آکوتاگاوا نویسنده برجستهای بود که در 1927 خودکشی کرد.
ویلیام (ت. 1567، هَدلی، سافوک، انگلستان- و. اوایل آوریل 1640، لیتل شلفورد، کیمبریجشر) شاعر انگلیسی، عارف و محقق در زبان عبری و لاتین، مؤلف تراژدی لاتین به نام «رکسانا» (Roxana, 1597) منتشر شده در 1632.او از دانشگاه کیمبریج فارغالتحصیل شد و در 1596 اِرل اسکس را در سفر به کادیس اسپانیا همراهی کرد. الاباستر در این سفر قاضی عسکر بود، اما در 1597 به کاتولیک رومی تغییر مذهب داد و بههمینعلت مکرراً زندانی شد. او در 1609 به روم رفت و در آنجا بهعلت نوشتههای عرفانیاش، از طرف کلیسا مورد استیضاح قرار گرفت. وی پس از تردیدهای فراوان به مذهب کلیسای آنگلیکان بازگشت و در 1618 کشیش پادشاه شد. الاباستر، همچنین یک شعر حماسی ناتمام به زبان لاتین به نام الیسائیس (Elisaeis) به نگارش درآورد که در آن الیزابت اول را تجلیل کرده بود. از او اشعار مناسبتی، غزلیات روحانی، آثار منثور با تمایلات عرفانی، و تفاسیری از کتاب مقدس نیز باقی مانده است.
قهرمان یکی از مشهورترین داستانها در «هزار و یک شب». او پسر یک خیاط چینی متوفی و همسر فقیرش است. پسرکی تنبل و لاابالی که با جادوگری افریقایی آشنا میشود که ادعا میکند عموی اوست. این جادوگر، علاءالدین را به دهانه غاری میبرد و از او میخواهد که وارد غار شود و چراغ شگفتانگیز را که داخل آن است، بیرون آورد؛ و برای حفظ امنیت او در حین انجام این کار، به او حلقهای جادویی میدهد. علاءالدین به داخل غار میرود و با چراغ برمیگردد. اما پیش از آنکه کاملاً از غار خارج شود، از تحویل چراغ به جادوگر خودداری میکند. جادوگر نیز در غار را به روی او میبندد و او را با چراغ در داخل غار تنها میگذارد. علاءالدین که از وحشت دستهایش را برای نجات به این سو و آن سو تکان میدهد، میفهمد که میتواند با لمس انگشتر، جن یا جنهای قدرتمندی را ظاهر کند. او به خانه برمیگردد و خیلی زود میفهمد که لمس چراغ نیز همان خاصیت را دارد. این موجودات ماوراءالطبیعه همه آرزوهای او را برآورده میکنند و او در نهایت بسیار ثروتمند میشود. قصر شگفتانگیزی از جواهرات میسازد و با دختر زیبای سلطان ازدواج میکند. تا سالها زندگی زناشویی شادی دارد، بعد از سلطان به حکومت میرسد، سالها حکومت میکند و یک سلسله طولانی از پادشاهان را از خود به جا میگذارد.
در لاتین الانوس دو اینسولیس (ت.حدود 1128، احتمالاً لیل، فلاندرز [لیل کنونی، فرانسه]- و. 1202، سیتو، فرانسه) حکیم الهی و شاعر بسیار مشهور که بهسبب آموختههای مختلفش او را با عنوان «دکتر جهانی» میشناختند. او در پاریس تحصیل کرد و در همانجا به تدریس مشغول شد. مدتی در مونپلیه زندگی کرد و بعداً به گروه راهبان سیسترسیان در سیتو پیوست.وی در جایگاه حکیمی الهی، گلچینی از یک شیوه تعلیمی را اتخاذ کرد که متشکل از عقلگرایی و عرفان بود. او چندین مقاله در خصوص الهیات به نگارش درآورد که یک بحث علیه الحاد و یک مجموعه ضربالمثل درباره رفتار اخلاقی را نیز شامل میشوند. دولیل در تاریخ ادبیات لاتین قرون وسطا بهعلت سرودن دو شعر شهرت دارد: «شکوه طبیعت» (De planctu Naturae)، که هجوی هوشمندانه درباره شرارتهای بشری است و «آنتیکلادیانوس» (Anticlaudianus)، که تمثیلی طولانی در مورد آفرینش و تکمیل روح بشری است.
اسم مستعارِ آنری آلبان فورنیه (ت. 13 اکتبر 1886، لا شاپل دُ انژیلون، شر، فرانسه- مفقودالاثر جنگ در 22 سپتامبر 1914، حومه اپارگ، نزدیک وردن) نویسنده فرانسوی که تنها رمان کاملشدة او، «قلمرو گمشده» (Le Grand Meaulnes, 1913)، اثر نوین کلاسیکی است. این داستان، که بر مبنای کودکیِ شاد او در یک روستای دورافتاده در مرکز فرانسه است، منعکسکننده آرزویش برای بازیابی دنیای گمشده شادی است. قهرمان این رمان، پسر مدرسهای آرمانگرا اما نیرومند است که از مدرسه میگریزد و در مهمانی یک کودک در خانهای کلنگی در روستا با دخترکی زیبا آشنا میشود. آلن فورنیه در 1905، در عالم واقعیت با این دختر آشنا شده بود. بقیه رمان جستوجوی او به دنبال این دختر و خانه کلنگی و حس فرح و شعفی را که این پسر در آنجا تجربه میکند، شرح میدهد. کیفیت برجسته این رمان، خلق فضایی مملو از حس حسرت به دنیایی است که در تضاد با پسزمینه روستایی مشاهدهشده در عالم واقع است. دیگر آثار او، که عمدتاً پس از مرگش منتشر شدند، شامل یک کتاب مراسلات (دو جلد، 1948) با ژاک ریویئر منتقد، برادر زنش، است.
پدرو آنتونیو دِ، نام خانوادگی کامل او آلارکن ای آریسا (ت. 10 مارس 1833، گوئادیکس، اسپانیا- و. 10 جولای 1891، بالدمورو) نویسندهای که با رمان «کلاه سهگوش» (El sombrero detres picos, 1874) در یادها مانده است.آلارکن در کسوت روزنامهنگار و شاعر به شهرت چشمگیری رسید، زمانی که نمایش «پسرخوشگذران» (El hijo pródigo) او در 1857 از روی صحنه کنار رفت. این شکست چنان او را خشمگین کرد که بهعنوان داوطلب وارد مبارزة 60-1859 مراکش شد. مواد و اطلاعات این مأموریت نظامی دستمایه گزارشی عینی با عنوان «خاطرات شاهد جنگ افریقا» (Diario de un testigo de la guerra de Africa, 1859)، که شاهکاری در شرح و روایت است، شد. آلارکُن پس از بازگشت از جنگ، سردبیر نشریه روحانیتستیز El Látigo شد، اما در سالهای 74-1868 شهرت سیاسیاش را با تغییر موضع سریع خود از بین برد. بااینحال شهرت ادبی وی دائماً افزایش مییافت. کلاه سهگوش، که رمان کوتاهی الهام گرفته از یک ترانه عامیانه است، شاهکاری از نوعی ادبی معروف به Costumbrismo است. مانوئل دفالا، بالهای را با همین عنوان و براساس این داستان تنظیم کرد. آثار مهم دیگر آلارکُن رمانهای «آخرین بازی نورما» (El final de Norma, 1855)، «رسوایی» (El escándalo, 1875)، و «بچه خوشبخت» (El niño de la bola, 1880) بودند.
لئوپولدو، نام خانوادگی کامل او آلاس ای ایورینیا، لقب او کلارین (ت. 25 آوریل 1852، سامورا، اسپانیا- و. 13 ژوئن 1901، اوویدو) رماننویس و تأثیرگذارترین منتقد ادبی اسپانیا در اواخر قرن نوزدهم. مقالههای نیشدار و غالباً خصمانه، او را به هراسآورترین منتقد ادبی اسپانیا تبدیل کرده بود. او پس از تحصیل در رشته حقوق در مادرید، در 1870 به دانشگاه اوویدو رفت و پس از دریافت مدرک تحصیلیاش بهعنوان استاد در این دانشگاه، به کار مشغول شد و تا آخر عمرش در همین سمت باقی ماند. اولین رمانهای او، یعنی «همسر نایبالسلطنه» (La regenta, 1884-85) و «تنها پسر او» (Su únici hijo, 1890)، دو رمان از برجستهترین رمانهای طبیعتگرای اسپانیا در قرن نوزدهم بهحساب میآیند. این کتابها بدون هیچ اغماضی جامعه محلیِ وتوستا، یک شهر خیالی مبتنی بر الگوی اوویدو، را به تصویر میکشند. داستانهای کوتاه او، آنچنان که در «داستانهای اخلاقی» (Cuentos morales, 1896) و «خروس جنگی سقراط» (El gallo de Sócrates, 1900) آورده، نسبت به رمانهایش ارزش کمتری دارند.
هر کدام از خدایان یا ارواح منتقم، بهویژه در روزگار یونان باستان. این واژه با نمسیس، ایزدبانوی انتقام الهی، ارتباط دارد که نماد نارضایتی خدایان از جسارت آدمیان است. شعر پرسی بیش شلی به نام «الستر؛ یا، روح تنهایی» (Alastor; or, The Spirit of Solitude, 1816) اثری خیالی بود که در آن به آرمانگرایانی (همچون خودش) اخطار داد برای طلب بیهوده رویاهای زودگذر، عشق شیرین بشری و پیشرفت اجتماعی را رها نکنند.
بزرگ (ت. 2 فوریه 1904، تهران، ایران) یکی از نویسندگان پیشرو در ادبیات فارسی قرن بیستم.علوی پس از تحصیل در ایران در 1922 به برلین فرستاده شد. در آنجا با آموختن زبان آلمانی چند اثر آلمانی را به زبان فارسی ترجمه کرد. وقتی به ایران برگشت، به تدریس، نگارش و ترجمه پرداخت؛ او همچنین در ایران وارد حزب سوسیالیست شد و فاصله 1937 تا 1941 را با همحزبانش در زندان بهسر برد. کتاب «پنجاهوسه نفر» درباره اعضای حزب سوسیالیست و سختیهایی که در زندان میکشیدند، و مجموعه داستان کوتاه «ورقپارههای زندان» از کتابهایی بودند که در دوران حبس نوشت.علوی مجموعه داستان دیگری به نام «نامهها» را پس از جنگ جهانی دوم (1952) به چاپ رساند. وقتی محمد مصدق، نخست وزیر ایران، در 1954 برکنار شد، علوی از ایران رفت و در دانشگاه هومبولت آلمان شرقی، با سمت استاد مدعو به کار پرداخت.وی را بیشتر بهسبب مجموعه داستان کوتاه «چمدان»، که در آن تأثیر زیاد روانشناسی فروید نشان داده شده، و رمان بسیار جنجالی «چشمانش»، که درباره عشق زنی از طبقه مرفه نسبت به یک رهبر انقلابی است، میشناسند. علوی در کنار ترجمههای زیادی که از آلمانی به فارسی انجام داد، آثاری نیز به زبان آلمانی درباره ایران و ادبیات فارسی نوشت.
[در معنای لغوی در زبان پرووانس باستان یعنی سپیدهدم] سرود سوگواری پرووانس برای عاشقانی که در سپیدهدم جدا میشوند یا هشدار نگهبان به عاشقان در سپیدهدم. آلباها مجموعه سرودهایی بودند که در قرن یازدهم و دوازدهم، شاعران بزمی و نوازندگان دورهگرد آن را میخواندند. برخی منابع آن را شکل اولیه اُباد (Aubade) درنظر میگرفتند اگرچه برخلاف آلبا، اُبادها معمولاً برای بزرگداشت سپیدهدم بهکار میرفتند. شاعران غزلسرا و همتایان آلمانی شاعران بزمی دورهگرد نیز از این شکل شعر استفاده کردند و آن را «تگلاید» (Tagelied) مینامیدند.
ادوارد (فرنکلین) (ت. 12 مارس 1928، ویرجینیا، ایالات متحده) نمایشنامهنویس امریکایی و تهیهکننده تئاتر که شهرت وی عمدتاً بهسبب نگارش «چه کسی از ویرجینیا ولف هراس دارد؟» (Who’ s Afraid of Virginia Woolf$1) است که توهم و واقعیت را با بصیرت نافذ و گفتوگوی هوشمندانه و با ارائه تصویری نفرتانگیز از زندگی زناشویی مورد بررسی قرار داد.او به فرزندی پذیرفته شد و در نیویورک و در نزدیکی وستچستر کانتی بزرگ شد. البی در مدرسه کوئیت (در 1946 فارغالتحصیل شد) و کالج ترینیتی، هارتفورد، کانتیکات (47-1946) تحصیل کرد. وی نوشتن نمایشنامه را در اواخر دهه 50 آغاز کرد. از میان اولین نمایشنامههای تکپردهای او «داستان باغوحش»(The Zoo Story)، «رویای امریکایی»(The American Dream)، و«جعبه شن»(Sandbox) (که همگی در 1995 منتشر شدند) موفقتر از بقیه بودند. این آثار، او را بهعنوان منتقد هوشمند ارزشهای امریکا و روابط بشری به مردم معرفی کردند. با وجود این، بسیاری از منتقدان، اولین نمایشنامه طولانی او یعنی چه کسی از ویرجینیا ولف هراس دارد؟ را برجستهترین اثر او میدانند. او پس از این نمایشنامه تعدادی نمایشنامه کامل از جمله «آلیس ریزه میزه» (Tiny Alice, 1964)، «تعادل ظریف»(A DelicateBalance, 1966،برنده جایزه پولیترز)، «منظره دریایی» (Seascape, 1975، برنده جایزه پولیترز)، و «مرد سه دست» (The Man Who Had Three Arms, 1982) را به نگارش درآورد. نمایشنامهاش تحت عنوان «سه زن بلند قد» (Three Tall Women، که در 1991 به روی صحنه رفت) برای او سومین جایزه پولیتزر را به همراه آورد.
شخصیت داستانی، کوتولهای در افسانههای مختلف آلمانی، که مهمترین آنها شعر حماسی متعلق به زبان آلمانی پسامیانه یعنی «ترانه نیبلونگها» (Nibelungenlied) است.در ترانه نیبلونگها، آلبریش صاحب ردای تاریکیها است که پوشنده خود را بهصورتی جادویی نامرئی میکند. او با شکست خوردن از زیکفریت، مجبور میشود که ردا را تسلیم وی نماید و بعداً زیکفریت را در اظهار عشق به برونهیلد کمک میکند. آلبریش در «افسانه دیتریچ» (Dietrichsage) با سرگذشت نیبلونگ ترکیب شده و شخصیتی کماهمیت است.در «ارتنیت» (Ortnit)، شعر حماسی دیگری از آلمانی پسامیانه، آلبریش کوتوله از قدرتهای جادوییاش استفاده میکند تا به ارتنیت، پادشاه لومباردی، در طلب عشق و ازدواج با دختر یک پادشاه کافر کمک کند.
رافائل (ت. 16 دسامبر 1902، پوئرتو دسانتا ماریا، اسپانیا) نویسنده اسپانیایی ایتالیایی- ایرلندیتبار که بهعنوان یکی از شاعران بزرگ قرن بیستم اسپانیا مورد توجه است.آلبرتی قبل از 1923 زمانی که شروع به چاپ اشعارش در مجلات کرد، بهعنوان نقاش به موفقیتهایی دست یافته بود. اولین کتاب شاد شعرش به نام «دریانورد روی زمین» (Marinero en tierra, 1925) دریای ناحیه زادگاهش کادیس را یادآوری میکرد که بهسبب آن جایزه ملی را بهدست آورد. آلبرتی، که عضوی از نسل معروف 1927 بود، تأثیر گنکوریست را در آثار منتشرشدهاش در این ایام یعنی «سپیدهدم گل شببو» (El alba del alhelí, 1927)، و «آهک و آهنگ» (Cal y canto, 1928) نشان میدهد. اگرچه با کتاب بعدیاش به نام «درباره فرشتگان» (Sobre los ángeles, 1929)، که تا حدودی سوررئالیست است، خود را بهعنوان یک صدای کامل و شخصی تثبیت میکند.آلبرتی در جنگهای جمهوریخواهی اسپانیا جنگید و پس از آن، به آرژانتین گریخت. در 1941 مجموعه شعری به نام «در میان گل میخک و شمشیر» (Entre el clavel y la espada) و در 1942 زندگینامة خودنگاشتی به نام «بیشه تباهشده» (La arboleda perdida) و کتابی در مورد جنگ داخلی به نام «از یک لحظه تا لحظه دیگر» (De un momento a otro) را منتشر کرد. او مجموعه شعری را، که از نقاشی الهام گرفته شده بود، به نام «دربارة نقاشی» (A la pintura, 1945) و مجموعههایی با موضوعات دریایی نظیر «مدّ دریا» (Pleamar, 1944) چاپ کرد. وی از 1961 تا 1977، که به اسپانیا بازگشت، در ایتالیا زندگی کرد.
نام کامل او آلبرتین سیمونه، شخصیت داستانی، معشوقه مارسل، راوی «در جستوجوی زمان از دست رفته» (À la recherche du temps perdu) اثر مارسل پروست. او در چندین مجلد از این رمان هفت قسمتی ظاهر میشود که اهم آنها عبارتانداز: «در بیشهزاری سرسبز»(À l’ombre des jeunes filles en fleurs)، «شهرهای جلگه» (Sodome et Gomorrhe)، و «دربند» (La Prisonnière).
(شکوفایی، آغاز قرن اول میلادی) شاعر رومی و نویسنده «تیزود»(Theseid) که در نامهای از دوست شاعرش، اوید، به آن اشاره شده است؛ نگارنده لطیفههایی که از سوی مارتیال، شاعر لاتین، ستوده شدهاند؛ و سراینده شعری حماسی در باب فتوحات نظامی گرمانیکوس کایسار، ژنرال رومی، فرزندخوانده امپراتور تیبریو، که احتمالاً پیدو به او خدمت میکرده است. ممکن است که تاکیتو، تاریخدان رومی، این شعر حماسی را استفاده کرده باشد. تمام چیزی که از آثار او به جا مانده است، یک قطعه زیباست که در Suasoriae اثر سنکای ارشد حفظ شده است. این قطعه سفر (سال 16 م.) گرمانیکوس را از رودخانه امس تا اقیانوس شمالی شرح میدهد.
(ت.حدود 620 ق. م، موتیلنه، لسبوس - و.حدود 580 ق.م) شاعر غزلسرای یونانی که آثارش در دنیای باستان اعتبار زیادی داشتند. در قرن دوم مجموعهای ده جلدی (که هماکنون از میان رفته) از اشعارش گردآوری شد. او الگوی محبوب هوراس، شاعر غزلسرای رومی، بود که بندگردان اَلکائیک را از وی اقتباس کرد.قطعات و نقلقولهای بهجا مانده از آثار او را میتوان به چهارگروه تقسیمبندی کرد: سرودهایش در تجلیل از خدایان و قهرمانان، شعر عاشقانه، آوازهای مربوط به نوشیدن شراب، و اشعار سیاسی. بسیاری از این قطعات منعکسکننده شدت درگیری این شاعر در زندگی موتیلنه است.پس از سالها آشوب سیاسی، پیتاکوس با مهار قدرت، ثبات نسبی را به موتیلنه بازگرداند. پیتاکوسبه خوشخویی شهرت داشت و یکی از هفت حکیم یونانی بهشمار میآمد. السیوس در کنار پیتاکوس علیه آتنیها جنگید، اما پیتاکوس به او خیانت کرد و در نتیجه اَلسیوس، کینه او را به دل گرفت. چندین قطعه منعکسکننده شدت انتقاد او از پیتاکوس هستند. او پیتاکوس را بهسبب ظاهرش، خساستش، سستعنصری و عامی بودنش مورد تمسخر قرار میدهد.دیگر قطعات وی زندگی هر روزه در موتیلنه را به تصویر میکشند. او کشتیها و رودخانهها، شراب و میگساری، مسابقه ملکه زیبایی، دسته مرغابیهای در حال فرار، و گلهای بشارتدهنده بهار را به تصویر میکشد. او آنچه را که یقیناً روحیات و ارزشهای شهرهای جزیره آیگیئن بهحساب میآید، توصیف میکند. برای مثال اظهار میدارد عظمت واقعی «نه در خانههای به زیبایی ساخته شده و نه در دیوارها، آبراههها و باراندازهاست، بلکه در مردانی است که با هر آنچه بخت برایشان به ارمغان میآورد، به پیش میتازند».
بند شعری یونانی کلاسیک، متشکل از چهار سطر با رکنهای وزنی متفاوت که دارای پنج هجای بلند در هر کدام از دو سطر اول، چهار هجای بلند در سطور سوم و چهارم، و همچنین یک هجای بدون تکیه در آغاز سه سطر اول (anacrusis) است. تقطیع اَلکائیک یونانی به شکل زیر است: _|È_|ÈÈ_|È_|È_|È_|È_|ÈÈ_|È_|È_|È|È_|È_|È_|È_|ÈÈ ._|È_|ÈÈ_|ÈÈ_این بند، که نامش برگرفته از و شاید هم ابداع شده السیوسِ شاعر است، در شعر لاتین، بهویژه در قصیدههای هوراس، به قالب مهمی بدل شد. تغییرات به وجود آمده در اَلکائیک سنتی، شامل استفاده از هجای آغازین بلند و یک رکن دوهجایی دوضربی در اولین رکن کامل سه سطر آغازین است.این بند در دورة نوزایی در شعر انگلستان و فرانسه اقتباس شد و بعداً در آثاری همچون «میلتن»(Milton) اثر اَلفرد لرد تنیسن، مورد استفاده قرار گرفت.
شخصیت عنوان کمدی «مردمگریز» (Misanthrope) اثر مولیئر. تنفر اَلسست از سطحینگریها و تزویرهای دوستانش، که در رویگردان شدن او از اجتماع به اوج میرسد، تضاد شورانگیز و ملایم نمایشنامه را شکل میدهد.
در اساطیر یونان، دختر پلیاس و همسر آدمتوس، قهرمان اسطورهای یونان و پادشاه فرای. او در ادبیات غرب، نمونه یک همسر آرمانی بوده است، زیرا زمانیکه همسرش در آستانه مرگ قرار داشت، تنها او از میان همه بستگان همسرش پذیرفت که به جای او بمیرد. هراکلس او را از دنیای مردگان بازگرداند. ائوریپیدس این داستان را در اثرش السستیس روایت کرد، و شخصیتپردازی او از آدمتوس بهعنوان فردی خودخواه در آثار بسیاری تکرار شده است.نویسندگان بعدی که به این درونمایه پرداختهاند عبارتانداز: ویلیام ماریس، رابرت براونینگ، جان میلتن، رینر ماریا ریلکه، جفری چوسر، و تی. اس. الیوت (در میهمانی عصرانه). از خودگذشتگی اَلسستیس، همچنین موضوع چندین اپرا بوده است.
(یونانی آنAlkēstis) نمایشنامهای اثر ائوریپیدس، که در 438 ق.م به اجرا درآمد. اگرچه این نمایشنامه در قالب تراژدی است، اما با شادمانی پایان مییابد. این نمایشنامه جانشین نمایشنامه ساتیر (Satyr) شد که معمولاً پایاندهنده مجموعه سه تراژدی بود که برای رقابتهای جشنوارهای اجرا میشدند.این داستان به مرگ قریبالوقوع آدمتوس پادشاه میپردازد که به او گفته میشود اگر بتواند کسی را پیدا کند که به جای او بمیرد، اجازه مییابد تا به زندگیاش ادامه دهد. السستیس، همسر او، پیش از آنکه بفهمد مرگ او و شیوه جان دادنش زندگی همسرش را به تباهی میکشد، مرگ را میپذیرد. هرکول، دوست قدیمی آدمتوس، درست به موقع ظاهر میشود و با نجات دادن السستیس از چنگال مرگ، او را نزد همسر بهبودیافتهاش بازمیگرداند.
کمدی پنجپردهای اثر بِن جانسن، که در 1610 به اجرا درآمد و در 1612 به چاپ رسید. این نمایشنامه منعکسکننده آشفتگیها و فریبکاریها پس از زمانی است که لاوویت با ترک منزلش در لندن، آن را تحت مراقبت خدمتکار مکارش، فیس، قرار میدهد. فیس با کمک یک کیمیاگر شیاد به اسم ساتل و همکارش، دُل کامان، کار توزیع طلسمها و اشیای تقلبی میان تعداد کثیری از افراد سادهلوح را آغاز میکنند. این افراد عبارتانداز: سر اپیکور مَمون، شوالیه افراطکار؛ آنانیاس و ترایبیولیِشن هولسم، مقدسمآبان ریاکار؛ ایبل دراگر، تنباکوفروش دَپر؛ وکیل قمارباز؛ و کستریل تازه به دوران رسیده با خواهر بیوهاش به نام پلاینت. شورلی، قمارباز باهوش، تقریباً جعلی بودن طلسمها را آشکار میکند، اما افراد خوشباور اتهامات او را رد میکنند. وقتیکه لاوویت بدون اطلاع قبلی به خانه بازمیگردد، ساتل و دُل پا به فرار گذاشته و فیس را تنها میگذارند. او نیز با ترتیب دادن ازدواج لاوویت و دِیم پلاینت زیبا و ثروتمند، آرامش را برقرار میکند.
در اساطیر یونان، پادشاه فائکیانس (در جزیره افسانهای سخریا) و نوه ایزد پوسئیدون است. در اودیسه، پس از سرگردانی اودیسوس در طوفان دریا و رسیدنش به آن جزیره از وی پذیرایی میکند. در افسانه جیسن و آرگوناتها در جزیره دریپان زندگی میکرد، جایی که به هنگام فرار جیسن و مدئا از کلوخیس به آنها پناه داد.
(شکوفایی قرن دوم یا سوم، آتن) استاد فن بلاغتکه مجموعهای از نامههای تخیلی به نگارش درآورد. قالب نامههای تخیلی در عصر او رواج داشت. بیش از صد عدد از این نامهها در حال حاضر موجود است. زمینه همه آنها، آتن قرن چهارم ق. م است و در آنها نویسندگان خیالی بهصورت کشاورز، ماهیگیر و فاحشه ظاهر میشوند. مضمون نامهها به میزان زیادی برگرفته از نویسندگان به اصطلاح کمدی نو است.
در افسانههای یونان، دختر مینیاس اورخومنوس در بوئتیا. او و خواهرانش شرکت در جشنهای دیونوسیان را نپذیرفتند و با ماندن در خانه به ریسندگی و بافندگی پرداختند. در اواخر روز، موسیقی دیونزی در اطراف آنها به صدا درآمد، خانه از آتش و دود آکنده شد و این خواهران بهصورت خفاش و پرنده مسخ شدند. براساس گفتههای پلوتارک، این خواهران، که بهعلت بیایمانیشان دیوانه شدند، برای تعیین اینکه اول کدام بچهشان را بخورند قرعهکشی میکنند. بهسبب انتقام از آنها راهب دیونوسوس، اولاد مؤنث را در آگریونیا (یک جشنواره سالانه) تعقیب میکرد و اجازه داشت هر کدام را که به چنگ میآورد به قتل برساند.
در افسانههای یونان، پسر آمفیارئوس پیشگو و همسرش اریفیل. او که سوگند یاد کرده بود تا به همراه هفت جنگجوی ضد اهالی تبس، انتقام مرگ پدرش را بگیرد، مادر خیانتکارش را به قتل میرساند و در نتیجه، ارواح منتقم، او را دیوانه میکنند. وی با کمک شاه فِگِئوس در آرکادیا از گناهش پاک میشود و پس از آن با دختر این پادشاه به نام آرسینوئه ازدواج میکند. او در دهانه رودخانه آخِلوئوس اقامت میکند و با فراموش کردن همسرش، با دختر خدای رودخانه ازدواج میکند. پس از این ماجرا، فگئوس و پسرانش او را میکشند. داستان او موضوع هزل نوین «قطعهای ازتراژدی یونانی» (AFragment of a Greek Tragedy) اثر اِی. ای. هاوسمن است.
(شکوفایی حدود قرن 7 ق.م، اسپارتا، یونان) شاعر یونانی، اولین نویسنده معروف اشعار غنایی دوریان همراه با کُر. بخشهایی از آثار وی باقی مانده است که بلندترین آنها با یک آواز کُر برای دختران شروع میشود که روی پاپیروس در مصر در 1855 پیدا شد. در فرهنگ توصیفی «سودا» (Suda)، یک فرهنگ توصیفی از قرن دهم یا یازدهم م، الکمن بهعنوان مردی با خلقوخوی فوقالعاده عاشقانه و خالق اشعار عاشقانه توصیف شده است. او بیگمان انسانی فاضل بود، زیرا اشعارش مملو از جزئیات جغرافیایی است. یک قطعه از اثر وی، روایت به خواب رفتن دنیا در پایان روز است که در شعر یونانی، بهعلت پرداختن به طبیعت منحصربهفرد است.شیوه روشن و شاد الکمن چنان با سبک اسپارتی متأخر متفاوت است که به این گفته امکان بروز میدهد که وی بومی اسپارت نبوده است. برخی میپندارند که او را عدهای از ساردیس به لیدیا آوردهاند، اما این مسلم نیست.
در شعر، مصراعی عروضی که از نام شاعر یونانی الکمن گرفته شده است. الکمینیان شامل مصراع با چهار رکن سههجایی است که اینگونه تقطیع میشود: ÈÈ_|ÈÈ_|ÈÈ_|_ÈÈ .
در اساطیر یونان، شاهزادهای میرا، نوه دختری پرسیوس و آندرومدا و مادر هراکلس که نتیجه ازدواج وی با زئوس بود. زئوس پس از اینکه خود را به شکل شوهر واقعی وی، آمفیترایون، درآورد وی را اغفال کرده با وی همخوابگی نمود. نکAMPHITRYON
(در انگلیسی امریکایی معمولاً الکات تلفظ میشود) برانسن، نام کامل او ایماس برانسن آلکت (ت. 29 نوامبر 1799، ولکات، کانتیکات، ایالات متحده امریکا - و. 4 مارس 1888، کانکرد، مساچوستس) فیلسوف امریکایی، معلم، اصلاحطلب و از اعضای گروه ترنسندنتال نیوانگلند. او پسر یک کشاورز فقیر بود که به شکل خودآموز تحصیل کرده بود و بهعنوان یک پیلهور در جنوب مسافرت میکرد و پس از آن، چند مدرسه برای کودکان ساخت. در جایگاه یک مدرس، هدف او برانگیختن تفکر و بیدار کردن روح بود. اما نوآوریهای او با استقبال زیادی مواجه نشد و پیش از آنکه به 40 سالگی برسد، مجبور شد آخرین مدرسهاش، تمپل اسکولِ، مشهور، واقع در بوستون را تعطیل کند. او در 1842 با حمایت مالی رلف والدو امرسن به انگلستان سفر کرد و به افتخار او مدرسهای مشابه تمپل اسکول، که در نزدیکی لندن ساخته شده بود، آلکت هاوس نامگذاری شد. او به همراه چارلز لِین، عارفی که روحیاتش مشابه روحیات وی بود، از انگلستان بازگشت. آنها با همکاری یکدیگر جامعهای کمدوام آرمانشهری تحت عنوان فروتلندز در مساچوستس پایهگذاری کردند. او همیشه فقیر یا مقروض بود و تا زمانیکه دومین دخترش، لوئیزا می آلکت، نویسنده شد، تأمین مالی نداشت.
(در انگلیسی امریکایی معمولاً الکات تلفظ میشود) لوئیزا می (ت. 29 نوامبر 1832، جرمنتاون پنسیلوانیا، ایالات متحده امریکا - و. 6 مارس 1888، بوستون، مساچوستس) مؤلف امریکایی که شهرت وی بهسبب نگارش کتابهای کودکان، بهویژه «زنان کوچک»(Little Women) است.آلکت بیشتر زندگیاش را در بوستون و کونکورد در ایالت مساچوستس گذراند و در آنجا نزد رلف والدو امرسن، تئودور پارکر، و هنری دیوید تورو رشد کرد. او خیلی زود دریافت که پدر تعالیگرای او خیالپردازتر از آن بود که بتواند زندگی همسر و چهار دخترش را تأمین کند. پس از شکست فروتلندز، جامعهای آرمانی که پدرش بانی آن بود، دغدغه همیشگی لوئیزا برای رفاه خانوادهاش آغاز شد. او برای کسب پول، مدتی کوتاه به تدریس پرداخت، بهعنوان خدمتکار کار کرد و در نهایت، نویسندگی را آغاز کرد. او کار نویسندگی را با نوشتن آثار مبتذل شروع کرد، اما بعداً آثار جدیتری به نگارش درآورد. او، که از حامیان پرشور لغو بردهداری بود، در طول جنگ داخلی امریکا بهعنوان پرستار و بهصورت داوطلب خدمت کرد؛ اما بهعلت شرایط غیربهداشتی بیمارستان به حصبه مبتلا و به خانه فرستاده شد. آلکت هیچوقت به شکل کامل بهبود نیافت، اما انتشار مکاتباتش بهصورت کتاب «دستنوشتههای بیمارستان» (Hospital Sketches, 1863) سبب شهرت وی شد.داستانهای او بهتدریج در The Atlantic Monthly(AtlanticTheکنونی) به چاپ رسیدند. او زندگینامة خودنگاشت «زنان کوچک» (Little Women, 1868-69) را تحت فشار مالی شدید به نگارش درآورد. این کتاب با موفقیت آنی روبهرو شد و آلکت در 1869 توانست در دفتر خاطراتش بنویسد «همه قرضها ادا شدند ... خدا را شکر!». دیگر کتبی که برمبنای تجربیات گذشته او به نگارش درآمدند عبارتانداز: «یک دختر اُمّل» (An Old-Fashioned Girl, 1810)، «کیف پارهپوره عمه جو» (Aunt Joe’s Scrap Bag, 1872-82، در 6 جلد)، «مردان کوچک، زندگی در پلامفیلد با پسران جو» (Little Men: Life at Plumfield with Joe’s Boys, 1871)، «هشت عموزاده» (Eight Cousins, 1875)، و «پسران جو و اینکه آنها چگونه از آب درآمدند»(Joe’s Boys and How They Turned Out, 1886).او، که بهشدت بیمار و دائماً در رنج بود، سالهای پایانی زندگیاش را با اندوه مرگ مادر و جوانترین خواهرش، می، سپری کرد زیرا که نگهداری از دختر کوچک خواهرش بهعهده وی قرار گرفته بود.
مارک، نام مستعارِ مارک آلیکساندرویچ لاندائو (ت. 26 اکتبر [7 نوامبر، سبک جدید] 1889، کییف، اوکراین، امپراتوری روسیه - و. 25 فوریه 1957، نیس، فرانسه) نویسنده مهاجر روسی که بهخاطر آثار بهشدت انتقادی علیه نظام حکومتی شوروی مشهور شده است.الدانف در 1919 به فرانسه مهاجرت کرد و در 1941، آنجا را به قصد ایالات متحده ترک نمود. او در 1921 مقالهای درباره لنین نوشت و در اثری به نام «دو انقلاب» (Deux Révolution, 1921) انقلابهای روسیه و فرانسه را با هم مقایسه کرد؛ چندین رمان نیز از او بهجا مانده است. بیشتر آثار الدانف به زبان انگلیسی ترجمه شدهاند؛ چهارگانهای دربارة انقلابیون فرانسه با عنوان «روشنفکر» (Myslitel, 1923-25)؛ هجونامهای ضد نظام حکومتی شوروی با عنوان «مُهرپنجم» (Nachalo kontsa, 1939)؛ و «پیش از سیلاب» (Istoki, 1947) که تصویری از اروپای دهه 1870 ارائه میکند، از آن جمله است.
ایگناسیو (ت. 11 جولای 1925، ویتوریا، اسپانیا - و. 15 نوامبر 1969، مادرید) رماننویس اسپانیایی که آثارش به جهت پرداختن به موضوعات محلی و همچنین بهسبب نگارش دقیق مورد توجه است. آلدکوئا در دانشگاه مادرید تحصیل کرد، روزنامهنگار شد و از 1947-1956 مجری پخش ایستگاه رادیویی صدای فالانژ بود. او مقالاتی در باب سیاست، چندین مجموعه داستان کوتاه و دو کتاب شعر با عناوین «زندگی پیش میرود» (Todavía la vida, 1947) و «کتاب آلگا» (Libro de las algas, 1949)،قبل از اولین رمانهایش، «درخشش و خون» (El fulgor y la sangre, 1954)، و«با باد صبا» (Con el viento Solano, 1956) را به نگارش درآورد. وی در مورد کارگران معمولی، امیدها، ترسها و زندگیهایشان مینوشت.
(حدود 709-639) راهب بزرگ وست سکسون در مِلمِسبری، فرهیختهترین مدرس وِسِکس در قرن هفتم، پیشگام در هنر شعر لاتین در میان انگلوسکسونها و مؤلف نوشتههای بهجا مانده متعدد در شعر و نثر لاتین.مؤسس ایرلندی ملمسبری در علوم لاتین و سلتی- ایرلندی او را آموزش داد و سپس، وی تحصیلاتش را در مدرسه مشهور کنتربری پی گرفت؛ جایی که از سراسر قاره اروپا تأثیر پذیرفت. حدود 675، راهب بزرگ ملمسبری شد و با ماندن در آنجا امور سهگانه راهب و کشیش، مشوق یادگیری، و شاعر لاتین را پیش برد. او در 705 اسقف اعظم شربورن شد. همچنین، وی یک شاعر بومیزبان محبوب بود، هرچند که هیچکدام از اشعارش، که به زبان انگلیسی باستان سروده شده، بهجای نمانده است.علم عروض، اشتغال خاص ذهنی او بود و مشهورترین اثر وی مقالهای در باب علم عروض است که برای دوستش آلدفریت، پادشاه نورتامبریا (704-685)، فرستاده است. این اثر صد «چیستان» (aenigmata) را بهعنوان مثال دربر میگیرد که ابداع خود او هستند و به زبان لاتین و در قالب شش وزنی سروده شدهاند.
ریچارد، نام اصلی او ادوارد گادفری آلدینگتن (ت. 8 جولای 1892، همپشر، انگلستان- و. 27 جولای 1962، سوری- ان- ووس، فرانسه) نویسنده و ویراستار پرکاری که در مقام یکی از حافظان خودجوش ادبیات اروپا در طول نیمه اول قرن بیستم نقش داشت.او، که در کالج دوور و دانشگاه لندن تحصیل کرده بود، خیلی زود با سرودن چند کتاب شعر تخیلی مورد توجه قرار گرفت. در 1913 با هیلدا دولیتل ازدواج کرد (و در 1938 از وی جدا شد). هیلدا دولیتل شاعری امریکایی پیرو مکتب تخیلگرایی بود. آلدینگتن در طول جنگ جهانی اول، در فرانسه به خدمت مشغول شد و پس از آن به نویسندگی و نقد ادبیات فرانسه برای مجله Times Literary Supplement مشغول شد. بهترین و مشهورترین رمان او «مرگ یک قهرمان» (Death of a Hero, 1929) بود که رمان «تمام انسانها دشمن هستند» (All Men Are Enemies, 1933) ادامه آن است؛ این اثر منعکسکننده سرخوردگی نسلی بود که در جنگ اول جهانی میجنگیدند. رمان «دختر سرهنگ» (The Colonel's Daughter, 1931)، دو شعر بلند «رؤیایی در لوگزامبورگ» (A Dream in the Luxembourg, 1930) و «احمقی در جنگل» (A Fool i’ the Forest, 1925) و همچنین ترجمههایی از شاعران فرانسوی، ایتالیایی و یونانی و لاتین باستان از دیگر آثار بعدی او هستند. وی کتاب خاطراتی تحت عنوان «زندگی به خاطر زندگی» (Life for Life’s Sake, 1941)نگاشت.
برایان ویلسن (ت. 18 آگوست 1925، ایست دیرم، نورفوک، انگلستان) نویسنده پرکار داستانهای علمی- تخیلی که رمانها و داستانهای کوتاهش، تنوع سبک آثار او را نشان میدهند.آلدیس از 1943 تا 1947 در ارتش بریتانیا خدمت کرد. مدتی در مخابرات یگان سلطنتی و سپس تا 1956 کتابفروش بود. او در بسیاری از آثار فراوان خود، به داستانهای علمی- تخیلی توجه کرده و گلچینکننده داستانهای علمی- تخیلی دیگران نیز بوده است. مجموعه آثار او شامل «بهترین داستانهای علمی برایان دابلیو آلدیس» (Best Science Fiction Stories of Brian W. Aldiss, 1965)، و «کلیات برایان آلدیس» (A Brian Aldiss Omnibus, 1969 and 1971) را دربر میگیرد. داستانهای برجسته او شامل«گرمخانه» (Hothouse, 1962)، و کتاب «درخت بزاق» (The Saliva Tree, 1960) است. فاصله گرفتن او از داستانهای علمی- تخیلی را میتوان در زندگینامههای شبهخودنگاشتی به نامهای «پسر دستپرورده» (The Hand-Reared Boy, 1970)، و «یک سرباز هوشیار» (A Soldier Erect, 1971) مشاهده کرد. «آگاهی ناخوشایند» (A Rude Awakening, 1978)؛ «زندگی در غرب» (Life in the West, 1980)؛ «جزیره دیگر مورئو» (Moreau’s Other Island, 1980)؛ داستانهای سهگانه «هلیکونیا» به نامهای «بهار هلیکونیا» (Helliconia Spring, 1982)، «تابستان هلیکونیا»(Helliconia Summer, 1983)، «زمستان هلیکونیا» (Helliconia Winter, 1985)؛ «زندگی فراموششده» (Forgotten Life, 1988)؛ و «روز خاطره» (Rememberance Day, 1993) از جمله آثار بعدی او هستند. زندگینامه خودنگاشتش با عنوان «قلبم را در دابلیو. اچ. اسمیتس دفن کن» (Bury My Heart at W. H. Smith’s)در 1990 چاپ شد.
تامس بِیلی (ت. 11 نوامبر 1836، پورتسمت، نیوهمپشر، ایالات متحده امریکا-و. 19 مارس 1907، بوستون، مساچوستس) شاعر، نویسنده داستان کوتاه و ویراستار که استفاده او از پایانهای غافلگیرکننده، سنت نگارش داستان کوتاه در امریکا را متأثر ساخت. او در اثر کلاسیک و مشهورش «داستان یک پسر بد» (The Story of a Bad Boy,1870)از تجربیات کودکیاش در نیوهمپشر استفاده کرد.آلدریچ در سیزده سالگی مدرسه را ترک کرد تا به فروشندگی در نیویورک بپردازد، اما خیلی زود نویسندگی برای روزنامهها و مجلات مختلف را آغاز کرد. او پس از چاپ اولین کتاب شعرش به نام «زنگها» (The Bells, 1855)، منتقد ادبی کهتر مجله New York Evening Mirrorو پس از آن سردبیر مجله HomeJournal شد. او از 1881 تا 1890 سردبیر مجله TheAtlantic Monthly(هماکنون The Atlantic) گردید.اشعار وی، که منعکسکنندة فضای فرهنگی نیوانگلند و مسافرتهای پیدرپی او به اروپا هستند، در کتابهایی همچون « پارچة زرین» (Cloth of Gold, 1874)، «گل و خار» (Flower and Thorn, 1877)، «مرسدس و سایر اشعار تغزّلی» (Mercedes and Later Lyrics, 1884)، و «برجهای ویندهم» (Windham Towers, 1890) به چاپ رسیدند. مشهورترین اثر منثور او، «مارجری داو و دیگر مردمان» (Marjorie Daw and Other People, 1973)، مجموعهای از داستان کوتاه است.
آلئاردو، کنت (کونته)، نام اصلی او گائتانو آلئاردی (ت. 4 نوامبر 1812، ورونا، امپراتوری اتریش [هماکنون در ایتالیا]- و. 17 جولای 1878، ورونا) شاعر، میهندوست، شخصیت سیاسی و یک نمونه از شاعران میهندوست ایتالیایی در قرن نوزدهم. اشعار عاشقانه و انتقادهای شدیداللحن او از دولت اتریش سبب اشتهار او شد.او در ورونا بزرگ شد و در دانشگاه پادوئا در ورونا (که در آن زمان تحت تسلط اتریش بود) حقوق خواند. اشعار تغزّلی او، «نامههایی برای ماریا» (Le lettere a Maria, 1846)، با استقبال روبهروشد. در زمان بازگشتش به ورونا دولت اتریش او را از وکالت محروم کرد و او نیز مجموعهای از اشعار شدیداً ضداتریشی سرود که از آن جمله «شهرهای ساحلی و تجاری ایتالیا» (Le città italiane marinare e commercianti, 1856)، «سه رودخانه» (Il tre fiumi, 1857)، و «هفت سرباز» (I sette soldati, 1861) قابل توجه هستند. همچنین با همکاری جووانّی پراتی شاعر، مجلهای صریحالهجه با عنوان Il Caffè Pedrocchi را سردبیری کرد. دولت اتریش او را دوبار دستگیر کرد (1859و1852) و در نهایت به خارج از کشور تبعید شد. زمانیکه در 1866 اتریشیها اخراج شدند، او به ورونا بازگشت و تا زمان مرگش در عرصه فعالیتهای اجتماعی حضور داشت.
واسیله (ت. 14 ژوئن 1821، باکوئو، مولداویا [اکنون در رومانی]- و. 22 آگوست 1890، میرچستی، رومانی) غزلسرا، نمایشنامهنویس، اولین گردآورنده آوازهای عامیانه و محلی رومانیایی و یکی از رهبران جنبش اتحاد امیرنشینهای رومانی.آلکساندری در یاشی و پس از آن در پاریس تحصیل کرد. او اولین مجموعه آوازهای محلی خود را در 1844 منتشر ساخت. وی همچنین در آرمان انقلابی رومانی فعال بود.اشعار عاشقانهاش، Doine şi lãcrimioare، در 1853 در پاریس چاپ شد. در سالهای 53-1852 او دو کتاب ترانه سرود و منتشر کرد. در 75-1868 اشعار توصیفی خود از مناظر را با عنوانPasteluri چاپ کرد. در قامت نمایشنامهنویس، کمدی اجتماعی رومانی را خلق کرد، اما مهمترین کمک وی به تئاتر، نمایشهای منظوم وی بود: Despot vodăدر 1879؛ «چشمه بلاندوزی» (Fântâna Blanduziei, 1883) و «اوید» (Ovidiu, 1885). آلکساندری در دوران بعدی زندگیاش نقش مهمی را در امور کشورش بازی کرد.
سیرو (ت. 4 نوامبر 1909، سالتیمبانکا، پرو- و. 17 فوریه 1967، لیما) رماننویس پرویی که در مورد زندگی سرخپوستان پرو آثاری نگاشت.او، که از کالج ملی سن خوئان فارغالتحصیل شد، دانشی دست اول از زندگی سرخپوستان استان بومیاش، هوئاماچوکو، بهدست آورد؛ این دانش ابتدا در اولین رمانش «مار زرین » (La serpiente de oro, 1935) مورد استفاده قرار گرفت. این رمان منعکسکننده تنوع زندگی بشر در طول سواحل رودخانه مارانون در پرو است. «سگهای گرسنه» (Los perros hambrientos, 1938) سختیهای پیش روی چوپانان سرخپوست ارتفاعات پرو را به تصویر میکشد. رمانی که عموماً شاهکار او بهحساب میآید «دنیا بزرگ و بیگانه است» (El mundo es ancho y ajeno, 1941) نام دارد. این رمان بهگونهای حماسی، منعکسکننده تلاشهای یک قبیله سرخپوست برای بقا در برابر سفیدپوستان زمینخوار در ارتفاعات پرو است. مجموعه داستانی کوتاه به نام «دوئل نجیبان»(Duelo de caballeros, 1963)و «داستانهای کامل» (Novelas completas, 1963) آخرین آثار او بودند.آلگریا در 1930 به یک سازمان نظامی حمایت از سرخپوستان پیوست و در حمایت از اصلاح اجتماعی به آشوب دست زد. او در سالهای 1931 و 1933 بهعلت فعالیت سیاسی غیرقانونی دو بار زندانی و در 1934 نیز به شیلی تبعید شد. او از 1941 تا 1948 در ایالات متحده زندگی کرد، اما در 1948 به پرو بازگشت.
کلاریبل (ت. 12 می 1924، استلی، نیکاراگوئه) شاعر، مقالهنویس و روزنامهنگاری که در ادبیات معاصر امریکای مرکزی نقش مهمی دارد. او بهعلت نگارش «عهد» (testimonio)، که اثری درباره انقلاب سندینیستها در نیکاراگوئه است، مورد توجه قرار گرفت. او بهسبب کتاب شعر دو زبانه «گلهای آتشفشان» (Flores del volcán, 1982) در ایالات متحده امریکا مورد توجه قرار گرفت. این اثر را کرولین فورشه شاعر ترجمه کرد.آلگریا کودکیاش را در تبعید و در اِلسالوادر گذراند و خودش را السالوادری میدانست. او، که از دانشگاه جورج واشنگتن فارغالتحصیل شده بود، در ایالات متحده، مکزیک، شیلی، اروگوئه و مایورکا زندگی کرد و پس از آن در 1979 به نیکاراگوئه بازگشت.آلگریا با همسر نویسندهاش، داروین فلاکول، در نگارش آثاری همچون «صداهای جدید امریکای اسپانیایی» (Nuevas voces de Norteamériaca, 1962) در قامت ویراستار و مترجم همکار؛ «خاکسترهای ایسولکو» (Cenizas de Izalco, 1966) در کسوت همکار مؤلف؛ «آنها مرا زنده نمیگیرند» (No me agarran viva, 1966) در قامت مؤلف همکار همکاری داشت.کتاب «زن رودخانه» (La mujer del río, 1989) با متون شعری موازی انگلیسی و اسپانیایی، و کتاب «آلات موسیقی» (Fuga de Canto Grande, 1992) از جمله آثاری بودند که بهکرّات به چاپ رسیدند. او در 1978 بهعلت نگارش «من زنده میمانم» (Sobrevivo, 1978) برنده جایزه کوبایی کاسا دلاس امریکاس شد. آثار داستانی او، که دربرگیرنده تعابیر اجتماعی- سیاسی زیادی هستند، عبارتانداز: «طلسم» (El detén, 1977)، «آلبوم خانوادگی» (Albúm familiar, 1982)، «روستای خدا و شیطان» (Pueblo de Dios y de Mandinga, 1985)، که این سه رمان کوتاه به زبان انگلیسی در «آلبوم خانوادگی» (Family Album) منتشر شدند؛ و «لوئیسا در دنیای واقعیت» (Luisa en el país de la realidad, 1887). او همچنین «سه داستان» (Tres cuentos, 1958) و آثار دیگری برای کودکان به نگارش درآورد.
بیسنته (ت. 26 آوریل 1898، سویل، اسپانیا- و. 14 دسامبر 1984، مادرید) شاعر اسپانیایی و عضوی از گروه «نسل 1927» که در 1977 جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. او عمیقاً تحت تأثیر شیوه سوررئالیستی در سرودن شعر بود.آلساندره در رشتههای حقوق و مدیریت بازرگانی تحصیل کرد و از 1920 تا 1922 به تدریس حقوق تجارت مشغول شد. او در 1925 بهشدت بیمار شد و در طول دوره نقاهتش، اولین اشعارش را به نظم درآورد. اگرچه در فاصله سالهای 1936 تا 1944 اشعار او ممنوع شد، اما وی در طول جنگ داخلی اسپانیا در آنجا ماند. او در 1449 به عضویت فرهنگستان سلطنتی اسپانیا انتخاب شد.اولین کتاب برجسته او، «ویرانی یا عشق» (La destrucción o el amor, 1935)، جایزه ملی ادبیات را به خود اختصاص داد. او در این اثر به دورنمای شناسایی بشر از دنیای مادی پرداخت. تأکید بیشتر بر زندگی بشر در «تاریخ مکتب» (Historia del corazón, 1954)، و «در یک محدوده وسیع» (En un vasto dominio, 1962) دیده میشود که هر دو به زمان، مرگ و همبستگی بشر میپردازند. اشعار بعدی او ماهیت ماوراءطبیعی دارد. او در کتابهای «اشعار کمال» (Poemas de la consumacion, 1968)، و «گفتوگوهای بصیرت» (Diálogos del conocimiento, 1974) به بررسی مرگ، دانش و تجربه میپردازد.او علاوه بر سرودن اشعاری با نوآوری و عمق زیاد، اثر منثور قابل توجه «ملاقاتها» (Los encuentrós, 1958) را به چاپ رساند که کتابی با طرحهای جالب از نویسندگان همدورهاش است.
ماتئو (تعمید داده شده در 28 سپتامبر 1547، سویل، اسپانیا- و.حدود 1614، مکزیکو) رماننویس و استاد صاحب سبک که بهسبب رمان مقامهوارش با نام «گوسمان دِ آلفاراچه»(Guzmán de Alfarache, 1599؛ بخش دوم آن، 1640؛ پستفطرت اسپانیایی) 1640 معروف است.آلمان یهودیتباری بود که به دین کاتولیک رومی گروید؛ او بسیاری از وجوه تجربیات و احساسات نومسیحیان قرن شانزدهم اسپانیا را بیان کرد. مهمترین اثر ادبی وی، گوسمان دِ آلفاراچه، که با سود اندک موجب شهرت وی در سراسر اروپا شد، یکی از نخستین رمانهای مقامهوار است. اولین بخش غالباً به صورت قاچاق، به بیشتر نشریات راه یافت. این اثر چاپهای متعددی داشت که تقریباً همگی بهصورت غیرمجاز بودند. زندگی آلِمان در بسیاری از جهات شبیه زندگی قهرمان داستانش، گوسمان، متأثر از معیشت سخت و بداقبالیهای شخصی است. او پسر یک پزشک زندان بود و طب را در سالامانکا و آلکالا به مدت چهارسال پس از فارغالتحصیل شدن از دانشگاه سویل در 1564 خواند، اما هرگز طبابت نکرد. در 1580 بهعلت بدهی زندانی شد. فقط بعد از مهاجرت به مکزیک در 1608 بود که درآمدهایش ثابت شد و زندگیاش با ثبات گردید.
ژوزه دِ، نام کامل او ژوزه مارتینینو دِ آلنکار (ت. 1 می 1829، مسجانا، برزیل- و. 12 دسامبر 1877، ریو دو ژانیرو) روزنامهنگار، رماننویس و نمایشنامهنویسی که با رمان «گوارانی سرخپوست» (O Guarani, 1957) آغازگر سبکی مرسوم به رمان سرخپوستی برزیلی(Indianista Novel،حکایتهای رمانتیک دربارة زندگی بومیان) شناخته میشود. گوارانی سرخپوست ماجرای عشق افلاطونی پری، یک بدوی اصیل، و سِسی، دختر یک مالک توانگر، را توصیف میکند.مشهورترین رمان بعدی آلنکار، «ایراسما» (Iracema, 1865)، به عشق دوشیزه زیباروی سرخپوست نسبت به یک سرباز پرتغالی میپردازد. وی در «گائوچو»(O gaúcho, 1870) و «ساکن خانة پشتی»(O sertanejo, 1876) زندگی در سرزمینهای مرزی برزیل را مطرح میکند. او در رمانهایی نظیر «لوسیولا» (Lucíola, 1862)، «دیوا» (Diva, 1894)، و «سنهورا» (Senhora, 1875) اساسی را برای داستانهای روانشناختی برزیلی مهیا کرد. آلنکار، که پدر ادبیات داستانی برزیل بهشمار میرود, رمان تاریخی را نیز در آثاری همچون «معادن نقره» (As minas de prata, 1862) پرورش داد.آلنکار حقوقدان، نمایندة مجلس و وزیر دادگستری نیز بود (70-1868).
لقب او اسکندر کبیر یا اسکندر مقدونی (ت. 356 ق.م، پلا، مقدونیه [واقع در یونان کنونی]- و. 13 ژوئن 323، بابل [واقع در عراق کنونی]) پسر فیلیپ دوم پادشاه مقدونیه از 336 تا 323 ق.م. یکی از بزرگترین فرماندهان تاریخ که امپراتوری ایران را برانداخت، ارتش مقدونیه را به هند برد، و زمینه ایجاد قلمروهای پادشاهی در جهان هلنی را فراهم آورد. وی در این جریان به قهرمانی افسانهای تبدیل شد.افسانه اسکندر، الهامبخش نویسندگان بسیاری در طی دورههای مختلف بوده است: از پلوتارک (که از او در اثرش با عنوان «زندگیهای موازی» (Parallel Lives) نوشته است) و فردوسی (در شاهنامه) گرفته تا جان لیلی، پدرو کالدرون دلابارکا، ژان راسین، یاکوپ واسرمان و بسیاری دیگر.
مینا (ت. 17 فوریه 1951، اللهآباد، هند) شاعر و معلم هندی که آثارش منعکسکننده زندگی چندفرهنگی وی در هند، سودان، و ایالات متحده است.او، که در دانشگاه خارطوم سودان و دانشگاه ناتینگم انگلستان تحصیل کرده بود، در هند، فرانسه و کشورهای دیگر به تدریس مشغول شد. او از 1979 در ایالات متحده زندگی کرد.زبان، حافظه و اهمیت مکان موضوعات بررسیشده در آثار او هستند. «حلقه درخشان پرنده» (The Bird's, Bright Ring, 1976)، «من نامم را فریاد میزنم» (I Root My Name, 1977)، «بدون مکان» (Without Place, 1978)، «ریشههای سنگی» (Stone Roots, 1980)، «خانه هزار دری» (House of a Thousand Doors, 1988)، و «طوفان: یک شعر پنجبخشی» (The Storm: A Poem in Five Parts, 1989) مجموعه شعرهای او هستند. او همچنین یک رمان شبهخودنگاشتی با عنوان «جاده نامپالی» (Nampally Road, 1991)، و یک کتاب خاطرات با عنوان «خطوط گسل» (Fault Lines, 1993) نوشت.
(شکوفایی حدود 280 ق. م) شاعر یونانی پلوران در ایتولیا. او از سوی پتولمی دوم فیلادلفوس، پادشاه ماسادونیایی مصر، مأموریت یافت تا تراژدیهای موجود در کتابخانه اسکندریه را مرتب و فهرستنویسی کند. جز عنوان نمایشنامه «تخته نردبازان» (Astragalistae)، چیزی از تراژدیهای خود او بهجا نمانده است. چند قطعه از نوشتههای کوتاهتر او برجاست که یک ارزیابی کوتاه از آن جمله است. عناوین دیگر آثار او تنها بهواسطه نقل قول بهوسیله دیگر نویسندگان شناخته شده است.
هر یک از مجموعه شروح افسانهای مربوط به کارهای اسکندر کبیر که در اعصار و تمدنهای پس از او و با تأکیدات و مقاصدی متفاوت روایت شدهاند.منبع اصلی ادبیات رمانس مربوط به اسکندر، یک شعر حماسی مردمی بود که مصریان یونانی شدة ساکن اسکندریه در طول قرن دوم م. به نگارش درآورده بودند. ترجمهها و نسخههای بهجا مانده، بازسازی آن را ممکن ساخته است. این اثر، اسکندر را در جایگاه قهرمان ملی نجاتبخشی به تصویر میکشد که پسر یک جادوگر- پادشاه مهری و همسر فیلیپ دومِ ماسادونیا- است. جادو و مسائل شگفتآور نقشی متمم در این حماسه دارد؛ برای مثال در روایت تولد اسکندر و در ملاقاتش با آمازونیها در هند. با وجود این، در رمانسهای بعدی، حکایتهای مربوط به جادو و امور غریبه اهمیت بیشتری نسبت به شخصیت تاریخی اسکندر پیدا کردند و در نهایت آن را تحتالشعاع قرار دادند. حکایتهای فرعی در لابهلای متن اصلی رخنه کردند که این کار غالباً بهصورت نامههای فرضاً نگاشتهشده برای یا توسط اسکندر صورت میگرفت. یک داستان مستقل در مورد به اسارت گرفته شدن قوم یأجوج و مأجوج توسط او در چندین متن نگاشته شده با زبان محلی گنجانده شد. در قرن یازدهم یک رمانس اسکندری به زبان ایرلندی میانه به نگارش درآمد و در حدود 1100 در «سرود آنو» (Annolied) به زبان آلمانی میانه نوشته شد. در طول قرن دوازدهم، اسکندر بهمثابه الگوی سلحشوری و شهسواری در سلسلهای از اشعار معروف به تصویر کشیده شد.اعراب، که نسخههای سریانی این افسانه را بسط دادند، آن را به مردمان زیادی که با آنها در ارتباط بودند، ارائه کردند. از طریق آنها، شاعران ایرانی، بهویژه نظامی در قرن دوازدهم، شکل جدیدی به این شعر دادند. ادبیات مربوط به رمانس اسکندری در اواخر قرن دوازدهم رو به زوال گذاشت و با احیای تحقیقات کلاسیک در طول دوره نوزایی، شروح تاریخی به شکل کامل جایگزین آن شدند.
1- مربوط به/ یا مشابه مکتب اسکندریه، مکتب ادبی یونان، خاصه شعر که در قرن چهارم ق.م رونق داشت. 2- اشاره به نویسنده یا اثر ادبی بسیار پیچیده، اشتقاقی یا تصنعی. با تکمیل فنی زبان یا قالب ادبی.
مجموعهای از چهار رمان اثر لارنس دارل. این چهارگانه غنی و پیرو محسوسات نفسانی که شامل «یوستین» (Justine, 1957)، «بالتازار» (Balthazar, 1958)، «مونتالیو» (Mountolive, 1958)، و «کلی» (Clea, 1960) میشود، فضای اسکندریه مصر را در طول دهه1940 به تصویر میکشد. سه کتاب از این چهارگانه از دیدگاه روایی اول شخص مفرد نوشته شدهاند و مونتالیو از دیدگاه روایی سوم شخص مفرد. سه جلد اول، از جهات متفاوت، مجموعهای از حوادث را در اسکندریه و قبل از جنگ دوم جهانی به تصویر میکشند؛ جلد چهارم، داستان را تا سالهای جنگ ادامه میدهد. حوادث داستان، عمدتاً از دیدگاه ال. جی. دارلی روایت میشود که تعامل دلباختگان، دوستان و آشنایانش را در اسکندریه مورد تأمل قرار میدهد.در یوستین، دارلی سعی میکند از فشار عاطفی ناشی از به پایان رسیدن رابطه عاشقانهاش با یوستین هوسنانی رهایی یابد و به درک صحیحی از آن برسد. او با مرور نامههای مختلف و بررسی خاطراتش، وقایع گذشته اخیرش را از دیدگاهی رمانتیک مورد تأمل قرار میدهد. کتاب بالتازار برگرفته از نام دوست دارلی است که یک پزشک و عارف است و دیدگاههای دارلی را از منظر فلسفی و عقلانی تفسیر میکند. رمان سوم، روایت صریح حوادث است. جلد چهارم این اثر با عنوان کلی، بهبود یافتن دارلی را شرح میدهد و توصیف میکند که دارلی بلوغ یافته و آمادگی روحی لازم را برای برقراری ارتباط عاشقانه با کلی مونتیس، نقاش و زنی که نیمه گمشده دارلی است بهدست آورده است.
[فرانسوی آن alexandrin، از فرانسوی میانه] مصراعی با دوازده هجا و یک درنگ یا سکته ملیح بعد از هجای ششم و با تکیههای بیشتر روی ششمین و آخرین هجا و یک تکیه ثانوی در هر نیم مصراع. چون شش هجا در یک دم ادا میشود و دومین تکیه میتواند بر هر یک از هجاهای دیگر مصراع باشد، ازاینرو، عروض الگزاندرین قالب قابل انعطاف و قابل انطباق با طیف وسیعی از موضوعات شعری است. اصل ساختاری حاکم بر آن عبارت است از تکیهدار کردن هجاها براساس حواس پنجگانه؛ بههمینعلت رایجترین وزن در شعر فرانسوی است.نام الیگزاندرین احتمالاً از «رماناسکندر»، مجموعهای از داستانهای عاشقانه، که در قرن دوازدهم درباره ماجراهای اسکندر کبیر نوشته شده، مشتق شده است. این قالب را شاعران پلئیاد، بهخصوص پییر دو رونسار در قرن شانزدهم احیا کردند و در قرن بعد، قالب شاخص شعر نمایشی و روایی در ادبیات فرانسه شد که با استفاده در تراژدیهای کلاسیک پییر کورنی و ژان راسین به بالاترین حد پیشرفت خود رسید. در اواخر قرن نوزدهم با سست شدن ساختمان شعر بهخصوص در اشعار پل وِرلن، شاعران اغلب الیگزاندرین تعدیلشدهای را بهکار گرفتند که مشتمل بود بر یک مصراع سهرکنی معروف به شعر رمانتیک یا تریمتر.در عروض انگلیسی، الیگزاندرین نیز شعر دورکنی مسدس نامیده میشود که شش تکیه اولیه در هر مصراع بهجای نوع فرانسوی (که دو تکیه اولیه و دو تکیه ثانویه داشت) دارد. اگرچه این قالب در قرن شانزدهم وارد انگلستان شد و با شعر آلمانی و هلندی در قرن هفدهم سازگار شد، ولی استفاده از آن در خارج از فرانسه چندان رایج نیست.
(ت.حدود 375 ق.م، توریئی، لوکانیا [اکنون در ایتالیا]- و.حدود 275 ق.م) یکی از مشهورترین نویسندگان کمدی جدید و میانه آتن. او ظاهراً عمده حیات خود را در آتن سپری کرده است. به گفته پلوتارک، وی 106 سال عمر کرد و روی صحنه درگذشت. گفته شده که الکسیس 245 نمایشنامه نوشته که تنها 1000 سطر از آنها باقی مانده است.
ویلیبالت، اسم مستعارِ گئورگ ویلهلم هاینریش هرینگ (ت. 29 ژوئن 1798، برسلاو، سیلسیا، پروسیا [در حال حاضر وروتسلاف، لهستان]- و. 16 دسامبر 1871، آرنشتات، آلمان) نویسنده و منتقد آلمانی که شهرت وی عمدتاً بهسبب نگارش رمانهای تاریخی مربوط به برندنبرگ و پروسیا است.الکسیس در برلین پرورش یافت. در برلین و برسلاو حقوق خواند، اما پس از موفقیت شوخی ادبیاش به نام «والادمور» (Walladmor, 1824) برای پرداختن به نویسندگی، کار در حوزه حقوق را ترک کرد. این اثر تقلیدی فکاهی از آثار سر والتر اسکات بود که با عنوان «ترجمه آزاد از انگلیسی والتر اسکات» (Freely Translated from the English of Walter Scott) به چاپ رسید. این شوخی ادبی، که به شهرت ادبی الکسیس لطمه زد، در رمان جاهطلبانهتر و مبتکرانهتر «قلعه آوالون»(Schloss Avalon, 1827) تکرار شد. او سفرهای زیادی به اروپا داشت و تجربیاتش را در سفرنامههایش از جمله «سفر پائیزی به اسکاندیناویا» (Herbstreise durch Skandinavien, 1828) شرح داد.الکسیس با نگارش «کابانیس» (Cabanis, 1832)، که داستانی درباره عصر فریدریک بزرگ بود، کار نوشتن یک دوره از رمانها را آغاز کرد که هدفشان روشن ساختن دورههای فراموششده، اما حائز اهمیت در تاریخ پروسیا بود. با وجود این، لحن نوشتههای او ثابت نیست؛ متونِ حاوی توصیفات واقعگرایانه تأثیرگذار در کنار متون دیگری قرار میگیرند که در آنها عرفان رمانتیک غالب است. داستانها، اشعار، و نمایشهای او به میزان زیادی برگرفته از آثار نویسندگان پیشین هستند. او از 1842 تا 1860 تقریباً بهتنهایی مجموعه قابل توجهی از دادخواهیهای مشهور «پیتاوال جدید» (Der neue Pitaval) را به نگارش درآورد.
ویتوریو کنت (ت. 16 ژانویه 1749، آستی، پیدمونت [ایتالیا] - و. 8 اکتبر 1803، فلورانس) شاعر تراژدیسرای ایتالیایی که موضوع غالب اشعارش ساقط کردن استبداد است. او با اشعار عاشقانه و نمایشهایش به احیای عزم ملی ایتالیا کمک کرد.آلفیئری در آکادمی نظامی تورین تحصیل کرد و ناوبان روم شد. تنفرش از زندگی نظامی وی را به ترک آنجا و روی آوردن به سفر سوق داد. او در انگلستان آزادی سیاسیای را یافت که آرمانش گردید و در فرانسه ادبیات را یافت که بهشدت روی وی تأثیر گذاشت. او آثار ولتر، ژان ژاک روسو و مهمتر از همه آثار منتسکیو را میخواند. در 1772 در تورین اقامت و سال بعد، از مأموریتش استعفا کرد. برای سرگرم کردن خودش، تراژدی «کلئوپاترا» (Cleapatra) را نوشت که در 1775 با موفقیت بسیار اجرا شد. پس از آن، آلفیئری تصمیم گرفت خودش را وقف ادبیات کند. در 1782، او چهارده تراژدی و تعدادی شعر (شامل چهار قصیده در مجموعه «امریکای آزاد» (L'America Liberta) در مورد استقلال امریکا که به آن در 1783 قصیده پنجمی اضافه شد و رسالهای منثور دربارة استبداد به نام «در مورداستبداد» (Della tirannide, 1777)نوشته بود.استعداد آلفیئری اساساً نمایشی بود. سبک خشن، صریح و موجز وی سنجیده انتخاب میشد؛ بهطوریکه میتوانست مظلوم را متقاعد و راضی به قبول افکار سیاسی خود کرده و آنها را به اعمال قهرمانه ترغیب کند. تقریباً همیشه تراژدیهای وی مبارزه میان یک قهرمان آزادی و یک مستبد را نشان میدهد. از نوزده تراژدی او در سالهای 1789- 1787، که انتشار آنها را در پاریس پذیرفت، بهترین آنها «فیلیپو» (Filippo)، که فیلیپ دوم، شاه اسپانیا، را بهعنوان مستبد معرفی میکند؛ «آنتیگون»(Antigon)؛ «اورست» (Oreste)؛ و مهمتر از همه «میرا» (Mirra) و «سُل» (Saul) است. از سُل، شاهکار وی، اغلب بهعنوان قویترین نمایش در ادبیات نمایشی ایتالیا نام برده میشود. زندگینامة آلفیئری، که پس از مرگش با عنوان «زندگی ویتوریو آلفیئری به قلم خودش» (Vita di Vittorio Alfieri scritta da esso, 1804) منتشر شد، مهمترین اثر منثور وی است. او همچنین غزلوارهها، کمدی، هجو و لطیفه نوشته است.
هوریشو، کهتر (ت. 13 ژانویه 1832، چلسی، مساچوستس، ایالات متحده امریکا - و. 18 جولای 1899، نیتیک، مساچوستس) یکی از محبوبترین نویسندگان امریکایی پایان قرن نوزدهم که شاید بیش از دیگر همعصرانش، جامعهاش را متأثر ساخت.اَلجر پسر کشیشی یکتاپرست بود. او به نویسندگی علاقهمند شد و در دانشگاه هاروارد در حوزه آثار کلاسیک مورد توجه قرار گرفت. در 1852 با درجه افتخاری Phi Beta Kappa از آن دانشگاه فارغالتحصیل شد. او پس از فارغالتحصیلی به تدریس در مدارس و نویسندگی برای مجلات مشغول شد. در 1857 در مدرسه الهیات هاروارد ثبت نام کرد و در 1860 از آنجا فارغالتحصیل شد.وی در 1864 بهسمت کشیش گماشته شد و کار در کلیسایی واقع در بروستر ایالت مساچوستس را بهعهده گرفت؛ اما پس از اتهامات وارده به وی، که حاکی از روابط جنسیاش او با پسربچههای آن محل بود، در 1866 مجبور به ترک آنجا شد. او در آن سال به نیویورک رفت و با چاپ و استقبال فوقالعاده از اثرش «دیک ژندهپوش»(RaggedDick,1868)، داستان پسری واکسی که نهایتاً ثروتمند میشود، گونهای از داستاننویسی را یافت که بعداً صد جلد کتاب با آن کیفیت به نگارش درآورد.اَلجر در زنجیره ثابتی از کتابهایی که تقریباً یکسان بودهاند و تنها تفاوتشان نام شخصیتهایشان بود، اظهار داشت که فرد فقیر اما درستکار میتواند با صداقت، استقامت و سختکوشی به پاداش منصفانه برسد. گرچه تقریباً همیشه این پاداش با کمک خوششانسی به قهرمان داستان او میرسید. مشهورترین کتابهای او «دیک ژندهپوش»، «شانس و شهامت» (Luck and Pluck)، و مجموعة «تام ژندهپوش» (Tattered Tom) بودند. کتابهای او بیش از 20.000.000 نسخه فروش داشت، به رغم اینکه طرح، شخصیتپردازی و گفتوگوی آنها بهشکلی همیشگی و شدیداً بد بود.
شخصیت داستانی، یک مرد شهری باهوش در نمایشنامه«اهمیت جدی بودن»(The Importance of Being Earnest) اثر اسکار وایلد. الجرنن مانکریف، که به الجی شهرت دارد، خواهرزاده لیدی برکنل است. او ادعا میکند که برادر دوستش جک وردینگ است تا شاید بتواند با سیسیلی، که تحت قیومیت جک است، ملاقات کند.
میزگرد نیز نامیده میشود. گروه غیررسمی متشکل از مردان و زنان امریکایی که در طول دهههای 20 و 30 هر روز هنگام ناهار دور میزگرد بزرگی در هتل الگانکوئین، واقع در نیویورک، با هم ملاقات میکردند. ملاقاتهای اعضای میزگرد الگانکوئین در 1919 آغاز شد، و در طول چند سال، بسیاری از نویسندگان، روزنامهنگاران و هنرمندان مشهور نیویورک عضو آن شدند که از آن جمله میتوان هنرمندان زیر را نام برد: داروتی پارکر، الگزاندر وولکت، هیوود برون، رابرت بنچلی، رابرت شروود، جورج اس. کوفمن، فرنکلین پی. ادمز، مارک کانلی، هرولد راس، هارپو مارکس، ادنا فربر، و راسل کراوس. این میزگرد در دهه 20 بهسبب مباحثات پرشور و هوشمندانه، و فرهیختگی و آدابدانی اعضای آن مورد تجلیل قرار گرفت. پس از 1925 بسیاری از اعضای گروه همکاری نزدیکی با The New Yorkerپیدا کردند که سمتهای سردبیری آن به همین افراد سپرده شد. آخرین ملاقات این گروه در 1943 صورت گرفت.
نلسون، نام اصلی او نلسون الگرن ایبرهم (ت. 28 مارس 1909، دیترویت، ایالت میشیگان، امریکا- و. 9 می 1981، سگ هاربر، ایالت نیویورک) نویسندهای که رمانهایش درباره فقرا از دلِ ناتورالیسمی یکنواخت با بینش او از غرور، شوخطبعی و اشتیاق سیریناپذیر آنها برخاسته است. او با مهارتی چشمگیر، فضای نواحی جنوب شهر را توصیف میکند.الگرن پسر یک تعمیرکار بود و در شیکاگو پرورش یافت؛ جاییکه وقتی سهساله بود، خانوادهاش به آنجا نقل مکان کردند. او با تلاش فراوان به دانشگاه ایلینویز راه یافت و در بحبوبه رکود اقتصادی امریکا در رشتة روزنامهنگاری فارغالتحصیل شد. مشاغل مختلفی را امتحان کرد. در طول این دوره، او نشریه ادواری The New Anvil را با همکاری نویسنده طبقه کارگر، جک کانروی، سردبیری کرد. اولین رمانش به نام «چکمهپوش» (Somebody in Boots, 1935) خانهبهدوشیِ جوان سفیدپوست و فقیر تگزاسی را به تصویر میکشد که در میان ولگردان و کارتنخوابهای شیکاگو سر درمیآورد. «هرگز صبح نمیآید» (Never Come Morning, 1942) از لهستانی خردهپای بزهکاری صحبت میکند که رویای فرار از محیط نفرتانگیز شمال غرب شیکاگو را از طریق شرکت در مسابقات مشتزنی حرفهای همراه با جایزه در سر میپروراند. الگرن بهعنوان یک نظامی واحد پزشکی در طول جنگ جهانی دوم خدمت کرد. سپس، مجموعة داستان کوتاهش را به نام «بیابان نئون» (Neon 1947Wilderness,) چاپ کرد که بعضی از بهترین نوشتههایش را دربرمیگیرد.اولین موفقیت عمومی الگرن با داستان «مردی با بازوی طلایی»(The Man With The Golden Arm,1949 / فیلم آن در 1956) بود که جایزه کتاب ملی را برنده شد. قهرمان این رمان فرنکی مشین، ورقریز بازی پوکر، است که بازوی طلایی او بهعلت اعتیادش به مواد مخدر دچار رعشه شده است. الگرن با رمان مقامهوار «در یک قدمی جانب وحشی»(A Walk on The Wild Side,1956/فیلم آن در1962)، با وصف زندگی یک کولی در نیواورلیئنز به سبک دهه 1930 برگشت. آثار غیرداستانی وی شامل شعر منثورِ «شیکاگو در حال ساختن» (Chicago, City on the Make, 1951)و داستانهای کوتاهی که در مجموعههای «چه کسی یک امریکایی را گم کرد؟» (Who Lost anAmerican$1, 1963)، و «یادداشتهایی از دفتر خاطرات دریا، همینگوی تمام راه» (Notes from a Sea Diary: Hemingway All the way, 1956) گردآوری شد، میشود.
احمد (ت. 1 جولای 1910، دهلی، هند) نویسنده پاکستانی که رمانها و داستانهای کوتاه او فرهنگ و سنت اسلامی را در سیطره فرهنگ هندو مورد بررسی قرار میدهد. او، که به زبانهای انگلیسی و اردو تسلط داشت، یک مترجم و منتقد ادبی چیرهدستی نیز بود.علی در دانشگاه اسلامی الیگره (27- 1925) و دانشگاه لاکنو (کارشناسی، 1930؛ کارشناسی ارشد، 1931) تحصیل کرد. او علاوه بر دنبال کردن حرفه نویسندگی، استاد، سیاستمدار و تاجر بود. وی در 1932 به چاپ «زغالهای سوزان» (Angaray) کمک کرد. این اثر گلچینی از داستانهای کوتاه نوشتهشده به زبان اردو بود که بهسبب انتقاد شدید از ارزشهای مسلمانان طبقه متوسط، بهسرعت توقیف شد. او بعدها در 1936 بنیادگذار اتحادیه نویسندگان پیشرو سراسر هندوستان شد که نوآوری در ادبیات اردو را ارتقا داد. در داستانهای کوتاه و تأثیرگذارش، که متشکل از چندین جلد بودند، حس واقعگرایی و آگاهی اجتماعی و استفاده از جریان سیال ذهن برجسته بود.علی با چاپ اولین رمانش، «تاریک و روشن در دهلی» (Twilight in Delhi, 1940)، که به زبان انگلیسی نگاشته شده بود، با استقبال بینالمللی مواجه شد. این اثر به شکلی خاطرهانگیز و حسرتبار از میان رفتن اشرافیت سنتی اسلامی در حین استیلای استثمار بریتانیا در قرن بیستم را شرح میدهد. دومین رمان او، «اقیانوس شب» (Ocean of Night, 1964)، شکاف فرهنگی موجود در هند را مورد بررسی قرار میدهد که پیش از به وجود آمدن هند و پاکستان در 1947 وجود داشته است. «در باب موشها و سیاستمدارها» (Of Rats and Diplomats, 1985) همچون رمان اقیانوس شب، چند دهه پیش از انتشار به نگارش درآمده بود. این اثر یک رمان هجوی در مورد سیاستمداری است که دم موشگونه او جلوه مادی زوال اخلاقی اوست. کتاب شعرِ «کوه طلای ارغوانی» (Purple Gold Mountain, 1960)، و مجموعه داستان کوتاه «زندان» (The Prison- House, 1985)، از دیگر آثار قابل توجه او است.
شخصیت خیالی، قهرمان داستان «علی بابا و چهلدزد»، یکی از معروفترین داستانهای هزار و یک شب است. علیبابا هیزمشکن فقیری است که بهطور مخفیانه و یواشکی میبیند که چهل دزد غنائم خود را در غاری پنهان میکنند. این در فقط با یک حمله «بازشو سسمی» باز میشود. او بعداً این کلمه سحرآمیز را استفاده میکند و اموال را از غار میدزدد و در رفاه زندگی میکند.
شخصیت داستانی، دختر جوان انگلیسی با اراده، کنجکاو، و خیالباف که قهرمان رمان«ماجراهای الیس در سرزمین عجایب»(Alice' s Adventures in Wonderland)است؛ ادامه این رمان «در آینه» (Through the Looking-glass) و چندین شعر مناسبتی اثر لوئیس کرول است. این شخصیت، که در طول یک جلسه داستانگویی خلق شد، برمبنای خصوصیات الیس لیدل، دختر رئیس کالج کرایست چرچ، طرح شد؛ کالجی که کرول در آنجا تدریس میکرد.
رمانی نوشته بوت تارکینگتن، که در 1921 به چاپ رسید. این رمان، که داستان فروپاشی یک خانواده طبقه متوسطِ پایین در شهر کوچکی در امریکای مرکزی است، موفق به کسب جایزه پولیترز بهترین رمان در 1922 شد.شخصیت صاحب عنوان کتاب، که علاقهمند به پیشرفت اجتماعی است، از خانواده ناموفقش شرمسار است. او با امید به یافتن شوهری ثروتمند، درباره گذشته زندگیاش دروغ میگوید، اما دروغش آشکار و خود او به دست همین افراد، پس زده میشود. در پایان رمان، او آگاه میشود که شانسش برای خوشبختی و ازدواجی موفق بسیار کم است، اما بااینحال، تن به شکست نمیدهد.
رمانی نوشته لوئیس کرول، که در 1865 چاپ شد. الیس یکی از معروفترین و محبوبترین آثار ادبیات داستانی انگلیسی است. این کتاب را جان تنیل بهنحو چشمگیری تصویرپردازی کرد.داستان حول محور الیس، دختر بچهای که در یک چمنزار به خواب رفته است، میچرخد. او در رویا میبیند که به دنبال خرگوشی سفید تا لانه او میرود. الیس ماجراهایی شگفتانگیز و اغلب عجیب و غریب با موجودات فوقالعاده نامعقول را تجربه میکند. اندازهاش یک دفعه تغییر میکند (گاه به اندازه یک خانه رشد میکند) و یا به اندازة سه اینچ کوچک میشود. الیس با شخصیتهایی چون مارش هئر، چشر کَت، دوشس، مد هتر، ماک ترتل و رد کوئین آشنا میشود. کرول همچنین یک تکمله به نام«در آینه»(Through the Looking-Glass) نوشت و اغلب به هر دو کتاب عنوان ماجراهای الیس در سرزمین عجایب داده میشود.
تأثیر فاصلهاندازی نیزنامیده میشود، آلمانیآنVerfremdungseffekt یا V-Effekt. موضوع اصلی در نظریه تئائری برتولت برشت، نمایشنامهنویس و کارگردان آلمانی. این مضمون عبارت است از استفاده از فنون ویژه برای ایجاد فاصله میان مخاطب و وقایع نمایشنامه و در عوض آگاه ساختن مخاطب از این موضوع که صرفاً در حال تماشای اجرای یک نمایشنامه است.مثالهایی از چنین فنونی عبارتانداز: عناوین یا تصاویر توضیحی منعکسشده بر روی یک پرده، خارج شدن بازیگران از صحنه بهمنظور خلاصه کردن، سخنرانی کردن یا خواندن آواز و طرحهای صحنه که با نشان دادن منبع نورها و طنابها، تماشاگر را از حضور در تماشاخانه آگاه میسازد.
مارگاریتا یوسیفونا (ت. 24 سپتامبر [7 اکتبر سبک جدید] 1915، اودسا، اکراین، امپراتوری روسیه) شاعر و روزنامهنگار روسی و مبلّغ شوروی.او از اوان جوانی کمونیستی افراطی بود. در فاصله سالهای 1934 تا 1937 در مسکو و در جایی که بعدها مؤسسه ادبی گورکی نامیده شد، به تحصیل در رشته نویسندگی مشغول گردید. در اواخر دهه سی طرحوارههای منثور و خاطرات منظومی از سفرش به کشورهای آسیای مرکزی تحت نفوذ شوروی به نگارش درآورد. «زویا» (Zoya, 1942)، روایتی منظوم در مورد یک زن چریک شهید اهل شوروی است که برنده جایزه دولتی اتحاد جماهیر شوروی در 1943 شد.او پس از جنگ جهانی دوم به امریکای جنوبی رفت و به شکل منظوم و منثور، گزارشهایی از آنجا تهیه کرد؛ وی در فاصله سالهای 73-1970 در زمان حکومت آلنده در شیلی بود. در بیشتر اشعار او اصطلاحات و عبارات سیاسی رایج در شوروی تکرار میشد. «سال تولد» (God rozhdeniya, 1938)، «سنگها و علفها»(Kamni i travy, 1940)، «تپههای لنین»(Leninskiye gory, 1953)، «چند قدم» (Neskolko shagov, 1962) مجموعه شعرهای او هستند. آثار منتشرة بعدی او«مسیری در چاودار» (Tropinka vo rzhi, 1980)،مجموعه مقالاتوکتاب شعر «ربع یک قرن»(Chetvert veka, 1981) نام دارند.
[یونانی آن allēgoría، مشتقی از allēgoreîn، صحبت کردن به صورت تلویحی، گرفته شده از állos به معنی دیگر + ēgorein به معنی صحبت کردن] یک روایت داستانی کموبیش نمادین که یک معنای (یا معانی) ثانویه را منتقل میکند و این معنا بهطور روشن در دلالت تحتاللفظی روایت بیان نشده است. تمثیل قالبهایی همچون حکایت اخلاقی، مثل، و قصه اشیاء بیجان (apologue) را شامل میشود و ممکن است که رویکردی ادبی یا تفسیری داشته باشد.تمثیلهای ادبی نوعاً موقعیتها، وقایع یا اندیشههای انتزاعی را با بهرهگیری از اشیاء، افراد، عملها یا عکسالعملها ارائه میکنند. نویسندگان متقدم همچون افلاطون، سیسرو، آپولیوس و آگوستین از تمثیل استفاده میکردند، اما این قالب بهویژه در روایتهای طولانی قرون اوسطا رواج داشت. احتمالاً تأثیرگذارترین تمثیل این دوره «رمان رز» (Roman de la Rose) است. شعر دیگری با عنوان «نگاه رویایی»(Dream Vision) از صنعت تمثیلی «تشخیص» بهره میگیرد (که در آن یک شخصیت داستانی-برای مثال، در این مورد، دلباخته – به شکلی شفاف نماد یک مضمون یا نوع است). همچون بسیاری از انواع دیگر تمثیل در «تشخیص» سیر وقایع روایت، نماینده موضوعی است که بهصورت مستقیم بیان نمیشود. چیدهشدن گل رز قرمز به دست دلباخته در پایان داستان، نشاندهنده این موضوع است که دلباخته سرانجام معشوقش را به چنگ میآورد. دیگر نمونههای قابل توجه از تمثیل تشخیص عبارتانداز: «سفر زائر» (Pilgrim’s Progress) اثر جان بانیان و نمایشنامه اخلاقی قرون وسطایی «همهکس» (Everyman). در این تمثیلها، تجسم آشکار جنبههایی از طبیعت بشری و مفاهیم انتزاعی با استفاده از شخصیتهایی همچون دانش، زیبایی، قدرت و مرگ در نمایشنامه همهکس و مکانهایی همچون بازار مکاره و باتلاق نومیدی در سفر زائر نمونههایی از صنعت تمثیل تشخیص هستند.نوع دیگری از تمثیل، تمثیل نمادین است که در آن یک شخصیت یا شیء، صرفاً ابزار مشخصی برای بیان یک اندیشه نیست، بلکه صرفنظر از پیامی که منتقل میکند هویتی مستقل یا استقلال روایی دارد؛ برای مثال در «کمدی الهی» (Divine Comedy) دانته، شخصیت ویرژیل هم نام مؤلف سرشناس کتاب انهئید است و هم نماد قوه تفکر بشری. شخصیت بئاتریس نام زنی از آشنایان دانته و همچنین نماد مفهوم وحی الهی است. تمثیل نمادین، که از قصه حیوانات تا حکایات پیچیده و چندلایهای را شامل میشود، مکرراً برای توصیف اوضاع سیاسی و تاریخی استفاده شده و مدتها ابزار هجو بوده است؛ برای مثال جان درایدن در هجو منظوم «ابسلم و اکیتفل»(Absalom and Achitophel) با استفاده از ابیات حماسی، داستانی از کتاب مقدس را نقل میکند که تصویری نمادین از سیاستمدارانی است که تلاش میکنند تاج و تخت انگلستان را به فردی غیرمنتخب بسپارند. نمونه جدید از تمثیل سیاسی «قلعه حیوانات» (Animal Farm) اثر جورج اورول است که در قالب داستان حیواناتی که یک مزرعه را از مالکیت صاحب خود که انسان است خارج میکنند، سرخوردگی نویسنده را از پایان انقلاب بلشویک بیان میکند و نشان میدهد که چگونه یک نظام حکومتی مستبد در روسیه به شکل بیرحمانه، جانشین نظام مستبد پیش از خود میشود.ممکن است که تمثیل، فرایند تفسیری را شامل شود و مجزا از فرایند آفرینش متن باشد؛ یعنی واژه تمثیل میتواند به سبک خاصی از خوانش متن اشاره کند که در آن شخصیتها و روایت یا جزئیات توصیفی بهوسیله خواننده بهمنزله استعارهای پیچیده در مورد چیزی خارج از خود داستان قلمداد میشوند؛ برای مثال، در گذشته، پدران مقدس کلیسا یک شیوه سه لایه (و بعدها چهار لایه) برای تفسیر متون به کار میبردند که معانی تحتاللفظی، اخلاقی، و روحانی را دربر میگرفت. یک نمونه از چنین تفاسیر، خوانش نوعشناختی عهد عتیق است که در آن، شخصیتها و وقایع به صورت نمایش پیشین شخصیتها و وقایع عهد جدید قلمداد میشوند. نیز نکFABLE، PARABLE
هروی، نام کامل او ویلیام هروی الن، پسر (ت. 8 دسامبر 1889، پیتسبرگ، پنسیلوانیا، ایالات متحده- و. 28 دسامبر 1949، کوکونات، گروو. فلوریدا) شاعر، زندگینامهنویس و رماننویس امریکایی که با نگارش رمان تاریخی «مخالف انتونی»(Anthony Adverse) تأثیری عمیق بر ادبیات عامهپسند گذاشت.اولین اثری که از وی به چاپ رسید، کتاب شعری با عنوان «ترانههای مرزی» (Ballads of the Border, 1916) بود. او در طول دهه بیست بهعنوان شاعر شناخته شد و چندین جلد کتاب شعر به چاپ رساند. در جنگ جهانی اول زخمی شد و رمانش با عنوان «بهسوی شعله» (Toward the Flame, 1926) مبیّن تجربیات وی در زمان جنگ است. در همان سال سرگذشت معتبر او یعنی «اسرافیل: زندگی و زمانه ادگار الن پو» (Israfel:The Life and Times of Edgar Allan Po) به چاپ رسید.الن در 1933، پس از پنج سال تلاش،مخالفت انتونیرا به چاپ رساند که موفقیت بینظیری برای او بود. حجم زیاد این کتاب و متنهای صریح آن در خصوص روابط جنسی، معیار جدیدی برای داستانهای عامهپسند ایجاد کرد. رمانهای بعدی او موفقیت کمتری داشتند.
والتر (ارنست) (ت. 23 فوریه 1911، برمینگهم، انگلستان) رماننویس و منتقد بریتانیایی که شهرت وی عمدتاً بهسبب گستردگی و قابل فهم بودن نقدهای وی است.او از دانشگاه برمینگهم فارغالتحصیل شد (کارشناسی، 1932) و تا 1945، یعنی زمانیکه سردبیر ادبی مجله StatesmanNew شد. به تدریس مشغول بود.الن در آغاز دوره کاریاش، تعداد زیادی رمان به چاپ رساند که اولین آنها «معصومیت غرق شده است» (Innocence Is Drowned, 1938) بود. این رمانها به همدردی با زندگی طبقه کارگر در انگلستان معاصر میپرداختند، موضوعی که او با استفاده از خاطرات یک افراطی سالخورده در کتابی که شاید بهترین رمان او باشد، با عنوان «همه چیز یک زندگی» (All in a Lifetime, 1959/ عنوان امریکایی آن «شصت و ده» (Threescore and Ten))به روایت آن پرداخت. او در 1986، پس از وقفهای 27 ساله در داستاننویسی، رمان «زود برو بیرون» (Get Out Early) را به چاپ رساند که داستان یک شخص هرزة بدبین و فرجامِ نیک اوست. خاطرات آشنایی او با نویسندگان برجسته معاصرش در کتاب «هنگامی که در خیابان نیوگراب قدم میزدم» (As I Walked down New Grub Street) در 1982 به چاپ رسید. «رمان انگلیسی: تاریخچه انتقادی کوتاه» (The English Novel: A Short Critical History, 1954)، «سنّت و خیال: رمان انگلیسی و امریکایی از دهه بیست تاکنون» (Tradition and Dream: The English and American Novel from the Twenties to Our Time, 1964) و «داستان کوتاه به زبان انگلیسی» (The Short Story in English, 1981)از دیگر آثار غیرداستانی او هستند.
ایساول (ت. 2 آگوست 1942، لیما، پرو) نویسنده اهل شیلی در سبک رئالیسم جادویی که یکی از نخستین رماننویسان زن موفق در امریکای لاتین بهشمار میرود.آینده در 1973 پس از ترور عمویش سالوادور آینده گوسنز، رئیس جمهور شیلی، مجبور شد از شیلی به ونزوئلا بگریزد. وی تا آن زمان در شیلی، به روزنامهنگاری مشغول بود. او در ونزوئلا به مدت چند سال کارهای متفرقه انجام داد. نامهای که به پدربزرگش نگاشت، بعدها به اولین رمانش «خانه ارواح» (La casa de los espíritus, 1982) تبدیل شد. بعد از آن چند رمان دیگر با نامهای «از عشق و اشباح» (De amor y de sombra, 1984)، «اوا لونا» (Eva Luna, 1987)، «تصمیم بیپایان» (El plan, infinito, 1990) و مجموعه داستانی تحت عنوان «داستانهای اوا لونا» (Cuentos de Eva Luna, 1990) نوشت.آینده در سبک رئالیسم جادویی قلم میزد، اما در آثارش این سبک را با تصویری از واقعیتهای سیاسی امریکایی لاتین ترکیب کرد. رمانهای آینده تجربیات شخصی او را از آن واقعیتها منعکس میکند و به نقش زنان امریکای لاتین میپردازند. بااینحال رمان تصمیم بیپایان در ایالات متحده نگاشته شد و شخصیت اصلی آن مرد بود.
مارجری لوئیز (ت. 20 می 1904، لندن، انگلستان- و. 30 ژوئن 1966، کولچستر، اسکس) نویسنده بریتانیایی داستانهای کارآگاهی با پیچیدگی، هوشمندی و قدرت خیال فوقالعاده که خالق کارآگاه البرت کمپیون آرام، عینکی و هوشمند بود.او اولین داستانش را در هشت سالگی به چاپ رساند. اولین رمان او، «یک دستمال سیاه» (Blackkerchief Dick, 1923)، هنگامیکه نوزده ساله بود، و اولین داستان کارآگاهی او، «راز کلبه سفید» (The White Cottage Mystery)، در 1927 بهصورت زنجیرهای در مجله Daily Express و در 1928 در قالب کتاب به چاپ رسیدند.مجموعه داستانهای کارآگاه کمپیون با چند اثر رعبانگیز مبتکرانه و محبوب آغاز شد. یک مجموعه از داستانهای معمایی، عقلانی با ساختاری فشردهتر که با «مرگ یک روح» (Death of a Ghost, 1934) آغاز شد و شامل کتابهای «گلهایی برای قاضی» (Flowers for the Judge, 1936)، «سبک کفنها» (The Fashion inShrouds, 1938)، و «کیفدستی متعلق به خائن» (Traitor's Purse, 1941) میشد، با استقبال منتقدان مواجه شد. او با نگارش رمانهای «انگلیسی دستوپا شکسته پزشک قانونی» (Coroner’s Pidgin, 1945)؛ «کار بیشتر برای مسؤول کفن و دفن» (More Work for the Undertaker, 1948)، و «ببری در دود» (Tiger in the Smoke, 1952)؛ که نشاندهنده بصیرت روانشناختی و قدرت وی در خلق یک فضای مملو از شرارت بدون تفکر بود، و با نگارش «مدیر چین» (The China Governess, 1962) به پیشبرد داستان معمایی بهعنوان یک نوع ادبی جدی کمک کرد.
سجع آوایی نیز نامیده میشود.] در لاتین ad به معنی به، بهسوی + littera به معنی حرف؛ احتمالاً مأخوذ از واژه لاتین oblitteratio, obliteration به معنی زدودن و محو کردن ساخته شده است که به غلط بهعنوان واژهای مشتق از littera شناخته شده است[ در عروض، به تکرار صداهای صامت در ابتدای دو یا چند واژه یا سیلاب مجاور اطلاق میشود. در معمولترین شکلِ جناس محرف، صداهای آغازین واژگان شبیه یکدیگر هستند که به آن سجع آغازین میگویند. جناس محرف بهمنزلة صناعتی شعری است و اغلب از آن به همراه صنعتهای شعری جناس مصوتها و جناس صامتها صحبت به میان میآید.جناس محرف در بسیاری از عبارتهای رایج در زبان روزمره نیز نظیر «تماشایی چون تصویر»(pretty as apicture) و «مرده همچون میخ» (dead as a doornail) نیز دیده میشود. جناس محرف در سادهترین شکلش، تکرار یک یا دو صدای صامت آغازین را شامل میشود همچنان که در این بند از غزل دوازدهم ویلیام شکسپیر:When I do count the clock that tells the timeآنگاه که من میشمرم ساعتهایی که زمان را بر زبان میآورند.الگوی پیچیدهتر جناس محرف، زمانی خلق میشود که حروف صامت هم در آغاز واژگان و هم در آغاز هجاهای تکیهدار درون واژگان تکرار شوند؛ چنانکه در مصراعی از «شعرهایی که در افسردگی نزدیک ناپل نوشته شد» اثر پرسی بیش شلی قابل مشاهده است:The City’s voice itself is soft like Solitude’sصدای شهر خودش نیز به صافی صدای تنهایی استقسCONSONANCE; ASSONANCE.
نثری که از واجآرایی و برخی شیوههای شعر استفاده میکند. نمونههای برجسته آن را در انگلیسی قدیم و میانه ازجمله آثار یکی از نویسندگان انگلوسکسون بهنام الفریک و پنج کتاب دعای گروه معروف کترین به زبان انگلیسی میانه میتوان یافت.
در قدیم، معمولاً شعر بدون قافیه در زبانهای ژرمنی که در آن واجآرایی، یعنی تکرار آواهای صامت آغاز کلمات یا هجاهای تکیهدار، اصل ساختاری اساسی بود و نه صنعتی تفنّنی. اگرچه واجآرایی تقریباً در همه انواع شعر صنعتی معمول است، اما زبانهای هندواروپایی، که آن را بهعنوان عنصر غالب و به همراه قواعد سخت تکیه و کمیت مورد استفاده قرار میدادند، عبارت بودند از: نروژی باستان، انگلیسی باستان، سکسون باستان و آلمانی باستان. هر بیت واجآراسته در آلمانی مشتمل بر دو مصراع است که با یک وقفه (مکث) از هم جدا میشوند. پیش از وقفه در انتهای مصراع اول، یک یا دو حرف متجانس در مصراع وجود دارند. این حروف همچنین با اولین هجای تکیهدار مصراع دوم تجانس آوایی دارند. واجآرایی فقط در هجاهای تکیهدار وجود دارد؛ هجاهای بدون تکیه حتی اگر با حرف دارای تجانس آغاز شوند، صنعت واجآرایی را ایجاد نمیکنند.استفاده از قافیه، که برگرفته از نواهای مذهبی لاتین قرون وسطایی بود، یکی از عوامل افول شعر واجآراسته بود. در زبان آلمانی متقدم، اشعار صرفاً واجآراستة سروده شده پس از 900 وجود ندارد؛ و در آلمانی باستان تا آن زمان شعر مقفی جانشین شعر واجآراسته شده بود. در انگلستان پس از 1066 (تاریخ فتح بریتانیا بهدست نورمنها) جز در مناطق غربی کشور، واجآرایی بهمثابه صنعت اصیل شعری، لازم دیده نمیشود. اگرچه واجآرایی همچنان عنصری حائز اهمیت بهحساب میآمد، اما شعر واجآراسته کیفیتی آزادتر پیدا کرد: مصراع دوم غالباً بیش از یک واژه متجانس را دربر گرفت و دیگر محدودیتهای شکلی نیز بهتدریج نادیده گرفته شدند.انگلستان در قرن چهاردهم دورهای را تجربه کرد که به دوره احیای واجآرایی شهرت یافته است، زیرا که در این دوره مجموعهای از اشعار واجآراسته سروده شدند. این اشعار نسبت به اشعار واجآراسته قبل از خود، قالب آزادتری داشتند؛ و آثاری همچون «پیرس شخمزن» (Piers Plownan)، «سر گاوایین و شوالیه سبز» (Sir Gawayne and the Grene Knight)، و «مروارید» (Pearl) به شکلی گسترده قافیه متجانس را مورد استفاده قرار میدهند. آخرین شعر واجآراسته به زبان انگلیسی «مزرعه اسکاتلندی» (Scottish Fielde) است که به نبرد فلادن در 1513 میپردازد.بعدها (بعد از 900) شاعران نروژی نیز بسیاری از اَشکال قافیه و همصدایی را در انواعی از قالبهای مسمّط با واجآرایی ترکیب کردند. پس از سال 1000، شعر واجآراسته نروژی باستان عملاً به زبان ایسلندیها محدود شد و تا امروز فقط در آن زبان رایج است. در شعر سلتی از قدیمالایام واجآرایی صنعتی حائز اهمیت اما غیرضروری بود. در شعر ولزی، واجآرایی اساس شکلگیری قالب شعری بود که با نام سینگاند (Cynghanedd) شناخته شده است.
نمایشنامهای در سه پرده اثر آرتور میلر، که در 1947 اجرا و منتشر شد. همه پسران من نخستین نمایشنامه در خور توجه میلر بهشمار میآید. مضمون این نمایشنامه، احساس جرم و مسؤولیت است و به جو کلر، تولیدکننده تجهیزات ناقص و غیرمعیارین جنگی، اشاره دارد که قطعات معیوب هواپیمای وی سبب مرگ پسرش و خلبانان دیگر در طی جنگ جهانی دوم شد.
[در یونانی alloióstrophos به معنی دارای چرخشهای نامنظم، گرفته شده از alloîos به معنی از نوع دیگر + strophé] چرخشها یا بندهای نامنظم. این واژه را جان میلتن در کتاب «سمسون پهلوان» (Samson Agonistes) برای توصیف بندها یا چرخشهای نامنظم قصیدههای گروه همخوانان استفاده کرد.
[در فرانسوی allonyme، از یونانی állos به معنای دیگر+ ónyma به معنای اسم] 1- نامی که به یک نویسنده داده میشود، اما در واقع به شخص دیگری تعلق دارد؛ 2- اثری که با نام شخص دیگری غیر از نویسنده چاپ میشود.
رمانی نوشته اریک ماریا رمارک، که در 1929 با عنوان آلمانی Im Westen nichts Neues به چاپ رسید. این رمان ضدجنگ، که فضای جنگ جهانی اول را به تصویر میکشد، پس از جنگ به نگارش درآمده و منعکسکننده سرخوردگیهای آن دوره است. این کتاب شرح تجربیات مرد جوانی در جنگ و دوره کوتاه خدمت سربازی وی است. این کتاب امور روزمره سربازانی را شرح میدهد که بهنظر میرسد جدا از زندگی در سنگرها، هیچ گذشته و آیندهای ندارند. عنوان کتاب، که زبان معمول اعلامیههاست، نشاندهندة سبک بیروح و یکنواخت کتاب است که مسائل وحشتناک و هرروزه جنگ را با اشاراتی موجز بیان میکند. کیفیت غیراخلاقی و ضمنی این سبک، بیانکنندة تضاد زننده آن با سبک بیان میهنپرستانه است. دیری نگذشت که این کتاب با موفقیت جهانی روبهرو شد.
کمدی پنجپردهای اثر ویلیام شکسپیر، که در حدود 3-1652 به اجرا درآمد و در 1623 در قطع رحلی به چاپ رسید. منبع اصلی طرح این اثر، داستانی در «دکامرون»(Decameron) اثر جووانی بوکّاتچو است.این نمایشنامه شرح تلاشهای هلنا، دختر یک پزشک مشهور، برای جلب برترم، کنت روسیون، است. هنگامیکه پادشاه بهشدت بیمار برترم را احضار میکند، هلنا نیز به دنبال او میرود و برای درمان پادشاه از مرهمی استفاده میکند که پدرش تهیه کرده است. در عوض، پادشاه از او میخواهد تا همسری برای خودش انتخاب کند و او نیز برترم گریزپا را انتخاب میکند. برترم از امر پادشاه اطاعت میکند، اما بهسرعت به توسکانی میگریزد و از طریق نامه، به هلنا اطلاع میدهد که او همسر وی بهحساب نمیآید، مگر اینکه حلقه دست برترم را از او بگیرد و از او بچهدار شود. هلنا با لباس مبدل بهعنوان یک زائر مسافر، برترام را تا فلورانس دنبال میکند و در آنجا مطلع میشود که برترم، دلباخته دختر میزبانش شده است. هلنا شایعه مرگ خودش را پخش میکند و به جای دختر میزبان، با برترم قرار ملاقات میگذارد. هلنا حلقهای را که پادشاه به او داده، به برترم میدهد و حلقه برترم را از او میگیرد. هنگامیکه برترم به روسیون، جایی که پادشاه با کنتس هلنا ملاقات میکند، بازمیگردد، حلقه را میشناسد و میفهمد که بازنده بازی شده است. پس از آن هلنا ترفندهایش را برای برترم شرح میدهد و همسر بهحقش را طلب میکند.
رمانی از رابرت پن وارن، که در 1946 به چاپ رسید. این داستان به روایت ظهور و سقوط ویلی استارک، شخصیتی به تقلید از هیوئی لانگ، فرماندار لوئیزیانا، در چهارچوب زمانی رمان (پایان دهه بیست و آغاز دهه سی) میپردازد. این کتاب در 1947 برنده جایزه پولیتزر شد.استارک، که زندگی و گذشتهاش را در فقر سپری کرده بود، حقوقدان میشود و به سمت فرماندار انتخاب میگردد. او، که بهظاهر فردی حامی مردم بهنظر میرسد، خیلی زود یاد میگیرد که از رشوه و تهدید استفاده کند تا بتواند اجرای برنامههایش همچون احداث جادهها و بیمارستانهای روستایی را به تصویب برساند. این روشها درعینحال که باعث اقتدار او هستند، سبب سقوط او نیز میشوند.
[در لاتین متأخر allusio، بازی با کلمات، بازی، مشتقی از alludere لاتین به معنی بازی با چیزی، اشاره به چیزی بهصورت تمسخرآمیز، گرفته شده ازadبه معنی ludere به معنی بازی کردن] در ادبیات، اشارهای ضمنی یا مستقیم به یک شخص، واقعه، شیء، یا بخشی از متن دیگر. تلمیح با صنایعی همچون نقل قول مستقیم، تقلید یا تقلید مسخرهآمیز متفاوت است. بیشتر تلمیحها بر این فرض قرار دارند که دامنهای از دانش وجود دارد که هم نویسنده و هم خواننده از آن آگاه هستند و لذا خواننده میداند که مرجع اشاره چیست؛ لذا تلمیح به شخصیتهای کتاب مقدس و اسطورهشناسی کلاسیک در ادبیات غرب شایع است.
شخصیت داستانی، مردی خوشقلب که در رمان «تام جونز» (Tom Jones) اثر هنری فیلدینگ، نقش ناپدری را برای بچه سرراهی بازی میکند. اسکوئایر آلورتی در ابتدا، تصور بدی از تام داشت، اما در پایان، سرشت نیکوی او پیروز میشود و پایان خوشی به داستان میدهد.
[در لاتین قرون وسطا Almagesti، برگرفته از al-majusti عربی، مأخوذ از megístē (sýntaxis) یونانی به معنای بزرگترین (ترکیب)] دایرةالمعارف ستارهشناسی که حدود سال 140 م. پتولمی نگاشت. واژه المجسط از نام عربی این اثر گرفته شده است و در قرون وسطا استفاده از این واژه برای اشاره به هر رساله عظیم در رشتههای علمی بسط داده شد. این اثر متشکل از 13 دفتر است که هر کدام از آنها به مفاهیم ستارهشناسی خاصی درباره سیارهها و اجرام موجود در منظومه شمسی میپردازند. المجسط منبع اصلی اطلاعات مربوط به دانش هیپارخوس است که به احتمال بسیار، بزرگترین ستارهشناس باستان است.
[در لاتین قرون وسطا almanach، برگرفته از al-manākh اسپانیایی- عربی به معنی تقویم] کتاب یا جدول حاوی اطلاعاتی همچون تقویم روزها، هفتهها و ماههای سال؛ دفتر ثبت اعیاد کلیسایی و سالروز تولد قدیسها؛ و دفتر ثبت پدیدههای ستارهشناسی مختلف، غالباً با پیشگویی وضع هوا و پیشنهادهای فصلی برای کشاورزان.سالنامهها از زمان شروع علم ستارهشناسی به اشکال مختلف وجود داشتهاند. اولین سالنامه چاپی در اواسط قرن پانزدهم منتشر شد و در 1533 فرانسوا رابله، نویسند فرانسوی، «پیشبینی پانتاگروئل» (Pantagrueline Prognostication) را به چاپ رساند که تقلیدی مسخرهآمیز از پیشگوییهای نجومی سالنامههایی بود که تأثیر فزاینده بر افکار مردم دورة نوزایی داشتند.اولین سالنامههای معیارین در آکسفورد به چاپ رسیدند. مشهورترین سالنامه از میان این سالنامههای قدیمی انگلیسی، سالنامة «صدای ستارهها» (Vox Stellarum) اثر فرانسیس مور بود که اولین شماره آن در 1700 تکمیل شد و حاوی پیشگوییهایی از 1701 بود.اولین سالنامههای امریکایی در کیمبریج مساچوستس و تحت نظارت کالج هاروارد به چاپ رسیدند. بنجمین فرنکلین (با تخلص ریچارد سوندرز) چاپ سالنامههای «ریچارد فقیر»(Poor Richard's) را آغاز کرد که تا 1733 مشهورترین سالنامههای امریکایی در فیلادلفیا بودند.سالنامه قرن هجدهم، پیشقراول مجلات نوین بود. این سالنامه به کشاورزان کمک میکرد تاریخ روز را بدانند و زمان مناسب برای انجام کارهای مختلف در مزرعه را تخمین بزنند. این سالنامه همچنین اطلاعات آموزشی زیاد و سرگرمیهای جنسی نیز عرضه میکرد و در جاهایی که مطالب خواندنی کمی وجود داشت، با استقبال زیادی روبهرو میشد. یک نمونه ویژه از این سالنامههای محبوب «سالنامه کشاورز» (Farmer's Almanac) بود که بعدها «سالنامه قدیمی کشاورز» (Old Farmer's Almanac) نامیده شد.
شخصیتی در دو نمایشنامه «آرایشگر سویل»(The Barber of Seville) و «عروسی فیگارو»(The Marriage of Figaro) اثر پیئر اوگوستن بومارشه. آلماویوا در نمایشنامه آرایشگر سویل در جایگاه کنت جوانی معرفی میشود که دلباخته روزین، قهرمان زن نمایشنامه، است. او با کمک فیگاروی آرایشگر، بهصورتی هوشمندانه، اولیای روزین را فریب میدهد و با او ازدواج میکند. آلماویوا در نمایشنامه عروسی فیگاور، همسر بیعفتی است که تلاش میکند تا سوزان، نامزد فیگارو، را اغوا کند.
خوزه آمریکو دِ (ت. 10 ژانویه 1887، پارائیبا، برزیل- و. 10 مارس 1980، ریودوژانیرو) رماننویسی که اولین نویسنده نسلی از نویسندگان مهم محلی برزیل بود. داستانهای او عمدتاً تفسیری اجتماعی- اقتصادی از زندگی در نواحی شمال شرق برزیل را نشان میدهد که فقیرترین و قحطیزدهترین بخش این کشور و پر از رنگ و بوی محلی است و رفتار عادلانه با فقرا را دنبال میکند.فعالیتهای ادبی او موازی فعالیتهای سیاسیاش بود. وی در اولین هیئت دولت ژتولیو وارگاس در سمت وزیر امور عمومی و حملونقل (34- 1930) خدمت کرد و فرماندار استان پارائیبا بود (54-1951).مشکلات خاص ناحیه شمال شرق برزیل از جمله راهزنی در مناطق خشک و دورافتاده و فقر و بیسوادی کارگران مزارع نیشکر در نواحی حاصلخیز ساحلی، از موضوعات مرکزی رمانهای او هستند. این رمانها «آشغال» (A bagaceira, 1928)، که معروفترین اثر او است؛ «تنگه» (Oboqueirão, 1935)؛و«پنهانکنندگان دزدان»(Coiteiros, 1935) نام دارند. نیز نک NORTHEASTERN SCHOOL
(ت. 18 نوامبر 1831، ماگ، ریودوژانیرو، برزیل-و. 28 نوامبر 1861، در دریا و دور از سواحل برزیل) مؤلف اثری که هماکنون اولین رمان برجسته در ادبیات برزیل بهحساب میآید؛ این رمان «خاطرات یک گروهبان شبهنظامی» (Memórias de um sargento de milícias / بدون اسم نویسنده و بهصورت چند قسمتی، 1853؛ بهعنوان یک رمان، 55-1854) نام دارد و تنها اثر داستانی او است. رئالیسم این اثر نه تنها با فاصله زیادی از رمانتیسم برزیلیهای معاصر او جلوتر بود، بلکه با فاصله چندین سال از ناتورالیسم اروپایی نیز جلوتر بود. این اثر با استقبال اندک مردم و منتقدان مواجه گردید تا اینکه مورد توجه مدرنیستهای قرن بیستم قرار گرفت.آلمئیدا ابتدا در هنر و پس از آن در پزشکی تحصیل کرد، اما بهجهت وضعیت بد اقتصادی، تحصیلاتش مکرراً با وقفه روبهرو میشد و او با کار مترجمی و روزنامهنگاری معاش خود را فراهم میکرد. آلمئیدا در مأموریتی برای یک روزنامه در سانحه دریایی درگذشت.خاطرات یک گروهبان منعکسکننده زندگی در ریودوژانیرو در آغاز قرن نوزدهم است که به سبکی صمیمانه و خودمانی به نگارش درآمده و تصویری روشن از آداب و رسوم، شخصیتها، و فریبکاری دادگاهها را از دید لئوناردو به تصویر میکشد؛ او مرد جوانی با مرتبه اجتماعی پایین است که هرگاه ممکن باشد به دنبال ماجراجویی در میان متکدیان، زنان اشرافی، کشیشها و یا ملوانان میرود.
Almeida de Portugal \'al-'mā-dә-dē-'pór-tü-'gal\
لئونور دی، مارکسا دی آلورنا، نام مستعارِ آلسیپه یا السیپّه (ت. 1750، لیسبون، پرتغال-و. 1839، لیسبون) شاعر پرتغالی که شعرش پلی بین دورههای ادبی آرکادیا و رمانتیسم در پرتغال ایجاد کرد. نظم تأثیرگذار، ترجمهها و نامههای او در مجموعه ششجلدی «نسخههای شاعرانه» (Obras poéticas, 1844) جمعآوری شده است.هنگامیکه مادربزرگ آلمئیدا بهعلل سیاسی در 1758 اعدام شد، وی همراه مادر و خواهرش تا 1777 در صومعه چلاس زندانی بود. فرانسیسکو مانوئل دُناشسیمنتو معلم خصوصی او بود و نام آرکادینیِ آلسیپه به او داد. آلمئیدا بعد از تأسیس گروهی سیاسی به نام انجمن گل سرخ از 1803 تا 1814 در لندن بهسر برد. تا هنگام بازگشتش به لیسبون، عنوان مارکسا دی آلورنا را بهدست آورد و یک گروه ادبی تأسیس کرد. سرودههای متنوع او با مفاهیم آرمانیای چون آزادی سیاسی و پیشرفت علمی مربوط بود. از میان ادبایی که او آثارشان را ترجمه یا تفسیر کرد، هومر، هوراس، الگزاندر پوپ، الیور گولدسمیت و آلفونس دولامارتین قابل ذکر هستند.
کارل یوناس لووه (ت. 28 نوامبر 1793، ادِ، نزدیک استکهلم، سوئد-و. 26 سپتامبر 1866، برِمن [آلمان]) نویسندهای که شخصیت پیچیده، تخیل نامعقول و آثار ادبی فراوانش در رشد و توسعه ادبیات سوئدی تأثیر بسیاری داشت.آلمکوئیست بعد از تحصیل در اوپسالا در دستگاه اداری استکهلم مشغول بهکار شد و سپس برای زراعت به غرب سوئد نقل مکان کرد. در 1825 به استکهلم بازگشت و از 1829 تا 1841 مدیر دبیرستانی آزمایشی بود.بیشتر آثار وی شامل نثر و شعر، در یک دوره کتاب به نام «کتاب رز وحشی» (Törnrosens bok) (13 جلد، 40-1832، جلد 14 در 1851 و دومین دوره 50-1839) گردآوری شدهاند. اثر مهم وی، «تاج پادشاهی ملکه» (Drottningens juvelsmycke, 1834)، رمانی تاریخی بوده و اهمیت ویژهای دارد؛ تینتومارا قهرمان این اثر، زنی است اسرارآمیز، دوجنسیتی و جذابترین شخصیت پرداخته شده از سوی آلمکوئیست و نماد اصلی نوشتههای خلاقانه بدیع وی است.اثری به نام «سارا ویدبِک» (Det gar an, 1838) توصیفگر بینظیر دیدگاههای نامتعارف آلمکوئیست در مورد عشق و ازدواج است. انتشار این کتاب اساساً زندگی آلمکوئیست را از بین برد. وی مجبور به ترک کارش شد و سیر نزولی زندگیاش را آغاز کرد. در 1851 بعد از متهم شدن به کلاهبرداری و مبادرت به قتل یک نزولخوار به امریکا گریخت. تا 1865 در امریکا سفر کرد و زمانیکه به اروپا برگشت، بیمار و فقیر و ورشکسته بود.آلمکوئیست یکی از چهرههای مهم ادبیات سوئد محسوب میشود. روش وی در پرداختن به مسائل اخلاقی و اجتماعی، نشانهای آشکار از سبک آوگاست استریندبریِ نمایشنامهنویس است.
در افسانههای یونان، نام پسران دوقلوی ایفیمدیا، همسر اَلوئیوس، و حاصل همخوابگی ایزد پوسئیدون با وی هستند. نام آنها اوتوس و افیالتس بود. الوئدیها فوقالعاده قویهیکل و قدرتمند بودند. آنها به خدایان المپیایی حمله و سعی کردند بهشت المپ را به تسخیر خود درآورند، امّا آپولو آنها را قبل از رسیدن به بلوغ از بین برد. در روایت دیگری آمده است که وقتی آنها آرتمیس و هیرا را در حال رابطه جنسی نامشروع دیدند، آرتمیس بهشکل گوزن نر بین آن دو ظاهر شد و آنها سعی کردند آن گوزن را بکشند، امّا یکدیگر را هدف قرار دادند و کشتند.
عبارتی اسپانیایی، در لغت به معنی «در سبک مقدس» یا «در واژگان مقدس»؛ در ادبیات اسپانیایی به قالببندی مجدد اثری غیرمذهبی به شکل اثری مذهبی یا در شکل عمومیتر به شرح موضوع غیرمذهبی در واژگان مذهبی از طریق استفاده از تمثیل، نماد و استعاره اشاره دارد. اقتباس از آلودیبینو در طول قرن شانزدهم و هفدهم رایج بود.
(ت. 22 اکتبر 1898، مادرید، اسپانیا-و. 24 ژانویه 1990، مادرید) شاعر، منتقد ادبی و دانشمند اسپانیایی و عضو نسل 1927. آلونسو در دانشگاه مادرید تحصیل و از 1923 تا 1968 در اسپانیا، آلمان، انگلستان و امریکا تدریس کرد. اولین کتاب اشعارش با نام «اشعار ناب» (Poemas puroş, 1921)با تأکید بر اختصار بیان، ایماژیست بود، اما شعرهای بعدیاش به مرور سبکی آزادتر و پیچیدهتر را بهکار میگرفتند و این موضوع بهخصوص در مشهورترین آثار شعریاش یعنی «پیام مرموز» (Oscura noticia, 1944)، و «کودکان خشم» (Hijos de la ira, 1944) دیده میشود. مجموعه منتخب اشعار وی با عنوان «شعر منتخب» (Poemas escogidos) در 1969 منتشر شد. آلونسو در 1978 جایزه میگوئل دسروانتس، برجستهترین جایزه ادبی اسپانیا، را بهدست آورد.
کنچا (ت. 24 می 1922، والنسیا، اسپانیا) نویسنده نئوریالیست اسپانیایی که شهرت وی عمدتاً بهسبب نگارش آثار غالباً اگزیستانسیالیستی است که بیعدالتی اجتماعی، بهویژه قربانی شدن زنان با حمایت نهادهای اجتماعی را مورد نقد قرار میدهد.او و خانوادهاش به هنگام جنگ داخلی اسپانیا به مورسیا گریختند. وی در پالما در مایورکا بهعنوان معلم فارغالتحصیل شد و به مدت ده سال در مدارس روستاهای مایورکا به تدریس پرداخت. پس از سکونت در بارسلونا در 1960، حرفه نویسندگی را آغاز کرد. او در 1964 هنگامی که به سومین رمانش، «آتشبازی» (Las hogueras)، جایزهای ادبی تعلق گرفت، به شهرت ملی رسید.«کوتولهها»(Los enanos, 1962)، که فضای آپارتمان مبله کرایهای را با شخصیتهایش از همه نوع به تصویر میکشد؛ «صد پرنده» (Los cien pájaros, 1963)، در مورد زن جوانی که با طرد اصول اخلاقی سنتی اسپانیایی زندگی مستقلی را برمیگزیند؛ و «اسب قرمز»(El caballo rojo, 1966)، شرحی شبهخودنگاشت از تجربه خانواده این نویسنده، در مقام پناهنده در طول جنگ داخلی اسپانیا، از دیگر آثار آلوس هستند. «پادشاه گربهها؛ داستانهای آدمخواری»(El rey de gatos Narraciones antropófagas, 1972) یک مجموعه داستان کوتاه است. داستانهای بعدی او «الکترا سخن میگوید»(Os habla Electra, 1975)، «تصور میکنم ارگئو مرده باشد» (Argeo ha muerto, supongo, 1982)،و «قاتل رویاها»(El asesino de los sueños, 1986) از جمله رمانهای بعدی اوست.
شعر یا ترانة کمکحافظه که در کمک به کودکان برای یادگیری حروف الفبا استفاده میشود؛ این تمهید تقریباً در هر زبان الفبایی به چشم میخورد. یکی از نمونههای قدیمی و محبوب انگلیسی، نظم متزایدی است که تاریخ شکل چاپی آن به 1671 باز میگردد. این نظم غالباً در جزوههای قرن هجدهم تحت عنوان پرطمطراق زیر دیده میشود: «مرگ اسفبار اِی، کیک سیبی که قطعهقطعه شد و بهوسیلة بیستوپنج کتاب محترم و تمام کودکانی که باید با آنها بهخوبی آشنا شوند خورده شد». شعر اینگونه شروع میشود:الف) یک کلوچه سیب بود، A was an apple-pie;ب) آن را برید،B bit it,پ) آن را قطعه قطعه کرد،C cut it,ت) حسابش را رسید.D dealt it, etc.یک نظم دیگر، که با عنوان «الفبای تام ثام» شناخته شده است، به مدت زیادی مورد توجه بود. قدیمترین نمونه چاپی آن بهصورتی نه چندان دقیق به 1712 بازمیگردد. این شعر در رایجترین نمونه آن به شکل زیر شروع میشود.A was an archer, who shot at a frog.B was a butcher, and had a great dog.سطرهایی همچون سطر «D مستی بود و صورت سرخی داشت» یا سطر «Y جوانی بود که مدرسه را دوست نداشت» بعدها برای کودکان خطرناک تلقی شدند و قافیه الفبایی قرن هفدهم «کتاب شعر یادگیری الفبای نیوانگلند» (New England Primer)، جانشین این شعر شد که پیامهای اخلاقی را با یادگیری الفبا ترکیب میکرد. این اثر بهشکل گستردهای مورد استفاده قرار گرفت.In Adam's fallWe sinned allیک نمونه ساده از قافیه الفبایی انگلیسی که امروزه استفاده زیادی دارد، نظمی است که در آن الفبا با آهنگ «Twinkle, Twinkle, Little Star» خوانده میشود.
تی. ام. نام کامل او تیموتی موفولورونسو (ت. 14 ژوئن 1918، ایلشا، نیجریه) نویسنده نیجریهای که داستان کوتاه و بلند او به موضوع تغییر اجتماعی در افریقای جدید میپردازد.آلوکو، که مهندس طراحی ساختمان و شهرسازی بود، در نیجریه و انگلستان تحصیل کرد و موفق به احراز موفقیتهای شغلی همچون مدیر امور عمومی نیجریه غربی و عضو هیئت علمی دانشگاه لاگوس شد.اولین آثاری که از آلوکو به چاپ رسید، داستانهای کوتاه بودند. رمان انتقادی «یک مرد، یک زن» (One Man, One Wife, 1959)،که در مورد تعارضات بین اخلاقیات مسیحیت و اروپاست، شرح سرخوردگی جامعهای روستایی به اصول مسیحیت تبلیغ شده در آنجاست. دومین رمان او، «یک مرد و یک قمه» (One Man, One Matchet, 1964)، به شکلی فکاهی برخورد افسر پلیس محلی بیتجربهای را با یک سیاستمدار بیپروا به تصویر میکشد. «خویشاوند و سرکارگر» (Kinsman and Foreman, 1966) به بررسی عمیق نبرد مهندس جوان آرمانگرایی علیه عملکردهای فاسد سرکارگر بسیار مورد احترام عموم، که دایی او نیز هست، میپردازد. رمانهای بعدی او «سالار، کشیش شریف» (Chief the Honourable Minister, 1970)، «اعلیحضرت محترم» (His Worshipful Majesty, 1973)، «اشخاص عوضی در بارانداز» (Wrong Ones in the Dock, 1982)، و «دولتی برای خود ما» (A State of Our Own, 1986) نام دارند. اختصار سبک آلوکو، نثر دلپذیر و کنایههای ظریف او تحسین منتقدان را برایش به ارمغان آورد.
[در زبان تامیل ārvār، مشتق از ār- به معنی فرورفتن یا غرق شدن] به هر یک از گروههای صوفیان جنوب هندوستان گفته میشود که در قرون هفتم تا دهم، از معبدی به معبد دیگر میرفتند و سرودهای زیبایی را در ستایش خدای هندو، ویشنو، میخواندند. سرودهای آلوار در زمره بزرگترین گنجینههای ادبیات عبادی جهان قرار میگیرند. نایانارها سرودههایی هستند که به ستایس ایزد شیوا میپردازد و معادل آلوار برای پرستندگان شیوا محسوب میشوند.در زبان تامیل واژه آلوار به «معنی شخصی است که غرق در اندیشه درباره خدا است». سرسپردگی آنها به خداوند بهشدت احساسی بود. آنها روح را بهمثابه زنی تجسم میکردند که در عشق معشوق خویش میسوزد. سرودهای مذهبی آلوار با عنوان «مجموعهای از 4000 سرود مذهبی» (NālāyiraPrabandham) در قرن دهم به وسیله ناتامونی گردآوری شد. وی رهبر فرقه شریواسناوا بود.
ای. نام کامل او الفرد (ت. 5 آگوست 1925، لندن، انگلستان) رماننویس، مقالهنویس و منتقد بریتانیایی که آثارش به بررسی درهمکنش نیروهای عمومی و خصوصی شکلدهندة شخصیت و رفتار میپردازند.اگرچه خانواده الواریز موقعیت اقتصادی و فرهنگی خوبی داشت، ولی پدر و مادر او در هنگام خردسالیاش به خودکشی دست زدند. او در آکسفورد به کالج کورپس کریستی رفت و در آنجا انجمن انتقادی را پایهگذاری کرد. او بعدها علائق انتقادیاش را در جایگاه عضو مدعو در پرینستون (54- 1953) و دیگر جایها دنبال کرد.الواریز، پس از انتشار دو کتاب نقد و چندین ارزیابی درباره نویسندگان معاصر در نشریات مختلف، در 1966 به نوشتن آثار خلاق روی آورد. اولین مجموعه شعر او، «گمشده» (Lost)، دو سال بعد به چاپ رسید و پس از آن نیز «شبح» (Apparition, 1971)، و «از پائیز تا پائیز و اشعار منتخب» (Autumn to Autumn, and Selected Poems, 1953-1976) را به نگارش درآورد. «متعلقات او» (Hers, 1974)، که تصویری سرد و خشن از یک ازدواج خالی از عشق است؛ «شکار» (Hunt, 1978)، که قهرمان آن درگیر زندگی زنی میشود که بیهوش در همپستد هیت افتاده است؛ و «روز توبه» (Day of Atonement, 1991)، که اثری ترسآور با نگاهی روانشناختی است، از رمانهای او هستند.
سرافین و خوئاکین (به ترتیب ت. 26 مارس 1871، اوتررا، سویل، اسپانیا- و. 12 آوریل 1938، مادرید؛ ت. 20 ژانویه 1873، اوتررا- و. 14 ژوئن 1944، مادرید) برادرانی که در نگارش تقریباً 200 نمایشنامه همکار بودند. این نمایشنامهها زندگی، رفتار و سخن گفتن مردم اندلس را به تصویر میکشیدند. آثار آنها در آغاز قرن بیستم کاملاً در اسپانیا محبوب بود و به میزان زیادی به احیای نمایش اسپانیا کمک کرد. نمایشنامههای آنها بهسبب گفتوگوهای هیجانانگیز جالب توجه هستند. نمایشنامههای شناخته شدهتر آنها «بردگان کشتی بادبانی»(Los galeotes, 1900)، «عشقی که از میان میرود»(El amor que pasa, 1900)، و «مالوالوکا» (Malvaloca, 1912) نام دارند. مجموعه کامل آثار آنها در «مجموعه آثار» (Obras completas, 1953-54) در هفت جلد به چاپ رسید.
کورّادو (ت. 15 آوریل 1895، سن لوکا، ایتالیا- و. 11 ژوئن 1956، رم) رماننویس و روزنامهنگار ایتالیایی که آثارش فشارهای زندگی در قرن بیستم را بررسی میکند.آلوارو حرفه نویسندگی را از 1916 شروع کرد. او در روزنامههایی در بولونیا و میلان کار میکرد. خدمت نظام در زمان جنگ جهانی دوم تحصیلاتش را در دانشگاه میلان دچار وقفه کرد. بعد از فارغالتحصیل شدن، برای چندین نشریه از جمله هفتهنامه ضدفاشیستی Il Mondoکار کرد.اولین رمان آلوارو، «مردی در ماز»(L’uomo nel labirinto, 1926)، رشد فاشیسم در ایتالیا را در 1920 توصیف میکند.«شورش در آسپرومونته» (Gente in Aspromonte, 1930) بهرهکشی کشاورزان روستایی بهوسیله مالکان طماع در کالابریا را مورد بحث قرار میدهد. با الهام گرفتن از سفری که به اتحاد جماهیر شوروی در 1934 داشت، «انسان قوی است» (L’uomo è forte, 1938)را، که دفاعی از فرد در مقابل توتالیتاریسم است، نوشت. «بیست سال» (Vent’anni, 1930)، «راه ایتالیایی»(Itinerario italiano, 1933)، «دوران کوتاه»(L’età breve, 1946)، و«همه چیز اتفاق افتاده»(Tutto è accaduto, 1961) از جمله آثار دیگر است. او همچنین مجموعه شعری به نام «اشعار سبز و خاکستری» (Poesie grigioverdi, 1917)، نمایشنامهای به نام «شب طولانی مِدِئا» (La Lunga notte di Medea, 1949)، دو خاطره«زندگیواره»(Quasi una vita, 1950)، و «خاطرات پایانی» (Ultimo diario, 1959) را منتشر کرد.
Alving, Helen and Oswald \'hel-en-'al-viŋ…'os- 'väl\
شخصیتهای داستانی، مادر و پسر، در نمایشنامه هنریک ایبسن به نام «ارواح» (Gengangere). هر دو شخصیت تا مدتها پس از مرگ کاپیتان آلوینگ، همچنان تحتتأثیر رفتارهای فاسد و زشت کاپیتان آلوینگ و شوهر خانم آلوینگ و پدر اوسوال بودند.
الچی (ت. 12 می 1934، آلو، نزدیک پورت هارکورت، نیجریه) رماننویس و نمایشنامهنویس نیجریهای که بهعلت نگارش آثاری که نقش ماوراءالطبیعه در زندگی روستایی نیجریه را مورد بررسی قرار میدهند، مشهور است.او، که اهل قبیلة ایجو بود، به زبان انگلیسی مینوشت و در رشته ریاضی و فیزیک در کالج گاورمنت در اومواهیا و کالج یونیورسیتی در ایبادان فارغالتحصیل شد. او در ریورز استیت به سربازی رفت، به تدریس مشغول شد و در وزارت اطلاعات کار کرد.آمادی بیش از هر چیز بهسبب تلاش تاریخیاش دربارة زندگی سنتی روستاهای نیجریه شهرت داشت:«همخوابه» (The Concubine, 1966)، «تالابهای بزرگ» (The Great Ponds, 1969)، و «برده» (The Slave, 1978). این رمانها به سرنوشت بشریت و میزانی که این سرنوشت تغییرپذیر است، میپردازند. موضوع محوری مورد بررسی آثار او ارتباط میان آدمیان و خدایانشان است. او مشاهدهگر تیزبین جزئیات زندگی روزمره و مراسم مذهبی بود که در داستانهای نمایشی خود، آنها را بدون دستخوردگی شرح میداد. تأکیدات مشابهی در نمایشنامه منثورش «ایسیبورو»(Isiburu, 1973) دیده میشود که درباره کشتیگیر قهرمانی است که در نهایت با قدرت فوق بشری رقیبش شکست میخورد. نمایشنامههای دیگر او عبارتانداز: «سوپ فلفل و جاده ایبادان» (Peppersoup and the Road to Ibadan, 1977)، دو نمایشنامهای که به همراه یکدیگر به چاپ رسیدند، و «امیر بانوی ژوهانسبورگ» (Damer of Johannesburg, 1978). رمانِ «جدا شدن» (Estrangement, 1986)، که بعدها نوشته شد، فضای نیجریه در طول جنگ داخلی این کشور در سالهای 70-1967 را به تصویر میکشد.«غروب آفتاب در بیافرا» (Sunset in Biafra, 1973)، که شرح تجربیات او بهعنوان سرباز و غیرنظامی در طول نزاع بیافرا است؛ و «اخلاقیات در فرهنگ نیجریه» (Ethics in Nigerian Culture, 1982)از آثار غیرداستانی او است.
اسپانیاییآن آمادیس دِ گائولا. داستان منثور سلحشوری که ممکن است منشأ آن پرتغال باشد. اولین نسخه شناختهشده این اثر به تاریخ 1508 است که گارسی اوردونیس (یا رودریگس) دِ مونتالوو به اسپانیایی نوشته است؛ او ادعا میکند متون مخدوش و پر از غلط اولیه را تصحیح و اصلاح کرده است. دلایل بهدست آمده از خود اثر حاکی از این است که آماتیس از اوایل قرن چهاردهم یا اواخر قرن سیزدهم رواج داشته است. در نسخه مونتالوو، آماتیس خوشقیافهترین، شریفترین و شجاعترین شوالیه بوده است. داستان شاهکارهای شگفتانگیزش در جنگهای همیشه پیروزش با عشقش به اوریانا، دختر لیزوئارت، پادشاه انگلستان، پیوند خورده است.بیشتر شخصیتهای آماتیس براساس چهرههای رمانهای سلتی است و روح این اثر بسیار شبیه افسانه آرتور است. هرچند از جهانی با ماجراهای شاه آرتور متفاوت است. درحالیکه رمانسهای قبلی جامعه فئودالی را تصویر میکردند، آماتیس به سلطنت اقتداری اعطا میکند که حاکی از ظهور استبداد است. آماتیس خودش آرمانیتر از قهرمانان قبلی نظیر لانسلو و تریستان بود.در قرن شانزدهم تعدادی تکمله و تقلیدهای ضعیف از آن منتشر شد، سبکی که در آغاز قرن هفدهم بهوسیله هجو رمان دُن کیشوت اثر میگوئل د سروانتس ضربه مهلکی خورد، هرچند که سروانتس، آماتیس را در جایگاهی عالی نگه داشت. اولین اقتباس آماتیس به انگلیسی در 1567 انجام شد که یکی از بهترین ترجمههای انگلیسی، نسخه خلاصهشده رابرت ساودیِ شاعر است که اولین نسخه آن در 1803 منتشر شد.
ژورژی (ت. 10 آگوست 1912، فراداس نزدیک ایلهوس، برزیل) رماننویس برزیلی که بهسبب داستانهایش در مورد زندگی در شمال شرقی برزیل شهرت جهانی دارد. آمادو در یک مزرعه کاکائو به دنیا آمد و در آنجا رشد کرد. او در کالج ژزوئیت و در مدرسه دیگری در سالوادور درس خواند. اولین رمانش را در بیست سالگی منتشر کرد. سه اثر از آثار اولیهاش مربوط به مزارع کاکائو، با تأکید بر استثمار و فقر کسانی است که محصول را برداشت میکنند. بهترین این آثار، «سرزمین خشن» (Terras do sem fim, 1942)، درباره نزاع کشاورزان رقیب برای تعدادی مزارع کاکائو است که عظمت اولیه ساگای عامیانه را دارد. حرفه ادبی آمادو مانند تفکر سیاسی تندرواش بود که موجب انتخاب وی برای شورای قانونگذاری در 1946 شد. او پیش از این در 1935 زندانی بود و مرتباً بهعلت فعالیتهای چپیاش تبعید میشد و تعدادی از کتابهایش نیز در برزیل و پرتغال توقیف گردید. او به نوشتن و تولید رمانها با سهولت ادامه میداد. بیشتر آن رمانهای مقامهوار، قصههای رکیک از زندگی شهر باهیان بهخصوص درباره طبقات پایین دورگه بود. «گابریلا، میخک و دارچین» (Gabriela, cravo e canela, 1958) و «دونافلور و دو شوهرش» (Dona Flor e seus dois maridos, 1960) هر دو نگرش سیاسی آمادو را در هجوهایشان حفظ کردهاند. آثار بعدی وی «خیمه معجزهها» (Tenda dos milagres, 1969)، «تیتو دختر بیحیا» (Tieta do agreste, 1977)، «رویارویی نهایی» (Tocaia grande, 1984)، و «جنگ مقدسین» (Sumiço da santa, 1993)نام دارند.
در اساطیر یونان (در اصل کِرتی) مادر رضاعی زئوس. او گاهی شبیه بزی نشان داده شده است که به زئوس در کودکی در غاری در کرت شیر میدهد، گاهی شبیه به یک پری که از بزی به او شیر داد. این بز یکی از شاخهایش شکسته بود، امالتیا شاخ را با گلها و میوهها پر کرده و به زئوس نشان داد که مطابق با یکی از نسخهها، اوشاخ و بز را با هم در میان ستارگان قرار داد.
در ادبیات رومی، نامی که به یک شخصیت قراردادی مؤنث داده میشد، زن جوان زیبایی که غالباً چوپان بوده است. امریلیس در شعر روستایی کلاسیک و نیز در آثار متأخر نظیر«من مراقب این زنان نیستم» (I Care Not for These Ladies, 1601) اثر تامس کمپین و «لیسیداس» (Lycidas, 1638) اثر جان میلتن استفاده شده است.
شکل کامل آن آماتراسو اومیکامی («خدای بزرگ روشنیبخش آسمان») در اساطیر ژاپنی، خدای آسمانی خورشید که خاندان امپراتوری ژاپن ادعا دارند از نسل او هستند، و همچنین یک خدای مهم شینتو. او از چشم چپ پدرش، ایزاناگی، به دنیا آمد و از سوی او ریاست تاکاماگاها (دشت آسمانی بلندمرتبه)، جایگاه همه کامیها (خدایان) را بهعهده گرفت. یکی از برادران او سوسانو، خدای توفان، فرستاده شد تا بر عرصه دریا حکومت کند. سوسانو قبل از عزیمت، به حضور خواهرش رفت تا از او اجازه بگیرد. آنها از روی حسن نیّت به این شکل بچهدار شدند، آماتراسو با جویدن و تفکردن تکههایی از شمشیری که سوسانو به او داد و سوسانو با انجام همین کار در مورد جواهرات آماتراسو. بعد از این کار، سوسانو گستاخانه رفتار کرد؛ او تقسیمات مزرعههای برنج را بر هم زد، محل زندگی خواهرش را آلوده و بیحرمت کرد و سرانجام یک اسب شلاقخورده را به داخل تالار بافندگی خواهرش انداخت. آماتاراسو، که خشمگین شده بود، به نشانه اعتراض به درون غاری رفت و جهان تیره و تار شد.خدایان دیگر با هم شور کردند تا بفهمند چگونه باید او را به بیرون آمدن از غار راضی کرد. آنها خروسهایی جمعآوری کردند که سحرگاه میخواندند و آینهای را بر درختی مقابل غار آویزان کردند. ایزدبانو امنوزوم شروع به رقصیدن کرد و در این رقص تقریباً، نیمهعریان شد و چنان خدایان جمعشده در آنجا را سر ذوق آورد که آنها قهقهه زدند. آماتراسو کنجکاو شد که بداند چگونه خدایان میتوانند با وجود فرورفتن جهان در ظلمت، خوشحال باشند. به او گفته شد که بیرون از غار، خدایی نورانیتر از او وجود دارد. او به بیرون نگاهی انداخت. تصویر خود را در آینه دید، بانگ خروسها را شنید و به این شکل از غار بیرون آمد.
در اساطیر یونان، یکی از افراد نسل یا خانواده زنان جنگجو که معمولاً با آسیای صغیر در ارتباط بودند و یونانیهای باستان اسطورهای مکرراً با آنها جنگیدند.داستان امزانها به احتمال زیاد، روایت دیگری از داستانی است که در بسیاری از فرهنگها دیده شده است؛ داستان سرزمین دورافتادهای که سازماندهی آن دقیقاً نقطه مقابل سازماندهی سرزمین مادری راویان این داستانهاست. سرزمین منسوب به امزانها ضرورتاً با توسعه دانش جغرافیایی یونانیها دور افتادهتر شد. نام این قبیله در نوشتههای ویرژیل، تاریخِ هرودت و دیگر منابع آمده است.طرح داستانهای جنبی در مورد امزانها افزایش یافت. اعتقاد بر این بود که آنها برای آزادتر رها کردن زه کمان، یک سینهشان را برداشته بودند. دیگر داستانها توضیح میدادند که چرا یک قوم سراسر زن، نسلشان نابود نمیشد. شایعترین توضیح این بود که امزانها با مردان قبایل دیگر نزدیکی میکردند و بچههای دختر را نگه میداشتند؛ درحالیکه پسربچهها کشته میشدند، مثله میشدند یا به پدرانشان باز گردانده میشدند.براساس افسانهها، نهمین کار هرکول بهدست آوردن کمربند هیپولیت- ملکه امزانها- بود. او موفق شد، اما هیپولیت کشته شد. در داستان دیگری، تیسیوس یا به همراهی هرکول و یا به تنهایی به امزانها حمله کرد. امزانها نیز در مقابل به آتیکا حمله کردند، اما در نهایت شکست خوردند و تیسیوس بعدها با یک ملکه امزانی به نام آنتیوپ (خواهر هیپولیت) ازدواج کرد. یکی دیگر از ملکههای مشهور امزانها پنتسیلی بود که در زمان کمک به دفاع از تروی کشته شد.بازگویی قرن بیستمی روایتهای امزانی را میتوان در «فتنهانگیز» (The Firebrand) اثر ماریان زیمر بردلی یافت که شرح معروفی از جنگ تروآ است.
رمانی اثر هنری جیمز، که در 1903 منتشر شد. لمبرت استرتر، کارآگاه داستان، ویراستاری اهل مساچوستس است که به استخدام خانم بیوهای به نام نیوسام درآمده است. خانم نیوسام، که از گزارشهای مربوط به زندگی عاشقانه پسرش چدویک در پاریس آشفته شده، استرتر را تحت فشار میگذارد که برای بازگشت مرد جوان به آغوش محبت مادرش برنامهریزی کند. چَدی (فرزند نیوسام) که استرتر مییابد، در ذهنش نسبت به قبل پیشرفت کرده است، هرچند که طبیعت رابطهاش با ماری دو ویونه، که چند سال مسنتر او از چد است و دختر جوان او، ژان مبهم باقی میماند. «تحقیقات» استرتر بهآرامی و با کمک دوشیزه گوستری، دوست تبعیدی ویونه، پیش میرود. با گذشت زمان خانم نیوسام که صبرش تمام شده و پوکاک (دختر، ناپسری و خواهر او، مامی، که نامزد چد است) را برای کمک میفرستد و پسر او شفاهاً میپذیرد و اما استرتر شیفتة ویونه شده است. کشف او از چد و عشق ماری، یکی از الهامهای والای ادبیات امریکا بهشمار میرود. پوکاک در نهایت تسلیم نظر چد در ادامة مسیر آیندة زندگیاش میشود. او نظر استرتر را میپذیرد و در پاریس باقی میماند.
استفاده از کلماتی که تعابیر مختلف از آنها امکانپذیر است. وجود ایهام در متون واقعنگر و توصیفی، نوعی اشتباه در استدلال یا بیان بهحساب میآید. در نثر یا نظم ادبی، عملکرد معمول ایهام، افزایش نماد ظرافت زبان و در هم آمیختن آن با پیچیدگی است که معنای تحتاللفظی جمله را بسط میدهد. «هفت نوع ایهام» (Seven Types of Ambiguity, 1935 / نسخه تجدید نظر شده،1947و 1953) اثر کلاسیک ویلیام امپسن بررسی مفیدی در خصوص این موضوع است.
اریک (ت. 28 ژوئن 1909، لندن، انگلستان) نویسندهای که بنابر اعتقاد افراد زیادی، یکی از برجستهترین نویسندگان داستانهای جاسوسی و جنایی بهحساب میآید.او پس از تحصیل در رشته مهندسی در لندن به ادبیات روی آورد و با نگارش «مرز تیره و تار» (The Dark Frontier, 1936)، «خطر غیرمعمول» (Uncommon Danger, 1937/ در امریکا با عنوان «پس زمینه خطر» (Background to Danger))،«وفاتنامه یک جاسوس» (Epitaph for a Spy, 1938)، «دلیلی برای هراس» (Cause for Alarm, 1938)، «نقاب دیمیتریوس» (The Mask of Dimitrios, 1939 / در امریکا با عنوان «تابوتی برای دیمیتریوس» (A Coffin for Dimitrios))، و «سفر به ترس» (Journey into Fear, 1940) به شهرت رسید. او پس از خدمت در جنگ جهانی دوم به نوشتن نمایشنامههای تلویزیونی روی آورد و با همکاری چارلز رودا و با اسم مستعار مشترک الیوت رید چند رمان به نگارش درآورد. اولین کتاب او پس از جنگ، که با نام خودش به چاپ رسید، «محاکمه دلچف» (Judgment on Deltchev, 1951) بود. «آنان که شبانه میآیند» (The Night-Comers / در امریکا با عنوان «وضعیت محاصره» (State of Siege)) ترس ناشی از انقلاب در آسیای جنوب شرقی را به تصویر میکشد. امبلر در دو رمان «نور روز» (The Light of Day, 1962) و «داستان کثیف» (Dirty Story, 1960)، زندگی مزدور شوریدهبختی را که در معاملات مشکوک در استانبول، آتن و افریقای مرکزی درگیر است، روایت میکند. آثار بعدی او «تندباد شرقی» (The Levanter, 1972)، «دکتر فریگو» (Doctor Frigo, 1974)، «دیگر گل سرخ نفرست» (Send No More Roses, 1977 / در امریکا با عنوان «محاصره ویلا لیپ» (The Siege of Villa Lipp))، و «دقت زمان» (The Care of Time, 1981) نام دارند. زندگینامه خودنگاشت او با نام «اینجا میخوابد» (Here Lies) در 1985 به چاپ رسید.
(شکوفایی حدود 1190) شاعر نورمن و وقایعنگار که بهعنوان خنیاگر در جنگ صلیبی سوم، ریچارد اول را همراهی کرد. از او اطلاعاتی در دست نیست جز اینکه احتمالاً بومی اِورو و غیرنظامی بوده است که برای زیارت به اورشلیم رفت. شرح او از این نبرد در «تاریخ جنگ مقدس» (Estoire de la guerre sainte) آمده است که شعری است با بیش از 12000 سطر که در یک دستنوشته آنگلو- نورمنی حفظ شده است؛ اما کتاب تاریخ جنگ مقدس تنها اقتباس از اثر آمبروز است. اصل شعر توسط ریچارد - خدمتکار اب و ابن و روحالقدس - در لندن بهعنوان الهامبخش کتاب وی با نام «در باب سیاحت شاه ریچارد» (Itinerarium Regis Ricardi) مورد استفاده قرار گرفت. تاریخ جنگ مقدس ارزش ادبی چندانی ندارد، اما کتاب تاریخ باارزشی است.
شکل کامل آن آمنوئوزومه نو میکوتو. در اساطیر ژاپنی، ایزدبانویی آسمانی که با رقص خودانگیخته، ایزدبانوی آماتهراسو را به بیرون از غاری کشید که در آن منزوی شده و دنیا را از روشنایی محروم ساخته بود. در اساطیر رایج، آمنوئوزومه، بهعنوان تجسم اصل زنانگی غالباً با ساروداهیکو (Sarudahiko) مرتبط است که نماینده جنسیت مردانه است.
رمانی اثر هنری جیمز، که در 1876 بهصورت سلسلهوار در مجله The Atlantic Monthly و یک سال بعد به شکل کتاب چاپ شد. امریکایی داستان یک میلیونر امریکایی خودساخته، کریستوفر نیومن، است که سادگی و روراستیاش او را در تضاد با خانواده بلگاردس از اشرافزادههای فرانسوی متکبر و مکار قرار میدهد. نیومن ناامیدانه تلاش میکند تا با دختر این خانواده ازدواج کند. نیومن در 1868 به پاریس سفر میکند تا خود را در فرهنگ اروپایی غرق کند و برای خودش همسری بیابد. او دلباخته کلر دُسینتره، بیوهزن اشرافزاده جوانی میشود، اما برادر بزرگتر و مادر کلر، نیومن را بهسبب موقعیت اجتماعیاش نمیپذیرند. نیومن با برادر جوانتر کلر، والانتن، دوست میشود. والانتن در بستر مرگ به نیومن میگوید که چگونه میتوان با تهدید این خانواده، آنها را به این ازدواج راضی کرد. کلر از زمان طرح خواستگاری به صومعهای رفته است. نیومن به این علت که تصمیم به اخاذی، نتوانسته بود در سست کردن عقیده راسخ بلگاردسها به طبقه اجتماعی و رسوم خانوادگی تأثیرگذار باشد، تصمیم میگیرد از تهدید خانواده دسینتره خودداری کند.
فرهنگستان و مؤسسه هنر و ادب امریکا نیز نامیده میشود (1992-1904)، اسم اصلی آن مؤسسه ملی هنر و ادب بوده است. مؤسسهای که در 1898 بنا نهاده شد و هدف آن پرورش، کمک و حفظ علاقه به ادبیات، هنر، و موسیقی است. مقر این فرهنگستان در نیویورک است و 250 عضو دارد.این فرهنگستان اندیشه اچ. هولبروک کرتیسِ پزشک و سیمئون ای. بالدوینِ قاضی بود. آنها پس از سازماندهی 250 عضو اصلی (شاید با نگاهی به 40 «جاویدان» آکادمی فرانسه) به این نتیجه رسیدند که بهاندازه کافی بهصورت انحصاری عمل نکردهاند؛ آنها این گروه 250 عضوی را یک مؤسسه نامیدند و از میان اعضای این مؤسسه 50 عضو نخبه انتخاب شدند. هفت عضو اولیه این مؤسسه، که در 1904 به عضویت فرهنگستان درآمدند، نویسندگانی با اسامی ویلیام دین هاوئلز، مارک توئین، و ادموند سی. استدمن، مجسمهسازی به نام اوگاستس سنت- گودنز، نقاشی به نام جان لافارژ، آهنگسازی به نام ادوارد مک داوئل و دولتمرد تاریخدان جان هی بودند. اولین خانم عضو این مؤسسه جولیا وارد هاو، نویسنده «سرود جنگی انقلاب» (The Battle Hymn of the Republic) بود که در 1907 به عضویت این مؤسسه و در 1908 به عضویت فرهنگستان درآمد. پس از او ادیت وارتون در 1926 به عضویت مؤسسه درآمد. در 1992 اعضاء رأی دادند که به شکل واحدی از عضویت 250 نفر درآیند و این ادغام در 1993 اعلام شد. عضویت در مؤسسه دائمی است. یکی از اعضا، ویلهلم دیدریش، بهعلت استفاده از نوشتافزار اداری برای نوشتن نامههای ضدیهودی در 1947 اخراج شد.گروههای این مؤسسه، سالانه از میان انواع جوایز نقدی یکی را به هنرمندان پرتلاش و منتخب اهدا میکنند که شامل کمک هزینههای میلدرد و هرولد استراوس هستند (که به دو نویسنده برجسته برای 5 سال متوالی داده میشود.).
نمایشنامه دوپردهای اثر دیوید مَمت، که در 1975 به اجرا درآمد و در 1976 به چاپ رسید. این نمایشنامه با وقایع اندک و گفتوگوهای شفاف، بیاعتمادی و دسیسهگری در بین اعضای یک گروه سرقت نافرجام را مورد بررسی قرار میدهد.دان دوبرو، صاحب یک سمساری، جایی که وقایع نمایشنامه در آن رخ میدهد، وقتی که احساس میکند در معامله یک سکه نیکل بوفالو فریب خورده است، تصمیم میگیرد که مجموعه سکه مشتری خود را بدزدد. او از یک معتاد به نام بابی کمک میگیرد، اما یک دوست سلطهجو او را متقاعد میکند که بابی به درد این کار نمیخورد. او، که نمیتواند به هیچکدام از این دو نفر اعتماد کند، از نفر سوم کمک میخواهد. هنگامیکه طرح سرقت لو میرود، بابی نقش یک قربانی را پیدا میکند و تنشها به شک، خشم، و خشونت بدل میشوند.
نمایش یکپردهای اثر ادوارد البی، که در 1959 (به همراه «داستان باغ وحش» (Zoo Story)) به چاپ رسید و نخستینبار در 1961 به اجرا درآمد. این نمایشِ پوچگراییِ کوتاه، البی را بهعنوان منتقدی هوشمند و سختگیر درخصوص ارزشهای امریکایی به مردم معرفی کرد.نمایش رویای امریکایی مسائل مربوط به بچهدار نشدن و فرزندخواندگی را مورد بحث قرار میدهد. شخصیتهای اصلی این نمایشنامه، مامی و دَدی، نماینده زندگی معمولی امریکا هستند. خانم بارکر، که در باشگاه کار میکند، به ملاقات گرندما میرود و گرندما زمانی را بهیاد خانم بارکر میآورد که با نوزادی به ملاقات او آمده بود. این کودک آنگونه که مامی و ددی توقع داشتند، بار نیامد و لذا آنها آنقدر با او بدرفتاری کردند تا او مرد. بعدها هنگامیکه سروکله یک آقای جوان خوشتیپ اما بیاحساس- با نام رؤیای امریکایی- پیدا میشود، گرندما پیشنهاد میکند که مامی و ددی او را به فرزندخواندگی بپذیرند؛ زیرا بهنظر میرسد پوچی او چیزی است که آنها دوست دارند.
ماهنامه ادبی امریکا که بهعلت تفسیر غالباً هجوی از زندگی، سیاست، و رسوم امریکایی شهرت دارد. این مجله را اچ. ال. منکین و جورج جین نِیتن در 1924 تأسیس کردند.این نشریه با سردبیری منکین، بهسبب مقالات نیشدار او علیه عموم و بهعلت نقدهای عالی نیتن بهسرعت به شهرت رسید. داستانها و مقالات این مجله، نوشته برجستهترین نویسندگان امریکایی و غالباً هوشمندترین هجوپردازان آن زمان بود. بعدها این مجله جایگاهی ضدکمونیستی و دیدگاه راستگرای شدیدی اتخاذ کرد.
کتاب غیرداستانی نوشته چارلز دیکنز، که در 1842 به چاپ رسید. این کتاب شرح اولین سفر او به ایالات متحده، گردشی پنج ماهه (ژانویه- ژوئن 1842) است که منجر شد او پستی و ابتذالی را که در آنجا مشاهده کرد مورد انتقاد قرار دهد. اگرچه او یک منتقد صریح نهادهای بریتانیا بود، با توقعی که از «جمهوری خیالاتش» داشت از امریکای دموکراتیک دلزده شد. او به عدم اجرای قانون حمایت از حق چاپ اعتراض کرد و بردهداری را بهشدت مورد انتقاد قرار داد. دیکنز انتقاداتش را از ایالات متحده در رمان «مارتین چازلویت» (Martin Chuzzlewit, 1844) ادامه داد.
نشریه ادبی که، استیون برگ و استیون پارکر در 1972 در فیلادلفیا تأسیس کردند. APR،که هر دو ماه یکبار و به شکل روزنامه نیمهقطع چاپ میشد، بهجهت کیفیت هیئت تحریریه آن و همچنین بهعلت کیفیت بالای مطالبش، مخاطبان زیادی داشت. APRگلچینی از نظم و نثر غیرفکاهی از نویسندگان و منتقدان برجسته انگلیسیزبان و همچنین ترجمههایی از اروپا، خاورمیانه، افریقا، امریکای لاتین و آسیا به خوانندگانش عرضه میکرد. هیئت تحریریه این نشریه عبارت بودند از: ریچارد ویلبر، دیوید ایگناتو، الن گینزبرگ، دنیس لورتوف، تس گلیگر، ایدریئن ریچ، مارج پیرسی، می اسونسُن، ویلیام استفرد، نتوزاک شانگ، جان آپدایک، آیزاک بشویس سینگر، ولادیمیر ناباکوف، اِلی ویسل، اکتاویو پاز، چسلاو میلوش، و رولان بارت.
نوزایی نیوانگلند نیز نامیده میشود. دورهای تقریبی از دهه سی قرن نوزدهم تا پایان جنگ داخلی امریکا که در آن ادبیات امریکا با پیروی از جنبش رمانتیسم، بهعنوان محمل نمایش روحیات ملی، به بلوغ رسید.عرصه ادبی این دوره بهوسیله گروهی از نویسندگان نیوانگلندی، برهمینها، اداره میشد که از آن جمله میتوان هنری ودزورت لانگفلو، الیور وندل هولمز و جیمز راسل لاول را نام برد. این افراد اشرافزادگانی شیفته فرهنگ بیگانه بودند و در مقام استاد در کالج هاروارد فعالیت داشتند و علاقهمند به خلق گونهای از ادبیات امریکایی بودند که از ادبیات بیگانه الگوبرداری میکرد. لانگفلو روشهای اروپایی داستانپردازی و شعرپردازی را برای گونهای از شعر روایی اقتباس کرده بود که به تاریخ امریکا میپرداخت. هولمز در اشعار مناسبتیاش و در مجموعه «میز صبحانه» (Breakfast Table, 1858-91) فضاهای کوچکی از زندگی شهری و شوخطبعی را وارد ادبیات مؤدبانه کرد؛ و هولمز بخش زیادی از دیدگاهها و ارزشهای کشورش را بهویژه در اثر هجویاش «روزنامههای بیگلو» (Biglow Papers, 1848-67) به نظم درآورد.یکی از مهمترین تأثیرات این دوره تأثیر آرمانگرایی بود. این جنبش، که مرکز آن در روستای کانکورد واقع در مساچوستس بود و رلف والدو امرسون، هنری دیوید تورو، برانسون الکات، جورج ریپلی و مارگرت فولر از اعضای آن بودند، به ایجاد فرهنگ جدید ملی برمبنای عناصر بومی کمک کرد. پیروان این مکتب حامی اصلاحات در کلیسا، دولت و جامعه بودند که باعث سرعت گرفتن آزادی مذهبی، جنبش لغو بردهداری و شکلگیری جوامع آرمانی مختلف همچون بروک فارم بودند. جنبش لغو بردهداری همچنین بهوسیله دیگر نویسندگان نیوانگلندی از جمله شاعر عضو گروه کویکر، جان گرینلیف ویتیر و هریت بیچر استوِ نویسنده حمایت میشد.جدا از آرمانگرایان، در طول این دوره، نویسندگان خلاق بزرگی به عرصه آمدند- ناتنیئل هوتورن، هرمان ملویل، و والت ویتمن- که رمانها و اشعارشان تأثیری دائمی بر ادبیات امریکا گذاشت. ادگار الن پو، نابغه جنوب که همعصر این نویسندگان اما خارج از حلقه نیوانگلند بود، در اواخر قرن نوزدهم تأثیر عمیقی بر ادبیات اروپا داشت.
رمانی از تئودر درایزر، که در 1925 به چاپ رسید. این اثر شرحی پیچیده و شفقتآمیز از زندگی و مرگ ضدقهرمان جوانی به نام کلاید گریفیتس است. این رمان با شرح گذشته اسفناک کلاید شروع میشود و راه رسیدن او به موفقیت را بیان میکند و با دستگیری، محاکمه و اعدام او به اوج میرسد. منتقد برجستهای این کتاب را «بدترین رمان بزرگ دنیا» نامید، اما ضعف دستور زبان و سبک سؤالبرانگیز آن، بهسبب قدرت روایی بالای این رمان به چشم نمیآیند. ملاحظات پیچیده درایزر درباره میزان تقصیر کلاید با انتقاد شدیداللحن او علیه مادیگرایی و رویای امریکایی موفقیت، در تضاد هستند.
رمان ناتمام فرانتس کافکا، که در فاصله سالهای 1912 تا 1914 به نگارش درآمد و سه سال پس از مرگ کافکا در 1927 بهوسیله ماکس بروت برای چاپ آماده شد. عنوان نسخه اصلی رمان «گمشده» (DerVerschollene) بود. کافکا بخش اول این رمان را در 1913 بهصورت جداگانه و تحت عنوان «مأمور سوخت»(Der Heizer) به چاپ رسانده بود.این رمان به تلاشهای کارل راسمن جوان میپردازد که بهتازگی به امریکا آمده تا بتواند جایگاه خود را در یک جامعه ابهامبرانگیز و متخاصم پیدا کند. شرح اخراج او از منزل پدریاش در پراگ پس از رابطه عاشقانه او با آشپز خانواده، نشاندهنده تغییر شکل سوررئال خاطرات است که مشخصه بخش زیادی از بهترین آثار کافکاست. با وجود این، روایت داستان در بخشهای پایانی که بهرهبرداری و سوء استفاده از کارل را شرح میدهند، به شکل فزایندهای تصنعی میشود. درست زمانی که ظاهراً قهرمان داستان جایگاه مناسب اجتماعیاش را با تئاتر سیّار اوکلاهوما پیدا کرده است، روایت داستان قطع میشود.
نیکلاس (ت. 16 اکتبر 1697، ماردن، کنت، انگلستان- و. 12 آوریل 1742، تویکنم، میدلسکس) شاعر طنزپرداز، مبلغ سیاسی جناح چپ، و سردبیر TheCraftsman، مجلّهای سیاسی با محبوبیت بیسابقه.او پس از اخراج از دانشگاه آکسفورد در 1719 در لندن ساکن شد و کار نگارش مجموعهای از مقالات طنزآمیز با عنوان «پسر سرزمین» (TerraeFilius) را آغاز کرد. نشریه The Craftsman، که در 1726 شروع بهکار کرد، مقالاتی از حزب راست و همچنین حزب چپ به چاپ میرساند. او در 1737 در این مجله نامهای به چاپ رساند که بهنظر میرسید از کالی سیبر باشد که در آن زمان ملکالشعرا بود. این نامه قانون جدید مربوط به مجوز نمایشنامهها را مورد انتقاد قرار میداد. امرست و ناشر مجله بهعلت این اتهام احتمالی زندانی شدند. او پس از آزادی از زندان، از یادها رفته بود و بقیه عمرش را در گمنامی و فقر به سر برد.
یهودا (ت. 3 می 1924، وورتسبورگ، آلمان) نویسنده اهل رژیم صهیونیستی که شهرت وی عمدتاً بهسبب اشعار اوست.او و خانواده یهودی ارتدوکسش در 1936 به فلسطین مهاجرت کردند؛ وی در اورشلیم زندگی کرد و به دانشگاه عبری رفت. در طول جنگ جهانی دوم در ارتش بریتانیا خدمت کرد، اما بعد از مدت زمانی و پیش از شکلگیری رژیم صهیونیستی بهعنوان چریک علیه بریتانیا جنگید.شعر او منعکسکننده تعهد کاملش به دولت رژیم صهیونیستی بود. او با نگارش اولین مجموعه شعرش «حالا و روزهای دیگر» (Akhshav u-ve-yamim aherim, 1955) تصاویر مربوط به تورات و تاریخ یهود را مورد استفاده قرار داد؛ وی همچنین دوره امروزی را با دورههای قهرمانی باستانی مقایسه کرد و به دنبال آن بود که زبان خاص کتاب مقدس را بهمنظور تشریح پدیدههای معاصر توسعه دهد. آمیخای در دهه هفتاد جنسیت را بهعنوان موضوعی در شعرش مطرح کرد. مجموعه انگلیسی «منتخب اشعار یهودا آمیخای» (The Selected Poetry of Yehuda Amichai, 1986) شامل گزیدههای ترجمهشدهای از کتابهای عبری اوست. او جدا از داستانهای کوتاه و دو نمایشنامه، رمانهایی نیز به نگارش درآورد که مشهورترین آنها «نه از این زمان، نه از این مکان» (Lo meachshav، lo mi-kan,1963)، که درباره جستوجوی مهاجری یهودی برای یافتن هویت در فلسطین اشغالی است، میباشد. «حتی یک مشت نیز زمانی یک کف دست باز با انگشت بوده است» (Gam ha-´egrof hayah pa´am yad petuhah) ترجمه منتخب اشعار اوست.
هنری فردریک (ت. 27 سپتامبر 1821، ژنو، سوئیس- و. 11 می 1881، ژنو) نویسنده سوئیسی که شهرت وی بهسبب Journal intime ، شاهکاری با مضمون خودشناسی، است که ترجمههای فراوانی از آن موجود است. او بهرغم موفقیت ظاهری بهعنوان استاد زیباییشناسی و پس از آن بهعنوان استاد فلسفه در ژنو، خود را شکستخورده میدانست و با فرو رفتن در خود به کار در Journal intimeپرداخت که از 1847 تا زمان مرگش آن را مدیریت میکرد. این اثر، که در آغاز از 1883 تا 1884 بهصورت ناقص با عنوان Fragments d'un Journal intime منتشر میشد، بعدها با نسخههای بزرگ، از 1939 تا 48 به چاپ رسید که منعکسکننده ذهنیات مردی حساس و با توانایی ذهنی زیاد است که با وجود بدبینیهای حاکم بر آن عصر برای احیای ارزشها تلاش میکند.
بهاءالدین محمدبن حسین، شیخ بهائی نیز نامیده میشود (ت. 20 مارس 1546، بعلبک، سوریه- و. 20 آگوست 1622، ایران) شاعر، متکلم، ریاضیدان، فقیه و منجمی که نقش برجستهای در احیای فرهنگی ایران در دوران صفویه (1502-1736) داشت.عاملی فرزند یکی از متکلمان شیعی بود. پس از آنکه خانوادهاش در 1559 بهعلت آزار و اذیت ترکان عثمانی از سوریه گریختند، او در هرات (افغانستان کنونی) و اصفهان (ایران) زندگی کرد. وی به دربار شاه عباس اول راه یافت و سالها بهعنوان قاضیالقضات اصفهان خدمت کرد.عاملی در شعرش آموزههای پیچیده عرفانی را در قالب ابیاتی ساده و بیتکلف بیان کرده است. مشهورترین شعرش «نان و حلوا» است که تجربیات فرزانهای دورهگرد را توصیف میکند که ممکن است داستان خود عاملی در جریان سفر حج باشد. «کشکول» مجموعهای است از شعر و داستان که در سطحی گسترده ترجمه شده است.اثر برجسته او در نجوم «تشریحالافلاک» نام دارد. عاملی همچنین علوم ریاضی را در ایران احیا کرد و در این زمینه بهواسطه «خلاصهالحساب»اش معروف است.
(ت. 1253، پاتیالی، اوتار پرادش [هند]- و.1325، دهلی) شاعر و تاریخدانی که یکی از برجستهترین شاعران فارسیزبان هند بهشمار میآید.امیر خسرو در تمام زندگیاش از حمایت حاکمان مسلمان دهلی برخوردار بود. امیر خسرو، که گاهی اوقات «طوطی هند» نامیده میشود، آثار زیادی تألیف کرد، از جمله پنج دیوان که در دورههای مختلف زندگی او به نظم درآمدند و همچنین «خمسه» که پنج مثنوی بلند در رقابت با خمسه نظامی (حدود 1141-1209)، شاعر بلندآوازه ایرانی، بود. خمسه امیر خسرو به درونمایههای معمول و مشهور در ادبیات اسلامی میپردازد. او علاوه بر اشعارش بهعلت چند اثر منثور از جمله «خزائن الفتوح»، که همچنین با عنوان «تاریخ علائی» شناخته شده، شهرت یافته است. دو شعر تاریخی که وی بهسبب آنها شهرت دارد، «نه سپهر» و «تغلق نامه» نام دارند.
کینگزلی نام کامل او سر کینگزلی ایمیس (ت. 16 آوریل 1922، لندن، انگلستان) داستاننویس، شاعر، منتقد و معلمی که در اولین داستانش به نام «جیم خوششانس» (Lucky Jim, 1954 / فیلم آن، 1957) چهره خندهداری را خلق کرد که به نامی آشنا در بریتانیای کبیر دهه 1950 تبدیل شد. ایمیس معمولاً از گروهی «مردان جوان خشمگین» بهحساب میآمد، گرچه او این وابستگی را انکار میکرد. او پدر مارتین ایمیس نویسنده بود. ایمیس با یک وقفه در طول جنگ جهانی دوم برای خدمت در مخابرات ارتش سلطنتی در جانز کالجِ آکسفورد تحصیل کرد و در 1949 فارغالتحصیل شد. در طول دوازده سال در جایگاه استاد دانشگاه اسوانسی در ویلز، اشعار و داستانهایش را منتشر کرد.اشعار ایمیس فوقالعاده نیست. هرچند جیم خوششانس موفقیت عاجلی بود، ولی دیگر داستانهای او نیز به دل خوانندگان کثیر آثار او نشست. فقدان حمایت آشکار از شخصیتها و اجرای طنزآلود و تند و خوب بودن گفتوگوها، که بر چهره تندخویانه آنها افزوده شده بودند، از ویژگی آثار اوست. ایمیس بیش از چهل کتاب نوشت که شامل بیست رمان، تعدادی کتاب شعر و چندین مجموعه مقاله است؛ خصوصاً داستانهای «احساس ناپایدار»(That Uncertain Feeling, 1955)، «مرد خام»(The Green Man, 1969)، «دارایی جک»(Jack’s Thing, 1978)،و «شیاطین پیر»(The Old Devils, 1986) که آخری جایزه بوکر را برنده شد. در 1990، ایمیس لقب «سر» دریافت کرد. در 1991 یک مجموعة سرگرمکننده با عنوان «خاطرات»(Memoirs) چاپ کرد که بیشتر حکایتهایش مبتذل و درباره معاصران یا دوستان سابقش بود.
مارتین (ت.25 آگوست 1949، آکسفورد، انگلستان) نویسنده و منتقدی که بهعلت علاقهمندیاش به مسائل غریب و مضحک و همچنین سبک ادبی ابتکاریاش شهرت دارد.او، که پسر کینگزلی ایمیس نویسنده بود، در کالج اکستر آکسفورد تحصیل کرد. پس از فارغالتحصیلی در 1971 در مجله Times Literary Supplement (75-1972) و New Statesman(79- 1975) مشغول بهکار و سپس نویسندهای تماموقت شد. «نوشتههایراشل» (The Rachel Papers, 1973)، «نوزادان مرده» (Dead Babies, 1975)، «موفقیت» (Success, 1978)، «پول، یک یادداشت خودکشی» (Money: A Suicide Note, 1984)، و«مزرعههای لندن» (London Fields, 1989) از جمله رمانهای او است. آثار او مملو از بازی ابتکاری با کلمات در کنار انتقاد از ترسهای ناشی از زندگی بشر متمدن و به تصویر کشیدن رفتار غالباً سبعانه افراد با یکدیگر است. او در رمان «پیکان زمان» (Time’s Arrow, 1991) شرح حال زندگی یک پزشک آلمانی را، که در زمان نازیها درگیر درندهخوییهای رسواییآور حرفهاش شد، از آخر به اول روایت میکند.
شخصیتهای اصلی یک رمان موزون قدیمی فرانسوی برمبنای یک افسانه قدیمیتر و شناختهشدهتر درباره دوستی و قربانی شدن. این داستان در سادهترین شکل خود از دو شهسوار با اسامی آمی و آمیل و رفاقت همیشگی آنها سخن میگوید.این داستان، که احتمالاً ریشه در خاور دور دارد، از طریق بیزانس به غرب معرفی شد و از طریق ادبیات لاتین (نامهای لاتین شخصیتها: «آمیکوس» و «آملیوس») به ادبیات فرانسه راه یافت. این داستان در پایان قرن دوازدهم در منظومة «آمی و آمیل»(Amis et Amiles)، شعری با عبارتهای بسیار زیبا، به شبکه افسانههای شارلمانی پیوست و نسخههای بعدی این اثر به بیشتر زبانهای اروپایی ترجمه شدند. اولین نسخه انگلیسی این اثر «ایمیس و امیلون» (Amis and Amiloun) است که با لهجه بخشهای مرکزی انگلستان و در پایان قرن سیزده به نگارش درآمده است.
یو وان، نام کامل او یوهانا وان آمرس-کولر (ت. 13 آگوست 1884، نوردلوس هلند - و. 23 ژانویه 1966، باکل) نویسنده هلندی که بهعلت رمانهای تاریخیاش مشهور است.وان آمرس کولر حرفه نویسندگی را با نمایشنامهنویسی آغاز کرد. نخستین رمانهای موفق او «قصر شادی»(Het huis der vreugden, 1922) و«شرح حال ینی هویستن» (Jenny Huysten, 1923) نام دارند، که به زندگی در تئاتر و حواشی آن میپردازد و از تجربههای نمایشنامهنویسیاش در لندن از 1912 تا 1921 برای نوشتن آن کمک میگیرد. موفقترین رمان او «نسل سرکش»(De opstandigen, 1925) است که روایتگر مبارزه سه نسل از زنان خاندان «کورنولت» برای برابری با مردان و علیه محدودیتهای فضای کالونی است.ماجرای این خاندان بهگونهای بود که کاملاً با سبک وان آمرس کولر تطابق داشت و او چندین رمان تاریخی دیگر نیز نگاشت. طرفداری او از آلمان در جنگ جهانی دوم در کاستن محبوبیتش پس از جنگ مؤثر بود.
(ت. 330، آنتیاک، سوریه [هماکنون آنتالیا، ترکیه]- و. 395، روم [ایتالیا]) آخرین تاریخدان برجسته رومی که آثارش، تاریخ اواخر امپراتوری روم تا سال 378 را دنبال میکند.او، که در یک خانواده اشرافی یونانی به دنیا آمده بود، در ارتش کنستانتیوس دوم در گول و ایران خدمت کرد. در نهایت در روم ساکن شد و در آنجا تاریخ لاتین امپراتوری روم از جلوس نروا تا مرگ والنس را به نگارش درآورد و به این صورت، کار تاکیتوس را ادامه داد.این تاریخ، «شرح وقایع»(Rerum gestarum libri)، متشکل از 31 دفتر بود که از آنها فقط 18 دفتر پایانی باقی مانده است؛ این 18 دفتر سالهای 353 تا 378 را دربر میگیرد. این کتاب شرح شفاف و کامل وقایع بهدست نویسندهای است که ویژگیهای خاص سربازان، قضاوت مستقل و مطالعه زیاد را داراست. او، که در این کتاب از تجربیات شخصی خود استفاده کرده، تصویر واضحی از مسائل اقتصادی و اجتماعی روم ارائه میکند. او یک غیرمسیحی دارای تساهل مذهبی بود و دیدگاهی متفاوت با جریانهای فکری معاصرش داشت. قضاوت او در مسائل سیاسی، تنها به رویکرد صریح خود او محدود میشد. او فنون قاعدهمند تاریخنگاران نزدیک به زمان خود را مورد استفاده قرار میداد که شامل استفاده از علم معانی و بیان، دور شدن از بحث اصلی برای تشریح علمی در توصیفها و شخصیتپردازیها، همراه با تلمیحهای ادبی، استفاده فوقالعاده زیاد از استعاره و آرایههای ادبی بود. وی با تقلید آگاهانه از تاکیتوس، با قدرت دراماتیک، پرشور و جذاب نویسندگی میکرد.
ای. آر. نام کامل او آرچی رندالف (ت. 18 فوریه 1926، وایتویل، کارولینای شمالی، ایالات متحده امریکا) شاعر امریکایی، یکی از نمایندگان برجسته مکتب آرمانگرا در پایان قرن بیستم.او، که در پایان 1949 از کالج ویک فارست (هماکنون دانشگاه) فارغالتحصیل شد، پیش از آنکه بهصورت تماموقت به ادبیات بپردازد، در مقام مدیر دبستان و همچنین مدیر شرکت شیشهسازی مشغول به کار شد. او از 1964 به آموزش نویسندگان خلاق در دانشگاه کورنل پرداخت. در اولین مجموعة شعرش، «اماتیوم با ستایش» (Ommateum: With Doxology, 1955)، به طبیعت و خودش پرداخت، درونمایههایی که موضوع اصلی کار او باقی ماندند. کتابهای بعدی او همچون «مناظر سطح دریا» (Expressions of Sea Level, 1963)، «نواری برای پایان سال» (Tape for the Turn of the Year, 1965)، و «ارتفاعات» (Uplands, 1970) ادامه بررسی رابطه میان شناختنیها و ناشناختنیها بودند. سبک نوشتههای او هم اندیشمندانه و هم محاورهای است که تجسم تأملات غالباً متعالی شخصی با وابستگی عمیق به مسائل دنیوی است. از جمله تأثیرگذارترین نویسندگان بر آثار او میتوان رابرت فراست، والیس استیونز و ویلیام کارلوس ویلیامز را نام برد. آثار بعدی او «ساحلی از درختان» (A Coast of Trees, 1981)، که برنده جایزه محفل منتقدان کتاب ملی شد، و «چشماندازهای سومری» (Sumerian Vistas, 1988) منعکسکننده تسلط فوقالعاده او بر تصویرسازی و اندیشهپردازی با استفاده از رویکردی ذهنی و حتی رمانتیک میباشد که تعدیلکننده رویکرد علمی به جهان است. «زباله» (Garbage, 1993)، که شعری به بلندی یک کتاب است، در 1993 جایزه کتاب ملی را به خود اختصاص داد.
[یونانی آن amoibaîos به معنای قابل مبادله شدن، قابل انجام دادن، عمل متقابل] شعری که بهصورت گفتوگو بین دو گوینده سروده میشود.قس: STICHOMYTHIA. نمونهای از این شعر، ترانه محبوب انگلیسی «لُرد رندل» (Lord Randal) است که به این شکل شروع میشود: "O Where ha' you been، Lord Randal، My son? And Where ha' you been، my handsome young man?" "I ha' been at the greenwood; mother، mak my bed soon، For I'm wearied wi' huntin'، and fain wad lie down." «آه کجا بودهای، لرد رندال، پسرم؟ و کجا بودهای جوانک خوشقامت من؟» «من در بیشهزارها بودهام؛ مادر، بسترم را زود بگستران، چرا که شکار مرا خسته کرده و میخواهم بخوابم».
آلسو، با اسم مستعار تریشتاون دو آتایجی (ت. 11 دسامبر 1893، ریودو ژانیرو، برزیل- و. 15 آگوست 1983، ریودو ژانیرو) مقالهنویس، فیلسوف و منتقد ادبی، حامی برجسته جنبش آزادی عقلانی و روشنفکری در برزیل. او همچنین حامی پرشور «مدرنیسمو»، جنبش فرهنگی در برزیل دهه 20، بود و پس از قبول مذهب کاتولیک رومی در 1928 یکی از رهبران جنبش روشنفکری نئو- کاتولیک شد.مشاغل متعدد آموروزو لیما، نظیر استاد علوم اجتماعی، قانون،ادبیات، رئیس دانشگاه، منتقد ادبی مجله Jornal do Brasil و چندین نشریه دیگر و مدیر بخش فرهنگی اتحادیه پان امریکا در واشنگتن دی. سی. (53-1951) را شامل میشد. او در 1935 به عضویت فرهنگستان ادب برزیل برگزیده شد و یکی از بانیان انتشارات اَگیر در 1944 بود. «تریشتاون دو آتایجی: نظریه، نقد و تاریخ ادبی» (Tristão de Athayde: Teoria crítica e história literária, 1944)نماینده یک مجموعه از آثار او دربارة هنرِ ادبیات، نقش منتقد و تئوری نقد است.
تامس (ت. 1691؟- و. 25 نوامبر 1788، لندن؟، انگلستان) نویسنده بریتانیایی ایرلندیالاصل که شهرت وی عمدتاً بهسبب «زندگینامه خودنگاشت» غیرمعمولش با نام «زندگی جان بانکل» (The Life of John Buncle, 1766-1756) در دو جلد است که در آن قهرمان داستان، پشت سر هم با هفت زن ازدواج میکند و هر کدام از آنها تجسم یکی از آرمانهای زنانه از نظر ایمری است. آثار غنی، مهیج و غریب او ویژگیهایی از آثار چارلز دیکنز و فرانسوا رابله را در خود دارند.او، که یکتاپرستی ثابتقدم و دانشجوی پزشکی، زمینشناس و متخصص آثار باستانی بود، نوشتههایش را با اطلاعاتی درباره این موضوعات و دیگر مسائل ترکیب میکرد. گمان میرود که او در دابلین و پس از آن در وستمینستر زندگی کرده باشد.
(شکوفایی، قرن هشتم پیش از میلاد) اولین پیغمبر یهود که یک کتاب مقدس به نام اوست. او دقیقاً نابودی پادشاهی شمالی قوم بنیاسرائیل را پیشگویی کرد و بهعنوان پیامبری پیشگو، ظهور دیگر پیامبران عهد عتیق را پیشبینی کرد.اطلاعات اندکی در مورد زندگی او در دست است. وی تحت تأثیر الهاماتش دربارة نابودی یهودیان از سوی خداوند، از طریق بلایای طبیعی همچون حمله ملخ و آتشسوزی از جودا به پادشاهی همسایه بنیاسرائیل رفت و کار موعظه را آغاز کرد. او بهشدت فساد اخلاقی و بیعدالتی اجتماعی را در همسایههای کافرکیش بنیاسرائیل، خود اسرائیل و یهودا مورد انتقاد قرار داد؛ او حاکمیت مطلق خداوند بر بندگان را با شفافیت عنوان کرد؛ و نابوی قریبالوقوع بنیاسرائیل و یهودا را پیشگویی کرد. پس از موعظه او در بِتل، به وی دستور داده شد تا مقبرة مشهوری را که تحت حمایت خاص جروبوام دوم، پادشاه بنیاسرائیل، بود ترک کند. از آن پس اطلاعی درباره سرنوشت او در دست نیست.براساس کتابهایش در نوشتههای مقدس عبری، ایموس مردی متفکر، احتمالاً اهل سفر، با درستکاری فوقالعاده و استعداد شاعرانه برای تصویرپردازی و زبان موزون ساده اما تأثیرگذار بوده است.
ژان ژاک (آنتوان) (ت. 12 آگوست 1800، لیون، فرانسه- و. 27 مارس 1864، پو) تاریخدان و زبانشناس فرانسوی که آغازگر پژوهشهای با اهمیتی درباره ریشههای مختلف فرهنگی زبانهای اروپای غربی و اسطورهشناسی بود.او، که پسر دانشمند برجسته آندره - ماری آمپر بود، در 1826 برای اولین بار به آلمان سفر کرد. بهعلت پژوهشهایش در حوزه اسطورهشناسی اسکاندیناوی، در 1830 کرسی استادی تاریخ ادبیات خارجی دانشگاه سوربن پاریس را به خود اختصاص داد. سه سال بعد در کالج فرانسه استاد شد و در آنجا تحقیقات برای آثار زبانشناسی برجستهاش را به انجام رساند، که «تاریخ ادبیات فرانسه پیش از قرن دوازده»(Histoire littéraire de la France avant le douzième siècle, 1839-40) در سه جلد و «تاریخ شکلگیری زبان فرانسه»(Histoire de la formation de la langue française, 1841) از آن جملهاند. او، که دلباخته زیبایی فوقالعاده میزبانش مادام دو رکامیه- خانمی بسیار مسنتر از خودش- شده بود، مشتری دائمی سالن او شد. آمپر در 1848 برای عضویت در فرهنگستان فرانسه انتخاب شد. مشهورترین اثر تاریخی او «تاریخ روم در روم» (L'Histoire romaine à Rome, 1861-64) در چهار جلد است؛ دیگر آثار او «در باب تاریخ شعر» (De l’histoire de la poésie, 1830)، «سفرهایی در امریکا: ایالات متحده، کوبا، و مکزیک» (Promenade en Amérique: États-Unis, Cuba et Mexique, 1855)نام دارند.
amphibology \'am-fə-'bäl-ә-jē\ or amphiboly \am-'fib-ә-lē\
[یونانی آن amphibolíaبه معنی ابهام، مشتق از amphibolos به معنی شکبرانگیز، ابهامبرانگیز] یک جمله یا عبارت با قابلیت بیش از یک تعبیر، همچون «هیچ چیز بهاندازه کافی برای تو خوب نیست».
[یونانی آن amphíbrachys، به معنای از دو طرف کوتاه، برگرفته از دو کلمه- amphi به معنای اطراف و از دو جهت، و brachýs به معنای کوتاه] در علم عروض، رکن سههجایی شامل بیت کمّی با یک هجای بلند بین دو هجای کوتاه یا در یک بیت تأکیدی با یک هجای مؤکد بین دو هجای نامؤکد. نمونهای از آمفبراک را در ذیل میبینید:
mázemnt
عکس این وزن را آمفیمِسر میگویند.
Amphigory \'am-fi-'gor-ē, am-'fig-ә-rē\ or amphigouri \'äⁿ-fē-gü-'rē\
شکل جمع آنamphigories یا amphigouris [فرانسوی آنamphigouri] شعر هجوی یا نقیضه (همچون آثار ادوارد لیر یا لوئیس کرول) یا هر اثر دیگری که بهظاهر دارای معنا است، اما معلوم میشود که معنایی ندارد (همچون «نفلیدیا/Nephelidia» اثر آلجرنون سوئینبرن).
در اساطیر یونان، پسران دوقلوی زئوس از آنتیوپ. زمانیکه آنها کودک بودند، در کوه کیتائیرون رها میشوند تا بمیرند، اما چوپانی آنها را مییابد و بزرگ میکند. آمفیون، خواننده و نوازندهای بزرگ میشود و زیتوس، شکارچی و چوپان.
[یونانی آن amphísbaina، از amphís به معنی از دو جهت و baina به معنی راهرونده] مار افسانهای که دارای دو سر در دو انتهایش است و میتواند در هر دو جهت حرکت کند. این نام را پلینی بزرگ از قول برونتو لاتینی در «تسورتو» (Tesoretto)، و نیز سر تامس براون، که در وجود چنین موجودی تردید کرد، ذکر کردهاند.
در اساطیر یونان، ایزدبانوی دریا، همسر ایزد پوسئیدون و یکی از 50 (یا 100) دختر (نِرِئیدها) نرئوس و دوریس (دختر اوکئانوس). پوسئیدون، امفیترایتی را از میان خواهرانش، نرئیدها، که در جزیره ناکسوس میرقصیدند، انتخاب کرد. امفیترایتی با رد پیشنهاد ازدواج به اطلس گریخت؛ دلفینی که پوسئیدون فرستاده بود، او را پیدا کرد. امفیترایتی بازگشت و همسر پوسئیدون شد. پوسئیدون با ساختن صورت فلکی دلفین به آن دلفین پاداش داد.
در اساطیر یونان، پسر آلکایوس، پادشاه تیرونس. امفیتریون، بهطور اتفاقی عموی خود، الکتریون، پادشاه موکنای، را میکشد و با آلکمنه، دختر الکتریون، به تِبِس میگریزد. در آنجا کرئون، پادشاه تبس، او را از گناه تطهیر میکند.
[لاتین آنamplificatio(ترجمهaúxēsisیونانی) مشتق ازamplificare به معنی افزودن، تأکید کردن بر، با معنای تحتاللفظی بزرگ کردن] یک صنعت معانی و بیان یا یک صنعت بدیعی که جمله یا اندیشهای را بسط میدهد. موضوع بسط برای بسیاری از متخصصان علم بیان در دوران باستان همچون ارسطو، کوئینتیلیان، و کیکرو موضوعی مهم بود؛ بسط که برای استفاده در قالبهای حماسی و تراژیک مناسب است، در بسیاری از آثار ادبی برجسته، یک صنعت معیار بهشمار میرود.
(حدود قرن ششم) شاعر عرب پیش از اسلام، که یکی از هفت شاعر منتخب معروف شعر پیشااسلامی المعلّقات است.از زندگی عمرو بن کلثوم اطلاعات کمی در دست است. در اوایل قرن، او رئیس قبیله تقلیب در بینالنهرین شد و بنابر روایت، عمرو بن هند، پادشاه عرب حیره، را در حدود 568 کشت.عمرو بن کلثوم عمر طولانی داشت و بهسبب شخصیت بزرگمنشانه و نیز شعری که ادعا میشود در آن پیروزی تقلیب را بر قبیله بکر ستوده است، بسیار مشهور بود. قصیده عمرو بن کلثوم که در المعلّقات منتشر شد، احتمالاً بهوسیله شاعر بعدی اصلاح شده است. شاعر در شعرش با خشونت و تندی به عمرو بن هند، بهعلت توهینی که به مادرش کرده است، حمله میکند.
ژان (ت. 7 فوریه 1906، عقیل علی، الجزایر- و. 16 آوریل 1962، پاریس، فرانسه) برجستهترین شاعر از اولین نسل نویسندگان فرانسهزبان شمال افریقا. او زمانی که هنوز بسیار کم سن و سال بود، بههمراه خانوادهاش به تونس مهاجرت کرد. وی تحصیلات خود را در تونس و پاریس به اتمام رساند. در زمان جوانیاش «خاکسترها» (Cendres, 1934) و «ستاره مرموز» (Étoile secrète, 1937) را به چاپ رساند که تاکنون برجستهترین کتابهای شعر الجزایر به زبان فرانسوی هستند. او با الهام از ریشههای فرهنگی بربرها و همچنین از پست- سمبولیسم نوین اروپایی، اصالت ریشه فرهنگی خود را تصدیق کرده، جستوجو برای سرزمین مادری گمشده و احساس شرافت آبا و اجدادی را القا میکند. او، که ترانهسرایی درجه اول است، اشعاری با فصاحت و روانی و زیبایی به نظم درآورد. آثار بعدی او ترجمه فرانسوی ترانههای بربر و یک مقاله با عنوان «ژوگورتای ابدی» (Ľ Éternel Jugurtha, 1949) هستند؛ این مقاله توصیف واقعی هویت مراکشی است که بهعلت پیچیدگیهای خودباختگی فرهنگی و بیگانهشدگی، از هم گسیخته شده است.
مارگریت تائوس، نام اصلی او ماری- لویی امروش، مارگریت تائوس نیز نامیده میشود (ت. 4 مارس 1913، تونس [اکنون در کشور تونس]- و. 2 آوریل 1976، سنمیشل لو آبزرواتوئا، فرانسه) خواننده و نویسنده بربر.خانوادة امروش در پی گرویدن به مذهب کاتولیک و برای فرار از شکنجه و آزار متعاقب آن، از الجزایر به تونس نقل مکان کردند؛ امروش در تونس به دنیا آمد. علیرغم این جلای وطن، او و برادرش، ژان، سفرهای طولانیمدتی به الجزایر داشتند. امروش از رهگذر تأثیر مادر، به سنتهای شفاهی غنی و پربار مردمان بربر علاقه پیدا کرد. در 1934 در تونس به مدرسه رفت و سال بعد از آن برای ادامه تحصیل به فرانسه عزیمت کرد. او از 1936، به همراه ژان و مادرش، اقدام به جمعآوری و اجرای ترانههای بربر کرد.نخستین رمان امروش، «سنبل سیاه» (Jacinthe noire, 1947)، از نخستین آثاری بود که تا به حال از یک نویسندة زن افریقایی شمالی به زبان فرانسوی منتشر میشد. این رمان داستان دختر جوانِ «بیفرهنگِ»ی اهل تونس را شرح میدهد که برای تحصیل به یک پانسیون فرانسوی فرستاده میشود. تفاوتها در شیوة زندگی، نگرشها، و کارآزمودگیها این دختر را عوض میکند، و به این طریق مضامین غالب رمان همچون جلای وطن، تعصب، و گسست رابطه را توصیف میکند. رمان دوم او، «خیابان تابور» (Rue des tambourins, 1960)، حس کماهمیت بودن قهرمان داستان را شرح میدهد و تا حد زیادی از خاطرات دوران کودکی نویسنده در تونس سرچشمه میگیرد.
ژاک (ت. 30 اکتبر 1513، ملون، نزدیک پاریس، فرانسه – و. 6 فوریه 1593، اوسر) اسقف و محقق هنر و ادبیات باستان که بهعلت ترجمه «حیات موازی» (Les Vies des hommes illustres Grecs et Romains, 1559) اثر پلوتارک معروف است که نقش بسزایی در شکلگیری مفهوم قهرمان تراژدی در ادبیات نوزایی داشت.آمیو در دانشگاه پاریس و سپس بورژ تحصیل کرد و در همانجا، استاد لاتین و یونانی شد و «اتیوپیکا» (Aethiopica) اثر هلیودوروس را ترجمه کرد. بهجهت ترجمه این اثر، فرانسوای اول با اعطای سرپرستی صومعه بلوزون به وی ماموریت داد تا ترجمه «زندگیها»ی (Lives) پلوتارک را کامل کند. به این دلیل، او به روم رفت تا نسخه خطی پلوتارک را در واتیکان مطالعه کند. در بازگشت به فرانسه، به سمت معلم خصوصی پسران آنری دوم منصوب شد. این دو، سببِ ارتقای مقام او بهعنوان مأمور اصلی جمعآوری صدقات و در 1570 اسقف اوسر شدند. آمیو هفت کتاب از مجموعه «کتب تاریخی» (Bibliotheca historica, 1554) از آثار دیودوروس سیکولوس؛ «دافنیس و کلوئه» (Daphnis and Chloe, 1554) اثر لانگوس؛ و «اخلاقیات» (Morolia, 1572) اثر پلوتارک و همچنین «زندگیها» (Lives) را ترجمه کرد.رقابت و برتریجویی آمیو سهم مهمی در توسعه اومانیسم نوزایی در فرانسه و انگلستان داشت؛ بهعلاوه، آمیو حس شناسایی گذشته و آشنایی با نویسندگان نسلها، شخصیتها و موقعیتهای مختلف و تلاش برای الگوگیری از آنها را در خواننده ایجاد میکرد. او همچنین سبک ساده و خالصی را در نگارش فرانسه بهوجود آورد که سر تامس نورت (1579) آن را به انگلیسی ترجمه کرد که تفسیر آن، منبع الهام برای نمایشنامههای رومی ویلیام شکسپیر بود.
(شکل کامل آن انابسیس کایرو؛ «رژه در شمال کشور») شرح روایی منثور گزنوفون درباره تجربیات سربازان مزدور یونانی که در تلاش ناموفق کوروش برای گرفتن تاج و تخت پادشاهی ایران از برادرش، اردشیر، برای او جنگیدند. این اثر شامل یک شرح مشهور از راهپیمایی طولانی (رژه 10000) سربازان مزدور از نزدیک بابِل تا دریای سیاه است. گزنوفون که بهعنوان یک سرباز آنها را همراهی میکرد، بهعلت تدبیر و شجاعتش، تا حد زیادی، عامل عقبنشینی موفقیتآمیز آنها بود.
[یونانی قرون وسطا آن anachronismós، از واژه یونانی aná به معنی عقب + chrónos به معنی زمان] نادیده گرفتن یا تحریف عمدی و غیرعمدی در ترتیب وقوع حوادث. غالباً در آثار تخیلی، که مبنای تاریخی دارند، یافت میشود که در آن جزئیات از دوره بعدی تاریخ (آینده) قرض گرفته شده است؛ برای مثال کاربرد ساعت در «جولیوس سزار»(Julius Caesar) اثر ویلیام شکسپیر.نابهنجاری تاریخی در ادبیات اولیه فراوان بود. با گسترش واقعگرایی نوین، پیشرفت تحقیقات باستانشناسی و رویکرد علمی نسبت به تاریخ، نابهنجاری ناخودآگاه تاریخی نوعی توهین تلقی شد. از سوی دیگر نویسنده ممکن است عمداً از نابهنجاری تاریخی استفاده کند تا به هجو، هزل و یا نتایج مطلوب دیگر دست یابد. چنین استفاده عمدی بهطور مؤثر تضاد میان گذشته و حال را نشان میدهد. بنابراین مارک توئین در رمان هزل خود با عنوان «یانکی اهل کانتیکات در دربار شاه آرتور» (A Connecticut Yankee in King Arthur’s Court) از نابهنجاری تاریخی استفاده میکند تا هوش و نبوغ امریکایی ساده و بیتکلف را با خرافهپرستی پادشاهی جنگطلب مقایسه کند.
شکل جمع آنanaclases [یونانی آن anáklasis به معنی عمل به عقب برگشتن، انعکاس] در عروض یونانی، معاوضه جای یک هجای کوتاه با هجای بلند قبل از خود که در آهنگهای ایونیک معمول است.
[لاتین اخیر، گرفته شده از یونانی، صورت خنثی anakólouthos به معنی ناجور، غیرمعمول] ناهماهنگی یا عدم تطابق نحوی در یک جمله؛ بهویژه یک تغییر در یک جمله ناتمام از یک ساختار دستوری به ساختاری دیگر (همچون «تو واقعاً باید- خوب، کاری را انجام بدهی که خودت میخواهی»)
(ت.حدود 582 ق.م، تئوس، ایونیا-و. 485) آخرین شاعر بزرگ غزلسرای بخش آسیایی یونان، فقط بخشهایی از شعر وی مانده است. او بیشتر عمرش را در دربار پلیکراتهای ساموس گذراند، سپس در آتن زندگی کرد و بیشتر تحت حمایت هیپارکوس نوشت.اگرچه ممکن است آناکرئون اشعار جدی سروده باشد، اما اشعاری که نویسندگان بعدی نقل کردهاند بیشتر در ستایش عشق و شراب است. او از افراط و بیفرهنگی تنفر داشت و تلقیاش از این موضوعات فوقالعاده صوری است. احساسات و سبک وی بهشدت تلیدی شدهاند و وزن آناکرئونی بهعلت او نام نامگذاری شده است.از جمله نویسندگانی که بعدها از آناکرئون تأثیر گرفتند، میتوان به پیئر دو رنسار، شاعر قرن شانزدهم فرانسه، جاکومو لئوپاردی، شاعر قرن نوزدهم ایتالیا، اشاره کرد.
1- در عروض یونانی یکی از واحدهای وزنی ایولیک (aeolic) در ترانه. این واحد وزنی همزمان با آناکرئون ابداع شد. واحد اساسی شعر آناکریانتیک چنین تقطیع میشد: --È-È-ÈÈ. 2- شعری در تقلید از آناکرئون و یا به سبک آن بهویژه یک آواز به هنگام نوشیدن شراب یا یک ترانه سرگرمکننده. بهترین نمونههای شعر انگلیسی از این دست، اشعار ایبرهم کاولی و تامس مور هستند.
شکل جمع آنanacruses، آرسیس (arsis) نیزنامیده میشود. [یونانی آنanákrousis به معنی عمل به عقب هل دادن، شروع یک آهنگ] در عروض کلاسیک ضرب بالا (یا ضعیف)، یک یا تعداد بیشتری هجا در شروع یک سطر شعری که بهعنوان بخشی از الگوی وزنی آن سطر در نظر گرفته نمیشود. برخی محققان این کار را نمیپسندند.
شکل جمع آنanadiploses [یونانی آن anadíplōsis با معنی تحتاللفظی دوبرابر کردن، تکرار کردن] صنعتی که در آن آخرین کلمه یا عبارت یک بند، جمله یا سطر از شعر در آغاز بند، جمله، یا سطر بعدی تکرار میشود؛ برای مثال، عبارتی که بین بند اول و دوم شعر «شب عید سنت اگنس» (The Eve of St. Agnes) اثر جان کیتس تکرار میشود. Numb were the beadsman's fingers,while he toldHis rosary, and while hisfrosted breath,Like pious incense from acensor old,Seem'd taking flight for heaven, without a death,Past the sweet Virgin's picture,while his prayer he saithHis prayer he saith, this patient,holy man.انگشتان دعاخوان بیحس بودند، وقتی که او ذکر میگفت،و زمانی که بهنظر میرسید نفس مهآلودش،همچون عطری مقدس از یک بخوردان قدیمیبهسوی آسمان اوج میگیرد، بدون فنا،از کنار عکس مریم باکره عزیز، هنگامی که او دعا میکند،این مرد مقدس صبور دعا میکند.
[یونانی آنanagnōrisisمعنی تحتالفظی آن تشخیص] در یک اثر ادبی، کشف شگفتانگیزی که موجب رسیدن از نادانی به علم میشود. انگنورسیس را ارسطو در «فن شعر»(Poetics) بهعنوان بخش اصلی پیرنگ تراژدی بحث کرده است، اگرچه در کمدی، حماسه و بعدها در رمان هم بهکار رفت.انگنورسیس معمولاً کشف و افشای هویت حقیقی افراد ناشناس را دربر دارد؛ مانند زمانیکه پدری، بیگانهای را بهجای پسرش، یا برعکس پسری، بیگانهای را بهجای پدرش شناسایی میکند. یکی از لطیفترین نمونهها در «شاه اودیپ» (Oedipus the King) اثر سوفوکل رخ میدهد؛ زمانیکه یک قاصد، تبار واقعی اودیپ را برای وی آشکار میکند و اودیپ درمییابد که همسرش پوکاستا در واقع مادرش است و مردی که وی در جاده فرعی کشته بود، پدرش بوده است و خود او بهعنوان گناهکار، کسی بود که بدبختی را برای تبس به ارمغان آورده بود. این نوع درک واقعیات برای قانع کردن، هنرمندانهتر است؛ زیرا با ادبار (Peripetela) همراه است، یعنی تغییر در سرنوشت از خوب به بد که به فرجام تراژیک میانجامد. انگنورسیس همیشه همراه با فرجام تراژیک نیست، برای مثال در «ادیسه» (Odyssey) وقتی که آلکینوس، حاکم فیسیا، یک بیگانه کشتی شکسته در سانحة دریایی را با آوازهای خنیاگر خودش در مورد جنگ تروی سرگرم میکرد، بیگانه شروع به گریه کرد و اظهار داشت که وی کسی جز ادیسه نیست. ارسطو چند نوع انگنورسیس قابل استفاده در نمایشنامه را شرح میدهد. سادهترین نوع استفاده شده، آن گونه که او میگوید «ناشی از نقصان ادراک» است که بهوسیله نشانها، خالها یا تعویذها تشخیص داده میشود. نوع جالبتر انگنورسیس از وقایع توصیفشده در پیرنگ اثر ادبی روشن میشود.
[یونانی آنanagrammatismós، مشتقی از واژهanagrammatízein به معنی جابهجایی حروف به نحوی که قلب ایجاد شود، از aná به معنی بالا + grámma به معنی حرف] کلمه یا عبارتی که از جابهجایی حروف در یک کلمه یا عبارت دیگر ساخته شده باشد؛ مثلاً دو کلمه انگلیسی calm و clam. قلب و ساختن آن از زمانهای بسیار گذشته رواج داشته است. اغلب ابداع آن را بهصورت غیرقطعی به یهودیان نسبت میدهند و این شاید بهسبب علاقهای است که نویسندگان متأخر عبری، بهویژه قابیلیها به آن نشان میدادند. آنها معتقد بودند «اسرار ناشناختهای در تعداد حروف نهفته است». در یونان و روم با قلب آشنا بودند و در سراسر اروپای قرون وسطا از این نوع کلمات و عبارات استفاده میکردند. بعضی از دانشمندان قرن هفدهم مثل گالیله، کریستیان هویخنس و رابرت هوک، کشفیات خود را در قالب کلمات یا عبارات قلب میریختند تا دیگران نتوانند قبل از اثبات کامل و اعلان آنها، مدعیشان شوند.
[فرانسوی آنanalogue، از واژه یونانی análogon، وجه غیرشخصی análogos به معنی ارتباط داشتن، متناسب] چیزی که شبیه یا مانند چیزی دیگر است. در ادبیات، منظور از این کلمه، داستانی است که یک همارز یا نسخه دیگری در ادبیات سایر کشورها دارد. چند عنوان از داستانهای کتاب «قصههای کنتربری»(The Canterbury Tale) اثر جفری چاوسر نسخههایی هستند از قصههای قدیمتر که میتوان آنها را در مأخذی مثل «دکامرون» (Decameron) اثر جووانّی بوکاتچو و «کنفسیو آمانتیس»(Confessio amantis) اثر جان گاوئر یافت. کتاب داستان حیوانات «قصههای روباه» (Roman de Renart) مربوط به قرون وسطای فرانسه، دارای نظایری در چند زبان دیگر است.
[یونانی آن anámnēsis، مشتق از anamnēiskesthai به معنی بهخاطر آوردن، یادآوری] یادآوری گذشته، تجدید خاطره. یادکرد اغلب بهصورت شیوهای روایی در داستان، شعر، یادنامهها و زندگینامههای خودنگاشت بهکار میرفت. نمونه بارز آن «در جستوجوی زمان از دست رفته»(Remembrance of Things Past) اثر مارسل پروست است.
مُلک راج (ت. 12 دسامبر 1905، پیشاور، هندوستان) نویسنده برجسته هندی در حوزه رمان، داستان کوتاه و مقالات نقد به زبان انگلیسی. شهرت وی در توصیف واقعبینانه و انساندوستانه از فقرا در کشور هند است.آنند در 1924 از دانشگاه پنجاب لاهور، با درجه عالی فارغالتحصیل شد و تحصیلات تکمیلی خود را در لندن در دانشگاه کیمبریج و در کالج دانشگاه لندن گذراند. هنگامی که در اروپا بود، در مبارزات استقلالطلبانه کشورش فعالیت کرد و در فاصله کمی پس از آن، کتابهایی در مورد فرهنگ جنوب آسیا نوشت، که «نقاشی پارسی»(Persian Painting, 1930)، «خورشتها و غذاهای دیگر هند»(Curries and Other Indian Dishes, 1932)، «نگاههندوها به هنر»(The Hindu View of Art, 1933)، «تئاتر هند»(The Indian Theatre, 1950)،و «هفت پرنده ناشناس بصیرت»(Seven Little-Known Birds of the Inner Eye, 1978) از آن جمله بود.آنند نخستینبار برای رمانهای «محبوس» (Untouchable, 1935) و «باربر» (Coolie, 1936) با اقبال عمومی مواجه شد؛ هر دو رمان مشکلات فقر در جامعه هند را بررسی میکردند. وی در 1945 برای مشارکت در روند اصلاحات ملی، به بمبئی بازگشت. از دیگر کارهای مطرح وی «روستا»(The Village, 1939)، «شمشیر و داس»(The Sword and the Sickle, 1942)، و «قلب بزرگ»(The Big Heart, 1945) بودند. آنند چند رمان و مجموعه داستان کوتاه نوشت و سردبیر چندین مجله و نشریه شد. بخشهایی از زندگینامه خودنگاشت هفت جلدیاش منتشر شده است (جلد یک 1951؛ جلد دو 1968؛ جلد سه 1976؛ جلد چهار 1984).
در ادبیات یونانی پساهومری، جاندارپنداری جبری یا قضا و قدر قطعی که حتی خدایان نیز میباید از آن تبعیت کنند.آننکی، بهویژه در آیین عرفان اورفیسم برجسته است، اما تنها در کورینت به شکل آیین درمیآید. بهعلت طبعیت تغییرناپذیرش، دادن هدایا به او یا قربانی کردن بیفایده بود؛ عبارت «هیچ چیز قویتر از الزام هراسناک نیست» ضربالمثلی یونانی است که در این ارتباط بهکار میرفت.در ادبیات، آننکی را با پریزاد «اِدراستیا» (یا تقدیر، کسی که براساس جمهور افلاطون مادر آننکی بود) و همچنین سایر ایزدان همراه میبینیم.
[یونانی آن anápaistos، معنای تحتاللفظی آن، پس زدن (برای مثال، برعکس رکن سههجایی)] در نظم، رکن موزون سههجایی که دو هجای اول آن بدون تکیه و هجای آخرین، هجای تکیهدار است (مانند « Tis the váult of thy lost ulalume!» اثر ادگار الن پو) و یا دوهجای اول آن کوتاه و آخرین هجا بلند است(در علم عروض کلاسیک).انپست برای اولینبار در سرودهای قدمرو پیادهنظام اسپارتها بهکار رفت و سپس بهصورت گسترده، در اشعار نمایشی لاتین و یونان، خصوصاً به هنگام ورود و یا خروج گروه همسرایان به روی صحنه، مورد استفاده قرار میگرفت (انپست کلاسیک بدین صورت تقطیع میشود ÈÈöÈÈö). خطوط شعری دارای رکن انپستی که اغلب با یک هجای اضافی بدون تکیه در انتهای اولین سطر شعر ساخته شدهاند، در نظم انگلیسی خیلی نادرند. رکن انپستی بهعلت برخورداری از وزن سهضربی در آغاز، فقط در نظم سبُک و عامهپسند انگلیسی بهکار گرفته میشد، اما پس از قرن هجدهم در اشعار بسیار برجسته نیز مورد استفاده قرار گرفت. بایرن از این رکن شعری به شکل مؤثری برای القای حس هیجان و برانگیختگی در شعری با عنوان «ویرانی سناکریت» (Destruction of Sennacherib) بهکار برد:امّا در شعر «کنار دریای شمال» (By the North Sea)اثر الجرنن چارلز سوئینبرن از رکن سه هجایی انپستی برای حسن نیاز و عدم اشباعشدگی استفاده شده است.
[یونانی پیشین anaphorá، از یونانی، عمل به عقب بردن] تکرار کلمه یا کلماتی در آغاز دو بند یا دو بیت متوالی یا بیشتر شعر، بهخصوص برای تأثیر شعری یا بلاغی.نمونهای از برگشت، در قطعه معروف عهد عتیق [کتاب واعظ، سوره 3، آیات 1-2] اینگونه شروع میشود:و برای هر چیز زمانی و فصلی استو برای هر موضوعی در دنیا:و زمانی برای تولد و زمانی برای مرگ؛و زمانی برای کاشتن و زمانی برای برداشت آنچه کاشته شده و...For everything there is a season, and a timefor every matter under heaven:a time to be born, and a time to die;a time to plant, and a time to pluck upwhat is planted; …برگشت (گاهی epanaphora خوانده میشود) بهصورت مؤثری برای تأکید و برجسته ساختن، در نثر بحثانگیز و موعظهها و در شعر استفاده شده است؛ مثلاً در این سطرها از هملت اثر شکسپیر: «مردن، خوابیدن/ خوابیدن ـ شاید خواب دیدن».
[یونانی آن anastrophē، معنی تحتاللفظی آن برگشتن، به هم ریختن] عمدتاً وارونه کردن ترتیب نحوی کلمات برای تأثیر بلاغی آن. مثلاً طرز بیان در جمله انگلیسی «I kid you not» [یا در فارسی مثل «گفتن پدر، فرزند را اینکه باید از دوست بد حذر کرد».م.]
[یونانی آن anatomē به معنای تشریح] جداسازی یا تقسیم به بخشهای مختلف، بهمنظور بررسی مفصل یا تجزیه و تحلیل. در ادبیات، این واژه برای اشاره به چندین بررسی مشهور درباره موضوعات کلی، بهویژه «افئوس:تشریح ظرافت طبع»(Euphues: The Anatomy of Wit) اثر جان لیلی و «تشریح افسردگی»((Anatomy of Melancholy اثر رابرتبرتن بهکار رفته است. منتقد ادبی، نورترپ فرای، در کتاب خود، «آناتومی نقد» ((Anatomy of Criticism، تعریف این واژه در ادبیات را تا جایی اختصاصی کرد که به معنای اثری مشابه هجو منیپی (Menippean) باشد، یا هجوی که در آن حجمی از اطلاعات بهکار گرفته میشد تا در خصوص موضوع هجو، معمولاً رویکرد خاص یا نوعی از رفتار، مورد استفاده قرار گیرد.
نقدی ادبی نوشته نورترپ فرای، که در 1957 به چاپ رسید و عموماً، یکی از حائز اهمیتترین آثار این نویسنده بهحساب میآید. او در مقدمه این کتاب عنوان میکند که هدف اولیه او برای بررسی شعر ادموند اسپنسر بود، ولی در مسیر خود به بررسی گستردهتری از اصول سازماندهی نظریه ادبی انجامید. چهار مقاله این کتاب اسلوبها، نمادها، اسطورهها و انواع ادبی را مورد بررسی قرار میدهند که بهترتیب با آنچه که فرای ابعاد تاریخی، اخلاقی، کهنالگویی، و بدیعی نوشتار ادبی میداند، ارتباط دارند. از دیدگاه او کار ارزیابی شعر یا رمانی خاص بهعهده بازبین است؛ درحالیکه منتقد جنبههایی از یک اثر را ارزیابی میکند که آن اثر را در پیکره ادبیات جا میدهد.
(نام کامل آن تشریح افسردگی چیست؟ با همه انواع، علل، نشانهها، تشخیصها و چندین درمان آن: در سه قسمت اصلی با چندین بخش، اجزاء و زیربخشها، از نظر فلسفی، پزشکی، تاریخی باز شده و تشریحشدة دموکریتوس کوچک) رابرت برتن آن را ارائه داد و در 1621 چاپ شد و در پنج چاپ بعدی شرح و اصلاح شد (52/1651 و 1638 و 1632 و 1628 و 1624).برتن در قسمت اولیه رساله، بیماری فطری افسردگی را تعریف میکند، درباره علل آن بحث و علائم و نشانهها را ثبت و یاداشت میکند؛ قسمت دوم به درمان اختصاص دارد؛ افسردگی عشق، موضوع اولین بخش از قسمت سوم است. برتن استاد روایت است، برای مثال بیشتر داستانهای عشاق بزرگ دنیا را ذکر میکند و مجدداً رویکرد نوینی به مسائل روانشناختی نشان میدهد؛ بخش چهارم به افسردگی (مالیخولیای) دینی میپردازد و در معالجه ناامیدی به والاترین عقل و اندیشه میرسد.سبک سرزنده گفتاری برتن همانقدر فردی است که محتوای موضوعش. سبک او تخیلی و فصیح، مملو از کنایههای کلاسیک و اصطلاحات لاتینی است که حاکی از عشق وی به اطلاعات عجیب و غیرمعمول و همچنین دانش و فضل اوست. او استاد فهرستها و کاتالوگهاست، اما فهرستهای بلند اغلب با گریزهای شوخطبعانه قطع میشوند.
در اساطیر یونانی، پسر زئوس یا پوسئیدون و شاه لِلِگسهای ساموس. در شرح سیاحان آرگونات، آنکائیوس پس از مرگ تیفیس سکاندار کشتی آرگو شد. در اغلب افسانهها آمده که هنگام کاشت یک تاکستان، پیشگویی او را باخبر کرد که نمیتواند از محصول شراب آن بنوشد. هنگامیکه انگورها رسیدند، او انگورها را در پیالهای فشرد و با بردن پیاله نزدیک لبان خود، پیشگو را مسخره کرد و پیشگو نیز پاسخ داد «زمان زیادی بین پیاله و لب است». در همان لحظه معلوم شد که یک گراز وحشی به آنجا حمله کرده است. آنکائیوس پیاله را زمین انداخت، بیآنکه از شراب نوشیده باشد، پا به فرار گذاشت و بهوسیلة گراز کشته شد.
[لاتین، دوپهلو، در لغت دارای جهات متضاد] در علم عروض قدیم، هجایی در یک وزن عروضی که دارای طول نامعین است، یعنی هجایی که میتواند کوتاه یا بلند باشد. در تقطیع، آنچپس را با علامت یا × نشان میدهند.
ژوزه دو (ت. 19 مارس 1534، جزایر قناری- و. 9 ژوئن 1597، اسپریتو سانتو، برزیل) یسوعی پرتغالیالاصل که شاعر، نمایشنامهنویس و ادیب بوده و یکی از بنیادگذاران ادبیات ملی برزیل محسوب میشود.انشتا در پرتغال تحصیل کرد و در 1551 وارد انجمن یسوعیون شد. در 13 جولای 1553 به برزیل رفت، مکانی که اکنون استان باهیا نام دارد. در 1554 به سائوپائولو، که مکان جدیدی برای سکونت یسوعیون بود، نقل مکان کرد و در آنجا، نقش عمدهای در تلاشهای یسوعیان برای تغییر مذهب سرخپوستان داشت؛ او همچنین تلاش کرد تا سرخپوستان را از سنت بردگی، که در صنعت کشاورزی رو به رشد آن زمان در حال گسترش بود، رهایی دهد.مشهورترین اثر ادبی انشتا، شعر عرفانی وی به زبان لاتین با عنوان«مریم باکره»(De beata virgine dei matre Maria) است؛ او همچنین چند نمایشنامه مذهبی نوشت و آنها را در طبیعت بکر برزیل به اجرا درآورد که بسیاری از آنها متأسفانه مفقود شدهاند؛ بهعلاوه او مقالات زیادی نوشت که توصیفکننده شیوه زندگی، عادات، افسانههای قومی و اجدادی و بیماریهای سرخپوستان و همچنین گونههای گیاهی و جانوری برزیل است.
در افسانه یونانی، عضوی از شاخه جوان خانواده سلطنتی تروی. او پادشاه داردانوس در ماونت ایدا بود. در آنجا، الهه آفردویت او را ملاقات کرد و شیفته زیبایی او شد و از او آینئاس را به دنیا آورد. انکایسیز بهعلت فاش کردن نام مادر کودک کشته شده و یا در اثر اصابت صاعقه کور شد. در افسانههای بعدی و در انهئید اثر ویرژیل، انکایسیز بر روی شانههای پسرش آینئاس، که فرزندان وی روم را بنیاد نهادند، به خارج از تروی انتقال داده شد و در سیسیل درگذشت.
موضوع بحث ادبی مشهور که در قرن هفدهم در فرانسه و انگلیس رایج بود. سنتیها معتقد بودند که ادبیات کلاسیک یونان و روم، الگوهای برتر ادبی ارائه کردهاند، اما طرفداران آثار نوین به برتری آثار اعتراض داشتند. ظهور علم جدید، تعدادی از متفکرین فرانسوی را به این باور رساند که اگر دکارت توانست از علم قدیم پیشی بگیرد، پس ممکن است که ادبیات جدید هم از ادبیات قدیم پیشی بگیرد. اولین حملات به قُدما از سوی انجمنهای پیرو فلسفه دکارت در دفاع از تعدادی اشعار حماسی ژان دماره دو سن سورلن بود که بیشتر براساس دین مسیحیت سروده شده بودند تا اساطیر کلاسیک. این بحث با انتشار «هنر شعری» (L’Art poétique, 1674) اثر نیکولا بوئالو، که موضوع بحث را برای قدما روشن میساخت و بر سنّتهای کلاسیک شعر صّحه میگذاشت، به اوج رسید و جنجالی بهوجود آمد. از آن پس، موضوع به جروبحث فردی و تند تبدیل شد. در میان حامیان مهّم نوگراها، شارل پرو و برنار دو فونتنل و در میان حامیان قدما، ژان دو لا فونتن و ژان دو لا برویر را میتوان نام برد.در انگلستان، جروبحث تا اولین دهه قرن هجدهم ادامه یافت. سرانجام دو بحث مهم شکل گرفت: اینکه آیا ادبیات همانند علم از دوران قدیم تا دوران جدید رشد کرده است یا نه و اینکه اگر رشدی اتفاق افتاده، آیا آن رشد خطی بوده است یا ادواری؟ این موضوعات بهطور جدی و با شور و حرارت مورد بحث قرار میگرفت. جاناتان سوئیفت این مباحث را در اثر طنز خود با عنوان «قصة یک تشت» (Tale of a Tub, 1704) و به شکل اساسیتر در «مبارزه کتابها» (The Battle of the Books, 1704) هجو کرده است. در 1726، سوئیفت حملهای کوبندهتر به این مباحث را در «سفرهای گالیور، کتاب سوم، سفر به لاپوتا» (Gulliver’s Travels) شکل داد.
(«راهنمایی برای انکُرسِس») انکرنه رِوله نیز نامیده میشود («قانونی برای انکرسس»). اثر گمنامی که در اوایل قرن سیزدهم، برای راهنمایی بانوانی که مجبور بودند منزوی و جدا زندگی کنند، نگاشته شده است. ممکن است بهطور مشخص، هدف آن گروه خاصی از زنان بوده که به شکل جدا و منزوی در نزدیکی لایمبروک در هرفردشر زندگی میکردند.این اثر از انگلیسی به فرانسه و لاتین ترجمه شده است و تا قرن شانزدهم پرطرفدار بود. این اثر بهعلت انسانگرایی، عملی بودن، نگاه عمیق به فطرت، و از همه مهمتر سبک عالیاش کاملاً قابل توجه است. همچون دیگر آثار منثور آن زمان، انکرنه ویسه نیز از واجآرایی بهمثابة آرایه شعری استفاده میکند، اما نویسنده تحت تأثیر سبک معاصر موعظه و نصیحت قرار گرفته که منشأ آن به جای سنتهای محلی و بومی، از دانشگاهها بوده است. این اثر با داشتن زبان مجازی غنی، جملات بدیع و هنرمندانه و بخشها و زیربخشهای کاملاً منطقی به جلوههایی زبانشناختی دست یافته است که برای زبان انگلیسی زمان خود چشمگیر بودند. انکرنه ویسه غالباً در رده آثار کاترینی، مجموعهای از آثار مذهبی که در نزدیکی هرفوردشر نوشته شده، طبقهبندی میشود.
هانس کریستیان (ت. 2 آوریل 1805، اودنسه، نزدیک کپنهاگ، دانمارک - و. 4 آگوست 1875، کپنهاگ) نویسنده دانمارکی که توانایی او در داستانسرایی ساده و بیپیرایه و قدرت جادویی خلاقش با عناصر جهانی افسانههای عامیانه همراه شد تا مجموعهای از افسانهها را خلق کند که در بیشتر فرهنگها از آن استقبال شد.اندرسن در 1828 در دانشگاه کپنهاگ پذیرفته شد. سال بعد، اولین اثر مهم ادبی خود به نام «قدم زدن از کانال هولمن تا نقطه شرقی جزیره آماگر» (Fodrejse fra Holmens kanal til Ò stpynten af Amager i aarene, 1828-1829) را، که داستان تخیلی به سبک نویسنده رمانتیک آلمانی ا. تی. آ هوفمان بود، خلق کرد. این اثر، نوعی موفقیت عاجل بود. او سپس به نمایشنامهنویسی روی آورد. بعد از دو تلاش ناموفق، با نمایشنامه «دورگه» (Mulatten, 1840)، که درباره زشتیهای بردهداری بود، به شهرت رسید. تئاتر زمینه کاری آندرسن نبود و مدتی طولانی، عمدتاً بهعنوان یک رماننویس شناخته میشد. بیشتر رمانهایش سرگذشت خودنگاشت هستند که مشهورترین آنها «بداههگو» (Improvisatoren, 1835)، «اُ. تی» (O.T., 1836)، و «ویولنزن» (Kun en spillemand, 1837) نام دارند.اولین کتاب داستان اندرسن به نام «داستانهایی برای بچهها» (Eventyr, fortalte for bÒrn, 1835) چند داستان را دربر میگرفت که«جعبه آتشگردان» (The Tinderbox)، «کلاوس کوچک و کلاوس بزرگ»(Little Claus and Big Claus)، و«شاهزاده و نخود فرنگی» (The Princess and the Pea) از آن جملهاند. این داستانها به همراه دو مجموعه داستان دیگر، جلد اول کتاب «داستانها» را در 1837 پدید آورد که جلد دوم آن در 1842 کامل شد. به اینها «کتاب نقاشی بدون تصویر» (Billedbog uden Billder, 1840) نیز اضافه میشود. مجموعههای جدیدش در 1843، 1847 و 1852 انتشار یافتند. این نوع ادبی با انتشار «داستانها و حکایات جدید از پریان» (Nye eventyr og historier) در سالهای 1858-1872 گسترش یافت. این مجموعهها در دو حوزه سبک و محتوا کار جدیدی عرضه کردند. آندرسن بهعنوان مبتکری صادق در شیوه بیان داستانها، اصطلاحات و ساختارهای زبان گفتار را بهکار گرفت، درحالیکه بعضی از داستانهایش عقیدهای خوشبینانه درباره پیروزی نهایی خیر بر شر را ارائه میدهد (مثلاً داستان «ملکه برفها»)، دیگر داستانهایش بهشدت بدبینانه و غمزده هستند. آنچه برخی از داستانهای او را غمناک میسازد، حس همدردی اندرسن با افراد بدبخت و بیخانمان است.از 1840 تا 1857 اندرسن به سراسر اروپا، آسیای صغیر و افریقا سفر کرد. یافتههای او در دوره سفرنامه وی ثبت شده است، بهویژه در «بازار شاعر» (En digters bazaar, 1842)، «در سوئد» (I Sverrig, 1851)، و «در اسپانیا» (I Spanien, 1863) خاطرات و هزاران نامه از او موجود است.
تروگوِه (ت. 27 سپتامبر 1866، رینگساکر، نروژ- و. 10 آوریل 1920، گران) رماننویس و نویسنده داستان کوتاه جنبش نیورمانتیک در نروژ که تضاد میان فرهنگهای روستایی و دیوانسالاری را به تصویر میکشد.آنرسن در دانشگاه کریستیانیا تحصیل کرد و زندگی کارمندی داشت. در دوران جوانی، شیفته مکتب رمانتیسم آلمان شد. بهخصوص، آنچه در داستانهای خیالی ا. ت. آ هوفمان مشاهده میشد، در اثر اصلی او، «در روزهای مشاور» (I cancelliraadens dage, 1897)، مجموعهای از داستانهای کوتاه که با یک تصویر مرکزی به یکدیگر گره خورده بودند، دنیای کارمندان دولتی روستایی در نروژ را به تصویر کشیده است. رمان «بهسوی غروب» (Mot Kvæld, 1990) او در ارتباط با کوتاهفکری طبقه متوسط است. آنرسن چهار جلد داستانهای کوتاه منتشر کرد. خاطرات سفرهای دریایی او پس از مرگ همسر و فرزندش در 1902 در «خاطرات سفر دریایی» (Dagbog fra en sjøreise) در 1923 چاپ شد.
مارگرت (کرولاین) (ت. احتمالاً 24 نوامبر 1886، ایندیاناپولیس، امریکا- و. 18 اکتبر 1973، لو کانه، فرانسه) پایهگذار و سردبیر مجلهLittle Reviewکه وی در آن آثار بسیاری از نویسندگان مشهور امریکایی و انگلیسی قرن بیستم را معرفی کرد. اندرسن در خانوادهای سنتگرا در میدوست پرورش یافت و در وسترن کالج مخصوص زنان، در آکسفورد اوهایو تحصیل کرد. او ارزشهای سرمایهداری محیط زندگی خود را در اوایل عمر رها و به شیکاگو نقل مکان کرد. در آنجا به کارمندان مجله مرور ادبی The Dial پیوست. در 1914 مجله Little Reviewرا بنیاد گذاشت، مجلهایکه در آن موضوعات مورد علاقه خود نظیر هنر پیشرو، فلسفه، حقوق زنان و روانشناسی را در بین موضوعات دیگر منعکس میساخت. اندرسن، که ازراپاوند را بهعنوان سردبیر اروپاییاش استخدام کرده بود، نویسندگان مهاجر امریکایی و اروپایی را بهسوی مجله جذب میکرد. به مدت شش ماه در 1914، بعد از اینکه حامیان مالی وی مجلهLittle Reviewرا رها کردند، او خانه و دفتر کارش را از دست داد و با خانواده و کارمندان مجله در سواحل دریاچة میشیگان چادر زد. وقتی اندرسن در 1918 شروع به چاپ زنجیرهای «یولیسیس» (Ulysses) اثر جیمز جویس در Little Review کرد، اداره پست امریکا چهار شماره مجله را مصادره کرد و سوزاند و اندرسن و جین هیپ، ویراستار همکارش، را به اشاعه فحشا متهم کرده، هریک را 50 دلار جریمه کرد؛ بااینهمه اندرسن یازده سال دیگر به انتشار مجله ادامه داد. در میان نوشتههای بعدی او زندگینامه خودنگاشتی سهجلدی مشاهده میشود که «سی سال جنگ من» (My Thirty Years’ War, 1930)، «چشمههای سوزان» (The Fiery Fountains, 1951)، «نیاز شگفتانگیز» (The Strange Necessity, 1962) تشکیل میشود.
(ت. 15 دسامبر 1888، آتلانتیک، ایالت پنسیلوانیا، امریکا- و. 28 فوریه 1959، استمفورد، ایالت کانتیکت) نمایشنامهنویسی که به ساده کردن زبان اشعار تراژدی مبادرت کرد. اندرسن در دانشگاه داکوتای شمالی و نیز دانشگاه استنفورد تحصیل کرد. او با لارنس استالینگز در کمدی «بهای سرافرازی»(What Price Glory$1, 1929) همکاری کرد که اولین موفقیت او و برداشتی غیرمذهبی و رکیک اما واقعبینانه از جنگ جهانی اول بود. سپس، دو نمایشنامه تاریخی بلندپروازانه به نظم به نامهای «ملکه الیزابت»(Elizabeth the Queen, 1930)، و«مری اسکاتلند» (Mary of Scotland, 1930) نوشت. همچنین اثر طنز منثور و برندة جایزه پولیتزر «هر دو خانة شما» (Both Your Houses, 1933) را نگاشت که حملهای علیه رشوهخواری کنگره امریکا بود. وی با درام منظوم و خلاقانه «وینترست» (Winterset, 1935) به اوج موفقیت حرفهای خود رسید؛ این درام با الهام از پروندة سالهای 1920 ساکّو و واندزتی نوشته شد و ماجرای آن در محلههای فقیرنشین شهری رخ میدهد. او ضمن همکاری با آهنگساز پناهنده آلمانی، کورت وایل، نمایشنامه آهنگین «تعطیلات شلوار برمودایی» (Knickerbocker Holiday, 1938) را، که اساس آن بر تاریخ قدیم نیویورک بود، و «گمشده در ستارهها» (Lost in the Stars, 1949) را، که برگردان نمایشی رمان «گریه کن، کشور عزیز» (Cry, the Beloved Country) اثر آلن پاتن- نویسنده افریقای جنوبی- بود، نوشت.
پتریک جان مک الیستر (ت. 4 آگوست 1915، اشتد، ساری، انگلستان- و. 17 مارس 1979، هالستد اسکس) شاعر کانادایی انگلیسیتبار که مشخصه شعرهای او توالی بلافصل صور خیال متضاد است.اندرسن در دانشگاههای آکسفورد و کلمبیا تحصیل کرد و پس از سکونت در مانتریال از 1940 تا 1950 در دانشگاه مکگیل تدریس کرد. وی نقش مهمی در تأسیس مجله ادبیPreview داشت؛ او همچنین با وصفهای دلانگیز از طبیعت، تعریفهای غنایی سنتی درباره مناظر کانادا را از نو زنده کرد. از مجموعههای اول او «چادری برای ماه آوریل» (A Tent for April, 1945) و «مرکز سفید» (The White Center, 1946) بودند. پس از آن «رنگ برهنه» (The Colour as Naked, 1953)، زندگینامه خودنگاشت «مرا جستوجو کن» (Search Me, 1957) و مطالعهای با عنوان «برفراز آلپ: بازتابهای سفر و سفرنامهنویسی»(Over the Alps: Reflections on Travel and Travel Writing) را نوشت. آخرین اثر چاپشده اندرسن «بازگشت به کانادا: برگزیده اشعار» (Return to Canada: Selected Poems, 1977) بود.
(ت. 25 نوامبر 1926، بریستول، پنسیلوانیا، ایالات متحده) نویسنده امریکایی پرکارِ داستانهای علمی و تخیلی و رویاپردازانه که عمدتاً بهسبب توجه زیادش به جزئیات علمی مورد ستایش است.اندرسن اولین داستان علمی- تخیلی خود را درحالی به چاپ رساند که هنوز دانشجوی مقطع کارشناسی در دانشگاه مینیسوتا بود؛ وی پس از فراغت از تحصیل با اخذ مدرک فیزیک در 1948، نویسندهای آزاد و مستقل شد. اولین رمانش را به نام «بر بام زمان» (The Vault of the Ages) در 1952 به چاپ رساند و پس از آن هر ساله چندین کتاب نوشت. شماری از آثار او به «تاریخ آینده» میپردازند؛ آنچه او آن را تمدن فنی مینامد، دورهای که از 2100 آغاز و تا 7100 به طول میانجامد. عمده محتوای جامعهشناختی، سیاسی، و اقتصادی این کتابها مانند «جاسوس امپراتوری تران» (Agent of the Terran Empire, 1965) از الگوهایی برگرفته شده که به عصر اکتشاف در اروپا مربوط میشوند. اندرسن در اثر «تائو زیرو» (Tau Zero, 1970)، که برخی آن را بهترین اثر وی میدانند، از عرصه گسترده تاریخ آینده رو برمیگرداند و زمینه داستان را به یک کشتی فضایی محدود میکند که سرعت آن به سرعت نور نزدیک میشود. مسافران در درون آن زمان را بهگونهای تجربه میکنند که همواره آن را میشناختهاند، اما درعینحال، از پشت پنجره آن شاهد فروپاشی و احیای مجدد جهان هستی هستند.علاقه اندرسن به زبانها و ادبیات منطقه اسکاندیناوی الهامبخش بسیاری از رمانهای خیالی وی است. بهعنوان مثال «فرزندان پری مرد دریایی» (The Merman’s Children, 1979) بدبختی بازماندگان پری مردان دریایی را در اجتماع انسانهای معمولی روایت میکند؛ این موضوع را میتوان در ادبیات عامیانه – عاشقانه دانمارک در قرون وسطی مشاهده کرد.
نام خانوادگی شوهر او اندروز، اسم مستعار او اورسالا (اورسولا) ترلینگ (ت. 21 می 1901، شیکاگو، ایلینویز، ایالات متحده) کتابدار، نمایشنامهنویس، و حامی هنر که خانه وی در شهر نیویورک محلی برای گردهمایی نویسندگان و هنرمندان نوزایی هارلم بود.اندرسن در چند کالج درس خواند و در سازمان کتابداری عمومی نیویورک مشغول کار شد؛ وی برای آن سازمان در فاصله دهههای 1920 تا 1967 اقدام به برگزاری نمایشگاههای هنری و چندین نمایش و سخنرانی کرد. آپارتمان هارلم، که او آن را با دو زن دیگر شریک بود، به محلی مهم برای همایشهای روشنفکران و هنرمندان افریقایی– امریکایی در اوایل دهه 1920 بدل گردید. در 1924 اندرسن ضیافت شامی را در کلوپ سیویک ترتیب داد که به راهاندازی جنبش ادبی نوزایی هارلم کمک کرد و در این مهمانی نویسندگان مشهوری از جمله دابلیو. ایی. بی. دوبویس جین تومر، کاونتی کالن، و لنگستون هیوز حضور داشتند. اندکی بعد و در همان سال اندرسن به دوبویس کمک کرد تا تالار تئاتر بازیگران کریگوا را تأسیس کند که در آن هنرپیشههای سیاهپوست بتوانند نمایشنامههای نویسندگان سیاهپوست را اجرا کنند. این تالار در خیابان 135 در کتابخانه عمومی (جایی که اندرسن در آن کار میکرد) واقع بود.تالار مذکور چندی بعد به تئاتر تجربی سیاهان تبدیل شد (که البته به تالار تئاتر تجربی هارلم نیز معروف است). این سالن در 1931 نمایش تکپردهای اندرسن به نام «صعود از نردبان یعقوب» (Climbing Jacob's Ladder) را تولید کرد. مضمون آن، اعدامی بود که به هنگام عبادت مردم در کلیسا اتفاق افتاد. سال بعد، این تالار، دیگر نمایش تکپردهای وی یعنی «زیرزمین» (Underground) را تولید کرد که درباره قطار زیرزمینی بود. هر دو نمایشنامه با نام مستعار اندرسن منتشر شدند. تئاتر تجربی سیاهان بهمثابه منبع الهامی برای گروههای کوچک تئاتر در کشور تبدیل شد و بهطور خاص تأثیر بسزایی در تشویق تئاتر جدی سیاهان و نویسندگان سیاهپوست برجای نهاد. افزون بر این، اندرسن کمک سردبیری نشریة (Chronolgy of African-Americans in NewYork, 1621-1966) (1971) را بهعهده داشت که سردبیر دیگر آن اتل رِی ننس بود.
(ت. 13 سپتامبر 1876، کمدن، اهایو، امریکا - و. 8 مارس 1841، کولون، پاناما) نویسندهای که داستان کوتاه امریکایی را بین جنگ جهانی اول و دوم، بهشدت تحت تأثیر قرار داد. سبک نثرش، که بر گفتار معمولی استوار و از نوشتار تجربی گرترود استاین منشأ گرفته است، که بهطور محسوسی بر ارنست همینگوی مؤثر بود.اندرسن شغلهای متنوعی داشت و در همان حال، در وقت آزادش داستان مینوشت. سرانجام، او از طریق چاپ اثرش و یا ترک دیگر مشاغل، درآمد کافی کسب کرد. از سوی چند نفر از ادبا تشویق شد و با ارسال آزمایشی شعر و داستان کوتاه به مجلات کوچک، کارش را شروع کرد. اولین رمانهایش، «پسر ویندی مکفرسون» (Windy McPherson's Son, 1916 / نسخهتجدیدنظر شده، 1921) و «مردان پیشرو» (Marching Men, 1917)، را در حالی نوشت که هنوز یک تولیدکننده بود. «وینزبرگ، اهایو» (Winesburg, Ohio, 1919) اولین کتاب پختة اوست که وی را به شهرت رسانید. قصههای کوتاه و داستانهایش، که در روزنامهها آمده، از حیث عاطفی به اوضاع مردمی برمیگردد که او توصیف میکند؛ «ازدواجهای بسیار» (Many Marriages, 1923)، که بر ارضای جنسی تأکید میکند؛ «خنده تاریک» (Dark Laughter, 1925)، که برای مرحله «بدوی» قبل از تمدن ارزش قائل شده است؛ «آن سوی علاقه» (Beyond Desire, 1932)، که رمانی درباره نزاعهای کارگری کارگاه نساجی ناحیه جنوب است، از جمله رمانهای او است. عموماً تصور میکنند بهترین اثرش در بین داستانهای کوتاه اوست که در مجموعههای «پیروزی تخم مرغ» (The Triumph of The Egg, 1921)، «اسبها و مردها» (Horses and Men, 1923)، «مرگ در جنگل» (Death in the Woods, 1933)، و نیز رمان وینزبرگ، اهایو، که قبلاً اشاره شد، آمده است.
دان، نام مستعارِ دانیل آندرشون (ت. 6 آوریل 1888، اسکاتلوسبرگت، سوئد - و. 20 سپتامبر 1920، استکهلم) نویسنده سوئدی ادبیات طبقه کارگری که یکی از چند شاعر معروف سوئد شد.آندرشون، که در خانوادهای فقیر به دنیا آمد، پیش از آنکه موعظهگر شود، به شغل هیزمشکنی و زغالفروشی مشغول بود. «ماجراهای زغالساز» (Kolarhistorier, 1914)، «سرودههای نگهبان کوره زغال»(Kolvaktarens visor, 1915) دو عنوان از اولین آثار منتشر شده او هستند. گزیدهای از این دو مجموعه تحت عنوان «ترانههای عامیانه زغالساز و چند شعر دیگر» (Charcoal Burner’s Ballad & Other Poems) به انگلیسی ترجمه شده است. او کتاب شعر دیگری در دوران حیات خویش به چاپ رساند که «اشعار عامیانه سیاه» (Svarta ballader, 1917)نام داشت؛ همچنین دو رمان زندگینامه خودنگاشت به نامهای «سه بیخانمان» (De tre hemlösa, 1918)، و «میراث دیوید رام»(David Ramms arv, 1919) را به رشته تحریر درآورد. بخش قابل توجهی از شعر و نثر او، پس از مرگش، در دو مجموعه تحت عناوین «آخرین درو»(Efterskörd, 1929) و «چاپ شدهها و چاپ نشدهها»(Tryck och Otrycke, 1942)منتشر شد.
بخش اول رمان «دُنآرام» (Tikhy Don) اثر میخائیل شولوخوف. این رمان روسی در فاصله سالهای 1928 و 1940 منتشر شد. ترجمه انگلیسی بخش اول آن در 1934 روانه بازار شد. «دُن به سوی دریا جاری است» (The Don Flows Home To the Sea) بخش دوم رمان اصلی بود کهدر 1940 با ترجمه انگلیسی منتشر شد.این رمان، که موقعیت مکانی و زمانیاش بستر رودخانة دن در جنوب غرب روسیه در پایان دوره تزارهاست، سرگذشت گرگور مِلِخوف قزاق را روایت میکند که از یک عاشقپیشة جوان به سربازی در ارتش سرخ و سرانجام به یک قزاق ملیگرا تبدیل میشود. جنگ - هم به شکل درگیری بینالمللی و هم در قالب انقلاب داخلی- محتوای حماسی داستان را رقم میزند و به آن لحن ابهامآمیز اخلاقی میبخشد.
ائوژنیو دو، نام مستعارِ ژوزه فونتینیاش (ت. 19 ژانویه 1923، پوووئادا آتالیا، پرتغال) شاعر پرتغالی که تحتتأثیر سوررئالیسم از عناصری ملموس نظیر زمین، آب و جسم انسان بهمنظور بررسی موضوعاتی مانند عشق و طبیعت و مرگ استفاده میکرد. آثار او به زبانهای مختلف ترجمه شده است. اندراجی، که از نوجوانی شعر میگفت، از 1950 تا 1983 در کسوت کارمند دولت در پورتو کار میکرد. اولین مجموعه مهم منظوم او «دستها و میوه» (As Mãos e os frutos, 1948) نام داشت. «سفید در سفید» (Branco no branco, 1984) خاطرات شاد و غمگین را روایت میکند. مجموعههای منظوم دیگر او «نوجوان» (Adolescente, 1942)، «قلب روز» (Coração do dia, 1958)، «قلمرو تاریک» (Obscuro domínio, 1971)، «خاطره یک رودخانه دیگر» (Memória duotro rio, 1978)، «نام پیشین زمین» (O outro nome da terra, 1988)، و نیز مجموعه دو زبانه انگلیسی- پرتغالی به نام «دل مسکونی» (Inhabited Heart, 1985) نام دارند.
نام کامل او الوئیسیو ژورژی اندراجی فرانکو (ت. 21 آوریل 1922، بارتّوس، برزیل- و. 13 مارس 1984، سائو پائولو) یکی از تواناترین نمایشنامهنویسانی که در جنبش احیای تئاتر برزیل، در میانه قرن بیستم، بهظهور رسیده است.اندراجی پس از نمایش دادن «کارد و چنگال نقرهای» (O faqueiro de prata) و «تلسکوپ» (O telescópio) در1954، بهعلت نمایش «مهلت قانونی» (A moratoria) در 1955 توجه همگان را به خود جلب کرد. «جستوجوی ارواح» (Pedreira das almas, 1958) و «راه بازگشت» (Rasto atrás, 1967) برجستهترین نمایشهای او هستند. شیوه نمایش مطلوب او استفاده از روش نمایش دو سطحی بود که دو دوره زمانی، زندگی یک گروه از شخصیتهای داستان را توصیف میکرد.آثار اندراجی تغییر جمعیت روستایی به شهری را در جنوب برزیل، فراز و فرود اقتصاد تکمحصولی قهوه، و ماجرای افرادی را که میکوشیدند با خود بر سر پیشینه و محیط متغیر خود به توافق برسند، انعکاس میدهد. او در نمایشنامه «طریق نجات» (Vereda da salvação, 1965) بهروشنی روانپریشی گروهی از عرفای مذهبی و نابودیشان به دست مقامات سیاسی را تصویر میکند. اندراجی در 1970 جایزه مولیئر را بهسبب مجموعه سهپردهای «مارتا» (Marta)، «درخت» (A árvore)، و «نگهبان» (O relogio) از آن خود کرد.
نام کامل او ماریو رائول د مورایس اندراجی (ت. 9 اکتبر 1893، سائوپائولو، برزیل- و. 25 فوریه 1945، سائوپائولو) نویسندهای که اهمیت اصلی او بهواسطه معرفی سبک نثر فوقالعاده فردیاش بود که میکوشید کلام محاورهای برزیلی را به جای پرتغالی «درست» برنمایاند؛ او همچنین در جنبش مدرنیستی برزیل معروف است.اندراجی به سازماندهی آنچه حادثه کلیدی در حیات هنری آینده برزیل نام گرفت، یعنی «هفته هنر نوین» کمک کرد که در فوریه 1922 در سائوپائولو برگزار شد. سهم خاص او یعنی قرائت یکی از اشعار برگرفتهشده از اثرش با عنوان «شهر وهمآلود» (Paulicéia desvairada, 1922) تا به امروز یکی از وقایع مهم در شعر برزیل بهحساب میآید.اندراجی از 1935 تا زمان مرگش، رئیس اداره فرهنگ سائوپائولو بود و پژوهشهایی را درباره موسیقی محلی و ادبیات عامیانه برزیلی سامان داد. رمانهای او دغدغههای وی درباره موضوعات محلی و عامیانه را انعکاس میدهند؛ «ماکونایما» (Macunaíma, 1928) به سبکی کاملاً عامیانه نوشته شده و میکوشد گفتار واقعی برزیلی را احیا کند. مجموعه اشعار او پس از مرگش جمعآوری و در «دیوان کامل اشعار» (Poesias completas, 1955) منتشر شد. این اشعار بهعلاوه نوشتههای انتقادی وی، همچنان در هنر برزیل تأثیرگذار هستند.
نام کامل او، ژوزه اوزوالد د سوسا اندراجی (ت. 11 ژانویه 1890، سائوپائولو، برزیل - و. 22 اکتبر 1954، سائوپائولو) شاعر، نمایشنامهنویس، رماننویس، آشوبگر اجتماعی، انقلابی و نیز یکی از رهبران نهضت هنری نوین برزیل.اندراجی، که در خانوادهای ثروتمند و اشرافی به دنیا آمده بود، در دوران جوانی به سراسر اروپا سفر کرد و با گرایشهای ادبی پیشرو در پاریس و ایتالیا آشنا شد. پس از بازگشت به سائوپائولو، مدرک حقوق خود را در 1919 دریافت کرد و با ماریو د اندراجی (هیچ نسبتی با او ندارد) در 1922 به سازماندهی «هفته هنر نوین» (Semana de Arte Moderna) کمک کرد تا تجدد را به مردم معرفی کند.اندراجی در مرامنامه ادبی خود، «جنگل برزیل» (Pau-Brasi, 1925)، بهطور خاص روی ابعاد ملیگرایانه تجدد کار کرده است. او خواهان بازگشت به آن چیزی بوده که خودجوشی ابتدایی ادبیات بومیهای برزیلی مینامد؛ او تأکید میکند که برزیل نوین باید از میراث خاص خودآگاهی یابد؛ به این منظور، وی جنبشی ادبی را به نام «آدمخواری» (Antropofagia) بنیاد نهاد؛ یک گروه انشعابی از تجدد که اگرچه مدت طولانی دوام نیاورد، اما بهسبب تأکیدش بر موضوعات بومی و عامیانه تأثیر بسزایی برجای نهاد.پس از مرگ او، رمانهایش عمدتاً بهعلت اصالت سبک و معانی گستردهشان، بسیار تمجید شدند که بهطور خاص میتوان به «خاطرات عشقی ژوئاون میرامار» (Memórias sentimentais de João Miramar, 1924)اشاره کرد.
به لاتین آندرئاس کاپلانوس (شکوفایی، قرن دوازدهم) نویسنده فرانسوی هنر عشق فاخر، که عمدتاً بهسبب رساله سه جلدیاش تحت عنوان «کتاب هنر عشق فاخر و فساد عشق ناپاک» (Liber de arte honeste amandi et reprobatione inhonesti amoris, 1185) مشهور است. بهنظر میرسد که او کشیش دربار ماری، کنتس شامپانی، دختر الینورِ آکیتن بوده است. آندره کتاب را به درخواست ماری نگاشت. این اثر دو بار در قرن سیزدهم به فرانسه ترجمه شد. گیوم دلوریس اثر خود را با نام «رز ایتالیایی»(Roman de la Rose) با الهام از آن نوشته است. کتاب کل آموزش عشق فاخر را در خود جمع کرده و بهتفصیل، همة عناصر این آیین را در خود دارد.
(ت.حدود 1370، باربرینو دی وال دلسا، در نزدیکی فلورانس [ایتالیا] - و.حدود 1432، فلورانس) ترانهخوان، نویسنده، و مؤلف داستانهای حماسی.آندرئا دستمایه بخش عمدهای از مجموعه داستانهای خود را تحت عنوان «پادشاهی فرانسه» (I reali di Francia, 1941) عمدتاً از نسخه کهن ایتالیایی آن گرفت. داستان حماسی وی با عنوانGuerrin meschino (1473) عمدتاً ابتکار خود آندرئا است. این داستان خوشاقبالیهای گورینو، یک بردهزاده و قهرمان داستان، را پی میگیرد که از انبوهی از خطرها و ماجراها، با قدرت و صلابت میگذرد تا به نسبت سلطنتی خود پی ببرد، پدر و مادرش را از زندان برهاند، با شاهزادهای ایرانی ازدواج کند، و تا پایان عمر در شادی و شادمانی بزید.افزون بر این، آندرئا رمانسهایی مانند «آسپرامونته، داستانهای ناربونزی» (Aspramonte, Storie Narbonesi) که در72-1873 و «افسانه یوگان»(La storia di Ugone) و «سقوط گوئرّینو به جهنم»(La discesa di Guerrino all' inferno) (که هر دو در 1882 منتشر شدند) را تألیف کرده است.
شعری از رابرت براونینگ، که در مجموعه شعر «مردان و زنان» (Men and Women, 1855)منتشر شد.این شعر بهصورت تکگویی نمایشی است که از زبان نقاشی به نام آندرئا دل سارتو (1486-1531) برای زن محبوب و بیوفایش لوکرتسیا ادا میشود. براونینگ شعر خود را بر مبنای دیدگاه جورجیو وازاری نسبت به ازدواج نقاش فوق- ارائه شده در کتاب «زندگی نقاشان» (The Lives of the Painters)- نوشت. چنانکه وازاری گفته و در این شعر هم برداشت میشود تمایل و بردباری نقاش در تعلق به لوکرتسیا موجب میشود از پرداختن بیشتر به هنر و در نتیجه کسب جایگاه برتر قابلیتهای هنری باز بماند.
لو، نامخانوادگی اصلی او زالوما (ت.12 فوریه 1861، سنپترزبورگ، روسیه - و. 5 فوریه 1937، گوتینگن، آلمان) نویسنده آلمانی که عمده شهرتش مدیون ارتباطات دوستانه او با مشهورترین مردان دوران حیاتش بود. او، که در 1882 معشوقه فردریش نیچه بود، پیشنهاد ازدواج با وی را رد کرد و بعدها با مستشرقی به نام اف. سی. آندرئاس ازدواج کرد. زالومه در 1897 با شاعری به نام راینر ماریا ریلکه آشنا شد که 14 سال جوانتر از او بود؛ شاعر جوان، عاشق او (زالوما) شد. زالومه یکی از افرادی بود که در زندگی ریلکه منشأ اثر شد. او در 1911 به حلقه روانکاوان وین پیوست و دوست و هوادار زیکمونت فروید شد.افزون بر رمانهایش، «فردریش نیچه در آثارش» (Friedrich Nietzsche in seinen werken, 1894)، «راینر ماریا ریلکه» (Rainer Maria Rilke, 1928)، و «تشکر من از فروید» (Mein Dank an Fread, 1931) از دیگر آثار او است. مکاتبات او با ریلکه در 1952 منتشر شد.
جووامباتیستا (ت. 9 فوریه، 1579 ؟، فلورانس [ایتالیا]- و. 7 یا 8 ژوئن 1654، ردجو نل امیلیا، سیسیل) بازیگر شرکت کمدیا دل آرته و پسر فرانچسکو و ایزابلا آندرئینی.جووامباتیستا نویسنده نمایشنامه «آدم» (Adamo) نیز هست، نمایشنامهای که ادعا شده ایدة «بهشت گمشده»(Paradise Lost) را به جان میلتن القا کرد.آندرئینی کار بازیگری تئاتر خود را با شرکت دی گلوسی، که والدینش تأسیس کرده بودند، آغاز کرد، اما در حدود 1610 گروه خاص خود را تشکیل داد که شرکت دی فدلی نام داشت. این گروه تا 1613 در سرتاسر ایتالیا، نمایشنامههایی را به اجرا درآورد. او تا زمان مرگش در سراسر اروپا برنامه اجرا کرد. آثار او چندین نمایشنامه دربارة کلیسا، چند شعر مذهبی، و تعدادی نمایشنامه کمدی است.
نام خانوادگی اصلی او کانالی (ت. 1562، پادوئا، جمهوری ونیز [ایتالیا]- و. 10 جولای 1604، لیون، فرانسه) شاعر معروف و بانوی مطرح شرکت هنری دی گلوسی، از اولین شرکتهای مطرح کمدیا دلارته، است.او به همراه همسر خود، فرانچسکو و چندتن دیگر، گروه گلوسی را بنیاد نهاد و با این گروه توانست تا هنگام مرگش به سراسر ایتالیا و فرانسه سفر کند. او درجایگاه زنی زیبا و باهوش، مورد ستایش شاعران فرانسوی و ایتالیایی بود. ایزابلا خود نیز شاعری نهچندان معروف بود و نمایشنامهای روستایی با عنوان «میرتیلا» (Mirtilla) نوشت. پسرش، جووامباتیستا، هنرپیشه نمایشنامههای کمدی این شرکت و نویسندهای پرکار بود.
شخصیت داستانی، قهرمان رمان جوزف اندروز اثر هنری فیدلینگ. جوزف جوانی دوستداشتنی است که معصومیت و سادگیاش چهرة واقعی مزوّرهایی را که در سفر با ایشان برخورد میکرد، نشان میداد.
لیونیت نیکالایویچ (ت. 9 آگوست [21 آگوست به تقویم جدید] 1871، اوریول، روسیه- و. 12 سپتامبر 1919، کوئوکالا، فنلاند) رماننویسی که شهرت بهترین اثرش، بهعلت آن است که تداعیکننده ناامیدی و بدبینی مطلق است.اندریایف در 20 سالگی وارد دانشگاه سنپترزبورگ شد؛ پس از چند بار اقدام به خودکشی، به دانشگاه مسکو منتقل و در آنجا وکیل شد؛ سپس گزارشگر جنایی و حقوقی شد و اولین داستانهای خود را در نشریات و روزنامهها به چاپ رساند. او به تشویق ماکسیم گورکی، داستانهایی را منتشر ساخت که با استقبال گسترده مواجه شد. بهترین داستانهای او «عالیجناب حاکم» (Gubernator, 1905) و «هفتنفری که به دار آویخته شدند» (Rasskaz o semi poveshennykh, 1908)نام دارند.زمانیکه داستانهایش بهتدریج عجیب و غریب و احساساتی شدند، دیری نپایید که شهرت او در کسوت یک رماننویس نیز رو به افول نهاد. پس از آن، در 1905 به نمایشنامهنویسی روی آورد. موفقترین نمایشنامههای او یعنی «زندگی انسان» (Zhizn cheloveka, 1907) و «کسی که سیلی خورد» (Tot, ktopoluchayet poshchyochiny, 1916) نمایشهای تمثیلی هستند، اما او میکوشید کمدی واقعگرایانه نیز بنویسد.در طول جنگ جهانی اول، اندریایف سردبیر روزنامهای دولتی شد و نوشتههایش غالباً شکل میهنپرستانه به خود گرفت. اندریایف بهعنوان یک ضدانقلاب پرشور پس از بهقدرت رسیدن بولشیویکها به فنلاند رفت؛ آخرین اثر او، «کمک» (S.O.S, 1919)، عمدتاً به طرفداری از متفقین، برای نجات روسیه به نگارش درآمد.
ایوو (ت. 10 اکتبر 1892، دولاک، در نزدیکی تراونیک، بوسنی– و. 13 مارس 1975، بلگراد، یوگسلاوی) نویسنده رمانها و داستانهای کوتاه صربی– کراواتی که در 1961 برنده جایزه نوبل ادبیات شد.سرآغاز شهرت آندریچ به اثر او تحت عنوان «نقطه ایکس» (Ex Ponto, 1918) باز میگردد؛ اثری منثور، غنایی و متفکرانه که در دوران بازداشت وی بهدلیل فعالیتهای سیاسی ملیگرایانهاش در جنگ جهانی اول نگاشته شد. مجموعه داستانهای کوتاه او در فواصل مختلف از 1920 به این سو به چاپ رسیدند.پس از جنگ جهانی اول، او وارد حوزه سیاسی یوگسلاوی شد. از سه رمان وی که در طول جنگ جهانی دوم نگاشته شد، دو اثر با عناوین «حکایت بوسنی یا روزگار کنسولها» (Travnička hronika, 1945) و «پلی بر درینا» (Na Drini ćuprija, 1945) به تاریخ بوسنی میپردازند.آثار آندریچ فلسفه جزمگرایانه او و حس همدردی وی با بشریت را نشان داده و با حالتی جدی و با زبانی بهغایت زیبا و سره نگاشته شده است. ترجمههای دیگر آثار آندریچ «حیاط نفرینشده» (The Damned Yard, 1992)، و «گفتوگو با گُیا» (Conversation with Goya, 1992)نام دارند.
فرانسوا (گیوم- ژان-استانیسلاس)(ت. 6 می 1759، استراسبورگ، فرانسه– و. 9 می 1833، پاریس) وکیل و کمدینویس فرانسوی که هم در ادبیات و هم در فعالیتهای سیاسیاش با اقبال فراوانی روبهرو گشت. آندریو، اولین موفقیت ادبی خود را با «حواسپرت» (Les Étourdis, 1787) بهدست آورد و چندین شعر روایی معروف نیز سرود. او در سمت استاد در کالج فرانسه (1914)، آنچنان پرشور از سنت کلاسیک در برابر تأثیر رمانتیسیسم دفاع میکرد که حتی به انوره دو بالزاک جوان توصیه کرد که هر شغلی بهجز نمایشنامهنویسی را انتخاب کند. آندریو در 1829 دبیر مادامالعمر فرهنگستان فرانسه شد و سالهای آخر حیات خود را به کار بر روی ویرایش «فرهنگ لغت فرهنگستان» (Dictionnaire de l'Académie, 1835) اختصاص داد.
Androcles \'an-drō-'klēz\ or Androclus \'an-drō-kləs\
برده یونانی که ظاهراً در زمان امپراتوری تیبریوس یا کالیگولا میزیسته و قهرمان یکی از داستانهای آئولوس جلیوس بوده است. این داستان که در اصل از یکی از داستانهای آپیون بوده و مشابه آن را نیز میتوان در «طبیعت حیوان» (De natura animalium) اثر آیلیان یافت، روایتگر سرگذشت اندروکلس است که از چنگ ظلم و ستم اربابش به غاری در افریقا پناه میبرد و در آن زمان شیری وارد غار میشود و پنجه ورمکردهاش را به او نشان میدهد و اندروکلس، خاری بزرگ را از پای شیر درمیآورد. بعدها، این حیوان زمانیکه اندروکلس اسیر شده و در سیرک جلوی حیوانات وحشی انداخته میشود، او را شناخته و لطف او را بهخاطر میآورد و بهجای حمله، او را نوازش میکند. اندروکلس پس از این ماجرا آزاد میشود.
نمایشنامهای مرکب از یک مقدمه و دو پرده اثر جورج برنارد شاو، که در 1912 در برلین اجرا و در 1916 منتشر شد. شاو، با اقتباس از داستان اندروکلیز، موضوع ستایش دینی درست و نادرست را با تلفیق کردن سنتهای نمایشنامه معجزه و پانتومیم کریسمس، در یک کمدی فلسفی درباره مسیحیت اولیه، به باد انتقاد میگیرد. موضوع اصلی نمایشنامه آن است که انسان باید چیز با ارزشی داشته باشد که ارزش مردن برای آن را داشته باشد، هدفی در خارج از خود که به زندگیاش معنا بخشد.
در اسطورهشناسی یونان، دختران اَتیون (شاهزاده تب در میسیا) و همسر هکتور (پسر پریام شاه اهل تروا). همة بستگانش بهوسیلة جنگجوی یونانی، نئوپتولموس پسر آخیلس، به هلاکت رسیدند. هنگام تقسیم اسرا اندرامکی به نئوپتولموس رسید که گفته میشود از وی صاحب سه پسر شد. نئوپتولموس در دلفی به قتل رسید و اندرامکی و حکومت اپیروس به هلنوس برادر هکتور رسید. بعد از مرگ هلنوس، اندرامکی با کوچکترین پسرش پرگاموس به آسیای صغیر بازگشت.ژان راسین، ویلیام کانگریو، گیلبرت ماری و گابریل د آنونتسیو از جمله نویسندگانی هستند که این اسطوره را مطرح کردند.
نمایشی نوشته ائوریپیدس، که حدود 426 ق.م اجرا شد. وقایع این نمایش، که در پی جنگ تروجان رخ میدهد، شروع هیجانانگیزی دارد که با احساسات ضداسپارتی آمیخته است. بهعلت آنکه بیشتر شخصیتهای اصلی از بین میروند، علاقه مخاطب به این نمایشنامه بهسرعت از میان میرود.
در اساطیر یونان، دختر زیبای پادشاه سفیوس و ملکه کاسیوپ از جوپا در فلسطین (که اتیوپی خوانده میشود) و همسر پرسیوس. کاسیوپ با تمسخر نرئیدها، ادعا کرد که اندرامدا از آنها زیباترست و به این ترتیب موجب رنجش آنها شد. پوسئیدون برای انتقام هیولای دریایی را فرستاد تا پادشاهی سفیوس را نابود کند. از آنجا که تنها قربانی کردن اندرامدا میتوانست خشم خدایان را فرو نشاند، او را با زنجیر به صخرهای بستند تا هیولا را ببلعد. پرسیوس، که با اسب پرندهای به نام پگاسوس بر فراز آنجا پرواز میکرد، عاشق اندرامدا شد و از سفیوس خواست تا اندرامدا را به عقد وی درآورد. سفیوس نیز پذیرفت و پرسیوس آن هیولا را مُثله کرد. اما در مراسم عروسی آنها، عموی اندرامدا، فینئوس که اندرامدا از پیش به او وعده داده شده بود، سعی کرد او را به چنگ آورد. پرسیوس به خشم آمد و با استفاده از سر بریده شده مدوسا، فینئوس را به سنگ تبدیل کرد.
یژی (ت. 19 آگوست 1901، ورشو، لهستان- و. 19/20 آوریل 1983، ورشو) نویسنده لهستانی رمان و داستان کوتاه و ناراضی سیاسی.انجیفسکی در دانشگاه ورشو تحصیل کرد و برای یک هفتهنامه ادبی محافظهکار به نام Prosto z mostu(«مستقیم از منبع») مقاله مینوشت. او نویسندگان کاتولیک فرانسوی یعنی فرانسوا موریاک و ژرژ برنانوس را تحسین میکرد و رمانهایش تحت عناوین «راههای اجتنابناپذیر»(Drogi nieuniknione, 1936) و «آهنگ قلب» (Lad serca, 1938) نشاندهندة تأثیر آنها هستند. انجیفسکی در طول جنگ جهانی دوم در ورشو ماند و فعالانه مقاومت کرد.او در 1949 بهعنوان رئیس اتحادیه نویسندگان لهستان انتخاب شد و چندین کتاب رئالیستی سوسیالیست نوشت. اما پس از 1956 به یکی از منتقدان ادبی اصلی تبدیل شد که در خدمت دولت بود. بسیاری از نوشتههای او، که در لهستان و در اواخر دهه 50 و دهه 60 چاپ شد، حاوی انتقادهای ضمنی از دولت بود و حتی برای چند سال، آثارش مجوز چاپ نیافتند.بیشترین شهرت انجیفسکی بهواسطه اثر طنز او تحت عنوان «خاکسترها و الماسها»(Popiól i diament, 1948) است که در 1961 فیلمی به اقتباس از آن ساخته شد. این اثر را نابترین رمان او میدانند که در آن انجیفسکی وضعیت اسفبار ملیگرایان جوان لهستانی را در مقایسه با کمونیستهای ایدهآلیست در فاصله زمانی کوتاه پس از جنگ جهانی دوم توصیف میکند.
[به فرانسه، داستان یا حکایت کوتاه، برگرفته از واژه یونانی متأخر Anékdota (جمع)، عنوان تاریخ محرمانه دادگاه یوستینی اثر مورخ بیزانسی به نام پروکوپیوس. در لغت، مطالب انتشار نیافته، از واژه یونانی anékdotos به معنای انتشار نیافته] داستان کوتاه سرگرمکننده یا بیان شرححالگونه پیشامد.
(شکوفایی، قرن ششم) به گفته ننیوس در اثرش تحت عنوان «تاریخ بریتانیا»(Historia Britonum) (نوشتهشده حدود 800)، یکی از 5 شاعر معروف ویلزی در قرن ششم. شاعران دیگر تلیئسین، تالهرن تد اون، بلوشبارد و سیان (که آثارشان ناشناختهاند) بودند. عمده شهرت انایرین بهواسطه اثر یگانهاش «گادودین» (Y Gododdin) است که متقدمترین اثر ادبی ویلزی محسوب میشود. اما تنها نسخه آن،نسخهای خطی تحت عنوان «کتاب انایرین» (The Book of Aneirin) است که تاریخش به سال 1250 باز میگردد. این شعر عمدتاً زبانی ساده دارد؛ در عین حال، از استعاره و تشبیه بهنحو ماهرانهای در آن استفاده شده و آهنگ درونی و واجآرایی در آن فراوان به چشم میخورد. این شعر شهامت و قابلیت معاصران انایرین را ستایش میکند که در سپاه «مینیداگ ثروتمند» اهل کائریدون (در نزدیکی ادینبرا) خدمت میکردند و مجموعهای از ویژگیهای روشن و مشخص هر قهرمان در هیئت اعزامی بداقبال، مرکب از سیصد مرد جنگی را روایت میکند که مینیداگ آنها را بهمنظور بازپسگیری دژ استوار رومی «کتریث» در یورکشر شمالی انگلیس از سکسونهای دئیرا به جنگ با آنها فرستاد.
[یونانی آنángelos، معنای تحتاللفظی آن پیامرسان] این عنوان در ادیانی مانند زرتشتی، یهودیت، مسیحیت و اسلام به هر یک از موجودات، نیروها و مجردات معنوی و مقدسی که واسطه میان ساحت قدسی و دنیای مادی زمان، مکان، و علت و معلول هستند اطلاق میشود. مشابه این موجودات در ادیان شرقی «اواتارها»ی هندو و «بودیستوه»ها در آیین بودا هستند.فرشتهها بهعنوان رسولان و خدمتکاران خدا یا حافظ افراد یا ملتها، به طبقات و سلسلهمراتب مختلف دستهبندی میشوند. در یهودیت پس از انجیل، خاصه در ادبیات مکاشفهای، که به توصیف دخالت و تأثیر خداوند در تاریخ میپردازد، هفت فرشته «میزبانی عرش» را برعهده دارند. یوریئل (راهنمای میزبانان ملکوتی و از حافظان دوزخ)؛ رافائل (حافظ ارواح انسانی)؛ راگوئل (فرشته منتقم خدا علیه عالم انوار)؛ میکائیل (حافظ قوم اسرائیل)؛ سرائیل (منتقم ارواح)؛ گابریئل (حاکم بهشت، سرافیم و کروبیان)؛ و رمیئل که یرمیئل نیز نامیده میشود (حافظ ارواح در جهنم است). در ادبیات ربّایی یهود، فرشتگان به دو گروه عمده تقسیم میشوند: فرشتگان فرازین و فرودین. در میان فرشتگان فرازین، میتوان به کروبیان و سرافیم، که حافظان بالدار عرش اعلا و ارابه الهی هستند، و افانیم اشاره کرد که همه آنها در عهد عتیق آمدهاند.در مسیحیت، سلسلهمراتب فرشتگان که مبتنی بر سنت یهودیت بود گسترش یافت. افزون بر فرشتگان، ملائک مقرب، سرافیم و کروبیان، از پنج گروه فرشتهگون مقدس در نامههای سنت پل در عهد جدید نام برده شده که کلیسا در قرن چهارم آنها را پذیرفت. فضایل، نیروهای خیر، اصول، قلمروهای شاهزادگان، سلطنتها، و سرایر این پنج گروهاند.اسلام ضمن اینکه مفاهیم بازمانده از فرشتهشناسی یهودیت و مسیحیت را به ارث برد، خود سلسلهمراتبی از فرشتگان را نیز ایجاد کرد که بهترتیب ذیل ملاحظه میشود: چهار حامل عرشالله (حَمَلهالعرض)؛ کروبیان که خدا را ستایش میکنند؛ چهار ملک مقرب به نامهای جبرئیل (فرشته وحی)، میکائیل (روزیدهنده)، عزرائیل (فرشته مرگ)، و اسرافیل (فرشته قیامت)؛ و فرشتگان کماهمیتتر مانند حَفَظه یا فرشتگان نگهبان.
شخصیت داستانی که معشوق اورلاندو [رولاند] در دو شعر حماسی ایتالیایی «اورلاندوی عاشق» (Orlando inamorato, 1483) اثر ماتئو ماریا بویاردو و «اورلاندوی مجنون»(Orlando Furioso, 1516) اثر لودوویکو آریوستو است.آنجلیکا، دختر شاه کاتای، زن زیبای جوانی است که با مردان بسیاری از جمله اورلاندو، قهرمان داستان، درگیر ماجراهای عاشقانه بوده است. او علت دوئلهای بسیاری بوده است. هنگامی که آنجلیکا فرار میکند، اورلاندو سعی میکند تا او را پیدا کند. سرانجام آنجلیکا عاشق مدورو، شوالیه ساراسن، میشود و با او ازدواج میکند. شکست عشقی اورلاندو از آنجلیکا باعث جنون او میشود.
مایا (اَنی)، نام اصلی او مارگریت جانسن (ت. 4 آوریل 1928، سنتلوئیس، میسوری، ایالات متحده) شاعر افریقایی- امریکایی که چند مجلد از زندگینامه خودنگاشت وی به بررسی موضوعات اقتصادی، نژادی و خشونت جنسی میپردازد.آنجلو، که در سن هشت سالگی توسط دوستپسر مادرش مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بود، دورهای طولانی را در گنگی بهسر برد. توصیف سالهای اولیه زندگی خویش را دستمایه نخستین زندگینامه خودنگاشت خویش تحتعنوان «من میدانم چرا پرندههای قفس میخوانند» (I Know Why the Caged Birds Sings, 1970) کرد. کارهای بعدی او «به خاطر من خود را بازیاب» (Gather Together in My Name, 1974)، «قلب یک زن» (The Heart of a Woman, 1981)، و «تمام فرزندان خدا به کفش سفری نیاز دارند» (All God's Children Need Traveling Shoes, 1986) هستند. دیوان شعر آنجلو تحت عنوان «فقط یک لیوان آب خنک قبل از مرگم به من بده » (Just Give Me a Cool Drink of Water’fore I Diiie, 1971)، و «من همچنان ایستادهام» (And Still I Rise, 1978) کاملاً برگرفته از وقایع زندگی شخصی خود اوست، اما از زاویه دید اشخاص مختلف روایت شدهاند. او در 1981 به سمت استاد ادبیات امریکا در دانشگاه ویک فارست در وینستون- سلم منصوب شد. از مجموع افتخارات فراوان وی میتوان به دعوت از وی برای سرودن و اجرای شعری اشاره کرد که در مراسم آغاز ریاست جمهوری بیل کلینتون (1993) دکلمه کرد.
(ت.حدود 740 ق.م، آخن، پادشاهی فرانکس [اکنون در آلمان] - و. 18 فوریه 814، سانتولا، پیکاردی [اکنون در فرانسه]) شاعر فرانکیش و اسقف دربار شارلمانی.انگیلبرت از پدر و مادری اصیل بود و در مدرسه کاخ سلطنتی در آخن تحت تعلیم آلکوئین تحصیل کرد و از نزدیک با دربار و خانواده سلطنتی ارتباط داشت. او در 794 راهب بزرگ سانتولا (سن ریکیه) در پیکاردی شد. اشعار لاتین وی فرهنگ و ذوق انسان در جهان را نشان میدهند. بخشی از منظومه حماسی که احتمالاً وی نوشته، زندگی در قصر و جلسه و گفتوگوی میان شارلمانی و پاپ لئوی سوم را توصیف میکند؛ این اثر لقب «هومر» را از سوی آلکوئین نصیب او کرد. اشعار کوتاهتر وی مهارت او را در عروض و قافیه نشان میدهد و تصویری از جمع سلطنتی ارائه میکند.
چکّو (ت.حدود 1260، سیئنا [ایتالیا] - و.حدود 1312) شاعری که استاد اولیه شعر کمیک ایتالیا بود.اطلاعاتی در دست است که نشان میدهد او ازدواج کرده، فرزندانی داشته، خدمت نظام رفته، مدتی تبعید شده، زمانی با قانون مشکل داشته است، و فردی عیّاش، شرابخوار و قمارباز بوده است. بعضی منتقدین او را بهسبب غزلوارههایش که توهین حتی به والدینش، همسرش، آموزگارش و همینطور شاعران معاصرش همچون دانته و گوئیدو کاوالکانتی در آن دیده میشود، مردی عصبی میدانند. اگرچه منتقدین دیگر موضوع مطالب وی و رفتارش را به سنت و رسم اروپای قرون وسطای گولیاد نسبت میدهند، که دنبالهروهای نویسندگان سبک هرزگی و نظم بیادبانه بودند. بههرحال انگیزهاش هر چه که بوده، وی به شعرش با مهارت قابل توجه، زبان پرشور و حس عمیق به ناسازگاریهای زندگی روح داده است.آثار آنجولیئری در «غزلوارههای کمیک و واقعگرای دو قرن اول» (Sonetti burleschi e realistici dei primi due secoli, 1960) و «مجموعه غزلوارهها» (Il canzoniere, 1946) جمعآوری شده است. ترجمهای به نام «غزلوارههای دلنشین و آدم مزاحم خوشرفتار» (The Sonnets of Handsome and Well-Mannered Rogue) در 1970 از وی چاپ شد.
پادشاهیهای پرطمطراق خیالی که شارلوت، برنول، امیلی، و اَن برانتی (برونته) در دوران بازیهای کودکانهشان در تخیلات خویش آفریدند و تأثیر آن در نوشتههای دوران بزرگسالی آنان همچنان ادامه یافت. این دو پادشاهی برگرفته از داستانهایی بود که ملهم از یک جعبه سربازهای چوبی بودند.در 1834، شارلت و برنول با هم در خلق پیچیده پادشاهی انگریا همکاری کردند. داستانهای انگریایی شارلت بعد از مرگش چندین بار چاپ شد و دو داستان برنول تحت عنوان «دست آرکسینر» (The Hand of the Arch- Sinner, 1993) منتشر شد. پادشاهی گاندال را امیلی و ان پس از خلق انگریا بهوسیله شارلوت و برنول بهوجود آوردند. اگرچه هیچ قطعه منثوری درباره گاندال باقی نمانده، اما پادشاهی گاندال زمینه بسیاری از اشعار امیلی بهشمار میآمد که از آن جمله است «یادبود» و «زندانی». اسامی و اختصاراتی مانند ای. جی. ای، جِی برنزایدا، و آر. الکونا، که او در اشعارش تخلص میکرد، برگرفته از شخصیتهای جهان گاندال بودند.
گروهی از نویسندگان انگلیسی اواسط قرن بیستم که آثارشان بیانکنندة تندی طبقات پایینتر، نسبت به ساختار سیاسی- اجتماعی حاکم و نیز نسبت به پیشپاافتادگی و ریاکاری طبقات متوسط و بالاست.گرایشی که در رمان جان وین تحت عنوان «تعجیل در انحطاط» (Hurry on Down, 1953)، و «جیم خوششانس» (Lucky Jim, 1954) اثر کینگزلی ایمیس مشهور بود، در 1956 در نمایشنامه «با عصبانیت به پشت سرت نگاه کن» (Look Back in Anger) تجلی یافت و نماینده این جنبش شد. وقتی که نمایشنامه نویسنده 26 ساله به نام جان آزبرن تحت عنوان «جوان عصبانی» (angry young man) نام گرفت، این عنوان تقدیم همة معاصرین او شد که خشم خود را از تبعیضات طبقاتی بیان میکردند، به خلقوخوی طبقه پایینی خود میبالیدند، و تنفر خود را از هر نوع آدم روشنفکر (به طعنه) یا متظاهر بیان میکردند. از میان دیگر نویسندگانی که این عنوان را دارا بودند، میتوان به جان برین و الن سیلیتو رماننویس و نیز برنارد کاپس و آرنولد وسکر نمایشنامهنویس اشاره کرد. این جنبش ادبی پررونق دهه 50 بهتدریج در دهه 60 محو شد.
شخصیت داستانی، قهرمان اصلی رمانهای چهارگانه جان آپدایک با عنوان «بدو، خرگوش»(Rabbit, Run) و تکملههای آن شخصیتی که نام مستعارش خرگوش است؛ مردی معمولی از طبقه متوسط که در پوچی دنیای جدید غرق شده است.
توئوماس (ت. 5 ژوئن 1927، هلسینکی، فنلاند) شاعر نوگرا و مترجم فنلاندی.آنهاوا علاقه تعصبآمیزی به هنر برای هنر و علاقه نظری به زیباشناسی شعر معاصر داشت. موضوع اصلی کتاب «اشعار» (Runoja, 1953) وی، دل کندن و بیگانگی و جستوجو برای تفوق و تعالی حقیقی موجود در زندگی روزمره است. تصاویر خلق شده در اشعار وی به لحاظ فنی در «36 شعر»(36 runoja, 1958) کاملاً یادآور اشعار ژاپنی و چینی است که آنهاوا در همین زمان ترجمه کرده است. او همچنین از شکل ساده و فشردگی لطیفههای آسیایی در «اشعار 1961» (Runoja, 1961) و «ششمین کتاب» (Kuudes kirja, 1966) بهره برده است. «اشعار1951-1966» (Runot, 1967) و «اشعار برگزیده» (Valitut runot, 1976) از جمله آثار بعدی او هستند. کمالگرایی آنهاوا تأثیر بسیاری روی شاعران جوان فنلاندی داشت.
طنزی مبنیبر واقعیات، نوشته جورج اورول، که در 1945 منتشر شد. این کتاب، که از عالیترین آثار وی بهشمار میرود، داستانی سیاسی مبتنیبر وقایع انقلاب بولشیویکی روسیه و تصویری از خیانت ژوزف استالین به آرمانگرایی مردم است. این کتاب روایتکننده رفتار حیوانات طویلهای است که صاحبان استثمارگر خود را از مزرعه بیرون رانده و جامعهای مساواتطلبانه برای خود ایجاد کردهاند. سرانجام، زیرکترین حیوانات، یعنی خوکها، مسیر این انقلاب را به بیراهه میبرند و در نهایت، استبداد جدیدی را پایهریزی میکنند که خشنتر و بیرحمتر از استبداد مالک انسانی مزرعه در گذشته است.
شعری که اوزان شعری مساوی یا متقارن ندارد. یک قطعه نامتقارن، متشکل از ابیاتی است که طول کمّی یکسان ندارند همانگونه که در قصیده «تلویحات سرمدی» (Intimations of Immortality) اثر ویلیام وردزورت دیده میشود:There was a time when meadow, grove and stream,The earth and every common sight,To me did seemAppareled in celestial light,The glory and the freshness of a dream.قسISOMETRIC
در اساطیر یونان، پسر ایزد آپولو و رویو، یکی از اخلاف خدای دیونیسوس. پدرش مادرش را در زمان بارداری، در صندوقی گذاشت و آن را به دریا انداخت. او کمکم به همراه جریان آب به جزیره دلوس رسید. در آنجا مادرش آنیوس را به دنیا آورد که بعدها کشیش آپولو شد. سه دختر آنیوس یعنی اوئنو، اسپرمو، و اِلایس (که بهترتیب عبارتانداز شراب، دانه گندم، و روغن) از جانب دیونیسوس این افتخار را کسب کردند که به این سه محصول ثمر دهند. آنها هم خوارک سفر یونانیان را به تروی و هم توشه پرواز آنیاس را از تروی به ایتالیا تأمین میکنند.
(ت. اول دسامبر 1083-و. پس از 1148) مورخ بیزانسی و دختر امپراتور الکسیوس اول کومننوس. کتاب «الکسیاد» (Alexiad)، که سرگذشت زندگی و سلطنت پدرش است، از او به یاد مانده که تبدیل به منبع ارزشمندی برای آگاهی از شرح دوره پسابیزانسی اوایل جنگهای صلیبی شده است.انا آموزش چشمگیری دید. او با فرمانروای بیزانس، نیکفوروس برینیوس، در 1097 ازدواج کرد و در تلاش بیثمری برای متقاعد کردن پدرش در خلال ایام آخرین بیماریاش برای محروم کردن پسرش، جان دوم کومننوس، از ارث به نفع نیکفوروس، به مادرش، ملکه ایرنی، پیوست. توطئه بعدی او برای سرنگونی برادرش پس از جلوس بر تخت پادشاهی در 1118 صورت گرفت، اما نتوانست که حمایت لازم از سوی همسرش برای این کار را بهدست آورد؛ در نتیجه نقشه او فاش و وی از اموال خود محروم شد. او پس از این، در یک صومعه عزلت گزید و در آنجا کتاب الکسیاد را نوشت.الکسیاد، که به زبانی یونانی نگاشته شده، تصویری از فعالیتهای مذهبی و روشنفکران درون امپراتوری را ارائه میکند که بازتاب برداشت بیزانسی از منصب سلطنتی بود. این اثر همچنین دربر دارنده توصیف دقیقی از بربرهای فرانکیشی است که همچون صلیبیون در نظر بیزانسیهای متمدن، ظاهر شدند؛ برای مثال انا، توصیف بادقتی از نیروی زرهی صلیبیون ارائه داده است. او نقل کرده آلکسیوس از کماندارانش خواست که تیرهای خود را بیشتر به سمت اسبهای فرانکیها پرتاب کنند تا سواران؛ زیرا زرهِ سواران باعث شده بود تا آنها تقریباً آسیبناپذیر باشند. این سپرها، که او آنها را توصیف کرده، شبیه آن شرحی است که در Bayeux Tapestry آمده است. محققان بعدی خاطرنشان ساختهاند که نقطه ضعف این اثر، فقدان گاهشماری دقیق از زمان بزرگداشت آلکسیوس اول است.
نام ترانهای اثر ادگار الن پو، که در 9 اکتبر 1849 در New York Tribune، دو روز پس از مرگش، به چاپ رسید. این ترانه که بهنظر میرسد به یاد همسر جوان و عموزادهاش، ویرجینیا (که در 1847 از دنیا رفت)، سروده شده باشد، بیانکنندة یکی از موضوعات تکراری الن پو- مرگ یک معشوقه جوان، زیبارو و بسیار عزیز- است.
نمایشنامه چهارپردهای اثر یوجین اونیل، که در 1921 اجرا و در 1922 منتشر شد و در همان سال جایزه پولیتزر را برد. آنا کریستی، شخصیت عنوان داستان، پس از مدتها جدایی از پدر بلمرانش، سرانجام در سنین بزرگسالی وی را پیدا میکند. پدر احساساتی که نمیداند او روسپی شده، با ملوانی که دخترش وی را مضروب کرده بود، دست به گریبان میشود. زمانیکه آنا پرده از گذشته شرمآور خود برمیدارد، هر دو مرد او را ترک کرده و به راه خود میروند، به شرب خمر رو آورده و مست شده و نادانسته بلیط سفر به جایی دور میگیرند، بدون آنکه بدانند همسفر هستند. در پایان نمایش، آنا، به خود قبولانده است که منتظر بازگشت آنان بماند.
(تلفظ روسی آن، آنّه)، رمانی نوشته لئو تولستوی، که بین سالهای 1875 و 1877 بهصورت بخشبخش منتشر شد و یکی از آثار شاخص ادبیات جهان محسوب میشود.روایت این رمان پیرامون رابطه نامشروع آنا، همسر آلیکسی کارنین، و کنت وِرُنسکی، جوانی مجرد، دور میزند. کشف این رابطه نامشروع از سوی کارنین، فقط نگرانی او را برای وجهه عمومی خودش برمیانگیزد. آنا قول میدهد بهخاطر شوهرش و آن پسر جوان رازداری کند، امّا سرانجام از وِرُنسکی حامله میشود. بعد از تولد بچه، آنا و بچه، همراه ورنسکی ابتدا به ایتالیا و بعد به املاکش در روسیه میروند. آنا در این زمان برای دیدن بچه بزرگترش سفرهای مخفیانهای انجام میدهد و نسبت به ورنسکی دید بدی پیدا میکند و سرانجام او را خیانتپیشه مییابد. در کمال ناامیدی به ایستگاه قطار میرود، بلیت میخرد و بعد بیاختیار خود را جلوی قطارِ در حال حرکت میاندازد. یک داستان عاشقانه موازی، شامل رابطه عاشقانه و ازدواج کیتی و لِوین، نقطه مقابل این تراژدی است و بهنظر میرسد تجربة زناشویی خود تولستوی را منعکس میکند. درباره سرنوشت تراژیکی که بر عشق غیراخلاقی آنا و ورنسکی سایه افکنده، یک حتمیت وجود دارد. «من حق انتقام گرفتن را برای خود محفوظ داشتهام» ترجیعبند این داستان است. آنا بهدلیل نادیده انگاشتن اصول اخلاقی، تاوان زیادی پس نمیدهد، اما او از رعایت قواعدی اخلاقی سر باز میزند که عرفاً در روابط نامشروعی از این دست که از سوی جامعه ریاکاری که به آن تعلق دارد مطالبه میشود.
شعر حماسی اثر کوئینتوس انیوس، که تاریخ روم را از زمان آینئاس تا قرن دوم ق.م تصویر میکند. از این شعر تنها 600 بیت باقی مانده است. این قطعات پراکنده، آمیزهای هستند از سرآغاز افسانهای و گزارشهای عینی از تاریخ معاصر. گرچه اجزای این تاریخ با هم همخوانی ندارد، در عین حال انیوس تقریباً جنگ اول پونیک را نادیده گرفته است و در مورد کتب زمان خویش، به تفصیل سخن میگوید. شایستگی او کاملاً در فرهنگ و زبان فاخرش هویداست.
نام رمانی اثر آرنولد بنت، که در 1902 منتشر شد. این رمان نخستین اثر در مجموعه رمانهایی است که در پاتریز، زادگاه بنت (واقع در شمال استفردشر)، خلق شد. این کتاب شامل محدودیتهای زندگی روستایی در میان طبقه تجار موفق است. آنا و خواهر ناتنیاش، اگنس، نزد پدر سختگیر و نامهربانشان، ایفریئم تلرایت- یک ثروتمند خسیس و یک متدیست متعصب- بزرگ شدند. آنا از روی وظیفهشناسی به پدرش اجازه داد تا اختیار ارثش را در دست گیرد، موقعیتی که سبب پیشنهاد ازدواج از سوی هنری ماینورز - یک معلم دین که هوش اقتصادی خوبی داشت- شد. این زوج در دوران نامزدی تصمیم گرفتند در خانه سابق تیتوس پرایس، مستأجر مجرمی که خودکشی کرد، زندگی کنند. آنا، که مدتها جبر و تسلط پدر و نامزد را بر خود دیده، بهطرز غمانگیزی قادر نیست عشق سرکوب شده خود را به ویلی، پسر خجالتی پرایس، که خود را از سرناامیدی میکشد، ابراز کند.
اثری که به سال نشر میشود؛ مانند کتابهای سال و سالنماهای موضوعی. از اوایل قرن نوزدهم تا اواسط آن در امریکا و انگلستان، تعدادی کتاب سالانه تحت عنوانهایی از قبیل «هدیه» (The Gift) و «نشانه» (The Token) چاپ شد. محتوای این کتابها شعر، داستان، مقاله و تصاویر زیبای خلقشده نویسندگان و نقاشان آن زمان بود و بهعنوان کتابهای هدیه شناخته میشدند.
نام رمانی از جیمز بالدوین، که در 1962 منتشر شد. این رمان بهعلت روایت تصویرگونه روابط جنسی و نیز روابط بین نژادی معروف است. در ابتدای داستان، روفوس اسکات، یک جازیست سیاهپوست، خودکشی میکند و دوستانش را بر آن میدارد که در پی کشف راز مرگش، و در نهایت، درک و شناختی عمیقتر از هویت خویشتن باشند. این اثر با ساختاری پراکنده و نامنسجم، رویدادهایی را- مانند روابط ناهمجنسخواهانه، همجنسگرایانه، و روابط جنسی بین نژادی- که در بین دوستان اسکات اتفاق میافتد توصیف میکند. رمان با زبان و ساختار خاص خود در واقع گذر از اثر پیشین بالدوین محسوب میشود.
ژان (ماری - لوسیئن - پیئر) (ت. 23 ژوئن 1910، بوردو، فرانسه- و. 3 اکتبر 1987، لوزان، سوئیس) نمایشنامهنویسی که یکی از قویترین شخصیتهای هنر تئاتر فرانسه شد و بهعنوان استاد ماهر نمایشنامههای برتر به شهرت جهانی رسید. شیوههای شاخص آنوی شامل نمایش در نمایش، بازگشت به گذشته، نگاه به آینده و تعویض نقشهاست.اولین نمایش وی، که در 1932 به روی صحنه رفت، «قاقم» (L’Hermine) نام داشت. او با «مسافر بدون بار» (Le Voyageur sans bagage) در 1937 به موفقیت رسید. «مجلس رقص دزدان» (Le Bal des voleurs, 1938) استعداد و قریحه طنزپرداز وی را نشان داد. از نمایشنامههای «آنتیگون» (Antigone, 1944)، «چکاوک» (L’Alouette, 1953)، و «بکت یا مایه افتخار پروردگار» (Becket ou l’honneur de Dieu, 1959) بهعنوان مهمترین موفقیتهای وی نام برده میشود. آنوی ناتورالیسم و رئالیسم را رد کرده و در عوض از طریق آنچه که آن را «تئاتریکالیسم» نامید، شعر و تخیل را به صحنه نمایش برگرداند. آنوی تنوع در بهکارگیری شیوه را نشان داده و به جای بهکارگیری بیقید و شرط از اسطورههای یونان باستان، به بازنویسی تاریخ و کمدی – باله و کمدی نوین شخصیت پرداخت. در اولین نمایشهای وی این سؤال مطرح است که فرد برای بهدست آوردن شادی تا چه اندازه باید از حقیقت چشمپوشی کند. بعضی از شخصیتهای نمایشنامههای وی حقیقت را بهمثابة امر محتوم و اجتنابناپذیر میپذیرفتند، بعضی تظاهر میکردند و بعضی دیگر نظیر آنتیگون، هرگونه چشمپوشی از حقیقت را رد میکردند. آثار بعدی وی شیفتگی عمیقش به حقیقت و توهم نمایشی و دلمشغولی روزافزون وی به پوچی زندگی انسان را نشان میدهند.
اس.، تخلص سلمون زانول راپوپورت (ت. 1863، ویتبسک، روسیه [ویتسبسک، بلاروس کنونی] - و. 8 نوامبر 1920، ورشو، لهستان) نویسنده فرهنگ عامیانه که بیشتر شهرتش بهواسطه نمایشنامهای با نام دِر دیبک (Der Dibek)است (این نمایشنامه در 1914 نوشته شد؛ در 1920 اجرا شد؛ و در 1921 با نام دیبوک انتشار یافت).آنسکی در محیط یهودیت حسیدی تحصیل کرد و در جوانی مجذوب روشنگری یهودی (هاسکالا) و آموزههای تودهگرایانة نارودنیکی - گروهی از انقلابیون سوسیالیست- شد. مدتی نیز در میان دهقانان کار کرد و مقالاتی برای نشریه نارودنیک نوشت. رمان اول او به زبان عبری نگاشته و در 1884 منتشر شد.وی در 1892 مجبور به ترک روسیه شده و در پاریس اقامت گزید. در 1905 اجازه یافت که به سنپترزبورگ بازگردد. آنسکی در آنجا به حزب انقلابی سوسیالیست نارودنیکی پیوست و بهعنوان میراثدار آن همچنان به نگارش مقاله و داستانهای عامیانه و داستانهای کوتاه در مورد زندگی یهودیان ادامه داد.آنسکی در 1911 سفری را برای پژوهشی قومنگارانه ترتیب داد تا ترانهها، آهنگها، متنها و کتابهای عامیانه یهودی را جمعآوری کند. شروع جنگ جهانی اول، این پژوهش میدانی را متوقف کرد. طی این دوره، آنسکی مشهورترین اثر خود یعنی نمایشنامه کلاسیک در دیبک را به زبان عبری نگاشت. این نمایشنامه، که از فرهنگ عامیانه عرفانی یهودی برگرفته شده، در سطحی گسترده ترجمه و اجرا شد که معروفترین اجرای آن توسط شرکت یهودی هابیما در مسکو تولید شد.
کریستوفر (ت. 31 اکتبر 1724، برینکلی، کیمبریجشر، انگلستان - و. 3 آگوست 1805، بات، سامرست) شاعری که رمان ترسّلی منظومش به نام «راهنمای بات جدید» (The New Bath Guide) در فاصله سالهای 1766و 1830، سی مرتبه به چاپ رسید.اَنستی، پس از تحصیل در اِتون و کالج سلطنتی کیمبریج در 1754، وارث درآمدی مستقل شد و در 1770 تا آخر عمر در بات، نزدیک چشمه آبمعدنی دیدنی قرن هجدهم سکونت یافت. رمان «راهنمای بات جدید؛ یاخاطرات خانواده بی- آر- دی» (1766) ابعاد مختلف زندگی در بات را به طنز بیان میکند. عمده جذابیت این شعر، برخاسته از مهارت اَنستی در شاعری و شناخت وزن است؛ اما عنصر هجو، به همراه کاریکاتور ساده و توصیف و ترسیم دقیق صحنههایی، که خوانندگان قرن هجدهم با آنها مأنوس بودند، محبوبیت و جذابیت شعر وی را توجیه میکند.
در اساطیر یونان، نژادی از غولان لیبی، فرزند پوسئیدون، خدای دریا، و گائآ، الهه زمین، است. انتیئس همة غریبههایی را که از کشور عبور میکردند، مجبور میکرد تا با او کُشتی بگیرند. هروقت با زمین (مادرش) تماس پیدا میکرد، نیرویی تازه میگرفت بهطوریکه حتی اگر بر زمین میافتاد، شکستناپذیر بود. هرکول در نبردی با او متوجه منبع قدرت وی شد، او را از زمین بلند کرد و آنقدر فشرد تا جان داد.
مجله ادبی که پل بولز و دنیل هلپرین در 1970 بنیاد نهادند. چاپ اول آن در طنجة مراکش منتشر شد. از شماره سوم، این نشریه را انتشارات اِکو، که شعبی در طنجه و لندن و نیویورک داشت، انتشار داد. ویلیام باروز، جان هاکس، دابلیو. اس. مروین، میوریئل روکیسر، و تنسی ویلیامز سردبیران همکار این نشریه بودند. عمده موضوعات این مجله انواع موضوعات ادبی مانند شعر و فن شعر، ترجمه، شعر انگلستان، زندگینامه خودنگاشت و داستان معاصر بودند. این مجله گاهی اوقات آثار انتقادی بلند و نمایشنامه و داستان نیمهبلند را نیز به چاپ میرساند. افزون بر این، غالباً مصاحبهها و مناظرات چهرههای ادبی و هنری شاخص جهان را نیز منتشر میکرد.
[یونانی آن antagōnístēs به معنی مخالف، رقیب، ازanti بهمعنای ضد + agōnístēs به معنای رقیب] رقیب اصلی یا طرف مقابل شخصیت اصلی نمایش یا داستان. به شخصیت اصلی قهرمان میگویند.
[یونانی آنantanáklasis، به معنای انعکاس، پژواک) این واژه در دو یا چند معنا بهکار میرود از جمله دو سطر پایانی شعری از رابرت فراست تحت عنوان«توقف در جنگل در شبی که برف میبارید» (Stopping by Woods on a Snowy Evening):The woods are lovely, dark, and deep,But I have promises to keep,And miles to go before I sleep,And miles to go before I sleep.«جنگل دوستداشتنی، تاریک و بیانتهاست،اما من باید به راه ادامه دهم؛و پیش از آنکه خواب بر من مستولی شود فرسنگها بپیمایم؛و پیش از آنکه خواب بر من مستولی شود فرسنگها بپیمایم.»خواب اول به معنای همان استراحت شبانه است و خواب دوم به معنای مرگ است.
(در یونانی دوره میانه anthología، در لغت به معنای جمعآوری گل) گلچینی از آثار کامل ادبی، موسیقایی یا بخشهایی از آنها.یکی از اولین گلچینهای مهم ادبیات «گلچین یونانی» (Anthologia Hellēnikē) نام دارد که مجموعه معروفی از شعر و نثر یونانی است. نویسندگان آن به گلچین آثار مربوط به 700 ق.م تا 1000 م پرداختند. این مجموعه، از قرن اول تا یازده میلادی، بارها ویرایش شده است. از دیگر گلچینهای اولیه میتوان از «شعر کلاسیک»(Shi jing) یاد کرد که گلچینی از اشعار چینی است که کنفوسیوس (551- 479 ق.م) آن را تدوین کرده است.نخستین گلچینها در ادبیات انگلیسی در قرن شانزدهم پدید آمدند؛ در میان آنها میتوان به «ترانهها و غزلوارههای نوشته شده آخرین لَُرد ساری، جناب هنری هاوئرد بزرگ و دیگران» (Songes and Sonettes Written by the Ryght Honorable Lorde Henry Howard Late Earle of Surrey and Other)، (1557؛که معمولاً با عنوان «کشکول تاتلز» (Tottel’s Miscellany)، نیز شناخته میشود) اشاره کرد. این اثر نخستین گلچین از ترانهها است که در اختیار عموم قرار گرفت. گلچینهای تأثیرگذار بعدی «بازماندههای غزل قدیم» (Reliques of Ancient English Poetry, 1765) اثر تامس پرسی؛ «پسری با شیپور جادویی» (Des Knaben Wunderhorn, 1805-8)، که مجموعهای است از ترانههای عامیانه آلمانی که کلمنز برنتانو و آخیم فون آرنیم جمعآوری کردهاند؛ «گلچین آثار منظوم آکسفورد 1900-1250» (The Oxford Book of English Verse 1250-1900, 1900) اثر آرتور کوئیلرکوچ؛ و «ترجیعبندهای مشهور اسکاتلندی و انگلیسی» (The English and Scottish Popular Ballads, 1882-98) اثر فرنسیس جی. چایلد هستند.
(ت. 27 نوامبر 1877، رزویل، آرکانزاس، ایالات متحده- و. 20 نوامبر 1965، نیویورک) زندگینامهنویس امریکایی که عمده شهرتش بهواسطه کتاب «لمبها» (The Lambs, 1945) است؛ این کتاب پژوهش جنجالی در خصوص دو نویسنده بریتانیایی به نام چارلز و مری لمب است.انتونی به روانپزشکی بسیار علاقمند بود. سرانجام این علاقه، جهتگیری و نگاه او را در زمینه زندگینامهنویسی شکل داد و کتابهایش روزبهروز بر جنبههای روانشناختی افراد مورد علاقهاش بیشتر متمرکز میشد.«مارگریت فولر، یک زندگینامه روانشناختی» (Margaret Fuller, A Psycological Biography, 1920)، «کترین کبیر» (Catherine theGreat, 1925)، «لوئیزا می الکات» (Louisa May Alcott, 1938)، «زندگی و زمانه دالی مدیسن» (Dolly Madison, Her Life and Times, 1949)، و«تاریخ شخصی و زمانه سوزان. بی. انتونی» (Susan B. Anthony Her Personal History and Her Era, 1945)تعدادی از این آثار روانشناختی او هستند. خوانندگان انتونی از کتاب «لمبز» (Lambs)بسیار حیرت کردند؛ نام فرعی این کتاب «ماجراهای انگلستان پیش از دوره ویکتوریا» (A Story of Pre-Victorian England) بود که در آن احساسات نامشروع در خانواده لمب را، که در حیات و همکاریهای ادبی چارلز لمبز و خواهرش مری منعکس شده است، تئوریزه کرد.
(ت. 10 فوریه 1932، مایارو، ترینیداد و توباگو) نویسنده سرخپوست رمان، داستان کوتاه و سفرنامه درباره زندگی محلی در وطنش ترینیداد. آثار منحصربهفرد او عمدتاً داستانهای پختهای هستند که شخصیت مثبت آنها، جوانان روستای خود او یعنی مایارو هستند.اَنتونی در اواسط دهه 1950 ترینیداد را به قصد زندگی در انگلستان ترک گفت و در آنجا به کار نویسندگی مشغول شد. وی در 1970 به ترینیداد بازگشت و ویراستار و دیپلمات شد. نخستین رمان او، «بازی در جریان بود» (The Games Were Coming, 1963) داستان لئون، دوچرخهسوار جوانی، است که جشنواره سالانه را بهمنظور آموزش دیدن برای شرکت در مسابقهای رها میکند. «سالی در سنفرناندو» (The Year in San Fernando, 1965)، که در 1965 چاپ و در 1970 ویرایش و بازنگری شد؛ «روزهای سبز در کنار رودخانه» (Green Days by the River, 1976)، «پادشاه ماسکراد» (King of the Masquerade, 1974)؛ «خیابانهای زدوخورد»(Streets of Conflict, 1976)؛ و «آنچه میدرخشد» (All that Glitters, 1981) دیگر رمانهای او هستند. از میان مجموعه داستانهای کوتاه او میتوان به «داستانهای میشل انتونی برای پیر و جوان» (Michael Anthony's Tales for Young and Old, 1967)، «بازی کریکت در خیابان» (Cricket in the Road, 1973)، «خیابان سندرا و داستانهای دیگر» (Sandra Street and Other Stories, 1973)، «داستانهای عامیانه و خیالی» (Folk Tales and Fantasies, 1976)، و «جشنواره رئیس قبیله و داستانهای دیگر» (Chieftain's Carnival and Other Stories, 1993)اشاره کرد. افزونبراین، انتونی چند کتاب تاریخ و سفرنامه نیز درباره ترینیداد نگاشته است.
، رمان تاریخی اثر هروی الن، که در 1933 منتشر شد. اَنتونی ادورس اثری بیسروته و پریشان، با موضوع رخدادهایی در اروپا، افریقا و امریکاست که در دوره نوافلاطونی تدوین شد و ماجراهای بسیاری را حکایت میکند که همگی از نام این قهرمان گرفته شدهاند. این ماجراها عبارتانداز: تجارت برده در افریقا، تجربیات وی در مقام یک زمیندار در نیواورلئان، زندانی شدن و سرانجام مرگ وی در مکزیک.
جمع آنantibacchii، وزن سههجایی در علم عروض کلاسیک بهویژه در لاتین که دو هجای اول کشیده و آخرین آن کوتاه است (È --). این وزن بهتنهایی بهعنوان مبنایی برای هر آهنگ بهکار نمیرود، اما بهطور نسبی گونهای از بکیوس است. در علم عروض تکیهدار یا جدید، دو هجای اول، تکیه اولیه یا میانی دارند و آخرین آنها بدون تکیه است. وزن در انتیبکیوس جدید بهصورتÈًَ تقطیع میشود. قسBACCHIUS
رمانی اثر آلدس هاکسلی منتشر شده در 1923، که طنزی در مورد روشنفکران پس از جنگ جهانی اول لندن است. این اثر، تئودور گامبریل، قهرمان داستان، و دوستانش را که زندگی غیرمعمول و متفاوتی با اجتماع را دنبال میکنند و در جستوجوی خوشبختی سرگرداناند، به تصویر میکشد. سبک روایی طنزآمیز و فکاهی هاکسلی، تقابل شدیدی با دیدگاه پوچانگارانه او به بشریت دارد.
در مسیحیت، دشمن اصلی مسیح. متقدمترین اشاره به نام ضدمسیح، که احتمالاً در ادبیات معادشناختی مسیحی (که با آخرالزمان در ارتباطاند) وضع شده است، در رسائل یوحنای قدیس (یوحنا، باب 2، آیات 18 و 22؛ یوحنا، باب 7) آمده است. درعینحال، این اصطلاح در رساله دوم پولس قدیس به تسالونیان بهعنوان شخص قانونگریز آمده است. مفهوم حاکم مقتدر و بزرگ که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد و ذاتش عداوت با خداوند خواهد بود، مفهوم کهنتری است و از یهودیت وارد مسیحیت شده و بهنوبه خود تحت تأثیر اسطورههای بابلی و ایرانی در مورد نبرد خداوند و شیطان در آخرالزمان است.
نوعی از بیان که عبارت است از گذار معمولاً غیرمنتظره در خطابه از اندیشهای مهم به اندیشهای جزئی یا مضحک. «حلقه موی ربوده» (The Rape of the Lock)، اثر الگزندر پوپ، آزادانه از بیان قهقرایی استفاده میکند؛ از کاربردهای بیان قهقرایی در این کتاب این مثال است:Here thou, great Anna, Whom three realms obey, / Dost sometimes counsel take, and sometimes tea (تو ای آنای بزرگ، سه چیز را سرلوحه کارت قرار بده: گاهی پند، گاهی مشورت و گاهی خوردن چای).
در اساطیر یونان، دختر متولدشده از زناشویی ناآگاهانه میان اودیپوس و مادرش یوکاسته. به محض آنکه پدرش پی برد که یوکاسته مادرش بود و همچنین او ناآگاهانه پدرش را به قتل رسانده بود، خودش را کور کرد و از آن پس آنتیگونه و خواهرش، ایسمنه، در سمت راهنمای اودیپوس، او را برای ترک تبس، هدایت کردند و تا زمان مرگش، در نزدیکی آتن بود. آنها در بازگشت به تبس سعی کردند برادرانشان، اتئوکلس و پولونیکس را، که بر سر پادشاهی تبس با هم مبارزه میکردند، آشتی دهند. هر دو برادر کشته شدند و عمویشان، کرئون، پادشاه شد. کرئون پس از برگزاری مراسم خاکسپاری مفصّل برای اتئوکلس، تدفین جنازة پولونیکس را، که خیانت او را تصریح کرده بود، ممنوع کرد. آنتیگونه، با عشق، وفاداری و انسانیت اقدام کرد، از کرئون سرپیچی کرد و مخفیانه پولونیکس را به خاک سپرد. کرئون بهسبب آناقدام، دستور اعدام او را صادر کرد. مطابق نسخة سوفوکلس، در غاری حبس شد و در آنجا خودش را به دار آویخت. در روایت ائوریپیدس از داستان، آنتیگونه نجات مییابد و پس از سالها با همون، پسر کرئون و معشوقش، میپیوندد.داستان وفاداری به خانواده، در برابر خدمت به حکومت، یکی از عناصر این داستان است که در طی سالها، نویسندگان را متحیر کرده بود. «آنتیگونهها» (Antigones, 1984) اثر جورج استاینر، بحثی است دربارة نسخههای بسیاری که نوشته شده بود.
نمایشنامهای به قلم سوفوکلس، که احتمالاً در 442 یا 441 ق.م اجرا شد. این نمایشنامه به تقابل وظایف و تکالیف اجتماعی در برابر وفاداری و آداب و رسوم دینی میپردازد.آنتیگونه ناظر به آن بخش از داستان اودیپ است که اتئوکلسیها و پولونیکسیها یکدیگر را بر سر جانشینی و تصاحب تخت تبس میکشند. کرئون – عموی آنتیگونه – تخت سلطنت را تصاحب کرده و فرمان میدهد که هر کس پولونیکسیهای ناپاک را دفن کند بکشند. اما آنتیگونه از غریزه عشق و وفاداری خود تبعیت و از دستورات عمویش سرپیچی میکند و بر آن است تا با عواقب عمل انسانی خود مواجه شود. کرئون با اعتقاد به اینکه وظیفه اجتماعی از روابط خانوادگی مهمتر است، با تخفیف حکم مرگ آنتیگونه مخالفت میکند و زمانیکه سرانجام متقاعد میشود که آنتیگونه را آزاد کند، او خودکشی کرده است. کشف جنازه او سبب میشود که هِمون، پسر کرئون، بهعلت عشق و همدردی نسبت به آنتیگونه دست به خودکشی بزند و پس از آن همسر کرئون، ائوریدیس، از شدت حزن و اندوه بهواسطه این مصائب خود را میکشد. در پایان نمایش، کرئون دلشکسته و تنها میماند.
غیرقهرمان هم نامیده میشود، شخصیت نمایش یا روایت که تا حدود زیادی، فاقد ویژگیهای قهرمانی است. این نوع شخصیت از طریق نمایشنامههای یونانی ظاهر شد و میتوان آن را در آثار ادبی همه ملل یافت. شخصیتهای عنوان دن کیشوت (بخش اول 1605؛ بخش دوم 1615) اثر میگوئل د سروانتس و تام جونز (1749) اثر هنری فیلدینگ از نمونههای آن است. بعضی نمونههای جدید، یعنی ضدقهرمان پس از جنگ، را گروهی از نویسندگان «مرد جوان عصبانی» نامیدند، از جمله جو لمپتن در «اتاقی در بالا» (Room at the Top, 1957) اثر جان برین؛ و آرتور سیتن در «شنبه شب و یکشنبه صبح» (Saturday Night and Sunday Morning, 1958) اثر الن سیلیتو. نیز نکPROTAGONIST
در اساطیر یونانی، پسر نستور، پادشاه پیلوس. یکی از خواستگاران یونانی هلن اهل تروی. او پدرش را در جنگ تروجان همراهی کرد و خود در جایگاه فرمانده کوشای پیلیانس کاملاً ممتاز ساخت.
اهل کولوفون (شکوفایی حدود 410 ق.م)، اندیشمند و شاعر یونانی که منظومهای حماسی با عنوان «تباینامه» (Thebais) را سرود که مضمون آن سرگذشت مخالفان هفتگانه تبای است. این منظومه در دوره باستان، مورد تحسین فراوان واقع شد و سبک پرتکلف انتیماکوس الهامبخش شاعران حماسهسرای دوران اسکندر شد. آثار وی بیشتر بهشکل نقلقولهایی در آثار نویسندگان متأخر باقی مانده است که بهمنظور توضیح واژگان گنگ و مبهم و یا جزئیات و ظرایف اساطیر بهکار گرفته شدهاند.
[از ریشه یونانی antimetabolé، مرکب از anti- به معنای ضدِ، متضاد + metabolé به معنای تغییر] نوعی قلب نحوی که در آن، دو یا چند کلمه در بندهای بعدی با یک ترتیب متفاوت تکرار میشوند، مانند جمله بلاغی زیر: «من زندگی نمیکنم که بخورم، بلکه میخورم که زندگی کنم».
دیوید (ت. اول فوریه 1932، نیویورک، ایالات متحده) شاعر، مترجم و منتقد هنری امریکایی که شعر و هنر اولیه و استفاده از کلمات محاورهای را ترویج میکرد. شاید او بهعلت «اشعار عامیانه» (talk poems)، که اولین باردر مجله Talking(1972) چاپ شد، کاملاً معروف گردید. اَنتین از کالج شهری نیویورک فارغالتحصیل شد. (کارشناسی، 1955). او در ابتدا ویراستار، مترجم و محقق بود، سپس به سمت معاون مؤسسه هنرهای معاصر (1967) در بوستون منصوب شد و در 1968 هنرهای تجسمی را در دانشگاه کالیفرنیا در سندیگو تدریس کرد. «توصیفات» (Definitions, 1967)، «رمز رفتار پرچم» (Code of Flag Behavior, 1968)، «پس از جنگ (یک رمان طولانی با چند واژگان محدود) » (After the War, A Long Novel with Few Words, 1973)، «صحبت کردن در مرزها» (Talking at the Boundaries, 1976)، و «کوک کردن» (Tuning, 1984) از جمله مجموعه اشعار او هستند. انتین اشعار محاورهای خود را بهصورت بدیهه در مکانهای عمومی میسرود و اجرای خود را ضبط میکرد، با این ذهنیت که اشعاری که بدینترتیب سروده است شکل اصلاح شده اجراهای وی هستند. قطعاتی از آن اشعار را که از نظر خودش بیعیب بود، بعدها به چاپ میرساند. «اشعار برگزیده» (Selected Poems: 1963-73, 1991)، و «منظور از پیشرو بودن چیست» (What It Means to Be Avant Garde, 1993)آثار بعدی او هستند.
(ت. 1881، پولتسک، روسیه- و. 15 می 1949، سافرن، نیویورک، ایالات متحده) نویسنده زندگینامه خودنگاشت «سرزمین موعود» (Promised Land) و کتابهای دیگر راجع به زندگی مهاجرتی در ایالات متحده.آنتین در 1894 به ایالات متحده مهاجرت کرد و در دانشکده تربیت معلم دانشگاه کلمبیا و کالج بارنرد شهر نیویورک از 4-1901 مشغول به تحصیل شد. او راجع به سفر دریایی خود به ایالات متحده در اولین کتابش به زبان عبری به نام «از پولتسک تا بوستون» (From Polotsk to Boston) (ترجمه انگلیسی، 1899) مطالبی نوشت. وی در کتاب معروف خود، سرزمین موعود، تجربیات یهودیهای اروپایی و در مقابل تجربه مهاجری یهودی را در ایالات متحده بیان میکند. پس از چاپ آن به عنوان سخنران به ایالات متحده رفت. کتاب سوم او راجع به مهاجران «آنان که بر دروازههای ما میکوبند» (They Who Knock at Our Gates) است، که در 1914 چاپ شد.
شخصیت داستانی، مغرورترین خواستگار پنلوپ در اُدیسه، منظومه حماسی هومر در یونان باستان. انتینئوس چهارپایهای را به سمت اودیسئوس، که بعد از دو دهه غیبت با قیافه مبدل بازگشته است، پرتاب میکند. اودیسئوس پس از آشکار ساختن هویت واقعی خود، انتینئوس را به قتل میرساند.
[ترجمه فرانسوی antiroman] نوعی رمان پیشگام که نمایندة عدول افراطی از عرف رمان سنتی است؛ به این معنا که این نوع رمان، اثری تخیلی است که ارکان یا ویژگیهای سنتی رمان همچون طرح داستان، گفتوگو و علاقه انسان را نادیده میگیرد. نویسندگان چنین آثاری در تلاش برای غلبه بر عادت و رقابت ادبی مورد انتظار خوانندگان، عامدانه اصول ادبی سنتی را نادیده میگیرند و از هرگونه دخالت دادن شخصیت نویسنده و اولویتها یا ارزشهای وی در اثر نیز ممانعت میکنند.ژان پل سارتر اولینبار، اصطلاح ضدرمان را در مقدمه «تصویری از یک مرد گمنام» (Portrait d'un inconnu, 1948) اثر ناتالی سارو استفاده کرد. این اصطلاح همچنین در آثار کلود سیمون، آلن روب گریه و میشل بوتور نیز بهکار رفته و بنابراین، معمولاً در رمانهای نوین فرانسوی دهههای 1950 و 60 استفاده میشده است. اگرچه واژه ضدرمان از واژههایی است که بهتازگی ابداع شده ولی این رویکرد به رماننویسی، قدمتی همچون قدمت آثار لورنس استرن دارد. آثاری در همین دوره خلق شدند که رمان نوین محسوب میشوند، اما به زبانی غیر از فرانسوی هستند؛ برای مثال «حدس و گمان راجع به یعقوب» (Mutmassungen über Jakob, 1959) اثر رماننویس آلمانی اووه یونسون و «درِ رابط» (Connecting Door, 1962) اثر نویسنده بریتانیایی رینر هپنستال، ویژگیهای ضدرمانی بسیاری دارند که از آن جمله است بهکارگیری شخصیتهای تقریباً مبهم، چیدمان اتفاقی وقایع و ابهام معنایی.
در اسطورههای یونان، مادر آمفیون و زیتوسِ دوقلو، از نسل زئوس. به روایتی، زئوس، که مجذوب زیبایی انتایوپی شده بود، در هیئت یک بز نر ظاهر و با او همخوابه شد؛ در نتیجه، آمفیوس و زیتوس تولد یافتند؛ آنها به دست چوپانان بزرگ شدند. انتایوپی همچنین نام دختر آرس، خدای جنگ، و نام یکی از ملکههای آمازون، قبیله زنان سلحشور، بود.
(شکوفایی اوایل قرن چهارم ق.م، آتن) بههمراه آلکسیس، معرّف اصلی نویسندگان کمدی میانه در آتن هستند. در این نوع ادبی، که کمدی قدیمی آریستوفانس جای آن را گرفت، گستاخی و هتاکی به هجو و نقد ادبی و فلسفه تبدیل شد. فقط بخشهایی از نوشته انتیفانیز باقی مانده، هرچند که عناوین 134 نمایش او شناخته شده است.
(شکوفایی حدود 481-480 ق.م، آتن) خطیب و دولتمرد، و نخستین آتنی که حرفهاش خطابه بود. او یک نمادنگار و نویسنده خطابه برای کسانی بود که آن را در دادگاه، به قصد دفاع از خود ادا میکردند.انتیفان در مقام سیاستمدار، در انقلاب ضددموکراتیک اعیان و اشراف آتن بسیار فعال بود و شورای حاکم را در 411 ق.م در تلاش برای کنار کشیدن حکومت آتن از میانه جنگ راهاندازی کرد. هنگامیکه رژیم اعیان و اشراف سقوط کرد، او از خود با خطابهای دفاع کرد که مورخ یونانی توکودیدس از آن بهصورت برجستهترین دفاعیهای که تا به حال کسی در دادگاه برای نجات جان خود اقامه کرده، نام برده است. بااینحال، دفاعیه او ناموفق بود و انتیفان به جرم خیانت، محکوم به اعدام شد.پنجاه اثر از آنتیفان امروزه در دست است که سه اثر با نامهای «در باب قتل هرودس» (On the Murder of Herodes)، «درباره خوریوتس» (On the Choreutes)، و«علیه یک نامادری» (Against a Stepmother)، بهواقع خطابههایی بود که در دادگاه ایراد شده بودند. دوازده خطابه باقیمانده در سه دسته چهارتایی معروف به چهارگانهها آرایش یافتند که بهصورت تمرینی برای آموزش محصلان تألیف شده بودند. هریک از این چهارگانهها، متشکل از دو گفتار هستند که برای دفاع و دادخواهی در مورد همنوعکشی تدارک دیده شدهاند.زبان انتیفان فخیم و فارغ از سوءاستفادههای شخصی است که این ویژگی را بسیاری از خطیبان بعد از او نیز دارند.
(صورت جمع آنantiphrases) [یونانی آن antíphrasis یعنی جانشینسازی کلماتی که معنی ضمنی منفی دارند بهوسیله کلمات با معنی مثبت، مرکب از anti- به معنی برخلافِ، متضاد + phrásis به معنای روش سخن گفتن، گزینش کلمات] استفاده از کلمات، معمولاً بهصورت کنایی و طنزآمیز، در معنایی غیر از آنچه عموماً پذیرفته است (مثلاً «این غول سه فوت و چهار اینچی»).
[یونانی آن antíspastos، که از لحاظ لغوی یعنی کشیده شده در جهت مقابل] در عروض کلاسیک، توالی È- - È که بهتنهایی نمیتواند مبنای ضربآهنگ قرار بگیرد. در عروض جدید، عروض تکیهای، ضربی که یک رکن وزنی یا نظام چهارهجایی دارد که در آن یک «تروکه» (یک هجا با تکیه و یکی بدون تکیه) پس از یک رکن دوهجایی (یک هجا بدون تکیه و یکی با تکیه) میآید و اینطور تقطیع میشود. È َ َÈ.
در قصاید غنایی یونان باستان، دومین قطعه از قصیده سهقسمتی سنتی. انتیستروفی پس از استروفی و قبل از اپود میآمد. در بخش هماوایی قصاید در نمایشنامههای یونان باستان، هریک از این قطعهها با حرکات خاصی از گروه همسرایان، که آن قطعه را اجرا میکردند، مطابقت داشت. طی هر استرفی، گروه همسرایان از راست به چپ صحنه حرکت میکردند؛ در طول انتیستروفی حرکت به عکس انجام میشد.
[یونانی آنantíthesis، به معنای تحتاللفظی یعنی نقطه مقابل] تمهیدی بلاغی که در آن، تقابل آشتیناپذیر یا تضاد کاملاً شدیدی میان اندیشههایی وجود دارد که در تقابلی صریح و تنشی دائمی بهسر میبرند؛ همانگونه که در عبارت «آنها آزادی را وعده دادند و بردگی را به ارمغان آوردند» دیده میشود.بندها، عبارات یا جملات اغلب تقریباً بهلحاظ اندازه یکسان هستند و در ساختار دستوری مشابهی قرار دارند آنگونه که در «نشانی گتیزبرگ» (Gettysburg Address) اثر ایبرهم لینکلن آمده است:«جهان آنچه را که ما در اینجا گفتیم چندان بهخاطر نخواهد سپرد، اما من هرگز آنچه را که آنها اینجا انجام دادهاند، فراموش نخواهم کرد».
ماریو، نام کامل او ماریو آنتونیو فرناندس دی اولیویرو (ت. 5 آوریل 1934، ماکولا دو زومبو، آنگولا) محقق، نویسنده داستان کوتاه و شاعری که آثارش عمدتاً بر فرهنگ آنگولایی و پرتغالی تأکید دارد. آنتونیو، در اوایل حیات ادبی خود، در جایگاهشاعر عشق انسانی و اعتراض اجتماعی بود، ولی در اشعار بعدیاش، غالباً تصاویری از حالات، مکانها و تجارب متفاوت را عرضه میکند.آنتونیو تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در لوآندا گذراند. پس از یازده سال، که در پایتخت آنگولا در سمت مددکار اجتماعی کار کرد، در 1963 به لیسبون رفت.وی در مقالاتش میگوید که استعمار پرتغال، زبانی ناخالص و فرهنگی مختلط را در آنگولا بهوجود آورد که طرز تلقیها، ارزشها، و چشماندازهای اروپایی و افریقایی سیاهان، سفیدپوستها و نیز مولاتوها همگی در آن هست. او از نویسندگان پرکار روزنامهها، نشریات و مجلات آنگولا و پرتغال بود. «عشق: اشعار» (Amor: poesias, 1960)، «صد شعر» (100 Poemas, 1963)، و «چهره اروپا» (Rosto de Europa, 1968) کتابهای اصلی شعر او هستند. تا اواسط دهه 1980، او بیش از بیست اثر به پرتغالی نگاشت که کتابهای شعر، چندین مجموعه داستان، مقالات ادبی و فرهنگی درباره آنگولای قرن نوزدهم، و چندین ترجمه از آن جملهاند.
(ت. 28/31 جولای، 1617، سویل، اسپانیا- و. 13 آوریل 1684، مادرید) نخستین مورخ منظم ادبیات اسپانیایی. اثر او تحت عنوان «کتابشناسی اسپانیا» (Bibliotheca hispana) در دو مجلد تحت عناوین «جدید» (Nova, 1672)، «میانه» (Vetus, 1696) منتشر شد. بخش نخست، کتابنامهای جامع به همراه ارزیابیهای انتقادی از آثار نویسندگان اسپانیاییزبان خود شبهجزیره اسپانیا و مستعمرات این کشور پس از 1500 میلادی است؛ بخش دوم، که تاریخ ادبیات شبهجزیره اسپانیا است، از زمان حاکمیت آوگوستوس (حدود 27 ق.م. تا 14 میلادی) تا 1500 پس از میلاد را شامل میشود و نقطه عطفی در کتابنامهنگاری نوین و تبدیل سنت نگارش تاریخ ادبیات به شاخهای از علم است. چاپ دوم (1788؛ ج 1 از جدید که تاریخ آن به 1783 باز میگردد) به همراه اضافاتی از دستنوشتههای آنتونیو از جمله آثاری است که همچنان مورد مراجعه محققان است.
[یونانی آن antonomasía، برگرفته از عبارت antonomázein به معنای نام جدیدی را خطاب قرار دادن، متشکل از دو جزء anti به معنای در برابرِ، در موقعیتِ +onomázein به معنای اسم] نوعی گفتار که در آن نوعی از کلمه یا عبارت معینکننده وجود دارد که به جای نام واقعی شخص بهکار میرود؛ برای مثال «شاعر ایوان» که عنوانی برای ویلیام شکسپیر بود. در داستان، گذاشتن عنوان یک خصوصیت بهجای نام واقعی شخص است که معینکننده یا نشاندهندة کیفیتی برجسته در آن شخص است (همچون ارباب یا دکتر) که به این لقب گویند.
املای آن در انگلیسی به این نحو نیز متداول است: Marc Anthony، در لاتینی: مارکوس آنتونیوس (ت. 82/81 ق.م -و.آگوست 30 ق.م، اسکندریه) ژنرال رومی در زمان ژولیوس سزار و بعدها عضو هیئت سه نفرهای که به همراه کلئوپاترا، ملکه مصر، در طی آخرین جنگ داخلی، که به نابودی جمهوری روم انجامید، مغلوب اوکتاویان (که بعدها امپراتور اوگوستوس گردید) شدند.درباره انتونی در آثاری همچون «زندگیهای موازی» (Parallel Lives) اثر پلوتارک، «انتونی و کلئوپاترا» (Antony and Cleopatra) اثر شکسپیر، و «همه برای عشق» (All for Love) اثر جان درایدن سخن گفته شده است.
Antony and Cleopatra \'an-tə-nē…'klē-ə-'pat-rə,-'pät-\
تراژدی پنجپردهای اثر ویلیام شکسپیر، که در حدود 1607 اجرا و اولین چاپ آن در 1623 انجام شد. این اثر یکی از غنیترین و پرتحرکترین آثار شکسپیر بهشمار میرود. منبع اصلی این نمایشنامه، ترجمه انگلیسی سر تامس نورث (1579) از «سرگذشتها» (Lives) اثر پلوتارک است.داستان این اثر شرححال مارک اَنتونی، فرمانده سپاه روم، و عضو هیئت سهنفرهای است که بهشدت دلبسته کلئوپاترا، ملکه مصر و معشوقه پیشین ژولیوس سزار، میشود. اَنتونی به هنگام مرگ همسرش فولویا، که به نبرد با اکتاویوس برخاسته بود، به روم فراخوانده شد و در آنجا با ازدواج با اکتاویا - خواهر اکتاویوس، همقطارش در هیئت سهنفره - شکاف سیاسی را ترمیم کرد. خبر این واقعه، کلئوپاترا را خشمگین کرد، اما درگیری مجدد وی با اکتاویوس، اَنتونی را به نزد عاشقش بازمیگرداند. زمانیکه این رقابت و همچشمی بین اَنتونی و اکتاویوس به جنگ منجر میشود، کلئوپاترا بههمراه اَنتونی به جنگ آکتیوم میرود که صرف حضور او سببساز مشاجرهای میشود. کلئوپاترا به مصر باز میگردد و اَنتونی به دنبال او میآید، درحالیکه اکتاویوس آنها را تعقیب میکند. اَنتونی در نهایت در اسکندریه مغلوب اکتاویوس میشود. کلئوپاترا شایعه خودکشی خود را بر سر زبانها میاندازد. این موضوع باعث میشود اَنتونی خود را بهشدت زخمی کند. یکی از ندیمههای کلئوپاترا وی را به خوابگاه کلئوپاترا هدایت میکند و وی در آغوش کلئوپاترا جان میدهد. کلئوپاترای داغدار ترجیح میدهد به جای تسلیم شدن در مقابل سپاه رومیان، به ندیمه خود دستور دهد ماری سمی را در سبدی پر از انجیر به خوابگاه وی ببرد.
تخلص اوحدالدین علیبن واحدالدین محمد خاورانی،اوحدالدین محمد بن محمد یا اوحدالدین علی بن محمود نامیده میشود (ت. 1126ابیورد، ترکستان[امروز واقع در ترکمنستان]- و. 1189، بلخ، خراسان [امروز در افغانستان]) انوری یکی از بزرگترین شاعران مدیحهسرای ادبیات فارسی محسوب میشود. او با مهارت فنی بسیار، دانش و بذلهگویی طنزآمیز قوی شعر میسرود.آثار انوری مملو از کنایهها و اشارات فوقالعاده عالمانه است که فهمیدن شعر او را بدون شرح و تفسیر، همراه با آن، مشکل میکند. او شاعر پرکاری است که به خصوص در قالب قصیده و غزل، به اوج رسید. قصاید او مهارت فوقالعاده صوری او را نشان میدهد؛ درحالیکه غزلیات نسبتاً سادهاش بهخاطر گیرایی و بیان احساسی آنها مشهورند. در دیوان یا مجموعه اشعارش، 632 صفحه از قصاید و غزلیات، رباعیات، قطعات و منثوی گردآوری شده است. از زندگیاش آگاهی اندکی در دست است. در اوایل کار مطمئناً بهعنوان شاعر دربار سلطان سنجر از سلسله بزرگ سلجوقی خدمت میکرد (قرن 11 تا 13). بعداً او آثار طنزآمیز و گزندهای سرود که با لحن تند، همه جنبههای مراتب اجتماعی را نقد میکرد. بلندترین شعر او مرثیهای در مورد بروز ویرانی در خراسان (در شمال شرقی ایران) در 1153 بر اثر حمله و تهاجم اُغُزهاست. «دیوان انوری» را سعید نفیسی تصحیح و در 1959 منتشر کرد.
(شکوفایی اوایل قرن سوم ق.م، تگئا، آرکادیا) شاعر یونانی پلوپونیز که در دوران باستان احترام بسیاری داشت. وی چنان محترم بود که در اصلیترین گزیده اشعار یونانی- مجموعه مشهور «حلقه گل» (Stephanos) اثر ملئاگر (اوایل قرن اول)- «سوسنهای آنیته» (lilies of Anyte) نخستین اشعاری بودند که در «حلقه گل شعرا» بافته شدند. آنینه همچنان بر سریر شهرت ماند و آنتیپاتر، اهل تسالونیکا، نویسنده دوران حاکمیت اوگوستوس (27 ق.م.-14 میلادی)، به او لقب «هومر مؤنث» داد و نام وی را در فهرست نام نه شاعر برجسته زن ثبت کرد. از بیستوچهار قطعه شعر موجود که به وی منسوب است بیست قطعه، اصلی است. اشعاری که او به چشمهها و پریان چشمه تقدیم کرده، نشاندهندة احساسات او درباره چشماندازی آرام است که در گزیده اشعار یونانی فراوان به چشم میخورد. آنیته همچنین چند سنگنوشته با موضوع حیوانات مختلف نگاشت که احتمالاً بیشتر کاربرد ادبی دارند تا واقعی. او در شعرش هیچ نام یا تخلصی از خود برجای نمیگذارد و هیچگاه از موضوع عشق، در اشعارش استفاده نمیکند. عشق او به طبیعت و علاقهاش به حیوانات (که در آثارش به چشم میخورد) نمونهای از آثار سالهای آغازین دوره هلنی است.
لوتویش(ت. 29 نوامبر 1839، وین [اتریش]- و. 10 دسامبر 1889، وین) نویسنده و رماننویس اهل وین که تحسین و استقبال مردم را بهخاطر نمایشهای واقعگرایانه و توصیفیاش از زندگی روستایی مردم بهدست آورد. بعد از مدتی کار در کسوت یک بازیگر، نمایشی ضدروحانیت به نام «کشیش کیرشفلت» (Der Pfarrer von Kirchfeld, 1870) منتشر کرد که موفقیت بزرگی بود. بهاستثنای نمایش غمانگیز «کشاورز پیمانشکن» (Der Meineidbauer, 1872)، بیشتر نمایشهای او کمدی شاد و مشحون از بذلهگویی است که زمینه آن زندگی مردم شهرهای کوچک است؛ این آثار شامل «کارخانه سازندة صلیب»(Die Kreuzelschreiber, 1872)، «کرم وجدان» (Der G'wissenswurm, 1872)، و «خودکشی دوتایی» (Doppelselbstmord, 1836) میشود. او همچنین یک نمایش معمایی به نام «چهار فرمان» (Das vierte Gebot, 1878) و نیز رمانهایی به نام «شیطان» (Der Schandfleck, 1877) و «مزرعه اشترناشتاین» (Der Sternsteinhof, 1884) نیز قصههایی دیگر از زندگی روستایی را به رشته تحریر درآورد.
مربوط به منطقهای از یونان باستان که ائونیا یا میوزز نام داشت و همچنین مربوط به ایزدبانوهای دانش و هنر یونان باستان که فرمانروایان قلمروهای مختلف بودند و در کوه هلیکون واقع در ائونیا سکونت داشتند.
[یونانی آن aphaíresis یعنی حذف کردن، از بین بردن] یک یا چند حرف یا آوا از ابتدای یک کلمه مانند (round به جای around یا coon به جای raccoon). قسAPOCOPE
[یونانی آن aphorismós به معنای تمایز، تعیین، عبارت موجز و پرمغز، برگرفته از aphorízein به معنای اشاره کردن، متمایز کردن، معین کردن] 1- بیان موجز یک اصل. 2- تدوین مختصر هر حقیقت یا احساس عموماً پذیرفته شده که در یک عبارت موجز و به یادماندنی بیان میشود. این عبارت مترادف کلمات قصار (Adage) است.کلمات قصار خصوصاً درباره موضوعاتی بهکار میرود که اصول و روششناختی آنها، نسبتاً دیرتر رشد و پیشرفت داشته است؛ مانند هنر، کشاورزی، پزشکی، حقوق و سیاست. این اصطلاح، اول بار در «کلمات قصار» (Aphorisms) بقراط بهکار رفت که سلسلهای طولانی از گزارهها درباره نشانههای بیماری و تشخیص بیماری و هنر سلامت و پزشکی بود. نخستین کلمات قصار که بهعنوان درآمدی بر کتاب بهکار رفت این بود که: «زندگی کوتاه است، هنر طولانی است، موقعیت ناگهانی و خطرناک است، تجربه پرنیرنگ است و قضاوت دشوار. این کافی نیست که پزشک آماده انجام دادن عمل شود که لازم است تا او انجام دهد، بلکه بیمار و ملازمان و همة ملزومات بیرونی باید به ملایمت مهیا و مناسب انجام این کار باشند.» این عبارت بهتدریج برای اصول دیگر حوزهها نیز بهکار رفت و سرانجام برای هر گزارهای بهکار رفت که عموماً بهعنوان حقیقت پذیرفته شده بود؛ بهگونهای که امروزه تقریباً هممعنا با ضربالمثل بهکار میرود.
الهه عشق جنسی و زیبایی یونان کهن که رومیها به او ونوس میگویند. چون کلمه یونانی aphros به معنی «کف» است، افسانه از اینجا ناشی میشود که بعد از اینکه کُرنوس، پسر اورانوس، اندام تناسلی قطع شده اورانوس را به دریا میاندازد، افرودایتی از کف سفیدی که از آن تولید میشود، به دنیا میآید. در حقیقت، افرودایتی در همهجا بهعنوان الهه دریا پرستش میشود. او همچنین بهمثابة الهه جنگ بهخصوص در اسپارتا، تبس، سیپروس و در جاهای دیگر محترم است. با وجود این، افرودایتی اساساً الهه عشق و باروری و حتی گاه و بیگاه مسئول ازدواج است. اگرچه روسپیها افرودایتی را رئیس و ارباب خود میدانند، اما نیایش همگانی وی بهطور کلی خشک و حتی بیپیرایه بود. طبق نظر هومر، او دختر زئوس و دیون، همسر و همنشین وی در دودوناست. در اودیسه، افرودایتی با هفائستوس، ایزد آهنگر چُلاق، سازگار نبود و لذا او با ایزد جذاب جنگ، آرس، خوش میگذراند (از آرس، هارمونیا را به دنیا آورد). از عاشقان فناپذیر افرودایتی، مهمترین آنها آنچیزس، چوپان اهل تروا، است که از وی آئناس و آدونیس زیبا و جذاب را به دنیا آورد.همکاری نزدیک افرودایتی با اِرُس، گریسیز،و هورا، بر نقش او در جایگاه بانی و حامی باروری تأکید میکند. او همهجا بهعنوان سرشتینه (ژنتریکس) حیات در دنیا مورد احترام است. نمادهای وی در میان کبوتر، انار، قو و مورد است.
ادبیاتی که حاکی از مکاشفه پیامبرانه است و بهویژه، نابودی جهان را پیشگویی میکند.این اصطلاح، برخی اوقات بهطور خاص برای نوع ادبیای بهکار میرود که از 200 قبل از میلاد تا حدود 200 میلادی، خاصه در دو سنت دینی یهودیت و مسیحیت رواج داشت. آثار مکاشفهای، اساساً برای امید دادن به گروههای مذهبی تحت فشار و تعقیب و یا بههنگام آشفتگیهای فرهنگی نوشته میشدند. این آثار که به زبانی مبهم و رمزآمیز روایت شدهاند، بنابر تفسیر مؤمنان، از مداخله ناگهانی و چشمگیر خداوند در تاریخ از طریق مؤمن برگزیدهای حکایت میکنند. این آثار، رویدادهای فاجعهآمیزی را تشریح میکنند که با مداخله عجیب خداوند در امور انسانی همراه است یا از آن حکایت دارد- از آن جمله میتوان به تسلط موقت شیطان بر جهان، ظهور نشانههایی در آسمان، درد و رنج، جنگ، قحطی و شیوع بیماریهای واگیر اشاره کرد.اگرچه نویسندگان این متون، وضعیت حاضر را با هدف تعیین اینکه آیا مصیبتها و آشفتگیهای کنونی تحقق پیشگوییهای مکاشفهای پیشین بوده است یا نه، مورد بررسی قرار دادهاند، اما آنها عموماً بر وقایع آینده متمرکز بودهاند- یعنی از میان رفتن شر، ظهور شخصیتی مسیحایی، برپایی ملکوت خداوند، و استقرار صلح و عدل و راستی تا ابد. کتاب دانیال نبی در عهد عتیق و مکاشفات یوحنا در عهد جدید، نمونههایی از آثار مکاشفهای هستند؛ بهعلاوه، مواردی از مفاهیم مکاشفهای را نیز میتوان در مزامیر مقدس یافت. این موضوعات در ادبیات نوین و در شعر، بهویژه در شعر ویلیام بلیک احیا شدند. در حوزه رمان نیز رمان مری شلی تحت عنوان «آخرین مرد» (The Last Man) ناظر به همین موضوع است. در بسیاری از کتابهای علمی- تخیلی نیز مواردی از اینگونه موضوعات به چشم میخورد.
[یونانی آن apókopē یعنی بریدن، حدف کردن، از مشتقات apokóptein به معنای قطع کردن] افتادن یک یا چند حرف یا آوا از آخر یک کلمه (مانند sing از واژه انگلیسی قدیم singen).
[یونانی متأخر آن apókryphos به معنی راز، کتابهای مقدس، از یونانی به معنی پنهان] 1- معمولاً با حرف بزرگ شبهمقدس یا نیمهمقدس نیز خوانده میشود. نوشتههایی ظاهراً مقدس که در حجیت آنها تردید وجود دارد، اما درعینحال، بهصورت بخشی از شریعت عیسوی پذیرفته شدهاند؛ و یا فهرست تأیید شدهای که از کتب و برخی نسخههای کتاب مقدس، خاصه سبعینی یا هفتادی و وولگات. این کتابها از شریعت یهودی و پروتستان کنار گذاشته شدهاند. 2- نوشتهها یا رسائلی که در تألیف آنها تردید وجود دارد. کاربرد این واژه ناظر به آثاری است که به نویسندهای منسوب است که وی از سوی دیگر نویسندگان شریعت مورد قبول نیست.
گیوم، نام مستعار گیلموس (یا ویلهلم) اپولیناری دو کوسترویتسکی (ت. 26 آگوست 1880، رم- و. 9 نوامبر 1918، پاریس، فرانسه) شاعری که در زندگی کوتاهش، در همة جنبشهای پیشرو که در مجامع ادبی و هنری فرانسه در آغاز قرن بیستم رونق یافت، نقش داشت.آپولینر اصل و نسب و گذشته خویش (ازجمله هویت پدرش) را، که موضوع بیشتر گمانهزنیها بود، مخفی میکرد. در اسناد و مدارک موجود، درخصوص نام واقعی وی اختلاف نظر وجود دارد. وی در بیست سالگی به پاریس رفت، آنجا به زندگی قلندرمآبانه پرداخت. با رفتوآمد به قهوهخانههایی که دیگر مردان اهل ادب مشتری دائمی آنها بودند، خیلی زود بهعنوان یک نویسنده مشهور شد. او همچنین با چند نقاش جوان دوست شد و توان خود را صرف بهکارگیری اصول زیباییشناختی کوبیسم در ادبیات و نقاشی کرد. کتاب وی با عنوان «نقاشهای کوبیسم» (Peintures cubistes) در 1913 منتشر گردید.اولین اثر وی با عنوان «افسونگر در حال پوسیدن» (L’Enchanteur pourrissant, 1909)حکایتی منثور از گفتوگویی بین مرلینِ جادوگر و الهه ویویان است. سال بعد، مجموعهای از قصههای تخیلی، بعضی طنزآمیز و برخی وهمآور با عنوان «ملحد و همراهان»(L’Hérésiarque et Cie, 1910) را منتشر کرد. سپس «جانورنامه» (Le Bestiaire, 1911) را در قالب چهارپاره منتشر شد. اما شاهکار شعریاش «الکولها» (Alcools, 1913) است (در 1964 به انگلیسی ترجمه شد). او همة تجربیاتش را به این اشعار تسری داده است و آنها را بیشتر در مصراعهای دوازده هجایی و یا معمولی بیان کرده و گاه در سطرهای کوتاه و بیقافیه و همیشه بدون نقطهگذاری آورده است.آپولینر در 1914 به خدمت پیادهنظام رفت و ستوان دوم شد. در 1916 از ناحیه سر مجروح و از خدمت مرخص شد و به پاریس بازگشت و داستان نمادین «شاعر مقتول» (Le poète assassiné, 1916) و مهمتر از آن، مجموعه شعری جدید با عنوان «خطنگاشتها»(Calligrammes,1918)را منتشر کرد. نمایش «پستانهای تیرزیاس»(Les Mamelles de Tirésias)وی در 1917، یک سال قبل از مرگش، به روی صحنه رفت. خود وی آن را سوررئالیست نامید که گمان میرود برای اولینبار بود از این واژه استفاده میشد.آپولینر در اشعار خود جسارت و بیباکی غیرمتعارفی را در بهکارگیری صنایع شعری غیرمعمول نشان میداد. در مجموع، آپولینر به ایجاد حیرت و شگفتی در خوانندگان آثار خود از طریق تداعی کلام غیرمعمول پرداخت و بهواسطه همین نوآوری است که از وی غالباً بهعنوان مبدع سورئالیسم نام برده میشود. نیز نکPATTERN POETRY
ملقب به فیبوس، در اساطیر یونانی، بانفوذترین و محترمترین خدای یونانی. ماهیت اصلی او نامعلوم است، اما درعینحال، از زمان هومر به بعد، او نماد بُعد مقام خدایان بود که از راه دور بلا میفرستاد یا تهدید میکرد؛ انسانها را از گناهشان آگاه میکرد و آن گناه را از آنها میزدود؛ تبیینکننده شریعت و قوانین نهادهای مدنی بود؛ از طریق پیامبران و پیشگویان، خواست پدرش زئوس را به گوش همه میرسانید. حتی خدایان از او میترسیدند و تنها پدرش، زئوس، و مادرش، لیتو، میتوانستند حضور او را تحمل کنند. بُعد، مرگ، وحشت و هیبت همگی در کمان نمادین او جمع شده بودند. اما وجه ظریفتر وجود او در صفت دیگرش یعنی تغزّل تجلی دارد که نشانی از لذت حضور در کوه المپ (منزلگه خدایان) است و وسیله بیان این لذت عبارت بود از: موسیقی، شعر و رقص. همانگونه که از یکی از القاب او یعنی آلکسیکاکوس («دافع شر») برمیآید، اپالو در نزد مردم عادی، خدای غلات و رمه بود و حکم محافظ الهی در برابر حیوانات وحشی و بیماری را داشت. نام کوچک او، فیبوس، به معنای روشن و ناب است و اینگونه پذیرفته شده بود که او با خورشید ارتباط دارد. نیز نکHELIOS.در میان القاب دیگر اپالو، نومیوس («چوپان») احتمالاً ناظر به چوپانی وی برای آدمتوس، پادشاه فرای، است؛ زمانیکه زئوس وی را بهخاطر قتل سیکلوپها یعنی سازندگان اسلحه و زره برای زئوس تنبیه کرد. بهعلاوه، او را لیسیوس نیز خواندهاند. علت این نامگذاری احتمالاً این بوده که او گلهها را در برابر گرگها حفاظت میکرده است. از آنجا که امروزه، چوپانان و گلهداران با نواختن موسیقی وقت میگذرانند، محققان چنین استدلال میکنند که نقش اولیه و اصیل اپالو، نواختن موسیقی بوده است.در اسطورهها آمده است که اپالو و جفت دوقلوی او یعنی آرتمیس در جزیره دلوس بهدنیا آمدند. اپالو از آنجا به پایثو (دلفی) رفت و در آنجا پایتون، اژدهایی را که از آن منطقه حفاظت میکرد، مثله کرد. او در پوشش یک دلفین، معبد خود را بنا کرد، بهاینترتیب که به داخل یک کشتی کرتی پرید و خدمه آن را وادار کرد در خدمت او باشند. ازاینرو، نام پایثو به دلفی براساس کلمه دلفین تغییر یافت.اگرچه اپالو عشقبازیهای فراوان داشت، اما اغلب آنها تلخ و اسفانگیز بودند: دافنیی، در تلاش برای فرار از همخوابگی با او به یک برگ بو، گیاه مقدس اپالو، تبدیل شد. آرتمیس برادر دوقلوی اپالو، کورونیس (مادر آسکلیپیوس) را، پس از آنکه ثابت شد دیگر مؤمن و وفادار نیست، به قتل رساند و کاساندرا (دختر شاه پرایم در تروی)، پیشنهاد دوستی اپالو را رد کرد و او نیز برای تنبیه، وی را به انجام پیشگوییهای درستی مجبور کرد که هیچکس آنها را باور نمیکرد.اپالو از همان ابتدا در ایتالیا نیز شناخته شد و اساساً همانند یونان، بهعنوان خدای شفا و پیشگویی معروف بود.
(«آپلو») ماهنامه معروف روسی که از 1909 تا 1917 در سنت پیترزبورگ منتشر میشد. اپلون، که بهدست سیرگئی ماکوفسکی، مورخ هنر، و نیکولای گومیلیوفِ شاعر تأسیس شد، عمدتاً به هنر معاصر، مجسمهسازی، شعر و ادبیات اختصاص داشت. این مجله، ابتدا با گروه شعرای مکتب شعری آکمئیست روسیه (که گومیلیوف عضو آن بود) ارتباط داشت؛ بههمینعلت، این مجله در سالهای نخستین، مشحون از تحلیل ادبیات نوین روسیه بود. اما تا 1912، این مجله اساساً مطالبی هنری منتشر میکرد که از شاخصههای آن بازتولید آثار فاخر و بازنگری هنر پیشرو روسی و خارجی بود.
Apollonian \'ap-ə-'lō-nē-ən\ or Apollonic \'ap-ə-'län-ik\ or Apollonistic \ə-'päl-ə-'nis-tik\
مربوط به/ دارای/ شبیه به خدایگان، اپالو. فریدریش نیچه این اصطلاح را بهمنظور توصیف یکی از دو جنبه یا اجزای متضاد تراژدی، در ادبیات یونان باستان، در کتاب خود به نام «تولد تراژدی»(The Birth of Tragedy) آورده است. به گفته او ویژگیهای آپولونیئن عقل، فرهنگ، هماهنگی، و خویشتنداری است. اینها با خصوصیات دیونیسیوسیِ افراط، نامعقولی، بینظمی، و محبت لجامگسیخته در تضاد هستند. ادغام اوصاف آپولونیئن و دیونیسیوسی، داستانی تراژیک را ایجاد میکند که گرایش آپولونیئن در گفتوگوهای داستان و گرایشهای دیونیسوسی در گروه همسرایان بینظم، نمود مییابد.
اهل رودز (ت.حدود 295 قبل از میلاد)، شاعر و نحوی یونانی که «آرگونوتیکا» (Argonautica) را نگاشت.دو زندگی (نامه) در یک دستنوشته در آرگونوتیکا حاکی از آن است که آپولونیوس یکی از شاگردان کالیماخوس بوده است؛ در اسکندریه به نقالی آرگونوتیکا پرداخت و زمانیکه این کار ناموفق ماند، در رودز ساکن شد. هر دو شرح حال حاکی از این هستند که آرگونوتیکا در رودز، بسیار مورد استقبال قرار گرفت و شرح حال زندگی دوم گزارش میدهد که آپولونیوس به اسکندریه بازگشت و به سِمت رئیس کتابخانه منصوب شد. اثر دیگر میگوید که او بعد از اراتوستنس در این سمت قرار داشته است. اما در فهرست پاپیروس، نوشتهای از کتابدارهای اسکندریه در اواخر قرن دوم میلادی، نام آپولونیوس بعد از زنودوتوس و قبل از اراتوستنس آمده است. اگر این مدرک جعلی نباشد، میتوان حدس زد که آپولونیوس در حدود 260 ق.م کتابدار بوده و این حرفه را تا حدود 247 ق.م. ادامه داده و همزمان با روی کار آمدن پادشاه جدید، پتولمی ائوئرگتس، از چشم وی افتاد و در رودز ساکن شد.آپولونیوس در آرگانوتیکا، منظومه حماسی چهار جلدی درباره سفر دریایی آرگوناتها، زبان هومر را برای روایت داستان حماسی رمانتیک خود اقتباس کرد که البته بسیار موفق بود. وی در شرح عشق مدئا به جیسن، ظرفیتی برای تحلیلی همدلانه از خود نشان میدهد که نظیر آن را در ادبیات متقدم یونانی نمیتوان یافت. آپولونیوس عمدتاً با نوسازی رویدادهای کهن، تشبیهات معنادار و توصیفهای تحسینبرانگیزی که از طبیعت ارائه میکند، خوانندهاش را مشتاق نگاه میدارد.آپولونیوس علاوه بر نگارش آرگونوتیکا، چند طنز و شعر نیز دربارة پیریزی شهرها نگاشت که عمده آنها مفقود شده است. اعتبار او بهعنوان یک نحوی را میتوان در اثرش تحت عنوان «ردیهای بر آرای زنودوتوس» (against Zenodotus) و شروحش بر اشعار چندین شاعر یونانی مشاهده کرد.
شخصیت اصلی رمان لاتین قرون وسطایی از نویسندهای ناشناس که احتمالاً برگرفته از یک نسخه اصلی یونانی مفقود شده است. این داستان بلند و دلچسب با اقبال گستردهای در ادبیات اروپا مواجه شد و نسخههای آن تقریباً به همة زبانهای اروپایی وجود دارد. این داستان روایت جدا شدن آپولونیوس از همسر و دخترش و پیوند نهایی آنها پس از مسافرتهای بسیار است.نسخه اولیه یونانی این اثر، که گفته میشود داستان براساس آن شکل گرفته، مربوط به قرن سوم پس از میلاد است. نسخه لاتین آن، اول بار در نیمه دوم قرن ششم روایت شده است. نسخههای بسیار فراگیر قرون وسطای این اثر، در «پانتئون» (Pantheon) اثر گادفری ویتربوئی آمده است. یک شعر اواخر قرن دوازدهم که در آن، این داستان روایتکننده تاریخی اصیل است و یکی از روایتهای آن نیز در کتاب «گستا رومانور» (Gesta Romanorum) بیان شده که مجموعهای متعلق به قرن چهاردهم از ادبیات عامیانه است. یک ترجمه آنگلوساکسون (اولین نسخه محلی انگلیسی آن) در قرن یازدهم از این اثر منتشر شد و جان گور از این روایت بهعنوان نمونهای از گناهان کبیره هفتگانه (فاحشگی) در شعر قرن چهاردهمی خود با عنوان «کانفسیو آمانتیس» (Confessio amantis) بهره برد. ویلیام شکسپیر از این داستان بهعنوان مبنایی برای نمایشنامه خود با نام «پریکلس» (Pericles) استفاده کرد.
[یونانی آن apólogos، برگرفته از apó به معنای فرا (ورا) + lógosبه معنای کلمه] داستان تمثیلی (نظیر داستان حیوانات) که معمولاً برای بیان نکتهای اخلاقی بهکار میرود.
[یونانی آن apología به معنای خطابة دفاعیه، برگرفته از دو جزء apó به معنای دور و جدا از +lógos به معنای عبارت، گفتار] یک شکل از زندگینامه خودنگاشت که در آن دفاع، چهارچوبی است برای بیان عقاید و دیدگاههای شخصی خود نویسنده. نمونه اولیه «دفاعیه» (Apology) مربوط به قرن چهارم ق.م، دفاعیه افلاطون است که در آن، سقراط در مقابل اتهامات وارده با ارائه تاریخ مختصری از زندگی خود و تعهدات اخلاقیاش دفاع میکند. از میان معروفترین دفاعیههای ادبیات غرب، میتوان از «دفاعیات رمون سبانت» (Apologie de Raimond Sebond, 1580) نام برد که رسالهای از مونتنی است؛ کسیکه از عقاید قرن پانزدهمی اهل اسپانیا بهصورت دستاویزی برای نشان دادن دیدگاههای خودش در بیان بیهودگی خردورزی بهره میبرد. «دفاعیهای برای زندگی آقای کالی سیبرِ کمدین» (An Apology for the Life of Mr. Colley Cibber, Comedian, 1740)، که پاسخهای مدیر- بازیگر انگلیسی قرن هجدهم، الگزاندر پوپ، به منتقدانش با خلاصهای از دستاوردهای دوران حرفهای طولانیاش است، و کتاب «دفاع از اندیشه دینی من» (Apologia pro Vita Sua, 1864، بعدها با عنوان جدید «پیشینه آرای دینی من» (History of My Religious Opinions))، که در آن جان هنری نیومن به بررسی عقاید مذهبیای میپردازد که الهامگرفته از تغیر دین او بهسوی کلیسای کاتولیک روم است.
[یونانی آن aposíōpēsis که معنای تحتاللفظی آن شکستن سکوت است] در فن خطابه، تعمد گوینده در عدم اتمام یک جمله را گویند. آپوسایوپیسیس معمولاً بیانکنندة خشم یا عصبانیت همراه با سکوت است؛ برای نمونه در جمله «چرا، تو ...» و برخی از اوقات نیز حاکی از تهدیدات مبهم است، مثلاً در «چرا، من میخواهم ...» شنونده در انتظار تکمیل جملهای است که گوینده در ذهن خود دارد. در فن خطابه یونان باستان، آپوسایوپیسیس در برخی مواقع شکلدهنده تأملی است که گوینده پیش از تغییر موضوع بحث یا انحراف از آن انجام میدهد.
[یونانی آن apóstolos، به معنای پیامبر، فرستاده، سفیر، مشتق از apostéllein به معنای فرستادن، ارسال کردن] به هر یک از دوازده حواری برگزیده عیسی مسیح اطلاق میشود. این اصطلاح برخی اوقات برای افراد دیگر و بهخصوص برای (سنت) پل، الهیدان و مبلّغی که چند سال پس از مرگ عیسی به مسیحیت درآمد، نیز بهکار میرود. فهرست نامهای این دوازده حواری در انجیل مرقس 3، انجیل متی 10، و انجیل لوقا 6 به این شرح آمده است: پطرس؛ یعقوب و یوحنا، پسران زبدی؛ آندرئاس؛ فیلیپس؛ برتولما؛ متی؛ توما؛ یعقوب، پسر حلفی؛تدی یا یهودا، پسر یعقوب؛ شمعون کنعانی یا زیلوت؛ و یهودای اسخریوطی.
[یونانی آن apostrophē معنای تحتاللفظی آن یعنی دور نگاه داشتن] تمهیدی بلاغی که از طریق گوینده، بهجای کل، یک شخص یا چیز خاصی را مخاطب قرار میدهد. برای نمونه در اثر «جولیوس سزار» (Julius Caesar) ویلیام شکسپیر، مارک انتونی، جنازه سزار را در خطابهای با اینگونه عبارات آغاز میکند:O, pardon me, thou bleeding piece of earth,That I am meek and gentle with these butchers!Thou art the ruins of the noblest manThat ever lived in the tide of times.Woe to the hand that shed this costly blood!ای نعش خونین که با خاک یکسان شدهای؛مرا ببخش که با این قصابان از در فروتنی و بردباری درآمدهام؛تو بقایای شریفترین مردی هستی،که زمانه به خود دیده است؛وای به دستی که به ریختن این خون گرانبها پرداخت؛
[یونانی آنapóphthegma برگرفته از apophthéngesthai به معنای علناً حرف خود را زدن، عقیده خود را بیان کردن] گفته یا حرف دقیقی که کوتاه، رک و آموزنده باشد؛ جمله قصار.
[در لاتین جدید، ابزار نقد] اطلاعات تکمیلی (از جمله مطالب اضافی نظیر خوانشهای مختلف) که بهصورت بخشی از متن فراهم و بهمثابه مبنایی برای نقد استفاده میشوند.
آهارون یا آرون (ت. 16 فوریه 1932، چرنائوتسی، رومانی [اکنون چرنیوتسی، اوکراین] رماننویس و نویسنده داستانهای کوتاه که بهواسطه نگارش داستانهای تمثیلی عبری درباره هولوکاست بهخوبی شناخته شده است.وی در هشت سالگی با والدینش بهدست سربازان نازی اسیر شد. مادرش کشته شد و او با پدرش به اردوگاه کار فرستاده شد. سرانجام آپلفلد گریخت و مدت دو سال را مخفیانه در بخشهای روستایی اوکراین سپری کرد. در 1947 به فلسطین مهاجرت نمود. وی مدت دو سال در ارتش فلسطین اشغالی، خدمت کرد و در طول این زمان آموزش رسمی خویش را، که در پایان سال اول متوقف شده بود، دوباره از سر گرفت. بعداً او در رشته فلسفه در دانشگاه عبری به تحصیل پرداخت و در دانشگاههای فلسطین اشغالی، ادبیات تدریس کرد. اگرچه آثار ترجمه شدهاش به انگلیسی، اساساً به موضوع قتل عام یهودیان میپردازد اما نوشتههای وی موضوعات جامعتر و وسیعتری را شامل میشود.آثار داستانی وی شامل «در بیابان» (Bagai ha-poreh, 1963)، «بادنهایم 1939» (Badenheim,‘ir nofesh, 1979)، «تزیلی: داستان زندگی» (Ha-ketonet veha-pasim, 1983)، «بارتفوس فناناپذیر» (Bartfus ben ha-almavet, 1988)، «کاترینا» (Katerinah, 1989)، «راهآهن» (Mesilat barzel, 1991)، «به درون روح» (Unto the Soul, 1994) میشود. «آنسوی ناامیدی: سه گفتار و یک مصاحبه با فیلیپ رات» (Beyond Despair: Three Lectures and a Conversation with Philip Roth) در 1994 منتشر شد.
مکس (آیزاک) (ت. 22 اکتبر 1941، گرند رپیدز، میشیگان، ایالات متحده) نویسنده امریکایی که بهعلت نبوغ طنزآمیز داستانهایش، که تاریخچه فرهنگ پاپ و ابعاد دیگر زندگی امریکایی را روایت میکند، شهرت یافته است.اپل، که در دانشگاه میشیگان تحصیل کرده بود (مدرک کارشناسی را در 1963، و دکترا را در 1970 اخذ نمود)، از1970 تا 1971 در کالج رید در پورتلند، ایالت آریگن و از 1972 به بعد نیز در دانشگاه رایس، واقع در هیوستن تگزاس تدریس کرد. امتیاز طنز اپل، بهکارگیری هجوهای ملایم در آن است. شخصیتهای آثارش عمدتاً شامل آمیزهای از شخصیتهای تاریخی و موجودات تخیلی هستند، از آن جمله میتوان به اثر «نارنجیهای امریکا»(The Oranging of America) اشاره کرد که در 1976 نگاشته شد. این اثر مجموعه داستانهایی درباره ماتریالیسم است که در آن، شخصیتهای تاریخی از جمله سی. دابلیو. پست، هاوئرد جانسن، و نورمن میلر نقش دارند. در اثر دیگری با عنوان «زیپ: رمان راست و چپ» (Zip: A Novel of the Left and The Right, 1978)، حضور کمرنگ چهرههایی مانند جی. ادگار هوور، فیدل کاسترو و جین فاندا را مشاهده میکنیم. «کارگزاران آزاد» (Free Agents, 1984)، «رسولان» (Propheteers, 1987)، و «همخانهها: داستان پدربزرگ من» (Roommates: My Grandfather’s Story, 1994)از آثار بعدی او است.
رمان زندگینامهای که ورود اخلاقی و اجتماعی جوانان به دوره بزرگسالی را مورد بررسی قرار میدهد. این اصطلاح برگرفته از کتاب «رسالت تئاتری ویلهلم مایستر» (Wilhelm Meisters Lehrjahre, 1795-96) اثر ی. و. فون گوته است. این نوع رمان، بدل به نوعی زیرگونه رمان در ادبیات آلمانی شد، جاییکه نام آن را بیلدانگزرمان (Bildungsroman) گذاشتند. نمونههایی از این نوع ادبی در انگلستان شامل رمانهای «دیوید کاپرفیلد» (David Copperfield, 1850) اثر چارلز دیکنز و «فرشته، به خانه بنگر» (Look Homeward, Angel, 1929) اثر تامس وولف است.
نامی است که برخی از وجوه یک شخصیت را با یکدیگر هماهنگ میکند، به مانند آقای ورّاج و آقای خردمند دنیادیده در کتاب «سیر یک زائر» (The Pilgrim’s Progress) اثر جان بانیان یا خانم ملاپروپ در نمایشنامه ریچارد برینزلی شریدن با نام «رقیبان» (The Rivals). گفته میشود اصطلاح اسم بامسمّا از سوی ستوننویس روزنامه امریکایی، فرنکلین پی. ادمز، وضع شده که با جابهجایی نخستین حروف آن به patronymتبدیل شده است.
لوسیوس (ت.حدود 124، ماداروس، بیزاکیوم [اکنون مداروچ، الجزایر] - و. احتمالاً پس از 170) نویسنده، خطیب، و فیلسوف افلاطونی که بهواسطه اثرش «الاغ طلایی»(Golden Ass)شهرت دارد؛ حکایتی منثور که تا مدتها تأثیرگذار بود.آپولیوس در کارتاژ و آتن تحصیل کرد. او فکری باز داشت و با آثار نویسندگان لاتین و یونانی نیز آشنا بود. پیش از بازگشت به افریقا و ازدواج با بیوهزنی متمکن به نام آمیلیا پودنتیلا، در روم، فن خطابه تدریس میکرد. در دفاع از خویش در برابر اتهام خانوادة آن بانو، که وی برای ربودن قلب او از جادو استفاده کرده است، اقدام به نگارش «دفاعیه»(Apologia) کرد که تنها منبع اطلاعات درخصوص زندگینامه وی محسوب میشود. او پس از آنکه تبرئه شد، در کارتاژ زیست.الاغ طلایی گزارشی است از ماجراجوییهای پر از لودگی جوانی (که گویا شبیه نویسنده بوده) و به الاغ تبدیل میشود. افزون بر انبوه بخشهای قابل توجه آن، این اثر مشتملبر کاملترین شرح داستان کوپیدون و پسیخه است.رسائل فلسفی او شامل سه کتاب درباره افلاطون است که دو کتاب آن برجای مانده است: «درباره افلاطون و تعلیماتش» (De Platone et eius dogmate)، و «درباره خدای سقراط» (De Deo Socratis)، که نظر افلاطون را درباره شیاطین، مخلوقات رحمانی که در رده بین خدایان و موجودات فانی قرار دارند، تشریح میکند. «درباره عالم» (De mundo) اقتباسی است از کتابی که بهاشتباه به ارسطو منسوب شده است. کتاب معروف «اسکلیپیوس» (Asclepius) (ترجمه لاتینی از مذاکره هرمسی مفقودشده به زبان یونانی) بهاشتباه به او منسوب شده است.
عباس محمود (ت. 28 ژوئن 1889، اسوان، مصر- و. 12 مارس 1964، قاهره) روزنامهنگار، شاعر و منتقد ادبی مصری که مبدع شعر و نقادی عربی در قرن بیستم بود.او در شرایطی عادی به دنیا آمد و زمانی که آموزش رسمی مدرسه او قطع شد، تحصیلات خود را از طریق خواندن کتاب ادامه داد. او، که مفسر سیاسی صریحالهجهای بود، برای چندین ماه در حد فاصل 1930 تا 1931 برای برخی اظهاراتش علیه حکومت زندانی شد. در 1942 با پیشروی ارتش آلمان، به سودان پناه برد تا از دست انتقامجویی آلمانها بهعلت حملاتی که علیه آدولف هیتلر کرده بود، در امان بماند.آثار ادبی عقّاد شامل اشعار؛ رمانی به نام «ساره» (Sarah, 1938)، که براساس ماجراهای عاشقانه خودش نوشته شد؛ و نقد آثار نویسندگان کلاسیک و جدید ادبی است. مقالات او نشاندهنده تأثیر مقالات نویسندگان انگلیسی قرن نوزدهم خصوصاً تامس کارلایل بر او است. سایر آثار وی شامل تحقیقاتش در زمینه قرآن، فلسفه سیاسی و اجتماعی، و نوشتن زندگینامه چهرههای برجسته مسلمان است.
[فرانسوی، آرایه و تزئینی ظریف مشتق از واژه ایتالیایی arabesco به معنای لغوی، تزئینی به سبک عربها] عربانه نوعی الگوی ظریف و تصنّعی در کلام است که میتوان آن را به نوعی تزئین تشبیه کرد که در آن گل، میوه و بعضی اوقات طرحهایی از حیوانات در نقش و نگارها و خطوط در هم پیچیده بهکار گرفته میشود. این واقعیت که اینگونه طرحها گاهی میتواند اشاره به مخلوقاتی خیالی داشته باشد، باعث شده این واژه و اصطلاح در معنایی دیگر به مفهوم داستانهای شگفت یا افسانه ماوراءطبیعی بهکار گرفته شود. نیکالای گوگول این معنای کلمه را در «عربسک» (Arabeski, 1835) پنج سال پیش از ادگار آلن پو استفاده کرده است. پو تعدادی از قصههایش را تحت عنوان «قصههای گروتسک و عربسک» (Tales of the Grotesque and Arabesque) جمعآوری کرده است.
جنبش قرن نوزدهم که هدف آن ایجاد ادبیات نوین عربی بود و بهسبب روابط با غرب، از آن الهام گرفته و علاقه به ادبیات بزرگ کلاسیک عربی را احیا کرد.پس از اشغال مصر (1798) بهدست ناپلئون و تأسیس سلسله سلطنتی خودمختار غربی در آنجا، بسیاری از نویسندگان لبنانی و سوری، در جستوجوی محیطی آزادتر به مصر رفتند و آن را مرکز نوزایی ادبی عرب قرار دادند. بهواسطه تجزیه شدن امپراتوری عثمانی پس از جنگ جهانی اول و استقلال این کشورها پس از جنگ جهانی دوم، نهضت نوزایی عربی به دیگر کشورهای عربی گسترش یافت.رمان و نمایشنامه اشکال جدیدی برای ادبیات عرب بودند که به شکل وسیعی از آثار اروپایی قرن نوزدهم، بهصورت ترجمه وارد زبان شدند. گونههای دیگر ادبی همچون داستان کوتاه، اشکال جدید شعر و مقاله، بیشتر مرهون الگوهای غربی است، اما ریشه در ادبیات کلاسیک عربی دارد.اینکه نوزایی در تغییر جهت ادبیات عرب موفق بود، احتمالاً با دو عامل در ارتباط است. ظهور مطبوعات عربی به شکل واقعگرایانهای نوشتن را وسیله امرارمعاش قرار داد و نویسندگان را مجبور کرد تا سبک سنتی و تصنعی قرنهای گذشته را با سبک سادهتر و هدایتشدهتری جایگزین کنند که باعث مطالعه وسیعتر عموم افراد شد. گسترش و نوسازی آموزش نیز بعدها سبب شد که عموم خوانندگان به سبکها و تفکرات جدید روی بیاورند.
در اساطیر یونان، دختر ایدمون اهل کولوفون در لیدیا است که بافندهای با لباس زرشکی رنگ بود.ارکنی بافندهای بود که چنان در هنر خودش مهارت یافته بود که جرئت یافت آتنا را به مبارزه دعوت کند. ایزدبانو آتنا، فرشینهای بافت که خدایان را با عظمت به تصویر کشیده بود؛ درحالیکه فرشینه ارکنی روابط عاشقانه خدایان را نشان میداد. آتنا خشمگین از کمال و زیبایی فرشینه بافت ارکنی (و نیز سرخورده از موضوعی که ارکنی در فرشینه خود بهکار گرفته بود) آن را تکهتکه کرد و ارکنی ناامید، خود را حلقآویز کرد، اما آتنا از روی دلسوزی طناب دار را شل کرد و تار عنکبوتی هویدا شد؛ ارکنی خودش را به شکل یک عنکبوت درآورد؛ از همینرو کلمه ارکنی نام طبقهای از موجودات جانورشناسی را نشان میدهد که عنکبوتها به آن تعلق دارند. از «دگردیسیها»(Metamorphoses) اثر اووید بهعنوان منبع این اسطوره یاد میشود.
لویی، نام خانوادگی اصلیاش آندریو (ت. 3 اکتبر 1897، پاریس، فرانسه - و. 24 دسامبر 1982، پاریس) شاعر، رماننویس و مقالهنویسی که فعّال سیاسی و سخنگوی کمونیسم بود.آندره برتون، شاعر سوررئالیست، آراگون را با جنبشهای پیشگام از جمله دادائیسم آشنا کرد که همراه با فیلیپ سوپو مجله مروری سوررئالیست Littérature (1919) را بنیاد گذاشت. اولین مجموعه اشعار آراگون «شور شادی» (Feu de joie, 1920)، و «حرکت دائمی» (Le Mouvement Perpétuel, 1925) بود که به دنبال آن رمان «کشاورز پاریس» (Le Paysan de Paris, 1926) را نوشت. جستوجویش برای معیاری ایدئولوژیک در زندگی، او را در 1927 بهسمت حزب کمونیست سوق داد که از آن پس با این حزب شناخته شد، ایدئولوژیای که تأثیر مقتدرانهای بر بیان ادبی و هنری وی داشت. در 1928، السا تریله (متولد روسیه و خواهر زن ولادیمیر مایاکوفسکی شاعر) را دید. السا همسر و الهامبخش وی شد. آراگون در 1930 از اتحاد جماهیر شوروی دیدن کرد و در 1933 تعهدات سیاسیاش منجر به قطع ارتباط وی با سوررئالیستها شد. چهار جلد از دوره رمانهای بلندش با عنوان «دنیای واقعی» (Le Monde reel, 1933-44) از زاویهدیدی تاریخی به توصیف تلاش طبقه کارگر بهمنظور انقلاب اجتماعی میپردازد. آراگون به استفاده از مفهوم واقعگرایی سوسیالیستی سنتی در رمان بلند دیگرش به نام «کمونیستها» (Les Communistes, 1949-51 / 6 جلد) ادامه میدهد. این رمان گاهشمار غمانگیز و یأسآوری از حزب کمونیست در فاصله سالهای 1939 تا 1940 است. سه رمان بعدی وی «هفته مقدس» (La Semaine sainte, 1958)، «لحظه حقیقت» (La Mise à mort, 1965)، و «بلانش یا فراموشی» (Blanche ou l'oubli, 1967) زندگینامه خودنگاشت در لفافه وی است که به تلاش برای قانع کردن خواننده در پذیرش تفکر کمونیسم میپردازد.اشعار «دلشکستگی» (Le Crève-coeur, 1941) و «بانوی فرانسوی، دیان» (La Diane française, 1945) میهنپرستی پرشور آراگون را نشان میدهد، و اشعار «چشمهای السا» (Les Yeux d'Elsa, 1942)، و «شیفته و دیوانه السا» (Le Fou d'Elsa, 1963) حاوی بیان عشق عمیق او نسبت به همسرش السا است. از 1953 تا 1972 آراگون بهعنوان سردبیر هفتهنامه کمونیستیLes Lettres françaisesخدمت کرد.
(تلفظ فرانسوی آن آرامیس)، شخصیت داستانی، یکی از قهرمانان ماجراجوی «سه تفنگدار»(The Three Musketeers) اثر آلکساندر دومای پدر. آرامیس با دو تفنگدار دیگر، آتوس و پورتوس، علیه دشمنان مختلفی بهخصوص با کاردنیال ریشلیو در دوره حکمرانی پادشاهان فرانسوی، لویی سیزدهم و لویی چهاردهم، میجنگد.
یانوش (ت. 2 مارس 1817، نادی سالونتا، مجارستان-و. 22 اکتبر 1882، بوداپست) بزرگترین شاعر حماسی مجارستان.اورونی به مدرسهای در دبرتسن رفت، اما بهعلت پیوستن به گروه بازیگران سیار، ترک تحصیل کرد. او در 1847 با نمایش بزمی معروف خود، «تُلدی» (Toldi)، وارد صحنه ادبی شد که همگان با اشتیاق کامل از ادبیات ملی استقبال کردند؛ زیرا کیفیت زبانی آن بهگونهای بود که همه میتوانستند آن را درک کنند.اورونی در 1848 در انقلاب مجارستان شرکت کرد و برای مدت کوتاهی سردبیر روزنامه دولتی مختص روستاییان شد. با شکست انقلاب، او به تدریس روی آورد. در 1858 به عضویت فرهنگستان مجارستان انتخاب شد؛ سپس از نادیکوروش به بوداپست رفت و در سردبیری گاهنامه ادبی Szépirodalmi Figyelő (سپسKoszorú) مشغول کار شد.مهمترین اثر حماسی اورونی نمایش سهبخشی «تُلدی» (Toldi, 1847)،«عشق تُلدی» (Toldi szerelme, 1848-79)، و «غروب تُلدی» (Toldi esteéje, 1854) بود. قهرمان آن، جوانی با قدرت جسمی فراوان از وقایعنامهای منظوم اثر پیتر ایلوشوای شلمیس در قرن شانزدهم اقتباس شده بود. اولین بخش نمایشنامه، که در قرن چهاردهم تنظیم شده است، ماجرای تُلدی در رسیدن به دربار سلطنتی است؛ دومین بخش، عشق جانسوز او و سومین بخش درگیری او با پادشاه و مرگش را بازگو میکند. شعر حماسی دیگر او یعنی «استیفان احمق» (Bolond Istók, 1850) اگرچه فقط یک قطعه و تلفیق عجیبی از شرح طبیعی و تلخی است، بهعلت لحظات نادر مکاشفة، اورونی ارزشمند است. اورونی کاربردی نمایش سهبخشی هان (Hun) را، که در ارتباط با سابقه و پیشتاریخ مجارستان است، شروع کرد، اما فقط اولین بخش آن «مرگ پادشاه بودا» (Buda halála, 1864) را به پایان رساند. اشعار دو دوره بزرگ بزمی او آکنده از حزن و اندوه است. شعر اورونی، که در دهه 1850 نوشته شده، عمیقاً تحت تأثیر از دست دادن دوستش شاندور پتوفی و تأسف اورونی برای ملت مجارستان و خودش است. Ószikék که آخرین شاهکار زیبای اوست و دقیقاً قبل از مرگش نوشته شد، به طور ناراحتکنندهای منعکسکنندة حس نارضایتی و انزوای اورونی است.
(در زبان سنسکریت: «کتاب جنگل») هر یک از متونی که پس از گسترش کتب مذهب برهمایی نوشته شده یا تفسیرهایی از سرودهای ودا که حدود سالهای 900 تا 700 ق.م. در هند بهوجود آمد. این کتابها از لحاظ اینکه ممکن است اطلاعاتی را در مورد آیینهای رازآمیزی که افراد مشخصی آنها را اجرا کردند دارا باشند، از برهمنها متمایزند و اغلب دارای تفکری فلسفی در مورد درون، که معنی قرون وسطای قربانی کردن است، هستند؛ بهطوریکه متضاد حقیقت آنها یعنی نمایش ظاهری. قسBRĀHMAŅA، UPANISHAD؛ نیز نکVEDA
یون (ت. 1848، ایافیودور، ایسلند - و. 7 نوامبر 1550، اسکاولهولت) شاعر و آخرین اسقف کاتولیک روم در ایسلند که از او بهعنوان قهرمان ملی و مذهبی یاد میشود.او، که پسری از خانوادهای فقیر بود، بهسرعت در کلیسا به مقامات بالا رسید و در 1522 به سمت اسقف هولار (اسقفنشین شمال ایسلند) منصوب شد. وی با موفقیتی روزافزون، اسقفنشین خود را اداره کرد تا زمانی که کریستین سوم دانمارک، لوتریسم را بر همة پیروانش تحمیل کرد. دو اسقف ایسلند، یعنی یون در شمال و آگموندر در جنوب، در 1537 دست به اعتراض زدند. دانس در 1541 آگموندر را تبعید کرد، اما یون به مقاومت خود ادامه داد. او مارتین، اسقف لوتری، را دستگیر کرد و از 1549 تا 1550 ریاست اسقفنشین او را در دست گرفت، اما بلافاصله پس از آن، این سمت را عاملان پادشاه تسخیر کردند و دو پسر وی بر مسند ریاست آن تکیه زدند. یون اشعار طنزآمیز و مذهبی بینظیری گفته است. زندگی او موضوع رمانها و نمایشنامههای نویسندگان متأخر ایسلند شد.
(شکوفایی حدود 315 تا 245 ق.م، [مقدونیه، یونان]) شاعر یونانی اهل سولی در کیلیکیا، که عمدتاً بهواسطه شعرش در مورد ستارهشناسی به نام «پدیدهها» (Phaenomea) شهرت دارد.آراتوس در دربار آنتیگونوس دوم، پادشاه مقدونیه، و آنتیوخوس اول، پادشاه سوریه، اقامت داشت. پدیدهها شعری تعلیمی بهصورت مسدّس (ششرکنی)، تنها اثری از اوست که بهطور کامل باقی مانده است. سطور 1 تا 757 این کتاب، اثری منثور درباره ستارهشناسی را بهصورت شعر درآورده است. این اثر منثور متعلق به ائودوکسوس اهل کنیدوس است که احتمالاً در فاصله 390 تا 340 ق.م میزیسته است، درحالیکه ابیات 758 تا 1154 به علائم آبوهوایی میپردازند و بهوضوح به آثار قدیمتر در زمینه آبوهوا مربوط میشوند. این شعر بهسرعت مورد استقبال واقع شد و بحثهای فراوانی را برانگیخت که مهمترین آن از سوی هیپارخوس (حدود 150 ق.م) ارائه شد و هنوز باقی است. پدیدهها در بین رومیها طرفداران فراوانی داشت. سیسرو، سزار گرمانیکوس و آوینوس آن را ترجمه کردند. ترجمههای سزار گرمانیکوس و اوینوس بهصورت کامل و نیز بخشهایی از ترجمه سیسرو هنوز باقی هستند. یک بیت از بخش مقدماتی مربوط به زئوس، بهعلت آنکه پُل آن را در انجیل نقل کرده است، بسیار شهرت یافته است.
ادوارد (ت. 4 دسامبر 1836، لندن، انگلستان- و. 23 نوامبر 1912، لندن) ادیبی که انتشار شرح و تفسیر او از متون دوره الیزابت و دوران بازگشت (چارلز دوم) با قیمت ارزان و متعارف، مطالعه دقیق این متون را برای اولینبار، برای دانشجویان کمبضاعت ممکن ساخت.آربر، که کارمند نیروی دریایی بود، به تحصیل ادبیات پرداخت و وارد فضای دانشگاهی شد و در مقام استاد زبان انگلیسی از 1881 تا 1894 در دانشگاه بیرمنگم تدریس کرد. تصحیحهای او از تعدادی از متون، تنها نسخههای موجود از این متون است؛ «تجدید چاپ متون انگلیسی» (English Reprints, 1871-1868/ در 30 جلد)، که با نسخه شش پنی «آریوپاگیتیکا» (Areopagitica) اثر جان میلتن شروع میشود، از آن جملهاند. آثار بعدی او «ذخایر زبان انگلیسی» (English Garner, 1890-1877/ در 8 جلد) و «کتابخانه آثار و سوابق پژوهشگران انگلیسی» (The English Scholar's Library of Old and Works, 1884-1878) در 16 جلد هستند.
جان (ت. آوریل 1667 اینوربروی، کینکاردین، اسکاتلند- و. 27 فوریه 1735، لندن، انگلستان) ریاضیدان، پزشک و نویسنده گهگاهی اسکاتلندی که عضوی از انجمن مشهور اسکریبروس بود که هدف آن، تمسخر کردن ادبیات بد و آموزش غلط بود.آرباتنات، پس از اخذ مدرک پزشکی در 1696 در سنت اندروز، در 1704 عضو انجمن سلطنتی شد و یکی از پزشکان ملکه اَن از 1705 تا زمان مرگش بود. اگرچه آثاری در زمینه ریاضی و دیگر مطالب علمی دارد، بیشترین شهرت او بهعلت بذلهگویی و آثار هزل است. یکی از مهمترین هزلهای او تمثیلی در ارتباط با نیرنگهای سیاسی بریتانیا، فرانسه، اسپانیا و هلند بود که منجر به معاهده اوترخت (1713) شد و در 1712 در پنج جزوه و دفتر چاپ شد ودر 1727، با نامهای گوناگونی از جمله: «قانون یک گودال بیانتهاست؛یاتاریخ جان بول» (Law Is a Bottom-less Pit; or, The History of John Bull) در جاناتان سوئیفت و جلد سوم مجموعه نثر و نظم الگزندر پوپ منتشر شد. این مجموعه برای اولینبار، شخصیت جان بول را خلق کرد، کسی که نماد ماندگاری در کارتون و ادبیات انگلیس شد.از دیگر آثار هزلی که آرباتنات سهم مهمی در آن داشت «خاطرات مارتینوس اسکریبلروس» (Memoires of Martinus Scriblerius)، نمایش تمسخرآمیزی از فضلفروشی بود، که اولینبار در 1741 در آثار ویرایششدة پاپ چاپ شد، اما عمدتاً در اوایل 14-1713 بهوسیلة اعضای انجمن اسیکربیلروس نوشته شده است. دیگر اعضای انجمن بر سهم مهم آرباتنات و روحیه پیشاهنگی او در این اثر صحه گذاشتند.
جمع آنArcadias یاArcadies. منطقه یا صحنهای آرمانی از لذت ساده، معصومیت روستایی و آرامش پایدار. این واژه از نام منطقهای روستایی در یونان باستان گرفته شده است که بر بهشتی روستایی در شعر شبانی یونان و روم قدیم دلالت دارد. بعدها نویسندگان و شاعران همچون شاعر ایتالیایی، یاکوپو سانّادزارو و سر فیلیپ سیدنیِ انگلیسی این واژه را با همین معنا در ادبیات نوزایی بهکار بردند.
هر یک از اجتماعات ادبی پرتغال در قرن هجدهم که میکوشید از طریق اصرار بر بازگشت به کلاسیسیسم، شعر پرتغالی را احیا کند. الگوی آنها در این خصوص فرهنگستان آرکادیا بود که در 1690 در روم در جایگاه داور در میان گرایشها و سلایق ادبی، در ایتالیا تأسیس شد.در 1756، آنتونیو دینیس دا کروش ای. سیلوا به همراه چند تن دیگر، آرکادیا لوسیتانا را تأسیس کردند، که هدف اولیهاش ریشهکنی گونگوریسمو، سبکی که آرایههای باروک و در کل تأثیر سبک اسپانیایی را بر خود داشت. پدرو آنتونیو کوریا گرساون، که دوستدار پروپاقرص شاعر لاتینی دوره کلاسیک، هوراس، بود و توماش آنتونیو گونزاگا، که بهواسطه مجموعه ترانههای عشق شبانیاش که ذیل نام مستعار دیرسئو نگاشته شهرت دارد، از دیگر آرکادیاییهای مشهور بودند.کروش ای. سیلوا در 1776 برای تصدی قضاوت به برزیل فرستاده شد؛ او در آنجا گرایش برزیلیها را به نهضت آرکادی تقویت کرد؛ این گرایش در میان مکتب شاعران معروف به میناس، که از شعرای معروف آن میتوان به ژوزه بازیلیو دا گاما و ژوزه د. سانتا ریتا دوراون اشاره کرد، رونق پیدا کرد.در 1790 آرکادیای جدید تأسیس شد. دو عضو برجسته آن دو شاعر رقیب یکی مانوئل ماریا باربوزا دو بوکاژی،که در حال حاضر بهواسطه تعداد معدودی از غزلیات برجستهاش شهرت دارد و دیگری ژوزه اگوشتینیو د ماسدو، که بهجهت تجربهاش در شعر و سبک حماسی معروف است، بودند.
ایتالیایی آن آکادمیا دلارکادیا، آکادمی ادبی که در 1690 در روم بنیاد نهاده شد تا مارینیسم، سبک شعری غالب در ایتالیای قرن هفدهم، را به مبارزه طلبد. آرکادییها براساس شعر کلاسیک و بهخصوص شعر روستایی رومی و یونانی، در جستوجوی سبک شعری طبیعی و سادهای بود.فرهنگستان آرکادیا از ملکه کریستینای سوئد، که از تاج و تخت دست کشیده بود، الهام گرفت و حلقهای مجموعه ادبی را در روم گرد هم آورد. پس از مرگ کریستینا در 1689، دوستانش فرهنگستان را تأسیس کردند تا بهطور دائم، جلساتی را در آنجا داشته باشند. آنها فرهنگستان را آرکادیا، که منطقهای چراگاهی در یونان باستان بود، نامیدند و برای خود، اسامی یونانی انتخاب کردند.با اینکه اغلب اشعار آرکادیایی پیش پاافتاده و خودمانی بود، امّا فرهنگستان دو نویسندة برجسته در قرن هفدهم و هجدهم داشت: پائولو رولی، که دارای مهارتی خاص در شعر بزمی بود و پیئترو متاستاسیو، که یکی از بزرگترین ترانهسرایان و نویسندگان اشعار اپرا در ادبیات ایتالیا بهشمار میرفت. گابریلو کیابررا، که در زمینه اشعار موزون تجربه زیادی داشت، نیز یک آرکادیایی بود. بههمینترتیب گابرییل روسّتی (پدر شاعران انگلیسی، دانته گابرییل و کریستینا روستی) و پوپ لئو سیزدهم، شاعر چیرهدستی که برای دویستمین سالروز فرهنگستان شعری سرود، از جمله چهرههای آرکادیایی بودند. فرهنگستان آرکادیا تأثیر مهمی بر سادهسازی شعر ایتالیایی داشت و الهامبخش بسیاری از کلونیهای آرکادیایی بود، که هدف ادبی خاصی نداشتند، اما در جستوجوی بازگشت به هویت شبانی خود بودند.در 1925 فرهنگستان تبدیل به مؤسسهای تاریخی و آکادمیک شد و نام آن به فرهنگستان ادبی ایتالیا (آکادمیا لتراریا ایتالیانا) تغییر یافت.
[یونانی آن archángelos] هر یک از چند رئیس، حاکم یا حاکمان فرشتگان در سلسلهمراتب فرشتگان ادیان بزرگ جهان، خاصه یهودیت، مسیحیت، و اسلام و برخی ادیان مانند مذهب گنوسی که باورها و اعمال بیش از یک دین نهادینهشده را با هم میآمیزد. چهار مورد از بهترین فرشتگان مقرب یعنی میکائیل، جبرئیل، اورییل، و رافائل در آثار مختلف ادبی، خاصه شعر حماسی جان میلتن، بهشت گمشده، آمدهاند. نیز نکANGEL.
ویلیام (ت. 23 سپتامبر 1856، پرت، اسکاتلند - و. 27 دسامبر 1924، لندن، انگلستان) منتقد نمایشنامه که ترجمههایش، هنریک ایبسن را به مردم بریتانیا معرفی کرد.آرچر، همزمان که در ادینبرا حقوق میخواند، پیشة روزنامهنگاری خود را در نشریه Edinburgh Evening Newsآغاز کرد. او پس از آن به لندن رفت و منتقد نمایشنامه شد. در 1884 به نشریه World پیوست. نقدهای او برای این نشریه و دیگر نشریات، در مجموعهای با عنوان «دنیای تئاترِ سالهای 1893 تا 1897»(The Theatrical World of 1894-1898) در پنج جلد در فاصله سالهای 98-1894 منتشر شد.ترجمههای ایبسن، که نام آرچر را بلندآوازه کرد، با ترجمه کتاب «پشتیبانهای جامعه» (Pillars of Society, 1880) آغاز شد که نخستین نمایشنامه اجرا شده در انگلستان بود. «خانه عروسک» (A Doll's House, 1880)، «نمایشنامههای منثور ایبسن» (Ibsen's Prose Dramas, 1890-91؛ در 5 جلد)، «پر گونت» (PeerGynt, 1892)، «بنای ماهر» (The Master Builder, 1893)، و «مجموعه آثار» (Collected Works, 1906-12/ در12 جلد) از ترجمههای بعدی او بودند. نمایشنامه خود او با نام «ایزدبانوی سبز» (The Green Goddess, 1921) بسیار موفق بود. چهار نمایشنامه دیگر او پس از مرگش منتشر شدند.
شخصیت عنوان رمانِ «تصویر بانو»(The Portrait of a Lady)اثر هنری جیمز ایزابل، که یک جوان بیپول امریکایی است، بهسبب فضای باز فرهنگی با انگلستان ارتباط دارد و توجه خواستگاران متعددی را جلب میکند. تصمیم او برای ازدواج با گیلبرت آزمندِ زیباییگرا، در نهایت او را مجبور میکند تا شایستگیهای خود را بهعلت وابستگیها و عقاید عمیقترش کنار بگذارد.
کارآگاه خصوصی داستانی که نقش اصلی را در رمانهای کارآگاهی سردِ راس مکدانلد ایفا میکند. آرچر برای اولینبار در «هدف متحرک» (The Moving Target, 1949) ظاهر شد. در این کتاب و کتابهای بعد از جمله «پرونده گالتن» (The Galton Case, 1954)، «لحظة وداع» (The Goodbye Look, 1969)، و «مرد مخفی» (The Underground Man, 1971) معماهای پیچیدة فریبکاری و خشونت در میان ثروتمندان کالیفرنیای جنوبی را حل میکند. پس ظاهر خشن و با ذکاوت او مردی با دروننگری عمیق و شرافت ذاتی قرار دارد که از زدوبندهای مادی دوری میجوید.
صورتی از نقد ادبی که ناظر به کشف و تحلیل الگوی کهن موضوعات، مضمونها و شخصیتها در شعر و نثر است.این رویکرد به ادبیات مبتنی بر این اندیشه است که روایات برطبق الگوی کهن ساختاربندی میشوند و شکل میگیرند: شخصیتها و پیرنگ روایت تا آنجا اهمیت دارند که به شخصیت یا الگویی کهن، تلمیح داشته باشند و یا ناظر به طرحهایی باشند که به کرّات در تاریخ حیات انسانی تکرار شده باشند؛ برای مثال، منتقد کهنالگو در بررسی داستان کترین ان پورتر با عنوان «ارغوان پرگل» متوجه میشود که این داستان انعکاس و برگردان طنزگونهای از افسانه سنتی مسیحی یهودای اسخریوطی است.نقد کهنالگو با انتشار اثر چندجلدی «شاخه طلایی» (The Golden Bough) اثر باستانشناس و فرهنگنگار انگلیسی جیمز، جی. فریزر آغاز شد. نظریههای کارل یونگ روانشناس نیز به مبانی این نقد کمک کرد. سایر آثار مهم درباره این نقد «کهنالگوها در شعر» (Archetypal Patterns in Poetry, 1934)؛ اثر مود باکینو «کالبدشناسی نقد ادبی» (Anatomy of Criticism, 1957) اثر نورتروپ فرای نام دارند.
[یونانی آن archétypon به معنی الگوی اصلی] تصویر، ویژگی یا الگویی بسیار کهن از محیط، که از طریق ادبیات تکرار میشود و اندیشهای که آنقدر تکرار شود که بتوان آن را جهانشمول دانست. این واژه بهوسیلة منتقدان ادبی، از نوشتههای کارل یونگ روانشناس استخراج شد که نظریه ناخودآگاه جمعی را عرضه کرده بود. از نظر یونگ، تفاوتهای تجربة انسانی به نوعی، به طریق ژنتیکی رمزگذاری و به نسلهای متوالی منتقل میشود. این الگوها و حالات تصویری بسیار کهن، که در اندیشة دوران پیشمنطقی، ریشه دارد، بهطور چشمگیری به احساسات مشابه در مؤلف و خواننده منتهی میشود.برگ بو و شاخههای زیتون، مار، نهنگ، عقاب و کرکس همگی نمادهای کهنالگو هستند. ابتکار نمونة مفهوم کهنالگویی در ادبیات است، معبری از خامی به تجربه؛ نمونههایی از کهنالگو که در ادبیات به وفور یافت میشوند، عبارتانداز: برادر تنی، یاغی، جدّ خردمند، دزد بخشنده و روسپی با قلبی از طلا.
در شعر کلاسیک، یکی از چند گونة مختلف شعر که به شاعر یونانی، آرخیلوخوس، منسوب است، که شامل آرکیلوکیئن بلند (که در آن هر خط شعر متشکل است از یک بحر چهاررکنی که هر رکن متشکل از یک هجای بلند و دو هجای کوتاه است و یک بحر سهرکنی که هر رکن آن، متشکل از یک هجای بلند و یک هجای کوتاه است) و آرکیلوکیئن کوتاه (که متشکل از یک بحر سهرکنی است که هر رکن آن شامل یک هجای بلند و دوهجای کوتاه است و بخشی از آخرین رکن محذوف است) میشود. این نوع از مصراع شعری، خود تشکیلدهندة آن گونهای از وزن بود که به آن آستروفه آرکیلوکیئنی میگفتند. این آستروفه، در پرکاربردترین صورت خود، مرکب از شش سطر بوده است: یک مصراع ششرکنی داکتیلیک (یک هجای بلند+ دو هجای کوتاه) که به دنبال آن، یک مصرع آرکیلوکیئن کوتاه میآمد، یک مصراع ششرکنی داکتیلیک دیگر که به دنبال آن یک مصراع ایامبیک (یک هجای کوتاه + یک هجای بلند) میآمد و یک آرکیلوکیئن بلند که به دنبال آن، یک مصرع سهرکنی ایامبیک (یک هجای کوتاه + یک هجای بلند) میآمد که بخشی از سومین رکن محذوف بود.
مجموعه داستانی طنزآمیز اثر دان مارکوئیس، که اولینبار از 1916 در ستونهای «ساعت آفتابی» (The Sun Dial) روزنامة Evening Sun نیویورک و «فانوس» (The Lantern) در Herald Tribune نیویورک، که متعلق به مارکوئیس بود، چاپ و در 1927 در قالب کتاب منتشر شد. شخصیتهای اصلی داستانها عبارتانداز: آرچی، یک سوسک فلسفی که پیامهایی را برای نویسنده با حروف کوچک تایپ میکرد زیرا نمیتوانست کلید حروف بزرگ را فعال کند؛ مهیتبل، گربهای حامی و آزاده که شعارش "Toujours gai" بود. پس از چاپ اولیه، این اثر و دنبالههای آن معمولاً بدون حروف بزرگ منتشر شدند.آرچی و مهیتبل عمدتاً متشکل از اشعاری آزاد در مورد دغدغههای آرچی در خصوص تناسخ، بیعدالتی اجتماعی، زندگی در نیویورک، و مرگ بود. داستانهای بعدی او «زندگی آرچی و مهیتبل» (Archys Life of Mehitabel, 1933) و «آرچی کار خود را انجام میدهد» (Archy Does His Part, 1935) بودند، که هر دو در مجموعه «زندگی و زمانه آرچی و مهیتبل» (the lives and times of archy and mehitabe, 1940/ با تصویرگری جورج هریمن) آمدهاند. این مجموعه خلاصهای از کتابهای پیشین دان مارکوئیس بود که پس از مرگ او منتشر شد.
ژرمان (ت. 6 دسامبر 1900، بوگوتا، کلمبیا) تاریخنگار، رسالهنویس، دیپلمات و دولتمرد کلمبیایی که فعالیتهای حرفهای طولانیاش در روزنامهنگاری و شغل دولتی، قویاً روی توسعه فرهنگی کلمبیا در قرن بیستم تأثیر گذاشت. او در جایگاه معلم و دیپلمات، نقش مهمی در نشر و اشاعه اطلاعات در مورد تاریخ و فرهنگ امریکای لاتین ایفا کرد.آرسینیاگاس خیلی زود پس از فارغالتحصیلی از مدرسة حقوق دانشگاه ملی کلمبیا در بوگوتا به سال 1924، چهرة برجستهای در زندگی عامه مردم شد. مقالههایی برای چندین روزنامه و مجله مینوشت، پایهگذار مجله Universidad («دانشگاه») در بوگوتا در 1928 و سردبیر روزنامه El tiempo («روزگاران») در 1939 بود. او، که در تعلیم و تربیت نیز فعال بود، در جایگاه وزیر آموزشوپرورش کلمبیا (42-1941 و 46-1945) خدمت و در چندین دانشگاه امریکا، از جمله دانشگاه کلمبیا (58-1947) تدریس کرد.آرسینیاگاس کتابهای متعددی - مانند: «کارائیب، دریای دنیای جدید» (Biografía del Caribe, 1945)، «امریکای لاتین: تاریخ فرهنگی» (El continente de siete colores, 1965) - در جنبههای مختلف فرهنگ و تاریخ امریکای لاتین منتشر کرد که نشاندهندة ادراکات نوین و دانش عمومی او هستند.آرسینیاگاس در دهة 50، به حرفه سیاسی روی آورد. در 1959 سفیر کلمبیا در ایتالیا شد و بعدها نیز در اسرائیل، ونزوئلا و واتیکان خدمت کرد.
جان (ت. 26 اکتبر 1930، بارنزلی، یورکشر، انگلستان) یکی از مهمترین نمایشنامهنویسان بریتانیایی در نیمة قرن بیستم؛ نمایشنامههای او آمیزهای از شعر و سرود، با گفتاری محاورهای و به شیوة جسورانه تئاتری است که با درگیر کردنعمدی امور بهشدت مغایر، آنها را لاینحل رها میکند.آردن در شهر صنعتی بارنزلی پرورش یافت، که شخصیتاش را در نمایش «خر نوانخانه»(The Workhouse Donkey, 1963) نشان میدهد. در رشتة معماری دانشگاه کیمبریج و در کالج هنر ادینبرو تحصیل کرد، جاییکه دانشجویان بورسیه، کمدی او به نام «همه سقوط میکنند» (All Fall Down, 1955) را بازی میکردند که دربارة احداث راهآهن بود. اولین نمایشنامة او که به صورت حرفهای به روی صحنه رفت، نمایشنامهای رادیویی به نام «زندگی مرد» (The Life of Man, 1956)، دربارة سفر گریزناپذیر کاپیتان کشتیای با یک مرد دیوانه، بود. «آبهای بابیلون» (The Waters of Babylon, 1957)، که نمایشنامهای با شخصیت اصلی یک شرور است، ابهام اخلاقیای را فاش میکند که قصد داشت منتقدان و تماشاچیان نمایشنامههای بعدیاش را به زحمت اندازد. دو نمایشنامة بعدی او «شبیه خوکها زندگی کن» (Live Like Pigs, 1958) و «رقص گروهبان مازگریوز» (Serjeant Musgraves’ Dance, 1959) نیز مجادلاتی را پدید آورد.در 1960 نمایشنامهاش، «لنگرگاه خوب» (The Happy Haven)، که فکاهی تمسخرآمیزی دربارة خانه سالمندان بود، در لندن اجرا شد. «آخرین شببخیر آرمسترانگ» (Armstrong’s Last Goodnight, 1964) را، که به زبان محلی لولندزی نوشته شده بود، کشمکش میان یک درباری و یک دزد دریایی را به صورت نمایشنامه درمیآورد و شباهت میان موقعیت اسکاتلندی قرن شانزدهم این نمایشنامه را با کنگوی فعلی به تصویر میکشد. «آزادی آبکی» (Left-Handed Liberty, 1965)، که به مناسبت هفتصد و پنجاهمین سالگرد امضای قرارداد مَگنا کارتا نوشته شده است، بهطور مشخصی بر شکست سند دستیابی بهآزادی انگشت گذاشته است. نمایشنامههای بعدی آردن «تاریخ حقیقی ارباب جاناتان و گنج بدبختیاش» (The True History of Squire Jonathan and His Unfortunate Treasure, 1968)؛ «جزیرة پرصلابت» (The Island of the Mighty, 1972)، که آن را با همسرش مارگارتا دارسی نوشت؛ «برنامه بیوقفة کانلی» (The Non-Stop Connolly Show, 1975)؛ و «خانة خاکستری کوچک در غرب» (The Little Gray Home in the West, 1982) نام دارند.
رئینالدو (ت. 16جولای 1943، اولگین، اورینته، کوبا- و. 7 دسامبر 1990، نیویورک، امریکا) نویسنده کوباییتبار رمانهای شگفتآور و عجیبوغریب که از شکنجه و عذاب گریخت و به امریکا مهاجرت کرد.آرناس در جوانی به انقلابی که فیدل کاسترو را در 1959 به قدرت رساند، پیوست. در 1961 به هاوانا رفت و محقق کتابخانة ملی خوسه مارتی (68-1963) و روزنامهنگار و سردبیر روزنامه ادبیLa Gaceta de Cuba(74-1968)شد.اولین رمانش، که جایزه گرفت و «آواز خواندن از ته چاه» (Celestino antes del alba, 1967) نام داشت، تنها رمانش بود که در کوبا چاپ شد. دومین و مشهورترین رمانش، «توهمات: وجود گزارش زندگی و ماجراهای فرایر سرواندو ترزا دو میر» (El mundo alucinante, 1969)، که با نام «سفرهای بدفرجام فری سرواندو» نیز منتشر شد، قاچاقی از کشور خارج شد و ابتدا در فرانسه چاپ شد. طی دهه 1970 آرناس بهخاطر نوشتهها و همجنسگرایی آشکارش زندانی شد.در 1980 آرناس به امریکا فرار کرد. آنجا بالأخره «خداحافظی با دریا» (Otra vez el mer, 1982) را چاپ کرد، که دستنوشته آن را حکومت کوبا توقیف کرده بود. «رزای پیر» (La vieja Rosa, 1980)، «قبرستان فرشتگان» (La loma del ángel, 1987)، و «دربان» (El Portero, 1988) از رمانهای دیگر او هستند. آرناس، که به ایدز مبتلا بود، در 1990 خودکشی کرد. «سفر به هاوانا: رمانی در سه سفر» (Viaje a La Habana: novela en tres viajes, 1990) و «قبل از اینکه شب شود» (Antes que anochezca: autobigrafia, 1992) از جمله رمانهایی هستند که پس از مرگش منتشر شدند.
(با نام کاملِ آریوپاجیتیکا: گفتاری از آقای جان میلتن برای آزادی نشر بدون مجوز، خطاب به مجلس انگلستان) جزوهای از جان میلتن، منتشر شده در 1644 که در اعتراض به دستور صادرشده از سوی مجلس در سال پیش از آن، مبنی بر لزوم تأیید و کسب مجوز نشر همة کتب از سوی دولت، نوشته شد. چهار جزوه قبلی این نویسنده درخصوص موضوع طلاق با مخالفت رسمی و ارزیابی سرکوبگرانه مواجه شد.عنوان این اثر برگرفته از «تپه آریز» (Areopagus) است، نام محلی که از آن دادگاه عالی آتن، قضاوتهای خود را اجرا و ارزیابیهایش را اعمال میکرد. میلتن، به سبک نثری که بیشتر به الگوهای یونانی نزدیک میشود، ادعا میکند که حکم دولت برای کسب مجوز نشر کتب، تبعیت از الگوی منفور پاپی است. او از گردش آزادانه اندیشهها بهمثابة امری ضروری برای پیشرفت اخلاقی و عقلانی یاد میکند. علاوهبراین، او تصریح میکند که تلاش برای ممانعت از باور غلط، نادیده انگاشتن قدرت حقیقت است.
در اساطیر یونان، خدای جنگ یا بهصورت دقیقتر روح نبرد. او برخلاف همتای رومی خود مارس، هرگز خیلی مشهور نشد و ستایش او در یونان، جایی که او نماد جنبههای ناخوشایند جنگ نظیر سبعیت و قتلعام است، زیاد نبود. اریز از اواخر زمان هومر، که او را بهعنوان پسر زئوس و همسرش هرا مطرح کرد، یکی از خدایان المپی بود؛ هرچند که هیچکس، نه ایزدان نسل او و نه حتی والدینش، به او علاقه نداشتند.اسطورههای زیادی در مورد شخصیت اریز وجود ندارد. او از زمانهای قدیم به آفرودیته پیوند داده شد. گاهی آفرودیته همسر مشروع آریز دانسته شده که از او صاحب دیموس، فوبوس و هارمونیا شده است. او از آگلائورس، دختر کسروپس، صاحب آلسیپه شد. اریز نیای دو دشمن آخر هرکولها یعنی کیکنوس و دیومدس اهل تراس بود.
[یونانی آن aretalogía به معنی گرامیداشت اعمال معجزهآمیز، برگرفته از aretaí به معنی اعمال معجزهآمیز، عجایب + légein به معنی گفتن، نقل کردن] داستانی از اعمال معجزهآسا و خارقالعاده یک خدا یا یک قهرمان است.
در اساطیر یونان، ایزددختی است که نامش را به چشمههایی در الیس و جزیره اورتیگیا نزدیک سیراکیوس میدهد.روایت رایج و معتبر افسانه آن است که آلفئوس، ایزد رودخانه، عاشق اریتوسا میشود، که جزء همراهان آرتمیس بود. اریتوسا به اورتیگیا میگریزد و در آنجا به چشمهای تبدیل میشود. اما آلفئوس راه خود را در زیر دریا پیدا و آبهایش را با آبهای چشمه یکی میکند. براساس روایتی که اووید در اثر مشهور خود «مسخها» (Metamorphoses) نقل کرده است، اریتوسا در حین آبتنی در رودخانة آلفئوس از سوی ایزد رودخانه در هیأت یک انسان دیده و تعقیب میشود. آرتمیس او را به چشمهای تبدیل میکند که در زیرزمین جریان یافته و در اورتیگیا پدیدار میشود. در روایت قدیمتر این افسانه، این آرتمیس است و نه اریتوسا که هدف علاقه ایزد رودخانه واقع میشود.
پییترو (ت. 20 آوریل 1492، آرتسو جمهوری فلورانس [ایتالیا]- و. 21 اکتبر 1556، ونیز) شاعر، نثرنویس و نمایشنامهنویس ایتالیایی که در زمان خودش، بهخاطر حملات ادبی جسورانه و گستاخانهاش بر قدرتمندان، در سرتاسر اروپا پرآوازه شده بود. نامهها و گفتوگوهای آتشیناش از گیرایی سیرهنوشتی و باب روز برخوردار است.اگرچه آرتینو پسر کفاشی از اهالی آرتسو بود، امّا بعداً ادعا کرد فرزند نامشروع یک نجیبزاده است و نام اختیار کردهاش («آرتینس») برگرفته از نام زادگاهش است (نام واقعیاش ناشناخته است). قبل از رفتن به رم در 1517، مدتی در پروجا زندگی کرد. او در رم مجموعههایی از هجویههای بیرحمانة هزلآمیز مربوط به کاندیداتوری جولیو دو مدیچی برای مقام پاپی نوشت (جولیو پات کلمنت هفتم در 1523 شد). آرتینو بالأخره بهخاطر سوء شهرت و مجموعه «غزلوارة مستهجن و شهوتپرستانه» (Sonetti Lussuriosi) در 1524 مجبور به ترک رم شد. او از رم به ونیز رفت و در آنجا با تیتیان نقاش دوست شد و سوژه چاپلوسی و مجیزگویی زیادی شد.مهمترین ویژگی در میان آثار زیاد آرتینو، حملات هزلآمیز وی است، که اغلب همسنگ با حقالسکوت حول محور قدرتمندان بود. او با هدایای پادشاهان و اشراف، که از هجو او میترسیدند و مشتاق بودند که با تملق وی مشهور شوند، ثروتمند شد. شش جلد نامههای وی (منتشر شده در 57-1537) قدرت و بدبینی (فلسفه کلبی) او را نشان میدهند و توجیه تامی برای نامی که او به خودش داد یعنی «شلاق شاهزادگان» (flagello dei principe) محسوب میشود. آرتینو بهخصوص در حمله به رومیها تندتر بود، زیرا آنها او را مجبور کرده بودند به ونیز بگریزد. در «بحثها» (Ragionamenti, 1534-36 /چاپ جدید آن، 1914)، روسپیهای رومی عیوب اخلاقی بسیاری از مردان مهم شهرشان را برای یکدیگر فاش میکردند. فقط نمایشهای آرتینو از چنین حملات کینهتوزانهای آزاد بود. پنج کمدی وی، تصویری با درک عمیق از اوضاع زندگی طبقه پایین را فراهم میکنند و آزاد از قراردادهایی هستند که باری سنگین بر نمایشهای دیگر تحمیل میکند. او همچنین یک تراژدی به نام «اوراتسیا» (Orazia، چاپ شده در 1546؛ «هوراتی») نوشت که از دید بعضی، بهترین تراژدی ایتالیایی قرن شانزدهم میباشد.
رافائل (ت. 25 جولای 1884، کسالتنانگو، گواتمالا-و. 13 ژوئن 1975، گواتمالاسیتی) نویسندة رمان و داستان کوتاه گواتمالایی که آثارش یکی از طلایهداران مهم ادبیات داستانی امریکایی لاتین محسوب میشود.آربالو مارتینس در 1926 به سمت رئیس کتابخانه ملی گواتمالا انتخاب شد و تا 1946 این پست را داشت. او، که نویسندهای قابل و شایسته در داستان کوتاه بود، قالب جدیدی را به وجود آورد که با عنوان قصه «روانشناسی جانوری» معروف شد که مشهورترین آن «مردی که مانند اسب بهنظر میآمد» (El hombre que parecía un caballo, 1915) است که به مبارزه میان طبایع روحانی و حیوانی میپردازد. آربالو مارتینس در جایگاه یک رماننویس تلاش کرد مسائل اجتماعی و مسائل شخصیت انسانی را بدون روی آوردن به رئالیسم بررسی کند. او یکی از مشهورترین نویسندگان سبکی شد که رئالیسم (واقعگرایی) جادوئی نامیده میشود. مشهورترین رمانهای وی «آیین صلح در اورولاندیا» (La oficina de paz en Orolandia, 1925)، «دنیای ماهاراچیاس» (El mundo de los Maharachias, 1938) و «سفر به ایپاندا» (Viaje a Ipanda, 1935) هستند. «هوندورا» (Hondura, 1946) یک رمان خودزندگینامهای است.
ژان- باتیست دو بوئایه، مارکی دو (ت. 27 ژوئن 1703، اکسان پرووانس، فرانسه- و. 12 ژانویه 1771، تولون) نویسنده فرانسوی که با نوشتههایش در مورد فلسفه، دین و تاریخ و با مورد خطاب قرار دادن خوانندگان عامه، به اشاعه و نشر اندیشههای شکاکانه روشنگری کمک کرد.آرژان، که از خانواده اشرافی کاتولیک بود، در جوانی زندگی را به خوشگذرانی سپری کرد. سپس به ارتش پیوست و به اسپانیا گریخت و یک مرتبه نیز اقدام به خودکشی کرد. او 25 سال را در دربار فردریک کبیر بهعنوان پیشکار گذراند و هجده جلد از نامهها را با عنوان «مکاتبات فلسفی» (Correspondance philosophique) منتشر کرد. «نامههای یهودی» (Lettres juives, 1738)، «نامههای اسرارآمیز» (Lettres cabalistiques, 1741)؛ و «نامهای چینی» (Lettres chinoises, 1739-40) وی از مدل هجو منتسکیو با نام «نامههای ایرانی» (Lettres persanes) پیروی میکنند، که در 1722 چاپ شده بود.
تودور، نام مستعارِ یون ن. تئودورشکو (ت. 21 می 1880، بخارست، رومانی - و. 14 جولای 1967، بخارست) شاعر، داستانسرا و رسالهنویس رومانیایی که ابتکار او در خلق شعر تغزلی نو، منجر به شهرت وی درجایگاه یکی از برجستهترین نویسندگان در رومانی شد.وی در 11 سالگی خانه را ترک کرد و اولین شعرش را در 14 سالگی منتشر نمود. در 1899 در دیری در چرنیکا جامه کشیشی به تن کرد، امّا خیلی زود از آن دست کشید. بعد از سفر به دور اروپا، در 1910 در بخارست ساکن شد. او، که در دوران جنگ جهانی اول طرفدار صلح بود، در 1918 بهعلت نوشتن مطلبی برای روزنامهای که طرفدار آلمان بود زندانی شد.شهرت آرگزی با انتشار اولین مجموعة شعرش به نام «کلمات مناسب»(Cuvinte potrivite, 1927)، که آثاری در مورد دلواپسی مذهبی و دلسوزی برای روستائیان را دربر میگرفت و تصویرپردازی خشن و نوآوری در عروض از مشخصههایش بود، تثبیت شد. در 1930 دو رمان منتشر کرد که دوران سخت در زندگیاش را شرح میداد:«تمثالهای چوبی» (Icoane de lemn)، که دربارة تجربة سرخوردگیاش از اعتقاد مذهبی بود، و «دروازه سیاه»(Poarta neagră)، که دربارة زمان حبسش بود.آثار قابل ذکر دیگرش، که در دهه 1930 منتشر شدند، شامل اثر هجوی و انتقادی «تابلوهایی از سرزمین کوتی» (Tablete din tara de Kuty, 1933)، مقالات منثور و گزندة 36- 1935، و ستایشهای شاعرانه از طبیعت و دوران بچگی شامل آثاری چون «کتاب اسباببازیها» (Cartea cu jucării, 1931)، «کتابچهای برای عصر» (Cărticică de seară, 1935)، و «رقصهای دایرهوار» (Hore, 1939) میشود. حرفة شاعری و جدلی بودن وی در این دوره شکوفا شد، امّا او مجدداً در دوران جنگ جهانی دوّم زندانی شد. بعد از جنگ، خودداری وی از پذیرفتن رئالیسم سوسیالیست، او را به سمت مبارزه با رژیم کمونیستی سوق داد. نوشتههای بعدیاش، که تلاش وی برای عادت کردن به معیارهای جدید را منعکس میکند، فاقد شور و حرارت قبل است. این نوشتهها شامل «1907» (1955) و «سرودی مذهبی تقدیم به نوع بشر» (Cîntare omului, 1956) میشود. «منتخب اشعار تودور آرگزی»(Selected Poems of Tudor Arghezi) در 1976 منتشر شد.
[یونانی آنArgonaútēs، از+Argṓnaútēsبه معنی دریانورد، ملاح] در اساطیر یونان، یکی از اعضای گروه 50 قهرمان افسانهای که همراه جیسن با کشتی آرگو در جستوجوی پشم زرین به سفر دریایی میرود. جیسن، با قبول مأموریت جستوجوی پشم، نجیبزادهترین قهرمانان یونان را به این سفر فرا میخواند. طبق داستان اصلی و اولیه، خدمه و کارکنان کشتی، متشکل از اعضای مهم دودمان خود جیسن، یعنی افراد قبیله مینیانس بودند. بعد، قهرمانان مشهور دیگری نظیر هرکول به آنها پیوستند. بعد از حوادثی چند، سرانجام دریانوردان به کولچیس میرسند. آنها در آنجا پادشاه آئیتس را مییابند. او نمیخواست پشم را بدهد، تا زمانی که جیسن چند مأموریت را به انجام رساند. اما بعد از انجام مأموریتها، آئیتس باز هم از دادن پشم خودداری میکرد. دختر آئیتس، مِدئای جادوگر، که عاشق جیسن شده بود، به وی کمک کرد پشم را بدزدد و خود نیز با او فرار کرد. روایتهای گوناگونی از ماجراهای مسیر بازگشت آنها به خانه وجود دارد. سرانجام آرگو به ایولکوس میرسد و در ساحل بیشهزار مقدس پوسئیدون در ایستموس کارینت لنگر میاندازد. داستان سفر دریانوردان آرگو، از آثار شناخته شده قبل از هومر است و حماسه ادیسه، ممکن است با اقتباس جزئی از آن به نگارش درآمده باشد.
آلسیدس (ت. 15 جولای 1879، لاپاز، بولیوی- و. 8 می 1948، چولومانی) رماننویس، روزنامهنگار، جامعهشناس، مورخ و سیاستمدار بولیویایی که مطالعات جامعهشناسی و تاریخی و رمانهای واقعگرایانة تحسینشدهاش از سوی منتقدان، جزو اولین آثاری بود که به مسائل اجتماعی و اقتصادی بومیان امریکای جنوبی پرداخت.آرگداس جامعهشناسی را در پاریس خواند و به دنبال منصب دولتی بود. او سفیر بولیوی در لندن، پاریس، کلمبیا و ونزوئلا و رهبر حزب لیبرال بولیوی بود. وی در طول خدمت اجتماعی، در نوشتههایش گرفتاریهای بومیان را مورد بررسی قرارداد، دلسوزانه، عادات و آداب و رسوم آنها را توصیف کرد و در خصوص عوامل اجتماعی و اقتصادی، که موجب استثمار و سقوط آنها شده است، سند و مدرک ارائه کرد.با اینکه مطالعات جامعهشناسانهاش نظیر «پوبلو در حال انقراض» (Pueblo enfermo, 1909) و «تاریخ عمومی بولیوی» (Historia general de Bolivia, 1927) او را به شهرت رساند، اما آرگداس بیشتر بهسبب رمانهایش در مورد بومیان در یادها مانده است؛ بهخصوص رمان «نژاد برنز» (Raza de bronce, 1919)، که توصیفی حماسی از سفرهای گروهی از بومیان بولیوی است که با نابودی و ریشهکنی آنها بهوسیله مردان سفید این رمان پایان میپذیرد.
(ت. 18 ژانویه 1911، آنداهوآیلاس، پرو- و. 28 نوامبر 1969، لیما) رماننویس، نویسنده داستان کوتاه و قومشناس پروئی که آثارش تضادها و تنشهای میان فرهنگهای سفیدپوستان و سرخپوستان را مطرح میکند.آرگداس پسر قاضی دورهگرد سفیدپوست و سرخپوستی از اهالی کچوآ بود. گرچه در سه سالگی مادرش را از دست داد، امّا قبل از یادگیری زبان اسپانیایی، زبان کچوایی را آموخت. در جوانی موسیقی و سنتهای کچوایی را مطالعه کرد و فرهنگ غالب اسپانیایی را فرا گرفت. وارد دانشگاه سان مارکوس در لیما شد، در اداره پست کار کرد و در دانشگاه ملی در سیکوآنی به تدریس پرداخت. پس از بهدست آوردن چند منصب اداری، در 1959 به تدریس فرهنگهای منطقهای پرو در دانشگاه سان مارکوس همت گماشت؛ او همچنین در کسوت مدیر خانه فرهنگ (64-1963) و بعدها مدیر موزة ملی تاریخ (69-1964) فعالیت کرد.«آب» (Agua, 1935) مجموعة سه داستان است که در آنها، خشونت و بیعدالتی دنیای سفیدپوستان را با زندگی مسالمتآمیز و منظم سرخپوستان استثمارشده امّا بیاختیار مورد مقایسه قرار میدهد. «جشن خون» (Yawar fiesta, 1941) به تفصیل تشریفات مراسم گاوبازی بدوی را، که نماد مبارزه اجتماعی سرخپوستان در برابر ارزشهای اسپانیایی است، مورد بررسی قرار میدهد. شاهکار آرگداس رمان حسبحالگونة «رودهای عمیق» (Los ríos profundos, 1985) است. آثار بعدی او رمان «ششمین نفر» (El sexton, 1961)،«همة نژادها» (Todas las sangres, 1964)، و رمان ناتمام «روباهی از بالا و روباهی از پایین» (El zorro de arriba y el zorro de abajo, 1971)، که نوشتن آن بنا به تجویز روانشناس او صورت گرفت، هستند. آرگداس در این اثر، بهگونهای نظاممند و پرشور، اتفاقات منجر به روز آخر زندگیاش را - او در کلاس درسی متروک در لیما خودکشی میکند-مورد بحث قرار میدهد.
(در زبان یونانی: «مشاهدة کل») شخصیتی در اساطیر یونان که به طرق مختلف پسر ایناخوس، آگنور، یا آرستور و یا قهرمان بومی (آوتوختون) توصیف شده است نام خانوادگی او از یکصد چشمی که گفته میشود روی سر یا سراسر بدنش وجود داشت، گرفته شده است. ایزدبانو هرا، آرگوس را برای مراقبت از گاوی که یو (کاهنة هرا) به آن تبدیل شده بود برمیگزیند. هرمس او را، درحالیکه مشغول مراقبت است، میکشد و هرا چشمان او را به دم طاووس منتقل میکند. این آرگوس (Argus)، اغلب با پسر افسانهای نایوبی، که نامش را به شهر آرگوس(Argos) داد، اشتباه شده است.
در اساطیر یونان، دختر پاسیفائه و میتوس پادشاه کرت. او عاشق تسئوس، قهرمان آتنی میشود و به او وسایلی (به اشکال مختلف مانند ریسمان، کلاف کاموا، جواهرات درخشان) میدهد که بتواند بعد از کشتن مینوتائور، حیوانی که نصف بدنش گاو نر و نیم دیگرش انسان بود و مینوس او را در دهلیزی تودرتو نگه داشته بود، از آن دهلیز تودرتو فرار کند. از اینجا در افسانه اختلاف پیدا میشود و گفته میشود تسئوس او را رها و او خودش را حلقآویز کرد؛ یا اینکه تسئوس او را به ناکسوس برد و در آنجا رهایش کرد تا بمیرد و یا با ایزد دیونوسوس ازدواج کرد و یا هنگام متولد شدن نوزادش سیپروس جان داد.شاعران و هنرمندان یونان باستان دوست داشتند اریئدنی را خفته در ساحل ناکسوس درحالیکه دیونوسوس با عشق و تحسین به او خیره شده است ترسیم کنند. داستان اریئدنی بعدها در آثار هنرمندان، نویسندگان و آهنگسازان اروپایی بسیاری مطرح شد که اپرای معروف «اریئدنی در ناکسوس» (Ariadne auf Naxos, 1912) اثر ریچارد اشترواس از آن جمله است.
بوئناونتورا کارلس (ت. 4 نوامبر 1798، بارسلونا، اسپانیا- و. 17 سپتامبر 1862، بارسلونا) اقتصاددان و نویسندهای که «قصیدهای برای سرزمین پدری» (Oda a la patria, 1832) وی موجب احیای ادبیات کاتالان در قرن نوزدهم در اسپانیا شد.اثر آریبائو، جان گرفته از میهنپرستی عمیق، توأم با علاقه رمانتیک وی به تاریخ است. او یکی از سردبیران El europeo و El vapor، دو نشریه مطرح ادواری و از مهمترین نشریات جنبش رمانتیک، بود. قصیدهای برای سرزمین پدریِ وی، که شهرتش بهسبب سرایش آن است، دفاعی از علاقه و عشق منطقهای بود که به زبان محلی کاتالان نوشته شده و قصد داشت گرایشهای فکری معاصر را با سنّت بومی متحد کند. آریبائو همچنین همراه با مانوئل د ریوادنئیرا چهار جلد اول «کتابخانه نویسندگان اسپانیایی» (Biblioteca de autores españole) را منتشر کرد که تلاشی به یاد ماندنی برای گردآوری کامل ادبیات مطرح اسپانیا بود.
«زوج بیخیال» در نمایشنامة توفان اثر ویلیام شکسپیر. سیکوراکس جادوگر، که در گذشته بر جزیره -جاییکه نمایش در آن جریان دارد- حکومت میکرد، اریئل سرکش و عصیانگر را در درخت کاجی زندانی کرده بود. دوک تبعیدی پروسپرو، که اکنون حاکم جزیره است، به شکلی سحرآمیز او را نجات میدهد و از خدمات وی در جهت جلوگیری از کارهای دشمنان پرسپرو، گفتن داستان عاشقانه برای دخترش میراندا و بازگرداندن مقام دوکی خویش بهره میگیرد. بعد از اتمام این کارها، اَریئل آزاد میشود. نام ارئیل، که بر تخیل خلاق دلالت دارد، در عنوان آثار تعدادی از شعرای بعدی از جمله تی.اس. الیوت و سیلویا پلات آمده است.
مجموعه شعر سیلویا پلات، که بعد از مرگش در 1965 منتشر شد. بیشتر اشعار طی پنج ماه آخر زندگی پلات، که با خودکشی در 1963 خاتمه مییابد، نوشته شده است. اگرچه موضوع اشعار از تکلیف شاق شبانی (نظیر شعر «ملاقات با زنبور» (The Bee Meeting) تا مفهوم آسیب پزشکی («لالهها» (Tulips)متنوع هستند، هریک به حتمی بودن خودکشی نویسنده اشاره میکنند. شعر «بابا» (Daddy)، یکی از مشهورترین اشعار پلات، در این مجموعه قرار دارد.
Arimasp \'ar-ə-'masp\ or Arimaspian\'ar-ə-'mas-pē-ən\
جمع آنArimaspsیاArimaspians و نیز اریمسپی. عضو نژادی افسانهای از مردان یکچشم اسکوتیا. آنها همواره در جنگ با گریفونها (موجودی افسانهای با سر و بال عقاب و بدن شیر) برای تصاحب طلایی که گریفونها از آن محافظت میکنند، تصویر میشوند.
شاعر نیمهافسانهای و موسیقیدان متومنا در لسبوس که گفته میشود قالبی ادبی به دیتورامب (شعر یا آوازی کُر که در جشن دیونوسوس اجرا میشد) داده است. هیچیک از آثار وی باقی نمانده و فقط یک داستان درباره زندگیاش موجود است.بعد از انجام سفری موفق برای اجرای موسیقی به سیسیلی و ماگناگرایکیا، آریون با کشتی به زادگاهش برمیگردد. مشاهده گنجی که او حمل میکرد، طمع ملوانان را برمیانگیزد. آنها تصمیم میگیرند او را بکشند و گنجش را غارت کنند. آریون برای آخرین لطف از آنها میخواهد اجازه دهند وی آوازی بخواند. دریانوردان میپذیرند و شاعر روی عرشه کشتی میایستد و همراه با نواختن چنگ، مرثیهای میخواند؛ سپس خود را از روی کشتی در دریا میاندازد، امّا بهطور معجزهآسا بهوسیلة دلفینی که با موسیقی او افسون شده بود، نجات مییابد. چنگ آریون و دلفین صورت فلکی لورا و دلفینوس را تشکیل میدهند.
لودوویکو (ت. 8 سپتامبر 1474، ردجو امیلیا، دوکنشین مودنا، ایتالیا- و. 6 جولای 1533، فرّارا) شاعر ایتالیایی که بهسبب شعر حماسیاش «اورلاندو فوریوزو» (Orlando Furioso) مشهور است. نمایشنامههای وی، که کار فرعی او بهشمار میآمدند، نخستین کمدیهای بومی اروپا بودند که به تقلید از کمدیهای زبان لاتین، اما به زبان غیرلاتین نوشته شدند.او از 1489 تا 1494 برخلاف میل درونیاش، در فرّارا به مطالعه حقوق پرداخت و پس از آن تا 1499 همه تلاش خود را وقف مطالعه ادبیات کرد. پدرش در 1500 از دنیا رفت و او، که پسر ارشد خانواده بود، ناچار شد زندگی چهار برادر و پنج خواهر خود را تأمین کند. در 1502، فرمانده دژ کانوسّا شد و در 1503 به خدمت کاردینال ایپّولیتو ده استه، پسر دوک اول ارکوله، درآمد. پس از چند سال خدمت، به کاردینال و برادرش، آلفونسو، حولوحوش 1512 دوباره به فّرارا بازگشت. آریوستو مجدداً در 1518 به خدمت شخصی دوک آلفونسو درآمد و بهعلت نیاز مالی، مجبور به پذیرفتن سمت حکومتی کماهمیتی دور از خانه شد. با وجود این در 1525، که دیگر بهاندازه کافی پول جمع کرده بود، برای همیشه به فرّارا بازگشت.تقریباً در 1505 آریوستو شروع به نوشتن اورلاندو فوریوزو کرد، که نسخه مستقل اقتباسی از «اورلاندو ایناموراتو» (Orlando Innamorato) اثر ماتّئو ماریا بویاردو بود. وی تا آخر عمر، به بازنویسی و تصحیح این شعر مشغول شد که اولین ویراست آن در 1516 در ونیز به چاپ رسید.وی در طول سالهای 1517 تا 1525 هفت هجو خود را (با نام «طنز»)، به پیروی از «هجویات» (Sermones) هوراس تنظیم کرد. اولین هجویه، ابراز وجود متواضعانهای است از سوی شاعر در مورد جلال و استقلال خویش؛ دومین هجویه، فساد مسیحیت را نقد میکند؛ سومی، دربارة پرهیز از جاهطلبی موعظه میکند؛ چهارمی درباره ازدواج است؛ پنجمی و ششمی احساس شخصی مؤلف را توصیف میکند از اینکه بهعلت خودخواهی اربابش، از خانواده دور مانده بود؛ هفتمی (خطاب به پیئترو بمبو شاعر و ادیب) خباثت اومانیستها را متذکر میشود و از اینکه در جوانی به او اجازه ندادند تحصیلات ادبیاش را تمام کند، تأسف خود را ابراز مینماید.
تاکئو (ت. 4 مارس 1878، توکیو، ژاپن- و. 9 ژوئن 1923، کاروئیزاوا) رماننویسی که در کشور خود، بهسبب واقعگرایی بشردوستانهاش با عنوان «مرد عشق» معروف است.آریشیما پسر ارشد خانوادهای با استعداد و اشرافی بود؛ برادران کوچکترش آریشیما ایکومای نقاش و ساتومی تونِ رماننویس بودند. او به دانشکدة کشاورزی ساپوتو (امروز دانشگاه هُکایدو) رفت، که در اواخر قرن نوزدهم، بهمثابة مرکز افکار نوین معروف بود. او در آنجا از بدبختی و مصیبت طبقات پایینتر آگاهی یافت. آریشیما از کودکی زبان انگلیسی را یاد گرفته بود و بعد از فارغالتحصیل شدن در 1896 به امریکا رفت و سه سال را در دانشگاه هاروارد سپری کرد.وی پس از بازگشت به ژاپن، در ساپورتو و کیوتو تدریس کرد، اما در 1910 به برادران و دوستانش شیگا نائویا و موشانوکوجی سانئاتسو برای انتشار نشریه Shirakaba («درخت غان سفید») پیوست که به نشر آرمانهای اومانیستی و خیرخواهانه اختصاص داشت. بهنظر میآید آریشیما عمیقاً با کشمکشهای فطری در جایگاهش بهعنوان اشرافزادهای متمول و با آرمان عشق جهانی عمیقاً درگیر بوده است. رمان «فرزندان قابیل» (kain no matsuei, 1917) به شرایط رقتانگیز کشاورزان روزمزد میپردازد که توجه کمی را جلب کرد، اما خیلی زود با رمان «خانمی ویژه» (Aru onnna, 1919) به شهرت رسید. در 1922 او «یک بیانیه» (Sengen hitotsu) را منتشر کرد که در آن، اعتقاد و باور مأیوسانه خود را بیان کرد که فقط خود کارگران میتوانند به خود کمک کنند و او بهعنوان ایدئولوژیستی بورژوا نمیتواند کاری برای آنها انجام دهد. آن سال، آریشیما زمین و مزارع خود را در هُکایدو بین مستأجران زمین تقسیم کرد و سال بعد، به همراه معشوقهاش در کوهستانی خلوت خودکشی کرد.
الهه یونانی که پرستش آن رواج داشت، اما درباره این اسطوره ابهام وجود دارد. نام او برگرفته از عبارت یونانی aristos به معنای «بهترین» است. بنابه روایتهای مورد پذیرش عموم، اریستیوس فرزند آپولو و پری دریایی به نام کورنه، در لیبیا به دنیا آمد، اما پس از آن به تبس رفت؛ جاییکه او از الهههای هنر، شفا دادن و پیشگویی را فراگرفت و داماد کادموس و پدرِ آکتائون شد. اریستیوس پس از مسافرتهای پیدرپی به ترس رسید؛ جایی که سرانجام او در نزدیکی کوه هایموس از نظرها ناپدید شد.
اهل ساموترس (ت.حدود 217 ق.م-و. 145 ق.م، قبرس) منتقد و دستوری یونانی که بهواسطة مطالبش در مطالعات هومری معروف است. اریتارکوس در اسکندریه اقامت داشت؛ جاییکه او شاگردی اریستوفانس بیزانسی را کرد و در حدود 153 ق.م کتابدار اصلی آنجا شد. او پس از آن به قبرس رفت. او مدرسه لغتشناسان را با نام اریستارکیئنز بنیاد گذاشت، که به مدت طولانی در اسکندریه و پس از آن در روم رونق داشت. سیسرو و هوراس او را برترین منتقد میدانستند. آثار او در سه دسته قرار میگیرند: (1) دو ویرایش از متن هومر و ویرایشهایی از هسیود، پیندار، آرخیلوخوس، آلکایوس، و آناکریون؛ (2) تفاسیر متعدد برآثار این شاعران و بر آثار آیسخولوس، سوفکلس، اریستوفانس و هرودوتوس؛ (3) راهنماهای انتقادی بهخصوص بر مسائل مربوط به مشکلات متن آثار هومر.
در عروض کلاسیک، نوعی وزن اولیک که تقطیع آن به شکل - - È׀ - ÈÈ - است. این شکل از عروض مرتب به دنبال یک بیت مشابه میآید که داری همپای بلندتری است: - È - È׀ - ÈÈ -. نام این وزن اشاره به کاربرد آن بهوسیلة نمایشنامهنویس طنزپرداز، یعنی اریستوفانس، دارد.
(ت.حدود 450 ق.م - و. 388 ق.م). بزرگترین نمایشنامهنویس کمیک یونان باستان و تنها کسی که بسیاری از آثارش باقی مانده است. وی تنها نماینده بازمانده از کمدی قدیم است یعنی نمایندة مرحلهای از نمایشنامهنویسی کمدی که در آن گروهسرایی، نمایش صامت و سُخریه همچنان نقش چشمگیری ایفا میکند و خیالپردازی، دشنام بیامان و هجو نامعقول، طنز بیبندوبار و بیحیا، و آزادی آشکاری از انتقاد سیاسی از مشخصههای آن است.اطلاعات کمی دربارة زندگی وی در دست است و بیشتر حقایق دیرینه دربارة او، از اشارات نمایشهایش بهدست میآیند. وی پسر فیلیپوس و اهل آتن بود. کارش را در کسوت نویسنده نمایشنامه کمدی در 427 ق.م شروع کرد و گمان میرود در کل 40 نمایشنامه نوشته باشد.بخش اعظم آثار وی زندگی اجتماعی، ادبی و فلسفی در آتن را روایت میکند؛ موضوعات آنها از جنگ مهم پلوپونز (431-404 ق.م) الهام گرفته شده است. فقط یازده نمایشنامه وی دست نخورده باقی است: «آخارنیان»(Acharnians)،«ابرها»(Cloudss)، «زنبورها» (Wasps)، «صلح» (Peace)، «پرندگان» (Birds)، «لوسیستراتا» (Lysistrata)، «زنان در تسموفوریا» (Women at the Thesmophoria)، «غوکان»(Frogs)، «شهسوران» (Knights)، «زنان در اِکلیسیا» (Women at the Ecclesia)؛ و «ثروت» (Wealth). از کمدی اولیه «بابلیها» (Babylonians) فقط بخشهایی باقی مانده است. دو کمدی منتشره پس از مرگش به نامهای، «آیولوسیکن» (Aiolosikon) (احتمالاً قطعه طنزآمیزی در مورد آیولیس اثر ائوریپیدس) و «کوکالوس» (Kokalos) (نیز از قرار معلوم، یک سخریه اسطورهای)، را پسرش آراروس، حدوداً یکسال پس از مرگ وی به روی صحنه برد.فعالیت نمایشنامهنویسی اریستوفانس، پایان دورة کمدی کهن و آغاز آنچه را که کمدی میانه نامیده میشد، دربر میگیرد و بیشتر نمایشنامههای باقیمانده وی به دوره کمدی کهن تعلق دارد. نمایشنامههای وی هنوز در تئاتر قرن بیستم اجرا میشود؛ ترجمههای بیشماری از آنها شده است که تلاش میکند بازی با کلمات، بذلهگویی و تلمیحات باب روز نویسنده را در دسترس تماشاچیان امروزی قرار دهد.جاذبة اریستوفانس، در شیرینی گفتوگوهایش، در طنز عموماً مؤدبانه که گاه بدخواهانهاش، در درخشندگی نقیصهاش، و نیز در ابتکار و ابداع صحنههای کمیک وی قرار دارد.
(ت. حدود 257 ق.م- و. 180 ق.م، اسکندریه) منتقد ادبی و نحوی یونانی که بعد از تحصیل تحت هدایت و راهنمایی دانشمندان در اسکندریه، مهمترین کتابدار آنجا در 195 ق.م شد.اریستوفانس پدیدآورندة متن اصلی هومر و ویراستار هسیود (تولد خدایان) الکایوس، پیندار، ائوریپیدس، اریستوفانس و شاید آنا کرئون بود. تعداد زیادی از «مباحثات» (Arguments)، بهعنوان مقدمهای بر تراژدیها و کمدیهای یونانی، در دستنوشتهای به اریستوفانس منسوباند. او «پیناکس» (Pinakes) اثر کالیماخوس را، که تذکره ادبیات یونان است، تصحیح و ادامه داد. وی، درجایگاه فرهنگنویس، مجموعههایی از کلمات منسوخ و غیرمعمول، اصطلاحات فنی و ضربالمثلها را گردآوری و تدوین کرده است.اریستوفانس، در جایگاه نحوی، مکتبی را بنیاد گذاشت و رسالهای نوشت و قواعدی برای تصریفهای یونانی قرار داد. در ویرایش اثر غنایی و نمایشی شاعران، ابتکاراتی در تجزیه و تحلیلهای وزنی و نقد متنی گنجاند که بهطور وسیعی از سوی دانشمندان بعدی پذیرفته شد. این موارد شامل نظام تأکیدات، تنظیم متون غنایی مطابق با دو نقطههای وزنی، و نظام علائم انتقادی برای نشان دادن اقسام متغیر بیقاعدگیهای متنی است.اریستوفانس همچنین مسئول تنظیم تبادل نظرهای افلاطون در سهگانة وی، و در کل به بنیادگذاری سنت اسکندرانی متصف است و آن مجموعهای از انواع ادبی است که معاصرانش آن را الگویی عالی محسوب میکردند.
یونانی آن اریستوتلیز (ت. 384 ق.م، استاگیرا، خالکیدیکه [یونان]- و. 322، خالکیس، ائوبویا) فیلسوف، عالم و سازماندهنده تحقیقِ یونان باستان، یکی از دو چهره مهم و اندیشمند پرورشیافتة یونانیان (دیگری افلاطون بود). او کل حوزه دانش بشری را، که در دنیای مدیترانه عصر خودش شناخته شده بود، بررسی و مطالعه کرد. نوشتههایش مدتها بر افکار غرب و مسلمانان تأثیر داشت.ارسطو، که پسر پزشک دربار پادشاه مقدونیه بود، احتمالاً از کودکی با پزشکی و زیستشناسی یونان آشنا شده بود. در پی مرگ پدرش، در 367 به فرهنگستان افلاطون در آتن فرستاده شد. وی با افلاطون مدت 20 سال همکاری کرد. با مرگ افلاطون در 347/348، آتن را ترک و 12 سال مسافرت کرد و فرهنگستانهای جدیدی در آسوس و موتیلنه تأسیس کرد. حدود 3 سال در پلا، مرکز مقدونیه، زندگی کرد؛ در آنجا اسکندر کبیر آینده را درس داد. حدود 339 به خلوت ملک پدری در استاگیرا پناه برد. در 335 به آتن بازگشت و لوکیوم، مؤسسهای رقیبِ فرهنگستان، را افتتاح کرد. در 12 سال بعد، آن مؤسسه را بهعنوان مرکزی برای نظریهپردازی و تحقیق در هر موضوعی قرار داد. با مرگ اسکندر در 323، آشوبی ضداسکندری در آتن بهوجود آمد و به خالکیس در شمال آتن رفت. او سال بعد در آنجا درگذشت.در زمینه ادبیات، ارسطو با «فن شعر» (Peri poiētikēs) معروف است. در این اثر، او تفاوت میان تراژدی و کمدی را مطرح میکند و در مورد ارزش تقلید و استفاده از تزکیه (کتارسیس) بحث میکند و شماری از مطالب مهم را، که تأثیر زیادی بر تئاتر و ادبیات غرب طی قرنها و سالها داشته است، ارائه میکند.
دانشمند (ت. 1067- و. 9 نوامبر 1148) سرکرده، کشیش و مورخ ایسلندی که «کتاب ایسلندیها»ی (Islendingabók) او، اولین تاریخ مکتوب ایسلند به زبان محلی است. این کتاب، که قبل از 1133 تألیف شده و دورهای از مسکونی شدن ایسلند تا 1120 رادربر میگیرد، شامل اطلاعاتی در مورد مسکونی شدن گریلند و وینلند است. آری همچنین اعتقاد داشت بیشترین بخش نسخه اصلی «کتابمسکونی شدن ایسلند» (Landnámabók) را، که نسبشناسی و تاریخها و سرگذشتهای مهاجران ایسلندی را فهرست میکند، نوشته است. این اثر را منبع بیشتر ساگاهای (داستان بلند نروژی و ایسلندی در قرون وسطا) اهالی ایسلند در قرن دوازدهم میدانند.
ساواکو (ت. 20 ژانویه 1931، واکایاما، ژاپن- و. 30 آگوست 1984، توکیو) نویسنده رمان و داستان کوتاه، و نمایشنامهنویس ژاپنی که با رمانهای واقعگرای اجتماعی پیدرپی، که زندگی خانوادگی در ژاپن را به ترتیب زمان مینویسد، طیف وسیعی از خوانندگان را جذب کرد.آریوشی از 1949 تا 1952 در کالج مسیحی زنان توکیو، ادبیات و تئاتر خواند. بعد از فارغالتحصیل شدن، به جمع کارمندان شرکت انتشاراتی پیوست، سپس با مجلات ادبی همکاری کرد، برای گروه رقص تئاتری کار کرد، شروع به نوشتن داستانهای کوتاه برای تئاتر، تلویزیون و رادیو پرداخت.اولین رمان مهم آریوشی، «رودخانة کی» (Kinokawa, 1959)، سه نسل زنان اشرافی قرن بیستم را بهترتیب زمان مینویسد. «همسر دکتر» (Hanoka Seishūno tsuma, 1967)، که شاید مشهورترین اثر وی باشد، دربارة همسر شجاع و مادر قدرتطلب و سلطهجوی دکتر هانائوکا سِیشو است که در قرن نوزدهم جراح و در استفاده از بیهوشی برای جراحی پیشگام بود. رمانهای وی موضوعات اجتماعی مانند نژادپرستی را در «بدون زنگ» (Hishoku, 1967)؛ پیرستیزی را در «سالهای پایانی عمر» (Kōkotso no hito, 1972)؛ از آلودگی محیطزیست در «آلودگی مرکب» (Fukugō osen, 1975) انتقاد میکند. او همچنین چندین داستان کوتاه و نیز رمان تاریخیِ «عظمت پرنسس کازو» (Kazu no miyasama otome, 1978) و سفرنامة «گزارش چین» (Chūgoku repōto, 1979) را نوشت.
یکی از پنج برادر پانداوا که قهرمانان حماسه هندی مهابهاراتا («حماسه بزرگ سلسله بهاراتا») است. تردید آرجونا، قبل از نبرد برای دوست و ارابهرانش، ایزد کریشنا، موقعیتی فراهم کرد که سخنرانیای در مورد وظیفه یا روش درست و حق عمل انسانی ایراد کند. این اشعار، که شبیه گفتوگو میان کریشنا و آرجوناست، مجموعاً به نام بهاگاوادگیتا شناخته میشود که معروفترین نوشتة مذهبی هند است.
مارسل (ت. 5 جولای 1899، وارن- سور- آمانس، فرانسه- و. 12 ژانویه 1986، برنویل، نزدیک فونتنبلو) نویسنده فرانسوی که زمانی به شهرت رسید که رمان «نظم» (Ľordre) وی جایزه معتبر گنکور را در 1926 کسب کرد.آرلان دیپلم متوسطهاش را در 1918 گرفت و پس از آن، در کلاسهای دانشگاه سوربن شرکت کرد. او در آنجا کارشناسی ادبیات را قبل از ترک تحصیلات رسمیاش گرفت. در اوایل دهه 1920 او و آندره موروآ دو مجله نقد ادبی Aventure و Désرا راهاندازی کردند و در 1925 آرلان همکاری طولانیمدتی را با مجله La Nouvelle Revue Française (NRF) شروع کرد.آرلان برخی از رمانهای خود را «پس از ژید» (récits) نامید. آثار متعدد وی شامل «سرزمینهای بیگانه» (Terres étrangéres, 1923) و «زلی در بیابان» (Zélie dans le désert, 1944) و داستانهای کوتاهی مانند «آب و آتش» (ĽEau et le Feu, 1956) و «از نفس افتاده» (Á perdre haleine, 1960) و تعداد زیادی مجموعه مقالات و بررسیهای انتقادی همچون «ماریوو» (Marivaux, 1949)، «لطف نوشتن» (LaGrâce d’écrire, 1955) است. «روشنایی شب» (Lumière du soir, 1983) آخرین اثرش بود که در زمان حیاتش چاپ شد. آرلان در 1968 برای عضویت در فرهنگستان فرانسه انتخاب شد.
مایکل، نام اصلیاو دیکران کویومجیان (ت. 16 نوامبر 1895، روش، بلغارستان - و. 23 ژوئن 1956، نیویورک، امریکا) نویسندهای که داستانهایش بازتابی از نشاط شکننده و بدبینی نهفته و ناامیدی رایج در جامعة لندن پس از جنگ جهانی اول است.آرلن، که پسر تاجری ارمنی بود، در انگلستان بزرگ شد؛ پدرش بهخاطر فرار از شکنجه و اذیت ترکهای (ترکیه) به آنجا گریخته بود. تا 1916 در لندن زندگی میکرد و برای نشریههای ادواری و مجلات مقاله مینوشت. در 1922، وقتی که تابعیت انگلیس را گرفت، نام مایکل آرلن را انتخاب کرد و قبل از انتشار اولین رمانش به نام «دزدی دریایی» (Piracy, 1922) دو داستان کوتاه نوشت. معروفترین اثرش، «کلاه سبز» (The Green Hat, 1924)، موفقیت عمومی فوقالعادهای بود. این رمانِ بامزه، پیچیده اما بسیار سوزناک درباره «چیزهای نوخاستة تابناک» میفئر (پررونقترین و رمانتیکترین ناحیة آن دورة لندن)، بود که او را تقریباً یکشبه و ناگهانی در بریتانیای کبیر و امریکا معروف کرد.بعد از 1928، زمانیکه با کنتس آتلانتا مرکاتی ازدواج کرد، بیشتر زندگی در جنوب فرانسه را ترجیح داد. اگرچه مدتی مورد تحسین بسیار قرار گرفت، ولی هرگز موفقیت عمومی کلاه سبز را تکرار نکرد. او فیلمنامهای با نام «جسم بهشتی» (The Heavenly Body, 1944) و تعدادی کتاب از جمله «فناپذیری انسان» (Man's Mortality, 1933) و داستان جنایی هلندی «هلندی پرنده» (The Flying Dutchman, 1939) را، قبل از انزواطلبی و مهاجرت به نیویورک سیتی در 1945، نوشت.
روبرتو (ت. 2 آوریل 1900، بوئنوس آیرس، آرژانتین - و. 26 جولای 1942، بوئنوس آیرس) رماننویس، نویسندة داستانهای کوتاه، نمایشنامهنویس و روزنامهنگاری که پیشگام رمان پوچی در ادبیات آرژانتین است.آرلت، که از نسل اوّل مهاجران آلمانی بود، احساس میکرد نسبت به جامعة آرژانتین بیگانه شده است. دنیای رمانهایش با عناوین«اسباببازی هار»(El juguete rabioso, 1926)، «هفت دیوانه» (Los siete locos, 1929)، «آتشبار» (Los lanzallamas, 1931) «عشق دروغین» (El amor brujo, 1932) عجیب و غریب و هراسانگیز است و با شخصیتهای هراسان و نیمهدیوانه پر شده است که دارای روحیه عصیان در مقابل جامعه هستند. «حکاکیهایی از بندر» (Aguafuertes porteñas, 1950) و Nuevas aguafuertes porteñas (1960)، که در اصل در قالب مقالاتی در El mundo منتشر شدند، شرح مقامهوار مردم بوئنوس آیرس است که برداشت و استنباط مهم روانشناسانه و طنز پر شور و حرارت را نشان میدهد. از میان نمایشنامههای وی «سیصد میلیون»(Trescientos millones, 1932) و «ساوریوی سنگدل»(Saverio el cruel, 1951) را میتوان نام برد. آثار کامل داستانی وی در 1963 منتشر شد.
آیی کویی (ت. 1939، تاکورادی، گُلدکوست [اکنون غنا]( رماننویس غنایی که آثارش به فساد و ماتریالیسم در افریقای معاصر میپردازد.آرما، قبل از رفتن به امریکا در 1952 و تکمیل تحصیلات متوسطه در مدرسة گروتون و اخذ مدرک کارشناسی از دانشگاه هاروارد، در مدارس میسیونرهای محلی تحصیل کرد. پس از آن، در جایگاه فیلمنامهنویس، مترجم و معلم انگلیسی در پاریس، تانزانیا، لسوتو، سنگال و امریکا و جاهای دیگر کار کرد.در اولین رمانش «زیبایانهنوز به دنیا نیامدهاند» (The Beautyful Ones Are Not Yet Born, 1968)، نگرانی عمیقش نسبت به طمع و حرص و فساد سیاسی در افریقای تازه به استقلال رسیده را نشان میدهد. در دومین رمانش، «تکّهها» (Fragments, 1970)، جوانی از اهل غنا پس از زندگی در امریکا، به کشورش باز میگردد؛ او بهسبب ماتریالیسم غربی و فروپاشی اخلاقی که اطرافش میبیند، ناامید و سرخورده است. موضوع بازگشت و ناامیدی در «چرا ما این چنین ستایش میکنیم؟» (Why Are We So Blest$1, 1972) ادامه مییابد، امّا تا حدودی با دامنة وسیعتر. در «دو هزار فصل»(Two Thousand Seasons, 1973)، آرما زبانی از مرثیهها و آوازهای نیایش افریقایی برای خلق گاهشمار گذشته افریقا وام میگیرد. «شفادهندگان» (The Healers, 1978) رمانی است که در اوایل قرن نوزدهم جریان دارد. تعدادی از رسالههای ادبی وی، تلاش او را برای کسب جایگاهی ویژه در جایگاه نویسندة انگلیسیزبان افریقایی نشان میدهد.
کمدی رمانتیک در سه پرده نوشتة جرج برنارد شاو، که در 1894 به روی صحنه رفت و در 1898 چاپ شد. داستان نمایش، در خانواده پتکوف، در بلغارستان روی میدهد و اندیشههای رمانتیک مربوط به جنگ و قهرمانی و حماسه را هجو میکند. افسری خسته از جنگ، مزدوری سوئیسی که برای ارتش صربها میجنگد، در اتاق خواب راینا پتکوف پنهان میشود؛ جایی که راینا قبول میکند او را از چشم مقامات پنهان کند. افسر سوئیسی با تکیه بر واقعیات جنگ، روح جنگاوری سرگیوس، نامزد راینا، را مزدورانه میخواند. راینا نخست بزدلی و ترس وی را به تمسخر میگیرد، اما بالأخره صداقت وی را ارج مینهد. مدتی بعد، پس از اتمام جنگ، افسر مذکور، کاپیتان بلونچلی، برمیگردد. در انتهای نمایش، سرگیوس با لوکا، کُلفت خانه که خود نامزد نیکلا نوکر خانه است، نامزد میشود. نیکلا با رضا و رغبت از نامزدیاش با لوکا صرف نظر میکند و راینا با بلونچلی، که تعدادی از هتلهای سوئیس را بهتازگی به ارث برده، نامزد میشود.
(ت. احتمالاً در ریبراک ]فرانسه[؛ شکوفایی 1200- 1180) شاعر پرآوازه و دورهگرد روستایی و استاد سبک شعری تروبار کلوس، سبکی متشکل از اوزان پیچیده، قوافی ظریف و واژگانی که بیشتر بهعلت موسیقی بیانی و نه معنایشان انتخاب شدهاند.آرنو، که نجیبزاده بود، بهعنوان شاعری دورهگرد شناخته میشد. خلق قالب شعری سستینا را، که متشکل از شش بند ششبیتی غیرهمقافیه و طرحی پیچیده از تکرار واژههاست، به او نسبت میدهند. پترارک و در قرن بیستم ازرا پاوند و تی. اس. الیوت، تبحر او را در زبان ستوده بودند. با وجود این، بیشتر تأثیرگذاریاش را بر دانته داشت که از او تقلید میکرد و در بخش برزخِ «کمدی الهی»اش (The Divine Comedy) به او در کسوت شاعری محلی، جایگاه ویژهای بخشید. نطق آرنو در قالب شعر روستایی، تنها متن غیرایتالیایی کمدی الهی است.
(ت. ماروی- سور- بل، پریگور [فرانسه]؛ شکوفایی 1200-1170) شاعر دورهگرد اهل پریگور که با معرفی نامه عاشقانه (salut d'amour) و شعر کوتاه تعلیمی (ensenhamen) در شعر پرووانسی شهرت یافت.اطلاعات کمی از زندگی آرنو موجود است. اولین اشعارش به اربابش، آدِلائید، دختر رمون پنجم، کنت تولوز، و همسر روژة دوم، ویسکنت بزیه، اهدا شده است. بعداً آرنو در دربار ویلیام هشتم، کنت مونپولیه، بود. بیشتر آثار باقیماندة وی، شعر عاشقانه پرشوری است که تصویرخیالی عشق سنتگرا (تحسین افراطی زیبایی و ناامیدی از دست بانویش بهعلت بیتفاوتی ظالمانه وی) را با احساس لطیف بهشکلی غیرمنتظره در هم میآمیزد.
ارنست موریتس (ت. 26 دسامبر 1769، شوریتس بای گارتس، روگن، سوئد- و. 29 ژانویه 1860، بُن [آلمان]) نثرنویس، شاعر و میهنپرستی که بیداری ملی آلمان، طی دورة ناپلئون را روایت کرد.آرنت در اشترالزونت گرایفسوالت و ینا تحصیل کرد و برای خدمت کشیشی لوتری، صلاحیت لازم را بهدست آورد. در 28 سالگی حرفه کشیشی را کنار گذاشت و 18 ماه به سراسر اروپا سفر کرد. در بازگشتش به آلمان، دیدن قصرهای ویرانشده در طول سواحل رودخانه راین او را بهشدت در برابر فرانسه، که آنها را ویران کرده بود، قرار داد.در 1800 آرنت در مقام دستیار استاد تاریخ در گرایفسوالت اقامت کرد و در 1803 «آلمانیها و اروپا» (Germanien und Europa) را چاپ کرد. او در آن دیدگاههایش نسبت به خوی تجاوزگری فرانسه را بیان کرد. در 1806، آرنت در دانشگاه گرایفسوالت، برای کرسی استادی تاریخ منصوب شد و بخش اول «روح زمان» (Geist der Zeít) را چاپ کرد که در آن هموطنانش را به خلاص کردن خود، از یوغ سلطه فرانسه فراخواند. برای خلاصی و نجات از انتقام ناپلئون به سوئد گریخت و از آنجا به بیان آرمانهای میهنپرستانهاش برای هموطنانش در قالب هجونامهها، اشعار و آوازها ادامه داد.آرنت در 1809 به آلمان بازگشت. در 1812 برای شرکت در سازماندهی آخرین جنگ علیه فرانسه، به سنت پیترزبورگ فراخوانده شد. بعد از صلح، وقتی دانشگاه بُن در 1818 بنیاد گذاشته شد، آرنت به کرسی استادی تاریخ معاصر منصوب شد. در همین سال، بخش چهارم روح زمان چاپ شد. او در آن سیاست واپسگرایانه دولتمردان آلمانی را نقد کرد. گستاخی و جسارت تقاضاهایش برای اصلاحات، حکومت پروس را ناراحت کرد که منجر به دستگیریاش در تابستان 1819 شد، اما خیلی زود آزاد گردید، ولی تا 1840 اجازه تدریس به او داده نشد.همه اشعار عاشقانه آرنت، از آرمانهای سیاسی الهام گرفته شده است. تعداد زیادی از شعرهای مجموعه «اشعار» (Gedichte, 1804-18/ چاپ کامل، 1860) او دینی و بسیار زیبا هستند. آثار مهم دیگر وی شامل زندگینامه خودنگاشت وی، «خاطراتی از زندگی در خارج» (Erinnerungen aus dem äusseren Leben, 1840)، و «سفرهای من و گشت و گذارهایی با بارون هاینریش کارل فردریش فون اشتاین» (Meine Wanderungen und Wandelungen mit dem Reichsfreiherrn Heinrich Karl Friedrich von Stein, 1858) است.
کارلوس، نام خانوادگی کامل او آرنیچس ئی بارِرا (ت. 11 اکتبر 1866، آلیکانته، اسپانیا- و. 16 آوریل 1943، مادرید) نویسنده نمایشنامههای عامهپسند اسپانیایی اوایل قرن بیستم که بهسبب نگارش «نوع ادبی کوچکتر» (género chico)، زارزوئلای تکپردهای (کمدی موزیکال) و نمایش تکپردهای نگاره (sainete) از شهرت زیادی برخوردار است. این نمایشنامهها مبتنی بر مشاهدة مستقیم عادات و گفتار کارگران در مادرید است. او 270 نمایشنامه از این دست نوشت و همراه با برادران آلوارس کینترو استاد این نوع هنری شناخته شد.
آخیم فون، نام مستعارِ کارل یواخیم فردریش لوتویش فون آرنیم (ت. 26 ژانویه 1781، برلین [آلمان] - و. 21 ژانویه 1831، ویپرسدورف، برادنبورک) فولکلوریست، نمایشنامهنویس، شاعر و داستاننویسی که مجموعه شعر عامیانه سرود و سهم مهمی در رمانتیسیسم آلمان داشت.زمانیکه در دانشگاه هایدلبرک دانشجو بود، همراه با کلمنس برنتانو مجموعهای استثنایی از شعرهای محلی به نام «شیپور شگفتانگیز پسر»(Des Knaben Wanderborn) منتشر کرد؛ عنوان این مجموعه، از شعر آغازین گرفته شده است که از جوانی میگوید که برای ملکه شیپور سحرآمیزی هدیه میآورد. اولین جلد (منتشر شده در 1805 با تاریخ 1806) به ی. و. فون گوته، که آن را با تحسین، نقد و بررسی کرده بود، هدیه شد؛ درحالیکه دیگران آن را بهعنوان اثری غیرعالمانه نقد کردند. این مجموعه در 1808 تکمیل شد.نمایشها، اشعار و رمانهای بیشمار آرنیم فراموش شدهاند، امّا تعدادی داستان کوتاه- که همگی بهطرز عجیبی، ترکیبی از واقعگرایی و تخیل است- جایگاه مهمی در نثر داستانی آلمان دارد.
نام مستعارِ الیزابت کاتارینا لودوویکا ماکدالنا فون آرنیم، نام خانوادگی اصلیاو برنتانو (ت. 4 آوریل 1785، فرانکفورت و ماین [آلمان] - و. 20 ژانویه 1859، برلین) یکی از چهرههای برجسته ادبیات مدرن آلمان که نه فقط بهخاطر آثاری که خلق کرده، بلکه به جهت شخصیتی که آنها منعکس کردهاند، در خاطرهها و یادها مانده است.بتینا فون آرنیم تا سرحدّ غرابت و نابهنجاری، عجیب و غیرمتعارف بود: کلهشق، درعینحال همسری وفادار (او در 1811 با آخیم فون آرنیم ازدواج کرد) و مادری فداکار برای هفت فرزندش بود. حساس و پرشور، اما غیور نسبت به آزادی و استقلال فردی خودش؛ قادر به فداکاری و ایثار مشتاقانه و گرم برای دیگران، درعینحال مجذوب کیش شخصیت خودش که نزدیک به نارسیسیم (خودشیفتگی) بود. سه اثر مشهور وی شرحهایی روتوش شده و تجدیدنظر شده از مکاتباتش با یوهان ولفگانگ فون گوته («مکاتبه گوته با یک کودک» (Goethes Briefwechsel mit einem Kinde, 1835))، با کارولینه فون گاندرود (Die Gunderode, 1840)، و با برادرش کلمنس برنتانو«تاج گل بهاری کلمنس برنتانو» (Clemens Brentanos Frühlingskranz, 1844) هستند. نتیجه ویرایش وی، آمیزهای غیرعادی از مستندات و تخیل است که با سبکی استادانه، پرشور و طبیعی نوشته شدهاند.او دیدگاههای سیاسیاش را، که نسبت به بینوایان شفقتآمیز و دلسوزانه بود، در دو کتاب طرح کرد که بهطور خاص برای فردریک ویلیام چهارم، پادشاه پروسیا (آلمان)، نوشته است. این دو اثر «این کتاب به پادشاه تعلق دارد» (Dies Buch gehört dem König, 1843) و «گفتوگو با شیاطین» (Gespräche mit Dämonen, 1825) نام دارند. فون آرنیم همچنین مجسمهتراش و موسیقیدانی بااستعداد بود. در تنوع استعدادها و علائقاش، جامعیتی نشان میدهد که مشخصه بارز روحیه رمانتیک آلمان بهشمار آورده شده است.
نام کاملاو سِر ادوین آرنولد (ت. 10 ژوئن 1832، گریوزند، کنت، انگلستان- و. 24 مارس 1904، لندن) شاعر و دانشمندی که بهعنوان نویسنده «روشنایی آسیا» (The Light of Asia, 1879)، شعری حماسی که به زبانی مطنطن از زندگی و آموزههای بودا میگوید، معروف است. آرنولد از 1873 سردبیر The Daily Telegraph لندن بود. قبل از شروع به کار در این مجله، ریاست کالج انگلیسی پونا در هند را داشت. او در 1888 به دریافت درجه شوالیهگیری و لقب سِر مفتخر شد.
(ت. 24 دسامبر 1822، لالیهم، میدلسکس، انگلستان- و. 15 آوریل 1888، لیورپول) شاعر ویکتوریایی و منتقد ادبی و اجتماعی انگلیس که در فلسفه، ذوق و سبک بیانش، نماد نویسندگان ویکتوریایی محسوب شده است.آرنولد به کالج بالیول آکسفورد رفت و در 1851 بازرس مدارس شد و تا دو سال قبل از مرگش، این مقام را حفظ کرد. در 1849 اولین کتاب شعرش را که حاوی شعر«خوشگذران سرگردان»(The Strayed Reveller)و«مَرد ماهی فراموششده» (The Forsaken Merman) بود، منتشر کرد؛ دومین کتابش در 1852 چاپ شد که شامل شعر عنوان کتاب «امپدوکلس بر فراز اِتنا»(Empedocles on Etna) بوده و مثل کتاب اول، نویسنده خود را بهسادگی با نام «A» معرفی کرد. در 1853 «اشعار» (Poems) را با نام کامل خویش منتشر کرد؛ این کتاب مقدمه مشهوری دارد که پیشدرآمد نقد بعدی وی است که بر محسنات شعر کلاسیک از نظر وحدت، بیطرفی، جامعیت و جهانشمولی و قدرت ساختاری تأکید کرده و بر ارزش شاهکارهای ادبی کلاسیک درجایگاه الگوهایی برای تبعیت در دوران سرگشتگی ذهنی نویسندگان صحه میگذارد. بعد از 1867، هرچند آثار وی بارها تجدید چاپ شدند، اما آرنولد دیگر چندان شعر ننوشت.اشعار وی چندان از معیارهای خود او پیروی نمیکنند. مثلاً وی در «سهراب و رستم»(Sohrab and Rustum) به خشونت حماسی و بیاحساسی و بیطرفیها پناه میبرد و در «ساحل دوور»(Dover Beach) به مراقبه متوسل میشود و در«کولی خردمند»(The Scholar Gipsy)و «تیرسیس» (Thyrsis)، جاییکه استادانه قالب ظریف و دشوار قالب شعری را تا انتها مراعات و حفظ میکند، به فخامت و آراستگی کلام متوسل میشود.در 1857، آرنولد برای کرسی شعر آکسفورد برگزیده شد و مدت 10 سال این مقام را حفظ کرد. در این دوران بود که وی تعدادی از دروس و سخنرانیهای بهیادماندنی خود را نوشت که بعدها بهعنوان آثار نقد ادبی منتشر شد که از آن جمله مقاله «در خصوص عنصر نوین در ادبیات» (On The Modern Eelemnt in Literature)،کتاب «دربارة ترجمة هومر» (On Transtating Homer, 1861) و همچنین متن سخنرانیهایش با عنوان «دربارة مطالعه و بررسی ادبیات سلتی» (On the Study of Celtic Literature, 1867) را میتوان نام برد. تعدادی از نظرها و آرای عمده آرنولد، پیش از انتشار، در «مقالاتی درباره نقد» (Essays in Criticism) (اولین مجموعه، 1865؛ دومین مجموعه، 1888) و «فرهنگ و هرج و مرج»(Culture and Anarchy,1869) محبوبیت داشت. رساله مهم بعدی او «مطالعه شعر»(The Study of Poetry) نام داشت که اساساً بهعنوان مقدمهای کلی بر گلچین تی. اچ. وارد با عنوان «شاعران انگلیسی» (The English Poets, 1880) منتشر شد و بیشتر حاوی نظراتی است که آرنولد بهواسطه آنها در یادهامانده است. در دورهای از فروپاشی اصول اعتقادی، او فکر میکرد که شعر جانشین دین خواهد شد؛ وی میگفت خوانندگان بیشتر و بیشتر «به شعر برای تفسیر زندگی، تسلی دادن و زنده نگه داشتن ما گرایش پیدا میکنند». بههمینعلت لازم بود خوانندگان اشعار بدانند که چگونه بهترین شعر را از اشعار درجه دوم تشخیص بدهند و بین آنها فرق بگذارند.سرانجام آرنولد به موضوع دین، که اشتغال ذهنی دائم و محور حقیقی همة زندگیاش بود، بازگشت و «سنت پل و پروتستانیزوم» (St. Paul and Protestantism, 1870)، «ادبیات و تعصب» (Literature and Dogma, 1873)، «خدا و انجیل» (God and the Bilbe, 1875)؛ و «آخرین مقالات در مورد کلیسا و دین» (Last Essays on Church and Religion) را نوشت.
رمان ماجراجویانه اثر ژول ورن، که در 1872 بهصورت پاورقی در نشریه Le Temps با نام Le Tour du monde en quatre-vingt jours و به شکل کتاب در 1873 چاپ شد.این روایت پرشور، داستان سفری را بازگو میکند که مرد محترمی اهل لندن به نام فیلئاس فوگ و پیشخدمت مخصوصاش پسپارتاوت به جان میخرند تا شرطی را که با اعضای انجمن فاگ بستهاند ببرند. فاگ را فیکس، کارآگاهی خصوصی که فکر میکند او سارق بانک است، در تمام مسیر سفر تعقیب میکند و این دو نفر با قطار، کشتی بخار، فیل و لوژسواری سه قاره و دو اقیانوس را طی میکنند. تأخیرها و ماجراهای نفسگیر فراوانی رخ میدهد. دوستان متنوعی در جشنی به هم میپیوندند؛ از جمله آئودا بیوهزنی هندی که فاگ او را از مراسم قربانی کردن نجات داده است. وی، سر موعد به لندن میرسد و فیکس را از بیگناهی خود مطمئن میسازد و حقالزحمة جمعشده به او امکان میدهد که به زندگی ثابت گذشته خود باز گردد و آئودا را به همسری خود برگزیند.
فرناندو (ت. 11 آگوست 1932، ملیلا، بخش اسپانیاییزبان مراکش) نویسنده تئاتر پوچی و رماننویس و فیلمساز فرانسوی اسپانیاییتبار. آثار نمایشی و داستانی آرابال اغلب خشن، بیرحم و مبتذل هستند.وی ابتدا بهعنوان فروشنده در شرکت تولید کاغذ مشغول بهکار شد. سپس در دانشگاه مادرید در رشته حقوق تحصیل کرد. در اوایل دهه 1950 به نوشتن روی آورد و در 1955 برای تحصیل در رشته نمایش و تئاتر به پاریس رفت و در آنجا ماند. اولین مجلد از نمایشنامههای وی در 1958 منتشر شد و اجرای 1959 «پیکنیک در میدان نبرد» (Pique-nique en campagne, 1959)، که طنزی ضدجنگ بود، او را به جامعة نمایش پیشرو فرانسه شناساند. مهمترین نمایشنامه آرابال در این دوره «قبرستان ماشینها» (Le Cimitière des voitures, 1958) است، که هجو داستان مسیح است.بعد از نیمة دهه 1960، نمایشهای وی بهطور فزایندهای صوری و عادی شد و بهشکلی درآمد که او آن را «تئاتر وحشت» (Théâtre Panique) نامید. در میان نمایشهای این دورة پربار «معمار و امپراتور آشور» (L’Architecte et l’empereur d’Assyrie, 1967) و «آنها به گلها دستبد میزنند» (Et ils passèrent des menottes aux fleurs, 1969)، که، با درونمایة آزادی از ظلم و ستم، از ماجرای زندانی شدن نویسنده در سفری به اسپانیا در 1967 الهام گرفته است.اولین رمان آرابال، «خدای بابل» (Baal Babylone, 1959)، به دوران وحشتناک کودکیاش در زمان فاشیسم اسپانیا میپرداخت؛ در 1970 آن را به فیلمنامة «زنده باد مرگ» (Viva la muerte!) تبدیل کرد و کارگردانی فیلم را انجام داد.
رمانی از سینکلر لوئیس، که در 1925 منتشر شد. نویسنده از پذیرفتن جایزه پولیتزر برای این اثر امتناع کرد، زیرا در 1921 جایزه پولیتزر را برای رمان «خیابان اصلی» (Main street) به او اعطا نکرده بودند.داستان مربوط به مشقات و مصیبتهای فردی و شغلی مارتین اروسمیت، پزشکی اهل میدوست (نواحی شمال مرکزی امریکا)، است. وی که بهواسطة زمان طولانی اشتغال به طبابت در روستا، وضع مراقبت بهداشت عمومی، و نخبهسالاری در درمانگاههای شهری، جرئت و شهامت و روحیه خود را از دست داده بود، سمتی تحقیقاتی را در مؤسسهای در نیویورک میپذیرد و همراه با همسرش لئورا، که پرستار است، به جزیرهای میرود که در اثر شیوع بیماری واگیر آسیبدیده است؛ لئورا در آنجا میمیرد و مارتین با عدول از اخلاق حرفهای، سرمی را در اختیار عموم قرار میدهد که هنوز در مراحل آزمایش است. او به مؤسسه باز میگردد و با بیوهای متمول ازدواج میکند ولی، خواستههای اجتماعی وی را یک عامل بازدارنده مییابد. در پایان- و برای بلندپروازیهایش- طبابت در بیمارستان و همینطور همسرش را ترک و آزمایشگاهش را در مزرعه نیوانگلند راهاندازی میکند.
شعر لاتین سروده اووید، که در حدود سال اول پیش از میلاد منتشر شد. هنر عاشقی متشکل از سه کتاب مرثیههای تقلیدی– تعلیمی در زمینه هنر اغوا و فریفتن است. این اثر، که یکی از معروفترین آثار اووید بهحساب میآید، باعث محکومیت وی در پی اتهامات اخلاقی در سال هشتم پس از میلاد میشود. هنر عاشقی، ارائهکننده تصویری افسونگر از فرهیختگی و لذتجویی طبقه اشراف رومی است که در روزگار خود، با استقبال فراوانی روبهرو شد. پیام این اثر درخشان اساساً در تضاد با برنامه رسمی اصلاحات اخلاقی بود که امپراتور آوگوستوس ترویج میکرد و به همین مناسبت، مورد پذیرش آن دسته از کسانی که جداً پایبند اهداف و آروزهای آوگوستنیسم بودند، واقع نشد.
شکل جمع آنarses [یونانی آن ársis به معنای کشیدن یا طولانیتر ساختن، کشیدهتر کردن گام در هنگام نواختن، بلند کردن پا در هنگام تنبیه کردن] 1- بخش ملایمتر یا کوتاهتر رکن شعر خصوصاً در شعر کمّی. 2- بخش مؤکد یا بلندتر رکن شعر خصوصاً در شعر مؤکد. قسTHESIS.این معنای لاتین، که در آن آرسیس به بخش مؤکد رکن شعر اشاره میکند، در عروض امروزی نیز به قوت خود باقی است.
اثری از هوراس، که حدود قرون 18-19 ق.م برای پیسو و پسرانش نوشته شد و در اصل با نام عنوان «نامهای به پیسوها» (Epistula ad Pisones) شناخته میشود. این اثر، تفصیل ظریف و بینظمِ مبحث آدابدانی ارسطو یا شایستگی درونی هر نوع ادبی است که در زمان هوراس شامل غِناییها، شبانیها، هجوها، مراثی و لطایف و نیز حماسه، تراژدی، و کمدی ارسطو میشد. برای مثال، هنر شعر، سنت یونانی استفاده از روایت را ارتقا میدهد تا اتفاقات پشت صحنه را به اظهارنظری رسمی، که مانع این اتفاقات میشود، پیوند دهد؛ اتفاقاتی مانند کشتار پسران مدئا بهدست خودش از اجرا شدن بر روی صحنه.این اثر همچون سایر نامههای هوراس در این دوران، در قالب محاورهای نامنسجمی نوشته شده که 476 بیت دارد و حاوی نزدیک به 30 پند حکیمانه برای شاعران جوان است. نئوکلاسیکهای قرون هفدهم و هجدهم نهتنها بهعلت قواعد، بلکه بهسبب شوخطبعی، شعور و دستیابی به ذائقهای مهذب، برای این اثر ارزش زیادی قائل بودند.
آنتونن (ت. 4 سپتامبر 1896، مارسی، فرانسه- و. 4 مارس 1948، ایوری- سور- سن) نمایشنامهنویس، شاعر، هنرپیشه و نظریهپرداز مکتب سوررئالیسم که تلاش کرد نمایش کلاسیک بورژوازی را جایگزین تئاتر خشونت کند؛ تئاتری که نوعی تجربه آئینی بدوی برای رهاسازی ضمیر ناخودآگاه انسان و آشکار ساختن ماهیت واقعی انسان بود.والدین آرتو بهنوعی دارای نسب مربوط به شرق یونان بودند و خود او نیز بهخصوص بهواسطة علاقه و شیفتگی وافرش به تصوف و عرفان، تحت تأثیر نسب خویش بود. اختلالات روحی در سراسر طول زندگی، وی را مجبور میکرد مرتباً به تیمارستان پناه ببرد. پس از تحصیل در رشته بازیگری تئاتر، اولین نقش خود را در تئاتر دادائیست- سوررئالیست اُورلین ماری لونیهپو اجرا کرد. وی همچنین دو عنوان کتاب شعر سوررئالیستی با نامهای «ناف اعراف» (L´Ombilic des limbes, 1925) و «اعصابسنج» (Le Pése-nerfs, 1925) نوشت، اما هنگامیکه آندره برتون، رهبر شاعران سوررئالیست فرانسه، اتحاد آنها با کمونیستها را اعلام کرد، آرتو از این گروه جدا شد.«بیانیه تئاتر خشونت» (Manifeste du théâtre de la cruauté, 1932) و «تئاتر و همزادش» (Le Théâtre et son double, 1938) او مشارکت و همدلی میان هنرپیشه و تماشاچی را در سحرزدایی مورد تأکید قرار میدهند؛ حرکات، صدا، صحنه غیرمتعارف و نورپردازی به کمک هم، زبانی مافوق زبان کلمات را ایجاد میکنند که میتوان از آن برای تسلیم کردن فکر و منطق استفاده کرد و تماشاچی بهتزده را به مشاهده فساد دنیا کشاند.آثار آرتو، که از اندیشههای وی اهمیت کمتری دارند، نتوانستند موفقیت چندانی کسب کنند. نمایش «اینها» (Les Cenci)، که در 1935 در پاریس به روی صحنه رفت، در زمان خود تجربهای جسورانه بود. نگاه آرتو تأثیرات عمیقی را بر آثار ژان ژنه، اوژن یونسکو، سمیوئل بکت و دیگران و همچنین در فاصله گرفتن از کلام و منطق بهعنوان عناصر اصلی تئاتر آن زمان داشت. «ونگوگ، قربانی اجتماع» (Van Gogh, le suicidé de la société, 1947)؛ «هلیگوبال یا آنارشیست تاجدار» (Héliogabale ou l´anarchiste couronné, 1934)؛و «رقص سرخپوست» (Les Tarahumaras, 1955)، که مجموعهای از مقالات وی درباره سفرش به مکزیک است که بین 1936 تا 1948 به نگارش درآمد، از دیگر آثار او هستند.
[به اسپانیایی، اختصاری است برای versos (coplas) de arte mayor معنای تحتاللفظی آن، ابیات دارای غنای هنری عظیم] شعر اسپانیایی متشکل از ابیات هشتهجایی که بعدها به دوازده هجا تغییر شکل پیدا کرد و عموماً در تقطیع بندهای هشتبیتی با یک آرایش موزون قوافی، به شکل abbaacca ترتیب یافته است. این قالب ریشه در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم دارد و در مورد مهمترین شعرها در قرن پانزدهم بهکار رفته است. این قالب شعری تا قرن شانزدهم نیز بهکار میرفت.
[در اسپانیایی، اختصاری است برای versos de arte menor، معنای تحتاللفظی آن، دارای ارزش هنری کمتر] در شعر اسپانیایی، مصراع دارای دو رکن هشتهجایی که معمولاً فقط یک تکیه، عمدتاً در هجای ماقبل آخر است. بهواسطه ماهیت عمومی شکل ظاهری این نوع از ابیات، از آن در انواع مختلف شعر از اشعار سنتی روایی تا ترانههای عامیانه استفاده میشود.
در اساطیر یونان، ایزدبانوی حیوانات وحشی، شکار و گیاهان، و عفت و پاکدامنی و وضع حمل؛ او با دیانا در اساطیر روم یکی دانسته شده است. آرتمیس دختر زئوس و لِتو و خواهر دوقلوی آپولو بود.هرچند نقشها و وظایف اسطورهای خدایان مهم و برجسته دیگر در آثار شاعران متجلی میشد، اما افسانهها و داستانهای آرتمیس، عمدتاً از سوی فرقههای مذهبی شکل داده شد. رقصهای دوشیزگان، که نماینده پریان جنگلی بودند، بهویژه در پرستش آرتمیس در جایگاه الهه درخت، بهخصوص، در پلوپونز بسیار رایج بود. خارج از پلوپونز، مأنوسترین شکل آرتمیس، شکل ایزدبانوی حیوانات است. شاعران و هنرمندان معمولاً او را با گوزن نر یا سگ شکاری تصویر میکردند، امّا فرقهگرایان تنوع چشمگیری را نشان میدهند. داستانهای مکرر مسائل عشقی ایزد دختران آرتمیس، اساساً درباره خود ایزدبانو گفته شدهاند. هرچند شاعران بعد از هومر، به پاکدامنی و عفت آرتمیس و لذت او از شکار، رقص و موسیقی، بیشههای اسرارآمیز و شهرهایی با مردان درستکار تأکید میکنند. خشم آرتمیس زبانزد خاص و عام بود، و به همین دلیل افسانهها نیز دشمنی طبیعت وحشی نسبت به انسانها را بزرگنمایی کردهاند.
شعاری که ترجمة « l'art pour l'art» فرانسوی است و فیلسوف فرانسوی ویکتور کوزَن آن را در اوایل قرن نوزدهم وضع کرده است. این جمله عقیده تعدادی از نویسندگان و هنرمندانی را بیان میکند که در مکتب زیباییشناسی کار کردهاند؛ در این مکتب هنر نه به توجیه نیاز دارد و نه به داشتن اهداف سیاسی و تعلیمی. نیز نکAESTHETICISM
آرتفول داجر، شخصیت داستانی در رمان آلیور توئیست اثر چارلز دیکنز. آرتفول داجر، که نام واقعیاش جک دوکینز است، پسری زبل و استثنایی است که قهرمان داستان، آلیور را به فیگین دزد و دار و دستة او، که برایش دزدی و جیببری میکنند، معرفی میکند.
پادشاه افسانهای انگلیسی که در مجموعهای از رمانسهای قرون وسطا (معروف به موضوع بریتانیا) در قامت فرمانروای انجمن شوالیههای میزگرد ظاهر میشود. معلوم نیست این افسانهها چگونه یا از کجا آغاز شدهاند یا شخصیت آرتور براساس شخصی تاریخی و حقیقی بنا نهاده شده است یا خیر.فرض اینکه آرتوری تاریخی، مقاومت اهالی ویلز را در برابر پیشروی ساکسون غربی که از تیمز میانی هدایت میکرد، براساس تلفیقی از دو اثر وقایعنگارانه قدیمی، گیلداس و ننیوس، و نیز بر پایة «سالنامههای کامبریایی» (Annales Cambriae) اواخر قرن دهم است. اثر قرن نهمی «سرگذشت برایتونها» (Historia Brittonum) از ننیوس دوازده جنگ و نبردی را که بهدست آرتور علیه ساکسونها صورت گرفته تشریح کرده است که به پیروزی در مونس بادونیکوس منتهی میشود. بااینهمه، بخش مربوط به آرتوری این اثر از منبعی نامشخص و احیاناً از یک متن شعری است. سالنامههای کامبریایی نیز پیروزی آرتور در مونس بادونیکوس(516) را ذکر و نبرد کملان (537) را ثبت کرده است «که در آن آرتور و مدرو سقوط میکنند». «سقوط و فتح بریتانیا» (De excidio et conquestu Britanniae) اثر نیمه قرن ششم از گیلداس تأیید میکند که نبرد مونس بادونیکوس حدود سال 500 رخ داده، اما آن را به آرتور ارتباط نمیدهد.دیدگاه نظری دیگری، که آر. جی. کالینگوود (آن را در بریتانیای مستعمرة رم و مناطق انگلیسینشین، 1936) مطرح میکند، این است که آرتور سربازی حرفهای بود و به پادشاهان بریتانیایی خدمت میکرد و نیروی سوارهنظام تعلیم دیده در خطوط جبهة رم را فرماندهی میکرد و برای مقابله با تهدید ساکسونها، از جایی به جای دیگر میرفت. در هر صورت، ادبیات پیشین ویلز بهسرعت آرتور را پادشاه شگفتیها و اعجازها میکند. نثر رمانس قرن دوازدهمی «کیلهوک اُلون» (Culhwch and Olwen) او را به قهرمانان دیگر پیوند میدهد و این تصویر از یک گروه قهرمانی به رهبری آرتور بدون تردید زمینة لازم برای بیان مفهوم وجود دربار شاه آرتور را فراهم کرده است.
مجموعهای از داستانها و رمانسهای عاشقانه قرون وسطا، معروف به موضوع بریتانیا، که حول محور شاه آرتور افسانهای دور میزند. این داستانها درخصوص تولد آرتور، ماجراهای شوالیههای او، و عشق شهوانی میان شوالیه او سر لانسیلات و ملکهاش گینیویر است. این رابطه نامشروع و کاوش عمدتاً ناموفق برای جام مقدس (جامی که مسیح (ع) در ضیافت شام آخر یا عشای ربانی از آن استفاده کرد)، موجب انحلال جمعیت شوالیهای، مرگ آرتور و انقراض سلطنت او شد.داستانها دربارة آرتور و دربار او تا پیش از قرن یازدهم در ویلز، بسیار محبوب و پرطرفدار بود. این شهرت تا حدی از راه اثری با نام «تاریخ پادشاهی بریتانیا» (Historia regum Britanniae)، که شبهگاهشماری نوشته شده در فاصله 1135 تا 1139 به دست جفری مانمتی بود، به اروپا راه یافت. این اثر تجلیل از شاه پرافتخار و پیروزی است که ارتش روم را در فرانسه شرقی شکست داد، اما در جنگ در خلال شورشی در سرزمین خویش، که از سوی برادرزادهاش رهبری میشد، به سختی مجروح گشت. نویسندگان بعدی در سنت گاهشماری، خصوصاً ویس اهل جرسی و لیامون به برخی از جزئیات، خصوصاً، در ارتباط با انجمن شوالیهای آرتور پرداختند.رونق افسانههای آرتوری، ابتدا در فرانسه اتفاق افتاد؛ جایی که راویان برتون بهطور شفاهی، شرح داستانهای قهرمانی را که پیشینیان برتونی آنها با خود به فرانسه آورده بودند، سینهبهسینه برای دیگران نقل میکردند. با بهرهگیری از چنین اطلاعات سلتی، کریتن دوتروئا در اواخر قرن دوازدهم، از آرتور در پنج رمان عاشقانه ماجراجویانه بهعنوان فرمانروای اقلیم شگفتیها یاد کرد. کتاب «پرسیوال» (Perceval) کرتین، نخستین رمان عاشقانه آرتوری مفصل بود که به موضوع جام مقدس پرداخت.رمانهای عاشقانه منثور قرن سیزدهم به بررسی دو موضوع عمده پرداختند: برنده شدن جام مقدس و داستان عشقی لانسیلات و گینیویر. یکی از این رمانسهای منثور، که حول محور لانسیلات میچرخد، قسمت اصلی لانسیلات منثور، بخشی از اثر ادواری معروف به حلقه وولگات (حدود 1210 تا 1230)، شده است. شاخة دیگر حلقه وولگات، بر پایة داستان عاشقانه منظوم اوایل قرن سیزدهم به نام مرلین (Merlin) اثر روبرت دوبورون است، که دربارة تولد و کودکی آرتور و نحوه به تاج و تخت رسیدن او از طریق بیرون کشیدن شمشیر جادویی از درون سنگ است. نویسندگان دیگر حلقه وولگات (که گروهی از راهبان سیسترشن هستند) دوباره آن را به نثر برگرداندند، و روایتی شبهتاریخی در خصوص دلاوریهای نظامی آرتور به آن افزودند. شاخه نهایی حلقة وولگات، حاوی روایتی از نبردهای آرتور با رومیان و جنگ با موردِرِد بود که داستان زنای مجدد لانسیلات و گینیویر و در پی آن، جنگ دهشتناک میان لانسیلات و سر گاوآین نیز به آن افزوده شد. رمانس منثور بعدی، معروف به رمانس جام مقدس پساوولگاتی (حدود سال 1240)، ترکیبی از افسانه آرتور با موضوعاتی از رمان عاشقانه تریستان بود.افسانههای روایتشده در حلقه وولگات و رمانس پساوولگاتی، در اثر منثور قرن پانزدهمی تامس ملوری با عنوان «افسانههای آرتوری» (Le Morte Darthur) در اواخر قرن پانزدهم، به خوانندگان انگلیسیزبان معرفی شدند. این افسانه در قرن هفدهم نیز رواج داشت، گرچه مشتاقان به آن، محدود به انگلستان بودند. هرچند در قرن هجدهم عمده رونق این داستانها به قدیم برمیگشت، اما این اثر در ادبیات دوره ویکتوریایی خصوصاً دورة الفرد، در اثر لُرد تنسین به نام «آرایش پادشاه» (Idylls of the King) و در شکل متفاوت دیگری، در اثر مارک توئین با نام «یک یانکی کانتیکاتی در دربار شاه آرتور» (A Connecticut Yankee in King Arthur's Court)دوباره ظاهر شد. بازگویی افسانه آرتوری در قرن بیستم رانویسندگانی چون ادوین آرلینگتن رابینسن، که سهگانهای آرتری نوشت، تی. اچ. وایت، که مجموعه رمانهای او در «شاه اکنون و آینده» (Once and Future King, 1958) گردآوری شد، انجام دادند. آخرین نوشته در زمینه افسانه آرتوری اثر ماریون زیمر بردلی با نام «مه آوالون» (The Mists of Aralon, 1982) است.
مقالهای انتقادی از هنری جیمز، که در 1884 در نشریه Longman's Magazine منتشر شد. این مقاله که بهصورت ردیهای بر سخنرانی سر والتر بزنت با نام «داستان بهمثابه یکی از هنرهای زیبا» در 1884 نوشته شد، مرامنامة رئالیسم ادبی بود که این مرامنامه گرایش عموم به رمانهای مملو از احساسگرایی یا بدبینی را مورد انتقاد قرار میداد. این مقاله در 1885 به شکل جداگانه منتشر شد.جیمز در این مقاله، با اظهارات بزنت مبنی بر اینکه پیرنگ داستان مهمتر از شخصیتپردازی آن است و اینکه داستان میباید مقصود اخلاقی آگاهانه داشته باشد و این نکته که تجربه و مشاهده بهمثابة ابزارهای خلاقانه بیش از تخیل اعتبار دارند، مخالفت کرد. جیمز با این قوانین سختگیرانه برای نگارش داستان مخالف بود و در مقابل معتقد بود که هیچ رمان خوبی، هرگز از ذهن سطحی تراوش نمییابد.
میخائیل پتروویچ (ت. 24 اکتبر [تاریخ جدید، 5 نوامبر] 1878، ایالت خارکف [اکنون ایالتخارکیف] اوکراین، امپراتوری روسیه- و. 3 مارس 1927، ورشو [لهستان]) نثرنویس روسی که آثارش بهعلت بدبینی فوقالعاده، خشونت و جنبههای شهوانی مشهور بود.آرتسیباشف ابتدا مطالب خودش را با امضای یک نوجوان در روزنامهها چاپ میکرد. داستانهای کوتاهش ابتدا در 1901 چاپ شدند. با شکست انقلاب 1905 روسیه، آرتسیباشف به بیان فلسفه بدبینی و فلسفه کلبی، که در دنیای ادبی روس غالب شده بود، پیوست. انتشار رمان «سانین» (Sanin, 1907) برای او شهرت گستردهای به ارمغان آورد. در این رمان، سانینِ ضدقهرمان سبک زندگی خودخواهانه و لذتگرایانه را در واکنش به مسائل لاینحل جامعه اختیار میکند.منتقدین محافظهکار آرتسیباشف را بهسبب بیاخلاقی محکوم میکردند و منتقدین پیشرو در کتابهای وی، ارزش ادبی واقعی اندکی مییافتند. بااینهمه، او مدتی از محبوبیت بسیار برخوردار بود. آثار آخرش کمتر جنجالی و بحثانگیز بود. آرتسیباشف در مخالفت با انقلاب بلشویکی به لهستان مهاجرت کرد. او در آنجا، در روزنامههای ضدشوروی کار کرد. منتقدین شوروی به او حملهکردند و سانین و دیگر آثارش ممنوع شدند.
محفل ادبی روس (دوران شکوفایی آن 1818- 1815) که با هدف نیمهجدی مسخره کردن آدمهای محافظهکار «عاشق زبان روسی» تشکیل شد که میخواستند زبان روسی مدرن را قاطعانه به کلیسای قدیم اسلاونیک گره بزند. آنها نام آرزاماس را از شهر کوچکی در بخش شرقی روسیه مرکزی برگرفته بودند؛ در واقع زمینة داستانی از اثر دمیتری بلودف بود که زبان این محافظهکاران را هجو میکرد.انجمن آرزاماس دنبالهرو کاری بود که نیکالای کارافرین برای ایجاد تحول در زبان نوشتاری روسیه شروع کرده بود. اعضای انجمن آرزاماس شاعرانی چون واسیلی. ا. ژوکوفسکی، کنستانتین باتیوشکف، آلیکساندر پوشکین جوان و خیلیهای دیگر بودند. گرچه فعالیتهای آرزاماسی آنها به تألیف و تنظیم سخریههایی به سبک قدیمی اسلاونیک محدود بود، بااینحال، این اتخاذ سبک جدید در آثار جدی بعدی آنها بود که برای همیشه بر شکلگیری زبان ادبی مدرن روسی تأثیر گذاشت.
پترکریستن و مو، یورگن انگبرتسن (بهترتیب ت. 15 ژانویه 1812، کریستیانیا [اُسلُو امروزی]، نروژ- و. 5 ژانویه 1885، کریستیانیا؛ ت. 22 آوریل 1813، هول، نروژ- و. 27 مارس 1882، کریستیانسان) گردآورندگان ادبیات عامیانة نروژی. «حکایتهای عامیانة نروژی» (Norske Folkeeventry) آنها نقطة عطفی در ادبیات نروژی بهشمار میرود. آنها، که در زندگی و آثارشان بهطور تنگاتنگی متحد بود، بهندرت بهصورت جدا از هم نامی از آنها برده میشد. آنها در جوانی در 1827 با یکدیگر دیدار کردند و «برادران خونی» یکدیگر شدند.آسبیورنسن، که پسر یک شیشهبر بود، در بیست سالگی، در شرق نروژ معلم خصوصی شد. در آنجا شروع به جمعآوری قصههای عامیانه کرد. مو، که پسر کشاورزی ثروتمند و دارای تحصیلات دانشگاهی بود، در 1839 با مدرک الهیات از دانشگاه کینگ فردریک در کریستیانیا فارغالتحصیل شد. او نیز معلم خصوصی شد و تعطیلات را به جمعآوری قصههای عامیانه در جنوب نروژ سپری کرد. در این فاصله، آسبیورنسن طبیعتگرا شد و درضمنیکه در امتداد آبدرهها تحقیق میکرد، به مجموعه قصههایش میافزود. این دو مرد تصمیم گرفتند داستانهایشان را روی هم بگذارند و مشترکاً آنها را منتشر کنند.در این زمان، سبک ادبی نروژی از نظر مناسب بودن برای عامیانههای ملی بسیار شبیه به ادبیات دانمارکی بود، درحالیکه لهجههای متعددی که در قصهگویی شفاهی مورد استفاده قرار میگرفتند، بیشتر محلی بودند، آسبیورنسن و مو، با اتخاذ اصلِ کاربرد زبان ساده به جای لهجههای متعدد، که برادران گریم مطرح کرده بودند، مسئلة سبک را حل کردند؛ درعینحال که صورت سنتی قصههای عامیانه را حفظ کردند. برخی از نخستین قصهها در اوایل 1837 در «نُر» (Nor) منتشر شدند. قصههای دیگر در 1841 تحت عنوان «قصههای عامیانة نروژی» (Norske folkeeventyr) منتشر شدند. مجموعههای مبسوط و مصوّر در 1842، 1843 و 1844 منتشر شدند. همة اینها به همراه یادداشتهای انتقادی در 1852 چاپ شدند. قصههای عامیانة نروژی، که در اروپا، بهمثابه خدمت مهمی به اسطورهشناسی تطبیقی مورد پذیرش قرار گرفت، بهطور گسترده ترجمه شد. این اثر در نروژ، مدلی سبکشناختی ارائه کرد که بسط بوکمال، زبان ادبی نروژ مدرن، را تحت تأثیر زیادی قرار داد.بعدها آسبیورنسن مجموعهای از قصههای پریان را تحت عنوان «قصههای پریوار و افسانههای عامیانة نروژی» (Norske huldreeventyr of folkesagn, 1845-48) ترجمهای از «خاستگاه گونهها» (Origin ofSpecies, 1860) اثر داروین را ارائه کرد. مجموعة «اشعار» (Digte, 1850) مو، او را در میان بهترین شاعران رمانتیک نروژی جای داد. اثری به نام «در چاه و آبگیرِ» (I brønden og i tærnet, 1851) مو کاری کلاسیک در حوزة ادبیات کودک نروژی است. او در 1853 بعد از تجربة بحران مذهبی، به رتبة کشیشی منصوب شد و در 1875 اسقف کریستیانسان شد.
در افسانههای رومی، پسر آینئاس قهرمان و پایهگذار سنتی آلبا لونگا، که احتمالاً مکان کاستل گاندولفو امروزی، نزدیک رم بود. روایتهای گوناگونی از داستان او وجود دارد که هیچیک از آنها دربارة زمانیکه او زندگی میکرده است، با یکدیگر توافق ندارند. نسخههای قدیمیتر، تروجان کرئوسا را مادر او نام بردهاند. همة این روایتها در این نکته با هم در توافقاند که، پس از سقوط تروا، اسکنیوس و آینئاس به ایتالیا گریختند، جاییکه آینئاس متعاقب آن لاوینیوم، شهر خاستگاه آلبا لونگا و روم، را بنا گذاشت. اسکنیوس، پس از مرگ پدرش، پادشاه لاوینیویم شد. سیسال پس از بنا گذاشتن لاوینیوم، آلبا لونگا را پایهگذاری و تا زمان مرگش بر آن حکمرانی کرد.اما مطابق نسخه مورخ رومی، لیوی، اسکنیوس پس از پایهگذاری لاوینیوم به دنیا آمد و فرزند آینئاس و لاوینیا، دختر شاه لاتینوس بود. اسکنیوس آیولوس نیز نامیده میشود و بهواسطة همین نام است که طایفه جولیا (از جمله خانواده جولیوس سزار) نسب خود را بهدست آوردند.
نمایشنامهای منظوم از دابلیو. اچ. اُدن و کریستوفر ایشروود، که در 1936 منتشر شد در 1937 به روی صحنه رفت.اف 6 کوهی فتح نشده در سلسله جبال هیمالیاست. کوهنوردی باتجربه و سرشناس به نام مایکل رَنسم، رهبری گروهی از کوهنوردان بریتانیایی را برای صعود از دامنه اف 6 در رقابت با گروهی کوهنورد از کشوری دیگر (بدون نام) به عهده دارد. در طول راه، تمام کوهنوردان رَنسم هلاک میشوند و خود رنسم نیز، هنگامیکه به قله کوه میرسد و درمییابد که رسیدن به آرزوهای دیگران در نابودیاش تأثیر داشته، میمیرد.
شالم، شالوم یا شُلُم نیز هجی میشود (ت. 1 نوامبر 1880، کوتنو، لهستان، امپراتوری روسیه- و. 10 آگوست 1957، لندن، انگلستان) رماننویس و نمایشنامهنویس امریکایی متولد لهستان، یکی از مشهورترین نویسندگان در ادبیات یِدیشی مدرن. اش در مدرسة یهودی کوتنو تحصیل کرد. در 1899 به ورشو رفت و در 1900 اولین داستان تحسینشدهاش را - که به زبان عبری نوشته شده و بهمثابه کلیاتی که به آن تأسی شد - به چاپ رساند. بنا به توصیة آی. ال پرتز، نویسنده و پیشرو ادبیات یدیش، او سرانجام تصمیم گرفت که تنها به زبان یدیش بنویسد و با اثری به نام «شهر کوچک» (Dos Shtet, 1904) دورة برجستهای را از نظر تعداد آثار و همچنین تأثیرگذاری آنها آغاز کرد.آثار اَش به سه دوره تقسیم میشود. در دورة نخست، او تراژدی– کمدی زندگی در روستاهای کوچک یهودینشین در اروپای شرقی را توصیف میکند. رمانهایی همچون «کیدش هشم» (Kidesh hashem, 1919) و «موتکة دزد» (Motke ganef, 1916) و نمایشنامة «خدای انتقام» (Got fun nekome, 1907) به این دوره تعلق دارند. آثاری چون «عمو موزیز» (Onkl Mozes, 1918)؛ «بازگشت چایم لدرر» (Khayim Lederers tsurikkumen, 1927)؛ و «قضاوت ممنوع» (Toyt urteyl, 1926) به دورة امریکایی (او در 1910 از ایالات متحده دیدن کرد، در 1914 بازگشت و در 1920 به تابعیت آن درآمد) تعلق دارند. این رمانها، نزاعهای فرهنگی و اقتصادیای را که مهاجران یهودی اروپای شرقی در امریکا تجربه کردهاند، توصیف میکند. در دورة آخر، یعنی بحثانگیزترین دوره، او تلاش کرد یهودیان و مسیحیان را بهواسطة تأکید بر روابط تاریخی و الهیاتی– اخلاقی آنها، با هم متحد کند.
Aschenbach, Gustave von \'gus-'täv-ә-fon-'äsh-әn-'bäk\
شخصیت داستانی در رمان «مرگ در ونیز» (Death in Venice) اثر توماس مان. آشنباخ نویسندهای مورد احترام، میانسال و آلمانی است که زندگیاش همانند نوشتنش دقیق و بهشدت سخت و پرتکلف است. زمانیکه برای تعطیلات در ونیز بهسر میبرد، عاشق پسر زیبای چهارده سالهای به نام تاتسیو میشود و آنقدر این پسر ذهن وی را به خود مشغول میکند که سرانجام حالش وخیم میشود و میمیرد.
[یونانی آن Asklēpiádeios] شعر تغزلی یونانی که بعدها بهوسیلة شاعران لاتینی همچون کاتولاس، هوراس و سنکا مورد استفاده قرار گرفت. اسکلیپیاد متشکل از هستهای آئولیک (شکل ثابت دو هجای کوتاه در میان و دو هجای بلند در دو طرف È--È. م) و یک کوریامب (در یونان و روم باستان، وزن شعری را میگفتند که مشتمل است بر دو هجای کوتاه بین دو هجای بلند--ÈÈ م) است که به کوریامبها و یا عناصر ایامبیک (رکن شعری دارای یک هجای غیرمؤکد و سپس یک هجای مؤکد- م) یا تروکائیک (شعر دارای ارکان دوهجایی، اولی بلند و مؤکد و دومی کوتاه یا غیرمؤکد- م) در انتهای هر بیت اضافه میشدند. یک گونه از اسکلیپیاد، چهار کوریامب دارد که به اسکلیپیاد بلند معروف است و گونهای دیگر آن با سه کوریامب را کوریامب کوتاه گویند. عنوان این قالب شعری برگرفته از نام شاعر یونانی اسکلیپیاد در قرن سوم پیش از میلاد است.
یونانیآنAsklepios، لاتینآنAesculapius، خدای یونانی- رومی درمان، فرزند آپولو و ایزددخت کُرونیس. چیرونِ قَنطورَس به او هنر شفابخشی را آموخت، اما زئوس از این نگران بود که او ممکن است همة آدمیان را حیات جاوید بخشد و بههمینعلت، او را با صاعقه به قتل رساند. هومر در کتاب ایلیاد، از او تنها بهعنوان پزشکی ماهر یاد میکند؛ اما در روزگاران بعد، از او بهعنوان یک قهرمان و کسی که در نهایت بهعنوان یک ایزد پرستیده شد، یاد شده است. از آنجا که ادعا شد که اسکلیپیوس، درمان بیماریها را در خواب انجام میداده است، خوابیدن در پرستشگاههای او امری معمول بود. اسکلیپیئس، مرتب در قامت ایستاده و با شنل بلند و سینههای عریان تصویر شده است که یک چوبدستی با ماری حلقه شده بر اطراف آن دارد. این چوبدستی، نماد اصلی پزشکی است.
ائوستئین (ت. احتمالاً 1310- و. 14 مارس 1361، هلگیزتر موناستری، نروژ) راهب ایسلندی، نویسنده «گل سوسن» (Lilja)، لطیفترین شعر دینی که پیش از نهضت اصلاح دینی ایسلند خلق شد.اسناد و پیشینه زندگی آئوسگریمسون اندک است. او در 1343، احتمالاً بهعلت کتکزدن رئیس دیر و شاید بهسبب نقض قانون تجّرد و بیهمسری راهبان، زندانی شده است. در 1349، او مقام اسقفی اسکاولهولت را بهدست آورد و بهعنوان مبلّغ مذهبی از 1355 تا 1357 به نروژ رفت. بعد از آن، اسقف اعظم اسکاولهولت شد تا آنکه در 1360 اخراج شده، به نروژ بازگشت و کمی بعد، از دنیا رفت.گل سوسن بررسی تاریخ مسیحیت از زمان آفرینش تا قیامت است که با 25 قطعه شعر در مورد پشیمانی و استغاثه به مریم مقدس ادامه یافته است. آئوسگریمسون، با رها کردن اطناب موجود در اشعار شاعران اسکالدیک، داستان تند و شادی خلق کرده است که تا ظهور سرودهای مصیبت مسیح، به سبک لوتر اثر هالگریمور پترسون در قرن هفدهم محبوبترین و عامیانهترین اشعار دینی ایسلند باقی ماند.
نام کامل او میمون بن قیس الاعشی (ت. قبل از 570، دورنا، عربستان- و.حدود 625، دورنا) شاعر پیش از اسلام که قصیدهاش را ابوعبیدة منتقد (و. 825) در کتاب مشهور معلّقات، مجموعهای از هفت قصیده پیش از اسلام، درج کرد. الاعشی بیشتر دوران جوانیاش را در سفر به بینالنهرین، سوریه، عربستان و اتیوپی گذراند. او حتی بعد از نابیناییاش هم به سفر، خصوصاً ساحل غربی شبهجزیره عربستان، ادامه داد. همان زمان بود که برای امرار معاش به نوشتن مدایح روی آورد. سبک او، متکی بر جلوههای صوتی و واژگان خارجی ناب، به تصنع گرایش دارد.
جان (ت. 28 جولای 1927، راچستر، نیویورک، ایالات متحده) شاعر امریکایی که بهجهت روشنی، تازگی و پیچیدگی شعرش معروف است.اشبری در 1949 از دانشگاه هاروارد فارغالتحصیل شد و در 1951 از دانشگاه کلمبیا (نیویورک) مدرک کارشناسی ارشد دریافت کرد. بعد از کار آگهینویسی در نیویورک (55-1951)، تا 1965 در پاریس در کسوت منتقد هنری کار کرد. با بازگشت به نیویورک از 1965 تا 1972، سردبیر اجرایی Art News بود و بعد کرسی تدریس در دانشکده بروکلین را کسب کرد.اولین کتاب منتشرشدة اشبری «توراندو و دیگر شعرها» (Turandot and Other Poems, 1953) بود که بعد از آن «چند درخت» (Some Trees, 1956)، «سوگند زمین تنیس» (The Tennis Court Oath, 1962)، «رودها و کوهها» (Rivers and Mountains, 1966) و «رویای دوگانة بهار» (The Double Dream of Spring, 1970) را منتشر کرد. مجموعه شعرش با عنوان «تصویر خود در آینه محدب» (Self-Portrait in a Convex Mirror, 1975) چندین جایزه از جمله جایزة شعر پولیتزر را دریافت کرد. مجموعه شعرهای بعدی او «روزهای خانة قایقی» (Houseboat Days, 1977)، «یک موج» (A Wave, 1984)، «گالیونهایآوریل» (April Galleons, 1987)، و «نمودار گردش کار» (Flow Chart, 1991) هستند.اوایل، مواجهه با شعر اشبری بهعلت دشواری بیش از حدش، با سردرگمی و مخالفت همراه بود. ویژگی بارز شعرهای او تصاویر جذاب و ضرباهنگهای استادانه، قالبی پیچیده و تغییرات ناگهانی در لحن و موضوع هستند که تأثیرات شگفتانگیزی از پراکندگی و ابهام ایجاد میکند.
شخصیت داستانی، یکی از شخصیتهای اصلی رمان «خورشید همچنان طلوع میکند» (The Sun Also Rises) اثر ارنست همینگوی. او، که زن انگلیسی وطنپرستی مقیم پاریس طی دهه 1920 است، نمونه واقعی از نسل گذشته مردان و زنانی است که زندگی آنها نه مرکز توجهی دارد و نه معنایی و بنابراین او بیهدف از یک حزب سیاسی به حزبی دیگر میرود.
سیلویا (کنستانس) نام خانوادگی همسرش هندرسن (ت. 17 دسامبر 1908، استراتفورد، نیوزیلند- و. 28 آوریل1984، تاورانگا) معلم نیوزلندی و نویسنده داستان تخیلی، غیرتخیلی و شعر. بیشتر نوشتههایش، هم تخیلی و هم غیرتخیلی، تلاش گسترده وی را برای ایجاد صلح و ارتباط میان دو فرهنگ متفاوت انگلیسی و مائوری بومی ترسیم میکند.رمانهای اشتن- وارنر («دوشیزه» (Spinster, 1958)، «کُندر برای بُتها» (Incense to Idols, 1960)، «صدای زنگ» (Bell Call, 1964)، «سنگ سبز» (Greenstone, 1966)، و «سه» (Three, 1970)) با استقبال مناسب منتقدان مواجه شد و چند مورد از آنها جزو پرفروشترینها بود. معالوصف، آثار خودنگاشت غیرداستانیاش («معّلم» (Teacher, 1963)، «خودم» (Myself, 1969)، «سرنیزه: «معلمی» در امریکا» (Spearpoint: “Teacher” in America, 1972)، «من از این راه عبور کردم» (I passed this way, 1979)) از لحاظ نقادی یا تجاری موفق نبودند. او همچنین چند داستان کوتاه نوشت.
شعر بلند تی. اس. الیوت، که ابتدا با عنوان Ash-Wednesday در 1930 منتشر شد؛ سه بخش از شش بخش شعر پیش از این بهطور جداگانه چاپ شده بود. این شعر، که بعد از مراسم تأیید الیوت در کلیسای انگلستان (1927) منتشر شد، دردهای شدید و فشار روحی درگیر در پذیرش اعتقاد و مقررات دینی را بیان میکند.بخش اول، طنز و کنایه انسان مدرن را مطرح میکند که تردید و دودلی روشنفکرانه، مانع او از شروع مجدد انجام کار مذهبی میشود. بخش دوم تمثیلی در مورد تولد مجدد براساس نبوت ایزیکیل، با تصویری مشهور از پلنگهای خورنده نابودکننده است. دو قسمت بعدی، سفرهای معنوی را مطرح میکند که یکی از آنها در برزخ دانته توصیف شده است. در بخش پنجم الیوت روی تعدادی مضامین ضمنی دینی و فلسفی کلمة «کلمه» بازی میکند. آخرین قسمت، تنش میان تفکر بیدقتی را توضیح و شرح میدهد.
نام کامل او علاءالدین علی عاسک پاشا (ت. احتمالاً 1272 - و. 1333، کرشهیر، امپراتوری سلجوقی [اکنون در ترکیه]) شاعری که یکی از مهمترین چهرههای ادبیات گذشته ترکیه بود.دربارة زندگیاش خیلی کم میدانیم. او، که چهرهای متمول و محترم در جامعه خویش بود، از قرار معلوم شیخی بسیار مذهبی (رهبر عرفانی: بهعلت نامش، عاسک، که به معنی عاشق است، به یک صوفی سرمست داده میشود؛ بهعبارت دیگر یک عاشق خدا) نیز بوده است.مشهورترین اثر او، «غریبنامه»، شعر بلند عرفانی و تعلیمی است که در بیش از 11000 بیت مصرّع به 10 فصل تقسیم شده است و هریک 10 بخش دارد. هریک از فصلها با یک موضوع نسبت به شمارهاش رابطه دارد؛ برای مثال، فصل پنجم به حس پنجم میپردازد و هفتمین فصل به سیاره هفتم و همینطور الی آخر. این اثر تعدادی از دستورات اخلاقی را با تکیه بر مثالها و نقلقولهایی از کتاب مقدس مسلمانان، قرآن و حدیث، بیان کرده است. اگرچه این اثر، شعر مهمّی محسوب نمیشود، اما از آن بهعنوان معرف دیدگاه رسمی و محکم مسلمانان در دورهای که شمار عظیمی از فرقههای بدعتگزار و نامتعارف اسلامی در آناتولی به ظهور رسیده بود، یاد میشود. بهعلاوه این اثر سند جالبی از دیدگاه زبانشناسی است، زیرا یکی از نمونههای قدیمی آثار ترکی دوره عثمانی است که در زمانی نوشته شده که زبان ترکیه بهعنوان زبانی ادبی در آناتولی در حال شکلگیری بود.«فقرنامه» نیز به این شاعر نسبت داده شده است. این کتاب با حدیث مشهور «الفقر فخری» (فقر فخر من است) شروع میشود. این شعر از 160 دوبیتی موزون به فقر و خضوع، و اخلاق و آرمان عارف مسلمان میپردازد.
رمانی از ویلیام فاکنر، که در 1930 چاپ شد. این کتاب، یکی از رمانهایی است که فاکنر آن را در شهرک خیالی یوکناپاتاوفا، در میسوری روایت میکند. داستان بهصورت روایت قطعهقطعه شده و بخشبخش توسط هریک از شخصیتها بیان میشود. این شخصیتها عبارتانداز: اَدی باندرن؛ شوهرش اَنس؛ پسرانشان کَش، دارل و واردامن، و دخترشان دیوی دِل؛ و جوئل، پسر نامشروع اَدی. اَدی هنگامی که کَش تابوت وی را میسازد، از بستر احتضار خود به وی نگاه میکند. پس از مرگ وی، خانواده تحت سرپرستی اَنس کوتهفکر و بیعرضه اداره میشود. او تلاش میکند برای یکبار به آرزوهای ادی توجه کند و او را برای خاکسپاری به شهر خودش ببرد. بقیه رمان شرحی از مسافرت خانواده و سرنوشت تکتک اعضای خانواده است.
آیزاک (ت. 2 ژانویه 1920، پتروویچی، روسیه- و. 6 آوریل 1992، نیویورک، امریکا) نویسنده و بیوشیمیست امریکایی، نویسنده پرکار و موفق کتابهای علمی- تخیلی و کتابهای علمی برای سخنرانان. او بیش از 300 جلد کتاب منتشر کرد.ازیموف را در 3 سالگی به امریکا میبرند. او در بروکلین و نیویورک پرورش یافت و در 1939 از دانشگاه کلمبیا فارغالتحصیل شد و در 1948 از همان دانشگاه، مدرک دکترا گرفت؛ سپس به دانشکده دانشگاه بوستون پیوست و از آن پس با آنها همکاری کرد. در 1939 شروع به فرستادن داستانهای خود به مجلات علمی- تخیلی کرد و در 1950 اولین کتابش به نام «سنگریزه در آسمان» (Pebble in the Sky) را منتشر کرد. اثر سه گانهاش به نام «استقرار، استقرار و امپراتوری» (Foundation, Foundation and Empire) و «دومین شالوده» (Second Foundation, 1951-53)، که فروپاشی یک امپراتوری در دنیای آینده را روایت میکند، برنده جایزه هوگو در حوزة علمی- تخیلّی شد. رمانها و مجموعه داستانهای وی «من، آدمآهنی» (I, Robot, 1950)؛ «ستارههایی شبیه گرد و غبار» (The Stars Like Dust, 1951)؛ «رویدادهای فضا» (The Currents of Space, 1952)؛ «معادن فولاد» (The Caves of Steel, 1954)؛ «خورشید آشکار» (The Naked Sun, 1957)؛ «فضای زمین کافی است» (Earth is Room Enough, 1957)؛ «مرز استقرار» (Foundation's Edge, 1982)؛ «آدمآهنیهای سپیدهدم» (The Robots of Dawn, 1983)؛ «پیشدرآمد بنیان» (Prelude of Foudation, 1988)؛ و «پس از استقرار» (Forward the Foundation, 1993)، که پس از مرگش منتشر شد، نام دارند. عدهای معتقدند که «غروب» (Nightfall, 1941) لطیفترین داستان کوتاه علمی- تخیلی است که تاکنون نوشته شده است. کتابهای ازیموف در موضوعات گوناگون علم، با روشنی و شوخطبعی نوشته شدهاند. این آثار «مواد شیمیایی زندگی» (The Chemicals of Life, 1954)، «درون اتم» (Inside the Atom, 1956)، «مغز بشری» (The Human Brain, 1964)، و «چشماندازهای عالم» (Views of the Universe, 1981) نام دارند.ازیموف دو جلد زندگینامه خودنگاشت هم به نامهای «به یاد همیشه سبز: خودنگاشت آیزاک آسیموف 1954- 1920»(In Memory Yet Green: The Autobiography of Isaac Asimov 1920-1934, 1979) و «به یاد آن که هنوز هست: خودنگاشت آیزاک آسیموف، 1978- 1954» (In Joy Still Felt: The Autobiography of Isaac Asimov, 1954-1978, 1980) نوشت.
در اساطیر اسکاندیناویایی، بهترتیب به نخستین مرد و زن، که والدین نسل بشر بهحساب میآیند، گفته میشود. آنها از تنههای درختی ایجاد شدند که سه ایزد به نامهای اودین و دو برادرش، ویلی و وهِ (در برخی از منابع نام آنها اودین، هونیر و لودور ذکر شده است) در ساحل دریا پیدا کردند. آسکر و امبلا از هریک از این ایزدها، چیزی هدیه گرفتند. اودین به آنها نفس یا زندگی بخشید، ویلی به آنها عقل و شعور اعطا کرد و وهِ به آنها حواس و قیافه هدیه داد.
شخصیت داستانی، شیر دانا و برجسته در حکایت «گاهشماری نارنیا»(The Chronicles of Narnia) که یک دوره کتابهای تخیّلی کودکانه نوشته سی. اس. لوئیس است. آزلان حامی قدرتمند و دوستدار نارنیا، سرزمینی خیالی که با آوای موسیقی خود آن را به وجود آورده، میباشد. ازلان، که نمادی از عیسی مسیح است، بچهها را از جهان واقعی برای جنگ خود علیه شر بهکار میگیرد، خود را قربانی میکند و دوباره زنده میشود و پس از آنکه نارنیا را با پایانی آخرالزمانی روبهرو میکند، پیروان برگزیده خود را به بهشت میبرد.
نام کامل او ابوسعید عبدالملک بن غریب اصمعی (ت.حدود 740، بصره، عراق- و. 828، بصره) محقق و فرهنگنگار برجسته که یکی از سه عضو پیشرو مکتب لغتشناسی عربی بصره بود.او، که شاگرد بااستعداد ابوعمر بن علاء (بنیادگذار مکتب بصره) بود، به دربار خلیفه هارونالرشید در بغداد پیوست. او بهسبب پارسایی و زندگی ساده و زاهدانهاش معروف است. وی معلم فرزند خلیفه و مورد علاقه وزرای خلیفه بود.اصمعی شناخت عمیقی از زبان عربی قدیم داشت. براساس اصولی که او ترسیم کرد، اغلب دیوانهای موجود یا مجموعه اشعار شاعران پیش از دوره اسلامی را شاگردان او تصحیح کردند. وی همچنین جنگی به نام «الاصمعیات» نوشت که در آن شعر مرثیهای و دعایی را ترجیح داده است. روش او و نقادیاش در خصوص سنت معتبر برای روزگارش، بسیار چشمگیر بهحساب میآمد. تعداد پانزده تکنگاشت او عمدتاً دربارة حیوانات، گیاهان، رسوم و قالبهای دستوری بود بهگونهای که به شعر عربی پیش از اسلام، البته آنهایی که باقی مانده بودند، مربوط بود و عموماً بهدست شاگردانش تصحیح شدند.
آدام (ت. 11 سپتامبر 1838، کالیش، لهستان، امپراتوری روسیه- و. 2 آگوست 1897، کراکوف، اتریش- مجارستان [در لهستان کنونی]) شاعر لهستانی که آثار وی نشاندهنده علاقهاش به سیاستهای انقلابی است.آسنیک، در مقام شاگرد شاعران رمانتیک لهستانی، نخستین مجموعه شعریاش را با نام «اشعار» (Poezje) در 1869 منتشر کرد و به دنبال آن سه مجموعه شعر دیگر به چاپ رساند. او در حد فاصل سالهای 1883 تا 1894 مجموعهای متشکل از سی غزل با نام «بر فراز ورطهها» (Nad glebiami) را منتشر کرد که در آن، تنازع بقا را نه بهمثابة قانون جنگل، بلکه بهعنوان وابستگی دوجانبه و همبستگی میان جوامع بشری توصیف کرد. آسنیک باور داشت که لهستان، گرچه محروم از استقلال و به لحاظ سیاسی فراموششده است، اما دیر یا زود دوباره متولد خواهد شد چرا که دست به «خودکشی معنوی» نزد.
مجموعهای از سخنرانیهای ادبی ای. ام. فورستر، که در 1927 منتشر شد. فورستر در تحقیق خود رمان را بهعنوان «هرگونه اثر داستانی منثور با بیش از 50.000 واژه» تعریف میکند. هفت ویژگی مشخص پیشنهادی او برای بحث از رمان عبارتانداز: داستان، شخصیتها، پیرنگ، تخیّل، پیشگویی، الگوی داستان و نظم. نویسنده، قالب و بافت رمان را با قالب و بافت سمفونی مقایسه میکند. وی از موضوع داستان انتظار دارد که «آشکارکننده حقیقت پنهان در بطن زندگی» باشد. او نتیجه میگیرد دغدغه اصلی رماننویس باید طبیعت آدمی باشد.
ورنر، نام کاملاو کارل ورنر آسپنستروم (ت. 13 نوامبر 1918، نوربارک، سوئد) شاعر غنایی و مقالهنویس سوئدی.شدت و یک کیفیت نادر غنایی از مشخصههای صورخیال آسپنستروم هستند. شاعر در مجموعه«افسانه برف»(Snölegend, 1949)، «دعا و نیایش» (Litania, 1952)، و «سگها»(Hundarna, 1954) علاقههای ماورای طبیعی و اجتماعی خویش را در قالبی نمادین بیان میکند. آسپنستروم، همچنین تعدادی نمایش منظوم نوشت. او دنیای دوران کودکیاش را در «جویبار» (Bäcken, 1958) و تعدادی داستان کوتاه بازآفرینی کرد. وی چندین مجموعه مقاله در مورد موضوعات روزمره مانند «تابستان» (Sommar, 1968) و «مشاجرات» (Skäl, 1970) نوشت. آسپنستروم در 1981 برای عضویت در فرهنگستان سوئد انتخاب شد.
رمانی کوتاه از هنری جیمز، که نخستینبار در 1888 درThe Atlantic Manthly(مارس - می) منتشر شد و پس از آن، در مجموعه «مدارک جفری آسپرن، لوئیزا پلنت، هشدار جدید» (TheAspern Papers, Louisa Pallant, The Modern Warning) به چاپ رسید.در «مدارک جفری آسپرن»، ویراستار امریکایی گمنامی، اتاقی را در ونیز در خانه جولیانا بوردریو، معشوقه قدیمی جفری آسپرن، شاعر فقید رمانتیک اجاره میکند تا مدارک شاعر را از طریق معشوقهاش گردآوری کند. بوردریو، که زن مستبد خسیسی است، با خواهرزاده خجالتی و میانسالش به نام تینا زندگی میکند. (نام این خواهرزاده تیتا بود تا زمانیکه جیمز، متن اثر را در 1908 مورد بازنویسی قرار داد). ویراستار عوامفریب، که ذهنش مشغول بهدست آوردن مدارک آسپرن است، بهتدریج رفتار بیشرفانهای از خود به نمایش میگذارد و با اتخاذ نام مستعار، روابط عاشقانه ساختگی با تینا برقرار میکند و با این عمل، سعی در سرقت مدارک دارد. هنگامیکه بوردریو میمیرد، تینا به ویراستار پیشنهاد میکند که اسناد را به او خواهد داد به این شرط که با او ازدواج کند. ویراستار در ابتدا خواسته او را نمیپذیرد، اما سرانجام حاضر به این معامله میشود و زمانیکه برای مذاکره بهسوی تینا باز میگردد، میبیند که تینا برای نشان دادن کرامت بازیافتة خود، مدارک را سوزانده است.این رمان کوتاه، ملهم از حادثهای واقعی در زندگی کلئر کلئر مانت است که روزگاری معشوقة لرد بایرون بود.
رمانی از برنارد مالامود، که در 1957 منتشر شد. حوادث این رمان در بروکلین روی میدهد و توصیفکنندة رابطه پیچیدهای است که میان ماریس بابر، خواربارفروش فرتوت یهودی، و فرنک الپاین، جوان امریکایی ایتالیاییتباری که ابتدا از بابر سرقت میکند و پس از زخمی کردن او به کمک وی میشتابد، روی میدهد. در جریان این رمان، فرنک دستیار ماریس میشود و عشق دختر بزرگمنش او، هلن، در دلش جای میگیرد و با توقعات ماریس از زندگی مبارزه میکند. ماریس طرحهای مختلفی برای اینکه بار مغازهداری را از دوش خود بردارد، در سر میپروراند. تفاوتهای مذهبی سبب تضعیف مقاصد عاشقانه فرنک میشود و ماریس وی را بهعلت دزدی، اخراج میکند. پس از مرگ ماریس، فرنک تصمیم میگیرد که کاسبی او را دوباره راه بیندازد و به یهودیت بگرود.
]در لاتین assonare به معنی کاربرد همزمان صداها، پژواک [1- شباهت صداها در کلمات یا هجاها نظیر صدای «ای» \i\ در کلمات ring و hit؛ 2- همنشینی نسبتاً نزدیک صداهای مشابه بهخصوص مصوتها؛ 3- اکفا نیز نامیده میشود. در عروض، به تکرار یک مصوت دارای تکیه در کلمات متفاوت با صامتهای پایانی متفاوت گفته میشود، مانند صدای «آی» \ï\ در کلمات «likequite». بهاینترتیب جناس مصوت را باید از قافیه متمایز دانست، چرا که در قافیه صداهای صامت و مصوت پایانی نظیر هم هستند، مانند «rightquite».جناس مصوت (یا همگونی مصوتها)، بهمثابة یک صنعت شعری، معمولاً با جناس محرف (تکرار صداهای صامت مشابه در اول کلمات متفاوت) و نیز جناس صامت (تکرار صداهای صامت میانی یا پایانی مشابه در کلمات متفاوت) تلفیق میشود تا بافت خط شعری را زینت دهد. گاهی دو صدای مصوت یا بیشتر تکرار میشود، مثل سطرهای آغازین شعر «سرخپوست چنگنواز» (The Indian Serenade)اثر پرسی بیش شلی:I arise from dreams of theeIn the first sweet sleep of nightجناس مصوت در پایان سطور شعری را قافیه ناقص میگویند که نمونه آن را میتوان در «منظومه رولان» (La Chanson de Roland) و سایر اشعار فرانسوی، قبل از دوران رواج قافیه در قرن دوازدهم میلادی مشاهده کرد. جناس مصوت در شعر اسپانیا و پرتغال، ویژگی بارز و دائمی این اشعار است. در شعر انگلیسی غالباً میتوان جناس مصوت را در ترانههای سنتی مشاهده کرد؛ یعنی جایی که استفاده از آن از روی تفنّن یا بهواسطه اجباری بودن رخ داده باشد. تا اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، جناس مصوت بهمثابة یکی از اَشکال عروض در شعر انگلیسی بهندرت بهکار گرفته میشد و از آن زمان، میتوان جناس مصوت را در اشعار جرارد منلی هاپکینز و ویلفرد اوئن مشاهده کرد. استفاده این شاعران از جناس مصوت بهجای قافیه، از سوی شاعران دیگر نظیر دابلیو ایچ. اُدن، استیون اسپندر و دیلن تامس مورد تقلید واقع شده است.
اشتارت (Ashtart) نیز نوشته میشود، مهمترین ایزدبانوی خاورمیانه کهن و ایزدبانوی مهم شهرهای تایر، صیدا و ایلات، که از بنادر مهم مدیترانه بودند. استارته، ایزدبانوی عشق و جنگ، در مصر و اوگاریت و در میان هیتیها و در کنعان (سرزمین موعود) پرستش میشد. همتای اکدی او ایشتار بود. بعدها او با خدایان مصر ایسیس و هاتور (ایزدبانوی آسمان و زنان) و در دنیای یونان- روم با آفرودیت، آرتمیس و ژونو یکسان دانسته شد که همة ویژگیهای مادر طبیعت و خدایان را دارا بود.استارته با عنوان عشتاروت نیز در تورات ذکر شده است. طبق عهد عتیق، شاه سلیمان، که با زنان بیگانه ازدواج میکرد، «به دنبال عشتاروت، الهه صیدایی رفت» (تورات، باب پادشاهان، سوره 11، آیه 5). بعداً اماکن پرستش عشتاروت بهوسیلة اوسیا ویران شد. استارته یا عشتاروت، ملکه بهشت بود است اهالی کنعان و سرزمین موعود برای وی عود سوزانده و بر خاک شراب افشانده بودند (ارمیا، 44).محققان یهودی اکنون گمان میکنند که نام عشتاروت، ادغام و تلفیقی آگاهانه از نام یونانی استارته و کلمه عبری بوشه، «شرم» است که نشاندهنده بیاعتنایی قوم یهود، نسبت به پرستش اوست. عشتاروت شکل جمع نام این ایزدبانوی عبری و واژهای عام است که نشاندهنده ایزدبانوها و کفر است.
[واژة سانسکریتی astā به معنی هشت + واژه هندی chāp به معنی مُهر] گروهی از شاعران هندی قرن شانزدهم که چهار نفر از آنها پیروان وَیشناوا مرشد والابها و چهارتای دیگر پیرو فرزند و جانشین والابها یعنی ویتهالا بودند. بزرگ این گروه سورداس بود؛ خوانندهای نابینا که توصیفاتش از دلاوریهای ایزدبانو کریشنا، باعث برجسته شدن مجموعه شعر او با نام «سورساگار» (Sūrsāgar)، اثری که عمیقاً مورد علاقه همة هندو زبانهای شمال هند بود، شد. این اثر بهسبب پرداختن به زندگی روزمره و توصیفی پُراحساس از عواطف آدمی، خصوصاً والدین نسبت به فرزندان، و دوشیزگان نسبت به عشاق، پربار بود.
تئا (بیئتریس می) (ت. 25 آگوست 1925، بریزبین کوئینزلند، استرالیا) نویسنده استرالیایی که در داستانهای خود، عمدتاً به شیوة طنزآمیز به روایت و توصیف زندگی اخلاقی و عقلانی مردمان منزوی در زادگاهش پرداخته است.اَستلی از دانشگاه کوئینزلند در 1947 فارغالتحصیل شد و در دانشگاههای کوئینزلند و نیوساوت ویلز و مکوئاری در سیدنی تدریس کرد. داستان دو رمان اول او به نامهای «دختری با یک میمون» (Girl with a Monkey, 1458) و «آوازی برای شایعات» (A Descant for Gossips, 1960) که تصاویر طنزآمیزی از زندگی مردمان بیفرهنگ شهری کوچک است، برگرفته از تجربیات شخصی خود اوست. او در کتاب «جهانگرد شیکپوش» (The Well Dressed Explorer, 1962)و «مرید» (The Acolyte, 1972) افراد را به جای جوامع بزرگتر، هدف طنزپردازی خود قرار داد، اما با کتابهای «جام محبت» (A Kindness Cup, 1974) و «یک بخش از آخرین اخبار» (An Item from the Late News, 1982) دوباره به موضوع سختی زندگی در شهرهای کوچک استرالیا بازگشت. رمانهای بعدی او «رسیدن به رودخانة تین» (Reaching Tin River, 1990)و «بومیان بیجنبوجوش» (Slow Natives, 1995) نام دارند. اَستلی شعر نیز میسرود. کتاب «شکار آناناس وحشی» (Hunting the Wild Pineapple, 1979) مجموعه داستانهای کوتاه اوست.
خدای عدالت، در اسطورههای باستان. استریا در یونان، دختر زئوس و تمیس بود که در دوران طلایی یونان، فضایلی مانند عدالت و تقوا را میان مردم رواج میداد. او نماد پاکدامنی و معصومیت شناخته میشد. استریا پس از آنکه مردم به پستی و شرارت روی آوردند، به آسمان عروج کرد و بهصورت فلکی ویرگو تبدیل شد.
غزلوارهای الیزابتی از مجموعه 108 غزل، همراه با یازده ترانه، اثر سر فیلیپ سیدنی، که در 1582 سروده و پس از مرگ او در 1591 منتشر شد. این اثر، اغلب بهمثابه بهترین نمونه کلیات غزلواره الیزابتی، پس از غزلوارههای ویلیام شکسپیر بهحساب میآید.این کلیات توصیفگر داستان استلا («ستاره») معشوقه استروفل («عاشق ستاره» یا «معشوق ستاره»، بازیای بر روی نام سیدنی) است، که عاشق شعر است و به همین میزان استروفل نیز عاشق اوست. او احساسات پرشورش برای استلا را، کشمکشهایش را با عواطف متضادش، و تصمیم نهاییاش را برای کنار گذاشتن عشق خود به منظور گذران زندگی در خدمت به مردم بیان میکند. با مراعات قراردادهای شعری معاصر، سیدنی در باب موضوع عقل و احساس، شعر و اراده بحث میکند. انتشار کتاب استروفل و استلا گرایشی برای توالی غزلواره بهوجود آورد و در میان شاعران انگلیسی، کسی که به این نکته واکنش نشان داد «ادموند اسپنسر بود؛ کسی که خود نیز مرثیهای با نام «استروفل» را پس از مرگ دوستش سیدنی در 1586 سرود.
1- بندها یا مسمط که در آن بندها، بدون تکرار نظاممند مسمطها، پشت سر هم ردیف میشوند. این اصطلاح همچنین به بندهای نامنظم اطلاق میشود؛ 2- بندها و مسمطهای نامنظم.
میگل آنخل (ت. 9 اکتبر 1899، گواتمالاسیتی، گواتمالا- و. 9 ژوئن 1974، مادرید، اسپانیا) شاعر، رماننویس، سیاستمدار گواتمالایی و برندة جایزه نوبل ادبیات در 1967. نوشتههای او عرفان مایایی را با انگیزهای حماسی به اعتراضهای اجتماعی ترکیب میکند.او در 1923 پس از دریافت مدرک حقوق از دانشگاه سان کارلوس گواتمالا، در پاریس سکونت گزید، جاییکه او به تحصیل قومشناسی در سوربن مشغول شد و بدل به سوررئالیست افراطی تحتتأثیر شاعر و نظریهپرداز ادبی فرانسوی، آندره برتون، شد. اولین اثر مهم او با نام «افسانههای گواتمالا» (Leyendas de Guatemala, 1930) در وصف زندگی و فرهنگ قبایل مایا، پیش از ورود اسپانیاییها به آنجاست که مورد تحسین منتقدان فرانسوی و همچنین هموطنان او قرار گرفت. او در بازگشت به گواتمالا نشریهEl diario del aireرا پایهگذاری و سردبیری کرد. در خلال این سالها چندین کتاب شعر منتشر کرد که اولین آنها «غزلوارهها» (Sonetos, 1936) نام داشت. او در 1946 حرفه سیاستمداری را آغاز کرد و درحالیکه همزمان در کشورهای مختلفی در امریکای مرکزی و جنوبی خدمت میکرد، به نوشتن ادامه داد.در همین دوران، استعداد آستوریاس و تأثیر او بهعنوان یک رماننویس با نوشتن کتاب «رئیسجمهور» (El señor presidente, 1946) آشکار شد که اثری پرهیجان و احساسی در تقبیح دیکتاتور گواتمالا، مانوئل استرادا کابرا بود. او در کتاب «مردان ذرت» (Hombres de maíz, 1949)، رمانیکه آن را شاهکار آستوریاس دانستهاند، ظاهراً بدبختی و فلاکت رعایای سرخپوست را به تصویر کشیده است. وجه دیگر این بدبختی، استثمار سرخپوستان در باغهای موز بود که آن را در سهگانهای حماسی، متشکل از رمانهای «توفان» (Viento fuerte, 1950)، «پاپ سبز» (El papa verde, 1954)، و «چشمان دفنشده» (Los ojos de los enterrados, 1960) توصیف کرده است.
اسکامَندریوس نیز نامیده میشود، در افسانههای یونانی، پسر هکتور، پادشاه تروا و همسرش آندروماخه. بعد از سقوط تروا، زمانیکه نئوپتولموس، جنگجوی یونانی، او را از برج و باروهای شهر انداخت، او کشته شد. اگرچه طبق افسانههای قرون وسطا او بعد از جنگ زنده ماند و پادشاهی مسینا را در سیسیلی تأسیس کرد و دودمانی را بنیاد نهاد که شارلمانی از این نسل بود.
[در زبان سانسکریت asurah به معنای روح خبیث، شیطان، (در اصل) فرمانروا، عبارتی برگرفته از زندگی آسو به معنای انرژی حیاتی] در اساطیر هند، طبقهای از تیتانها یا شیاطین، دشمنان خداوند و مردگان. در آغازین دوره ودایی، اسورهها و همتاهای آنها، یا دواسها، هر دو طبقهای از خدایان بودند، اما بهتدریج، این دو گروه در مقابل یکدیگر قرار گرفتند. این رویداد در ایران به شکل عکس اتفاق افتد؛ در آنجا اهورا (معادل ریشهشناختی آسورا) به معنای خدای برین و دئوس (معادل با دواس) بدل به اهریمن یا دیو میشود. در اساطیر هند، آسورا و دواس همزمان آب اقیانوس شیری را بهمنظور دستیابی به امرتا، اکسیر جوانی، متلاطم کردند. مبارزه برخاسته بر سر مالکیت اکسیر جوانی است، و این تضاد هیچگاه پایان نمیپذیرد. قسDeva
(ت. احتمالاً80 میلادی، اَیودیا، هند- و. احتمالاً 150، پیشاور) فیلسوف و شاعری که قبل از کالیداسا (قرن پنجم) بزرگترین شاعر هندوستان و پدر نمایشنامة سانسکریت شناخته میشود؛ او سبک شعر سانسکریت را که به کاویا معروف است، رواج داد.آشواگوشا، برهمن متولد میشود. افسانهها این مرد را در هالهای از ابهام فرو بردهاند، امّا تردیدی نیست که او مخالف صریح آیین بودایی بوده است تا اینکه بعد از مناظرهای پرهیجان با یکی از علمای معروف بودایی دربارة ارزشهای نسبی دین وِدانتیک (هندو) و راه میانه (بودایی) به دین بودایی میگرود و مرید رقیب پیشین خود میشود.شهرت آشواگوشا، عمدتاً در توانایی او در تشریح مفاهیم ظریف آیین بودایی ماهایانا نهفته است. در میان آثاری که به او نسبت داده شده «بیداری ایمان در ماهایانا» (Mahāyāna-śrad-dhotpāda-śāstra)، «زندگی بودا» (Buddhacarita) به نظم، و «کتاب افتخار» (Mahālankara) به چشم میخورد. نسخه اصلی زندگی بودا، که در 1892 دوباره کشف شد، از روی ترجمههای تبتی و چینی شناخته شد. متن سانسکریت آن تکّهتکّه است، در بندِ چهاردهم، با روشنگری بودا خاتمه مییابد، حال آنکه دیگر نسخهها، داستان را تا نیروانای بودا میرسانند. گرچه این اثر قصد دارد به خواننده بیاموزد از زندگی شهوانی روی گرداند و راه بودا را پیروی کند، امّا در توصیفات همان زندگی بسیار شورانگیز است. این تأثیرگذاری حتی از «ساندری و ناندا» (Saundarānada) آشکارتر است، که داستان معروفی را باز میگوید که بودا چگونه برادر ناتنی خود ناندا را به زندگی سادة ریاضتپیشه میکشاند. آشواگوشا بهسبب مهارتش در ظرافتهای عروض و نکتهسنجیهای دستوری و واژگانیاش، بیهیچ تردیدی پیشگامِ نویسندگان «شعر بزرگ» (mahākāvya) هندو بود.
[یونانی آن asynartētos، معنی تحتاللفظی آن، نامرتبط[ هریک از ابیات شعر که دارای واحدهای وزنی متفاوت یا نامرتبط باشند، همانگونه که در دو بیت اول یکی از غزلهای جان دان میخوانیم:این اصطلاح را میتوان در موارد تخصصیتر، برای بیتی بهکار برد که در آن دو بخش با سکتة ملیحی از هم جدا میشوند که اوزان متفاوتی دارند و یا در مورد بیتی با یک وقفه یا سکته بهکار برد تا به استقلال نسبی دو بخش بینجامد.
[یونانی آنasýndeton، برگرفته از شکل خنثای عبارت asýndetos بدون حروف ربط، به معنای تحتاللفظیِ نامرتبط] حذف حروف ربط که بهطور ذاتی وظیفه دارند کلمات یا عبارات همپایه را به هم وصل کنند؛ همانگونه که درعبارت «من آمدم، من دیدم، من پیروز شدم» یا در شعر متیو آرنلد به نام «کولی خردمند» (The Scholar Gipsy) وجود دارد:تو زندگی نکردی، پس چرا هلاک شدی، بدان سان؟تو یک هدف داشتی، یک مشغله، یک میل؛دیگر دیرزمانی است که تو ماندهای و ازاینرو با مرگ روبهرو شدهای!
کمدی پنجپردهای از ویلیام شکسپیر، که در حدود 1599 نوشته و اجرا و نخستینبار در مجموعة آثارِ 1623 منتشر شد. شکسپیر براساس کتاب «روزالیند» (Rosalynde, 1590)، رمان عاشقانه منثور اثر تامس لاج، این اثر را نوشت. این نمایشنامه دو محل اصلی وقوع حوادث داستان دارد؛ درباری که فردریک از برادرش، دوکِ برحق، غصب کرده بود و جنگل آردن، جایی که دوک و همراهانش (شامل لرد جیکس ناراضی و توچستون دلقک) زندگی میکنند. روزالیند، دختر دوک، که هنوز در دربار زندگی میکند، عاشق اورلندو میشود. برادر نفرتانگیز اورلندو یعنی آلیور موجب میشود تا اورلندو نیز به جنگل آرن بگریزد. فردریک با پی بردن به اینکه پدر اولندو از دوستان دوک است، روزالیند را از قصر تبعید میکند. روزالیند خود را به ظاهر مبدل مردی جوان (گنیمید Ganymede) درمیآورد و اورلندو را تعقیب میکند و با نوعی عشقبازی ساختگی میکوشد تا فراق عاشقانه اورلندو را درمان کند. آلیور به قصد کشتن اورلندو به جنگل میرود، اما برادرش او را از چنگال ماده شیری نجات میدهد و موجب پشیمانی او میشود؛ آلیور سپس عاشق سیلیا میشود، همان دختر عموی روزالیند که خود را به قیافه مبدل درآورده و همراه او به جنگل آردن آمده است. پس از فاش شدن هویت واقعی روزالیند، جشن عروسی جمعی آنها جلو انداخته میشود. خبر میرسد که فردریک پشیمان شده است و تبعید دوک از دربار پایان مییابد.این نمایشنامه ازجمله آثار کمدی «خوب» یا «متوسط» شکسپیر بهشمار میرود. به مانند «دو نجیبزاده ورونایی» (Two Gentlemen of Verona)، «رنج بیهوده عشق» (Love’s Labours Lost)، و «رؤیای شبی در نیمه تابستان» (A Midsummer Night's Dream)، این اثر حاوی سفری به یک محیط طبیعی است، جاییکه الزامات زندگی روزمره، از میان برداشته میشود و شخصیتها، آزادانه خود را از نو میسازند و فارغ از قالبهای اجتماع، زندگی میکنند.
رمانی از فرانسوا- اُگوست- رُنه شاتوبریان، که به فرانسه با عنوان «آتالا، با عشق دو انسان بدوی (وحشی) در بیابان» (Atala, ou les amours de deux savage dans le désert) در 1801 منتشر شد. این اثر در 1805 به همراه «رنه» (René) اصلاح و مجدداً منتشر شد که بخشی از حماسه ناتمام دربارة سرخپوستان امریکایی است و قصه دختری مسیحی را میگوید که نذر کردهاند باکره بماند، اما او عاشق سرخپوستی به نام نچز میشود. این دختر میان عشق و دین قرار گرفته است و برای اینکه بتواند پیمانش را حفظ کند و نشکند، خود را مسموم میکند.
در اساطیر یونان، یک شکارچی زن معروف و تیزپا، احتمالاً شکل مشابه و کماهمیتتر ایزدبانو آرتمیس. افسانه پیچیده وی حاوی وقایعی به شرح زیر است: به خواست پدرش پس از تولد رها میشود تا بمیرد، اما ماده خرسی به او شیر میدهد؛ در شکار گراز نرِ کالیدونی شرکت میکند؛ شرط میگذارد که هرکس بتواند در مسابقة دو از او پیش بیفتد، با او ازدواج خواهد کرد - امّا افرادی را که نمیتوانند از او سبقت بگیرند با نیزه میکشد. در یک مسابقه سه عدد سیب طلایی هسپریدس که از ایزدبانو آفرودیته گرفته شده، به هیپومنس (یا میلانیون) داده میشود؛ وقتی که هیپومنس آنها را پرتاب میکند، آتالانتا برای جمع کردن آنها میایستد و مسابقه را میبازد. پسر آنها، پارتنوپایوس، بعدها یکی از 7 مخالف تِبِس بعد از مرگ پادشاه اوئدیپوس بود. آتالانتا و همسرش که نسبت به آفرودیته حقشناسی نکردند، به هتک حرمت یک عبادتگاه کشانده شدند و بههمینعلت به شیر تبدیل گشتند.
شخصیت اسطورهای یونان که خدایان و انسانها را وادار به انجام کارهای ویرانگرانه و عجولانه میکرد. او زئوس را وادار کرد سوگندی عجولانه یاد کند که در نتیجة آن، قهرمان یونانی، هرکول، مورد تهدید ائوریستئوس، حاکم موکنای، واقع شود. زئوس بلافاصله پس از آن، ایتی را از المپ اخراج کرد که پس از آن، او روی زمین باقی ماند و به بدی و شرارت پرداخت. او به هر جا که قدم میگذاشت، لیتایها- دختران سالخورده و معلول زئوس– او و ویرانیهای او را تعقیب میکردند و ویرانیهای او را دوباره آباد میساختند.
در اساطیر یونان، پادشاه مینیانهای ماقبل تاریخ، در شهر اورخومنوس، در بئوسی باستان شد. همسر اول او نفله، الهة ابر بود. سپس آتاماس، شیفتة ینو، دختر کادِموس، شد و توجهی به نلفه نکرد که با عصبانیت از پیش او رفت. آتاماس و ینو مورد غضب هِرا، ملکة آسمانها، قرار گرفتند؛ چرا که ینو، ایزد دیونوسوس را پرورش داده بود. آتاماس (به نقل از برخی منابع، آتاماس و ینو، هردو) بهدست هرا به جنون کشانده شدند و آتاماس (یا هر دو) یکی از پسرانش را به نام لیارخوس کشت. ینو، شاید برای گریز از آتاماس یا شاید بهعلت آنکه خودش نیز به جنون رسیده بود، خودش را به همراه پسر دیگرش، ملیکرتس، به دریا انداخت. پس از آن هر دوی آنها بهعنوان خدایان دریایی مورد پرستش قرار گرفتند - ینو با عنوان لیوکودیا و ملیکرتس با عنوان پالمون.
در اساطیر یونان، الهه نگهبان شهر و ایزدبانوی جنگ، صنایع دستی و منطق عملی یا حکمت که در ادبیات ایتالیا مینروا (Minerva) نامیده میشود. آتنا احتمالاً الهه قبل از دوران هلنی یونان بوده است که یونانیان آن را پذیرفتند. هسیود در «تولد خدایان هسیود»(Theogony) بیان میکند که چگونه آتنا، که مادر مشخصی ندارد، از پیشانی زئوس بیرون پرید و پیندار اضافه میکند که هفائستوس با تبر پیشانی زئوس را شکافت تا آتنا از آن خارج شود.گفته میشود که اَتینا همسر و فرزندی نداشت. ممکن است که او را از آغاز باکره ندانسته باشند، اما باکره بودن از همان اوائل پیدایشاش به او نسبت داده شد و این صفت، اساس اعطای القاب پالاس و پارتنوس به وی که هر دو به معنای «باکره» هستند. الهههای دیگر همچون آفرودیته نمیتوانستند آتنا، الهه جنگ، را تحت سلطه خود درآورند و بهعنوان الهه قصر، کسی نمیتوانست به او تجاوز کند.در ایلیاد هومر، آتنا بهعنوان الهه جنگ، در کنار قهرمانان یونانی جنگید و الهامبخش آنها بود. کمک او معادل تفوق نظامی بود؛ همچنین در ایلیاد، زئوس بهطور خاص، قلمرو جنگ را در اختیار آرس و آتنا قرار داد. بخشی از برتری نظامی و اخلاقی آتنا نسبت به آرس از این واقعیت نشئت میگرفت که او جنبه عقلانی و متمدن جنگ و فضیلت عدالت و مهارت را نمایندگی میکرد؛ درحالیکه آرس صرفاً جنبه شهوانی خونریزی را مد نظر داشت. در ایلیاد، آتنا نماد الههای قهرمانی بود، الهه جنگ که تعالی را در نبرد تنگاتنگ، پیروزی و شکوه و جلال متصور میساخت؛ ویژگیهایی که منجر به پیروزی میشد، بر سپر یا زره سینه، که آتنا بههنگام نبرد میپوشید، نقش بسته بود و عبارت بودند از: ترس، وحشت، دفاع، و یورش. آتنا در ادیسه هومر سرپرست و مددکار ادیسه است و افسانههایی از آثار اخیرتر نیز او را بهعنوان یاور پرسیوس و هرکول به تصویر میکشند. آتنا بهعنوان نگهبان اموال پادشاه، بهعنوان الهه مشورت نیز شناخته و نیز بهعنوان نماد عقبنشینی هوشمندانه و بصیرت عملی و جنگ برگزیده شد. بعدها آتنا بهطور کلی الهه صنایعدستی، و نماد فعالیتهای دوران صلح، خصوصاً الهه ریسندگی و بافندگی شناخته شد. او سرانجام تمثیلی از حکمت و نیکوکاری شد.
مجله انتقادی و ادبی تأثیرگذار، که جیمز. اس. باکینگم در لندن آن را پایهریزی کرد.Athenaeum شکل تغییر نام یافته ماهنامهای عمومی به همین نام بود (منتشره در 9-1807) که بهصورت هفتگی از 2 ژانویه 1827 تا 11 فوریه 1921 منتشر شد؛ در آن تاریخ با مجله NationThe ادغام شد. به مدت ده سال با عنوان The Nation And Athenaeum چاپ شد و در 1931 به The New Statesman تغییر نام داد.Athenaeum با عنوان فرعی «مجله ادبی، علمی، هنرهای زیبا، موسیقی و نمایش» بهعنوان یک نشریه ادبی و فکری در نظر گرفته میشد که از طریق آن روشنفکران معاصر، شعرا و نویسندگان میتوانستند نظرهای خود را منتشر کنند. در میان نویسندگانی که در قرن نوزدهم در آن مطلب مینوشتند، میتوان رابرت براونینگ، تامس کارلایل، تامس هود، چارلز لمب و والتر پیتر را نام برد. نویسندگان قرن بیستم این مجله تی. اس. الیوت، رابرت گریوز، تامس هاردی، کترین منسفیلد، جان میدلتن ماری (که سردبیر آن نیز بود، 21-1919) و ویرجینیا وولف بودند.
(شکوفایی در 200 ق.م.؛ ت. ناوکراتیس، مصر) دستوردان یونانی و نویسنده «شکمپرست» (Deipnosophistai)، اثری که روایتکنندة ضیافتی اشرافی است که در آن، تعدادی از عالمان که برخی نام اشخاص واقعی مانند گالن را بر خود دارند، یکدیگر را ملاقات و راجع به غذا و موضوعات دیگر بحث میکنند. این اثر در پانزده مجلد نوشته شده که از این تعداد، ده کتاب بهطور کامل و دستنخورده باقی مانده است و بقیه به شکل خلاصه در دسترس هستند. بخشی از ارزش این اثر بهعلت تعدد نقلقولهای آن از آثار غیرقابل دسترس دوران باستان است که بهاینترتیب آنها را حفظ کرده است. تقریباً نقلقولهای هشتصد نویسنده در آن ذکر شده است. بخشی دیگر، از ارزش این اثر بهجهت اطلاعات غیرمعمولی است که از همه جنبههای زندگی در دنیای مردم یونان باستان ارائه میدهد.
گرترود فرنکلین، نامخانوادگی اصلی او هورن (ت. 30 اکتبر 1857، سن فرنسیسکو، کالیفرنیا، ایالات متحده- و. 14 ژوئن 1948، سن فرنسیسکو) رماننویس امریکایی که بهعنوان نویسنده زندگینامه داستانی و تاریخی معروف است. اترتن زندگی پربار حرفهای و نویسندگی خود را شروع کرد تا از محدودیتهای ازدواج خفقانآور رها شود. اولین اثر وی بدون نام نویسنده با عنوان «رندالفهای جنگل سرخ» (Randolphs of Redwoods, 1882) در Argonaut چاپ شد و مجدداً در 1899 بهصورت کتاب با عنوان «دختری از درخت مو» (A Daughter of Vine) تجدیدچاپ شد. این کتاب براساس روایتهای محلی بود و داستان دختر منظم و مرتبی است که الکلی میشود و انتشار آن خانواده معظم و برجسته شوهر او را ناراحت میکند.اترتن پس از مرگ همسرش، مسافرتهای زیادی نمود و اطلاعاتی که او در این سفرها کسب کرد، به صراحت و شیوایی نوشتههایش کمک کرد. بهطور کلی، آثار وی نقدهای متفاوتی را بهدنبال داشت؛ بهاستثنای «فاتح» (The Conqueror, 1902)، که روایتی داستانی از الگزاندر همیلتن است، رمان جنجالبرانگیز «گاوهای نر سیاه» (Black Oxen, 1923)، که داستان زنی است که با هورموندرمانی مجدداً به زندگی بازمیگردد و براساس تجربه شخصی خود اترتن نوشته شده است، بزرگترین علت معروفیت وی بود. اترتن بیش از چهل رمان نوشت و کارهای غیرداستانی بسیاری را انجام داد. آثار وی کیفیت یکسانی ندارند، اما وی برای توصیف واضح و روشن، استعداد فوقالعادهای دارد.
(جمع آنatheteses) [یونانی آن athétēsis، معنای لغوی آن، لغو کردن، باطل کردن] در نقد ادبی، رد کردن یا علامتگذاری یک متن (بهعنوان مثال در یک شعر) علت جعلی و نادرست بودن آن.
شخصیت داستانی، یکی از قهرمانان ماجراجوی «سه تفنگدار»(The Three Musketeers) اثر الکساندر دومای پدر. دو تفنگدار دیگر، دوستانش به نامهای پورتوس و آرامیس بودند که در زمان دو پادشاه فرانسه، لویی سیزدهم و چهاردهم، برای نبرد با دشمنان با اتاس همپیمان شدند.
The Atlantic Monthlyنیز نامیده میشود (81-1971 و 1932-1857). مجله ماهانه در زمینه موضوعات و دیدگاههای ادبی که در 1857 موزیس درسر فیلیپس آن را بنیان نهاد و در بوستون منتشر شد. The Atlantic Monthly، که یکی از قدیمترین و معتبرترین مجلات امریکایی بود، از مدتها قبل، بهعلت کیفیت مطالبش قابل توجه بوده است. صف طویل سردبیران و نویسندگان ممتاز آن، جیمز راسل لوئل، رلف والدو امرسن، هنری وودزورت لانگفلو و آلیور وندل هولمز را شامل میشود.در اوایل دهه 1920، The Atlantic Monthly دامنه فعالیتهای سیاسی خود را گسترش داد و مقالات اصلی شخصیتهایی همچون تئودور روزولت، وودرو ویلسن و بوکر تی. واشینگتن را به چاپ رساند. کیفیت بالای نوشتهها و نقد ادبی آن، شهرت مجله را بهعنوان نشریه فعال ادبی با جهانبینی میانهرو حفظ کرد.
Atlantis \at-'lan-tis\ or Atalantis \'at--'lan-tis\
آتلانتیکا نیز نامیده میشود، سرزمینی افسانهای در اقیانوس اطلس که در غرب تنگههای جبلالطارق قرار گرفته و گویا بهعلت زلزله در دریا فرورفته است. دو منبع اصلی این افسانه دو مورد از نوشتههای افلاطون به نامهای «تیمائوس» (Timaeus) و «کریتیاس» (Critias) هستند.اگر افلاطون داستان آتلانتیس را خلق نمیکرد، ممکن بود در گزارشهای مصر باستان دربارة فوران آتشفشان بر سرزمین تِرا در حدود 1500 ق.م منعکس شود. این افسانه، موضوع رایجی در ادبیات بوده و معمولاً بهمثابه جهان آرمانی از دست رفتهای تصویر میشود. فرنسیس بیکن، دَنیل دفو، پی. بی. شِلی، ژول وِرن، ایگناتیوس دانلی، پُل والری، هیلدا دولیتل، دابلیو. ایچ. اُدن، لوئیز دودِک و جیمز مریل نویسندگانی هستند که درباره آتلانتیس آثاری نوشتهاند.
در اساطیر یونانی، پسر تیتان ایاپتوس و ایزددخت کلیمن (یا آسیا) و برادر پرومتئوس (خالق موجودات فانی). بهنظر میرسد در آثار هومر، اطلس موجودی دریایی باشد که حافظ ستونهای جداکننده آسمان و زمین است. بعدها، نام اطلس به رشتهکوهی در افریقای شمال غربی تغییر یافت و از او بهعنوان پادشاه آن منطقه نام برده شد. براساس اساطیر، پرسئوس اطلس را بهعلت کوتاهی در مهماننوازی تنبیه کرده، با نشان دادن سر گورگون، که دیدن آن باعث میشد هر موجود فانی تبدیل به سنگ شود، اطلس را به سنگ تبدیل کرد. شاعر یونانی به نام هسیود از اطلس بهعنوان یکی از تیتانها یاد کرده که در جنگ علیه زئوس شرکت کرد و بههمینعلت محکوم شد تا گردون را بر دوش خود حمل کند.
رمانی نوشته اِین رَند، که در 1957 منتشر شد. دَگنی تَگرت، قهرمان زن کتاب، در تلاش است تا خط آهنی سراسری را در میان فشارها و محدودیتهای دیوانسالاری گسترده مدیریت کند. واکنش ستیزهجویانه او به یک گروه اختیارگرا، که خواهان پایان مقررات حکومت است، بعدها در مواجههاش با جامعهای آرمانی - گالشِ گالت- منعکس و تعدیل میشود. اعضای این جامعه حق تعیین سرنوشت را در قیاس با مسئولیت جمعی، بالاترین آرمان میدانند. این رمان، کاملترین نمایش فلسفه شخصی رند را، که برونگرایی خوانده میشود، در قالب داستان در خود دارد.
در اساطیر یونان، پسر پلوپس، پادشاه موکنای و همسرش هیپودامیا. آتروس برادر بزرگتر توئستس و پادشاه موکنای بود. داستان خانوادهاش – خانه آتروس – بهعلت پیچیدگی و فساد، در اسطورههای باستان تقریباً بینظیر است. مورتیلوس، رقیبی که به دست پلوپس کشته شد، نفرینی کرد که برای فرزندان پلوپس دردسر درست کرد. پسرانش آلکاتوس، آتروس و توئستس با قتل برادر ناتنیشان، خروسیپوس، که پسر وصلت پلوپس و یک ایزددخت بود، دورة خونینی را رقم زدند. بعد از این جنایت سه برادر از زادگاهشان، پیزا، گریختند؛ آلکاتوس به مگارا رفت ولی آتروس و توئستس در موکنای ماندند. آنجا آتروس پادشاه شد، اما توئستس یا بهعلت اینکه با حق آتروس برای حکومت میجنگید و یا آئروپه، همسر آتروس، را اغفال میکرد، از موکنای بیرون رانده شد. توئستس برای انتقام گرفتن، پلستنس (پسر آتروس را که بهعنوان پسر خودش بزرگ کرده بود) برای کشتن آتروس فرستاد، اما پدر که پسرش را نشناخته بود، وی را کشت.وقتی آتروس به هویت پسر خود پی برد، توئستس را در ظاهر به نشانه آشتی و صلح به موکنای فرا خواند. آتروس در مهمانی به انتقام مرگ پلستنس با گوشت پسر (یا پسران) خود توئستس، که خود آنها را کشته بود، وی را مورد مهماننوازی قرار داد. توئستس با ترس به سیکیون میگریزد. آنجا دختر خودش، پلوپیا، را به امید داشتن یک پسر بیشتر برای انتقام گرفتن باردار میکند. به دنبال آن آتروس با پلوپیا ازدواج میکند و پس از آن او آیگیستوس را به دنیا میآورد. آتروس گمان میکرد که این بچه خود اوست، اما در واقع او پسر توئستس بود.بعداً آگاممنون و منلائوس – پسران آتروس و آئروپه – توئستس را پیدا و او را در موکنای زندانی میکنند. آیگیستوس برای کشتن توئستس فرستاده شده بود، اما آنها بهعلت شمشیری که پلوپیا از پدر گرفته بود و به پسر داده بود، یکدیگر را میشناسند. پدر و پسر آتروس را میکشند و تخت سلطنت را میگیرند و آگاممنون و منلائوس را از کشور بیرون میکنند.
فریدالدین (محمد بن ابراهیم)، فریدالدین ابوحامد محمد نیز نامیده میشود (ت. 1142، نیشابور [اکنون ایران]- و. 1220، مکه [اکنون در عربستان سعودی]) شاعر ایرانی که یکی از بزرگترین نویسندگان و اندیشمندان عرفان اسلامی بود و حداقل 4500 بیت و تعداد زیادی آثار برجستة مثنور دارد. عطار در جوانی بسیار زیاد سفر کرد و از مصر، سوریه، حجاز (عربستان سعودی کنونی)، هند و آسیای مرکزی دیدن کرد. او بالأخره در زادگاهش، نیشابور، در شمال شرقی ایران مقیم شد. در آنجا، بیشتر سالها را به جمعآوری اشعار و گفتارهای صوفیان مشهور (عارفان مسلمان) گذراند. در مورد جزئیات صحیح زندگی و مرگ او و همچنین اصالت تعدادی از آثار منسوب به او بین دانشمندان، اختلافنظر بسیاری وجود دارد. مهمترین اثر معروف او «منطق الطیر» (The Conference of the Bird) است، شعری تمثیلی که جستجوی پرندگان (یعنی، اهل تصوف) برای یافتن سیمرغ افسانهای، یا ققنوس - که میخواهند او را پادشاه خودشان کنند (یعنی، خداوند)- را شرح میدهد. «الهینامه» (Book of God) و «مصیبتنامه»(Book of Affliction) است، که هر دو تمثیلاتی عارفانه و از نظر ساختار و فرم شبیه به منطقالطیر است؛ «دیوان» (Collected Poems)؛ و اثر مشهور منثور، «تذکرةالاولیا»، که منبع ارزشمند و گرانبهایی از اطلاعات در مورد اولین صوفیان است (خلاصهای از این اثر با نام Muslim Saints and Mysticsبه انگلیسی ترجمه شده است)، از دیگر آثار مهم این شاعر پرکار است.آرای عطار، موضوعات ادبی، و سبک او بهشدت ادبیات فارسی و ادبیات ملل اسلامی دیگر را تحت تأثیر قرار داده است.
پر دانیئل آمادئوس (ت. 19 ژانویه 1790، آسبو، سوئد- و. 21 جولای 1855، استکهلم) شاعر و مورخ ادبی که رهبر جنبش رمانتیک سوئد بود. آتربوم، بههنگامیکه دانشجوی اوپسالا بود، با برخی دوستانش انجمن میوزیز آمیچی (Musis Amici, 1807) را بنیاد نهاد (که در 1808 به آورورافورباندت Aurora förbundet) تغییر نام داد. او، که مقالاتش در گاهنامه این گروه با نام Phosphorus و درSvensk Literatur(«اخبار ادبی سوئد») چاپ میشد، یکی از شاعران و مقالهنویسان برجستة مکتب جدید نویسندگان سوئدی شد.بزرگترین اثر شعری وی نمایشنامه افسانه پریان «جزیره مقدس» (Lycksalighetens ö, 1824-27) در دو جلد بود، که در سطح عام، موضوع آن در ارتباط با پادشاه آستولف بود که قلمرو پادشاهی شمالی خود را بهعلت وسوسههای نفسانی رها کرده بود. این اثر بهصورت نمادین، قدرت اغفالکننده تخیل را در تاریخچه شعر نشان میدهد. آثار دیگر وی عبارتانداز: «گلها» (Blommorna, 1812)، مجموعهای از اشعار که زندگی ابدی ورای مرگ را به تصویر میکشد؛ اثر ناتمام «پرنده آبی» (Fagel bla, 1814)؛ و «شاعران و پیامبران سوئدی» (Svenska siare och skalder, 1841-55)، اثری ششجلدی که سبک و ماهیت علمی آن، کاملاً متمایز است و بهجهت نوشتن این اثر، آتربوم در ردیف اولین مورخ ادبی بزرگ سوئد قرار گرفت. این اثر منعکسکننده قدردانی کامل از نوشتههای او در دوران جوانیاش است.
تیتوس پومپونیوس (ت.109ق.م، روم- و. 32 ق.م) سوارهکار سپهسالار (رومی)، عیاش و شیفته نامهنگاری که بیشتر بهدلیل ارتباط با معلمش سیسرو، شناخته شده است. با نام تیتوس پومپونیوس متولد شد؛ بهعلت سکونت طولانیمدت در آتن (65-88 ق.م) و آشنایی زیاد با ادبیات و زبان یونان، نام اتیکوس به وی داده شد؛ او نام کوئینتوس کایکیلیوس پومپونیانوس را، هنگامی که عموی ثروتمندش -کوئینتوس کایکیلیوس- در 58 فوت کرد، بر خود نهاد. پومپونیانوس در 88 به آتن رفت تا از جنگ داخلی فرار کند. او زندگی آرامی داشت و خود را وقف مطالعه و علائق تجاریاش کرده بود. در بازگشت به روم از زندگی سیاسی کنارهگیری کرد. سیسرو دوست صمیمی او بود که مکاتبه و ارتباط با او سالهای زیادی ادامه داشت.هیچیک از نوشتههای اتیکوس موجود نیست، اگرچه او در یونان، تاریخی از کنسولگری سیسرو را نوشت، که کتاب تاریخی مشتمل بر تاریخ روم از پیدایش تا 54 قبل از میلاد است، اما مهمترین اثر وی ویرایش نامههایی بود که سیسرو به او مینوشت.
تخلص او فِلَجلوم دِیی (لاتین: «غضب خداوند»)، اتسل نیزنامیدهمیشود، آتلی یا اتیلای از هون (و. 453) پادشاه هونها از 434 تا 453 (با برادر بزرگتر خودش بِلِدا با هم تا 445 حکومت کردند). او یکی از بزرگترین فرمانروایان بربر بود که با پدرش به ایالتهای بالکان جنوبی و یونان و سپس سرزمین گول و ایتالیا و به امپراتوری روم حمله کرد. در افسانهها او با نام اتسل در «سرود نیبلونگها» (Nibelungenlied) و یا نام آتلی در داستانهای بلند ایسلندی ظاهر میشود.
بهصورتAtysنیز نوشته میشود. همراه اسطورهای جدّه خدایان. اتیس، همچون جدّه، احتمالاً مختص ادبیات آسیای صغیر بود که پس از حمله فروگیان به آنجا بهوسیلة آنها با شخصیتی افسانهای در اسطورههای آنان آمیخته شد که اتیس نام گرفت. از نظر فروگیانها، اتیس جوان زیبایی بود که از نانا، دختر رودخانه سانگاریوس، و اگدیستیسِ دوجنسی متولد شد. اگدیستیس، که شیفته اتیس میشود، با شوریدگی و هیجان به او، که در شرف ازدواج کردن بود، حمله میکند، اما اتیس خود را عقیم میکند و میمیرد. اگدیستیس با پشیمانی از زئوس، مصرّانه درخواست میکند تا بپذیرد که پیکر بیجان و جوان اتیس هرگز از بین نرود. روایتهای دیگری نیز وجود دارد، امّا همه آنها موضوع خوداختگی اتیس را بهعنوان یکی از موارد اساسی داستان حفظ کردهاند.اتیس اساساً ایزدگیاه بود و در اخته کردن خویش، مرگ و احیای میوههای درختان را تداعی میکند که در زمستان میمیرند تنها برای اینکه دوباره در بهار زنده شوند.
مارگرت (الینر) (ت. 18 نوامبر 1939، اوتاوا، آنتریو، کانادا) شاعر و رماننویس و منتقد کانادایی که بهسبب وطنپرستی و نگاه فمینیستیاش مشهور است.اتوود به دانشگاه تورنتو رفت و در 1961 از آنجا مدرک کارشناسی گرفت و سپس به کالج ردکلیف کیمبریج در مساچوستس رفت و در 1962 کارشناسی ارشد گرفت و تحصیلاتش را در دانشگاه هاروارد در سالهای 63-1962 و سپس در 67-1965 ادامه داد. بعداً او در چندین دانشگاه کانادا، ادبیات تدریس کرد. وی در نوزده سالگی شاعری بود که آثار منتشر شده داشت. اولین کتاب شعرش به نام «پرسیفون دوگانه»(Double Persephone, 1961) در 1961 منتشر شد. مجموعة دیگرش به نام «دوربازی» (The Circle Game, 1964) (انتشار 1964 و تجدید چاپ 1966) در 1966 لوح افتخار فرماندار کل کانادا را بهدست آورد. مارگرت در این آثار و آثار شعری دیگرش، بر رفتار انسانی تأکید، دنیای طبیعی را ستایش و ماتریالیسم را محکوم میکند. در یکی از کتابهای شعرش به نام «سیاست قدرت» (Power Politics, 1971) استفاده از قدرت در روابط فردی را بررسی میکند.وی همچنین تعدادی رمان نوشته که اولین آن، «بانوی دوستداشتنی» (The Edible Woman, 1969)، نخستین رسالة فمینیستی وی بود. او با طنز گزندة ناشی از هوش سرشارش به استفاده از رمانهای خود بهمثابه ابزاری برای نقد و بررسی رابطه خود با اطرافیان و جهان پیرامون خویش میپردازد. «بروز» (Surfacing, 1972)؛ «بانوی غیبگو» (Lady Oracle, 1976)؛ «زندگی قبل از مرد» (Life Before Man, 1979)؛ «آسیب بدنی» (Bodily Harm, 1981)؛ «قصه مستخدمه» (The Handmaid's Tale, 1986/ برندة جایزه فرماندار کل در 1986)؛ «چشم گربه» (Cat's Eye, 1988)؛ «عروس دزد» (The Robber Bride, 1993) از آثار متأخر اوست. او همچنین چند داستان کوتاه مانند «تخم ریشآبی» (Bluebeard's Egg, 1983)؛ نثری انتقادی مثل «بقا» (Survival, 1972) و«کلمات دوم» (Second Words, 1982)؛ و چندین کتاب برای بچّهها نوشته است.
[فرانسوی، در اصل از پروواسنی قدیم albada، مشتق از alba به معنی پگاه] آواز صبحگاهی نیزنامیده میشود. 1- آواز یا شعر سلام صبحگاهی. 2- آواز عشق صبحگاهی، یا بهطور تخصصیتر، آواز یا شعر وداع عاشقان در سپیدهدم. نک TAGELIED؛ ALBA
فرانسوا اِدِلَن، آبه دِ (ت. 4 آگوست 1604، پاریس، فرانسه– و. 25 جولای 1676، نمور) نمایشنامهنویس، منتقد و همکار کاردینال دُ ریشلیو سیاستمدار، کسی که بر سبک نویسندگی قرن هفدهم فرانسه تأثیر گذاشت و از معیارهای نمایشی براساس اصول کلاسیک حمایت کرد.اوبینیاک گرچه بهعنوان وکیل حقوقی آموزش دیده بود، ولی بهزودی به جانب کلیسای کاتولیک روی آورد و معلم خصوصی نوة ریشلیو شد. او با تشویق کاردینال ریشلیو، چندین تراژدی منثور نوشت که سه مورد آن تا امروز باقی مانده است: «دوشیزه» (Cyminde, 1642)، «مستخدم اورلئان»(La Pucelle d'Orléans, 1642)، و «زنوبی» (Zénobie, 1647). نوشتههای جدی وی شامل چهار مقاله نقد در مورد نمایشهای پیئر کورنی و چند تفسیر و توضیح نقدی است.اثر مهم وی، «هنر اجرای روی صحنه» (La Pratique du théâtre, 1657)، را ریشلیو سفارش داده بود و براساس این اندیشه طراحی شده بود که وقایع صحنه نمایش باید برای تماشاچیان باورپذیر باشند. اوبینیاک در بین ملاحظات دیگر مطرح میکند که مضمون اصلی نمایشنامه باید تا حد امکان با نقطه اوج داستان همزمان باشد که تماشاچیان مجبور نباشد (برای فهم آن) تغییر در صحنه و شخصیتهای نمایش را تجسم کنند و اینکه تعداد بازیگران باید محدود باشد تا سردرگمی و آشفتگی در نمایش وجود نداشته باشد. اگرچه این نمایشنامه طرفداران چندانی نیافت، اما احتمالاً عاملی در شکلگیری ذائقه کلاسیک فرانسوی بود که در کارهای کورنی و ژان راسین بهکار گرفته شد.
تئودور- اگریپا دو (ت. 8 فوریه 1552، پونز فرانسه- و. 29 آوریل 1630، ژنو، [سوئیس]) شاعر برجسته اواخر قرن شانزدهم و فرمانده مشهور اوگنو، جدلی و مورخ زمان خود. بعد از تحصیل در پاریس، اورلئان، ژنو و لیون به نیروهای اوگنو پیوست و در تمام مدت جنگهای مذهبی در میدان نبرد و در شوراهای مذهبی خدمت میکرد. او بعداً از گروه برادران اوگنو جدا شد و در 1620 به ژنو رفت و تا زمان مرگش در آنجا ماند.در میان آثار منثور اوبینیه شرح و تفسیر وی در مورد زندگی و آداب و رسوم بهطور گستردهای در «ماجراهای بارون دو فانست» (Adventures du baron de Faeneste, 1617)مشاهده میشود. «تاریخ جهانی» (Histoire universelle) تاریخ دوره زمانی از 1553 تا 1602 با ضمیمهای است راجع به مرگ هنری چهارم (1610) است. ضمیمهای که میخواست داستان را تا ورای 1622 ببرد. این نوشته جذاب، شامل گزارشهای شاهدان عینی در بیشتر حوادث است.شعر مهم اوبینیه در هفت بند، به نام «غمنامهها» (Tragiques)، که در 1577 شروع شد (1616 منتشر شد)، عدالت خداوند را میستاید؛ این شعر گرایش به فرقهگرایی را نشان میدهد و از نظر کیفی ناموزون است، اما این ضعفها با قطعاتی با قدرت شعری بسیار بالا جبران شده است. تحقیقات جدید در زمینه ادبیات باروک، علاقه به اشعار اوبینیه را با مضمون عشق و شور جوانی احیا کرده است. این اشعار در مجموعهای به نام «بهار» (Printemps, 1570-73) جمعآوری شده ولی منتشر نشده است. در این اشعار، شخصیتهای قراردادی و واژههای برگرفته از آثار پترارک، به سبکی کاملاً شخصی و مشحون از طنین تراژیک حاصل از نیروی تخیل و وهم عاشقانه خاص اوبینیه، بهکار گرفته شده است.
جان (ت. 12 مارس 1626، ایستن پیرسی، ویلتشر، انگلیس- و. ژوئن 1697، آکسفورد) باستانشناس و نویسندهای که بیشتر بهجهت به تصویر کشیدن زندگینامههای واضح، کامل و گاهی اوقات نیشدار معاصرانش شهرت پیدا کرد. او در کالج ترینیتی دانشگاه آکسفورد تحصیل کرد و در میدل تمپل لندن حقوق خواند. در ابتدا علاقهاش را به باستانشناسی و عتیقه با توجه به سنگهای دوره ماقبل تاریخ در ایوبریِ ویلتشر نشان داد. او در 1663 بهعنوان عضو انجمن سلطنتی انتخاب شد. اوبری در 1667 انتونی اِی. وود، مورخ و باستانشناس، را ملاقات کرد و جمعآوری موضوعاتی برای طرح وود به نام Athenae Oxonienses و فرهنگ شرح احوال نویسندگان و کشیشان آکسفورد را شروع کرد. او همچنین به جمعآوری عتیقهها ادامه داد. «گزیدهها» (Miscellanies, 1696)، مجموعه داستانی از تجسمها و علایقش بود، که تنها اثری بود که در زمان حیاتش منتشر شد. زندگینامه او اولینبار با عنوان «زندگی مردان بزرگ» (Lives of Eminent Men, 1813) منتشر شد. با وجود این، دستنویسهای خودنگاشت اوبری در «زندگیهای مختصر» (دوجلدی، 1898؛ ویراستة اندرو کلارک،Brief Lives) به شکل نهایی چاپ شد. کتاب «زندگیها»ی (Lives) اوبری براساس مشاهدات و شایعاتی است که به تصاویر زیبا آراسته شده و جزئیاتی را نشان میدهد که برای نسلهای بعدی جذابیت دارد.
«افسانه آهنگین» (chantefable) فرانسوی در اوایل قرن سیزدهم (داستانی به نظم که بخش نظم آن با آواز و بخش نثر آن با دکلمه اجرا میشود) که در نسخهای خطی در کتابخانه ملی فرانسه نگهداری میگردد. اوکاسنه، «که همة ویژگیهای خوب انسانی را در خود دارد»، پسر کنت بوکر است که عاشق نیکوله، یک اسیر شرقیون، میشود که بعداً مسیحی شد. دو عاشق زندانی میشوند، اما تصمیم به فرار میگیرند و پس از فرازونشیبهای بسیاری (از جمله فرار، دستگیری و گرفتاری در کشتی توفانزده) میتوانند با یکدیگر ازدواج کنند. این موضوع همچنین در داستان عشقی دیگری باعنوان«گلهای بلانشفلور»(Floire Et Blancheflor) نیز مشاهده میشود و گفته میشود که اوکاسنه و نیکوله نیز مثل این اثر، خصوصیات و ویژگیهای آثار ادبی مناطق شمال افریقا و منابع یونانی- بیزانسی را در خود دارد.این امکان وجود دارد نویسنده این افسانة آهنگین، نقّالی حرفهای از منطقه شمال شرقی فرانسه بوده باشد، که اثر با لهجة محلی همان نقال نوشته شده است. نویسنده با توصیف تدبیر و کاردانی کامل نیکوله هم حماسه و هم رمانس را به سخره میگیرد درحالیکه اوکاسنه تنها عاشقی دلسوخته، فاقد هرگونه خلاقیت، فرزندی ناسپاس برای پدر و مادر خویش است و باید به او رشوه داده شود تا وظایفش را در قامت شوالیه انجام دهد و از میراث خود با پریشانی خیال، تا زمان مرگش دفاع کند. او همچنین ترجیح میدهد با نیکوله و جمع شادی از گناهکاران به جهنم برود تا اینکه همراه با کشیشان و افراد بیدستوپا به بهشت برود. این اثر به میزان کافی اهمیت داشت که در یک دزدی ادبی در «کلارس و فلوران» (Clarisse et Florent)، ادامة آوازهای نمایشی هون دو بوردو در قرن سیزدهم، مورد استفاده قرار گیرد.
لوئیز (استنتن) (ت. 27 سپتامبر 1917، لورنس، نیویورک، ایالات متحده) رماننویس، نویسنده داستان کوتاه و منتقد امریکایی که بهعلت نوشتن رمانهایی راجع به شیوه زیست طبقات بالای شهر نیویورک در دنیای معاصر مشهور شد.اوکینکلوس در دانشگاه ییل از 1935 تا 1939 تحصیل کرد و از دانشگاه حقوق ویرجینیا در 1941 فارغالتحصیل شد. در همان سال، در مقام وکالت ایالت نیویورک پذیرفته شد و زندگی حرفهای و حقوقی خود را شروع کرد که تا 1984 به طول انجامید.اوکینکلوس برای اولین رمان خود، «کودکان بیاعتنا» (The Indifferent Children, 1947)، از اسم مستعار اندرو لی استفاده کرد. بهعلت وضوح و شفافیت سبکی و مهارت در شخصیتپردازی، وی داستاننویسی پرکار و فعال در نگارش زندگینامه اعضای مرفه هیئتمدیرهها و ساکنان عمارات بلند شد. علایق او در جایگاه رماننویس کاملاً اختصاصی برای این دنیا خیلی افراطی نبود و توطئهها و دسیسههای ساکنان آن را دربر نمیگرفت و محدودیتهای شخصی بر آن حاکم بود.از جمله بهترین رمانهای او میتوان «خانه پنج آدم مستعد» (The House of Five Talents, 1960) و «نقاشی در عمارت بزرگ قهوهای» (Portrait in Brownstone, 1962) را نام برد که روابط خانوادگی را در طول یک دوره زمانی بررسی میکند. بقیه از جمله: «پیشوای جاستین» (The Rector of Justin, 1964) و «دفتر خاطرات روزانة جوان تازه به دوران رسیده» (Dairy of a Yuppie, 1987) مطالعه یک شخص و یا بهعبارتی فردی است که غالباً از دیدگاههای مختلف بررسی میشود. اوکینکلوس بهطور مکرر در جمعآوری داستانهای کوتاه از پیوندهای موضوعی یا جغرافیایی استفاده میکند. «داستانهای منهتن» (Tales of Manhattan, 1967) و «جزیره خشک» (Skinny Island, 1987) برای مثال، دربرگیرنده داستانهایی است که محل وقوع آنها منهتن است. علاوهبر داستانهایش، اوکینکلوس چندین اثر منتقدانه بر ایدیت وُرتن و هنری جیمز، در میان دیگر نویسندگان، داشت.
دابلیو. ایچ، نام کامل او ویستن هیو (ت. 21 فوریه 1907، یورک، یورکشر، انگلیس-و. 29 سپتامبر 1973، وین، اتریش) شاعر و ادیب متولد انگلیس که شهرت اولیهاش را در دهة 1930 بهدست آورد.اُدن بیشتر در محیطی آنگلو- کاتولیک و علمی بزرگ شد تا محیطی ادبی. در تحصیل، الگوی مرسوم فرزندان طبقه متوسط و بالای جامعه را دنبال کرد. در 1924 اولین شعرش در Public School Verse منتشر شد. سال بعد وارد دانشگاه آکسفورد (کرایست چِرچ) شد. آنجا تأثیر زیادی بر عدهای از روشنفکران ادبی همچون سی. دِی– لوئیس، لوئیس مکنیس و استیون اسپندر گذاشت که اولین مجموعه شعر اُدن را در 1928 بهصورت دستی چاپ کردند. او، پس از فراغت از تحصیل از دانشگاه آکسفورد در 1928، یک سال در برلین زندگی کرد و پنج سال بعد را در اسکاتلند و انگلستان معلمی کرد.اُدن در «مجموعه شعرهای کوتاهتر» (Collected Shorter Poems, 1927-1957) سیر زندگیاش را به چهار دوره تقسیم میکند: اولین دوره از 1927 تا اثر «واعظان» (The Orators, 1932) به طول میانجامد. «لالبازی» (Paid on Both Sides) بهترین نمونة این دوره است که به تثبیت اعتبار اُدن در 1930 کمک میکند. در همین دوران است که با کریستوفر ایشِروود برای نگارش سه نمایشنامه منظوم از جمله «صعود اف 6» (The Ascent of F6)، همکاری میکند.او در دورة دوم، 1938- 1933، قهرمان چپ است. درعینحال که آفتهای جامعة سرمایهداری را آشکار میسازد، نسبت به ظهور نظام استبدادی هشدار میدهد. در کتاب «نگاه کن، غریبه!» (Look, Stranger!, 1936 / نام امریکایی آن: «بر روی این جزیره»)، شعرهایش در بافت شعری، علنیتر و برای عموم قابل فهمتر میشود. در این دوره همچنین شاهد نگارش تعدادی نمایشنامة تجربی و غیربازاری؛ تعدادی شرح بر فیلمهای مستند از جمله فیلمهای کلاسیک در این ژانر به نام «نامة شب» (Night Mail, 1936)؛ تعداد زیادی مقاله و معرفی و مرور کتاب؛ و سفرنامه هستیم.سومین دورة زندگی اُدن، 1946-1939، تغییرات تعیینکنندهای را در زندگی و دورنمای مذهبی و روشنفکری او بازمیتاباند. «بار دیگر» (Another Time, 1940) دربردارندة تعدادی از بهترین ترانهها و شعرهای باب روز او از جمله: «موزة هنرهای زیبا» (Musée Des Beaux Arts) و «اول سپتامبر 1939»(September 1, 1939)، است. «مرد دو چهره» (The Double Man, 1941 /نام انگلیسی آن:«نامة سال نو») اعتقاد او به حداقلهای اندیشه مسیحی را نشان میدهد. باورها و نگرشهای اُدن که شالودة همة آثار او را پس از 1940 تشکیل میدهد، در سه شعر بلند تعریف میشوند: باورهای مذهبی در اوراتوریو برای کریسمس در «برای همین لحظه» (For the Time Being, 1944)؛ نگرشهای زیباییشناختی در «دریا و آینه» (The sea and the Mirror) و نگرشهای اجتماعی– روانشناختی در «عصر اضطراب» (Age of Anxiety, 1947)، شعر کوتاه شبانی پرنقشونگاری که در 1948 جایزة پولیتز را نصیب او کرد. اُدن از آن پس دیگر شعر بلندی نسرود.در دورة چهارم، که در 1948 آغاز شد، اُدن مجموعههای «سپر آخیلس» (The Shield of Achilles, 1955)، «ادای احترام به کلایو» (Homage to Clio,1965)، «دربارة خانه» (About the House, 1960)، و «شهر بدون دیوار» (City Without Walls, 1969) را منتشر کرد. او همچنین به همراه چستر کالمَن، شاعر امریکایی، که بیش از 20 سال با اُدن زندگی کرد، چندین متن اپرا را به ویژه «پیشرفت شنکش» (The Rake's Progress, 1951) برای ایگور استراوینسکی؛ «مرثیه برای عشاق جوان» (Elegy for Young Lovers, 1961) و «بازندگان» (The Bassarids, 1966) برای هانس ورنبر هنتس؛ «گمشدة کار عشق» (Lovés Labour's Lost) برای نیکولس نباکوف نوشت. او همچنین نقدهایی نیز نوشت، در مقام سردبیر نشریه کار کرد و به ترجمه شعر، بهویژه «مجموعه شعر سنت جان پرس» (The Collected Poems of St. John Perse, 1972)، دست زد.
ژاک (ت. 25 مارس 1899، آنتیب، فرانسه- و. 10 جولای 1965، پاریس) نمایشنامهنویس، شاعر و رماننویس فرانسوی که مبالغه و گزافگویی زبان و وزن و آهنگ آثارش، تأثیر نمادگرایی و فراواقعگرایی را نشان میدهد.اودیبرتی کار نوشتن را با روزنامهنگاری شروع کرد. او در 1925 برای همکاری با JournalLe و Le Petit Parisien به پاریس نقل مکان کرد. تحتتأثیر نظریههای آنتونن آرتو، نمایشهایش را بهعنوان بررسی و مطالعه برخورد و اختلاف میان کفر و مسیحیت و حضور شیطان در زندگی روزمره نوشت.در میان مشهورترین آثار اودیبرتی این آثار دیده میشود: نمایشهای «کوا- کوا» (Quoat-Quoat, 1946)، که دربارة مسافر جوانی در یک کشتی فرانسوی عازمِ مکزیک است که مرگ را انتخاب میکند تا اینکه هویتش را از دست بدهد؛«شرارت جزیی»(Le Mal court, 1947)، که در فضای قصههای پریان قرن هجدهم قرار میگیرد؛ و «شاهین» (Hobereaute, 1956)، کهحملهای به دین است. «نژاد انسانها» (Race des hommes, 1937) و «خروارها بذر» (Des tonnes de semence, 1941) از جمله مجموعه شعرهای اوست. او پانزده رمان نیز نوشت.
برتولت (ت. 28 فوریه 1812، نورتشتین، نزدیک هورب، ووتمبرک [آلمان]-و. 8 فوریه 1882، کان، فرانسه) رماننویس آلمانی که بیشتر بهسبب داستانهایش دربارة زندگی روستایی معروف است.بعد از تحصیل ادبیات عبری و فلسفه، زمانیکه خود را برای خاخامی آماده میکرد، با مطالعه اثری از فیلسوف آلمانی، بندیکت دِ اسپینوزا، آن را برای پرداختن به ادبیات رها کرد. زندگی اسپینوزا مبنای اولین رمان (1837) وی را تشکیل داد. در 1841، ترجمه آثار اسپینوزا را منتشر کرد. در 1843، به انتشار «داستانهای روستایی جنگل سیاه» (Schwarzwälder Dorfgeschichten) اقدام کرد. بعدها داستانهای دیگری را با همین موضوع منتشر کرد که از آن میان میتوان به آثاری همچون «پابرهنه کوچک» (Barfüssele, 1856) و «ادلوایس» (Edelweiss, 1861) اشاره کرد. این آثار تخیلی توانست مخاطبان زیادی به خود جلب کند و بسیاری از نویسندگان بعدی از این سبک پیروی کردند.
(ت. 9 نوامبر 1892، برلین، آلمان- و. 13 اکتبر 1957، والینگفورد، کانتیکات، ایالات متحده) معلم و محقق زبان و ادبیات رومیایی.وی پس از کسب درجه دکترا در زبانشناسی تاریخی و تطبیقی در دانشگاه گرایفسوالتِ آلمان در 1921، در سِمَت کتابدار کتابخانه دولتی آلمان مشغول بهکار شد و از 1927 تا 1947 استاد زبانشناسی رومیایی دانشگاه ماربورگ آلمان و دانشگاه دولتی ترکیه در استانبول بود. وی در 1947 عضو هیئت علمی دانشگاه ییل شد. بهترین اثر او «میمسیس: نمایش واقعیت در ادبیات غربی» (Mimesis: Dargestellte Wirklichkeit in der abendländischen Literatur, 1946) بود که توصیفگر گسترش و توسعه ادبیات غرب براساس ویژگیهای تاریخی در هر دوره است.
Augeas or Augeias or Augias \'o-'jē-әs, o-'jē-әs\
در اسطورههای یونانی، یکی از پادشاهان ایپیها در اِلیس و پسر خدای خورشید، هلیوس. او ثروت عظیمی از احشام داشت و پادشاه ائوروستئوسبه قهرمان یونانی، هرکول، دستور داد که همة اسطبلهای اُجیئس را بهتنهایی و در یک روز نظافت کند. او نیز این کار را با منحرف کردن مسیر رودخانه آلفیوس به داخل آنها انجام داد.
امیل، نام کامل او گیّوم- ویکتور- امیل اوژیه (ت. 17 سپتامبر 1820، والانس، فرانسه-و. 25 اکتبر 1889، کروئاسی– سور- سن) نمایشنامهنویس محبوبی که کمدیهایی درباره فضایل و محسنات زندگی طبقه متوسط در امپراتوری روم نوشت. وی با الکساندر دومای پسر و ویکتورین ساردو بر صحنه نمایش فرانسه حاکم بودند.نمایشنامه منظوم «گابریل» (Gabrielle, 1849) اثر اوژیه، با هدف تعلیم و آموزش، عقیده رمانتیک در حق الهی عشق را مورد حمله قرار میدهد، درحالیکه اثر دیگر وی «ازدواج المپیا» (Le Mariage d'Olympe, 1855) با اندیشه بازپروری زنان روسپی از طریق عشق، آنگونه که در «بانوی کاملیا» (La Dame aux Camélias) اثر دوما آمده است، مخالفت میکند. اوژیه، در هیئت اخلاقگرایی متعصب و طرفدار سرسخت ازدواج، زنا را در «ماده شیران بیچاره» (Les Lionnes Pauvres, 1858) به طنز میگیرد و ریشه تمام پلیدیها را در حرص و طمع میبیند. معروفترین نمایشنامه وی «داماد آقای پواریه» (Le Gendre de Monsieur Poirier, 1854)، که با همکاری ژول ساندو به تحریر درآمد، به موضوع تغییر جایگاه طبقه متوسط تازه بهدوران رسیده با نجیبزادگانی که اموالشان مصادره شده است میپردازد.
یکی از برجستهترین دورهها در تاریخ ادبیات لاتین، تقریباً از 43 ق. م تا 18 م، که همراه با دوره پیشین سیسرونی، عصر طلایی ادبیات لاتین را تشکیل میدهد. این عصر، که مشخصه اصلی آن صلح ادبی و پیشرفت بود، به بالاترین بیان ادبی در شعر و ایجاد نظمی ظریف و پیچیده دست یافت که بهطور کلی مخاطب آن افراد هنرمند و یا امپراتور اوگوستوس بود و موضوعاتی چون میهنپرستی، عشق و طبیعت را دربر میگرفت. فقط در یک دهه، یعنی از 29 تا 19 ق.م، شاهد انتشار «زراعیات» (Georgics) و اتمام نگارش «انهئید»(Aeneid) اثر ویرژیل؛ انتشار کتاب یک تا سه «قصاید» (Odes)، کتاب اولِ «اپیستل» (Epistles) اثر هوراس؛ «مراثی» (کتاب اول تا سوم) اثر سکستوس پروپرتیوس؛ و کتاب اول و دوم مراثی تیبولوس بود. همچنین در طول آن ده سال، لیوی کتاب تاریخ بزرگ روم و مورخی دیگر به نام پولیو کتاب تاریخ مهم، اما گمشدة وقایع روزگارش را نگاشت. اووید آخرین نویسنده بزرگ عصر طلایی است. مرگ وی در تبعید در 17 م پایانی برای این دوره بود.نام عصر اوگستن در اثر گسترش آن برای دوره «کلاسیک» ادبیات هر ملتی خصوصاً تا قرن هجدهم در انگلستان و بعضاً تا قرن هفدهم در فرانسه بهکار برده میشود. برخی منتقدان ترجیح میدهند که عصر انگلیسی اوگستن را به دوره سلطنت ملکه اَن (14-1702)، هنگامی که نویسندگانی چون الگزندر پوپ، جوزف ادیسن، سر ریچارد استیل، جان گِی و متیو پرایر به شکوفایی رسیدند، محدود کنند. با وجود این، دیگران این عصر را به زمانی عقبتر یعنی عصر جان درایدن و یا عصر جلوتر، زمان سمیوئل جانسن نسبت میدهند.
لاتین آنHistoria Augusta. مجموعهای از زندگینامههای امپراتوران روم (اوگستی) از هادریان تا نومریان (284-117)، که منبع مهمی برای تاریخ امپراتوری روم محسوب میشود.این اثر بهشکل موجود آن ناقص است (احتمالاً در ابتدا با یکی از پیشینیان هادریان، نروا یا ترایان شروع شده است) و عنوان اصلی آن مشخص نیست. مؤلف و تاریخ تألیف آن نیز جای بحث دارد. نام شش نویسنده از اوایل قرن چهارم در دستنویس آن موجود است، اما برخی محققان آن را نادرست میدانند و معتقدند که تاریخ در اواخر قرن چهارم نوشته شده است. دیدگاه کتاب بهطور آگاهانه بر پایه بتپرستی و کفر است و نویسنده یا نویسندگان شاید تلاش کردهاند تا تسلط و نفوذ رو به رشد مسیحیت را خنثی و سرکوب نمایند.گفته میشود اولین بخش کار از هادریان تا کاراکالا براساس منابع موثق و معتبر است و ارزش تاریخی زیادی دارد، درحالیکه بقیه آن کلاً، کمتر قابل اعتماد است.
سنت، سنت اگستین هیپو نیز نامیده میشود. املای آن بهصورتAugustin هم نوشته میشود. نام لاتینی اصل آن اوریلیوس اگوستینوس بوده است. (ت.13 نوامبر 345 م، تگاسته، نومیدیا [اکنون در الجزایر]- و.28 آگوست 430، منطقه هیپو [نزدیک آنابای امروزی، الجزایر]) اسقف هیپو در بخش رومی افریقا از 396 تا 430 و از نخستین خداشناسان مسیحی کلیسای غربی. شناختهشدهترین آثار وی«اعترافات»(Confessiones) و «شهر خدا»(De civitate Dei)هستند.اگستین داستان دوران جوانی آشفته و ناآرام خود و تغییرش را در اعترافات نقل کرده است. اگرچه مادرش، مونیکا، یک مسیحی پارسا بود، اگستین در دوران کودکی تعمید نشد. هنگامیکه دانشجوی نوزده سالهای در شهر کارتاژ بود، رساله سیسرو را خواند و همین سبب هدایت وی به سمت فلسفه شد. حدود بیستوهشت سالگی به روم و سپس به میلان رفت و در آنجا اسقف اَمبروز را ملاقات کرد. در 386 به مسیحیت روی آورد و در 387 آمبروز وی را تعمید داد.اگستین در 391، درحالیکه کشیش شده بود، به افریقا بازگشت و در 396 اسقف هیپو شد. او بهعنوان پیشوای روحانی، معلم، واعظ و قاضی خدمت کرد. وی مطالب بسیار زیادی خصوصاً در زمینه مباحثه با گروههای کفرآمیز (مانویها، دوناتیستها و پلاجینها) و تفسیر کتاب مقدس نوشت.
رمان تاریخی اثر آلکساندر سلژنیتسین، که در 1971 با نامAvgust chetyrnadtsatogo در پاریس منتشر شد. نسخه مشروح آن، که تقریباً دو برابر شده، در 1983 منتشر شد. رمان در ارتباط با پیروزی قاطع آلمان بر روسیه در درگیری نظامی ابتدایی جنگ جهانی اول با عنوان نبرد تاننبرگ است. این نبرد در دورهای سهروزه اتفاق میافتد. قالب این کتاب تحت تأثیر سبک حماسی در زمان محدود بود که ایجاب میکرد انتخاب شخصیتها در آن گسترده و مؤثر باشد. سلژنیتسین تلاش میکند تا بهوسیله تلمیحات مکرر و اغلب به همراه طنزهای طعنهآمیز به این امر دست یابد.
اولاو (ت. 21 ژانویه 1883، گودبرانسدالن، نروژ-و. 3 نوامبر 1929، گودبرانسدالن) شاعری بومی که شعرش در پذیرش و توسعه گویش نونورسک (ترکیبی از گویشهای روستایی نروژ) بهعنوان زبان ادبی نقش داشت. اوکروست در دبیرستان محلی، ابتدا معلم و بعد مدیر شد. او، که مردی جوان و دانشجویی علاقهمند و مشتاق به زبان گفتاری در مناطق روستایی بود، بهسبب تحقیق و بررسی گویشهای گودبرانسدالن، که کلیه اشعار خود را به آن زبانها سروده بود، از سوی دولت حمایت مالی برای تحقیق دریافت کرد. او اشعار خود را از داستانهای محلی، محیط طبیعی و زندگی بومیان روستایی منطقه خویش الهام میگرفت، به همین علت هرچند درباره موضوعات عام جهانی شعر میسرود، اما شاعری محلی محسوب میشد. شعر عارفانه «سنگچین یادبود بهشت» (Himmel varden, 1916) بهترین و مهمترین اثرش محسوب میشود.
ماری- کاترین لو ژومل دو بارنویل، کنتس (کُمتس) دو (ت. 51/1650، نزدیک اونفلور، فرانسه - و. 14 ژانویه 1705، پاریس) نویسنده قصههای پریان و رمانهای دسیسة دربار که دسیسههای شخصیاش با دسایسی که در کتابهایش توصیف میشوند متناسب بود. اندکی پس از ازدواج در قامت دختری جوان در 1666، به همراه مادرش و دو معشوقهشان توطئهای میکنند و همسر ماری را، که سرمایهداری میانسال است، متهم به خیانت بزرگی میکنند. وقتی نقشهشان به جایی نمیرسد، او مجبور میشود به مدت 15 سال خارج از کشور زندگی کند. به پاریس برمیگردد و در 1685 فعالیت ادبی خود را آغاز میکند. بهترین آثاری که از او به یاد مانده «قصههای پریان» (Contes de fées, 1697) و «داستانهای جدید، یا تخیل پریان» (Les Contes nouveax ou les fees à la mode, 1698) هستند که به شیوة قصههای پریان شارل پرو و سبک تمسخرآمیز خودش نوشته شده است. رمانهای شبهتاریخی او، که در سراسر اروپا معروف بودند، شامل «هیپولیتوس، اِرل داگلاس» (Hippolyte, comte de Douglas, 1690)؛ «خاطراتی از دربار اسپانیا» (Memoires de la cour d’Espagne, 1690)؛ و «سفرهایی به اسپانیا» (Relation du voyage d’Espagne, 1691) بودند. ترجمهای انگلیسی از آثار او از جمله قصههای پریانش در 1707 در چهار جلد منتشر شد. قصههای پریان او بارها تجدید چاپ شدهاند.
رمان کمدی، اثر ماریو بارگاس یوسا، که در 1977 با نامLa tía Julia y el escribidor منتشر شد. بارگاس یوسا از ابزارهایی همچون آوازهای ترکیبی، تناقض و طنز استفاده کرده تا فرایند خلاق نوشتن و رابطه آن با زندگی روزانه نویسندگان را بهخوبی نشان دهد.نیمی از این داستان زندگینامه خودنگاشت نویسندهای با ذوق به نام مریتو وارگوتاس است که عاشق ژولیا، خواهر زن مطلقه عموی خود لوشو، میشود. موفقیت مریتو در نویسندگی و رمانش در تضاد با سرنوشت پدرو کاماچو، شخصیت اصلیِ نیمة دیگر داستان، قرار میگیرد که نویسنده حرفهای اما رو به افول نمایشهای عامهپسند رادیویی است.
شخصیت داستانی، عمة تام سایر و قیم تام در رمان تام سایر اثر مارک توئین.عمه پالی، پیرزن خوشقلب و نسبتاً سادهای است که مسئولیت و سرپرستی تام و برادر ناتنی او، سید، را بهطور جدی برعهده دارد. عمه پالی بهشکل ناموفقی با روشهای مختلف، از جمله زدن با انگشتانهاش به سر تام، سرزنش کردن مکرر وی و خواندن آیات کتاب مقدس مذبوحانه تلاش میکند تام را مجبور کند که از کارهای خطرناک دست بردارد.
]واژه انگلیسی میانة آن aureate به معنی طلایی، شکوهمند، احتمالاً براساس واژة لاتینی auratus به معنی زراندود و aureus به معنی طلایی ساخته شده است [ شاخص آن سبکی است که تصنعی، مغلق و بهشدت تزئینی است که بیش از حد، از آرایشهای بلاغی استفاده میکند و اغلب واژگان و عبارات خارجی بهکار میبرد. این سبک عمدتاً با نویسندگان فرانسوی، انگلیسی، و اسکاتلندی قرن پانزدهم پیوند داشته است.
ایمیر نیز نامیده میشود. در اساطیر اسکاندیناوی، اورگلمیر بهعنوان اولین موجود غولآسا بود که وقتی یخ نیفلهایم با حرارت و گرمای موسپلهایم برخورد کرد، از قطرات آب بهوجود آمد. اورگلمیر پدر همه غولها بود که یک مؤنث و مذکر در زیر بازوهای او زندگی میکردند و پاهایش پسری با شش سر را بهوجود آورده بود. او از شیر گاوی به نام آدامبلا تغذیه میکرد. آدامبلا خودش با لیسیدن سنگهای پوشیده از شبنم یخزده و شور تغذیه میکرد. او سنگها را بهگونهای لیس میزد که در نهایت مجسمهای از یک مرد خلق شود. این مرد سنگی، پدربزرگ خدای بزرگ، اودین و برادران وی، بود. این خدایان بعداً اورگلمیر را کشتند و بدنش را در برهوت گینوگاگاپ قرار دادند. آنها زمین را از جسم و گوشت وی، دریاها و دریاچهها را از خون او، کوهها را از استخوانهایش، سنگها را از دندانها، آسمان را از جمجمه وی، و ابرها را از مغزش ساختند. مژههایش (یا ابروهایش) حصاری شد که دور میدگارد یا زمین میانی و خانه انسانها را احاطه کرد.
رمانی در قالب شعر سپید اثر الیزابت برت براونینگ، که در 1857 منتشر شد.این رمان از زوایه دید اول شخص، که یازده هزار سطر شعر دارد، کودکی و جوانی زن قهرمان داستان را در ایتالیا و انگلستان و خودآموزی وی در کتابخانة مخفی پدرش و موفقیت او در حرفة ادبیات را بازگو میکند. وی که در ابتدا پیشنهاد ازدواج از سوی رامنی لی نیکوکار را رد کرد، سرانجام با پافشاری این خواستگار وفادار و آرمانگرا به ازدواج با او رضایت داد، هرچند او آرمانگرایی خودش را در اثر تجربه تغییر داده بود. حرفه ارورا، فرضیات اجتماعی رامنی، همراه با پیرنگ این ملودرام در ارتباط با فحشای اجباری، مبیّن ملاحظات صریح نویسنده در اهمیت شعر، مسئولیتپذیری فردی در برابر جامعه و به بازی گرفتن و قربانی کردن است. اگرچه این اثر نوعی موفقیت بزرگ ملی بود، اما منتقدان ارورا لی را ستایش نکردند.
مرتبط با اوسونیا، نامی که در نظم لاتین و یونان باستان برای ایتالیا استفاده میشد. در سرمشقهای قدیمی در انگلیسی، اوسونیان بهعنوان جایگزین شعری برای «ایتالیایی» به کار میرفت.
دسیموس ماگنوس (ت. 310، بوردیگالا، گول، [امروزه بوردو، فرانسه]-و. حدود 395، بوردیگالا) شاعر لاتینی و عالم علم بدیع که تمایل وی توجه به مسائل استانی زادگاهش، گول، بود.اوسونیوس در مدرسه معروف بوردیگالا ابتدا بهعنوان معلم دستور زبان و سپس در جایگاه عالم علم بدیع مشغول تدریس شد. او همچنین بهطور خصوصی به امپراتور گراتیان تدریس مینمود که همین سبب ارتقای وی به مقام ریاست کنسولگری افریقا، ایتالیا و گول در 379 شد. پس از قتل گراتیان در 383، اوسونیوس برای مطالعه و نوشتن به سرزمین خود در گارون ریور بازگشت. سالهای آخر عمرش را بهکار دلخواه و تربیت شاگرد برجستهاش پائولینوس از نولا (اسقف و فرد مقدس و روحانی بعدی) اختصاص داد و زندگی بازنشستگی کشیشی را جایگزین ادبیات کرد و آن را کنار گذاشت. دفاع اوسونیوس و نامههای دردناک او به پائولینوس تا زمان مرگش ادامه داشت.اوسونیوس بهدلایل جزیی مجبور شد چند اثر را ناتمام باقی گذارد. از جمله این آثار «بازی هنر» (Technopaegnion)، مجموعه شعری که هر بیت آن به یک کلمه تکهجایی خاتمه مییابد، است. اوسونیوس زندگینامه خودنگاشت مفیدی به نام «پیشگفتارها» (Praefatiunculae)؛ «شعرهای کوتاه» (Eclogae)، نظمهایی راجع به نجوم و ستارهشناسی؛ «ترتیب شهرهای مهم» (Ordo nobilium urbium)؛ «نمایشنامه هفت حکیم» (Ludus septem sapientum)، اثری پیشرو در گونه نمایشنامة اخلاقی؛ و بسیاری از قطعات هجایی دیگر را از خود برجای گذاشت. شیفتگی و علاقه عاطفی وی به ارتباطات قدیمی در مجموعهای از اشعار وی در زمینه «اقوام و بستگان مرده» (Parentalia) و «پروفسورهای بوردیگالا» (Professores Burdigala) مشاهده میشود؛ این مجموعهها تصویرهای دلپذیری هستند که بهشکلی ارزشمند زندگی استان گالیک را به تصویر میکشند.
جین (ت. 16 دسامبر 1775، استیونتن، ایالت همشر، انگلستان- و. 18 جولای 1817، وینچستر، همشر) نویسندة انگلیسی که از رهگذر برداشتش از مردمان عادی در زندگی روزمره، برای اولینبار به رمان مشخصة جدیدش را عرضه داشت.اوستن دختر یک کشیش، دومین دختر و هفتمین فرزند خانوادهای هشتنفری بود. نزدیکترین همدم او خواهر بزرگترش، کاساندرا، بود. این دو خواهر فقط پنج سال آموزش رسمی داشتند، بعد از آن آموزش آنها در خانه ادامه یافت. جمع خانوادگی بامحبت و سرزنده و شبکه وسیع دوستان و بستگان، زمینة هیجانبخشی را برای نوشتههایش فراهم آورد. او در رمانهایش مالکان و روحانیونی از طبقه بالای کشور را به تصویر میکشید.اولین نوشتههایش متعلق به سال 1787 است. نمایشنامهها، اشعار، رمانهای کوتاه و نوشتههایی که عموماً طنزآمیزند و نیز داستانهای عاطفی از جملة این آثارند. حدود 1793-1794 اثر جدیترش را با عنوان «خانم سوزان» (Lady Susan) به رشتة تحریر درآورد؛ رمانی کوتاه در قالب نامهنگاری که تصویر زنی بود که در کنکاشهای ذهن و شخصیت توانمندش تا سرحد شکست اجتماعی پیش میرود.در 1801، پدر اوستن با همسر و دخترانش، برای اقامت به شهر بات رفتند و خانوادة او مدت هشت سال، زندگی در خانههای موقت و دیدار با بستگان در شهرهای بات، لندن، کلیفتون، واریکشر و نهایتاً ساوتمپتون را تجربه کردند؛ آنها پس از مرگ پدر در سال 1805 تا 1809 در ساوتمپتون اقامت گزیدند. هرچند نسخه خطی رمان «سوزان» (نورثنگر اَبی) (Northanger Abbey) در 1803 به ناشری به نام ریچارد کراسبی فروخته شد، ولی انتشار نیافت. در 1804، اوستن رمان «خانوادة واتسون» (Watsons) را شروع کرد، اما خیلی زود از آن دست کشید.سرانجام، در 1809، اوستن با مادر و خواهرش برای اقامت در یک خانة بزرگ روستایی به دهکدة چاوتون رفت. با تکیه برتوان تازهای که در آنجا یافت، دو کتاب «حس و حساسیت»(Sense and Sensibility)و «غرور و تعصب»(Pride and Prejudice) را برای چاپ آماده کرد.حس و حساسیت در نوامبر1811 بدون نام چاپ و دربارة آن نقدهای خوبی نوشته شد. غرور و تعصب در ژانویه 1813 و «منسفیلد پارک»(Mansfield Park) در 1814 چاپ شدند. از آن به بعد اوستن نویسندهای شناختهشده و پرخواننده بهحساب میآمد. بین ژانویه 1814 تا مارس 1815 «اما»(Emma)را نوشت، که در دسامبر 1815 منتشر شد. «عقیده»(Persuasion) در فاصلة آگوست 1815 تا آگوست 1816 نوشته شد و با«نورثنگر ابی»(Northanger Abbey)در دسامبر 1817، پس از مرگ نویسنده، چاپ شد که پس از مرگ اوستن، برادرش هنری نام نویسنده را علنی کرد. در ژانویه 1817، اوستن کتابی را شروع کرد که آخرین اثر او بود: «ساندیتون» (Sanditon) که در 18 مارس آن را کنار گذاشت. این اثر با شتاب نوشته شد چرا که سلامت او از اوایل 1816 روبه تحلیل رفت. اوستن تصور میکرد که به صفرا مبتلا است، اما علائم نشاندهندة ابتلای او به بیماری ادیسن بودند.در شش رمان منتشر شدة او بین سالهای 1817 – 1811، اوستن قابلیتهای ادبیات «بومی» را آشکار کرد. تمرکز بر شخصیتهای داستان و منش و خصوصیات ویژه هریک و نیز کشمکشهای شخصیتهای زن داستانهایش در رویاروی با جامعه، آثار او را بیشتر به دنیای جدید پیوند میدهد تا دنیای سنتی قرن هجدهم. این نوگرایی همراه با شوخطبعی، واقعگرایی و جاودانگی سبک او در نثر توجیهکنندة جاذبة همیشگی رمانهای اوست.
پل (ت. 3 فوریه 1947، نیوارک، ایالت نیوجرسی، امریکا) رماننویس، مقالهنگار، مترجم و شاعری که رمانهای جنایی پیچیدهاش اغلب به جستوجو در هویت و معنای خویشتن میپردازد. اوستر، بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه کلمبیا، به فرانسه رفت، جاییکه ترجمة آثار نویسندگان فرانسوی و چاپ آثار خودش در مجلات امریکایی را آغاز کرد. او با یک سلسله داستانهای پلیسی- تجربی که یکجا با عنوان «سهگانه نیویورک»(The New York Trilogy, 1987) چاپ شد، به شهرت رسید. این مجموعه متشکل بود از داستان «شهر شیشه» (City of Glass, 1985)، دربارة رماننویسی جنایی که گرفتار حادثه مرموزی گشته و بر اثر آن هویتهای متعددی را تجربه میکند؛ «ارواح» (Ghosts, 1986)، که دربارة کارگاهی خصوصی به نام آبی است که دربارة مردی به نام سیاه برای موکلی به نام سفید تحقیق میکند؛ و «اتاق قفل شده» (Locked Room, 1986)، داستان نویسندهای است که، درحالیکه مشغول تحقیق برای نوشتن زندگینامه نویسندة مفقودالاثری است، تدریجاً هویت آن نویسنده را میپذیرد.کتابهای دیگری که دربرگیرندة قهرمانهایی است که با شرح وقایع زندگی دیگران ذهن خود را مشغول کردهاند، رمانهای «قصر ماه» (Moon Palace, 1989) و «هیولا» (Leviathan, 1992) هستند. «ابداع تنهایی» (The Invention of Solitude, 1982) هم خاطرهای دربارة مرگ پدرش است و هم تعمقی دربارة نویسندگی. دیگر نوشتههای اوستر شامل مجموعه شعرهای «از زیرخاک درآوردن» (Unearth, 1974) و «دیوارنوشت» (Wall Writing, 1976)، مجموعة مقالات «فضاهای سپید» (White Spaces, 1980) و «هنر گرسنگی» (The Art of Hunger, 1982)، و رمانهای «موسیقی شانس» (The Music of Chance, 1990) و«آقای سرگیجه» (Mr. Vertigo, 1994) هستند.
(ت. 30 می 1835، لیدز، یورکشر، انگلستان-و. 2 ژوئن 1913، اَشفورد، کنت) جانشین الفرد، لرد تنیسون در کسوت ملکالشعرا. اگرچه اُستن بهسادگی میتوانست در ستایش نواحی روستایی و طبیعت انگلستان و ایتالیا بنویسد و میتوانست مدعی نشان دادن احساس عامیانه و مردمپسند شود، امّا از استعداد تغییر شکل آن به شعر حقیقی بیبهره بود.اُستن قبل از منصب رسمیاش، حقوق خواند و مدرک وکالت را دریافت کرده بود. او سعی کرد وارد سیاست شود و مدتی روزنامهنگاری میکرد.
نام اصلی او هانتر (ت.9 سپتامبر 1868، کارلینویل، ایلینویز، امریکا- و. 13 آگوست 1934، سنتافه، نیومکزیکو) رماننویس و مقالهنویسی که در مورد فرهنگ بومی امریکا و مسائل اجتماعی آن مینوشت.اَُستن در1888 از کالج بلکبرنِ کارلینویل در ایلینویز فارغالتحصیل شد. مدتی تدریس کرد و سپس به کالیفرنیا رفت. در آنجا دوست و تاریخنگار امریکاییان بومی آن حوالی شد. اولین کتابش، «سرزمین کم باران» (The Land of Little Rain, 1903)، توصیفی از زندگی خالی از سکنه در غرب است که بهسرعت مشهور شد و به دنبال آن دو مجموعه داستان کوتاه «زنسبدساز» (The Basket Woman 1904) و «مرزهای از بین رفته» (Lost Borders, 1909) و نمایشنامة «پیکانساز» (The Arrow Maker, 1911) نوشت.او، که نویسنده پرکاری بود، 32 جلد کتاب و حدود 200 مقاله در طول زندگی خود نوشت. رمانهای «انتقادیش» شامل «زنی نابغه» (A Woman of Genius, 1912) است. او در مقالاتش در مورد موضوعاتی از قبیل سوسیالیسم و فمینیسم بحث میکرد.
[برگرفته از واژه لاتینی auctor به معنای مؤلف، پدیدآورنده، سازنده، پاسخگو] شخصی که منشأ گونهای از اثر خلاقانه یا فکری است؛ بهطور خاص شخصی که کتاب، مقاله، شعر، نمایشنامه، یا اثر ادبی دیگری را بهمنظور انتشار پدید میآورد. معمولاً بین مؤلف و اشخاص دیگری (نظیر تدوینگر، ویراستار یا مترجم) که به گردآوری، ساماندهی یا دخل و تصرف در آثار ادبی میپردازند، تفاوت وجود دارد.
زندگینامهای که خود شخص آن را روایت میکند. زندگینامههای خودنگاشت میتوانند قالبهای گوناگونی داشته باشند؛ از نوشتههای خصوصی در طول زندگی که لزوماً برای چاپ درنظر گرفته نشدهاند (شامل نامهها، دفتر خاطرات، یادداشتهای روزانه، گزارش علمی، و خاطرات گذشته) تا زندگینامههای خودنگاشت رسمی.فقط نمونههای پراکنده و اندکی از این نوع ادبی در دوران باستان و قرون وسطی در دست است. بهطور کلی، نگارش زندگینامة خودنگاشت در قرن پانزدهم، در دورة نوزایی آغاز شد. زنی به نام مارجری کمپ، اولین نمونههای زندگینامة خودنگاشت را در انگلیس به نگارش درآورد.تقریباً چهار نوع متفاوت از زندگینامة خودنگاشت وجود دارد: موضوعی، مذهبی، روشنفکرانه، و داستانی.گروه اول شامل آثاری با چنین اهداف متنوعی همچون «امریکایی شدن ادوارد بوک» (The Americanization of Edward Bok, 1920) و «نبرد من» (Mein Kampf, 1925, 1927) اثر آدولف هیتلر. زندگینامة خودنگاشت مذهبی شمار زیادی از آثار بزرگ را از «اعترافات» (The Confessions) سنت اگستین در قرون وسطی تا فصلهای مربوط به زندگینامة خودنگاشت «سارتور رسارتوس» (Sartor Resartus) تامس کارلایل و «دفاعیه» (Apologia) خوشساختِ کاردینال جان نیومن در قرن نوزدهم را به خود اختصاص میدهد. در همان قرن و اوایل قرن بیستم، خلق چندین زندگینامة خودنگاشت روشنفکرانه دیده شد؛ از آن جمله است «زندگینامة خودنگاشتِ» (Autobiography) بهشدت تحلیلی جان اس میل فیلسوف و «تعالیم هنری ادمز»(The Education of Henry Adams). سرانجام، زندگینامة خودنگاشت است که تا حدودی شبیه رمان در قالب زندگینامه است که اندکی دستمایة داستانی دارد و تبدیل به رمان شده است. این دسته شامل آثاری نظیر «راه و رسم بنیآدم» (The Way of All Flesh, 1903) اثر سمیوئل باتلر؛ «چهرة هنرمند در جوانی» (A Portrait of the Artist as a Young Man, 1916) اثر جمیز جویس؛ «آخرین تن از فرقه پاکدینان» (The Last Puritan, 1935) اثر جورج سانتایانا؛ و رمانهایی از تامس وولف.
Autobiography of Alice B. Toklas, The \'al-is-'bē-'tō-kləs\
زندگینامة خودنگاشت اثر گرترود استاین، که بهگونهای نوشته شده است که گویی زندگینامة خودنگاشت دوست و رفیق همیشگی او اَلیس بی. توکلاس است. این اثر در 1933 منتشر شد و ظاهراً شامل روایت اول شخص توکلاس نه از زندگی خود، بلکه راجع به استاین است که از زاویه دید توکلاس نوشته شده و آکنده از حساسیتها، ملاحظات و سبک خاص توکلاس است. این زندگینامة خودنگاشت در آغاز بهصورت کاملاً خلاصه در مجلهThe Atlantic Monthlyچاپ شد.این کتاب، زندگی توکلاس و استاین را در پاریس، از جمله ملاقاتهای آنها با هنرمندان در منزلشان با نویسندگان مطرح و متفکرانی همچون پابلو پیکاسو، ارنست همینگوی، آنری ماتیس و ژورژ براک توصیف میکند. درحالیکه استاین با آن نوابغ تبادل نظر میکند، توکلاس با زنان آنها مصاحبت میکند. فرضیات و قضایای مضحک و خندهدار، اجرای ماهانه و شوخطبعی و بذلهگویی دربارة دیگر نویسندگان و هنرمندان معاصر فرانسه، نشاندهندة توانایی استاین در نوشتن برای عامه مردم است.
رمانی اثر جیمز ولدِن جانسن، که در 1912 منتشر شد. این زندگینامة خودنگاشت داستانی، که در ابتدا بدون نام نویسنده برای القای اصالت اثر به چاپ رسید، به بررسی ظرافتهای هویت نژادی، از طریق توصیف زندگی پرحادثه راوی چندنژاده و گمنام خود میپردازد.راوی، که در جورجیا متولد شده، از دوران کودکی خود در کانتیکات میگوید؛ جاییکه مادر دورگهاش، که با دریافت چکهای ماهیانه از پدر سفیدپوست پسرش مورد کمک قرار میگیرد، میتواند محیطی ایمن و مهذب برای او ایجاد کند. راوی، که از پیشینه فرهنگی نژاد سیاه خود بهصورت اتفاقی مطلع میشود، اولین تغییر از چندین تغییر هویتی خود را تجربه میکند که سرانجام او را برای عضویت در جامعة سفیدپوستان آماده میکنند. جانسن در سرتاسر این اثر، شخصیتها، مکانها و وقایع موضوع داستان را براساس زندگی شخصی خود طرحریزی میکند، اما نوع روایت روای کمتر توصیفگر خویش و بیشتر بیانگر تغییر حالات نویسنده داستان است.
سرگذشت رهبر سیاهپوست مبارز و مذهبی امریکایی و فعال سیاسی که در 1965 منتشر شد. او با نام ملکم لیتل متولد شده بود. این اثر را اَلکس هالی نوشت که مصاحبههای رادیویی گسترده با ملکم اکس را درست قبل از قتل وی در 1965 اجرا و رهبری میکرد. این کتاب بهعنوان اثری برجسته در تجربة سیاهپوستان امریکایی شهرت کسب کرد.زندگینامة خودنگاشت، زندگی ملکم اکس را از دوران کودکی تلخ و تکاندهندهاش که از نژادپرستی رنج میبرد تا سالهایی که در کار توزیع مواد مخدر و کار خلاف عفت است و نیز گرویدنش به فرقه «مسلمان سیاه» (ملت اسلام) [یک جنبش مذهبی افریقایی- امریکایی در امریکا بوده است] درحالیکه بهسبب سرقت زندانی است و سالهای بعدی در قامت مبارزی سیاسی و برگشتش به زندگی متعارف و درست اسلام شرح میدهد.
Autobiography of Miss Jane Pittman, The \'jān-'pit-mən\
رمانی از ارنست جی. گینز، که در 1971 منتشر شد. رمان، که محل وقوع آن بخش روستایی لوئیزیانای جنوبی است، تاریخچة صدساله امریکا را از اوایل دهه 1860 تا آغاز جنبش حقوق مدنی در همان دهه و در ادامه، زندگی جین پیتمن را، که خود شاهد آن سالها بوده، توصیف میکند.جین، که در پایان جنگ داخلی کودک بود، از قتلعام سربازان ارتش فدرال جان سالم به در میبرد. او بر چندین مرد سیاهپوست، که برای کسب رتبه و مقام در مسائل اقتصادی و همچنین برابری سیاسی کار میکردند، تأثیر و نفوذ زیادی گذاشت. پس از مرگ همسرش جو پیتمن، جین مسیحی معتقد شد و شروع به هدایت معنوی جامعه کرد. وی، که تحتتأثیر مرگ فجیع یکی از رهبران اقلیتهای جوان قرار گرفته بود، سرانجام با صاحب مزرعهای بزرگ، که نماینده روابط حاکم در ساختار قدرت سفیدپوستان بود، به مبارزه برخاست که همواره سرسپرده او بوده است.
جمع آنautochthonsیاautochthones [یونانی آن autóchthōn، از auto به معنی خود، با هم با +Chthōn به معنی زمین] کسی که معتقد بود از خاکی که در آن ساکن است خلق شده یا به پا خاسته است. این اصطلاح ممکن است بهصورت تحتاللفظی، مثلاً در افسانه و یا بهصورت استعاری، مثلاً در اشاره به نویسندهای اطلاق شود که همیشه و تنها با یک منطقه و ناحیه جغرافیایی مرتبط باشد.
نام کامل او، خوئان د لا کوئوا د گاروسا (ت. حدود 1550، سویل [اسپانیا]- و. 1610، سویل) نمایشنامهنویس و شاعر اسپانیایی، یکی از اولین نویسندگان اسپانیایی که از قالبهای کلاسیک جدا شد و از موضوعات ملی و تاریخی استفاده کرد.کوئوا با چاپ نمایشهایش و بنابراین انتقال نمونههای بکر ولو معمولی نمایش اسپانیایی به آیندگان، با معاصرینش تفاوت دارد. نمایشهای کوئوا در مجموعة «اولین قسمت کمدیها و تراژدیها» (Primera parte de las comedias y tragedias, 1583) شامل آثاری نظیر «تراژدی آژاکس تلامون» (Tragedia de Ayax Telamón) و «تراژدی مرگ ویرجینیا» (Tragedia de la muerte de Virginia) از موضوعات یونانی- رُمی کمک گرفت. کوئوا بهخصوص در اقتباس از افسانههای اسپانیایی قرون وسطا و ترانههای عامیانه مهارت داشت. «تراژدی هفت شاهزاده از لارا» (Tragedia de los siete infantes de Lara, 1588) و «مرگ پادشاه دون سانچو» (La muerte del rey don Sancho, 1588) را بعدها لوپه د وگا و رماننویسهای رمانتیک استفاده کردند و رسالهاش در باب شعر با نام «نمونه شاعرانه» (Ejemplar poético, 1606) پیشینة مهمی برای «هنر جدید نوشتن آثار کمدی» (Arte nuevo de hacer comedias)اثر وگا بود. نمایشهای مهم دیگر کوئوا شامل کمدیهای هجوآمیز اسطورهای «تاراج رُم و مرگ دوک بوربون» (El saco de Roma y muerte de Borbón) و «سخنچین» (El infamador, 1581) است.
رمانی از الیاس کانتی، که در 1935 در آلمان به نام «نیرنگ» (Die Blendung) منتشر شد. ترجمهای به زبان انگلیسی تحتعنوان حکم دادگاه تفتیش عقاید (که با نام برج بابل نیز منتشر شد) با همکاری خود کانتی انجام شد.این کتاب، که در ابتدا بهعنوان اولین جلد از مجموعهای شامل هشت رمان برای بررسی بینشهای دیوانهوار طراحی شده بود، در ارتباط با خطرات موجود در این باور است که عقلگرایی محض و مجزا و دانش متعصب میتوانند بر بدیها، هرج و مرجها و ویرانیها غلبه کنند.این داستان، که در وین و پاریس اتفاق میافتد، داستان پیتر کین، محقق سرشناس بینالمللی مطالعات چین، را بیان میکند که کتابخانهای شخصی با بیستوپنج هزار جلد کتاب دارد. پس از اینکه در خواب میبیند کتابهایش سوختهاند، با کدبانوی خانهاش ترزه ازدواج میکند. او معتقد است اگر اتفاقی برایش بیفتد، ترزه از کتابخانة مورد علاقهاش محافظت خواهد کرد. امّا ترزه او را از آپارتمان پر از کتابش بیرون میاندازد و پیتر، که حالا بیخانمان شده، وارد دنیای تبهکاران و آدمهای عجیبوغریب بخش غیرمتمدن شهر میشود. با گمراهی، میان توهمات ترسناک و واقعیت غیرقابل بیان نوسان مییابد. فروپاشی ذهنی پیتر سرانجام سبب میشود که کتابهای خود را به آتش بکشد و خود در میان شعلههای جهنمی آن منتظر مرگ بماند.
در اساطیر یونانی، پدر آنتیسلیا که خود مادر اودیسه قهرمان بود. نویسندگان متأخر، آوتولوکوس را پسر ایزد هرمس خواندهاند. عقیده بر این بود که وی در پای کوه پارناس زندگی میکرده و بهعنوان دزد و کلاهبردار معروف بود. در یک مورد حتی سیسیفوس (پسر آیولیس) در طی بازدیدش از آوتولوکوس، گله گاو و گوسفند دزدیده شده خود را شناسایی کرد. گفته میشود که در این هنگام بود که سیسیفوس دختر آوتولوکوس، آنتیسلیا، را اغفال کرد و بنابراین اودیسه در واقع پسر سیسیفوس است و نه لائرتس که آنتیسلیا بعدها با او ازدواج کرد.
نوشتن بدون قصد آگاهانه و گاهی بدون اینکه بدانیم، گویی از ذهنی دیگر یا از خاستگاهی روحی برآمده باشد. این پدیده امکان دارد وقتی اتفاق بیفتد که شخص کاملاً هشیار و یا در حالتی از خلسة خواب مصنوعی است. نتیجة آن میتواند واژههای غیرمرتبط، تکههای شعر، القاب وصفی، بازی با کلمات، کلمات مستهجن یا خیالپروریهای دقیق باشد. در اواخر قرن نوزدهم که توجه مردم به این پدیده بالا گرفته بود، عموماً آن را الهامی از سوی نیروهای فراگیتایی و خارجی میدانستند. تا اینکه در حدود 1900، با ابزار نظریههای شخصیت، فرضیه وجود انگیزش ناهشیار (یا نیمههشیار) در کنار قسم هشیار آن مطرح شد و از آن به بعد تصور بر آن شد که نوشتن غیرارادی از الهامی کاملاً درونی گرفته میشود. بسیاری از نویسندگان سوررئالیست (مخصوصاً شاعر فرانسوی روبر دسنوس) از نوشتن غیرارادی بهره گرفتند؛ آنها ذهن ناهشیار را سرچشمة بیپایان خیال میدانستند.
auto sacramental \Spanish 'autō-'säk-rä-men-'täl, Portuguese 'au-tü-sa-kra-'men-tal, -tau\
[اسپانیایی، در لغت به معنی نمایش مقدس] جمع آنautos sacramentales. نمایش کوتاهی دربارة موضوعات مقدس یا انجیل که شبیه نمایشهای معجزه یا نمایشهای اخلاق است. این نوع ادبی نمایش در قرن هفدهم با نمایش «اُتوز» (autos) اثر نمایشنامهنویس اسپانیایی، پدرو کالدرون دِلا بارکا، به اوج خود رسید. نمایشهای مقدس که در جشنهای روز عید بدن عیسی (Corpus Christ) در فضای آزاد اجرا میشدند، با اشعار کوتاه تمثیلیشان از راز عشای ربانی سخن میراندند؛ عشای ربانیای که هر سال در عید بدن عیسی برگزار میشد. اصل آنها برمیگردد به گروههای نمایش صامت که در عید بدن عیسی، به همراه اجتماع حملکننده نان و شراب در خیابانها حرکت میکردند. این گروهها، که «تابلو» نام داشتند، بهتدریج از حالت صامت خارج شدند، شکل نمایشی به خود گرفتند و در نهایت با جدا شدن از اجتماع عشای ربانی، بهطور مستقل فعالیت کردند. با ارابههایی که بر روی آنها حمل میشدند، به بخشهای خاصی از شهر منتقل میگشتند تا بدینترتیب بازیگران بتوانند نمایشهای خود را یکی پس از دیگری اجرا کنند؛ درست مانند نمایشهای انجیلی قرون وسطا در هلند و شمال انگلستان که بر روی واگنهای نمایشی اجرا میشدند. هزینه این نمایشها که بسیار خوب و باشکوه برگزار میشدند، بهوسیلة شهردار داده میشد.شروع کار این نمایشهای کوتاه به اواخر قرن شانزدهم برمیگردد، ولی در آغاز ساده، ناموزون و نوعی سرگرمی مذهبی ابتدایی بودند. از افرادی که این نمایش را به درجة هنر واقعی ارتقا دادند، میتوان از کتابفروشی از والنسبیا به نام خوئان ده تیموندا، و همینطور نمایشنامهنویس خوزه ده بالدیوئیسلو (حدود 1638-1560) و لوپه ده وگا، که در یک دوره میزیستند، نام برد. بااینحال، کالدرون کسی بود که موقعیت را غنیمت شمرد و با بهکارگرفتن بسیاری از موضوعات غیرمقدس در نمایشهایش، به این سبک نمایش تا سطح دستاورد هنری بلندمرتبه اعتلا بخشید.اجرای این نمایش به اتهام اینکه در طول قرن هجدهم به مقدسات بیاحترامی کرده است در 1765 با فرمان سلطنتی متوقف شد. بعضی از شاعران قرن بیستم از ساختار این نمایش تقلید کرده و اقتباسهای غیردینیای از نمایشهای مقدس نوشتهاند.
[یونانی آن autotelếs به معنای کامل بالذات (فینفسه کامل)] اعتقادی که براساس آن یک اثر هنری، خاصه اثر ادبی، فینفسه غایت است یا توجیه خاص خود را دارد و در خدمت مقصدی اخلاقی یا تعلیمی نیست. طرفداران مکتب انتقادی نوین این عقیده را اقتباس کردند. این عقیده همچنین مشابه آموزه «هنر برای هنر» (art for art's sake)، نیز هست که خاص نهضت زیباییشناسی قرن نوزدهم بود.
جزیرهای که پادشاه افسانهای بریتانیا، آرتر، برای مداوای زخمش، پس از آخرین نبرد، به آنجا انتقال داده شد. نام این جزیره اولینبار در قرن دوازدهم در کتاب «تاریخ بزرگ بریتانیا» (Historia regum Britanniae) اثر جفری از اهالی مانمت ذکر شد. این جزیره بهدست زن جادوگری به نام مورگان لوفِه و هشت دخترش، که همه آنها در هنر درمانگری کاملاً مهارت داشتند، اداره میشد.گفته میشود اولان همان گلاستنبری در بخش سامِرسِت است. این فرضیه ممکن است در ارتباط با افسانههای سلتی راجع به جزیرهای شیشهای باشد که قهرمانان مرده در آن ساکن هستند و یا شاید نشاندهندة تلاش راهبان گلاستنبری برای مرتبط کردن افسانه آرتور به محل خود و به نفع جامعه خودشان باشد.
مارگرت (ت. 23 آوریل 1918، گالت، آنتریو، کانادا) شاعر کانادایی که مراحل سفری معنوی و درونی را در دوره سه جلدی اشعارش بیان کرد.ایویسن، که دختر وزیری متدیست بود، در دانشگاه تورنتو به تحصیل پرداخت (کارشناسی، 1940؛ کارشناسی ارشد، 1964) و در مجتمعهای مذهبی تورنتو بهعنوان کتابدار، مؤلف، سخنران و فعال اجتماعی مشغول بهکار شد. شعرهای او خیلی زود در 1939 به مجلات راه یافت. وی نگارش اشعار اولین دفتر شعر خود به نام «آفتاب زمستان»(Winter Sun, 1960) را در 1956 و زمانی آغاز کرد که با بورسیه گوگنهایم در شیکاگو زندگی میکرد. اشعار دروننگر این مجموعه، درباره ایمان و معرفت اخلاقی و بیشتر بهصورت شعر آزاد بود.ایویسن در اوایل دهه 1960 به بیداری مذهبی رسید که موجب تقویت عقاید مسیحیاش شد؛ تجربهای که در شعرش دفتر دومش با عنوان «اعجابانگیز» (The Dumbfounding, 1966) دربارة آن سخن گفته است. اشعار این دفتر، که درونگرایی کمتر و صراحت بیشتری دارند، با تصویر کردن پویایی معنوی در زندگی روزمره، یادآور شعر فراگیتایی قرن هفدهم هستند. بسیاری از شعرهای ایویسن در «آبی آفتابی»(Sunblue, 1978) براساس داستانهای انجیل است؛ وی همچنین با شعرهایش در این دفتر به بررسی عقاید مسیحی میپردازد، و طبیعت را همچون استعارهای برای واقعیتهای معنوی به کار میگیرد. دفتر چهارم او، «گزیده اشعار» (Selected Poems)، در 1991 به چاپ رسید.
رمانی به قلم کیت چاپین، که در 1899 منتشر شد. این رمان در ابتدا جنجال به پا کرد. علت آن هم برخورد صریح و بیپردهاش با هر دو موضوع عشق میان زن شوهرداری به نام اِدنا پونتلیر و جوانی مجرد به نام رابرت لگرون، و همچنین موضوع شهوترانی زنانه بود.
جنبش ادبی پیشتاز لهستان که در 1922 در شهر کراکوف آغاز و منجر به احیای فن شعر و علاقمندی به داستانهای عامیانه لهستان و ادبیات پیش از قرن هفدهم این کشور شد. این جنبش، که تحت تأثیر مکاتب انقلابی شعر بهویژه آیندهگرایی رایج در فرانسه، ایتالیا و اسپانیا قرار داشت، مخالف اشعار غنایی و ضد عقلگرایی گروه ادبی همدورهاش، اسکاماندر، بود. از وابستگان به این جنبش آوانگارد، یولیان پشیبوسی، آدام واژیک و یوزف چخوویچ بودند.
جمع آن آدلی [ویلزی، ترانه، چکامه] در نظم ویلزی، چکامهای بلند با بیتهایی که دارای جناس آوایی و قافیههای درونی هستند. این نوع چکامه در قرن سیزدهم به یک هماهنگی منظم و دقیق بین صامتها و مصوتها یا هماهنگی صامتها به همراه قافیه درونی رسیده بود که به آن کنگهانت (Cynghanedd) میگفتند. شاعر قادر بود وزن شعرش را در یکی از بیستوچهار بحر موجود در آن زمان انتخاب کند؛ که امروزه از آن همه، فقط چهار وزن شعری استفاده میشود. آدل، در قرن پانزدهم، تبدیل به وسیلهای برای خلق شعرهای برجسته ویلزی شد و همچنان محتوای اصلی گردهمایی سالانة کشوری آیستدفود (eisteddfod) (رقابت شعر و آواز) را تشکیل میدهد که در آن از 1887 یک صندلی چوبی به نویسندة بهترین آدل اهدا میشود و دریافت این صندلی بالاترین افتخار یک شاعر ویلزی است. با اینکه برخی آدل را مهجور میخوانند، اما هنوز هم گاهگاهی شعرهای ارزشمندی از این نوع سروده میشود.
رمانی نوشته هنری جیمز، که در 1899 منتشر شد. این اثر، که عمدتاً در قالب گفتوگو و توصیفات محدود روایی نوشته شده، داستان ناندا بروکنهم، زن اشرافی جوانی است که تلاشهایش برای ازدواج بهسبب کارشکنیهای اعضای مختلف حلقه اجتماعی مادرش بینتیجه میماند.فرناندا، مادر فریبکار ناندا، مهماندار کابارهای امروزی در لندن است. بهنظر میرسد هر دو زن به گوستاووس وندربنک علاقهمندند؛ او کارمند جوان دولت است که از آنها بیزار است. دو نفر به ناندا یاری میرسانند: آقای لانگدن پا به سن گذاشته، که یک زمان عاشق مادربزرگ ناندا بوده، و آقای میچت جوان که با ناراحتی با اَگی کوچولو ازدواج میکند؛ زن جوان سادهلوحی که با نیرنگ عمهاش، داچس، به این ازدواج کشانده شد.
کوفی (نایدیویو)، نام اصلی او جورج کوفی آوونر ویلیامز (ت. 13 مارس 1935، وتا، ساحل طلا [غنای کنونی]) شاعر و رماننویس غنایی که اشعارش بهکرات ترجمه و بهصورت مجموعه گلچین منتشر شده است.آوونر در کالج دانشگاه غنا، کالج دانشگاه لندن، و دانشگاه ایالتی نیویورک در استونی بروک تحصیل کرد. وی افزون بر تدریس در دانشگاه غنا، سردبیر نشریه ادبی Okyeame و کمک سردبیر نشریه Transition نیز بوده است. در اوایل دهه 1970 در دانشگاه ایالتی نیویورک در استونی بروک تدریس میکرد. در 1975 برای تدریس به غنا بازگشت، اما بهعلل سیاسی دستگیر شد. در 1976 مورد عفو قرار گرفت و مجدداً تدریس را تا 1982 از سر گرفت. او از 1984 تا 1988 سفیر غنا در برزیل و از 1988 سفیر این کشور در کوبا بود.شعر آوونر عمدتاً به موضوعات مسیحیت، تبعید و مرگ میپردازد. هریک از اشعار مجموعه «بازیابی و دیگر اشعار» (Rediscovery and Other Poems, 1964) به لحظه واحدی در الگوی گستردهتر شناخت و اکتشاف میپردازد. مجموعه شعرهای بعدی او «شب خون من» (Night of My Blood, 1971)، «مرا ببر، خاطره» (Ride Me, Memory, 1973)، «خانه ساحلی» (The House by the Sea, 1978)، «یادداشت امریکای لاتین و کارائیبی» (American and Carribean Notebook, 1992) نام دارند. مجموعه اشعار وی (از 1985) در مجموعه «تا صبح بعد» (Until the Morning After, 1987) منتشر شد.آوونر در پی آن بود تا سنتهای بومی افریقایی، خاصه سنت مرثیهسرایی قوم یوو را وارد شعر نو کند. او افزون بر شعر، رمانی با عنوان «این زمین، برادر من» (This Earth, My Brother, 1971) و دو نمایشنامه کوتاه نیز منتشر کرد. «سینه زمین: بررسی تاریخ، فرهنگ و ادبیات افریقای جنوب صحرا» (The Breast of the Earth: A Survey of the History, Culture and Litrature of Africa South of Sahara) در 1975 و «سرانجام مسافران کشتی میآیند: داستان بازگشت به افریقا» (Comes the Voyager at Last: A Tale of Return to Africa) در 1992 منتشر شدند.
شعر منثور نمایشی اثر آوگوست کنت دو ویلیه دولیل آدان، که در 1890 منتشر شد.اکسل با پیروی از موضوع و هدف واگنر، موضوعات نمادی و اسرارآمیز را با یکدیگر تلفیق میکند. اکسل، شاهزاده قلعه آلمانی، یکی از بستگان خود را که تلاش دارد تا راز گنج اسرارآمیز دفنشده در خانه وی را فاش کند، به قتل میرساند و خود بهوسیلة نوچه جوانش به نام سارا، پس از اینکه با فریب از محل اختفای گنج اطلاع مییابد، مورد حمله قرار میگیرد. شهوت بر هر دو آنها غالب میشود، سارا غرق در رؤیای دنیای خوشبختی است و اکسل تصور میکند که هیچ چیزی در زندگی نمیتواند با لحظات لذتبخش با هم بودن برابری کند. نیمههای شب هر دوی آنها از جام مرصّعی که در میان گنج پیدا شده بود، نوشیدنی سمی میخورند.
کتاب مقالات انتقادی نوشتة ادموند ویلسن، که در 1931 به چاپ رسید. این کتاب، با عنوان فرعی «مطالعهای در ادبیات تخیلی از 1930 تا 1870» (A Study in the Imaginative Literature of 1870-1930)گرایشهای خاصی را در ادبیات معاصر ریشهیابی میکرد؛ ادبیاتی که به عقیده ویلسن، اصولاً درباره نمادگرایی و رابطة آن با طبیعتگرایی بود. ویلسن بعد از مقاله آغازین خود درباره نمادگرایی، در مقالات دیگر به توصیف بسط گرایشهای فوقالذکر در آثار و. ب. ییتس، پل والری، تی. اس. الیوت، مارسل پروست، جیمز جویس، گرترود استاین، آرتور رمبو، و اگوست ویلیه دولیل آدان پرداخته است.
فرانسیسکو (ت. 16 مارس 1906، گرانادا، اسپانیا) نویسنده و محقق اسپانیایی که آثارش منعکسکنندة گرایش او به مسائل جامعهشناختی است.آیالا مدرک حقوق خود را در 1929 از دانشگاه مادرید گرفت. وی چندین اثر منتشر کرد از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد: رمان «تراژدی- کمدی مردی بدون روح» (Tragicomedia de un hombre sin espíritu, 1925) و مجموعه داستان کوتاه «بوکسباز و پری» (El boxeador y un ángel, 1929). دو سال پس از اخذ مدرک دکتری حقوق از دانشگاه مادرید، در 1931، عضو هیئت علمی دانشگاه شد. وی طی جنگ داخلی اسپانیا (39-1936) تبعید شد. در 1949 آیالا داستانهای کوتاهی را تحت عنوان «اِغواگر» (Los usurpadores) منتشر کرد که در آن فساد ذاتی شخصی را در به گمراهی کشاندن شخص دیگر مورد بررسی قرار داد. «سر گوسفند» (La cabeza del cordero, 1949) مجموعه داستانهای کوتاهی با موضوعات مشابه، امّا اینبار با محوریت جنگ داخلی اسپانیا است.سقوط نظام اخلاقی و ناامیدی از روابط انسانی در جامعه از جمله موضوعات مطرحشده در دو رمان طنزآمیز طولانی و بدبینانه آیالا با عناوین «مرگ، راه زندگی» (Muertes de perro, 1958) و «ته جام» (El fondo del vaso, 1962) هستند. مجموعه «باغ لذائذ» (El jardin de las delicias, 1971)، که بعدها تحت عنوان «زمان و من، یا جهان بر پشت تو» (El tiempo y, yo, el mundo a la espalda, 1992) مورد شرح و بسط قرار گرفته و مجدداَ منتشر شد؛ و «باغ بدخواهی» (El jardin de las malicias, 1988) از دیگر آثار او هستند. آیالا در 1987 بهعنوان عضو فرهنگستان اسپانیا انتخاب شد.
اَلن (ت. 12 آوریل 1939، لندن، انگلستان) نمایشنامهنویس برجسته و فعال بریتانیایی که آثارش- غالباً فکاهی و کمدی- در رابطه با تعارضات زناشویی و طبقاتی است و ترسها و ضعفهای طبقة پایین متوسط انگلیس را نمایان میسازد.ایکبورن در 15 سالگی در اجرای نمایشنامههای ویلیام شکسپیر، در مدرسه، ایفای نقش میکرد و کار بازیگری حرفهای را با شرکت استیون جوزف در اسکاربرا آغاز کرد. وقتی که خواستار بازی در نقشهای بهتری شد، جوزف از وی خواست که نقشی برای خود در یک نمایش بنویسد تا در صورت شایستگی موجب ارتقای شرکت شود. او اولین نمایشنامههایش را از 1959 تا 1961 با نام مستعار رولند اَلن منتشر کرد.«از دیدگاه نسبی» (Relatively Speaking, 1968)؛ «مسابقة زوجها: داستانی جذاب دربارة ازدواج» (Mixed Doubles: An Entertainment on Marriage, 1970)؛ «عشق مرفهان چگونه است» (How the Other Half Loves, 1971)؛ سهگانة «حمله نرمنها»(The Norman Conquests, 1973)؛ «پوچگرای منحصربهفرد» (Absurd Person Singular, 1974)؛ «روابط صمیمانه» (Intimate Exchanges, 1985)؛ «مازهای عجیب آقای اِی» (Mr A's Amazing Maze Plays, 1989)؛ «زبان اشاره» (Body Language, 1990)؛ و «دوستان نامرئی» (Invisible Friends, 1991) ازجمله نمایشنامههای ایکبورن هستند.
شخصیت داستانی، ملکة جادویی و سفیدپوست یک شهر گمشده افریقایی، در رمان«او» (She) نوشته ایچ. رایدر هگرد. عایشه («زنی که باید از وی اطاعت کرد») زنی زیبا و باشکوه، و دارای نیروهای جادویی است که قرنهاست در انتظار زنده شدن عاشقی از زمانهای گذشته بهسر میبرد.چنانکه جان مورتیمر در دوره کتابهایش «رامپولِ بارو» (Rumpole of the Bailey) مینویسد، رامپول زن خود را عادتاً با عنوان «زنی که باید از وی اطاعت کرد» نام میبرد.
نام مستعارِ چیان شینگ تسون (ت. 6 فوریه 1900، ووهو، استان آنهویی، چین- و. 17 ژوئن 1977) منتقد و مورخ ادبیات نو چین که سهم زیادی در رشد فرهنگ معاصر چین داشت. از نامهای مستعار دیگر وی چیان چیانوو، ژن رویینگ، رووان وومینگ، رینگ سان، و ووی روهویی است.چیان در 1926 به حزب کمونیست چین پیوست. بعد از 1927، با نوشتن مقالات زیادی، که دربارة نویسندگان چینی بود و در چند مجلد گردآوری شده بود، به حمایت علنی از ادبیات انقلابی طبقه کارگر پرداخت. او مجموعه داستانهای کوتاه «داستانهای انقلابی» (Gemingde gushi)، «زمین کوزهگر» (Yizhong)، و «مالوشا»(Malusha)؛ رمان کوتاه «زخم یک شلاق»(Yitiao bianhen)؛ مجموعه شعرهای «مرد مردنی و شاهینهای گرسنه» (Even yu jiying) و «زمین برهوت» (Huangdu)؛ و شعر روایی «شب طوفان» (Baofengyude) را منتشر کرد.چیان در 1930 بهعنوان عضوی از انجمن دائمی جامعه نویسندگان جناح چپ انتخاب شد. او در این دوره، دست به کار جمعآوری و مطالعه مطالبی دربارة ادبیات معاصر و دو دورة مینگ و چینگ شد. از آثار منتشرة او در این زمینهها «نویسندگان زن در چین جدید» (Xiandai Zhongguo nüzuojia, 1931)، «ادبیات نو چین» (Xiandai Zhongguo wenxuelun, 1933)، «یادداشتهای پنهان از محافل جدید ادبی چین» (Zhongguo xinwentan milu, 1933)، «مسیریابی شبانه» (Yehhang ji, 1935)، و «حرفی چند دربارة رمان» (Xiaoshuo Xiantans, 1936) هستند.بعد از جنگ چین- ژاپن، چیان به سمت ریاست دانشکدة ادبیات دانشگاه طرحریزی چین میانه منصوب شد. نقدهای ادبی دیگر او شامل «فهرستی از اپراها و رمانهای اواخر دوره چینگ» (Wan Qing Xiqu xiaoshuo mus, 1954)، «خلاصهای از روزنامهها و مجلات ادبی و هنری اواخر دوره چینگ» (Wan Qing wenyi baokan shulue, 1958)، «دو سخن در مورد رمان» (xiaoshuo ertan, 1960)، «نکاتی دربارة ادبیات اواخر دوره چینگ»، (Wan Qing wenxue congchao, 1960-62/ نه جلدی)، و «سه سخن در مورد رمان» (Xiaoshuo Santan, 1979) میشود.
مارسل (ت. 29 مارس 1902، ژوئانیی، فرانسه- و. 14 اکتبر 1967، پاریس) رماننویس، رسالهنویس و نمایشنامهنویسی که آثار عجیبوغریب وی مدتها به مثابة آثار بیاهمیت کنار گذاشته میشد، اما بعدها بهعنوان استاد طنز ملایم و قصهگویی شناخته شد.امه در جامعه روستایی و کشاورزی بهگونهای که در آثارش توصیف میکند بزرگ شد. بعد از تلاشی موقت در حرفه روزنامهنگاری، شروع به نوشتن داستانهای تخیلی کرد. اولین رمانهایش، «مزرعه ساختگی» (Brûlebois, 1926) و «دور میزنشینان حقیر» (La Table-aux-crevés, 1929)، کمدیهایی در مورد زندگی روستایی، هستند. ظرافت طبع وسیع مردم سرزمین گول (فرانسه) در «مادیان سبز» (La Jument verte, 1933) در رمانهای بعدیاش همچون «مار افسانهای» (La Vouivre, 1943) و «راه دانشآموزان» (Le Chemin des écoliers, 1946) ادامه مییابد. در این آثار دنیای امه شکل و قوام میگیرد. از میان مکانهای آشنای شهر و کشتزار، پناهجویان بیگانه، بیهیچ پرسشی دوشادوش ساکنان بومی به راه میافتند که بهنوبة خود اغلب رفتاری عجیب و بیمعنی دارند. ترکیب نغمههای خیال و واقعیت شکل کامل خود را در داستانهای کوتاهی مانند «کوتوله» (Le Nain, 1934)، و «مردی که میتوانست از دیوارها عبور کند» (Le Passe- muraille, 1943) پیدا میکند. «قصههایگربه خانگی»(Les Contes du chat perché)، که در سه مجموعه در 1939، 1950 و 1985 منتشر شد، جمعیت وسیعی را با صحبت کردن حیوانات مزرعه، از جمله گاو نر که به مدرسه میرود و خوک که فکر میکند یک طاووس است، خوشحال میکند. گزیدههایی از آنها به انگلیسی با عنوان «مزرعه شگفتانگیز» (The Wonderful Farm, 1951) منتشر شدند.امه کار در زمینه تئاتر را بعداً با «لوسین و قصاب» (Lucienne et le boucher, 1947) آغاز کرد. «کلرامبار»(Clérambard, 1950) با نمایان شدن سن فرانسیس از آسّیزی با ارباب روستا شروع میشود. پوچی اولیه با منطق جدی در سبک تئاتر پوچی توسعه یافته است. اگرچه آثار نمایشی امه و اخلاق داستانهای کوتاهش آنها را الگوی حکایتهای لافونتن و قصههای پریان شارل پرو قرار میدهد.
یاکوپ (ت. احتمالاً مارس 1543، فرانکونیا [هماکنون بخشی از کشور آلمان است]- و. 26 مارس 1605، نورنبرگ) نمایشنامهنویسی که عناصر نمایشنامههای دوره الیزابت همچون جلوههای دیداری صحنه، کنش خشونتآمیز، گزافهگویی نمایشی، چهره معمولی دلقک را در آثار نمایشی خود وارد کرد. خصوصاً در «نمایش خیابانی»اش (Fastnachtsspiele) که در شرودیت (سه روز قبل از چهارشنبه خاکستری) اجرا شد. آیرر در حرفه وکالت، دوازده سال آخر عمرش را در عضویت شورای شهر و سردفتر پادشاهی در نورنبرگ گذراند؛ جاییکه او نمایشهای گروه نمایشی دورهگردی از انگلیس را، که در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم در آلمان میگشتند، تماشا کرد. آیرر گرچه همچون استادش، هانس زاکس، خوش ذوق نبود، اما بسیار فعال و دارای تألیفات متعدد بود. او بیش از یکصد کمدی، تراژدی، نمایش تاریخی، نمایش خیابانی و نمایشنامههای آهنگین نوشت. آخرین نمایش جُنگگونه او که در آن متنهای دارای «استروفه» با آهنگ سنتی خوانده میشوند- نوعی است که او برای اولینبار آن را رواج داد و بزرگترین موفقیت هنریاش را از طریق آن بهدست آورد. شصتوشش عنوان از نمایشنامهاش در «آثار نمایشی» (Opus Theatricum, 1618) موجوداست.
چنگیز (ت. 12 دسامبر 1928، شِکِر، قرقیزیا، اتحاد جماهیر شوروی [اکنون قرقیزستان]) نویسنده، مترجم و روزنامهنگاری که کار در زمینه ادبیات را در 1952 شروع کرد و در 1959 گزارشگر و خبرنگار Pravda در قرقیزیا شد.او با مجموعه داستانهای کوتاهش به نام «داستانهایی از کوهها و استپها» (Povesti gor i stepy, 1963) به شهرت ادبی گستردهای نائل شد و بهخاطر آن، جایزه لنین را در 1963 بهدست آورد. مهمترین آثار وی «گذرگاه صعبالعبور» (Trudnaya prerprava, 1956)، «رو در رو» (Litsom k litsu, 1957)، «خداحافظ، گلساری!» (Proshchay, Gulsary! 1967)،«اولین معلم» (Pervy uchitel, 1967) و «کشتی سفید» (Bley paro Khod, 1972) است.اگرچه آیتماتف به دو زبان روسی و قرقیزی مینوشت، امّا بیشترین آثار اولیهاش در اصل به قرقیزی نوشته شده است، موضوعات مهم آثار وی عشق و دوستی، گرفتاری و قهرمانی زمان جنگ، و آزادی و رهایی قرقیزهای جوان از آداب و رسوم و سنت محدودکننده بود. ایتماتف در 1967 عضو هیئت اجرایی اتحاد نویسندگان اتحاد جماهیر شوروی (سابق) شد و جایزه ادبی دولتی را در ادبیات در 1968 بهدست آورد. آخرین رمانهایش، که اصل آن به روسی نوشته شده است، «یک روز طولانیتر از یکصد سال» (I dolshe veka dlitsya den, 1980) و «جای جمجمه» (Plakha, 1986) نام دارند.
سِر رابرت (ت. 1570، کینالدی، فایف، اسکاتلند- و. 28 فوریه 1638، لندن، انگلستان) یکی از شاعران پیشین اسکاتلندی که زبان معیارین انگلیسی سلطنتی را در جایگاه زبان بیان ادبی استفاده کرد.ایتون به دانشگاه سنت اندروز رفت. او، بهعلت مدح لاتینی که به مناسبت تاجگذاری جیمز ششم در انگلستان سرود، مورد لطف واقع شد. وی در 1612 به دریافت لقب سِر نایل شد و بهدنبال آن، مقامهای پردرآمد گوناگونی گرفت که از آن جمله مقام منشی خصوصی ملکههای جیمز اول و چارلز اول را میتوان نام برد. اگرچه ایتون اشعاری به لاتین، یونانی و فرانسوی مینوشت و از شهرت فراوانی برخوردار بود، اما او خودش را شاعر بهحساب نمیآورد. شعر «اُلد لانگ ساین» (Old Lang Syne)، که به ایتون نسبت داده شده، الهامبخش شعر مشهور «Auld Lang Syne» اثر رابرت برنز بوده است.
ویلیام ادموندستون (ت. 21 ژوئن 1813، ادینبورگ، اسکاتلند- و. 4 آگوست 1865، الگین، ایالت ماری) شاعری که نقیضهنویسها و اشعار نو او تأثیر بسزایی بر سبک طنز اسکاتلند گذاشت و موجب شهرتش شد. ایتون در دانشگاه ادینبرا و سپس در آلمان تحصیل کرد، و در 1940 به عضویت هیئت وکلای اسکاتلند درآمد. در همین سال بود که وی نخستینبار با تئودور مارتین بر روی مجموعهای از مقالات فکاهی و طنزآمیز برای نشریه Blackwood’s Edinburgh Magazine همکاری کرد که این مجموعه مقالات بعداً (1845) با نام «ترانههای بون گوتیه» (Bon Gaultier Ballads) منتشر شد. این آثار شامل نقیضههایی به نامهای «ملکه در فرانسه» (The Queen in France) براساس «سر پتریک اسپنس» (Sir Patrick Spens)، و «قتلعام مکفرسون» (The Massacre of the Macpherson) بودند. این اثر از سوی نویسندگان بعدی، خصوصاً دابلیو. اس. گیلبرت در «ترانههای بَب» (Bab Ballads) الگو قرار گرفت.ایتون در 1844، با نوشتن مقالههای سیاسی و همینطور مقالات چندبُعدی برایBlackwood’s به جمع نویسندگان آن مجله پیوست و در 1845 بهعنوان استاد ادبیات و زیباییشناسی بلاغی در دانشگاه ادینبورگ مشغول بهکار شد. وی، در چهار سال بعد، «خادمان شوالیههای اسکاتلندی» (Lays of the Scottish Cavaliers) را منتشر کرد، که مجموعهای از سرودهای داستانی سبک ژاکوبی بود و با استقبال عموم مواجه شد. ایتون در 1854 با انتشار «فیرمیلیام یا دانشآموز باداخوس، تراژدی اسپزمودیک» (Firmiliam, orthe Student of Badajoz, a Spasmodic Tragedy)، که در آن نوشتههای مدرسه اسپزمودیک را بهوضوح به تمسخر گرفته بود، بازگشتی به شعر نو (شعر سبک) کرد. او در 1858 «سرودهای داستانی اسکاتلند» (The Ballads of Scotland) را در دو جلد به چاپ رساند.
آلوئیزیو یا آلوئیسیو (ت. 14 آوریل 1857، سائو لوئیس، مارانیاون، برزیل- و. 21 ژانویه 1913، بوئنوس آیرس، آرژانتین) رماننویسی که الگویی را برای رمانهای طبیعتگرایانه در برزیل ارائه کرد و اثرش طلایهدار رمانهای اعتراضآمیز اجتماعی بعدی شد.آزودو در مدرسه هنرهای عالی ریودو ژانیرو تحصیل کرد و روزنامهنگار شد. آثارش، که براساس رمانهای طبیعتگرایانه امیلزولا بود، آکنده از تمایلات مخالف بردهداری، ضدروحانیت و ضدطبقه متوسط جامعه است که جنبههای مختلف زندگی برزیلی روزگار وی را به تصویر میکشد. اولین موفقیت او در اثر «دورگه» (O mulato, 1881) در ارتباط با تعصب نژادی است. دو رمان مهم و برجسته دیگر او به نام «خانه شبانهروزی» (Casa de pensão, 1884) و «مستغلات برزیلی» (O cortico, 1890) به بررسی تفضیلی و کاملاً انتقادی گروه نوپای طبقه متوسط جامعه ریودو ژانیرو میپردازند. آزودو در 37 سالگی از زندگی ادبی خود کنارهگیری کرد و به فعالیت سیاسی پرداخت.
شخصیت داستانی، یک جراح معمولی مسلمان در «گذری به هند» (A Passage to India) اثر ای. ام. فورستر. عزیز نماد جامعه بومی هند است که در تضاد با طبقه بریتانیایی حاکم قرار دارد. رویداد اصلی این رمان، محاکمه عزیز بهخاطر ادعای تجاوز وی به یک زن انگلیسی میهمان در هند به نام آدلا کوئستید است.
نام مستعارِ خوزه مارتینس روئیس (ت. 8 ژوئن 1873، مونووار، اسپانیا- و. 2 مارس 1967، مادرید) رماننویس، رسالهنویس و برجستهترین منتقد ادبی عصر خودش. او از جمله نویسندگانی بود که در حرکت دستهجمعی و هماهنگ ابتدای قرن بیستم برای بهبود زندگی مردم و ادبیات اسپانیا همت گماشته بود. آسورین اولین فردی بود که به این گروه نام نسل 98 را داد. آسورین حقوق را در والنسیا، گرانادا و سالامانکا خواند. اما بعداً به مادرید رفت تا روزنامهنگار شود، اما بهسبب صراحت لهجهاش فقط با درهای بسته روبهرو شد؛ او سپس یک رمان سهگانه به نامهای «اراده»(La voluntad, 1902)، «آنتونیو آسورین» (Antonio Azorín, 1903) و «اعترافات یک فیلسوف نه چندان مهم»(Las confesiones de un pequeño filósofo, 1904)نوشت که در واقع رسالههای امپرسیونیستی نوشتهشدة بهصورت گفتوگو و نه چندان مهم هستند. کتاب دیگرش با عنوان «روح کاستیالیایی»(El alma castellana, 1900) و مجموعه مقالاتش با عنوان «جاده دن کیشوت»(La ruta de Don Quijote, 1905)و «یک ساعتِ اسپانیا 1590 تا 1560» (Una hora de España 1560-1590, 1924) بهطور دقیق و با نکتهسنجی، ماهیت زندگی مردمان اسپانیا را تصویر میکند. نقد ادبی آسورین نظیر «حاشیههایی بر ادبیات کلاسیک»(Al margen de los Clásicos, 1915) به برانگیختن شوروشوق جدید درخصوص ادبیات کلاسیک اسپانیا کمک کرد.آسورین نشریه ادواری Revista de Occidenteرا از 1923 تا 1936 سردبیری میکرد. او در دوران جنگ داخلی اسپانیا در پاریس بهسر میبرد و برای روزنامه آرژانتینی La Nación مطلب مینوشت، اما در 1946 به مادرید بازگشت.
ماریانو (ت. 1 ژانویه 1873، لاگوس دِ مورنو، مکزیک- و. 1 مارس 1952، مکزیکوسیتی) نویسندهای که 20 رمان درباره وقایع انقلاب مکزیک نوشته است. آسوالا در 1899 با اخذ درجه پزشک عمومی در گوئادالاخارا، ابتدا در زادگاهش و بعد از 1916 در مکزیکوسیتی به طبابت مشغول شد. مشهورترین اثر وی، «آدمهای فلکزده» (Los de abajo, 1916)، توصیف وحشت و هراس انقلاب است که در 1915، زمانیکه او در کسوت پزشک ارتش در گروه پانچو بیا خدمت میکرد، زیر آتش جنگ و طی راهپیمایهای اضطراری ارتش نوشته شده است. او به اجبار از مرز ال پاسو تگزاس گریخت و اولین رمان خودش را به صورت پاورقی (اکتبر – دسامبر 1915) منتشر کرد. توجه چندانی به این اثر نشد تا اینکه در 1924 مجدداً مطرح گردید. اثر فوق سایر رماننویسان مکزیکی معترض اجتماعی را تحتتأثیر قرار داد. آسوالا در 1916 به مکزیکوسیتی بازگشت و درحالیکه از مبارزه انقلابی ناامید شده بود، دو رمان انتقادی در مورد رژیم جدید نوشت: «جرقهها» (Las moscas, 1918) و «رؤسا» (La caciques) که هر دو با هم به نام «دو رمان از مکزیک، کارفرما و مگس» (Two Novels of Mexico: The Flies. The Bosses) و «گرفتاریهای یک خانواده آبرومند» (Las tribulaciones de una familia decente, 1918) ترجمه شده است. در آخرین آثارش- «وقت شوم»(La malhora, 1923)؛ «انتقام» (El desquite, 1925)؛ و«کرم شبتاب»(La luciernaga, 1932)- چندین شگرد سبکی را تجربه کرد.
عمر (ت. 1914، افریقای غربی فرانسوی [موریتانی]) مورّخ و شاعر افریقایی که آثارش اساساً به مردمان فولانی (پول) منطقه رودخانه سنگال میپردازد.با در فرانسه تحصیل کرد و پس از آن، چندین مقام آموزشی و اداری گرفت. وی با استفاده از روشهای گوناگون (روایت شفاهی، زبانشناسی، و جامعهشناسی مقایسهای) اولین گزارش علمی از حضور نخستین فولانی در منطقه رودخانه سنگال را (که اکنون دربرگیرنده قسمتهایی از جمهوریهای موریتانی و سنگال است) عرضه کرد. کتابش «فوتا تورو در تقاطع فرهنگها» (Le Fouta Toro au carrefour des cultures, 1977) را به لئوپولد سنگور، شاعر و دولتمرد سیاهپوست، تقدیم کرد. با و سنگور از توسعه زبان فرانسه بهمثابه وسیلهای برای ایجاد اتحاد در افریقا حمایت میکردند.شعر با شدیداً با سبک گفتار فولانی و نوشتههای غنایی و ترانهها پیوند دارد. «اشعار مدرن پل» (Poèmes peuls modernes, 1965)؛ «گفتوگو؛ یا، از یک ساحل به ساحلی دیگر» (Dialogue; ou, D'une rive à l'autre, 1966) و «کلام خوشایند در قلب و گوش» (Paroles plaisantes au coeur et à l'oreille, 1977) احتمالاً پرخوانندهترین آثار وی هستند. او همچنین چندین اثر برجسته به زبان فولانی، فرهنگی از کلمات ماند (Mande) در زبان فولانی و فرهنگهایی از اصطلاحات در زبان فولانی دارد.
جمع آن بعالیم. یکی از چند ایزد محلی کنعان یا فنیقی است. در میان کنعانیان، بعل ظاهراً خدای حاصلخیزی و یکی از مهمترین خدایان در معبد خدایان محسوب میشده است. بعل در مقام خدای جهانشمول، حاصلخیزی پرنس، یا خدای زمین نامیده میشد. او همچنین خدای باران و شبنم، دو شکل رطوبت که برای خاک حاصلخیز در کنعان ضروری و حتمی است نیز نامیده شده است. در اوگاریت و تورات عبری، بعل بهمثابة توفان الهی یا کسی توصیف میشود که بر ابرها سوار بود. بعل در میان فنیقیها بعل شامن، خدای خدایان، نامیده میشود.پرستش بعل در مصر تقریباً از (1400ق.م تا 1075 ق.م) در اواخر دوران سلطنت جدید رایج بود. بعل، بهواسطۀ نفوذ آرامیها، که تلفظ بابلیِ بِل را وام گرفتند، سرانجام به بلوس یونانی شهره شد و با زئوس یکی دانسته شد.در برهههای تعیینکننده تاریخ اسرائیل وجود نامهای بعل الزاماً معنی ارتداد یا حتی سنکرتیسم [تلفیق باورهای مختلف در دین م.] را نداشت؛ در واقع بعل نامی بود که بهآسانی برای خدای بنیاسرائیل بهکار برده میشد. آنچه سبب شد نام بعل اسم نفرینشده در نظر بنیاسرائیل باشد، برنامۀ ایزابل (زن بدجنسی که با آفاب پادشاه بنیاسرائیل ازدواج کرد) در قرن نهم قبل از میلاد بود که در مخالفت با پرستش رسمی یهوه (اولین پادشاه از 18 پادشاه) پرستش فنیقی بعل را در اسرائیل رواج داد. نزدیک به زمان هوشۀ پیامبر (نیمه قرن هشتم ق.م) تعارض با بعلگرایی چنان قوی بود که استفاده واژه بعل اغلب با بوشت (شرم) بهصورت تحقیرآمیزی جانشین میشد.
اس. اَدبوی، نام کاملاو سلیمان ادبوی بابالولا (ت. 17 دسامبر 1926، نیجریه) شاعر و دانشمند نیجریایی که بهعلت مطالعه و بررسی روشنگرانهاش از ایجالای (شکلی از شعر شفاهی) یوروبایی و ترجمههای تعداد زیادی از قصههای محلی و عامیانه معروف شده است.بابالولا تحصیلاتش را در نیجریه، غنا و کیمبریج گذراند و دکترایش را از دانشگاه لندن گرفت. در بازگشت به نیجریه سمتهایی بهعنوان مدرس در مؤسسۀ مطالعات افریقایی دانشگاه آیف، رئیس کالج ایگبابی، لاگوس و استاد زبان افریقایی و ادبیات در دانشگاه لاگوس را بهدست آورد. «محتوا و قالب ایجالای یوروبایی» (Content and Form of Yoruba Ijala, 1966) او هم پیشدرآمدی انتقادی بر این قالب شعری محلی و هم گلچینی همراه با شرح و تفسیر از اشعار ایجالای با ترجمههای انگلیسی آنها بهدست میدهد.
شخصیتی داستانی، فیلی بینظیر که قهرمان داستانهای مصوّر کودکان، اثر نویسنده و تصویرگر فرانسوی، ژان دو برونهوف، است. بابار و ملکهاش، سِلِست، بر قلمروی سلطنتی و صلحطلب در جنگل حکومت میکردند. اولین کتاب دربارۀ بابار، «قصه بابار، فیل کوچولو» (L' Histoire de Babar, le petit éléphant, 1931)، روایتگر این ماجراست که وقتی مادر بابار با تیر شکارچیان از پا درمیآید، او به شهر میگریزد؛ او سرانجام به جنگل بازمیگردد و تاج پادشاهی بر سر میگذارد. کتابهای دیگر از این مجموعه داستانها عبارتانداز: «شاه بابار» (Le Roi Babar, 1933)؛ «الفبای بابار» (ABC de Babar, 1934)؛ «سفرهای بابار» (Le Voyage de Babar)؛ و «بابار و بابانوئل» (Babar et le Père Noël, 1941)، که دو اثر اخیر پس از مرگش منتشر شدند. لوران دو برونهوف، پسر ژان، بعد از مرگ پدرش نگارش مجموعه داستانهای بابار را ادامه داد.
تخلص او عریان (ت.حدود 1000 م، لرستان یا همدان، ایران- و. بعد از 1055 م، همدان) یکی از محبوبترین شاعران کلاسیک ادبیات فارسی. از زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. احتمالاً در همدان میزیسته است. لقبش، عریان، حاکی از آن است که درویشی خانهبهدوش یا عارف بوده است. افسانهای دربارۀ او میگوید که این شاعر، که هیزمشکنی بیسواد بود، در جلسۀ وعظی در مدرسهای دینی شرکت میکند؛ در آنجا محققان و دانشجویان او را بهسبب فقدان دانش و مهارت مسخره میکنند. بعد از اینکه مکاشفهای را تجربه میکند، به همان مدرسه برمیگردد و از آنچه که دیده است سخن میگوید، و همگان را مسحور عقل و خرد خود میکند. شعر او در یکی از گویشهای فارسی نوشته شده است. او بیشتر بهعلت دوبیتیهایش، که به زبانی آهنگین صداقت و معنویت را با مایههای عمیق فلسفی نشان میدهد، معروف است. ایرانیان باباطاهر را بسیار محترم میدارند و برای او مقبرهای باشکوه در همدان ساختهاند. بسیاری از اشعار وی به انگلیسی ترجمه شده است.
رمان سینکلر لوئیس، که در 1922 منتشر شد. انتقاد شدید رمان از ارزشهای طبقه متوسط امریکا، واژه «ببیتری» را مترادف پایبندی به روش زندگی آدمهای سازگار، مادهگرایانه و ضدروشنفکرانه میسازد.در این رمان، جورج اف. ببیت دلال موفق و ثروتمند مستغلات در شهر زنیت است. او حامی مردم خودش، تقویتکنندۀ روحیۀ شهروندی و طرفدار پروپاقرص بهدست آوردن موفقیت برای خود است. وقتی بهترین دوستش بهعلت تیراندازی همسرش دستگیر میشود، ارزشها را زیر سؤال میبرد و در برابر تعدادی از ارزشها که خود همیشه آنها را تأیید و رعایت میکرد، اعتراض میکند. اما شورش ببیت کوتاه و گذراست؛ زیرا او قدرت روحی چندانی ندارد.
(ت. 2 آگوست 1865، دیتون، اوهایو، امریکا- و. 15 جولای 1933، کیمبریج، مساچوستس) منتقد، معلم، رهبر جنبش نقد ادبی که بهعنوان اومانیسم جدید یا نواومانیسم معروف شد.ببیت در دانشگاه هاروارد و سوربن تحصیل کرد و از 1894 تا پایان زندگیاش، در هاروارد تدریس کرد. ببیت، که معلم، سخنران و مقالهنویسی جدی بود، خصم بیقید و شرط رمانتیسم و انشعاباتش، رئالیسم و ناتورالیسم، بود. در عوض او از فضیلتهای کلاسیک خویشتنداری و میانهروی دفاع میکرد. اولین دنبالهروهای او تی. اس. الیوت و جورج سانتایانا هستند که بعداً او را نقد کردند؛ مخالف بزرگ او اچ. ال. منکن بود. ببیت نظراتش را فراتر از نقد ادبی گسترش داد: «ادبیات و کالج امریکایی» (Literature and American College, 1908) خواهان بازگشت به مطالعه و بررسی ادبیات کلاسیک میشود؛ «لائوکوئون جدید» (The New Laokoön, 1910) آشفتگی بهوجود آمده در ادبیات بهوسیلۀ رمانتیسیسم را محکوم میکند؛ «روسو و رمانتیسیسم» (Rousseau and Romanticism, 1919)تأثیرات اندیشه ژان ژاک روسو در قرن بیستم را نقد میکند؛ «دربارۀ خلاق بودن» (On Being Creative, 1932) مفهوم رمانتیک خودجوشی را با دیدی نامطلوب با نظریههای کلاسیک تقلید مقایسه میکند.
ایساک امّانوئیلاویچ (ت. 1 جولای [13 جولای سبک جدید] 1894، آدسا، اکراین، امپراتوری روسیه-و. 17 مارس 1941، سیبری، اتحاد جماهیر شوروی) نویسنده داستانهای کوتاه که شهرتش بهسبب داستانهای جنگ و قصههای آدسا است. او در دوره نخست شوروی مبتکر محسوب میشد و اوایل دهه 1930 شهرت خوبی کسب کرد.بابیل در خانوادهای یهودی متولد شد و در دوران اعدام و آزار و اذیت یهودیان رشد کرد، که این مسئله در حساسیت، بدبینی و بیمارگونگی داستانهایش منعکس است. اولین آثارش، که بعدها در «قصههای آدسا»(Odesskiye rasskazy) گنجانده شد، در 1916 در نشریهای ادبی به سردبیری ماکسیم گورگی به چاپ رسید. به توصیه گورگی تصمیم گرفت دنیا را ببیند. شاید معنیدارترین تجربهاش در هفت سالی بود که در کسوت سرباز، در جنگ با لهستان خدمت کرد؛ تجربیات وی در این نبرد او را به نگارش مجموعه داستان «سوارهنظام سرخپوش» (Konarmiya, 1926) رهنمون شد.«قصههای آدسا» به شکل کتاب در 1931 منتشر شد. این مجموعه رئالیستی و خندهدار درباره مالدافانکا ـ محله یهودینشین حومه آدسا - است که بهروشنی و وضوح، سبک زندگی و زبان خاص راهزنان یهودی را روایت میکند که بهوسیله «پادشاه»شان، بنیا کریک مشهور، هدایت میشدند.او داستانهای کوتاه دیگری و نیز دو نمایشنامه به نامهای «شامگاه» (Zakat, 1928) و «ماریا» (Mariya, 1935) نوشت. وی در اوایل 1930 در اتحاد جماهیر شوروی بسیار مشهور بود، اما در سختگیریهای فرهنگی روزافزون استالینی، آثار او با عقاید رسمی ادبی در تضاد قرار گرفت. بعد از نیمه 1930، در سکوت و ابهام زندگی کرد. در می 1939 دستگیر شد و در اردوگاه زندان سیبری از دنیا رفت.
داستان کوتاه اثر ایزاک دنیسن، که به شکل دنبالهدار در 1950 در Ladies’ Home Journal منتشر و بعداً در کتابی به نام «حکایتهای سرنوشت» (Anecdotes of Destiny, 1958) جمعآوری شد. این اثر در 1958 به زبان دانمارکی نیز منتشر شد. داستان این اثر، سرگذشت پناهندهای فرانسوی است که لذتپرستی هنری او با روحیه و خلقیات خشک مقدسانه مردمان وطن جدیدش در نروژ مغایر است.بابِت پس از فرار از خانۀ اشتراکی خود در پاریس، در 1871 به شهر کوچکی در نروژ میرسد. در آنجا بهعنوان خدمتکار در خانه مارتین و فیلیپا، دو پیردختر شهردار پیشین شهر، مشغول به کار میشود. آنها از شیوه زندگی فرقه پدرشان تبعیت میکنند. وقتی بابِت در بختآزمایی فرانسوی برنده میشود، ثروت خود را از روی عشق و محبت برای بر پا کردن ضیافت فرانسوی باشکوهی برای این دو خواهر و دوستانشان مصرف میکند.
میهالی (ت. 26 نوامبر 1883، سکسارد، مجارستان، اتریش- مجارستان- و. 4 آگوست 1941، بوداپست) شاعر، رماننویس، رسالهنویس و مترجمی که نقش مهمی در حیات ادبی کشورش بازی کرد.بابیچ در دانشگاه بوداپست تحصیل کرد و اولین کتاب شعرش در 1909 منتشر شد. او در دبیرستانهای خارج از مرکز، به تدریس مشغول بود تا اینکه در زمان جنگ جهانی اول بهعلت دیدگاههای صلحطلبانهاش مجبور به استعفا شد. پس از آن، همه توانش را صرف ادبیات کرد. وی عضو انجمن ادبیای بود که در آن آندره آدی، ژیگموندی موریتس و دژو کوستولاینی حضور داشتند و آثار ادبیشان در نشریه دورهای Nyugat («غرب»؛ تأسیس شده در 1908)، یکی از مهمترین مجلات انتقادی در تاریخ ادبی مجارستان، چاپ میشد. بابیچ در 1929 سردبیر آن مجله شد.شعر بابیچ خردمندانه و فهم آن مشکل بود، امّا نثرش قابل فهمتر بود. در میان رمانهایش، «کودکان مرگ» (Halálfiai, 1927)، که توصیفی دلسوزانه از انحطاط و زوال طبقه متوسط است، شهرت دارد. ترجمههای وی شامل نمایشنامههای سوفوکلس، «کمدی الهی» اثر دانته، سرودهای مذهبی لاتین و آثار ویلیام شکسپیر و ی. و. فون گوته است.
(نام کامل آن بابی یار: سندی به شکل داستان) اثری منثور نوشته آناتولی کوزنتسوف، که بهطور زنجیرهای در 1966 با نام «بابی یار» (Babi Yar) منتشر شد. اولین چاپ آن در اتحاد جماهیر شوروی بهشدت سانسور شد. نسخه کامل و مجاز آن، که بخشهای حذفشده را شامل میشد و نیز مطالبی به آن افزوده شده، بهوسیلۀ نویسنده ولی با نام مستعار آ. آناتولی به دو زبان روسی و انگلیسی در 1970 منتشر شد.این کتاب روایتگر ترس و وحشتی است که نویسنده در دوران اشغال وحشیانه کییف بهدست نازیها از 1941 تا 1944 شاهد آن بوده است. اثر به محکومیت شدید سیاست نازیها و نیز شوروی در ارتباط با اوکراین در این دوره میپردازد. این کتاب بهسبب طنز خالی از احساس و لحن طعنهآمیزش مشهور است. عنوان کتاب از درهّای عمیق و باریک در کییف گرفته شده که نازیها بیش از صد هزار سکنه محلّی آن را کشتند و در آنجا دفن کردند.
نام کاملاو والریوس بابریوس (شکوفایی، احتمالاً قرن دوم بعد از میلاد) نویسنده یکی از قدیمترین مجموعه قصههای حیوانات که تا امروز بر جای مانده است. از این نویسنده، اطلاعات چندانی در دست نیست. بیشتر نسخههای داستانهای موجود به نام ایزوپ به ثبت رسیده است، هرچند بابریوس آنها را بهصورت شعر لَنگ یا شعر با وزن کلیامبیک (دارای سکته) روایت کرده بود.بیشتر قصههای بابریوس از نوع خاص قصههای حیوانات است. این حکایات از نظر سبک و زبان بسیار ساده هستند، امّا وجود عناصر اشعاری در آنها، خبر از این میدهد که داستانهایی از این دست، در واقع، محصول جامعه پیچیده شهری است.
بکانتس نیز نامیده میشود. نمایشنامهای که ائوریپیدس حدود 406 پیش از میلاد نوشته است. بسیاری این اثر را شاهکار وی میدانند.در باکانتها، خدایگان دیونوسوس به قصد یافتنِ پیروانی، که او را با اوج احساسات پرستش کنند، از آسیا به یونان وارد میشود. او به شکل جوانی روحانی با جذبه آسیایی درمیآید و همراه با زنان عاشق و پرستنده خود، که گروه کُر (گروه رقاصان و آوازخوانان) این نمایشنامه را تشکیل میدهند، وارد میشود. دیونوسوس ابتدا توقع داشت نخست در تبس پذیرفته شود، امّا اهالی تبس، الوهیت او را نپذیرفتند و پرستش او را رد کردند و پادشاه جوان شهر پنتئوس نیز سعی کرد او را دستگیر کند. در انتها دیونوسوس، پنتئوس را دیوانه کرد و او سر به کوهستان گذاشت. آنجا آگاوی، مادر پنتئوس، و زنان تبس در یک لحظه جنونآمیز در اثر میگساری او را مثله کردند.
[لاتین آن bacchantes (جمع)، از وجه وصفی حال bacchari به معنای بزرگداشت آداب و شعائر باکوس] مایناد یا توئیاد نیز نامیده میشود. زن روحانی یا مرید مؤنث دیونوسوس (باکوس)، خدای طبیعت پربار و گیاهان که بهخصوص با شراب و سرمستی و خلسه مربوط میشود.مطابق روایت درحالیکه آتنیها بهسبب تلاش برای رویگردان کردن طرفداران دیونوسوس از پرستش وی، محکوم به از دست دادن توان تولیدمثل خود شدند، پِنتئوس، پادشاه تِبِس، هنگامی که سعی میکرد کارهای پرستندگان دیونوسوس رازیر نظر داشته باشد، به دست بکانتها تکهتکه شد. زنان خانوادههایشان را رها کردند و به تپهها گریختند. آنجا پوست بچه گوزنها را پوشیدند و تاجهایی از پیچک بر سر گذاشتند و تضرع کردند. با حرکت دادن چوبدستیهای رازیانه با برگهای درخت مو، که سرهای آنها با پیچک آراسته شده بود، بالا و پایین میرفتند و با نور مشعلها و آهنگ نی و دایره زنگی میرقصیدند. درحالیکه تحت تأثیر الهام خدا بودند، تصور میشد که بکانتها دارای نیروهای غیبی هستند و توانایی طلسم کردن مارها و خوردن شیر حیوانات را دارند و نیز با توان خارقالعادهای که دارند، قادرند قربانیان را قبل از ورود به عید مذهبی تکهتکه کنند.
ریکاردو (ت. 19 آوریل 1891، بولونیا، ایتالیا - و. 8 اکتبر 1985، مونز) شاعر، نمایشنامهنویس، منتقد ادبی و رماننویس ایتالیایی که عمدتاً در جایگاه استاد رمان تاریخی مشهور است.باکلی به دانشگاه بولونیا رفت، اما بدون گرفتن مدرک در 1921 آنجا را ترک کرد. او کتاب شعر در خور توجه و مهمی به نام «اشعار تغزلی» (Poemi liric) در 1914، هنگامیکه در مقام افسر توپخانه در جنگ جهانی اول خدمت میکرد، منتشر کرد. بعد از جنگ با نشریة ادبی La Ronda همکاری کرد. او در آن نویسندگان پیشگام معاصر را مسخره کرد و در مقام الگو، استادان نوزایی و نویسندگانی مانند جاکومو لئوپاردی و الساندرو ماندزونی را تحسین کرد. اندکی بعد منتقد نمایشنامه در نشریة La fiera letteraria شد.قویترین آثار وی رمانهای تاریخی هستند. اولین رمان مهم وی، «شیطان روی پل طویل» (Il diavola al pontelungo)، در مورد انقلاب ناموفق سوسیالیستی در ایتالیاست. شاهکارش با عنوان کلی «آسیاب پو» (Il mulino del Po 1938-40) در دو جلد و جلد سوم آن به نام «بدون هیچ چیز جدیدی زیر آفتاب» (Nothing New Under the Sun) یکی از برترین آثار ایتالیایی این نوع ادبی است. رمان تاریخی دیگر او «سه بردة جولیوس سزار» (I tre schiavi di Giulio Cesare, 1958) نیز قابل ذکر است. در میان آثار نقادانة وی «بیانات ادبی» (Confessioni letterarie, 1932) و «لئوپاردی و ماندزونی» (Leopardi e Manzoni, 1960) به چشم میخورد. اثر آخر وی در مورد دو چهره ادبی است که او بسیار آنها را تحسین میکرد.
صورت جمع آنbacchii [یونانی آن bakcheîos، گرفته شده از bakcheîos (صفتِ) bacchus] رکن عروضی سههجایی. در عروض قدیم، اولین هجا، کوتاه و دو هجای دیگر، بلند ( -- È) هستند. در عروض معاصر یا عروض تکیهای، اولین هجا بدون تکیه و دو هجای دیگر هم تکیة اولیه و هم تکیه میانی دارند. یک باکیوس معاصر به این شکل َ َU تقطیع میشود. قسANTIBACCHIUS
(شکوفایی قرن پنجم ق.م) شاعر غِنایی یونانی اهل جزیرة آیگیئنِ کئوس، برادرزادة سیمونیدسِ شاعر و همعصر جوانتر پیندارِ شاعر که با او بر سر سرودن در قالبِ قصیدة پیروزی رقابت داشت. اطلاعات کمی از آثار بکیلیدیز وجود داشت تا کشف قطعات پاپیروس در مصر که در 1896 به موزه بریتانیا رسید و سال بعد منتشر شد. از 21 شعری که بهطور کامل یا ناقص احیاء شدند، 14 شعر قصیدههای پیروزی و مابقی دیتورامبها (م. ترانههای ستایش دیونوسوس) هستند. دیگر بخشها شامل متونی از مدایح (اشعاری در مدح افراد نامدار) و سرودهای سپاس (سرودهایی در ستایش خدایان) میشوند.یک تاریخ قطعی در قصیدة شماره 5 آمده است؛ این قصیده پیروزی است که برای ستایش پیروزی هیرون اول، حاکم سیراکیوز، در مسابقه اسبدوانی در بازیهای اُلمپی 476 ق. م سروده شده بود. این شعر تلویحاً بیان میکند که بکیلیدیز قبل از این تاریخ در قامت میهمان هیرون از سیراکیوز دیدن کرده بوده است؛ بکیلیدیز بعدها در قصیدههای شماره 4 و 3 بهترتیب پیروزیهای هیرون را در مسابقه اسبدوانی سال 470 پوتیایی و مسابقه ارابهرانی اُلمپی سال 468 مورد ستایش قرار میدهد. این موضوع او را در رودررویی مستقیمی با پیندار قرار میدهد؛ پیندار دو مورد از این پیروزیها را در «المپی آی» (Olympian i)و «پوتیایی آی» (Pythian i) مورد ستایش قرار داده بود. خطاب اظهارات منتقدانة پیندار دربارة شاعران رقیب به بکیلیدیز و سیمونیدس تعبیر میشود. سبک بکیلیدیز در روایت و وضوح توصیفات بهتر است.
ایروینگ (اَدیسون) (ت. 26 سپتامبر 1859، پیرپونت، امریکا- و. 24 فوریه 1950، وایت پلینز) روزنامهنگار و داستاننویسی که کتابهایش، که موقعیت مکانی و زمانی آنها عموماً در شمال ایالت نیویورک جریان دارد، طنزآمیز و پر از توصیفهای عمیق در مورد شخصیتهاست. او کارش را در کسوت یک روزنامهگار شروع کرد. در 1883 در بروکلین نیویورک اولین اتحادیه روزنامة جدید را بنا نهاد و از طریق خدمات این اتحادیه آثار داستانی نویسندگانی مانند جوزف کنراد، رودیارد کیپلینگ و استیون کرین و نیز برخی از آثار غیرداستانی را توزیع کرد. از 1898 تا 1900 سردبیر New York World بود.رمان «اِبِن هلدن: قصهای از سرزمین جنوب» (Eben Holden: A Tale of North Country, 1900) او بیش از یک میلیون نسخه فروخته شد. این اثر تصویری درست از زندگی کشاورزی و کشاورزان در شمال ایالت نیویورک در قرن نوزدهم بهدست میدهد. «دری و من» (D'ri and I, 1901) داستانی است درباره جنگ دریاچة اری در جنگ 1812، که عامهپسند نیز بود. آثار مورد علاقه خود او «نور در زمین بیدرخت» (The Light in the Clearing, 1917) و «مردی برای اعصار: داستان سازندگان دموکراسی» (A Man for the Ages: A Story of Democaracy, 1919)، که این اثر داستان زندگی ایبرهم لینکلن است، بود. «عقاید یک یانکی شاد» (Opinions of a Cheerful Yankee, 1926)، «بالا آمدن از جاده، خاطرات کودکی سرزمین شمال» (Coming up the Road, Memories of a North Country Boyhood, 1928)، و «از ذخایر حافظه» (From Stores of Memory, 1938) زندگینامه خودنگاشت بودند.
اینگبور(ت. 25 ژوئن 1926، کلاگنفورت، اتریش - و. 17 اکتبر 1973، رم، ایتالیا) نویسنده اتریشی که نوشتههای اندوهبار و سوررئالش اغلب به زنان شکستخورده در عشق، نقش هنر در زندگی، و رنج خویشتننگری میپردازد.باخمان حرفه ادبیاش را بهطور جدی در 1952، زمانیکه شعرش را نزد گروه پیشتاز 47 میخواند، شروع کرد. او دو جلد کتاب شعر «زمان عاریه» (Die gestundete Zeit, 1953)، دربارۀ اضطراری بودن زمان و وقت، و «استمداد از دب اکبر» (Anrufung des Grossen Bären, 1956)نوشت که خیالپردازی و اساطیر را به نمایش میگذارد. از چندین نمایش رادیوییاش معروفترینشان «خدای خوب منهتن» (Der gute Gott von Manhattan, 1958) است.به دنبال سخنرانیهای درسی باخمان دربارهادبیات در دانشگاه فرانکفورت در 60-1959، او توجهش را از شعر به داستان تخیلی تغییر داد. او همچنین اپرانامة اپراهای «شاهزاده هامبورگ» (Der Prinz von Homburg, 1960) و «خدایگان پسر» (Der junge Lord, 1965) اثر هانس ورنر هنتس را نوشت. در میان نوشتههای دیگرش «سیامین سال» (Das dreissigste Jahr, 1961)، که یکمجموعه داستان کوتاه است، و رمان غنایی «مالینا» (Malina, 1971) وجود دارند.
فرانسیس، وایکُنت سنت آلبنز (یا آلبن)، بارون ورولم، (18-1603) سر فرانسیس بیکن نیز نامیده میشود (ت. 22 ژانویه 1561، یورک هاوس، لندن، انگلستان - و. 9 آوریل 1626، لندن) فیلسوف و مرد اهل ادب که «مقالات»(Essays, 1597)و دیگر نوشتههایش او را بهعنوان استاد نثر انگلیسی نشان میدهد. بیکن در 1582 وکیل دعاوی و در 1584 نماینده مجلس شد، اما تا 1591 در کسب قدرت سیاسی، موفقیت اندکی داشت. در این زمان بود که رابرت دوروکس، دومین کنت اسکس و فرد مورد علاقة ملکه الیزابت، حامی و پشتیبان او شد. بااینحال، تا 1600، مشاور عالم ملکه در محاکمة اسکس بود و در 1601 گزارشی تهیه کرد که اسکس را به جرم خیانت محکوم میکرد. با جلوس جیمز اول در 1603، بیکن سعی کرد مجدداً نفوذی پیدا کند؛ او در 1618، رئیس افتخاری دانشگاه و بارون ورولم شد؛ در 21- 1620 بهسمت وایکنت سنت آلبن منصوب شد. بین سالهای 1618 و 1620، او دست کم 12 نسخة اولیه از معروفترین اثرش «ارغنون جدید» (Novum Organum) را تهیه کرد که در آن، روش علمی خودش را ارائه داد؛ او طرح سازماندهی مجدد علوم را در «احیاء العلوم» (Instauratio Magna) تهیه کرد؛ و چندین اثر فلسفی کوچک نوشت.بیکن در 1621 بعد از متهم شدن به دریافت رشوه، از اریکه قدرت ساقط شد. او، که از سرگرمیهای محبوبش محروم شده بود، اجازة دسترسی به پزشکش را نداشت، و از مجلس نیز اخراج شده بود، مهارتهای ادبی خودش را در خدمت پادشاه گذاشت و در بین کارهای دیگر، چکیدهای از قوانین، تاریخ بریتانیای کبیر و زندگینامههای پادشاهان تودور را نوشت. دو عنوان از شش عنوان تاریخ طبیعی برنامهریزی شده تألیف شدند - «تاریخ بادها» (Historia Ventorum)، که در 1622 منتشر شد، و «تاریخ زندگی و مرگ» (Historia Vitae et Mortis)، کهسال بعد از آن چاپ شد. مجموعه مقالات او بهصورت جامع با عنوان مقالات در 1612 منتشر شد. چاپ سوم این مجموعه در 1625 با اضافات بیشتری به چاپ رسید.
ینس (ایمانوئل) (ت. 15 فوریه 1764، کورسور، دانمارک- و. 3 اکتبر 1826، هامبورگ [آلمان]) چهره مهم ادبی دانمارک در گذار از نوکلاسیسیسم به رمانتیسیسم.باگسن در 1782 برای تحصیل الهیات به کپنهاگ رفت. اولین کتاب شعرش، «قصههای خندهدار» (Comiske fortælliger, 1785)، بسیار موفق بود. بعدها، پس از آنکه از اپرانامهاش برای اولین اپرای دانمارک، Holger Danske، بهعلت عدم حس ملیگرایی نقد تندی شد، از آلمان به سوئیس و فرانسه سفر کرد. این سفر پایه و اساس مهمترین کتابش، اثری منثور و خیالی به نام «هزارتو» (Labyrinten, 1792-98) شد، که «سفری احساساتی» یادآور اثر رماننویس قرن هجدهم انگلیس لارنس استرن بود. باگسن به اشکال گوناگون یک آلمانیدوست، تحسینکننده بزرگ ژان ژاک روسو، حامی پرشور انقلاب فرانسه، مرید ایمانوئل کانت، و پیرو مکتب رمانتیسیسم و اولین تحسینکننده شاعر مشهور رمانتیک دانمارک آدام اولنشلِگر بود؛ بعدها در زندگی او بهطور جدی با رمانتیسیسم مخالفت کرد و هفت سال با اولنشگر نزاع داشت.
Baggins, Bilbo and Frodo \'bil-bō-'bag-inz…'frō-dō\
شخصیتهای داستانی رمانهای جی. آر. آر. تالکین. هر دو موجودات سرگرمکننده و اسطورهای که کوتاهقامت، مهربان و بهشدت پیرو غرایز طبیعی هستند. بیلبو، قهرمان هابیت، گروهی از کوتولهها را در سفری برای پیدا کردن گنج مسروقه آنها همراهی میکند. فرودو، خواهرزاده و وارث بیلبو، شخصیت قهرمان اثر سهگانه تالکین با عنوان ارباب حلقههااست که روایتکننده ماجراهای فرودو و آدمهای دیگری است که تلاش میکنند بر نیروهای تاریکی پیروز شوند. هر دو شخصیت در خود بارقههای شجاعت و بردباری بیسابقهای را مییابند.
انید، نام بعد از ازدواج او لیدی جونز (ت. 27 اکتبر 1889، راچستر، کنت، انگلستان - و. 31 مارس1981، لندن) داستان و نمایشنویسی که بهسبب دامنة وسیع موضوع و سبکش معروف است.پدر بگنولد افسر ارتش بود و او نخستین سالهای کودکی را در جامائیکا گذراند و به مدارس انگلستان و فرانسه رفت. طی جنگ جهانی اول، در یگان خدمات زنان انگلیس مشارکت داشت. او این تجربه را در دو کتاب اولش به نامهای «دفترچة خاطراتی بدون تاریخ» (A Diary Without Dates, 1917) و «بیگانه شاد» (The Happy Foreigner, 1920) توصیف و شرح داده است. معروفترین اثر بگنولد رمان «مخمل ملّی» (National Velvet, 1935 / فیلم آن در 1944)است که در آن داستان دختر بلندپرواز چهارده سالهای نقل میشود که در مسابقات اسبدوانی با مانع ملی بریتانیای کبیر با اسبی که فقط به قیمت 10 دلار خریده به پیروزی میرسد. دو رمان کاملاً متفاوت او به این شرح هستند: «ارباب» (The Squire, 1938 / با نام «دریچة زندگی» نیز منتشر شد)، که حالوهوای انتظار و امید را در خانوادهای توصیف میکند که منتظر تولد بچهای هستند و «معشوقه و حسرت» (The Loved and Envied, 1951)، کهمطالعه و بررسی نگرش و برخورد زنی در مقابل پیر شدن است. بگنولد در جایگاه نمایشنامه نویس موفقیت بزرگی با «باغ گچی» (The Chalk Garden, 1955 / فیلم آن در 1964)بهدست آورد. «زندگینامة خودنگاشت انید بگنولد از1889» (Enid Bagnold's Autobiography) در 1969 منتشر شد.
نام مستعار ادوئارت گیورگییویچ دزیوبین یا دزوبین (ت. 22 اکتبر [3 نوامبر سبک جدید]، 1895، در آدسا، اکراین، امپراتوری روسیه - و. 16 فوریه 1934، مسکو، روسیه، اتحاد جماهیر شوروی سابق) شاعر روس که شهرت وی بهواسطه اشعار انقلابی و حفظ سنت رمانتیسم در روسیه دوران جماهیری است.باگریتسکی انقلاب 1917 را با شور و هیجان فراوان مورد استقبال قرار داد و در دوران جنگ داخلی در ارتش سرخ خدمت کرد و به سرودن اشعار تبلیغاتی پرداخت. حوادث جنگ سلامت وی را تضعیف کرد و وی به نویسندگی بهصورت شغلی تماموقت روی آورد. اولین اشعاری که سرود، به تقلید از اکمئیستها بود؛ گروهی ادبی در روسیه که به ملموس بودن رئالیسم فردی در شعر معتقد بودند و شفافیت تصویرگری در شعر و شدت داشتن احساس و تازگی کلام را مورد تأکید قرار میدادند. زمان چندانی به طول نینجامید که وی به نگارش به سبک ویژه خویش روی آورد و کتاب «عوام و اُپاناسا» (Duma pro Opanasa, 1926) را به چاپ رساند که روایت منظوم ماهرانهای است که زمان وقوع آن دوره انقلاب و شخصیت و قهرمان اصلی آن فردی روستایی به نام اُپاناسا است. هرچند آثار بعدی وی در هماهنگی با اهداف رژیم جماهیری در شوروی بود، اما باگریتسکی سبک رمانتیسم را در آثار خود حفظ کرد. اشعار باگریتسکی طیفی از اوزان را نشان میدهند و تأثیر کلاسیسم و مدرنیسم در آنها دیده میشود، اما آثار او در مجموع دیدی خوشبینانه و مثبت نسبت به دنیا ارائه میکنند.
جایزة ادبی ایتالیا که هر سال به نویسنده بهترین کتاب سال تعلق میگیرد. این جایزه در 1927 آغاز و براساس نام منطقهای از میلان، که اولین دوره آن در آنجا برگزار گشت، نامگذاری شد. جایزه به بهترین نویسندگان آثار در چندین نوع ادبی متفاوت داده میشود.
نام کامل او ابوالفضل زهیربن محمد المُهلّبی (ت. 28 فوریه 1186، مکه، عربستان [امروز عربستان سعودی] - و. 2 نوامبر 1285، قاهره، مصر) شاعر عرب سلسله ایوبی (سلسلهای از مسلمانان سنّی قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم) متمرکز در قاهره.بهاءُ الدین زهیر در قوص، مرکز تجارت و دانش مصر علیا، تحصیل و سپس به قاهره نقل مکان کرد. در آنجا او در خدمت ولیعهد ایوبی، صالح ایوبی، درآمد. در 1240، زمانی که صالح در مصر به حکومت رسید، وی وزیر شد، امّا سال بعد، از لطف پادشاه محروم گشت.دیوان بهاءالدین زهیر (مجموعه اشعار) به عربی همراه با ترجمه انگلیسی در دو جلد با عنوان «شاعرانههای بهاءالدین زهیر» (The Poetical Works ofBehā-ed-Dīn Zoheir, 1876-77) منتشر شد. در میان اشعارش قصایدی مدحیه و اشعاری درباره عشق و دوستی وجود دارد.
محمد تقی(ت. 1885، مشهد، ایران- و. 22 آوریل 1951، تهران) یکی از بزرگترین شاعران اوایل قرن بیستم ایران.بهار بهعنوان شاعر دربار مظفرالدین شاه، جانشین پدرش، صبوری، بود؛ اگرچه کمکم از دربار دوری گزید و طرفدار جنبش انقلابی در کشور شد. او در مقام سردبیر در روزنامه لیبرال دموکرات نوبهار، در ستایش قانون اساسی جدید ایران مطالبی نوشت و در جایگاه نماینده مجلس ایران، زندگی سیاسی فعالی داشت و رئیس انجمنی ادبی به نام دانشکده شد. این انجمن، روزنامهای را منتشر میکرد که در آن بهار ذوق و سلیقه ادبی سنتی خود را با حمایت از سبک کلاسیک در مقابل شاعران نوگرا بیان میکرد. او از 1921 از سیاست کناره گرفت و خود را اساساً وقف تعلیم و برنامههای فرهنگی کرد. با اینکه شعر او اساساً به سبک فارسی کلاسیک نوشته شده، امّا در بیان اندیشههای جدید اجتماعی و انتقاد از حکومت و اغلب در هجو گزنده بینظیر است. وی همچنین چند مقاله، یک رمان و رسالههایی درباره آثار شاعران بزرگ فارسی و مورّخان نوشته است.
هرمان (ت. 19 جولای 1863، لینتس، امپراتوری اتریش- و. 15 ژانویه 1934، مونیخ، آلمان) مؤلف و نمایشنامهنویس اتریشی که پیوسته از ناتورالیسم، رمانتیسم و سمبولیسم حمایت میکرد.بعد از تحصیل در دانشگاههای اتریش و آلمان، در وین مستقر شد. او در آنجا در تعدادی روزنامه مشغول به کار شد. اولین آثار انتقادیاش یعنی «پیرامون نقد مدرنیته» (Zur Kritik der Moderne, 1890) و «غلبه بر ناتورالیسم» (Die Überwindung des Naturalismus, 1891) اولین مرحله کاری او را نشان میدهد که در آن تلاش کرد ناتورالیسم را با رمانتیسم سازگار کند. در 1907، او «وین» (Wien) را، که مقاله قابل توجهی پیرامون ماهیت اصلی شهر وین بود، منتشر کرد. بعدها، مدافع عرفان و سمبولیسم شد. کمدیهای او از جمله «زنان وینی» (Wienerinnen, 1900) و «حواری سنت نیکلاس» (Der Krampus, 1901) و «کنسرت» (Das Konzert, 1909) بهصورتی سطحی سرگرمکنندهاند.بار در 1903 در مقام مدیر تئاتر دویچز برلین منصوب شد. رمان او با نام «عروج» (Himmelfahrt, 1916) مکتب فکری متحجر کلیسای کاتولیک را ترسیم میکند. آثار انتقادی بعدی او، که علاقهاش را به آثار اجتماعی هنر خلاق نشان میدهد، شامل «گفتوگو دربارة مارسیاس» (Dialog vom Marsyas, 1904) و «اکسپرسیونیسم» (Expressionismus, 1914) است.
ژان آنتوان دو (ت. 1532، ونیز [ایتالیا] - و. اکتبر 1589، پاریس، فرانسه) فاضلترین شاعر گروه هفت نفری شاعران بنیادگذار گروه مشهور پلئیاد (La Pléiade).بائیف تحصیلات کلاسیک را انجام داد و در 1547 همراه با پیئر دو رنسار به پاریس، کالج کوکره رفت و نزد ژان دورا به تحصیل مشغول شدند. آن دو در آنجا، همراه با ژوئاشم دوبله دگرگونی شعر فرانسه را با تقلید از قدما و ایتالیاییها برنامهریزی کردند و تدارک دیدند. در این برنامهها، بائیف دو مجموعه از غزلوارههای منسوب به پترارک و غزلهای اپیکوری «عشقهای ملین» (Les Amours de Méline, 1552) و «عشق فرانسین» (L’ Amour de Francine, 1555) عرضه کرد. در 1567، «شجاع یا تیلبراس» (Le Brave, ou Taillebras)، اقتباس شاد بائیف از «سرباز لافزن» (Miles gloriosus) اثر پلاوتوس در دربار اجرا و منتشر شد.بائیف، که فرزند نامشروع لازار دو بائیفِ اومانیست و دیپلمات بود، از لطف سلطنتی برخوردار بود و از شارل دهم و آنری سوم، مقرری و تیول دریافت میکرد. «آثار منظوم» (Euvres en rime, 1573) او آگاهی و شناخت زیادی به الگوهای یونانی (بهخصوص آلکساندرن)، لاتین، نئولاتین و ایتالیایی را نشان میدهد. ترجمههای شعری وی عبارتانداز: «خواجه» (Eunchus) اثر تِرِنس و «آنتیگونه» (Antigone) اثر سوفکلِس.بائیف شاعری همهکاره و خلاق و آزمایشگر بود. از ابتکارات وزنی وی میتوان به شعر بائیفی، که شعری پانزده سیلابی است، اشاره کرد. نظریه وی در «نوبرهای شعر فرانسه در ادبیات موزون»(Etrénes de poezie fransoéze en vers mezurés, 1574) و ترانههای کوتاهش با نام «سرودهای کوچک موزون» (Chansonnettes mesurées, 1586)به همراه موسیقی بهوسیلة ژاک مودویی نشان داده شدهاند. «میمها، تعالیم و ضربالمثلها» (Mimes, enseignement et proverbes, 1576)اصیلترین اثر بائیف محسوب میشود.
[چینی آن báihua] در ادبیات چینی، سبک بومی چینی که بهمثابه زبانی نوشتاری در جنبشی برای احیای زبان ادبی کلاسیک چین اتخاذ شد و ادبیات را برای شهروندان متوسط قابل دسترستر کرد. هوشی، فیلسوف و تاریخدان، در 1917 این سبک را آغاز کرد. نهضت ادبی بایهوا موفق شد که زبان کتب درسی، نشریات ادواری، روزنامهها و اسناد دولتی شود و موجی از ادبیات جدید در سبک بومی ایجاد کند. در 1922 حکومت، بایهوا را زبان ملّی اعلام کرد. بایهوا از قدیم، پایینتر از گوون(guwen) تلقی و استفاده از آن برای نوشته خلاق بهطور آگاهانه لغو شده بود. قسGUWEN
پال، نام اصلی او پیتر هری بیلی (ت. 16 فوریه 1937، لندن، انگلستان) نویسندة انگلیسی رمانهای کوتاه احساساتی.بیلی، قبل از آغاز به شغل نویسندگی، در مشاغل متعدّدی کار کرد؛ نخستین رمان او، «در اورشلیم» (At the Jerusalem, 1967)، داستان عاقلهزنی تنها است که در خانة سالمندان برای ادامۀ حیات تلاش میکند. در «گناهان» (Trespasses, 1970) همسر شخصیّت اصلی داستان، وی را بهعنوان علّت اصلی خودکشیاش معرفی میکند و او که بهعلت حوادث داستان به ورطه فنا افتاده است، به تیمارستان سپرده میشود. بیلی مسخشدگی و گسست روانی را در «شباهت دور» (A Distant Likeness, 1973) و «سربازان پیر» (Old Soldiers, 1980) مورد بررسی قرار میدهد. اثر قابل توجّه دیگر او، «مرثیة گابریل» (Gabriel's Lament, 1986)، شرح تراژدیـ کمدی بیش از چهار دهه از زندگی یک خانواده است.نمایشنامههای بیلی شامل اقتباسی از رمان «جنایات و مکافات» فیودور داستایفسکی است که در 1978 به روی صحنه رفت. از آثار اخیر او زندگینامة خودنوشت وی با عنوان «خطای بیعیب: صحنههایی از کودکی و فراسوی آن» (An Immaculate Mistake: Scenes from Childhood and Beyond, 1990) و رمان «نی شکر» (Sugar Cane, 1993) است. وی همچنین زندگینامة هنری گرینِ رماننویس را نوشته است.
فیلیپ جیمز (ت. 22 آوریل 1816، ناتینگم، ناتینگمشر، انگلستان- و. 6 سپتامبر 1902، ناتینگم) شاعر انگلیسی که بهسبب کتابش «فستوس» (Festus, 1839)، روایتی از افسانه فاوست، شهرت پیدا کرده است. این اثر، که دارای 50 صحنه گفتوگو به شعر سپید و حدود 22000 سطر در کل است، اولبار بینام چاپ شد.پدر بیلی،که خود نثر و نظم منتشر میکرد، از 1845 تا 1852 مالک و ناشر و سردبیر مجله The Nottingham بود. بیلی جوان در 1835 به لندن رفت و وارد مهمانخانه لینکلن شد. وی بدون اینکه بهطور جدی کار حقوقی انجام بدهد، در بَسفرد (در ناتینگم) ساکن و سه سال به نوشتن فستوس مشغول شد. بیلی با مکتب اسپاسمودی همفکری کرد که گروهی از شاعران بودند که زیباییشناختیشان براساس اندیشهها و نظرات رمانتیک انجمن و کشف و شهود بوده و قیدوبند قالب ادبی را رها کرده بودند.
نام اصلی خانوادگیاش هیوم (ت. 25 دسامبر 1665، ردبرس کستل، بریکشر، اسکاتلند- و. 6 دسامبر 1746، بریکشر) شاعر اسکاتلندی که بهعلت آوازهای ساده و اندوهگینش در یادها مانده است.گریزل دختر ارشد سر پَتریک هیوم است که بعدها به مقام ارل مارچمنت رسید. گریزل نامههای پدرش را برای رابرت بیلی، زندانی توطئهگر اسکاتلندی از جارویسوود میبرد. بعدها گریزل با پسر وی ازدواج کرد. اگرچه گریزل چندین آواز و سرود نوشت، اما فقط دو عنوان از آنها موجود است: «بانی قصاب گوسفندان» (The ewe-buchtin’s bonnie) و «اگر دلم میگذاشت با تو ازدواج میکردم» (And werena my heart licht I wad dee).
(ت. 11 سپتامبر 1762، همیلتن، لانارک، اسکاتلند- و. 23 فوریه 1851، همپستد، لندن، انگلستان) شاعر و نمایشنامهنویس پرکار که نمایشنامههای او، غالباً به نظم، بهطور گستردهای در زمان افول درام جدّی مورد تمجید قرار گرفت. اثر سه جلدی «بازیهای پرهیجان» (Plays on the Passions, 1798-1812) برای او شهرت بههمراه آورد، ولی طولی نکشید که از یادها رفت. بیلی، تا حدودی بهعلت دوستی با هممیهنش سر والتر اسکات، و همچنین اشعار عاشقانهاش با عنوان «اشعار سرگردان» (Fugitive Verses, 1970) در اذهان مانده است. این اثر نخستین اثر منتشر شدة اوست که جایگاه معتبری در هنر ترانهسرایی در منطقه لولند اسکاتلند بهدست آورد.
شخصیّت داستانی، مهماندار محبوب و رکگوی کافه «تابارد این» که گروه زائران کنتربری را در «قصههای کنتربری» (The Canterbury Tales) نوشته جفری چاسر تا آنجا همراهی میکند. بیلی یادآور سنت نقّالی است که مبنای کتاب قصههای کنتربری واقع شده است.
برلیل (مارگرت) (ت. 21 نوامبر 1933، لیورپول، انگلستان) رماننویس انگلیسی که با توصیف روانکاوانه و تیزبینانهاش از زندگی طبقات ضعیف و متوسط، معروف شده است.بینبریج قبل از چاپ نخستین رمانش سالیان زیادی در تئاترهای فصلی نقشهای متعددی را ایفا کرد. آثار او اغلب بهشکل کمدی، اما بهگونهای دلهرهآور، ویرانگری نهفته در موقعیتهای معمولی و روزمره را به تصویر میکشد. در «آخر هفته با کلود» (A Weekend with Claud, 1967)، قهرمان داستان مرد درندهخو و خشنی است. «روی دیگر چوب» (Another Part of the Wood, 1968) مربوط به مرگ کودکی از بیتوجهی والدینش است. «هریئت گفت» (Harriet Said, 1972) داستان دو دختر نوجوان است که مردی را اغفال میکنند و همسرش را به قتل میرسانند. رمانهای دیگر وی از این نوع «رسوایی کارخانه نوشابه» (The Bottle Factory Outing, 1974)، «ویلیام دوستداشتنی» (Sweet William, 1975)،«زندگی آرام» (Quiet Life, 1976)، و«زمان آسیب» (Injury Time, 1977) نام دارند. «باغ زمستانی» (Winter Garden, 1980) داستانی پلیسی و دربارة قهرمانی انگلیسی است که از اتحاد شوروی دیدار میکند و در آنجا ناپدید میشود. «یک حادثه بزرگ بسیار بد» (An Awfully Big Adventure, 1989) و «پسران روز تولد» (The Birthday Boys, 1991) رمانهای بعدی او هستند.
تراژدیای در پنج پرده اثر ژان راسین، که در 1672 اجرا و در همان سال چاپ و منتشر شد. این نمایش یکی از تراژدیهای عالی راسین محسوب میشود و از قرار معلوم براساس ماجرایی واقعی است که در دهه 1630 در ترکیه اتفاق افتاده است.نمایش با نگرانی و دلواپسی وزیر اعظم اکومات درباره موقعیت خودش در دربار و نقشة استفاده از باژازه در توطئهای برای جانشین کردن باژازه، برادر سلطان آمورات، شروع میشود. توطئه همچنین پای معشوقه مورد لطف آمورات یعنی رُکسان و عشق (ناخواسته) باژازه، آتالیده، را به میان میکشد. در پایان باژازه و رُکسان به فرمان آمورات کشته میشوند. آتالیده زمانیکه از مرگ باژازه باخبر میشود، خود را میکشد و آکومات فرار میکند.
نام مستعار لی فِیکان (ت. 25 نوامبر 1904، شنگدو، استان سی چوان، چین) نویسنده هرجومرجطلب چینی که رمانها و داستانهای کوتاه وی در دهههای 1930 و 1940 بهطور گسترده مورد اقبال واقع شد. نام مستعار باجین با به هم چسبانیدن دو هجا در زبان چینی، که بهترتیب معادل اولین و آخرین هجا در نامهای باکونین و کروپوتکین بودند، بهدست آمد؛ دو نویسنده هرجومرج طلب روس که باجین آنها را ستایش میکرد.باجین که فرزند خانوادهای ثروتمند بود، هم در مکتب سنتی کنفوسیوسی و هم در ادبیات و زبانهای امروزی تحصیل کرد. اولین رمان وی با عنوان «انقراض» (Miewang, 1929) موفقیت چشمگیری به همراه داشت. در طی چهار سال پس از آن باجین، هفت رمان دیگر منتشر کرد که اکثر آنها به مسائل اجتماعی میپرداخت و نظام سنتی خانواده در چین را مورد حمله قرار میداد. معروفترین این آثار «خانواده» (Jia) نام داشت که اولین جلد از سهگانۀ زندگینامهای بود که عنوان کلی «سیلاب» (Jiliu) را بر خود داشت. این سهگانه در 1940 و با انتشار «بهار» (Chun) و «پاییز» (Qiu) کامل شد. باجین در این سهگانه و نیز در سایر رمانهای خود - نظیر «بزم باغ» (Qiyuan, 1944) و «شبهای سرد» (Hanye, 1947) - تأثیر نویسندگان خارجی و بهویژه ایوان تورگنیف و امیل زولا را بر خود به نمایش میگذارد.آثار باجین بهطور مرتب از سوی کمونیستها مورد حمله واقع میشد. در 1949 و با تأسیس جمهوری خلق چین، باجین بهعنوان عضو مؤسسات برجسته ادبی و فرهنگی انتخاب شد، اما هرگز نتوانست با نظام اجتماعی جدید خود را تطبیق دهد. طی انقلاب فرهنگی (1976 ـ 1966)، وی را ضدانقلاب تلقی کردند و بهشدت مورد حمله واقع شد، اما در 1977 جایگاه قبلی خویش را بازیافت.
کارلوس (هِرد) (ت. 5 می 1909، بیدیفورد، مین، امریکا- و. 18 آوریل 1987، پرینستون، نیوجرسی) معلّم، رماننویس و منتقد امریکایی که بهعلت نگارش زندگینامههای کامل ارنست همینگوی و پرسی بیش شلی شناخته میشود.بیکر از 1951 در دانشگاه پرینستون به تدریس پرداخت. کتاب او با عنوان «اشعار اصلی شلی: تاروپود یک دیدگاه» (Shelley’s Major Poetry: The Fabric of a Vision, 1948) مَنِ درونی شلی، را به اعتبار انعکاس آن در اشعار وی و صرفنظر از محیط بیرونی زندگانی او مورد بررسی قرار میدهد. اثر موفّق او «همینگوی، نویسندة هنرمند» (Hemingway: The Writer as Artist, 1952)، که یکی از آثار کامل درخصوص این نویسنده است، تصویری از یک نویسنده هنرمند و همسنهای وی و تصویری از نقد رمانهای همینگوی، از منظر زیباییشناسی و اخلاق را ارائه میکند. «داستان زندگی ارنست همینگوی» (Ernest Hemingway: A Life Story, 1969) زندگینامه معتبری از همینگوی به قلم بیکر است.
(ت. 4 آوریل 1866، پراویدنس، رُود آیلند، ایالات متحدة امریکا- و. 6 ژانویه 1935، نیویورک) مُربّی برخی از نمایشنامهنویسان برجسته امریکایی که یوجین اونیل، فلیپ بری، سیدنی هاوئرد، اِس. ان. برمن از آن جمله هستند. جان میسن براونِ منتقد و جان دوس پسوسِ رماننویس و تامس ولف نیز زیر نظر بیکر تحصیل کردند و در رمان زندگینامهای ولف با عنوان «از زمان و رودخانه»، بیکر در نقش پروفسور هچر ظاهر شده است.بیکر در 1887 از دانشگاه هاروارد فارغالتحصیل شد و برای تدریس در همانجا ماند. در 1905، کلاس نمایشنامهنویسی با نام کارگاه 47 را (که برگرفته از شماره درس مربوط بوده است) برگزار کرد که اولین کلاس آموزشی دانشگاهی در نوع خود بود. وی وقت خود را فقط به نوشتن اختصاص نداد، بلکه طرّاحی صحنه، نورپردازی، طراحی لباس و نقد نمایشنامه نیز از فعالیتهای دیگر او بود. بیکر، با سخنرانیهای سالانه در سراسر امریکا، نظریههای اروپاییِ هنر تئاتر را به امریکاییها عرضه کرد.آثار دانشگاهی او فنون پیشرفتهای را در [تئاتر] ایالات متحده بنیاد نهاد. بیکر، از 1925 تا زمان بازنشستگی در 1933، استاد تاریخ و فن نمایش در دانشگاه ییل بود؛ وی همچنین گروه نمایشی را در آنجا پایهگذاری و تئاتر آن دانشگاه را رهبری کرد.مشهورترین آثار او «تکامل شکسپیر در نمایشنامهنویسی» (The Development of Shakespeare as a Dramatist, 1907) و «فنّ نمایش» (Dramatic Technique, 1919) نام دارند.
نام کامل او هوستون الفرد بیکرِ پسر (ت. 22 مارس 1943، لوئیسویل، کنتاکی، امریکا) مربی امریکایی- افریقایی و منتقدی که معیارهای جدیدی را در نقد برمبنای سنتهای امریکایی- افریقایی عرضه کرد تا در ارائه و ارزشگذاری ادبیات بهکار گرفته شود.بیکر در 1965 از دانشگاه هاوئرد، کارشناسی علوم انسانی گرفت؛ سپس در 1966 از دانشگاه ادینبرو کارشناسی ارشد و در 1968 از دانشگاه کالیفرنیا در لوسآنجلس، دکترای خود را اخذ کرد و در دانشگاههای ییل و کورنل، دانشکدة هاورفورد و دانشگاه ویرجینیا به تدریس پرداخت. از 1974 تا 1977 برنامة تحقیقات افریقایی- امریکایی را در دانشگاه پنسیلوانیا مدیریت کرد. علاوهبر ویرایش مجموعههای شعر و مقالات، آثاری پژوهشی دارد که «ترانه سیاه و طویل» (Long Black Song, 1972)، «آوازهخوان سپیدهدم» (Singers of Daybreak, 1974)، «سفر بازگشت» (The Journey Back, 1980)، و «تجدد و نوزایی هارلم» (Modernism and the Harlem Renaissance, 1987) نام دارند.تأثیر آثار فردریک داگلاس، دابلیو. ای. بی. دوبوآ، بوکر تی. واشنگتن، ریچارد رایت، و رلف الیسن بهصورت بارزی در آثار بیکر دیده میشود.
نام مستعارِ دیوید گرِیسن (ت. 17 آوریل 1870، لانسینگ، میشیگان امریکا ـ و. 12 جولای 1946، امرست، مساچوستس) روزنامهنگار و مقالهنویس مردمی، مبارز ادبی انجمن ملل و زندگینامهنویس رسمی وودرو ویلسون.بیکر، که گزارشگر Chicago Record از 1892 تا 1898 بود، با نشریاتی همچون Outlook، McClure's و مجلات دیگر همکاری داشت. در 1906 در تأسیس و سردبیری نشریه افشاگر American Magazine همکاری کرد. او در «به دنبال رنگ پوست» (Following the Color Line, 1908) موقعیت امریکاییان سیاهپوست را تشریح کرد که در واقع گزارش تحقیقی نوع روابط دربارة سیاهپوستان در امریکاست. با نام مستعار دیوید گریسن دست به انتشار «ماجرای رضایت» (Adventures in Contentment) زد که نخستین اثر از مجموعه مقالات پرخوانندة اوست. از 1910، که وی برای اولینبار با وودرو ویلسون ملاقات کرد، از طرفداران پرشور او شد و به درخواست ویلسون در جریان کنفراس صلح (1920-1919)، که در آنجا هر دوی آنها در ارتباط مستقیم و شبانهروزی بودند، به ریاست اتحادیه نشر امریکا منصوب شد. بیکر علیرغم بیماری مزمن، کتاب «زندگی و نامههای وودرو ویلسون» (Woodrow Wilson: Life and Letters) را در 1939-1927 در 8 جلد نوشت و در 1940 جایزة پولیتزر را برای این اثر دریافت کرد.
نام کامل او سر ریچارد بیکر (ت.حدود 1568 ـ و. 18 فوریه 1645، لندن، انگلستان) نویسندة بریتانیایی و مؤلف «وقایعنگاری پادشاهان انگلیس» (A Chronicle of the Kings of England).بیکر در هارت هالِ آکسفورد به تحصیل پرداخت، در لندن حقوق خواند و به خارج رفت. او، که در 1593 و نیز در 1597 نمایندۀ مجلس بریتانیا بود، در 1603 به دریافت درجه شوالیهگری نائل آمد. بیکر در 1625 بهعلت مشکلاتی که از سوی خانواده همسرش ایجاد شد، بدهکار به دولت شناخته شد و کلیه اموال وی مصادره گشت. در 1635 در زندان فلیت زندانی شد و تا زمان مرگش در آنجا ماند و وقت خود را به خلق آثار ادبی اختصاص داد.مشهورترین اثر او، که ترجمههایی از کیتو (1636) را نیز مانند «مکاشفاتی دربارۀ راز و نیاز با خدا» (Meditations on the Lord's Prayer,1637) و مجموعه مکاشفات دربارۀ مزامیر داوود شامل میشود، «وقایعنگاری پادشاهان انگلیس» بود. به رغم ارزش پایین این اثر، جوزف ادیسن و ریچارد استیل، هفتاد سال بعد، به این اثر در نگارش مقالات خود ارجاع دادهاند.
(ت. 14 آگوست 1925، لاودن کانتی ویرجینیا، ایالات متحده) روزنامهنویس، نویسنده و طنزپرداز سیاسی که طنز زیبای او با تحلیلی معنیدار و قاطع، موضوعات گستردة اجتماعی و سیاسی را در برمیگیرد.بیکر پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه جانز هاپکینز در 1947، روزنامهنگار Baltimore Sun (54-1947) شد؛ وی همچنین ستون هفتگی پرطرفدار «از پنجرهای به خیابان فلیت» (From a Window on Fleet Street) را مینوشت. در دفتر مجلة New York Times(62-1954) در واشنگتن اخبار کاخ سفید، وزارت کشور و کنگره را پوشش میداد. در اوایل دهة 1960 ستون «ناظر» (observer) را در صفحة سردبیر این نشریه مینوشت. وی در این ستون طنز حزبی، برای نخستینبار، به طنز سیاسی پرداخت. در 1974 به نیویورکسیتی نقل مکان کرد و موضوعات دیگری را در نقد مطرح کرد و در 1979 جایزة پولیتزر را برای تفسیرهای خبریاش دریافت کرد. موضوعات نقد او عبارت بودند از: اصلاح قانون مالیات، نورمن راکول، تورم و ترس.کتاب «بزرگ شدن» (Growing Up)، که خانهبهدوشی دوران کودکی وی را تشریح میکند، در 1983 جایزة پولیتزر را در زندگینامه خودنگاشت دریافت کرد. به دنبال آن، «اوقات خوش» (The Good Times) در 1989 منتشر شد. «یک امریکایی در واشنگتن» (American in Washington, 1961)، «دلیلی برای وحشت وجود ندارد« (No Cause For Painc, 1964)، «زندگی راسل بیچاره» (Poor Russell's Almanac, 1972) و سایر مجموعههای روزنامهای از دیگر آثار او هستند. در 1993 بهعنوان مجری برنامة تلویزیونی «آثار فاخر نمایشنامهای» (Masterpiece Theatre) جانشین الیستر کوک شد.
داستان بچههای شیطان خیابانی، گروهی از پسرانی که در سه داستان پلیسی شرلاک (شرلوک) هولمز، اثر سر آرتور کونن دویل نقشآفرین هستند. این گروه از پسران، که نام خود را از نام خیابانی گرفتند که هولمز در آن زندگی میکرد، بهعلت وفاداری خالصانه و زیرکی ذاتی خود، موضوعات مناسبی برای انجام کارهای پادویی و فضولیها و تجسسهای محتاطانه محسوب میشدند.در شهر نیویورک در 1933، گروهی از دوستداران شرلوک هولمز انجمنی را تأسیس کردند که آن را قانونشکنان خیابان بیکر نامیدند. آنها The Baker Street Journal را منتشر کردند که کاملاً به موضوع رمانهای کارآگاهی هولمزی اختصاص داشت و مباحث موشکافانه و بررسی دقیق و کارآگاهانه پروندههایی را که هولمز با آنها درگیر بود، دربر میگرفت. نیز نکSir Arthur ConanDOYLE؛ SherlockHOLMES
میخائیل (میخایلویچ) (ت. 5 نوامبر [17 نوامبر، سبک جدید] 1895، اورال، روسیه- و. 7 مارس 1975، مسکو)نظریهپرداز ادبی و استاد فلسفة زبان که نظریات فراوان او بر تفکر و اندیشة غربی در تاریخ فرهنگ، زبانشناسی، نظریههای ادبی و زیباییشناسی تأثیر گذاشته است.بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه سنپترزبورگ در 1918، مدتی در همانجا تدریس کرد و سپس به ویتیپسک [اکنون ویتسِبسک، بلاروس] منتقل شد و شروع به نوشتن و انتشار نظریههای ادبی خود کرد. بهعلت سانسور در زمان استالین، وی اغلب آثار خود را به نام دوستانش منتشر میکرد؛ نخستین آثار وی عبارتانداز: «روش فرمالیسم در مکتب ادبی» (Formalny metod v literaturovedeni)، که حملهای بر نگاه فرمالیستها به تاریخ بود؛ «مکتب فروید» (Freydizm)، و «مارکسیسم و فلسفة زبان» (Marksizm i filosofiya yazyka, 1929). بهرغم احتیاط باختین، وی در 1929 بازداشت و به قزاقستان تبعید شد. از 1945 تا 1961 وی در دانشکدة علوم تربیتی ماردوا تدریس میکرد.باختین بیشتر با اثری در مورد فیودر داستایفسکی، نویسندة روسی، مشهور شده که عنوان آن «مسائل بوطیقای داستایفسکی» (Problemy tvorchestva, Dostoyevskogo) است که وی آن را پیش از بازداشتش به نام خود منتشر کرده است. وی عقاید خود را در رابطة متقابل بین معنی و متن که شامل نویسنده، اثر و خواننده است، بیان کرده و از نظر وی هر یک از آنها بهطور مداوم بر سایر موارد تأثیرگذارند و همگی تحت تأثیر نیروهای اجتماعی و سیاسی قرار دارند. به علاوة اینکه نظریة چندصدایی یا «گفتوگوگرایی» وی در کتاب «تخیل گفتوگویی» (Loprosy literatury i estetiki, 1975) عرضه شد. او این نظریه را بدینگونه بیان میکند که زبان بسط پویایی دارد و متأثر از فرهنگی است که آن را ایجاد کرده است؛ همانگونه که زبان نیز در شکلدهی آن فرهنگ نقش دارد.
نام کامل او محمود عبدالباقی (ت. 1526، قسطنطنیه [اکنون استانبول، ترکیه]- و. 7 آوریل 1600، قسطنطنیه) یکی از بزرگترین شاعران غزلسرای دورۀ کلاسیک در ادبیات ترکی دورة عثمانی.باکی پس از کارآموزی در سرّاجی، به تحصیل در حقوق اسلامی پرداخت؛ او همچنین شروع به سرودن شعر کرد. در 1555، قصیدهای به سلیمان اول، پادشاه عثمانی، تقدیم کرد و بدینوسیله اجازة ورود به محافل دربار را بهدست آورد. او در مرگ سلیمان اول مرثیهای سرود که شاهکار وی محسوب میشود. وی در این مرثیه، عظمت سبک را با احساس صادقانه در هم میآمیزد. بعد از آن باکی دوباره کار و حرفه دینی خود را از سر میگیرد. او چندین رساله دینی نوشت، امّا «دیوان» (Divan) وی مهمترین اثرش محسوب شده است. او بهخصوص بهسبب غزلهایش مشهور است. وی در آنها از ناپایداری جوانی، شادی و سعادت گلایه میکند و خواننده را به لذت بردن از عشق و شراب، در هنگامیکه امکان انجام آن هست، ترغیب مینماید. مهارت باکی در انتخاب قالب مناسب شعری، انتخاب دقیق کلمات و استفاده ماهرانه تأثیر آواهای طبیعی آشکار است.
پیامبر غیراسرائیلی که در عهد عتیق (آیات 22ـ24) بهعنوان فردی الهی توصیف شده است. بالاق، پادشاه موآب، مصرّانه از او خواست که بنیاسرائیلیان را، که در دشتهای موآب منحوسانه مسکن داده شده بودند، نفرین و طلسم کند و به او وعده داد که پاداشی بزرگ خواهد گرفت. بلعام پاسخ داد که او فقط آنچه را که خدایش، یهوه، به او الهام میکند بیان خواهد کرد، ولی تمایل دارد پیامآوران سرزمین موآب را بهسوی بالاق مشایعت کند. فرشتة یهوه در سر راه او را دید، اما فقط الاغ بلعام حضور فرشته را احساس و بنابراین از طی راه خودداری کرد. بلعام سه بار بر حیوان ضربه زد تا اینکه حیوان واقعاً با او صحبت کرد. بلعام سرانجام فرشته را دید و فرشته به او دستور داد تا برای بنیاسرائیل رحمت بخواهد. علیرغم فشار از سوی بالاق، بلعام به یهوه وفادار ماند و بنیاسرائیل را دعای خیر کرد. با وجود این، در ادبیات متأخر، از بلعام بهعنوان فردی یاد میشود که برای منافع مادی از دین برگشت.
ویکتور، نام خانوادگی کامل او بالاگر ای سیررا (ت. 11 دسامبر 1824، بارسلونا، اسپانیا - و. 14 ژانویه 1901، مادرید) نویسندة کاتالان و سیاستمدار اسپانیایی و مورخی که به احیای ادبیات کاتالان کمک کرد.اولین رسالۀ نمایشی وی به نام «پپن، پسر شارلمانی» (Pépin el Jorobado; o, el hijo de Carlomagne, 1838)، وقتی که او 14 ساله بود، در بارسلونا به روی صحنه رفت. در 19 سالگی بعد از دومین نمایشاش «دون هانری سخاوتمند»(Don Enrique el Dadivoso, 1843)، در نظر مردم به اوج کمال رسید که چندین نمایش تاریخی رمانتیک را بهدنبال داشت. او در 1843 رهبر حزب لیبرال در بارسلونا شد و به رشد ناسیونالیسم کاتالانی کمک کرد. در 1857، اولین شعرش به کاتالان را نوشت و از آن پس گاهی با نام مستعار تُروادور د مونتسرّات («شاعر دورهگرده مونتسرّات») کار خود را عرضه میکرد. او به مادرید نقل مکان کرد و سرانجام در جایگاه سناتور مجلس مقننه اسپانیا قرار گرفت.آثار تاریخی وی شامل «تاریخ کاتولونیا و تاجگذاری آراگون» (Historia de Cataluña y de la Corona de Aragón, 1860- 63) و «تاریخ سیاسی و ادبی خنیاگران دورهگرد» (Historia politica y literaria de los trovadores, 1878 – 79) است.
بالینت (ت. 20 اکتبر 1554، زولیوم، مجارستان- و. 30 می 1594، استرگوم) شاعر غنایی برجستة مجارستانی زمان خویش.بولاشی در یکی از ثروتمندترین خانوادههای پروتستانی این کشور متولد شد و زندگی ماجراجویانهای داشت. علیه ترکها و بستگان خودش، که بهدنبال غصب کردن میراث خانوادگی وی بودند، جنگید. شعر او در ابتدا تصنّعی بود، اما شخصیت قدرتمندش بهزودی توانست بیان اصیلی در شعر پیدا کند. او بهطرز روشنی در مورد زیباییهای دشت و صحرا و لذت طاقتفرسای جنگ شعر سرود. اشعار عاشقانه او نشاندهنده احساس پاکش بود. بولاشی مبدع شکل جدیدی از بند شعری بود که در اشعار شاعران بعدی تقلید شد. تغییر مذهب و گرایش او به کاتولیک رومی منجر شد شعر مذهبی بسراید که معنویت بالایی را عرضه کرد. او بر اثر جراحات وارد در طول محاصره استرگوم درگذشت.
برناردو دو (ت. 1568، بالدپنیاس، اسپانیا- و. 11 اکتبر 1627، سن خوان، پی. آر.) شاعر و اولین اسقف پورتوریکو که توصیفات شعرگونه او از منطقه نیو ورلد یا امریکای جنوبی سبب شد جایگاه مهمی در میان بزرگترین شاعران جامعه امریکا پیدا کند.بالبوئنا، هنگامیکه کودک بود، به مکزیک رفت و در آنجا و سپس در اسپانیا تحصیل کرد. هنگامیکه به امریکای جنوبی بازگشت، در جامائیکا چند کلیسای کوچک را بنا نهاد و سرانجام اسقف پورتوریکو شد (1620) و تا زمان مرگش در آنجا باقی ماند. بهعلت سرودن دو شعر حماسی «عظمت مکزیک» (LaGrandeza Mexicana, 1640)، و «برناردو؛ یا، پیروزی در رونسزوالیس» (El Bernardo o la victoria de Roncesvalles, 1624) و مجموعهای از شعرهای کوتاه «عصر طلایی در جنگلهای ایرفیل» (El siglo de oro en las selvas de Erifile, 1608) کاملاً نام وی به یاد مانده است. اکثر آثار او، هنگامیکه کتابخانهاش بهوسیله هلندیها در حمله به سن خوان در 1625 تخریب شد، ناپدید شدند.
نایجل (مارلین) (ت. 3 دسامبر 1908، ویلتشیر، انگلستان- و. 17 مارس 1970، لندن) رماننویسی که با پژوهشهای روانشناسانة رُمان محبوبیت کسب کرد.پس از تحصیل در دانشگاه کیمبریج، وقت خود را به دو بخش فعالیت پژوهشی در علم و صنعت (در جایگاه روانشناس صنعتی) و نویسندگی تقسیم کرد. وی طیّ جنگ جهانی دوّم، معاون مشاور علمی در شورای نظامی بود.بالچین در مشهورترین رمان خود، «پستوی کوچک» (The Small Back Room, 1943)، به توصیف مکالمات، رفتار و دسیسة «متخصصان پشت جبهه» برای تصاحب مقام و قدرت میپردازد که وی در طی جنگ با آنها کار کرده بود. «جلّاد من» (Mine Own Executioner, 1945) روایتگر سرگذشت روانپزشکی است که از درمان بیماری روانی خویش عاجز است. ناتوانیهای جسمانی و مشکلات روانی موضوعی است که در رمانهایی مانند «یک نوعِ خیانتکاران» (A Sort of Traitors, 1949)، که در آن قهرمان داستان خلبانی است که دو دستش را از دست داده است و همچنین در رمان «سقوط گنجشک» (Fall of a Sparrow,1955)، که روایتگر فرایندهای ذهنی افراد جامعهستیز است، مرتباً تکرار میشوند.
نمایشنامهای که ژان ژُنه آن را اجرا و در 1956 با نام «بالکون» (Le Balcon) منتشر کرد.بالکونی در سبک تئاتر خشونت در نُه پرده نوشته شده که هشت پرده آن در روسپیخانة گراند بالکونی اتفاق میافتد. روسپیخانه نماد زندگی در توهم در یکی از شهرهای اروپای معاصر است که در شعله آتش انقلاب میسوزد. پس از آن که کاخهای شاهان و فرمانروایان ویران میشود، حامیان مالی تدارککننده لباس برای روسپیخانه، نقش رهبران شهر را بازی کنند. پس از اینکه اینان در نقش خود ثابت میشوند، حتی انقلابیون را متقاعد میکنند که توهمی که در روسپیخانهها وجود دارد، بر واقعیت دنیای بیرون ارجح است.
در اساطیر اسکاندیناوی، پسر زیبا و پاک اودین و همسرش فریق، و محبوب خدایان.بیشتر افسانهها مربوط به مرگ بالدر است. زمانیکه بالدر خوابی میبیند که تعبیر آن مرگش بوده است، فریق همة مخلوقات همچون آتش، آب، فلزات، درختان، سنگها و بیماریها را قسم میدهد که به بالدر آسیب نرسانند. فقط چون فکر میکنند که گیاه دارواش (شیرینک) نورس و ترکهای است، از او قسم نمیگیرند. در داستانهای ایسلندی آمده که بهرغم اینکه بالدر باید از آسیب و صدمه مصون میماند، خدایان، خود را با پرتاب اشیا بهسوی او سرگرم میکردند. سرنوشت وی چنان بود که هود، خدای نابینایی، با حیلة لوکی دغلباز، تیری از شاخة دارواش ساخت و با پرتاب آن به بدن بالدر، او را کشت. خدایان به هِل، الهة مرگ، پیغام میفرستند که اگر همة موجودات برای بالدر گریه کنند، موفق به نجات بالدر میشوند، اما غولها به این کار تن نمیدهند. روایت دیگری از داستان در اشعار اسکاندیناوی با عنوان «رؤیاهای بالدر» (Baldrs draumar) وجود دارد که در آن تنها هود، مسئول مرگ بالدر دانسته شده است.ساکسو، مورخ دانمارکی، بالدر را نیروی شهوانی و نیمخدا معرفی میکند. او و هود رقیبانی برای نانا هستند که بعدها همسر بالدر میشود و بعد از حوادث متعددی، هود با شمشیر به بالدر ضربه میزند.آثار دیگر با موضوع بالدر عبارتانداز: تراژدی شهوانی اوالد به نام «مرگ بالدر» (Balders dÖd, 1774) و شعر «مرگ بالدر» (Balder Dead, 1855) از متیو آرنولد.
نمایشنامهای در یازده پرده از اوژن یونسکو که «ضدّ نمایش» تلّقی شد. این نمایشنامه برای اولینبار در 1950 به روی صحنه رفت و در 1954 با عنوان «آوازخوان طاس» (La Cantatrice chauve/ عنوان به «دونا خوانندۀ طاس» (The Bald Prima Donna نیز ترجمه شده است) منتشر شد. این نمایشنامه نمونة برجستهای از تئاتر پوچی است که گفتوگوهای بیمعنی بین دو زوج را دربر میگیرد و در نهایت به حرفهای بیسروته و گنگ تبدیل میشود.
جیمز (آرتور) (ت. 2 آگوست 1924، نیویورک، امریکا - و. 1 دسامبر 1987، سن پل، فرانسه) مقالهنگار، رماننویس و نمایشنامهنویسی که بهعلت فصاحت و شور و هیجان کلامش در مورد نژادپرستی در امریکا مورد توجه قرار گرفت.بالدوین در محله هارلم شهر نیویورک در فقر و تنگدستی پرورش یافت. از 14 تا 16 سالگی در ساعات خارج از مدرسه، در جایگاه مبلّغ در کلیسای کوچک احیای دین فعالیت میکرد؛ دورهای که دربارۀ آن در اولین و بهترین اثر نیمهخودزندگینامهایاش با عنوان «آن را بر فراز کوه فریاد کن» (Go Tell it on the Mountain, 1953) و نیز در نمایشنامهای دربارة زن مبلّغی با عنوان «کنج اجابت» (The Amen Corner /اجرا در 1965) مطلب نوشت.بعد از اتمام دبیرستان، دوره مشاغل کمدرآمد، خودآموزی، و کارآموزی در کتابخانه نیویورک را آغاز کرد. او در 1948 نیویورک را به قصد پاریس ترک کرد؛ جاییکه هشت سال زندگی کرد و مجموعة مقالاتش را به نام «یادداشتهای پسری بومی» (Notes of a Native Son, 1955) و نیز دومین رمانش را به نام «اتاق جووّانی»(Giovanni’s Room, 1956)، نوشت که دربارۀ یک امریکایی در پاریس بود که میان عشق به یک مرد و عشق به یک زن گرفتار شده بود. او از 1969، بین جنوب فرانسه، نیویورک و نیوانگلند تغییر مکان میداد.در 1957، شرکتکنندهای فعال در مبارزات حقوق مدنی امریکا شد. کتاب مقالات «هیچ کس اسمم را نمیداند» (Nobody Knows My Name, 1961)، روابط سیاهپوستان و سفیدپوستان را در ایالات متحده بررسی میکند. این موضوع در رمانش به نام «کشور دیگر»(Another Country, 1962) نیز تکرار شده است که در آن موضوعات جنسی را بهخوبی موضوعات نژادی امتحان میکند. گروه مسلمان سیاه تجزیهطلب (اُمت اسلام) و دیگر جنبههای مبارزه برای حقوق مدنی موضوع کتاب «بار دیگر آتش»(The Fire Next Time, 1963) هستند. بالدوین همچنین نمایشنامة غمانگیزی با عنوان «آهنگی برای آقای چارلی» (BluesFor Mister Charlie) در 1964 نوشت که در 1964 اجرا شد. اگرچه بالدوین نوشتن را تا زمان مرگ ادامه داد، ولی هیچیک از آخرین آثار او به توفیق عمومی و انتقادی اولین آثارش دست نیافتند.
جان (ت. 21 نوامبر 1945، کوو، سافوک، انگلستان - و. نوامبر 1563، کنتربری، کنت) اسقف، نویسنده جنجالآفرین پروتستان و نمایشنامهنویسی که اثر «کاین یوهان» (Kynge Johan) او را اولین نمایشنامه تاریخی به زبان انگلیسی میدانند. وی همچنین اولین تاریخ مقدماتی ادبیات انگلیس را نوشت.بیل، در یک مجمع کارملیت، در نورویچ و کیمبریج، تحصیل کرد. او اسقف اعظم چند مجمع کارملیت بود، اما مذهب خود را به پروتستان عوض کرد و زمانی (شاید 1533) منصبش را رها کرد، ازدواج نمود و کشیش بخش تورندون، در سافوک، شد. بهعلت عقاید مذهبیاش مرتباً مورد حمله قرار میگرفت و یکبار هم به زندان افتاد. بههمینعلت از 1540 تا 1548 و بعداً از 1553 تا 1558 بهعنوان پناهنده در اروپا زندگی کرد. در 1560 به عضویت کلیسای جامع کنتربری نائل شد.ویژگی تألیفات گسترده بیل، روش شدیداً تعصبآمیز، طنز خشن اما قوی و بدزبانیهای مکرر او است. نمایشنامههای وی که تنها پنج عنوان از آنها باقیمانده، احتمالاً در اوایل دهه 1530 نوشته شدهاند. این نمایشنامهها در جهت تبلیغ پروتستان از سبک قدیمتر نمایشنامههای معجزه و اخلاقی بهره گرفتهاند. هدفمندترین اثر او به شکل سه مجموعه زندگینامه از نویسندگان انگلیسی به چاپ رسید: «نویسندگان شهیر بریتانیای کبیر» (Illustrium majoris Britanniae scriptorium, 1548)؛ نسخه بازنویسیشده و بسیار مفصل این اثر با عنوان «زندگینامه مصور نویسندگان بزرگ بریتانیا» (Scriptorum illustrium majoris Britanniae catalogus, 1557-59/ چاپ مجدد در 1977) است. و دستنوشتههای وی به نام «فهرست الفبایی نویسندگان بریتانیا گردآوری شده بهوسیلۀ جی. بیل» (Index Britanniae Scriptorum Quos Collegit J. Baleus) اولینبار در 1902 منتشر شد.
شخصیت داستانی و قهرمان دو رمان «گروگان» (Kidnapped) و«کاتریونا» (Catriona) از رابرت لوئیس استیونسُن که هر دو اثر در میانۀ سالهای 1700 در اسکاتلند تألیف شدهاند.
دورة سهجلدی رمانهای اولیویا منینگ که نخستینبار، پس از مرگش در 1981 منتشر شد و مشتمل بر رمانهای «شانس بزرگ» (The Great Fortune, 1960)، «شهر فاسد» (The Spoilt City, 1962)؛ و «دوستان و قهرمانان» (Friends and Heroes, 1965) است. این سهگانۀ داستانی بیشتر شبیه زندگینامه خودنگاشت از زندگی زوجی بریتانیایی در بالکان در طی جنگ دوم و روایتی کامل از زبان چندین راوی است که یادداشتهای تاریخی موجود در آن، این سهگانه را مشهور ساخته است.در شانس بزرگ تازهداماد و نوعروسی به نامهای گای و هریئت پرینگل، به محیط فاشیستی مخوفی در بخارست در 1939 وارد میشوند. گای مربی سرشناس دانشگاهی است که عقاید لیبرال او در مقابله با عقاید همسر محافظهکارش قرار میگیرد. کلارنس لاوسن همکار گای است که به او دلبستگی شدیدی دارد و درعینحال، هریئت را بسیار جذاب میداند. در رمان شهر فاسد هریئت در روابط خود با گای، با مشکل مواجه میشود و با ساشا دراکر، سرباز فراری ارتش رومانیایی و همچنین شاهزاده یاکیموف، آوارة روسی، طرح دوستی میریزد. درست قبل از رسیدن ارتش آلمان به بخارست، گای هریئت را به یونان میفرستد و در سومین داستان، دوستان و قهرمانان، آن دو دوباره به هم میرسند و گای مجدداً به تدریس میپردازد و درگیر سیاست کمونیستی میشود. در پایان رمان، روابط گای و همسرش بهبود مییابد و آن دو به قاهره میگریزند و ادامه ماجرای آنها در «سه گانه مشرق» (The Levant Trilogy) روایت میشود.
هوگو (ت. 22 فوریه 1886، پیرمازنس، آلمان ـ و. 14 سپتامبر 1927، سنت آبوندیو، سوئیس) نویسنده، بازیگر و نمایشنامهنویسی که بهسبب شرححال نقّادانهاش از هرمان هسه، رماننویس آلمانی، مشهور شد.بول در دانشگاههای مونیخ و هایدلبرک (1907-1906) تحصیل کرد و برای اینکه بازیگر شود، در 1910 به برلین رفت. او جنبش دادا را در زمینه هنر بهوجود آورد. او، که صلحطلبی مصمم و جدی بود، در زمان جنگ جهانی اول آلمان را ترک کرد و در 1916 به کشور بیطرف سوئیس رفت. مهمترین آثار وی «نقد هوش و فهم آلمانی» (Kritik der deutschen Intelligenz, 1919) و «فرار از زمان» (Die Flucht aus der Zeit, 1927) نام دارند.
[فرانسه قدیم آن balade، از پرووانسی قدیم balada به معنی رقص، ترانهای که موقع رقص میخوانند، اقتباس از ballar به معنی رقصیدن] نوعی ترانه عامیانة روایی و کوتاه که در اواخر دوره قرون وسطا در اروپا بهصورت سبکی متمایز شکل گرفت. ترانه بهمنزلة قالبی موسیقایی و ادبی، تا به امروز زنده مانده است. ترانه بخشی از فرهنگ شفاهی بود که بهعنوان ترانه عامیانه حفظ شده و گونه مکتوب یا ادبی از آن شکل گرفته است.ترانه عامیانه (یا معیار) اصولاً افسانه موجزی را در قالبی غیرمنتظره و بیروح میریزد تا احساسات و توجه مخاطب را کاملاً درگیر خود کند. علیرغم ایجاز خشک موجود در روایت، ترانه عامیانه از تمهیدات گوناگونی برای به درازا کشاندن بخشهای هیجانانگیز داستان و غلیظ کردن فضای احساس استفاده میکند و بدینمنظور غالباً واژههای کلیدی، ابیات و یا عبارات نوع ادبی ترانه بهصورت امروزی تکرار میشوند.نوع ادبی ترانه بهصورت امروزی به احتمال زیاد تا حدود 1100 م. وجود نداشته است. قدیمترین ترانه در مجموعة کامل فرنسیس جی. چایلد با عنوان «ترانههای عامیانه انگلیسی و اسکاتلندی»(The English and Scottish Popular Ballads, 1882-1898)، متعلق به 1300 م.، است.برخلاف ترانه عامیانه، که کاملاً بیاحساس است، ترانه ادبی توجه مخاطب را به خود و به مصنف خود جلب میکند. نخستین ترانهها از این دست را بازیگرهای حرفهای میخواندند که در خانههای بزرگ زمان قرون وسطا تا قرن هفدهم استخدام میشدند و اغلب قطعههایشان در ستایش خانوادههای اشراف بود. ترانه ادبی معاصر با عناصر ضرباهنگی و رواییاش، یادآور فرهنگ ترانهسرایی عامیانه است. از میان شاعران مشهوری که ترانه ادبی نوشتهاند، سر والتر اسکات، سمیوئل تیلر کولریج، جان کیتس و هاینریش هاینه را میتوان نام برد.
[فرانسوی میانۀ آن balade، در لغت به معنای ترانه] یکی از چندین «قالب ثابت» در شعر و ترانة غنایی فرانسه که خاصه در قرنهای چهاردهم و پانزدهم گسترش یافت. (قسRondeau؛ Virelai). ترانه منحصراً از سه بند و یک بند ویژه نهایی کوتاهشده تشکیل میشود. همة بندها از آرایش قافیة مشابه و مصرع پایانی یکسانی، که بند ترجیع را شکل میدهد، برخوردارند. قالبهای مختلفی برای بند ترجیع مورد استفاده قرار گرفته، اما رایجترین آن هشت مصرع با آرایش قافیة ababbcbc برای سه بند اول و چهار مصرع با قافیه bcbc برای بند ویژۀ نهایی است. آخرین بند، گل سرسبد (چون معمولاً اولین کلمة آن است) یا مؤخره نامیده میشود. شان رویال هم شبیه ترانه است، اما دارای پنج بند اصلی میباشد.شکل کلی ترانه در شعر بسیاری از ادوار و مناطق وجود دارد، اما در نابترین شکلش فقط در فرانسه و انگلستان یافت میشود. نزدیکترین صورت اولیة آن را میتوان در ترانههای تکنوایی (شاعرـ نوازندههایی که از زبان پرونسال استفاده میکنند) و ترووِرها (همتایان شمالی تروبادورها) پیدا کرد. تاریخ ترانۀ چندصدایی با گیّومه د ماشو، شاعر و آهنگساز پیشرو فرانسوی قرن چهاردهم، آغاز میشود.ترانه تعمیمپذیرترین قالب ثابت شعری بود. این متون اغلب دربردارندة نمادپردازی و اشارههای کلاسیک تودرتو بودند تا دیگر قالبهای ثابت. بعدها در قرن چهاردهم، ترانه برای جدیترین و رسمیترین آهنگها همچون گرامیداشت مشوقانی ویژه، یادبود جشنهای بزرگ، ابزار عشق در عالیترین شیوه مورد استفاده قرار گرفت.در قرن پانزدهم از رواج این قالب کاسته شد. بعدها در این قرن، ترانههای موسیقایی جز در آثار آهنگسازان انگلیسی کمیاب شد. این قالب بهتدریج در میان شاعران نیز از بین رفت و فقط بهمثابه نوعی کهنهگرایی آگاهانه ظاهر میشود.
وزن مشترک ترانههای انگلیسی (یا تصنیفهای سنتی شفاهی) که شامل قطعات متشکل از دو بیت (چهار مصراع) است که هر سطر آن متناوباً دارای سه یا چهار هجای تکیهدار است (و هر سطر در مجموع از هفت هجا تشکیل شده است). مصراعهای هر قطعه بهصورت یک در میان با هم همقافیهاند. نیز نکCOMMON METER
منظومهای از اسکار وایلد، که در 1898 منتشر شد. این ترانه بلند، آخرین اثر منتشرشدة وایلد و درخواستی فصیح برای اصلاح شرایط زندان است. گذراندن دو سال در زندان به جرم غلامبارگی، القاگر سرودن این اثر در وایلد بود.
رمان نیمهبلند کارسن مکالرز. عنوان کتابی مشتمل بر داستانهای کوتاه که در 1951 منتشر شد. این داستان پر از شخصیتهای عجیبوغریب و باورنکردنی است که خصوصیت عامیانه دارند. این رمان یکی از بهترین آثار مکالرز محسوب میشود.امیلیا اِوَنز، زنی بلندقد و تکوتنها، با تمام وجود عاشق پسر عمویش لیمن میشود که کوتولهای بدجنس است. امیلیا یک کافه باز میکند که برای شهر کوچک جنوبی محل زندگی آنها بهعنوان محیطی برای گردهمایی اجتماعی بسیار لازم است. لیمن دوست ماروین میسی، شوهر متارکهکرده امیلیا، میشود که بهتازگی از زندان آزاد شده است. لیمن و میسی با قدرت بدنی خود ، امیلیا را از پا در میآورند و کافهاش را به هم میزنند. بعد از آن هر دو با هم ناپدید میشوند، امیلیا و مردم شهر را بدون امید باقی میگذارند.
نهضتی در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم در انجمنهای ادبی انگلستان و آلمان که ویژگی آن، احیای گرایش به شعر عامیانه بود. در واقع، احیای ترانه، کشف مجدد و نقد جدید اوزان شعر عامیانه است.این گرایش در 1711 در انگلستان با انتشار مقالاتی از جوزف ادیسن در نشریۀ Spectator شروع شد که به دفاع از «آوازهای محبوب عموم مردم» میپرداخت و با انتشار «مجموعه اشعار قدیم انگلستان» (Reliques of Ancient English Poetry)ازسوی تامس پرسی در 1765 قوام یافت که مجموعهای از ترانههای سنتّی انگلیسی و اسکاتلندی است. متعاقب آن مجموعههای دیگری ازجمله اثر سه جلدی سر والتر اسکات با عنوان «خنیاگریهای نواحی مرزی اسکاتلند» (Minstrelsy of the Scottish Borders, 1802-03) تأثیر عمدهای داشت و برای شاعران رمانتیک انگلستان گونۀ جایگزینی از شعر را بهجای اشعار نه چندان مطلوب نوکلاسیک ارائه کرد که منبعی از الهام برای آنان بود. ترانۀ عامیانه در ادبیات آلمان دارای وضعیتی رمزآلود بود. مجموعههای غنایی و آوازهای روایی عامّه [آلمان] در «شیپور جادویی پسرک» (Des Knaben Wunderhorn, 1805-08) آمده که کلمنس برنتان و آخیم فون آرنیم آن را ویرایش کردهاند. این اثر، تأثیر آشکاری بر شعر آلمان قرن نوزدهم داشت.
یک بند شعری متداول در ترانههای انگلیسی که از دو خط در وزن ترانه تشکیل میشود و معمولاً بهصورت یک پاره شعر چهارخطی با طرح مقفّای abcb عرضه میشود؛ مثل شعر «زنی از آشرز ول» (The wife of Usher’s Well) که با:بود زنی در آشرز ولو زنی بود بسیار داراسه پسر داشت قوی و نیرومندو فرستادشان به جانب دریاThere lived a wife at Usher’s wellAnd a wealthy wife was she;She had three stout and stalwart sons,And sent them o’er the sea.شروع میشود.
آر. ام، نام کامل او رابرت مایکل (ت. 24 آوریل 1825، ادینبرو، اسکاتلند- و. 8 فوریه 1894، رم، ایتالیا) نویسندة اسکاتلندی که بیشترین شهرت او بهعلّت نگارش داستان پر ماجرای «جزایر مرجانی» (The Coral Island, 1858) است. این داستان و نیز سایر داستانهای بلنتاین از تجارب شخصی وی نشئت گرفتهاند. قهرمانان کتابهای او الگوهای اعتماد به نفس و شرافت اخلاقی هستند. «برفدانهها و پرتو آفتاب؛ یا تاجران جوان خز»(Snowflakes and Sunbeams; or, The Young Fur Yraders, 1856) داستان ماجراجویانة پسری است که برمبنای تجارب او در تعامل با شرکت هادسنز بِی نوشته شده است. او، بهعلت رنجیده شدن از اشتباهی که در کتاب جزایر مرجانی بهدلیل نداشتن اطّلاعات کامل و صحیح از موقعیت محل وقوع داستان کرده بود، از آن پس پژوهشهای دامنهداری را دربارة پسزمینة داستانهای خود با مسافرت به مکانهای وقوع این داستانها انجام داد.
جِی. جی.، نام کامل او جیمز گرِیَم (ت. 15 نوامبر 1930، شانگهای، چین) نویسنده بریتانیایی داستانهای علمیـ تخیلی؛ داستانهای او در مکانهایی رخ میدهد که بهعلت فزونی یافتن فناوریهای منحط، از نظر بومشناختی در وضعیت نامتعادلی قرار دارند.او فرزند مدیر شرکتی بریتانیایی مستقر در چین بود. بلارد چهار سال از دوران کودکیاش را در زمان جنگ جهانی دوم در اردوگاهی ژاپنی نزدیک شانگهای زندانی بود. تجربیات او در این اردوگاه در رمان «امپراتوری خورشید» (Empire of the Sun, 1984/ فیلم آن در 1987) روایت شده است؛ این رمان اساساً زندگینامۀ خودنگاشت اوست. شهر ویران شده و نواحی روستایی حوالی آن نیز محل وقوع حوادث چندین رمان فاجعهآمیز وی است. او به کینگز کالج کیمبریج رفت، امّا بدون گرفتن مدرک آنجا را ترک کرد. اولین داستانهای کوتاهش در دهه 1950 چاپ شدند. با آغاز دهه 1960، بلارد آثار بلندتر خود را نوشت، که آثار معروفی چون «دنیای غرقشده» (The Drowned World, 1962)، «باد از هیچ کجا» (The Wind from Nowhere, 1962)، «جهان سوزان» (The Burning World, 1962)، و «دنیای بلورین» (The Crystal World, 1966) از آن جمله است.با تصاویر خشنِ داستانهای کوتاه سوررئالش در «نمایشگاه قساوت و سنگدلی» (The Atrocity Exhibition, 1970/ که با عنوان «عشق و ناپالم: صادرات امریکا» (Love and Napalm: Export U.S.A) نیز چاپ شد)، بلارد نوشتن دربارۀ جنسیت و فنّاوری فاقد صفات انسانی را در بالاترین حدّ افراط شروع کرد. رمانهایش «سقوط» (Crash, 1973)، «جزیره بتونی» (Concrete Island, 1974)، و «خیزش» (High Rise, 1975) روایتگر سرنوشت شوم مردم طبقه متوسط قرن بیستم است که به انحطاط سوق داده شدهاند. در تقابل با این نگاه فاجعهآمیز به آینده، میتوان به داستانهای کوتاه «شنهای قرمز» (Vermilion Sands, 1971) اشاره کرد که توصیفکننده فساد و انحطاط آرمانشهر فنّاورانۀ ورمیلیئن سندز است. آثار بعدی وی مجموعه داستان کوتاه «تب جنگ» (War Fever, 1990)، و رمان «محبّت زنان» (The Kindness of Women, 1991) است.
اُنوره دو، نام اصلیاش اُنوره بالسا (ت. 20 می 1799، تور، فرانسه- و. 18 آگوست 1850، پاریس) نویسنده فرانسوی که مجموعه وسیعی از رمان و داستان کوتاه خلق کرد که بهطور جمعی «کمدی انسانی» (La Comédie humaine) نامیده شده است. اغلب او را خالق رئالیسم در رمان و یکی از بزرگترین نویسندگان همۀ دورانها میدانند.بالزاک در واندوم و پاریس به مدرسه رفت و سپس در حدود شانزده سالگی به مدت سه سال بهعنوان منشی وکیل کار کرد. طی این مدت، در زمینۀ ادبی فعالیت کرد و چندین نمایشنامۀ نه چندان موفق و مجموعۀ متنوعی از رمانـ گوتیک، طنز، تاریخیـ با نامهای مستعار نوشت. وقتی این کارها موفق نشدند، او به فعالیت تجاری پرداخت که وی را به ورشکستگی کشاند و قرض هنگفتی برایش باقی گذارد. از این زمان به بعد، قرضهای او رو به افزایش بود و اغلب بهطور مداوم سخت کار میکرد.«شوانها» (Les Chouans)، اولین رمانی که با نام خودش منتشر کرد، و «فیزیولوژی ازدواج» (La Physiologie du mariage)، که هجوی در مورد خیانت زنان به شوهران بود، در 1829 منتشر شدند. این دو اثر بالزاک را به اوج موفقیت رساند و شش داستان «صحنههایی از زندگی خصوصی» (Scènes de la vie privée, 1830) موجب افزایش شهرت وی شد.از این پس، بالزاک بیشتر وقتش را در پاریس و رفتن به تعدادی از سالنهای مشهور میگذراند. او حرص شهرت، ثروت و عشق را داشت، امّا بیش از همه به نبوغ و خلاقیت خود آگاهی داشت و این نبوغ را در دورههای کاری قابل توجهـ اختصاص 14 تا 16 ساعت به نوشتنـ دنبال میکرد.از 1832 تا 1835 بیش از بیست اثر خلق کرد که از آن جمله میتوان به رمانهای «پزشک دهکده» (Le Médecin de campagne, 1833)؛ «اوژنی گرانده» (Eugénie Grandet, 1833)؛ «گودیسار نامدار» (L’Illustre Gaudissart, 1833)؛ و «بابا گوریو» (Le Père Goriot, 1835)، که یکی از شاهکارهای او است، اشاره کرد. او بین 1836 تا 1839 «قفسه عتیقهها» (Le Cabinet des antiques, 1839)؛ دو بخش اول از شاهکار دیگرش «خیالات گمشده» (Illusions perdues, 1837-43)؛ «سزار بیروتو» (César Birotteau, 1837)؛ و «تجارتخانه نوسنژان» (La Maison Nucingen, 1838) را نوشت. بین 1832 تا 1837 او همچنین به تقلید از رابله سه مجموعه با نام «قصههای مضحک» (Contes drolatiques) منتشر کرد. بالزاک در همۀ آثار متنوع خود در جایگاه مشاهدهگری عالی و موّرخ جامعه معاصر فرانسه ظاهر میشد.در 1834، او طرح بزرگ خود برای گردآوردن رمانهای پراکنده خودش تحت یک عنوان کلی را کامل کرد؛ بهطوریکه تصویر کاملی از جامعه معاصر فرانسه را در مجموعهای از آثار متنوع، امّا منسجم و یکپارچه شامل میشد و تا 1840، به تقلید از دانته عنوان کمدی انسانی را برای کل آثار منتشر شده خود پیدا کرد، که در نهایت بالغ بر 90 رمان و داستان بلند شد.بالزاک آثار چشمگیری را در اوایل و اواسط دهۀ1840 خلق کرد. این آثار شاهکارهایی همچون «روابط مخفیانه» (Une Ténébreuse Affaire, 1841)؛ «گوسفند سیاه» (La Rabouilleuse, 1841-1842)؛ «اُرسل میروئه» (Ursule Mirouët, 1841)؛ و یکی از مهمترین آثارش «شکوه و فلاکتهای روسپیهای درباری» (Splendeurs et misères des courtisanes, 1843-47) را شامل میشد. دو شاهکار آخر بالزاک «دخترعمو بت» (La Cousine Bette, 1846) و «پسرعمو پونس» (Le Cousin Pons) بودند.
(ت. 1597، احتمالاً در بالزاک، نزدیک آنگولم، فرانسه- و. 18 فوریه 1654، بالزاک) مرد اهل ادب و منتقد، از اعضای اصلی فرهنگستان فرانسه که در توسعه نثر کلاسیک فرانسه مؤثر بود.بالزاک آرزو داشت که منصبی سیاسی داشته باشد، اما زمانیکه آرزویش بر باد رفت، به خانه روستاییاش پناه برد و از آنجا ارتباطش را با انجمنهای ادبی پاریس بهخصوص ازطریق نامهنگاری حفظ کرد. با اینکه در 1634 برای عضویت در فرهنگستان فرانسه برگزیده شد، اما بهندرت به جلسات آن میرفت. در زمان حیاتش بسیار مشهور بود، اما بعد از مرگش این شهرت بهسرعت افول کرد. «شاهزاده» (Le Prince, 1631)، که رسالهای سیاسی است، و «سقراط مسیحی» (Le Socrate chrétien, 1652)، که ترکیبی از اخلاق سقراطی و مسیحی است، آثار منتشرشده بالزاک هستند. بااینحال «نامهها»ی (Lettres) او، گفتارهای کوتاهی در موضوعات سیاسی، اخلاقی و ادبی، تأثیرگذارتر بود؛ این کتاب در چاپهای متعدد منتشر شد و از 1624 بهطور مداوم گسترش و توفیق یافت.
تونی کید، نام اصلی او تونی کید (ت. 25 مارس 1939، نیویورک) نویسندة امریکایی، فعّال حقوق مدنی و مدّرسی که دربارة مسائل جامعه افریقایی- امریکایی قلم میزد.بامبرا (این نام خانوادگی را در 1970 برای خود انتخاب کرد) در کوئینز کالج و سیتی کالجِ دانشگاه سیتی نیویورک تحصیل کرد. او مربّی و مدّرس همیشگی دانشگاهها و فعّالی سیاسی بود.داستانهای بامبرا، که با بهکارگیری موقعیت جعرافیایی روستایی مناطق جنوبی و شهری مناطق شمالی نوشته میشد، زبان سیاهپوستان خیابانی را بهکار میگرفت و شخصیتهایی در آنها حضور داشتند که نویسنده به آنها عشق میورزید. وی مجموعه داستانهای کوتاهی با عناوین «عشق من گوریل» (Gorilla, My Love, 1972) و «پرندگان دریایی هنوز زندهاند» (The Sea Birds Are Still Alive, 1977) و نیز رمانهای «نمکخواران» (The Salt Eaters, 1980) و «اگر رحمت بیاید» (If Blessing Comes, 1987) را نوشت. وی همچنین در ویرایش و نگارش مطلب برای «زن سیاهپوست: گلچین» (The Black Woman: An Anthology, 1970) و «داستانها و قصّههای عامیانه سیاهپوستان» (The Tales and Stories for Black Folks) همکاری داشت.
(تلفظ آلمانی آن بامبی) (نام کامل آن بمبی: زندگی در جنگل) رمانی از فلیکس سالتن، که در 1923 تحت عنوان Bambi: Eine Lebensgeschichte aus dem Walde منتشر شد. این داستان اثری ماندگار در ادب کلاسیک کودکان و نیز تمثیلی برای بزرگسالان است.این رمان روایت رئالیستی و البته انسانپندارانۀ گوزنی را از تولد تا آخرین نقشش در قامت بومی قدیمیِ عاقل و جانسختی در جنگل شرح میدهد که در کشمکش برای بقا در مقابل دشمن اصلی خود، مرد شکارچی، است. شباهت نزدیک میان بچّهگوزنی که گوزن نر میشود و کودکی که بعدها مرد میشود، به این کتاب پیامی اخلاقی میدهد.
بانابهاتا نیز نامیده میشود (شکوفایی نیمة اول قرن هفتم) یکی از بزرگترین استادان نثر سانسکریت که عمدتاً بهعلت نگارش «اعمال هارصا» (Harsacarita) مشهور است. این اثر دربار و زمان امپراتوری بودایی هارصا را (که در 606 تا 607 حکومت میکرد) در هندوستان توصیف میکند.بانا روایتی خودنگاشت از زندگی خود را در فصلهای آغازین اعمال هارصا آورده است. وی در خانواده مشهور برهمایی در هند به دنیا آمد. او، که در چهارده سالگی یتیم شد، با گروهی از دوستان پر جنبوجوش خود به سفر ماجراجویانهای پرداخت؛ این گروه شامل دو برادر ناتنی وی، که از مادری از طبقات پایین اجتماعی بودند، پزشکی که از نیش مار برای درمان استفاده میکرد، یک زرگر، یک قمارباز و یک موسیقیدان بود. بعد از بازگشت از سفر و ازدواج به دربار هارصا فرا خوانده و ابتدا با رفتار سرد امپراتور مواجه شد. علت این امر شاید تهمتهای بعضی از افراد به وی در خصوص فساد در دوران جوانی بوده است، امّا با گذشت زمان، وی توجّه ویژة امپراتور را بهدست آورد.زندگینامه هارصای بانا شامل اطلاعات ارزشمندی دربارة دوره و تفکر وی است؛ هرچند تملقگوییها و اغراقهایی آشکار نسبت به امپراتور در آن وجود دارد. این اثر، که به سبک متکلّف و مصنوع است، صنایع ادبی طولانی، توصیفات مفصّل و صناعات شعری را دربر میگیرد و سرشار از شور و سرزندگی و پر از جزئیات مشاهده دقیق است. دیگر اثر مهم بانا، رمانس منثور «کادمبری» (Kādambarī) است که دو گروه از عشّاق را از طریق مجموعهای از تجسمّات توصیف میکند. هر دو اثر ناتمام باقی ماندند، امّا اثر دوّم را بهوسانابهاتا، پسر نویسنده، کامل کرد.
مانوئل نام کامل او مانوئل کارنئیرو دو سوزا باندئیرا فیلیو (ت. 19 آوریل 1886، رسیف، برزیل- و. 13 اکتبر 1968، ریودوژانیرو) شاعری که یکی از چهرههای اصلی نهضت ادبی مدرنیسم برزیلی است.باندئیرا در ریودوژانیرو و سائوپولو تحصیل کرد. وی در کالج پدروی دوّم در ریودوژانیرو ادبیّات تدریس کرد و استاد دانشگاه برزیل شد. دو کتاب شعر او «خاکستر ساعتها» (A cinza das horas, 1917) و «کارناوال» (Carnaval, 1919l) تأثیر شعر پارناسی و سمبولیستهای متأخّر را نشان میدهد، ولی در برخی از اشعار مجموعة بعدی شعر وی، «شعر بیقید» (O ritmo dissoluto, 1924)، به وضوح مفهوم مدرنیسم به چشم میخورد. مجموعۀ بعدی باندئیرا با عنوان «مکتب شعر آزاد» (Libertinagem, 1930)،با کاربرد شعر آزاد، زبان محاورهای، نحو نامتعارف، و موضوعاتی بر مبنای فرهنگ عامیانه برزیل حرکت به سمت مدرنیسم را نشان میدهد. آثار متأخّر باندئیرا شامل «ستارة صبح» (Estrêla de manhā, 1936)، «ستارة عصر» (Estrêla da trade, 1936) و «ستاره کامل زندگی» (Estrêla da vida interia, 1965) جایگاه وی را بهعنوان یکی از بزرگترین شاعران برزیلی تثبیت کرد.وی علاوه بر شاعری، مترجم، منتقد و نویسنده تاریخ ادبیات بود. شهرت وی بهعنوان شاعر بعد از وفاتش کاهش یافت.
ماتّئو (ت. 1485، کاستلنوئوو و اسکریویا، منطقه دوکنشین میلان، ایتالیا - و. 1561، آژَن، فرانسه) نویسنده ایتالیاییکه اثر وی با عنوان «داستانها» (Novelle) در قرن شانزدهم، گرایش جدیدی را در ادبیات روایی ایجاد کرد و تأثیر وسیعی داشت.او، که راهب، سیاستمدار، سرباز و نیز نویسنده بود، در میلان و دانشگاه پاویا درس خواند. بعد از اینکه دستنوشتههای او از داستانها در حمله اسپانیا به میلان از بین رفت (1522)، به فرانسه گریخت. در 1550، اسقف آژن شد و بقیه عمر و زندگیاش را در فرانسه گذراند.داستانهای او در چهار مجلد، بین سالهای 1554 و 1573 منتشر شد. این آثار شامل 214 داستان کوتاه یا قصه است. آنها اغلب بهصورت شجاعانه و احساسی و در سبک «دکامرون» اثر بوکاتچو نوشته شدهاند و بصیرت ارزشمندی را به اوضاع اجتماعی دوران نوزایی ایتالیا عرضه میکنند.
هرمان (ت. 21 آوریل 1857، جزیره آلس، دانمارک - و. 29 ژانویه 1912، اُگدن، یوتا، ایالات متحده امریکا) رماننویسی که بهعنوان یکی از مشهورترین چهرههای ادبی تأثیرگذار در مکتب امپرسیونیسم (ادبی) در دانمارک شناخته میشود.اولین رمان بنگ با عنوان «نسلهای ناامید»(Hablose slaegter, 1880)، بهواسطه پرداختن به موضوع زندگی نویسندهای همجنسباز و فاسد، جمعآوری شد. هرچند بنگ نمایشنامه، شعر، داستان کوتاه و نقد ادبی نیز مینوشت، اما عمده شهرت وی بهسبب نوشتن رمان است که شامل عناوینی همچون «سینی لودویگز» (Ludvigsbakke, 1896) و «بی وطن مانده» (De uden faedreland, 1906) است. آثاری که وی از 1886 تا 1890 منتشر کرد - از جمله مجموعه داستان کوتاه با عنوان «زندگیهای آرام»(Stille existenser) و رمانهای «قنداق تفنگ»(Stuk, 1887) و «برگزیده» (Tine, 1889)- در زمره برترین آثار وی محسوب میشوند. وی در حین سفری برای ایراد سخنرانیهایی در امریکا چشم از جهان فرو بست.
جان و مایکل (بهترتیب، ت. 3 آوریل 1798، منطقه کلیکنِی، ایرلند- و. 13 آگوست 1842، منطقه کلیکنی؛ ت. 5 آگوست 1796، منطقه کلیکنی- و. 30 آگوست 1874، بوترز تاون، حومه دابلین) برادرانی که نگارش رمانها و داستانهای مربوط به زندگی دهقانی را بهطور مشترک انجام میدادند.جان در رشتة نقاشی تدریس میکرد؛ سپس به دابلین نقل مکان کرد و در آنجا به روزنامهنگاری پرداخت. پس از اجرای نمایش «دامون و پوتیاس» (Damon and Pythias) وی در کاونت گاردن لندن که بهصورت شعر سپید نوشته شده بود، او به لندن نقل مکان کرد و شغل روزنامهنگاری را ادامه داد. در 1825 «داستانهایی از خانوادة اوهارا» (Tables, by the O'Hara Family) را منتشر کرد که آن را با همکاری مایکل نوشته بود. هر سه داستان- که «بهانهها» (Fetches) و «جان دوو» (John Doe) را جان و «کروهور اهل بیل هوک» (Crohoore of the Bill Hook) را مایکل نوشته بود- بهعلت ابداعات احساسی (ملودرام) در خور ملاحظه هستند و به موفقیت سریع آنها انجامید که به جان لقب «اسکات ایرلند» اعطا شد. سال بعد، جان رمان «آب بوینه» (The Boyne Water) را نوشت که دربارة جنگهای جاکوبی در ایرلند است. در 1826 سری دوم داستانها منتشر شد که مشتمل بر «نولانها» (Nowlans) بود، که داستانی درباره ولع گناه و شور و شوق دینی است و درجهای از بصیرت را در بهترین آثار جان نشان میدهد.به رغم بیماری ستون فقرات، جان به نگارش رمانهایش ادامه میداد. ولی سرانجام بیماری وی به فقر انجامید و بهاینترتیب در 1835 وی به کیلکنی بازگشت و دوران بازنشستگی خود را در آنجا سپری کرد. «پدر کانل» آخرین اثر مشترک برادران بنیم بود که جان آن را نوشت و مایکل پس از مرگ وی، نگارش آن را به پایان برد.
راسل (ت. 28 مارس 1940، نیوتن، مساچوستس) رماننویس امریکایی که بهعلت توصیف جنبههای درونی زندگی شخصیتهایی که در تضاد با شرایط اجتماعی و اقتصادی هستند، معروف است.بنکس در دانشگاه کالگیت در همیلتن نیویورک و کارولینای شمالی تحصیل کرد و از 1966 با انتشارات لیلابولرو در آغاز بهعنوان ویراستار و ناشر همکاری کرد. این انتشارات، نخستین رمان وی را با عنوان «در انتظار یخ زدن» (Waiting to Freeze) در 1967 منتشر کرد. «برف» (Snow, 1975)؛ «زندگی خانوادگی» (FamilyLife, 1975)؛ و مجموعه داستانهایی با عنوان «دنیای جدید» (The New World, 1975) دیگر آثار ابتدایی وی هستند. رمان «همیلتناستارک» (Hamilton Stark) وی بهواسطه تصویرسازی از منطقه طبیعی خشن نیوهمپشر معروف است. مجموعه داستان «تریلر پارک» (Trailerpark) نیز همان منطقه نیوهمپشر را توصیف میکند. علاقة وی به منطقه کارائیب، منجر به سکونت وی برای مدتی در جامائیکا شد که دو رمان وی با نامهای «کتاب جامائیکا» (The Book of Jamaica, 1980) و «حرکت قارّهای» (Continental Drift, 1985) را شکل داد. حرکت قارهای را بهترین اثر وی میدانند.«محنت» (Affliction, 1989) و «آخرت شیرین» (The Sweet Hereafter, 1991) آخرین رمانهای او هستند.
جرج (ت. 1545، نیوتایل، انگس، اسکاتلند- و. 1608؟) گردآورندة مجموعة مهمی از اشعار اسکاتلندی قرون پانزدهم و شانزدهم که دورة طلایی ادبیات اسکاتلند است. این بازرگان ثروتمند ادینبرو، گلچینی از اشعار مشهور به «دستنوشتههای بناتاین» (Bannatyne Manuscript) را در دوران شیوع طاعون در 1568 گردآوری کرد. این گزیده شامل تعدادی از اشعار بسیار معروف شاعران ظریفطبع درباری معروف به شاعران مَکریس یا شاعران اسکاتلندی سبک چاسر بود که اشعار شاعران نهچندان مطرحی مانند الگزاندر اسکات هم جزو آنها بود. این اثر بر بهبود شعر اسکاتلند در قرن هجدهم تأثیر گذاشت، آن هم در زمانیکه اَلن رمزی، تعدای از همان اشعار را در اثری با عنوان «همیشه سبز» (Ever Green) منتشر کرد، هر چند که شکل برخی از آنها را تغییر داد.
شخصیت داستانی، یکی از ژنرالهای اسکاتلندی که به همراه شخصیت عنوان داستان به خدمت شاه دانکن در مکبث ویلیام شکسپیر مشغول است. در آغاز نمایش، بنکوو به همراه مکبث، از سوی سه جادوگر بشارت داده میشود که وی به پادشاهی خواهد رسید. در ادامه نمایش یادآوری این نکته بهوسیلۀ مکبث جاهطلب باعث میشود که مکبث آدمکشهایی را استخدام کند که ترتیبی بدهند تا بنکوو ترور شود؛ ولی به پسر وی فلینس اجازه داده میشود که فرار کند.
[ایرلندی آن bean sídhe و زبان گالیک آن bean sìth، معنای تحتالفظی آن زنی اهل پشتهای جادویی] روح زنی در فرهنگ عامّة سلتی که با حضور خود و خاصه با شیون (سوگواری) در زیر پنجرة خانهای، خانوادهای را از مرگ قریبالوقوع یکی از اعضایش باخبر میکند؛ او این کار را یکی دو شب قبل از زمانیکه مرگ را پیشگویی کند انجام میدهد. مشابه ویلزی این زن، «ساحرة ریباین» (gwrach Rhibyn) است که فقط خانوادههای سنتی و اصیل ویلزی را ملاقات میکرد.
آنّا، نام مستعار لوچیا لونگی لوپرستی (ت. 1895، فلورانس، ایتالیا- و. 1985، رونچی). زندگینامهنویس ایتالیایی، منتقد و نویسندة داستانهایی دربارة مبارزات زنان برای حقوق برابر است.بانتی در رشتة هنر فارغالتحصیل و سردبیر ادبی مجلّة هنری Paragone شد. نخستین آثار خلاقۀ او داستانهای کوتاه و رمانی به نام «هفت ماه» (Sette lune, 1941) بود که موضوع اولیة آنها، که بهطور مکرر در بسیاری از آثار وی دیده میشود، تنهایی و جایگاه پایین زنان باهوش ایتالیایی است. وی در 1947 مشهورترین اثر خود، رمان «آرتمیزیا» (Artemisia)، را دربارة زندگی آرتمیزیا جنتیلسکی، نقاش قرن هفدهم، نوشت. مجموعة داستان کوتاه «خاموشی زنان» (Le donne muoiono, 1951) و رمانهای «راهبة شانگهای» (La monaca di Sciangai, 1957)، «ما ایمان داریم»(Noi credevamo, 1967)، و «پیراهن سوخته» (La camicai bruciata, 1973) سایر آثار او هستند. علاوه بر نوشتن زندگینامة هنرمندانی همچون فرا آنجلیکو، دیئگو بلاسکس و کلود مونه، بانتی، نمایشنامة «دربار ساولّا»(Corte Savella)و ترجمههایی از آثار ویلیام میکپیس تکری و ویرجینیا وولف را به ایتالیایی دارد.
تئودور دو، نام کامل او اتیئن-کلود- ژان- باتیست- تئودور- فولَن دو بانویل (ت. 14 مارس 1823، مولن، فرانسه- و. 13 مارس 1891، پاریس) شاعر نیمة قرن نوزدهم فرانسه که آخرین مرید و پیرو مکتب رمانتیسم و رهبر نهضت پارناس و شخص مؤثر در سمبلیستها بود. اولین کتاب شعرش، «کاریاتیدها» (Les Cariatides, 1842)، بیشتر رهین سبک و شیوه ویکتور هوگو بود. «رسالهای کوچک در مورد شعر فرانسه» (Petit Traité de poésie française, 1872) او علاقهاش به اصطلاحات فنی شعرگویی را، که خود او استاد آن شد، نشان میدهد. بانویل با قالبهای ثابت گوناگون، که از نیمه قرن شانزدهم نادیده گرفته شده بود، تجارب شعری خود را به محل آزمون گذاشت که از این میان میتوان به ترانه و ترجیع اشاره کرد. معروفترین مجموعه وی «قصاید عجیبوغریب» (Les odes funambulesques, 1873) است.
رمانی از پار لاگرکویست، که در 1950 در سوئد منتشر شد. این اثر پژوهشی روانشناختی از سفر معنوی باراباس است. بارابس جنایتکاری است در عهد جدید که به جای عیسی(ع) به عوام معرفی، اما از اعدام او صرفنظر میشود. این اثر، که بهصورت گسترده ترجمه شده، بهعلت سبک نگارش موجزش، مورد توجّه قرار گرفت و باعث شهرت جهانی لاگرکویست شد. وی در 1953 نمایشنامهای در دو پرده با اقتباس از باراباس نوشت.
لوئیس (ت. احتمالاً 1548، لوسنا، اسپانیا- و. 1595) شاعر اسپانیایی که با رمان «اولین قطعة کشتی آنجلیکا» (Primera parte de la Angélica, 1586)، که به «اشکهای آنجلیکا» (Las lágrimas de Ange'lica) معروف است، شناخته میشود؛ اشکهای آنجلیکا ادامه اپیزود آنجلیکا و مدُرو در «اورلاندوی خشمگین» (Orlando furioso) اثر لودوویکو آریوستو است.شهرتی که آنجلیکاکسب میکند تا حدودی به دوستی بارائونا با میگل دو سروانتس، که در کتابش «دُن کیشوت» (Don Quixote) بیش از حد آن را ستوده است، مربوط میشود.
اَمیری، ایمامو اَمیری باراکا نیز نامیده میشود، نام اصلی او (تا 1968) (اِوِرت) لروی جونز (ت. 17 اکتبر 1934، نیوئرک، نیوجرسی، ایالات متحده امریکا) بازیگر، شاعر، رماننویس و مقالهنویسی که در تأیید و حمایت از احساسات مختلف و خشم سیاهپوستان افریقایی- امریکایی قلم میزد و زندگی آنها را ستایش میکردوی دانشآموختة دانشگاه هوئرد بود و در 1961 نخستین مجموعة شعر خود را با عنوان «پیشگفتاری بر بیست جلد یادداشت خودکشی» (Preface to a Twenty Volume Suicide Note) منتشر کرد. بعد از آن آثار دیگری از او با عنوان «سخنران مرده» (The Dead Lecturer, 1964)، «هنر سیاه» (Black Art, 1966) و «افسون سیاه» (Black Magic, 1969) انتشار یافت. آثار بعدی او «نوبت ملّت است» (It's Nation Time, 1970)، «ارتباط روحی» (Spirit Reach, 1972)، «دلایل متقن» (Hard Facts, 1977)، «ردّ پای صبح» (AM/Track,1979). اشعار او منعکسکنندۀ علاقۀ وافر وی به موسیقی است و این ادعا را میتوان با توجه به آثار فراوانی که در زمینه موسیقی نوشته، ثابت کرد.نمایشنامهای از او با نام «مرد هلندی» (Dutchman, 1964)، پس از اجرا در تئاتر برودوِی، منتشر و با تحسین منتقدان روبهرو شد. پس از آن در همان سال، نمایشنامههای «برده» (The Slave) و «آرایش» (The Toilet) نیز روی صحنه رفت. باراکا علاوه بر نگارش رمانی با عنوان «نظام جهنم دانته» (The System of Dante's Hell, 1965) که نوعی زندگینامه خودنگاشت بود؛ مجموعه داستان کوتاهی با نام «داستانها» (Tales, 1967)؛ چند مجموعه مقاله شامل «خانه: مقالات اجتماعی» (Home: Social Essays, 1966)، «موسیقی سیاه» (Black Music, 1967)، «دشنهها و نیزهها» (Daggers & Javelines, 1984)، «زندگینامة خودنگاشت لِروی جونز/ امیری باراکا» (The Autobiography of Le Roi Jons Amiri Bakara, 1965) و نمایشنامههای فراوانی نیز نوشت.باراکا، «تئاتر نمایشهای کوتاه هنری سیاهپوستان» را در هارلم بنیادگذاری کرد و در 1968 «سازمان دفاع و توسعة جامعة سیاهپوستان» را تأسیس نمود که متشکل از گروهی مسلمان بود که بر فرهنگ سیاهپوستان تأکید میکرد و بهدنبال کسب قدرت سیاسی برای سیاهپوستان بود. وی در چندین دانشگاه امریکایی تدریس کرد.
آنتاناس (ت. 17 ژانویه 1835، آنیکشای، لیتوانی، امپراتوری روسیه- و. 26 نوامبر 1902، سینای) اسقف کاتولیک و شاعری که یکی از بزرگترین آثار ادبی لیتوانیایی را با نام «جنگل آنیکشای» (Anykyščiu šilelis, 1858-59) نوشته است. این اثر منظومهای 342 بیتی است که به گویش محلی لیتوانی شرقی نوشته شده است. در این اثر، زیباییهای طبیعی بیشهزارهای کاج نزدیک دهکده و تخریب آنها بهوسیله روسها، نماد لیتوانیای تحت سیطرة حکومت تزاری تلقی شده است.
یوگنی آبراموویچ (ت. 19 فوریه [2 مارس سبک جدید] 1800، مارا، روسیه ـ و. 29 ژوئن [یازدهم ژوئن سبک جدید] 1844، ناپل، ایتالیا) برجستهترین شاعر فلسفی روسیه. اولین ترانههای رمانتیک باراتینسکی کاملاً شخصی و خیالپردازانه بود. اشعار روایی وی از جمله «ادا» (Eda, 1826)،«توپ» (Bal, 1828)،«صیغه»(Nalozhnitsa, 1831/که با عنوان «دختر کولی» (Tsyganka, 1842)بازنویسی شد) به برخورد تحلیلگرایانه با احساسات و عواطف میپردازد. شعر «در سوگ گوته» (Na smert Gyote, 1832) یکی از شاهکارهای وی محسوب میشود. بدبینی تراژیک بر اشعار وی، که بیشتر به موضوعات فلسفی و زیباییشناسی میپرداختند، سایه افکنده است. منتقدان امروزی به مراتب بیشتر از معاصران خود وی به اشعارش بها میدهند.
آنا لتیتیا، نام خانوادگی اصلی او آیکین (ت. 20 ژوئن 1743، کیبورث، هارکورت، لسترشر، انگلستان- و. 9 مارس 1825، استوک نویگتن، حوالی لندن) نویسنده، شاعر و ویراستار بریتانیایی که بهترین آثار او در موضوعات سیاسی و اجتماعی هستند. شعر او عمدتاً به سنّت تفّکر منظوم قرن هجدهم تعلّق دارد. هرچند عمده شهرت او احتمالاً بهواسطه شعر نیایشیاش با عنوان «زندگی! نمیدانستم که تو چیستی» (Life! I Know Not What Thou Art)است، اما مهّمترین اشعار وی «کورسیکا» (Corsica, 1768) و «دعوت» (Invitation, 1773) نام دارند. وی «آثار شعری» (Poetical Works, 1794) و همچنین «رماننویسان بریتانیاییِ» (The British Novelists, 1810) ویلیام کالینز را در 50 جلد ویرایش کرد.
آرلیندو (دو کارمو پیرس) (ت. 24 دسامبر 1940، آنگولا) شاعر آنگولایی که بیشتر آثارش به زبان پرتغالی است و با سبک ظریفی، تلاش مردم برای استقلال و نیز وابستگی متقابل انسان و طبیعت را به تصویر میکشد.باربتوش در آلمان غربی تحصیل کرد و سپس در چند مقر اصلی نهضتهای مردمی برای آزادسازی آنگولا، در دوره تلاش مردم این کشور برای استقلال، به تدریس پرداخت. اشعار او که تحت عنوان «آنگولا، آنگولایی، آنگولای ما» (Angola Angolê Angolema, 1796) و «رؤیا» (Nzoji, 1979) جمعآوری شده است، بهجهت اندیشه، ظرافت کلام و سادگی سبک مشهور گردیدهاند. وی در 1958 «رودخانه: قصّههای بازگشت» (O rio: estorias de regresso) را منتشر کرد.
نمایشی خندهدار در چهار پرده اثر پیئر- اوگوستن بومارشه، که در 1775 اجرا شد و در همین سال، با عنوان «آرایشگر شهر سویل؛ یا، احتیاط بیفایده» (Le Barbier de Séville;ou,la precaution inutile) چاپ و منتشر شد. این اثر پایه و اساس اپرای «آرایشگر سویل» اثر جوئاکینو روزینی در 1816 شد. این نمایش بهعلت پیرنگ صریح و بذلهگویی شاد متن آن، به محبوبیت بالایی دست یافت.رُزین (در اجرای اُپرای نمایش نام رزینا را دارد) تحت سرپرستی دکتر بارتلو قرار داشت. دکتر بارتلو رُزین را در اتاقش زندانی کرده بود؛ زیرا علیرغم نفرت رزین، دکتر بارتلو در نظر داشت با او ازدواج کند. کنت آلماویوای جوان رُزین را از گذشته دوست داشت و در اقداماتش برای بهدست آوردن او از تغییر چهرههای گوناگونی از جمله با نام آلونزو، بهعنوان معلم جایگزین برای موسیقی، استفاده میکند. فیگارو، آرایشگر موذی بارتلو، بخشی از پیرنگ نمایش علیه اوست. اگرچه رُزین عاشق آلونزو است، اما ازسوی بارتلو متقاعد میشود که آلونزو قصد دارد وی را بدزدد و به کنت رذل و پستی بفروشد. رُزین ناامید و مأیوس، تصمیم میگیرد همان شب با بارتلو ازدواج کند. همۀ مهارت و ابتکار فیگارو در جایگزین کردن کنت آلماویوا بهجای بارتلو در مراسم عروسی به کار گرفته میشود.
ژول- آَمِده (ت. 2 نوامبر 1808، سن- سُوور- لو- ویکوم، فرانسه- و. 23 آوریل 1889، پاریس) رماننویس و منتقد تأثیرگذار فرانسه.باربه دور وییی در 1837 در پاریس، جایگاه خود را تثبیت و با نوشتن برای نشریات ادواری، زندگی بیثباتی را شروع کرد. در 1868 در جایگاه منتقد ادبی، جانشین شارل- اوگوستن- سن- بوو در نشریه Le Constitutionnel تعیین میشود و با مرگ سن بوُو در 1869، تنها منتقد آن نشریه باقی میماند. از آن پس شهرت وی زیاد و بهعنوان «ژاندارم ادبیات» معروف شد. اگرچه در نقدهای خود، خاصه از امیل زولا و مکتب طبیعتگرایی، اغلب مندرآوردی، تند و بهشدت فردی عمل میکرد، اما بسیاری از نقدهای وی در گذر زمان، قوت و ارزش خود را حفظ کردند. او دستاوردها و موفقیتهای اُنوره دوبالزاک، استاندال، و شارل بودلر را خیلی زود درک و آنها را تأیید و تحسین کرد.بیشتر رمانهای دور وییی قصههای وحشتی هستند که در آنها هیجانات ترسناک در جنایتهایی عجیب به نمایش درمیآیند. دو عنوان از بهترین آثارش «شوالیه دِتوش» (Le Chevalier des Touches, 1864)، درباره شورش شوانها (گروههای یاغی نورمان) در مقابل جمهوری فرانسه، و «کشیش متأهل» (Un Prêtre marié, 1865) نام دارند. «شیطانصفتان» (Les Diaboliques, 1874) عنوان مجموعهای از شش داستان کوتاه است که اغلب بهعنوان شاهکار وی محسوب شده است.
ژورژی (ورا ـ کروس) (ت. 25 می 1902، پرایا، ساونتیاگو، جزایر کاپهورده- و. 6 ژانویه 1971، کوا د پیئدادی) شاعر افریقایی که انزوای فرهنگی و طبیعت غمانگیز زندگی در اوج خشکسالی در جزایر کاپه ورده را به زبان پرتغالی توصیف میکند.وی یکی از سه بنیادگذار مجله ادبی Claridade («وضوح») در دهة 1930 بود که نماینده آغاز دوران جدید در ادبیات کاپه ورده است. اشعار او با نامهای «مجمعالجزایر» (Arquipélogo, 1935)، «حلقه» (Ambiente, 1941)، «خاطرات یک جزیرهنشین» (Caderno de um ilhéu, 1956) منتشر شده است.
جان (ت. احتمالاً 1325- و. 13 مارس 1395، اَبردین، اَبردینشر، اسکاتلند) نویسندة حماسة ملّی اسکاتلند به نام «بروس» (The Bruce)، که نخستین اثر کلان ادبیّات اسکاتلند است.اسناد نشان میدهند که باربر درحالیکه جوان بوده و در آکسفورد و فرانسه تحصیل میکرده، شمّاس بزرگ اَبردین میشود. وی در 1376 «فعالیتها و زندگی رابرت بروس، فاتح ظفرمند و پادشاه اسکاتلند» (The Actes and Life of the Most Victorious Conqueror, Robert Bruce King of Scotland)را، که یک رمانس تاریخی موزون است، در 20 جلد نوشت. پیشزمینة «بروس» کشمکشهای تاریخ سیاسی اسکاتلند برای استقلال، از زمان مرگ الگزاندر سوّم در 1286 تا مرگ داگلاس و بهخاکسپاری قلب بروس در 1332 است. داستان بر سپهسالاری و آرمانگرایی قهرمانان اسکاتلندی تأکید میکند و جانشینان و وارثان آنها را به تلاش برای برابری با اعیان و اشراف میخواند. امّا مضمون اصلی شعر، نبردِ بانوکبرن در 1314 است که در اذهان معاصران مانده بود و بروس تصویری بهشدت واقعگرا از تاریخ اخیر به سبک سرود پهلوانی و نه صرفاً رمانس شوالیهگری باقی میماند.
آنری (ت. 17 می 1873، آنییر، فرانسه- و. 30 آگوست 1935، مسکو، روسیه، اتحاد جماهیر شوروی سابق) رماننویس و عضو گروه مهمی از نویسندگان فرانسوی، که دوره 1910 تا 1939 را دربر میگرفت و خاطرات جنگ را با تفکرات اخلاقی و سیاسی به هم آمیخت.باربوس در جایگاه شاعری نونمادگرا فعالیت خود را با نگارش «سوگواران» (Pleureuses, 1895) شروع کرد و در جایگاه رماننویسی نوطبیعتگرا با «دوزخ» (L’Enfer, 1908) به آن ادامه داد. در 1914 عضو داوطلب پیادهنظام شد، دو بار بهسبب شجاعت و دلاوری از او تقدیر بهعمل آمد و در 1917 بهعلت مجروحیت از خدمت مرخص شد. «زیر آتش: خاطرات یک جوخه» (Le Feu: journal d'une escouade, 1916)، که روایتی دست اول از زندگی سربازان فرانسوی در جنگ جهانی اول است، برنده جایزه گنکور شد. تجربه جنگ، باربوس را صلحطلب، سپس یک کمونیست مبارز و عضو سازمان بینالمللی صلح کرد. بعد از «روشنایی» (Clarté, 1919) آثارش جهتگیری سیاسی معینی بهدست آورد.
[در گویش ایتالیایی (ونیز) بارکارولا، آواز کرجیران، در اصل مشتق از barcaبه معنیقایق] آواز قایق(ران) ونیزی که از تناوب ضربه قوی و ضربه ضعیف استفاده میکند تا آهنگ پاروزنی را القا میکند؛ یا بهطور کلیتر، هر شعر یا آوازی که با قایقها یا آب مرتبط بوده و آهنگ آن ضربآهنگ حرکت آب را تداعی کند.
رمان سهجلدی اَنتونی ترالپ،که در 1857 در سه جلد منتشر شد. این کمدی طنزآمیز، دومین دوره از مجموعۀ ششتایی رمانهای بارستشرِ (BarsetshireNovels) نویسنده است و سرگرمکنندهترین و خندهدارترین اثر وی محسوب شده میشود.این رمان، که موقعیت مکانیاش در بارچستر، شهر کلیسای جامع در غرب انگلستان رخ میدهد، با انتصاب سیاسی دکتر پرودی در جایگاه اسقف جدید بارچستر آغاز میشود. این انتصاب کنش اصلی رمان را، که چالشی میان سنتیها (به نمایندگی نیروهای کلیسای بالا که بهوسیلۀ آجدیکون گرانتلی رهبری میشود) و متجددین (به نمایندگیِ تازهواردهای کلیسای پایین که توسط خانم پرودی هدایت میشود) است، بهوجود میآورد. هر دو گروه برای تصاحب پست خالی جدید رئیس بیمارستان هایرم نزاع میکنند. طرح فرعی مهم داستان مربوط به تلاشهای بینتیجه اسلوپ برای ازدواج با پول است.
(ت.حدود 1476- و. 10 ژوئن 1552، کرویدون، ساری، انگلستان) شاعری که در عصر خود، عمدتاً بهواسطه اقتباس از طنز مردمی آلمان با عنوان «زیرک» (Der Narrenschiff) نوشته زباستیان برانت، شهرت فراوانی بهدست آورد؛ بارکلی آن را «شایپر فالیهای جهان» (Shyper Folys of the World) نام نهاد (چاپ اول 1509). بارکلی، همچنین نخستین گفتوگوی شبانی رسمی را در انگلیسی نوشته است که تصویر دلپذیری از زندگی روستایی را دربر میگیرد.
جان (ت. 28 ژانویه 1582، پونتاموسون، حوالی نانسی، فرانسه- و. 15 آگوست 1621، رم، ایتالیا) شاعر و طنزپرداز اسکاتلندی که «آرگنیسِ» (Argenis, 1621) او شعر بلندی به سبک رمانتیک است که گسترش رمانس را در قرن هفدهم، تحت تأثیر قرار داده است.بارکلی ادیب جهانگرد خوشسفری بود. اثر وی با عنوان «طنز افورمیونی لوسونینی» (Euphormionis Lusinini Satyricon, 1603-07)، طنز اجتماعی بسیار جدی و پر از شخصیتهای منفی است، بعدها در گسترش رمان مقامهوار نقش داشت. مهمترین اثر بارکلی آرگنیس بود، که نمونة عالی شعر نوین لاتین محسوب میشد. در طی قرن هفدهم، این اثر به بیش از 50 چاپ رسید و شخصیتهای ادبی همچون ویلیام کوپر، سمیوئل تیلر کولریج، ریچارد کرشو و ژان ژاک روسو با آن اثر آشنا بودند.
[انگلیسی دورة میانه (اسکاتلندی)، اخذ شده از گالیک اسکاتلندی و ایرلندی] شاعر و یکی از نویسندگان پرشور ادبیات غنایی و حماسی.باردها از مؤلفان سلتی اشعار شبانی و طنز و عموماً خوانندگان آوازهای محلی بودند که به شعر گفتن و شرح اشعار دربارة قهرمانان و اعمال آنها میپرداختند، این واژه در منطقه گول منسوخ شد، اما در ایرلند و ویلز همچنان بهکار میرود. باردهای ایرلندی از طریق خواندن این اشعار با صدای بلند سنت «شعر خوب» را حفظ کردند. در جایی از ویلز کلمه بارد (bardd) همواره برای نامیده شاعران بهکار میرفت. روش باردیک در قرن دهم بهصورتهای مختلفی رمزگذاری شد. هرچند در اروپای اواخر دوران قرون وسطی این سنت شعری رو به افول نهاد، اما نوع ویلزی آن دوام آورد و همهساله در جشنواره شعر و موسیقی آیستدفود، که مجمعی از شعرا و نوازندگان در آن حضور مییابند، گرامی داشته میشود.
شخصیت داستانی، یکی از دوستان صمیمی فالستاف در داستان دو بخشی «هنری چهارم»(HenryIV)و«همسران شادکام وینزور» (The Merry Wives of Windsor) اثر ویلیام شکسپیر.
نام مستعار وانگ رن شو (ت. فنگهوا، ایالت ژیجییانگ، چین- و. 1972) نویسنده و منتقد چینی، که نخستین نظریهپرداز ادبی چین بود که از دیدگاه مارکسیستی حمایت میکرد.وانگ در 1920 تحصیلات خود را کامل و مرحلهای از زندگی خود را با شغل معلّمی آغاز کرد. در 1923 رمانها و اشعاری را در Xiaoshuo yuebao («ماهنامه داستان کوتاه») منتشر کرد و عضو شورای پژوهشهای ادبی شد؛ یک سال بعد، به گروه کمونیستهای چین پیوست و در 1930 به جامعة نویسندگان چپگرا ملحق شد.با شروع جنگ چین- ژاپن در 1937، او در شانگهای ماند و در تبلیغات ضد ژاپنی شرکت کرد و مجلات متعددی را سردبیری و آثار لو خوان را تصحیح و مؤسسة علوم اجتماعی را تأسیس کرد. پس از استقرار جمهوری خلق چین در 1949، به سمت سفیر چین در اندونزی منصوب و متعاقب آن، رئیس خانة انتشارات ادبیات خلق شد. در 1960، بهعلت انتشار مقالة «دربارة عواطف انسانی» (Lun renqing) مورد انتقاد واقع شد و در خلال انقلاب فرهنگی بهعلت شکنجه درگذشت (67-1966).بارن چندین مجموعه داستان کوتاه تألیف کرد که شامل «خانة کلنگی» (Powu, 1928)، و «ایثار» (Xun, 1928) میشد، اما شهرت او بیشتر بهسبب رمانهایی همچون «غرش آگویی» (Agui liulang ji, 1928)، «در یک قدمی مرگ» (Sixianshang, 1928) و «آرم» (Zhengjang, 1936) بود. رمان «گزارش شورش یک دانشمند بیفرهنگ» (Mangxiucai zaofan ji, 1984) پس از مرگش منتشر شد.موضوعات داستانهای بارن- که بیشتر دربارة زندگی دهقانان بود- بهتدریج گستردهتر شد، امّا سبک نویسندگی او هیچ پیشرفتی نکرد. یکی از موارد استثنا، رمان خوشساخت آرم است که زندگی فسادآلود کارمندان دولت را در حکومت کوئومینتانگ نشان میدهد. علاوهبر آثار مذکور، بارن نمایشنامهها و نقدهایی ادبی نیز نوشته که «دربارۀ مقالات لو خوان» (Lun Lu Xunde zawen, 1940) و «نگاه به مردم شوروی از منظر ادبیات شوروی» (Cong Sulian zuopinzhong kan Sulianren, 1955) نام دارند.
[اصل آن ناشناخته است] در فرهنگ عامیانه شمال انگلستان (بهویژه یورکشر)، سگ دیوگونة مخوفی با دندانها و پنجة بزرگ که فقط شبها ظاهر میشود. عقیده بر آن است که هر کس آن را بهوضوح ببیند، بلافاصله بعد از آن خواهد مرد؛ درحالیکه هر کس فقط نظری بر آن حیوان بیندازد، فقط چند ماه زنده خواهد ماند. شیطان تیدورت، سگ سیاه وینچستر، پَدفوتِ ویکفیلد، و بارگست برونلی همه تجسّم این حیواناند. نظیرههای ویلزی آن سگ سرخ چشم گایلگی، سگ تاریکی، و کُن آنون، سگهای جهنّم، هستند؛ این حیوان در لنکشر، هیولایی است که تِرَش، اسکرایلر یا استرایکر نامیده میشود؛ در انجلیای شرقی، سگ یکچشمی است که شوک سیاه یا شاک نام دارد. گفته میشود که بارگست در منطقه منچستر بیسر است. بارگست در اثر شارلوت برونته به نام «جین ایر» نیز وجود دارد که در آن شخصیت اصلی داستان، که نام او در عنوان داستان آمده است، داستانهایی را درباره گیترش میشنود، که در قصّههای شمال انگلستان بهشکل اسب، قاطر یا سگ بزرگی نمود دارد.
موریس (ت. 27 آوریل 1874، لندن، انگلستان- و. 14 دسامبر 1945، بیولی، ایالت اینورنس، اسکاتلند) روزنامهنگار و ادیب.برینگ چهارمین پسر اولین بارون رولستوک بود که در جوانی به سرویس سیاسی ملحق شد و در 1904 بهعنوان روزنامهنگار دربارة جنگ روسیه و ژاپن در منچوری گزارش داد. مدتی در روسیه و استانبول گزارشگر شد. او رمانهایی شامل «سی» (C, 1924)، «زادگاه گربه» (Cat’s Cradle, 1925)، و «دافنه ایدین» (Daphne Adeane, 1926) و نیز اشعار، هجویات و مقالاتی چاپ کرد. او همچنین دانشمند، مترجم و گزیننده آثار ادبی روسی بود.
جورج، نام کامل او جورج گرنویل بارکر (ت. 26 فوریه 1913، لاوتن، انگلستان- و. 27 اکتبر 1991، ایترینگم، نورفوک) شاعر انگلیسی که آثارش به نیروهای طبیعی زندگی میپردازد. وی در دهه 1940 محبوب شد، درست در همان زمان که دیلن تامسِ شاعر موضوعات مشابهی را بیان میکرد، بارکر تحتالشعاع شهرت و آوازة وی قرار گرفت.بارکر از 1939 تا 1974 در ژاپن، ایالات متحده امریکا و انگلستان تدریس کرد. نخستین رمان او با نام «پاییزة آلانا» Alanna Autumnal)) و «سی پیشدرآمد شعری» (Thirty Preliminary Poems) در 1933 منتشر شد. دو شعر مهم و طولانی «کالامیترور» (Calamiterror, 1937)، که جنگ داخلی اسپانیا الهامبخش آن بود، و «اعترافات جورج بارکر» (The True Confession of George Barker, 1950) هستند. «ستارگانویلا» (Villa Stellar, 1978) و «پس از میلاد» (Anno Domini) شعرهای بعدی او هستند. «مجموعة اشعار» (Collected Poems) بارکر در 1987 منتشر شد.
نام خانوادگی اصلی او استوارت، لیدی بروم نیز نامیده میشود (ت. 1831، اِسپَنیش تاون، جامائیکا- و. 6 مارس 1911، لندن، انگلیس) نویسندهای که عمدتاً بهسبب کتاب «زندگی ساکن در نیوزیلند»(Station Life in New Zealand, 1870) شناخته میشود که روایتی زنده از مستعمرهنشین نیوزیلند است.استوارت در انگلیس تحصیل کرد. او با همسر دومش، فردریک ناپیر بروم، با کشتی به نیوزیلند عزیمت نمود. این زوج پس از سه سال حضور در این کشور، دامداری خود را فروختند و به انگلیس بازگشتند. پس از زندگی ساکن، که فروش خوبی داشت، بارکر در لندن چندین اثر دیگر را نیز به رشته تحریر درآورد.بعد از انتصاب همسرش به فرمانداری مستعمرهنشین ناتال (که اکنون در افریقای جنوبی است) در 1875 وی به همسرش ملحق شد. بعدها همسرش را در مائوریتیوس، غرب استرالیا، باربیدوز و ترینیداد همراهی کرد و تجربیاتش را از این سفرها نوشت. بروم در 1884 لقب شوالیه دریافت کرد و بارکر آخرین اثر از 22 اثرش را تحت عنوان «خاطرات مستعمرهنشین» (Colonial Memories, 1904) با نام لیدی بروم منتشر کرد.
شخصیتی داستانی، رانندة یک دلیجان در رمان «دیوید کاپرفیلد» (David Copperfield)، اثر چارلز دیکنز. بارکیس بر رابطة عاشقانة با کلرا پگوتی، پرستار کودکی کاپرفیلد، اصرار دارد و بهسبب امیدوار بودن و تکرار عبارت «بارکیس میخواهد» معروف است.
جاندارپنداری خندهدار و تخیلی از الکل، که اولینبار در 1620 ظاهر شد. جان بارلیکورن یکی از شخصیتهای داستانهای عامیانه امریکایی و انگلیسی است. منابع انگلیسی، اغلب به این شخصیت با نام سِر جان بارلیکورن اشاره میکنند که برای مثال، میتوان به کتابچهای مربوط به قرن هفدهم با نام «تعقیب و اعلام جرم علیه شوالیه سر جان بارلیکورن» (The Arraigning and Indicting of Sir John Barleycorn, Knight) و در ترانهای در «استاد رقص انگلیسی» (The English Dancing Master, 1651) اشاره کرد. رابرت بِرنز، شاعر اسکاتلندی، برای شعرش «جانبارلیکورن» (John Barleycorn, 1787) عناصر عامیانه را بهکار گرفت.
جوئل (ت. 24 مارس 1754، رِدینگ، کنتیکت کولونی [ایالات متحده]- و. 24 دسامبر 1812، زارنوویک، لهستان) نویسنده و شاعری که عمدتاً بهسبب شعر پهلوانپنبهایاش به نام «کلهپوک عجول»(The Hasty Pudding, 1796) از او یاد میشود.بارلو به مدت سه سال کشیش ارتش انقلابی بود. در جولای 1784 هفتهنامهای با نام American Mercury در هارتفورد کنتیکت منتشر کرد. او یکی از اعضای گروه نویسندگان جوان بود که به عقلای هارتفورد معروف بودند که وطنپرستیشان آنها را به تلاش برای خلق ادبیات ملّی سوق میداد. کتاب «تصویر کریستف کلمبِ»(Vision of Columbus, 1787) بارلو، که سرود پیروزیِ شعرگونهای برای امریکا در نه مجلد است، او را خیلی زود به شهرت رساند.بارلو در 1788 به فرانسه رفت و بهصورت متناوب هفده سال در آنجا زندگی کرد. او در 1805 به ایالات متحده بازگشت و تا 1811، هنگامی که نماینده تامالاختیار ایالات متحده در فرانسه شد، در آنجا زندگی کرد.بارلو، علاوه بر شعرهای مذهبی و نوشتههای سیاسی، تصویر کریستوف کلمب را در کتاب قطورتری با نام «کلمبیاد»(Columbiad, 1807) منتشر کرد. اعتبار ادبی او در حال حاضر، عمدتاً متکی بر کتاب کلهپوک عجول است که شعر پهلوانپنبهای خندهدار و جالبی با الهام از دلتنگی خود برای نیوانگلند است که توصیفات زندهای از صحنههای روستایی به دست میدهد.
(عنوان کامل آن «بارنابی راج: داستان شورشهای دهه 80)رمانی تاریخی نوشته چارلز دیکنز، که در 1841 منتشر شد. این اثر اولین تلاش دیکنز در نوشتن رمان تاریخی است. محدوده زمانی داستان، اواخر قرن هجدهم میلادی است که با شناخت و شوری نیرومند (و نوعی ناهمخوانی نگرشی) خشونت گسترده توده مردم را به تصویر میکشد.بهعلت یک شناسایی اشتباه، بارنابی راج، پسر عقبماندة ذهنی یک قاتل در کسوت رهبر شورشیان ضدکاتولیک، دستگیر و در نتیجه زندانی و به مرگ محکوم میشود، اما در پای چوبه دار عفو میگردد.
بانو اَن، نام خانوادگی اصلی او لیندزی (ت. 8 دسامبر 1750، بَلکریس هاوس، فایفشر، اسکاتلند ـ و. 6 می 1825، لندن، انگلیس) نویسندة ترانه معروف «اولد رابین گری» (Auld Robin Gray, 1771).او در 1763 با سِر اندرو بارنرد ازدواج کرد و وقتی همسرش در 1797 در دماغه امیدِ نیک به سمت فرماندار سلطنتی مستعمرهنشین تعیین شد، او را در سفر به آنجا همراهی کرد. یادداشتهای او، که با نامِ «بانو اَن بارنرد در دماغه،1797-1802» (Lady Anne Barnard at the Cape, 1797-1802) منتشر شد، منبع ارزشمند اطلاعات درباره اشغال دماغۀ امید نیک بهوسیلۀ انگلیس در این دوران است. وقتی دماغۀ امید نیک به هلند واگذار شد، (1802)، او و همسرش برای همیشه در لندن اقامت گزیدند. «اولد رابین گری»، که بر پایه وزن ترانهای قدیمی نوشته شده، اولینبار بدون ذکر نام نویسنده منتشر گردید. در 1823 او تألیف کتاب را به دوستش سِر والتر اسکات نسبت داد و او در 1825 ویرایشی از این ترانه را آماده کرد.
بارنابه (ت. احتمالاً 1569، یورکشر، انگلیس- و. 1609) شاعر و نویسندة دوره الیزابت و خالق اثر پارسنوفیل و پارسنوفی.بارنز در دانشکده بریزنوز آکسفورد درس خواند. او در 1591 به گروه اعزامی، به نُرماندی با فرماندهی کنت اسِکس پیوست. پس از بازگشت اثر «پارسنوفیل و پارسنوفی» (Parthenophil and Parthenophe, 1593) را منتشر کرد که دربردارنده غزلیات، اشعار عاشقانه، سرودها و قصایدی است که اعتبار ادبی او بهسبب آنهاست. آثار دیگر او «سده الهی غزلهای دینی» (A Divine Century of Spiritual Sonnets, 1595)، «چهار کتاب دیوانی» (Four Books of Offices, 1606) به نثر و دو نمایشنامه «جنگ هِگزام» (The Battle of Hexham) (مفقودشده) و اثر ضد کلیسای کاتولیک «منشور شیطان» (The Devil's Charter, 1607) است.
(ت. 12 ژوئن 1892، کورنوال- آن- هادسن، نیویورک ایالات متحده - و. احتمالاً 18 ژوئن 1982، نیویورک) نویسنده پیشروی امریکایی که در صحنه ادبی پاریس در دهة 1920 و 1930 چهرهای شناخته شده بود.بارنز در مؤسسه پِرَت و اتحادیه دانشجویان هنر شرکت و در مشاغل روزنامهنگاری و هنرمندی کار کرد. او در 1915 کتابچهای جیبی و عجیبوغریب با نام «کتاب زنان نفرتانگیز: 8 ترانه و 5 نقاشی» (The Book of Repulsive Women: 8 Rhythms and 5 Drawings, 1915) منتشر کرد. چهار سال بعد، سه نمایشنامهاش را هنرپیشههای پراوینستون به صحنه بردند. او در 1920 به پاریس رفت و با هنرمندان و نویسندگان مهاجر برای چند نشریه مصاحبه کرد و خیلی زود خود نیز چهرۀ تثیبتشدهای در ادبیات شد. او به نگارش و تصویرگری مجموعهای از نمایشنامهها، داستانهای کوتاه و اشعارش با نامهای «یک کتاب» (A Book, 1923)، که بعدها با نام «یک شب میان اسبها» (A Night Among the Horses, 1929) تفصیل پیدا کرد و مجدداً با نام «مجرای سرریز» (Spillway, 1962) اصلاح شد؛ «تقویم نجومی زنان» (Ladies Almanack, 1928)؛ و رمان «رایدر» (Ryder, 1928) پرداخت که بارنز آن را داستان «تام جونز زنانه» نامید. رُمان دوم او «بیشة شب» (Nightwood, 1936)، که شاهکار اوست، درباره عشق مقدّر همجنسگرا و ناهمجنسخواه پنج آدم عجیب و مضحک است. بارنز همچنین نمایشنامه منظومی با نام «آنتیفون» (The Antiphon, 1958) نوشت.
divan or diwan \di-'van, -'vän; dī-'van, 'dī-'van\
[واژهای ترکی، برگرفته از واژة فارسی dīwān به معنی اجتماع، کتاب حساب، مجموعة اشعار] مجموعة اشعار بهخصوص در زبان فارسی یا عربی؛ بهویژه مجموعهای از اشعار یک شاعر، مانند دیوان محمد شمسالدین حافظ.
[واژهای لاتینی، سه ربع] در عروض سنتی، یک واحد متشکل از شش هجای دارای وزن اولیک. هستة دودرانز را یک کوریامب (وزنی براساس دو هجای کوتاه بین دو هجای بلند) تشکیل میدهد که یا با یک ایامب (رکن دوهجایی) و یا با یک تروکی (قافیة دوهجایی) است که پیش یا پس از آن میآید. بنابراین دودرانز این گونه تقطیع میشود: ÈÈ - ÈÈ– یا ÈÈ - ÈÈ
با نامهای مستعار ادوارد پیگ و دَن کوانا (ت. 19 ژانویه 1946، لِستر، انگلیس) منتقد تلویزیونی معروف و نویسنده انگلیسی رمانهای بدیع و روشنفکرانه دربارۀ شخصیتهای دلمشغولی که علاقمند به گذشتهاند.بارنز در دانشکده مادلین آکسفورد درس خواند و در دهه 1970 نقدهایی به نشریهTimes Literary Supplementفرستاد. درهمیناثنا، داستانهایی جنایی با نام مستعار کوانا منتشر کرد. این آثار- که شامل «دافی» (Duffy, 1980)، «شهر قلابی» (Fiddle City, 1981)، «پوتین را بگذار داخل» (Putting the Boot In, 1985)، و «رفتن به طرف سگها» (Going to the Dogs, 1987) هستند- مردی با نام دافی، یک پاسبان قدیمی دوجنسیتی، را به تصویر میکشد که اکنون کارآگاه خصوصی شده است.«سرزمین مترو» (Metroland, 1980) اولین رمانی بود که با نام اصلی بارنز منتشر شد. دغدغة حسادتآمیز قهرمانِ داستان «پیش از آنکه مرا ببیند» (Before She Met Me, 1982) او را به تحقیقی کامل دربارۀ گذشته زن جدیدش سوق میدهد. «طوطی فلوبر» (Flaubert’s Parrot, 1984) ترکیب طنزگونهای از زندگینامه، داستان و نقد ادبی است که دلمشغولی فلوبر شد. رمانهای بعدی بارنز «زل زدن به خورشید» (Staring at the Sun, 1986)، «تاریخ جهان در ده فصل و نیم» (A History of the World in 101/2 Chaptrs, 1989)، «مجاب کردن او» (Talking It Over, 1991)، و «جوجهتیغی» (The Porcupine, 1992) هستند.
ویلیام (ت. 22 فوریه 1801، بَگبر، نزدیک استرمینستر نیوتن، دورسِتشر، انگلیس- و.7 اکتبر 1886، وینتر بورن کِیم، دورستِشر) شاعر اشعار محلی گویشی انگلیسی که آثارش زندگی روستایی جنوب غرب انگلیس را به تصویر میکشد. او زبانشناسی مستعد بود و نظریههای زبانشناختی و شعرهایش تامس هاردی و جرارد مَنلی هاپکینز را تحت تأثیر قرار داد.بارنز در 1848 لباس کشیشی به تن کرد. اولین شعرهای محلی وی به گویش دورستی در «وقایعنامة ایالت» (County Chronicle, 1833-34) دورست منتشر شد. از جمله آثار متعددش، کتاب درسی مقدماتی آنگلوساکسون با عنوان «طرح گفتارسازی انگلیسی»(An Outline of English Speech-Craft,1878) و «اشعار زندگی روستایی در زبان انگلیسی متداول»(Poems of Rural Life in Common English, 1868) است.اشعار او در دو مجموعه کتابهای «اشعار زندگی روستایی، به گویش دورستی» (Poems of Rural Life in the Dorset Dialect, 1844 , 1862) و «قوافی هوملی» (Hwomely Rhymes, 1859) چاپ شده است.
شخصیت داستانی، راوی رمان «خورشید همچنان طلوع میکند» (The Sun Also Rises) اثر ارنست همینگوی. جیک مهاجر امریکایی مقیم پاریس در دهه 1920 است که بهعنوان خبرنگار روزنامه کار میکند. در اثر مجروح شدن در جنگ، توانایی جنسی خود را از دست داده و قادر به ابزار عشق به لیدی برت اشلی، که بانویی انگلیسیتبار است و شوهر خود را در جنگ از دست داده، نیست. اگرچه جیک نمونه بارزی با خصوصیات مردانة قهرمان مورد علاقه همینگوی و دارای مهارت در صید ماهی قزلآلا و آشنا با گاوبازی است، اما ضعف جسمانیاش شخصیت او را نسبت به قهرمانان آثار بعدی همینگوی کاملتر میسازد.
نَتالی (کلیفورد) (ت. 31 اکتبر 1876، دیتون، اُهایو، امریکا- و. 2 فوریه 1972، پاریس، فرانسه) چهرة ادبی و نویسندهای که بهعلّت برگزاری همایشهای بینالمللی و دوستی با نویسندگان و همجنسبازی بیشرمانه مشهور شده است.بارنی در 21 سالگی ثروت زیادی را به ارث برد و تصمیم گرفت باقی عمر خود را در پاریس بگذراند. در 1909 در پلاک 20 خیابان رو ژاکوب خود را تثبیت کرد، جایی که به مدت بیش از 60 سال نشست ادبی روز جمعه در آن تشکیل میشد و نویسندگان برجسته فرانسوی، امریکایی و انگلیسی در آن شرکت میکردند. او در آثار معاصر از جمله «سالنمای زنان» (Ladies Almanack) اثر جونا بارتر؛ «چاه تنهایی» (The Well of Loneliness) از ردکلیف هال، و «زنی بر من جلوه کرد» (A Woman Appeared to me) از رنه ویویئن تحسین شده است. رمی دُ گورمون پیر، عاشق وی شد و دو جلد کتاب با عناوین «نامههای یک بانو» (Lettres à l'Amazone, 1914) و «نامههای صمیمانهای به یک بانو» (Lettres intimes à l'Amazone, 1914/ پس از مرگش در 1927 منتشر شد) را با موضوع عشق افلاطونی بین خود و بارنی به رشته تحریر درآورد. آثار خود بارنی در هشت جلد کوچک چاپ شده که برخی از آنها «چند تصویر: غزلوارههای زنان» (Quelques Portraits: Sonnets de Femmes, 1900)؛ «اندیشههای یک زن آمازونی» (Pensées d'une Amazone, 1920) و «خاطرات آشفته» (Souvenirs indiscrets, 1960) نام دارند. آثار وی معمولاً بیاهمیّت محسوب شده است.
پیو، نام خانوادگی کامل او باروخا ای نسی (ت. 28 دسامبر 1872، سان سواستیان، اسپانیا- و. 30 اکتبر 1956، مادرید) نویسنده اهل باسک که مشهورترین رماننویس عصر خویش در اسپانیا محسوب میشد.باروخا، بهعنوان عضو نسل 98، علیه جنبههای ملالآور زندگی اسپانیایی طغیان کرد. دو کتاب اولش مجموعۀ داستانی کوتاه با نام «زندگیهای تیره و تار» (Vidas sombrias, 1900) و رمان «خانه ازگُری» (La casa de Aizgoori, 1900) بود؛ وی همچنین 11 کتاب سهگانه نوشت که به مسائل اجتماعی معاصر میپردازد و مهمترین این آثار با عنوان «تقلا برای زندگی» (La lucha por la vida, 1904) موضوع فقر و فلاکت در بخشهای فقیر مادرید را ترسیم میکند. بلندپروازانهترین اثر در بین بیش از 100 رمان وی «خاطرات یک مردِ عمل» (Memorias de unhombre de acción, 1913-28) نام دارد که مشتمل بر مجموعهای از 14 رمان و 8 کتاب داستان کوتاه است که به موضوع یک یاغی قرن نوزدهم و دوران زندگی وی میپردازد. یکی از بهترین رمانهای باروخا «تسالاکائین ماجراجو» (Zalacain el aventurero, 1919) است.رمانهای وی بهعلت دیدگاههای ضد مسیحیت، تأکید سرسختانه بر اعتقادات مخالف کلیسا، و تا حدودی رفتار بدبینانه، هرگز به محبوبیت مهّمی دست نیافتند. گفته میشود سبک موجز و بدون پیرایه وی، که کمانگاری را در بهترین شکل ممکن به کار میگیرد، الهامبخش ارنست همینگوی بوده است.
[فرانسوی، احتمالاً از barroque در فرانسوی میانه، به معنی (مروارید) بدشکل از barroco پرتغالی به معنی مروارید بدشکل] سبک رایج نگارش ادبی در بیشتر کشورهای غربی از اواخر قرن شانزدهم تا اوایل قرن هجدهم که معمولاً با پیچیدگی و طول و تفصیل قالب و با استفاده از صور خیال شگفت، و گاه کاملاً مبتکرانه و گاهی اوقات عمداً گنگ و نامفهوم همراه است.
مجموعه اشعار رادیارد کیپلینگ، که نخستینبار در 1892 و بعد از آن دوباره با شرح و توضیحات منتشر شد. این مجموعه شامل مشهورترین اشعار چاپ شدة قبلی وی همچون «دنی دیور» (Danny Deever)، «گانگا دین» (Gunga Din)، و «مندلی» (Mandelay) است. این کتاب موفقیّت عمومی بهدست آورد و کیپلینگ را در میان شعرای معاصرش برجسته ساخت.بیشتر این اشعار به لهجة کاکنی (لهجة شرق لندن) است. موضوع آنها مربوط به سربازان انگلیسی است که از امپراتوری بریتانیا دفاع میکنند، امّا بهعلت اصل و نسب غیراشرافیشان مدام تحقیر میشوند.
موریس، نام کامل او اُگوست- موریس بارس (ت. 19 آگوست 1862، شارم- سور- موزل، فرانسه- و. 5 دسامبر 1923، پاریس) نویسنده و سیاستمداری که فردگرایی و ملیگرایی پرشورش، بهشدت بر نسل او اثر گذاشت.بارس برای تحصیل حقوق به پاریس رفت، امّا به ادبیات روی آورد و به چاپ مقالههای انتقادی از مورخین همعصر خویش، ایپولیت تن و ارنست رنان، که استادان معنوی آن عصر بودند، پرداخت؛ سپس به خلق روش منحصربهفرد خودشناسی از طریق تحلیل خویشتن روی آورد که درونمایه اثر سهگانه وی با عنوان «آیین من» (Le Culte du moi) را تشکیل میدهد. این اثر شامل «زیر چشم بربرها» (Sous l'oeil des Barbares, 1888)؛ «انسان آزاد» (Un Homme libre, 1889)، و «باغ برنیس» (Le Jardin de Bérénice, 1891) است.وی در 27 سالگی فعالیت سیاسی پرهیاهویی را شروع کرد و بهملیگرایی متعصبانه و خشک روی آورد. شرایط این برهه بهدقت در اثر سهگانه دیگری به نام «رمان انرژی ملّی» (Le Roman de l'énergie nationale) مشتمل بر «ریشهکن شدهها» (Les Déracinés, 1897)، «احضار به سربازی» (L'Appel au soldat, 1900)، و «چهرههایشان» (Leurs figures, 1902) روایت شده است. مجموعه آثار وی با عنوان «قلعههای شرق» (LesBastions de L'Est) وسیلهای برای ریختن آب به آسیاب تبلیغ جنگ جهانی اول شد.بااینحال و گاهی در نوشتههای بارس هنرمند بهلحاظ اهمیت، جایگزین سیاستمدار میشد. سفرهایش به اسپانیا، ایتالیا، یونان و آسیا الهامبخش اثر دیگری با عنوان «خون، شهوت و مرگ» (Du sang, de la volupté et de la mort, 1894)، و همچنین «باغی مشرف به نهرالعاصی» (Un Jardin Sur l'Oronte, 1922) بود. وی در 1906 برای عضویت در فرهنگستان فرانسه انتخاب شد.
جیمز ام. نام کامل او سر جیمز متیو، بارونت بری (ت. 4 می 1860، کیریمیور، انگس، اسکاتلند- و. 19 ژوئن 1937، لندن، انگلستان) نمایشنامهنویس و رماننویسی که بهعنوان خالق پیتر پَن، پسری که نمیخواهد بزرگ شود، مشهور است.بری در دانشگاه ادینبرو تحصیل کرد و قبل از اقامت در لندن بهعنوان نویسنده آزاد و مستقل، دو سال را در Journal ناتینگهام گذراند. اولین کتاب موفقش، «اولد لیخت ادیلز» (Auld Licht Idylls, 1888)، حاوی برداشتهایی از زندگی در کیریمیور بود. «پنجرهای در ترامز» (A Window in Thrums, 1889) نیز چنین است. «وزیر کوچک» (The Little Minister,1891) رمانی فوقالعاده احساسی به همین سبک بود که پرفروشترین کتاب بری شد و بعد از اقتباس آن در 1897 برای تئاتر، بری بیشتر برای تئاتر نوشت. مشخصۀ بیشتر آثار متقدم وی لهجة جالب اسکاتلندی، بذلهگویی تفّننی و مسخرهبازی کمیک، حالت رقت و احساساتیگری است.زمانیکه نمایش پیتر پن اولینبار در 1904 به روی صحنه رفت، شخصیت جدیدی به اساطیر دنیای انگلیسیزبان در قالب پیتر پن اضافه شد. موضوع آن دوران نوجوانی قهرمان داستان بود که بر کاپیتان هوک، ناخدای ژندهپوش و میانسال کشتی دزدان دریایی، چیره میشود. این اثر تأثیری ماندگار از خود بهجای نهاد.در 1913، به بری لقب بارونت داده شد و در 1922 نشان لیاقت به وی اعطا گردید. وی در 1928 رئیس انجمن نویسندگان و در 1930 رئیس دانشگاه ادینبرو شد.بیشتر کارهای موفق نمایشی بری بهواسطه بهکارگیری شوخطبعی و تفنّن زودگذر ضعیف تلقی میشوند، امّا شش نمایش آخر وی با نام «خیابان کیفیت» (Quality Street/ اجرا شده در 1901)، «کرایتون قابل تحسین» (The Admirable Crichton/ اجرا شده در 1902)، «آنچه که هر زنی میداند» (What Every Woman Knows/ اجرا شده در 1908)، «نگاه بیست پوندی» (The Twelve-Pound Look / اجرا شده در 1910)، «خواست» (The Will/ اجرا شده در 1913)، و «بروتوس عزیز» (Dear Brutus/ اجرا شده در 1917) دارای کیفیت بالایی هستند.
ادوئاردو (ت. 25 اکتبر 1884، بالپارائیو، شیلی- و. 13 سپتامبر 1963، سانتیاگو) نویسندهای که با رمانهای روانشناسانهاش معروف شده است.باریوس سیر زندگی ادبی خود را تحت تأثیر امیل زولا با مجموعه داستانی ناتورالیستی به نام «به سبک ناتورالیستی» (Del natural, 1907) آغاز کرد. رمانهای بعدی او، که وی را پرآوازه کردهاند، عبارتانداز: «پسر مجنون» (El niño que enloqueció de amor, 1915)، که خاطرات داستان گونهای از پسری است که ذهن او درگیر عشق یکی از دوستان مادرش است؛ «آدم مفلس» (Un perdido, 1918)؛ «برادر آسنو» (El hermano asno, 1902)، که دربارة آسیب روحی و روانی راهبی است که به دختری حمله میکند تا خود را از چشم کسانی بیندازد که وی را قدیسی زنده میدانند. موفّقترین اثر باریوس «نجیبزادة بزرگ و ناخلف بزرگ» (Gran senõr y rajadiablos, 1948) است، که در آن زندگی در مزرعهای در شیلی به تصویر کشیده میشود.آثار بعدی او یک سلسله قصۀ کوتاه در ژانر زندگینامه خودنگاشت با عنوان «اوراقی از یک شیطان فقیر» (Páginas de un pobre diablo, 1923) و رمانهای «تاماروگال» (Tamarugal, 1944) و «مردم درون انسان» (Los hombres del hombre, 1950) هستند.
فلیپ (ت. 18 ژوئن 1896، راچستر، نیویورک، امریکا- و. 3 دسامبر 1949، نیویورک) نمایشنامهنویس امریکایی کمدی زندگی و رفتار که به موضوعات مربوط به ثروتمندان اجتماع پرداخته و از این حیث شهرت دارد.بری از دانشگاه ییل فارغالتحصیل شد و در 1919 به چهلوهفتمین کارگاه پیرس بیکر در هاروارد پیوست. «عروسک پانچ برای جودی» (A Punch for Judy) را در 1920 در همین کارگاه به روی صحنه برد. بری «تو و من» (You and I) را در دورة دانشجویی نوشت که 170 بار در 1923 در برودوِی اجرا شد. طی بیست سال بعد، نمایشنامههای او بهترتیب شامل «به سمت پاریس» (Paris Bound, 1927)، «تعطیلات» (Holiday, 1928)، «قلمرو حیوانات» (The Animal Kingdom, 1932)، «داستان فیلادلفیا» (The Philadelphia Story, 1939) میشد. بذلهگویی و گفتوگوهای زیبا و تضادهای شوخطبعانه شخصیتها و موقعیتها از جمله ویژگی این آثار است.گرایش فکری بری به زندگی در «بالهای سفید» (White Wings, 1926)، نمایش خندهداری که برخی منتقدان آن را بهترین نمایشنامة وی دانستهاند؛ «جان» (John, 1927)، نمایشنامهای دربارة جان تعمیددهنده است؛ «جهان مهمانسرا» (Hotel Universe, 1930)؛ «دلقکها میآیند» (Here Come the Clowns, 1938)، که تمثیلی از خیر و شر است؛ و آخرین نمایشنامة او «آستانة دوّم» (Second Threshold, 1951) دیده میشود.
(نام کامل آن خاطرات آقای بری لیندون) رمان تاریخی ویلیام میکپیس تکری، که ابتدا در Magazine Fraser'sدر 1844 با عنوان «بخت بری لیندون: رمانسی از قرن گذشته» (The Luck of Barry Lyndon: A Romance of the Last Century) منتشر شد. این کتاب در 53-1852 در دو جلد منتشر شد و در 1856 با عنوان خاطرات آقای بری لیندن، (با توضیحات) دوباره چاپ و اصلاح شد.رمان مربوط به زندگی و وقایع روزگار شخصیت نام برده شده در عنوان کتاب و راوی آن است که مرد ایرلندی شروری است. روایت هجوآمیز از وقایع پرسرعت داستان، حکایت مردی است که چارهای جز موفقیت و خوشبختی ندارد. او، که متولد ردموند بری است، بعد از تیراندازی به مردی در جریان یک دوئل، وطنش را ترک کرد. وی ابتدا مزدوری پیشه میکند و بعداً بهعنوان قماربازی حرفهای کار میکند؛ سپس، خود را پیدا میکند و با مُد روز سازگار میشود و عشق بیوه ثروتمندی را بهدست میآورد و با او ازدواج میکند و نام اشرافی لیندون را، که نام خانوادگی آن بانو است، میپذیرد. ولی بری با همسر و پسرخواندة خود بدرفتاری کرده و پول همسرش را صرف قمار میکند، اما سرانجام، آن زن خودش را از این پیوند و ازدواج آزاد مینماید. در انتهای رمان، بری در زندان است و مادرش از او مراقبت میکند.
مجموعهای از شش رمان مرتبط به هم، اثر اَنتوبی ترالپ که صحنه آن استان تخیلی بارست در غرب انگلستان است.ترالپ بهواسطه استادی در تجسم جغرافیا، تاریخ و ساختار اجتماعی سرزمین خیالی داستانهایش، به خود میبالید. بااینحال، برای وی شخصیتهای داستان از توصیف حوادث داستان جذابیت بیشتری دارد و تعدادی از شخصیتهای مخلوق وی در بیش از یک رمان بارست ظاهر میشوند. پدر سپتیموس هاردینگ، که گیر افتادن وی بر سر دو راهی اخلاقی در داستان «رئیس» (The Warden, 1855) درخور توجه است، دوباره در بحبوحه بحث و مشاجره مذهبی در داستان «برجهای بارچستر» (Barchester Towers, 1857) ظاهر میشود. شخصیت ملیح بهکار گرفته شده در عنوان کتاب «دکتر تورن»(Doctor Thorne, 1858) با بانویی که وارث ثروتمند یک داروساز دارای حق انحصار یک دارو در داستان «خانۀ کشیشی فراملی» (Framley Parsonage, 1861) است، ازدواج میکند. این رمان اساساً مربوط به گرفتاریهای مالی مارک رُبارتس، کشیش جوان محله، است. بسیاری از شخصیتهای رمانهای قبلی او از جمله لیلی دیل، که در داستان اصلی «خانه کوچک در الینگتن» (The Small House at Allington, 1864) نامزدی خود را به هم زده است، دوباره در «آخرین گاهشمار بارست» (The Last Chronicle of Barset, 1867) ظاهر میشوند. از 47 رمان ترالپ، آخرین گاهشمار بارست را لطیفترین اثر وی میداند.
استن، نام کامل او استنلی بارستو (ت.28 ژوئن 1928، هوربری، یورکشر، انگلستان) رماننویس و داستان کوتاهنویسی که با نخستین کتابش در 1960 با عنوان «نوعی از عشق» (A Kind of Loving, 1960) موفقّیت بهدست آورد (فیلم آن در 1962 و اجرای روی صحنه در 1970).بارستو در منطقهای کارگری رشد کرد و تا 1962 در استخدام صنعت مهندسی بود. وی عضو گروه نویسندگان جوان انگلستان شد (اعضای آن عبارت بودند از: الن سیلیتو، جان بِرِین و دیگران) که موفقّیت زودرس آنها در دهة 1950 و 1960 بهواسطه روایت زندگی طبقة کارگر حاصل شد. رمانهای بعدی او «غریق نجاتها» (Watchers on the Shore, 1966)، «آرامش مفرط» (A Raging Calm, 1968)، «فصلی با اروس» (A Season with Eros, 1971)، «هدف حقیقی» (The Right True End, 1976)، «قصّههای یک برادر» (A Brother's Tales, 1980)، و «منتظر باش و ببین» (Just You Wait and see, 1986) نام دارند.
شخصیت داستانی، زنی زیبا و فقیر در رمان «خانة نشاط» (The House of Mirth) اثر ادیت وارتون. لیلی، که معاشرت نزدیکی با طبقة بالای جامعة نیویورک در اوایل قرن بیستم دارد، با ارزشهایش که از بچگی به آنها میاندیشید زندگی میکند: ازدواج برای پول و موقعیت اجتماعی. معالوصف بهعلت آنکه قادر به استفادة صحیح از فرصتهای در اجتماع نیست، کمکم زندگی او به گوشهگیری و انزوا تبدیل میشود.
گیّوم دو سائوست، سینیور دو بارتاس (ت. 1544، مونفور، نزدیک اُش، فرانسه- و. جولای 1590، کودون) نویسنده «هفته» (La Semaine, 1578) که شعر تأثیرگذاری دربارة آفرینش جهان است.بارتاس پروتستان پرشور و مشاور مورد اعتماد آنری بود. هدف وی بهکارگیری فنون جدید شعری پیشنهاد شده از سوی پئیاد برای معرفی دیدگاههای پروتستان بود. او خودش از اولین شعر حماسیاش مربوط به کتاب مقدس به نام «جودیت» (Judith, 1547) رضایت نداشت، امّا پس از انتشار هفته وی را در جایگاه شاعری بزرگ گرامی داشتند. این شعر ناشیانه با هدف و منظور آموزشی بهطور گسترده در فرانسه کاتولیکنشین آن زمان مورد استقبال قرار نگرفت. در واقع این شعر با عنوان «هفتهها و کارهای خداوندی» (Devine Weeks and Works) به دست جاشوا سیلوستر به انگلیسی ترجمه شد و تأثیر پایداریتری در انگلستان گذاشت؛ سِر فیلیپ سیدنی، ادموند اسپنسر و جان میلتن جزء کسانی هستند که از آن تأثیر گرفتهاند.
جان، نام کامل او جان سیموتر، بارت کوچک (ت. 27 می 1930، کیمبریج، ایالت مریلند، امریکا) نویسندۀ امریکایی که بیشتر برای رمانهایی که فهم فلسفی را با هجو نیشدار و تند و اغلب با شوخطبعی مستهجن تلفیق کرده شهرت دارد. بارت در دانشگاه جانزهاپکینز ایالت بالتیمور تحصیل کرد و در دانشگاههای گوناگون ازجمله جانز هاپکینز درس داد. اولین رمانش «اپرای متحرک»(The Floating Opera, 1956) و دومین رمانش «پایان راه»(The End of the Road, 1958) شخصیتهایی را که از احساس بیهودگی به ستوه آمدهاند، توصیف میکند. «عامل دائمالخمر»(The Sot-Weed Factor) داستانی مقالهوار با ریشخند به تاریخ قدیم مریلند است. «جایلز بچه بُز»(Giles Goat Boy, 1966) داستان غیرعادی دربارة زندگی یک قهرمان اسطورهای و مبلّغ مذهبی است. اثر «گمشده در بازیگاه» (Lost in the Funhouse, 1968) شامل قطعات کوتاه تجربی است که در میان داستانهایی براساس دوران کودکیاش جای گرفته است. در ادامه، «هیولا» (Chimera, 1972)، که سه رمان کوتاه است، و رمان تجربی «نامهها» (Letters, 1979) را نوشت. رمانهای «شنبهای» (Sabbatical, 1982) و «داستانهای مدّ آب» (The Tidewater Tales, 1987) بیشتر روایتهای سنتی هستند.
(ت. 20 ژانویه 1716، کاسیس، فرانسه- و. 30 آوریل 1795، پاریس) باستانشناس و نویسنده فرانسوی که رمانش درباره یونان کهن یکی از کتابهایی بود که در فرانسه قرن نوزدهم بسیار زیاد خوانده میشد. بارتلمی در 1744 دستیار خزانهدار مجموعه مدالهای سلطنتی و در 1753 جانشین وی شد. در 1755 سفیر فرانسه، کنت دو استنویل (بعداً دوک دوشوازو شد)، را در سفر به ایتالیا همراهی کرد و مدت سه سال در آنجا به تحقیق در زمینه باستانشناسی پرداخت.بارتلمی چند اثر تخصصی در زمینه باستانشناسی نوشت، امّا شهرت وی ناشی از «سفرهای آناکارسیس جوان به یونان، در میانه قرن چهارم قبل از میلاد» (Voyage du jeune Anacharsis en Grèce, dans le milieu du quatrième siècle avant l'ère vulgaire, 1788) است که روایتی سردرگم از یونانگردی سیتیان جوان است. این مقدمة مستند از فرهنگ یونان عصر هلنی موجب احیای علاقه به یونان شد و تا مدتها چندین نسل از شاگردان در مدارس فرانسه آن را میخواندند. بارتلمی در 1789 برای عضویت در فرهنگستان فرانسه انتخاب شد.
(ت. 7 آوریل 1931، فیلادلفیا، پنسیلوانیا، ایالات متحده- و. 23 جولای 1989، هوستن، تگزاس) نویسنده امریکایی داستانهای کوتاه که با «تکّهکاریهای» نوین، که در آن شادی و افسردگی توأم است، معروف شده است.وی ابتدا روزنامهنگار و مدیر ویرایش مجّلة مروری هنر و ادبیّات Location و از 1961-1962 مدیر موزة هنرهای معاصر هوستن تگزاس بود. نخستین مجموعه از داستانهای کوتاه خود را با عنوان «دکتر کالیگری، برگرد» (Come Back, Dr. Caligari) منتشر کرد. اولّین رمان او با نام «برف سفید» (Snow White, 1967) نخست در نشریه The New Yorker منتشر شد. دیگر مجموعههای داستانی او «زندگی شهری» (City Life, 1970)، «غم» (Sadness, 1972)، «شصت داستان» (Sixty Stories, 1981)، «سفر شبانه به شهرهای دور» (Overnight to Many Distant Cities, 1988) هستند. او سه رمان دیگر با نامهای «یتیم» (TheDead Father, 1975)؛ «بهشت» (Paradise, 1986)، و «پادشاه» (The King, 1990) نوشته است.
(ت. 10 اکتبر 1943، هوستن، تگزاس، امریکا) نویسندة امریکایی داستانهای کوتاه و رمانهایی که شخصیتهای شکلگرفتة شخصیتهایش را در محیطهای بیروح حاشیة شهر محل زندگیشان ترسیم میکند.فردریک، که برادر دانلد بارتلمی است، در دانشگاههای تولین، هوستن و جانز هاپکینز تحصیل کرد. «رانگون» (Rangoon) مجموعهای از داستانهای کوتاه، نقّاشیها و عکسهای سوررئالیستی است که در 1970 منتشر شد و پس از آن رمان «جنگ و جنگ» (War & War, 1971) چاپ شد. او با داستان کوتاه «ماه زیبا» (Moon Deluxe, 1983)، که در زمان حال و به زبان اوّل شخص نوشته شده، توجّه گستردهای را جلب کرد. شخصیت اصلی رمانِ طنز «ازدواج دوّم» (Second Marriage, 1984) مردی است که همسرش او را از خانه بیرون کرده است تا برای زنِ اوّلش اتاقی تهیّه کند. مجموعه داستان «کروما» (Chroma, 1987) و رمانهای «دو علیه یک» (Two Against One, 1988)، «انتخاب طبیعی» (Natural Selection, 1990)، و «شکنندگان» (Breakers, 1993) از جمله آثار بعدی اوست.
رولان (ژرار) (ت. 12 نوامبر 1915، شربور، فرانسه- و. 26 مارس 1980، پاریس) منتقد اجتماعی و ادبی فرانسه که نوشتههایش در مورد نشانهشناختی، مطالعه رسمی نمادها و نشانههای بنیاد نهادهشده بهوسیلۀ فردینان دو سوسور، به تثبیت ساختارگرایی بهمثابۀ یکی از نهضتهای فکری مهم قرن بیستم کمک کرد.بارت در دانشگاه پاریس تحصیل کرد. پس از کار (59-1952) در مرکز ملی پژوهشهای علمی، برای مؤسسۀ پژوهشی و تحصیلات تکمیلی پاریس (EPHE) منصوب شد. در 1976 اولین فرد شایسته برای گرفتن کرسی نشانهشناختی ادبی در کولژ دو فرانس شد.اولین کتابش، «درجه صفر نگارش» (Le Degré zéro de l'écriture, 1953)، اختیاری بودن ساختهای زبان را مورد بررسی قرار داد. در کتابهای بعدی- شامل «اسطورهها» (Mythologies, 1957)، «مقالات انتقادی» (Essais critiques, 1964)، و «برج ایفل و دیگر اسطورهها» (La Tour Eiffel, 1964) - او همان ابزار نقادّانه را برای «اسطورهها»ی (یعنی فرضیههای پنهانِ) پشت سر پدیدههای فرهنگی مردمی بهکار برد. «در مورد ریشۀ» (Sur Racine, 1963) وی در فرانسه جاروجنجالی ادبی راه انداخت، بارت به جنگ استادان سنّتی دانشگاه رفت که فکر میکردند «نقد جدید» متون را بهصورت نظام نشانهها میبیند که به کلاسیکها توهین میکند. حتی «س/ز» (S/Z, 1970) افراطیتر بود و بارت در آن بر نقش فعال خواننده را در روایتی بر اساس «نشانههای» متنی تأکید میکند.تا دهه 1970 نظریههای بارت نه فقط در فرانسه، بلکه در سراسر اروپا و ایالات متحده فوقالعاده مؤثر شد. دو کتاب آخر بارت، که کتابهای بسیار شخصی وی بودند، شهرت دیرهنگام او را بهعنوان نویسندهای صاحبسبک تثبیت کرد. او یک «ضد زندگینامۀ خودنگاشت» با نام «رولان بارت به قلم رولان بارت» (Roland Barthes par Roland Barthes, 1975) و «بخشهایی از یک بحث عشقی» (Fragments d'un discourse amoureux, 1977)، که روایتی از یک موضوع عشقی دردناک بود، را منتشر کرد. چند مجموعه از نوشتههایش، که پس از مرگش منتشر شد، «خواننده آثار بارت» (A Barthes Reader, 1982) و «رویدادها» (Incidents, 1987) نام دارند. کتاب آخری همجنسگرایی بارت را آشکار میکند که علناً به آن اعتراف نکرده بود.
(نام کامل آن بارتلبی اسکریونر، داستانی از وال استریت) داستان کوتاهی از هرمان ملویل، که در 1853 بینام در Putnam's Monthly Magazineچاپ و در 1856 در مجموعۀ «قصههای مهتابی» (Piazza Tales) جمعآوری شد.ملویل «بارتلبی» را زمانی نوشت که بهنظر میرسید کارش در حال ورشکستگی بود و این داستان، بدبینی وی را منعکس میسازد. راوی وکیلی موفق از والاستریت است که کاتبی به نام بارتلبی را اجیر کرده و از وی میخواهد که اسناد و مدارک قانونی را نسخهبرداری کند. اگرچه بارتلبی در آغاز کارمندی پرتلاش است، اما یک روز وقتی از او خواسته میشود نمونهخوانی کند، او جواب میدهد «ترجیح میدهم این کار را انجام ندهم». به مرور زمان، بارتلبی بهطور روزافزون «ترجیح میداد» هر چیزی را که از او خواسته میشد، «انجام ندهد». سرانجام او با عدم پذیرش پیشنهادهای کمک و درحالیکه به جرم دسترسی غیرمجاز به اسناد مهم زندانی شده، از بیتوجهی به خود از دنیا میرود.
(نام کامل آنBarzaz-Breiz: Chants populaires de la Bretagne به معنی «اشعار باردیک برتون: ترانههای محبوب بریتینی») مجموعهای از آهنگها و ترانههای مردمی که از بین بازماندههای فرهنگ عامیانه برتون باستان روایت شده است. این مجموعه ظاهراً از ادبیات شفاهی دهقانان برتون گرفته شده و تئوور هرسارت دلا ویلمارک آن را ساخته و در 1839 منتشر کرده است. امروزه مشخص شده است که بارزاز بریز گزیدهای از شعر عامیانه برتون نیست، بلکه آمیختهای از اشعار کهن است که بهطور عمده آوازهای عاشقانه و ترانههایی را شامل میشود که مصحح یا دیگران شکل تازهای به آن دادهاند. اینطور بهنظر میرسد که اشعار جدید مربوط به قرون وسطا باشد و اشعار جعلی دربارة برخی از چهرههای رمانسنویس مانند مرلین و نومینو است. بارزاز بریز بهطور عمدهای تأثیرگذار بوده است و اشعار تاریخی موجود در آن، کشمکش سنّتی برتون علیه ستم را در زبان و میراث ادبی نشان میدهد. این اشعار، دوباره احیا و مطالعة بیشتر در فرهنگ عامیانه برتون را موجب شدند.
ماری، نام اصلی او ماریا کنستانتینونا باشکیرتسوا (ت. 12 ژانویه [24 ژانویه، سبک جدید] 1859، گاورُنتسی، پالتاوا، اکراین، امپراتوری روسیه- و. 9 اکتبر 1884، پاریس، فرانسه) مهاجر روسی که با زندگینامة صادقانه و افشاگرانه و پراحساس خود به نام «دفتر خاطرات ماریا باشکیرتسف» (Journal de Marie Bashkirtseff, avec un portrait) معروف شده است.وی دختر یکی از اعیان روسیه بود و کودکی توأم با خانهبهدوشی خود را همراه با مادرش در آلمان و روی عرشه کشتی ریوییرا گذرانید تا اینکه در پاریس مقیم شد. نخستین تمایلات هنری او به خوانندگی و نیز علاقه او به هنر، موجب موفقّیت وی شد. او آثارش را در 1880 در استودیوی روبرت فلوری پاریس عرضه کرد. باشکیرتسف پیش از 24 سالگی بهعلت بیماری سل فوت کرد. دفتر خاطرات او، از آغاز 12 سالگی وی، تصویر ساده و بیریایی از گسترش احساس و هنر و تصویرآفرینی روانشناسانه از مراحل رشد یک جوان را نشان میدهد.
نام کامل او ماتسوئو باشو، نام مستعارِ ماتسوئو مونهفوسا (ت. 1644، اوئنو، استان ایگا، ژاپن- و. 28 نوامبر 1694، اوزاکا) مهمترین شاعر هایکوی ژاپنی. باشو از ابتدا به هایکو علاقهمند بود، اما علائق ادبی خویش را کنار گذاشت و به خدمت ارباب و زمیندار بزرگ محلی درآمد. بعد از مرگ ارباب در 1666، باشو مقام و رتبه سامورایی را رها و خود را وقف شعر کرد. او به مرکز شهر ادو (توکیوی کنونی) نقل مکان کرد و بهتدریج بهعنوان شاعر و منتقد، شهرت کسب کرد. در 1679 اولین شعر خودش را به «سبک جدید» نوشت، که در آن سعی کرد خود را از قیدوبند عروض حاکم بر اشعار قدیم رهایی دهد و به درونمایۀ اشعار هایکو، که سرشار از حرفهای خودمانی هستند، بهای بیشتر بدهد. به دنبال آشنایی با فلسفة ذن، و با نشان دادن امیدهای نهفته در چیزهای کوچک و وابستگی متقابل همۀ اشیاء به یکدیگر تلاش کرد مفهوم جهان را در الگوی سادۀ شعرش خلاصه کند.باشو در 1684 اولین دور سفرهای خود را به انجام رساند که بهطور عمده در کتاب خود آن را تصویر میکند. «جادة باریک استانهای شمالی» (Oku no hosomichi, 1694)، توصیف سفرش به شمال ژاپن یکی از جذابترین آثار ادبی ژاپن است. باشو همچنین در سفرهایش، شاعران محلی را ملاقات میکرد و با آنان در تألیف اشعار بههمپیوسته (renga) رقابت میکرد؛ او در هنر سرودن این نوع اشعار بینظیر بود بهطوریکه تعدادی از منتقدین معتقدند که اشعار بههمپیوسته وی از جمله لطیفترین آثارش بودند.باشو، که رویهاش در زندگی با فضای ملایم و اصیل شعرش هماهنگی کامل داشت، کُنج عزلت زاهدانه و سادۀ زندگیاش را حفظ کرد. گهگاه بهطور کامل از جامعه کناره میگرفت و به خلوتگاه خود-فوکاگوا-میرفت؛ فوکاگوا محل باشوآن او («کلبۀ درخت موز») بود، کلبهای ساده که تخلصاش را از آن گرفته بود.
جامباتیستا (ت. حدود 1575 ناپل [ایتالیا]- و. 23 فوریه 1632، جولیانو، کامپانیا) سرباز ناپلی، مقام رسمی دولت، شاعر و نویسنده. مجموعه داستانهای کوتاه وی به نام «قصه قصهها» (Lo cunto de li cunti, 1634) یکی از قدیمترین مجموعههای از این دست مبتنی بر قصههای عامیانه بود و بهعنوان منبع مهمی هم برای نویسندگان قصه پریان مانند شارل پرو در فرانسه و برادران گریم در آلمان و هم برای کارلو گودزی نمایشنامهنویس ایتالیایی کمدیا دلارته استفاده شد.باسیله در جوانی سرباز بود و کار در دولت را بعد از رفتن به ناپل در 1608 شروع کرد. او بعد عضو دربار مانتوان فردیناندو گونزاگا و بهطور پیدرپی حاکم چندین استان کوچک ایتالیایی شد.باسیله در ناپل، احساس در خانه بودن را داشت و در زمان انجام مسوولیتش، قصههای پریان وعامیانه را جمعآوری میکرد و آنها را به سبک شاد و پرشور ناپلی مینوشت. قصه قصهها بعد از مرگش، با نام مستعار جان الیسو آباتوتیس (که با تغییر حروف نام نویسنده بهدست میآمد) چاپ شد و اولین ویراستار آن، به این اثر عنوان «پنتامرون» (Pentamerone) را داد؛ زیرا با «دکامرون» بوکاتچو شباهت داشت.در قصه قصهها، شاهزاده و همسرش مدت پنج روز توسط ده زن، که برای آنها پنجاه قصه تعریف کردند، سرگرم شدند که در میان آنها قصههای گربه درون چکمه، راپونزل، سیندرلا، دیو و دلبر وجود دارد.باسیله همچنین شعر ایتالیایی و اسپانیایی سرود. «الهه الهام ناپلی» (Le muse napolitane, 1635) مجموعهایاز گفتوگوهای منظوم هجوآمیز در مورد آداب و رسوم ناپل است.
[یونانی آنbasilískos، در لغت به معنای پادشاه کوچک، مصغرِ basileús به معنای پادشاه؛ از نظر سنتی معروف است که خال سفیدی بر روی سرش به یک تاج تشبیه شد] خزندهای افسانهای که از تخم خروس هفت ساله درآمده و نفس و نگاه شوم و مرگباری دارد. قسCOCKATRICE.
جمع آنbases [یونانی آن basis به معنای واحد وزن، حرکت حسابشده، از نظر لغوی حرکت پا، گام] 1- گامی در قدمرو یا رقص؛ بالا و پایین کردن پا یا بالا بردن گام در موسیقی (اکتوس) و پایین آوردن آن (پرده بالا و پایین در موسیقی). 2- دو هجا یا رکن اول در بعضی از شعرهای قدیمی که به منظور معرفی قطعه یا مصراع بهکار میرود و غالباً تغییرات بیشتری از معیار مصراع، نسبت به چیزی که در ارکان بعدی میآید، میپذیرد.
جورجو (ت. 4 مارس 1916، بولونیا، ایتالیا) نویسنده و ویراستار ایتالیایی که بهسبب رمانها و داستانهایی معروف است که زندگیهای ویژه افراد در برابر چشمانداز تاریخ جدید را بررسی میکند.مجموعۀ Cinque storie ferraresi (1956؛ عنوان انگلیسی آن، «دورنمای فرارا»)؛ عنوان امریکایی آن، «پنج داستان از فرارا»؛ با عنوان «درون دیوار» (Dentro le mura, 1973) تجدید چاپ شده) که در آن پنج رمان کوتاه رشد فاشیسم و یهودستیزی را توصیف میکنند، برای باسّانی اولین موفقیت مالی را به ارمغان آورد. موقعیت فرارا در دو رمان دیگر با عنوان «باغ فینزی- کُنتینی» (Il giarardino dei Finzi-Contini, 1962) و «حواصیل» (L’airone, 1968) تکرار شد. او همچنین «بوی علف خشک» (L’odore del fieno, 1972) و چند مجموعه شعر از جمله «رولز رویس و اشعار دیگر» (Rolls Royce and other Poems, 1982) را نوشت که حاوی گزیدههایی به زبانهای انگلیسی و ایتالیایی از مجموعه آثار قبلی خود وی هستند.
ژوژو (ت. 10 سپتامبر 1897، بیّون، فرانسه- و. 9 جولای 1962، پاریس) کتابدار و نویسنده فرانسوی که مقالات، رمانها و شعرهایش علاقه مفرط او را به اروتیسم، عرفان و بیخردی نشان میدهند.بعد از اینکه آموزش بایگانی دید، در کسوت کتابدار و متخصص قرون وسطا در کتابخانة ملی پاریس کار کرد و مسئول کتابخانه اُرلئان شد. او سردبیری مجلات دانشگاهی را نیز برعهده داشت و در 1946 مجله تأثیرگذار Critique را در حوزه نقد ادبی راهاندازی کرد.اولین رمان او، که درباره زیادهروی جنسی بود، با نام مستعار لُرد اُش منتشر شد؛ این اثر در 1928 با نام «داستان چشم» (Histoire de l'oeil) منتشر شد. او «مادام ادواردا» (Madame Edwarda, 1937) را با نام مستعار دیگری، پیئر آنژلیک، نوشت. «گناهکار» (Le Coupable, 1944) اولین اثر ادبی مهم وی بود که با نام اصلیاش منتشر شد. «ادبیات و گناه» (La litterature et le mal, 1957) و «اروتیسم» (L’Érotisme, 1957) آثار بعدی او بودند. رمان «مادرم» (Ma Mère) در 1966 منتشر شد.
نام کامل او فلیکس- آنری باتای (ت. 4 آوریل 1872، نیم، فرانسه- و. 2 مارس 1922، روئی- مالمزون) نمایشنامهنویس فرانسوی که نمایشهای جذاب وی با موضوعات عشق شدید و پرشور و آداب کشنده اجتماعی در آغاز قرن بیستم، فوقالعاده محبوب بود.بعد از چند شکست در آغاز کار، دوره موفقیتآمیز باتای با «شعف» (L'Enchantement, 1900) آغاز شده و با آثار دیگری چون «مامان کلیبری» (Maman Colibri, 1904) و «زن عریان» (La Femme nue, 1908)، که بعضی آن را بهترین نمایش وی میدانند، ادامه پیدا کرد. اگرچه هنر وی با اثر «گوشت انسان» (La Chair humaine) به سمت تصاویر ذهنی و نمایش اجتماعی پیش رفت، اما آثار بعدی وی کمتر موفق بودند. ترکیب زبان اغراقآمیز و پیامهای اجتماعی، بهسرعت نمایشهای وی را از کانون توجه خارج ساخت.
دابلیو. جکسن، نام کامل او والتر جکسن بیت (ت. 23 می 1918، منکیتو، مینیسوتا، امریکا) نویسندة امریکایی و زندگینامهنویسی که با تحقیقات خود دربارة دو نویسندة انگلیسی، جان کیتس و سمیوئل جانسن، معروف شده است.وی از دانشگاه هاروارد لیسانس گرفت و از 1946 در آنجا تاریخ و ادبیات تدریس کرد. انجمن زبان نوین در 1945 «تکوین سبکشناسی کیتس» (Stylistic Development of Keats) را از او منتشر کرد. بیت با اثر «جان کیتس» (John Keats, 1963) جایزة پولیتزر 1964 را در زندگینامهنویسی بهدست آورد. «سمیوئل جانسن» (Samuel Johnson) تحسین دانشمندان و منتقدان را در پیداشت و در 1978 جایزة پولیتزر و جایزة ملّی کتاب به آن تعلّق گرفت. «از ادبیات کلاسیک تا ادبیات رمانتیک» (From Classic to Romantic, 1946)، «دستاورد سمیوئل جانسن» (The Achievement of Samuel Johnson, 1955) و «کولریج» (Coleridge, 1968) از دیگر آثار بیت است.
نام کامل او هربرت ارنست (ت. 16 می 1905، راشدن، ایالت نورتمپتنشر، انگلستان- و. 29 ژانویه 1974، کنتربری، ایالت کنت) رمان و داستان کوتاهنویس بلندآوازۀ انگلیسی.زمانیکه روزنامهنگار محلی بود، مهارت خبرنگاری خود را تقویت کرد. او با نوشتن کتابهای «شکارچی غیرقانونی» (The Poacher, 1935)، «خانة زنان» (A House of Women, 1936)، «عمو سایلس من» (My Uncle Silas, 1990)، و «زیبایی مردن و داستانهای دیگر» (The Beauty of the Dead and Other Stories, 1991)، که دربارة نواحی روستایی و زندگی کارگران کشاورز بود، مشهور شد.او، که در 1941 بهعنوان نویسندۀ نیروی هوایی سلطنتی مأمور شد، با نوشتن کتابهای «بزرگترین مردم جهان» (The Greatest People in the World, 1942) و «جنگجو چگونه میخوابد» (How Sleep the Brave, 1943)، مجموعه داستانهایی که حس پرواز را در زمان جنگ انتقال میداد، بهعنوان «ستوان یکم هوایی» شهرت بسیار بهدست آورد. با نام خود داستانهایی شامل«باد برای فرانسه مساعد وزید» (Fair Stood the Wind for France, 1944)، که دربارة کارکنان بمبافکن بریتانیایی است که در مناطق اشغالشدۀ فرانسویها مجبور به فرود میشود؛ «دشت ارغوانی» (The Purple Plain, 1946) و«درخت جاکاراندا» (The Jacaranda Tree, 1998)، که موقعیت هر دو در برمه، در زمان حملۀ ژاپن رخ میدهد، نوشت. «طبیعت عشق» (The Nature of Love, 1959)، «لحظهای در زمان» (A Moment in Time, 1964)، «پژواک سهجانبه» (The Triple Echo, 1970)، و مجموعه داستان کوتاه «سرهنگ جولیئن» (Colonel Julian, 1955) از آثار بعدی اوست. زندگینامه خودنگاشت او با نام «جهان بر باد رفته» (TheVanished World, 1969)، و «جهان در حال شکوفایی» (The Blossoming World, 1971) نیز قابل توجهاند.
(ت. 12 آگوست 1859، فَلمُت، مساچوستس، ایالات متحده- و. 28 مارس 1929، ولزلی، مساچوستس) مؤلف و معلمی که متن سرود ملی «امریکای زیبا» (America the Beautiful) را نوشت. بیتس در کالج ولزلیِ شهر ولزلیِ مساچوستس تحصیل کرد؛ جاییکه از 1885 تا 1925 به تدریس پرداخت. در میان آثار بیشمار او «کالج زیبا و شعرهای دیگر» (The College Beautiful and Other Poems, 1887)، «نمایشنامه مذهبی انگلیسی» (English Religious Drama, 1893) و «کشتی زائر» (The Pilgrim Ship, 1926) دیده میشود. «امریکای زیبا و دیگر شعرهایش» (America the Beautiful and Other Poems) در 1911 منتشر شد.
[یونانی آن báthos به معنی عمق] تلاش ناموفق و در نتیجه مضحکِ توصیف ایجاد حس همدردی در مخاطب اثر هنری؛ یعنی برانگیختن ترحم، دلسوزی یا اندوه. اولینبار الگزاندر پوپ از این واژه در رسالة خود با عنوان «پِری باتوز؛ یا، هنر غرق شدن در شعر» (Peri Bathous; or The Art of Sinking in Poetry, 1728) استفاده کرد. اُفت ممکن است از تلقی بزرگمنشانه و نامناسبی درباره موضوعی معمولی، کاربرد زبان فخیم و استفاده از صور خیال برای توصیف موضوعات پیشپاافتاده، یا از حالت رقتانگیزی که بهشدت در این خصوص اغراق شده ناشی شود. به اُفت میتوان بهعنوان بیان قهقرایی غیرعمدی یا ضداوج سهوی نیز نگاه کرد.
Bathsheba \bath-'shē-bə, 'bath-shib-ə\ or Bethsabee \beth-'sā-bē-ē\
شخصیتی در تورات، زنِ اوریای حِتّی و نیز زن داوود شاه که از ازدواج با او مادر حضرت سلیمان شد. او زنی زیبا بود که داوود او را اغوا کرد. وقتی حامله شد، داوود شرایط قتل اوریا را فراهم و با بتشیبا ازدواج کرد. جنین نامشروع آنها مُرد، اما بتشیبا بعدها سلیمان را بهدنیا آورد.
یانوش (ت. 9 می 1763، تپلسا، مجارستان - و. 12 می 1845، لینتس، اتریش) شاعر برجستة سیاسی مجارستان در عصر ناپلئون و انقلاب فرانسه.بوتشاینی سردبیر Magyar Museum شد و در نقش مدافع زبانآور توسعه اجتماعی و آرمانهای عصر روشنگری در مجارستان ظاهر گردید. او شعرهای سیاسی و غنایی میسرود که در میان آنها، مرثیههای خوبی دیده میشود. وی مدافع پرشور انقلاب فرانسه بود؛ رویدادی که منبع الهام معروفترین شعر سیاسی او یعنی «درباره تغییرات در فرانسه» (A franciaországi változásokra, 1789) بود. بعد از آنکه یک سال در مجارستان زندانی شد، در 1796 به وین رفت و با شاعر اتریشی، گابریئلا باومبرگ، ازدواج کرد. او از ناپلئون حمایت میکرد و سرانجام در پاریس اقامت گزید و بعد از سقوط ناپلئون از سوی نیروهای اتریشی دستگیر شد. بوتشاینی از آن پس 30 سال باقیماندة عمرش را در شهر لینتس اتریش تحت نظر بود و نقش اندکی در ادبیات مجارستان ایفا کرد.
غزلی سروده جان دان، یکی از نوزده «غزل مقدس» یا «مکاشفات الهی»، که در اصل در 1633 در چاپ اول «ترانهها و غزلها» (Songs and Sonnets) منتشر شد. این غزل با مخاطب قرار دادن مستقیم خدا و کاربرد صور خیال خشن و جنسی، یکی از شورانگیزترین غزلهای عبادی دان است. شاعر در این اثر تقاضا میکند تا بر تردید اعتقادیاش فائق آید و مورد رحمت الهی قرار گیرد.
Brunnanburhنیز نوشته میشود. شعر قدیمی انگلیسی، مرکب از 73 بند که در نسخههای خطی متعددی مربوط به گاهشماری انگلوساکسون قبل از سال 937 آورده شده است. این شعر پیروزی اتلستن، شاه ساکسون، بر قوای متحد نورس، اسکات و متجاوزان استرتکلاید بریتون به رهبری اولاف گوتفریتسون، شاه دابلین و مدعی تخت شاهیِ یورک، را وصف میکند. شعر اساساً سرزنش تلخ فاتحان، نسبت به شکستخوردگان در جنگ است. شعر کشتههای شاهان و سربازان آنها را بر میشمارد و تصویر بازگشت خفتآمیز نورسها را به خانه روایت میکند؛ درحالیکه پسرانشان طعمه کلاغهای سیاه و گرگها شدهاند.
منظومة قهرمانی که کشمکش تاریخی میان ساکسونهای شرق و مهاجمان وایکینگ (عمدتاً نروژیها) در 991 را توصیف میکند. 325 بیت از آن منظومه در دست است، ولی آغاز و پایان آن از بین رفته است. اهمّیت این منظومه بهعلّت وضوح، صحنههای نمایشی نبرد و بیان خصایص ژرمنها در وفاداری به رهبر خود است. مطابق آنچه از متن باقیمانده، اثر با روایت نبرد گروههایی در دو سوی یک رودخانه (بلک واترِ کنونی در حوالی ملدن، اسکس) شروع میشود؛ وقتی که وایکینگها بهعلّت ضعف موقعیت نمیتوانند پیشروی کنند، اِرل برهتنوس، فرمانده انگلیسی با بیپروایی، آنها را در مسیر رودخانه به سلامت راهنمایی میکند و نبرد ادامه مییابد. با وجود شجاعت معجزهوار برهتنوس سرانجام او کشته میشود و برخی از جنگجویان انگلیسی از روی ترس، فرار میکنند که نام آنها در منظومه، همراه با نام و تبار کسانی که وفادار ماندند و ایستادند تا انتقام مرگ برهتنوس را بگیرند، آمده است.
کنستانتین، نیکالایویچ [(ت. 18 می [29 می، تقویم جدید] 1787، وولِگدا، روسیه- و. 7 جولای [19 جولای] 1855، وولِگدا) شاعر مرثیهسرای روسی که بهعلت اشعار آهنگین و احساسیاش مورد توجه قرار گرفته است.باتیوشکف در رشتة ادبیات کلاسیک تحصیل کرد و زبانهای فرانسه و ایتالیایی را آموخت که تأثیر مهمی بر سبک نوشتاری او داشت. وی طی سالهای 1813-1814 در ارتش و جنگ علیه ناپلئون خدمت کرد. پس از جنگ یکی از اعضای برجستة گروه ادبی موسوم به انجمن آرزاماس شد.آثار ادبی باتیوشکف زیاد نیست و فقط تعدادی مرثیه و شعر غنایی و ترجمههای آزاد از لطایف عاشقانة یونان را شامل میشود؛ اما اشعار او به شکل اشعار ایتالیایی هستند که سبب دلنشینی موسیقایی آنهاست. مجموعة آثار او در 1817 منتشر شد و او اندکی پس از انتشار آن از نوشتن دست کشید.
شارل (- پیئر) (ت. 9 آوریل 1821، پاریس، فرانسه- و. 31 آگوست 1867، پاریس) یکی از بزرگترین و مهمترین شاعران فرانسوی قرن نوزدهم.بودلر به مدرسهای دور از خانه فرستاده شد. امتحانات دیپلم متوسطه را در 1839 گذراند و اعلام کرد قصد دارد از راه نویسندگی امرار معاش کند. او بهعنوان دانشجوی حقوق ثبتنام کرد و ظاهراً تا 1840 در دانشکده حقوق دو دروئا ماند. احتمالاً در این زمان بود که به تریاک و حشیش معتاد و به سفلیس مبتلا شد و در اثر همین بیماری از دنیا رفت.بودلر، با رسیدن به سن قانونی در آوریل 1842، پولهایش را با ولخرجی برای لباسهای فاخر و اسباب و اثاثیه مجلل و گرانقیمت خرج کرد. در 1844 با ژان دووال، زنی دورگه که الهامبخش اولین مجموعه اشعار عاشقانهاش با عنوان «ونوس سیاه» (Black Venus) بود، معاشرت و ارتباط پیدا کرد. ونوس سیاه جزء لطیفترین اشعار شهوانی در زبان فرانسه است. طی سالهای آغازین فراغت از هرگونه نگرانی، تعدادی از- شاید بیشترِ- اشعارش را نوشت که بخشی از «گلهای شّر» (Les Fleurs du Mal)، مجموعه منحصربهفرد اشعار وی، را تشکیل میداد.وقتی ظرف دو سال نیمی از ارث خود را هدر داد، بقیه را به نزول گذاشت که از آن طریق ماهانه درآمدی داشته باشد. بودلر بهشدت مقروض شد و از این زمان به بعد در مضیقه مالی شدید و در نهایت در فقر واقعی بود.او نویسندهای حرفهای شد. اولین آثار منتشرشدهاش به بررسی و مطالعه نمایشهای قهوهخانهای بین سالهای 1845 و 1846 پرداخت و تعدادی از اشعارش در روزنامههای پیشگام به چاپ رسید. در 1847 تنها رمانش را که خودنگاشت بود، با عنوان «فن فارلو» (La Fanfarlo) به چاپ رساند. دوره بلوغ بودلر در 1852 با درک نوشتههای ادگار الن پو شروع شد. از 1852 تا 1865 وی به ترجمه آثار پو و نوشتن مقالات انتقادی در مورد او مشغول بود. ترجمههای بودلر از بهترین و عالیترین نمونههای نثر کلاسیک فرانسه است.در 1852 بودلر با زن زیباروی مشهوری به نام آپولونی- اَگلائه سَباتیه دوست شد که الهامبخش خلق دورهای از آثار وی با عنوان «ونوس سفید» (White Venus) بود. در 1854 معاشرت و مصاحبت با ماری دوبرانِ بازیگر را دوباره شروع کرد که دورهای از آثار با عنوان «ونوس سبزچشم» (Green Eyed Venus) را به او الهام بخشید. در تعدادی از اشعارش در این دو مجموعه، به بالاترین نقطه اوج هنری دست یافت.در ژوئن 1857 گلهای شر منتشر شد. همه دستاندکاران انتشار آن- اعم ازنویسنده، ناشر، چاپخانه- تحت تعقیب قرار گرفتند و به گناهکاری و هرزگی و کفر متهم و جریمه شدند و تا چند نسل بعد گلهای شر، مظهر و نماد فساد، بیمارگونگی و هرزگی تلقی شد. سالهای باقیمانده عمر بودلر، با افزایش احساس ناکامی، سرخوردگی و ناامیدی، تیره و تار شده بود. اگرچه تعدادی از لطیفترین آثارش در این سالها نوشته شد، اما تعداد کمی از آنها بهصورت کتاب چاپ گردید. در 1862 مشکلات مالی بودلر شدید و حاد شد. در 1864 برای خلاص شدن از دست طلبکارانش به بهانه یک دوره سخنرانی به بلژیک رفت، اما با استقبال روبهرو نشد. در فوریه 1866، درحالیکه هنوز در بلژیک بود، در نامور بهطور جدی بیمار شد. پس از آن به پاریس برگردانده شد و در آنجا در آگوست 1867 در آغوش مادرش جان سپرد. او در گمنامی و درحالیکه هنوز تعدادی از نوشتههایش منتشر نشده و یا منتشر شده و نایاب بود، فوت کرد. او تا قرن بیستم در جایگاه یکی از شاعران بزرگ قرن نوزدهم فرانسه شهرت زیادی داشت.
وُلف هاینریش (فردریک کارل)، کونت (گراف) فون (ت. 30 ژانویه 1789، کپنهاک- و. 4 آوریل 1878، درسدن، آلمان) ادیبی که با دوروتئا، دختر لودویگ تیک، در ترجمة آثار ویلیام شکسپیر همکاری میکرد و در گسترش رمانتیسیسم آلمان مشارکت داشت.باودیسین در هیئتهای سیاسی خدمت و به ایتالیا، فرانسه و آلمان سفر کرد. او در 1872 ساکن درسدن شد و باقی عمرش را در آنجا سپری کرد. آثار شکسپیر و نمایشنامهنویسان عصر الیزابت با عنوان «بن جانسن و مکتب او» (Ben Jonson unde seine Schule, 1836) در دو جلد، آثار مولیئر، چندین نمایشنامة ایتالیایی، و حماسة بزرگ قرون وسطای آلمان با نام «آیوین» (Iwein) از جمله آثاری است که باودیسین ترجمه کرده است.
ادوارد فون (ت. 13 ژانویه 1802، وین، اتریش- و. 9 آگوست 1890، وین) نمایشنامهنویسی که به مدت 50 سال، تئاتر بورک در وین را با کمدیهای اتاق نقّاشی با مضامین سیاسی، تحت سیطره قلم خود در آورده بود.باوئرنفلت، قبل از شروع به کار تئاتر، در دانشگاه وین تحصیل کرد. کمدیهای او تصویری طنزآلود از جامعة وین است که با زیرکی و زیبایی کلام، آنها را به تصویر میکشد. این کمدیها همچنین موضوعات سیاسی و اجتماعی و مسائل روز را نقد میکنند. «پروتکل عشق» (Das Liebes-Protokoll, 1834)، «اعتراف» (Die Bekenntinsse, 1834)، «بورژوازی و رمانتیسم» (Bürgerlich und romantisch, 1835)، «بزرگسال» (Grossjährig, 1846)، «بحرانها» (Krisen, 1852)، و «از اجتماع» (Aus der Gesellschaft, 1867) از موفقترین آثار او هستند.
ال. فرنک، نام کامل او لیمن (ت. 15 می 1856، چیتنانگو، نیویورک، ایالات متحده- و. 6 می 1919، هالیوود، کالیفرنیا) نویسندة امریکایی که با مجموعه کتابهایی دربارة سرزمین خیالی اُز برای کودکان مشهور شده است.بام زندگی حرفهای خود را از روزنامهنگاری آغاز کرد. نخستین کتاب او، «غازِ پدر» (Father Goose, 1899) فروش موفقی داشت و او سالِ بعد از انتشار آن، اثری را با عنوان «جادوگر شگفتانگیز اُز» (Wonderful Wizard of Oz) منتشر کرد و با آن محبوبتر هم شد. بام سیزده کتاب دربارة اُز نوشت و نویسندة دیگری این مجموعه را پس از مرگ وی ادامه داد.
نام اصلی او هتویش باوم (ت. 24 ژانویه 1888، وین، اتریش- مجارستان [اکنون اتریش]- و. 29 آگوست 1960، هالیوود، کالیفرنیا، امریکا) رماننویسی که کتاب «مردمانی در هتل» (Menschen im Hotel, 1929) وی کتابی پرفروش شد و در 1932 از آن اقتباسی سینمایی صورت گرفت که جایزۀ آکادمی اسکار را نیز دریافت کرد.وقتی باوم سمتی را در مجله Berliner Illustrierte Zeitungبهعهده گرفت، تازه مردمانی در هتل را تمام کرده بود؛ این رمان را ابتدا بهصورت پاورقی، در این مجله چاپ کرد. این اثر بهسرعت در آلمان به موفقیت رسید. او آن را در قالب نمایش دوباره نوشت و ترجمة آن در تئاتر برودوی با نام «گراند هتل» (Grand Hotel) موفقیت مهمی بهدست آورد؛ او سپس به امریکا رفت و در 1932 در هالیوود فیلمنامهنویس شد و در 1938 تبعه امریکا گردید.رمانهای بعدی او شامل «مردها هرگز نمیفهمند» (Men Never Know, 1985)، «شانگهای 1937» (Shanghai 37, 1939)، «اپرای بزرگ» (Grand Opera, 1942)؛ «هتل برلین 1943» (Hotel Berlin '43, 1944)، «رهن زندگی» (Mortgage on Life, 1946)، «خطر گوزن» (Danger from Deer, 1951)، «نوشتهشده روی آب» (Written on Water, 1956)، و «موضوعی برای باله» (Theme for Ballet, 1958) است.
رودولف (ت. 28 سپتامبر 1840، کرانیخفِلت، تورینگیا [آلمان]- و. 21 سپتامبر 1905، ماینینگن، آلمان) نویسندة آلمانیِ خمریّههای محبوب دانشجویان و اشعار روایی. باومباخ شاعر مکتب واگابوند بود و خمریّههای بسیاری را به تقلید از جی. ویکتور فون شفل سرود که از جملة آنها «میزبان لیندن» (Die Lindenwirtin) بود که این شعر او را در دنیای دانشجویان محبوب کرد. بااینحال، قدرت واقعی او در اشعار رواییاش نهفته است، بهویژه آنها که به زندگی و طبیعت منطقه بومی وی یعنی تورینگیا مربوط میشود. از میان آثار مشهور او میتوان به «بانو هولد» (Frau Hold, 1880)، «آوازهای شاعر دورهگرد» (Spielmannslieder, 1882)، و «در بزرگراه» (Vob der Landstrasse, 1882) اشاره کرد.
جیمز کِیر (ت. 29 ژوئن 1926، دانیدین، نیوزلند- و. 22 اکتبر 1972، اوکلند) شاعری که از چهرههای شاخص ادبیات نیوزلند پس از جنگ جهانی دوّم بود.او در نیوزلند و انگلستان تحصیل کرد و نخستین مجموعه شعر خود را در 18 سالگی با عنوان «آن سوی پرچین» (Beyond the Palisade, 1944) و به دنبال آن «باد بارورکننده، بِوَز» (Blow, Wind of Fruilfulness, 1948) را منتشر کرد. نخستین اثر انتقادی بکستر «گرایشهای معاصر در شعر نیوزلند» (Recent Trends in New Zealand Poetry, 1951) است که ارزیابیهایی را فراتر از پختگی طبیعی سن وی نشان میدهد. مجموعه شعرهای بعدی او «خانة ویران» (The Fallen House, 1953)، طنز «وردنه آهنی» (Iron Breadboard)، «عشق بیبازگشت» (In Fires of No Return, 1958)، و «ادبیات پیگآیلند» (Pig Island Letters, 1966) بودند که در آنها از اسطورهشناسی مسیحی و کلاسیک برای ارزیابی نقش مذهب در جامعه بهره برده است.
ویلیام، تخلصِ چارلز ویلیام بلاکسیج (ت. 12 دسامبر 1883، بریزبین، کوئین، استرالیا- و. 7 می 1942، سیدنی) شاعر و نویسنده داستان کوتاه که در عصر خود، نویسندة پیشرو استرالیا محسوب میشد.بیلیبریج در بریزین تحصیل کرد، سپس در 25 سالگی به انگلستان رفت و نخستین کتاب شعر خود را با عنوان «آوازهای جنوب» (Songs o' the South) در آنجا منتشر کرد؛ وی همچنین به فرانسه و مصر سفر کرد و در 1919 به استرالیا بازگشت و پس از بازگشت بیش از 20 کتاب و دفتر شعر را با هزینة شخصی در شمارگان محدود انتشار داد.آثار او به نمونۀ آثار دورة الیزابت و آلمان گرایش دارد. معروفترین آثار شعری وی «عشق محتوم» (Love Redeemed, 1934)، و «این تنِ سرزنده» (ThisVital Flesh, 1939) نام دارند. برخی داستانهای کوتاه عالی او دربارة جنگ جهانی دوّم در اثری به نام «آنزاک ماسته» (Anzac Muster, 1921) گردآوری شده است.
شخصیّت داستانی، پزشک جوانی که فعالیتها و فلسفه او موضوع اصلی رمانِ «پدران و پسران» (Fathers and Sons) اثر ایوان تورگنیف است. بزارف در اعتقاد خود به پوچی همه چیز غیر از علم، بیادب، طعنهزن و مصّر است. او خود را پوچگرا میخواند و همة نهادهای سنّتی و اشکال قدرت را رد میکند.
اِروه، نام مستعارِ ژان- پیئر- ماری اروه بازن (ت. 17 آوریل 1911، آنژه، فرانسه) شاعر، رماننویس، و نویسنده داستان کوتاه که طبیعتگرایی را در ادبیات داستانی فرانسۀ پس از جنگ دوباره زنده کرد. او برادرزاده بزرگ رماننویسی کاتولیک با همین نام بود. بازن، که تا نزدیکی میانسالی یاغی و قلندرپیشه بود، پس از پشت سر گذاشتن آموزش سخت آکادمیک، سالها مشاجرات خانوادگی، و شکست مالی و شغلی بالاخره در 1948 با اثر خودنگاشتی به نام «افعی در مشت» (Vipère au poing) به شهرت ادبی رسید. طبیعت یاغی و سرکش وی در «سر به دیوار» (La Tête contre les murs, 1949)، رمانی درباره نهادهای جزایی و سیستمی قضایی که آنها را حمایت میکند، و در دومین رمان خودنگاشتاش «مرگ اسب کوچک» (La Mort du Petit cheval, 1950) آشکار و نمایان است. بازن، با دست کشیدن از شیطنتهای دوران جوانی، یک اخلاقگرا شد. او علاقه و محبت پدرانه را در «به نام پسر» (Au nom du fils, 1960) و خویشتنداری معنوی و روحانی را در «بلند شو و راه برو» (Lève-toi et marche, 1952 / «پشتکار») و مسئولیت زناشویی را در «مادرسالار» (Le Matrimoine, 1967) آشکار کرد. آثار بعدیاش رمانهای «مادم ایکس» (Madam Ex, 1957)، و «یک آتش آتش دیگر را میبلعد» (Un Feu devore un autre feu, 1978)، و کتابهای شعر «نشانها» (Traits, 1976)، و «آنچه که من باور دارم» (Ce que je crois, 1977) نام دارند.
رنه (- فرانسوا- نیکولا- ماری) (ت. 26 دسامبر 1853، آنژه، فرانسه- و. 20 جولای 1932، پاریس) نویسندۀ تأثیرگذار فرانسوی که رمانهایی دربارۀ زندگی در شهرستانها مینوشت، در نگرشهایش بهشدت سنّتی بود، و جزء گروه نویسندگان کاتولیک فرانسه در زمان خودش محسوب میشد.بازن در دانشگاه کاتولیک در آنژه تدریس میکرد. اولین آثارش دیدگاهی بهشدت ایدهآلیستی از زندگی روستایی ارائه میکرد، امّا بعد از سفر به اسپانیا و ایتالیا، که در 1893 شروع شد، دیدگاههایش تغییر کرد. «زمینی که میمیرد» (La Terre qui meurt, 1899) بهطور تأثرانگیزی به موضوع مهاجرت میپردازد. «خانواده اُبرله» (Les Oberlé, 1901) آلمانی شدن آلزاس- لورِن را از رهگذر علائق تقسیمشده در درون خانواده اُبرله توصیف میکند. «دوناتین» (Donatienne, 1903) شرحی از ثروت زوج جوانی به نام برتون است. «گندمی که میروید» (Le Blé qui lève, 1907) نیز تأثیر مخرب اتحادیه را بر زندگی صنف چوببرها توصیف میکند.
سیلویا (ت. 14 مارس 1887، بالتیمور، مدیسن، امریکا- و. 5 اکتبر 1962، پاریس، فرانسه) مدیر کتابفروشی که در تاریخ ادبیات پاریس، بهویژه در دهه 1920 جایگاه ویژهای دارد و در این زمان کتابفروشی او محّل اجتماع نویسندگان دور از وطن بود.بیچ دختر یک کشیش کلیسای پریسبیتری بود و در 14 سالگی هنگامی که پدرش از میان دانشجویان امریکایی در پاریس به کشیشی رسید، عشق طولانی به پاریس را در خود بهوجود آورد. وی در 1919 کتابفروشی خود را با نام شکسپیر و همراهان افتتاح کرد که علاوهبر آن در ساحل غربی رود سِن در پاریس نیز کتاب به امانت میداد. شاید خدمت متهوّرانه بیچ به ادبیات، انتشار «اولیس» (Ulysses) اثر جیمز جویس در 1992 باشد که پیش از آن، چند ناشر دیگر از انتشارش بهعلّت محتوای کاملاً شهوانی آن سر باز زده بودند. کتابفروشی او در 1941 برای همیشه بسته شد و آلمانیهای اشغالگر وی را هفت ماه بازداشت کردند. بیچ در کتاب «شکسپیر و همراهان» (Shakespeare and Company) مطالبی دربارة کتابفروشی خود و تاریخچة ادبی آن نوشت.
داستان بلندی نوشتۀ رابرت لوئیس استیونسن، که نخستینبار در 1892 با عنوان «اوما» (Uma) چاپ شد و در مجموعه «تفریحات شبانة جزیره» (Island Night's Entertainmens, 1893) گنجانده شد. این داستان، که رمانسی ماجراجویانه آمیخته با رئالیسماست، کشمکش بشر را برای بهدست آوردن مقبولیت در مواجهه با خصومت وحشیانه به تصویر میکشد.ان ویلتشر، راوی و قهرمان اصلی داستان، بازرگانی است که در قسمت غیربومینشین جزیرة فالِسا در دریای جنوب زندگی میکند. کیس، بازرگان همسنخش، با او طرح دوستی میریزد و وی را به ازدواج با اوما ترغیب میکند. وقتی که ویلتشر ازدواج میکند، بومیها آن زوج را از خود طرد میکنند. بهتدریج، ویلتشر درمییابد که کیس با بهرهگیری از ترس بومیان از نیروهای ماورای طبیعی بر آنها غلبه کرده است. ویلتشر چهرۀ واقعی کیس را بهعنوان یک حقّهباز بر ملا میکند و هنگام دفاع از خود، او را به قتل میرساند.
رمان کوتاهی از ویلیام فاکنر، که روایتهای اولیة آن با عنوان «شیر» (Lion) در شمارة دسامبر 1935 مجلة Harper’s Magazine و با نام «خرس» در 1942 در نشریة Saturday Evening Post و همچنین بهصورت فصلی از رمان «موسی، فرود آی» (Go Down, Moses) آمده است.وقعیت زمانی رمان کوتاه خرس اواخر قرن نوزدهم است و داستان شکاری است که از منظر آیزاک «آیک» مککسلین، جوانی از خانوادهای قدیمی در دهکدة یوکناپاتاوفا، روایت میشود. در سه بخش نخست این رمانِ کوتاه، آیک با آموزش ردیاب خبرهای به نام سم فادرز، خرس افسانهای پیری به نام بن را به دام میاندازد. قسمت چهارم (که در برخی چاپها وجود ندارد) از گفتوگوی پیچیده و طولانی آیک و همفکران او از جمله کرادرز («کس») ادموند تشکیل شده که در آن، آیک بعد از آنکه از زنا با محارم و اختلاط نژادی در تاریخ خانوادة خود آگاه میشود، ارثیة خود را نمیپذیرد. بخش پایانی اثر مربوط است به نزدیکی آیک به طبیعت و ترس او که بهتدریج محو میشود.
روایت منظوم بلند برخوردار از ساختار حماسة اقلیمی که از قصّههای حیوانات یا داستانهایی از حیوانات که اعمال، احساسات و مضامین انسانی دارند، تشکیل شده است. با وجود اینکه ممکن است برخی مضامین آن از حکایتها گرفته شده باشند، اما حماسة حیوانات با حکایت متفاوت است و این تفاوت فقط در اندازه نیست، بلکه در حماسة حیوانات، تأکید بر مسائل اخلاقی کمتر است. در عوض، این منظومه تفسیر طنزآمیزی از جامعة بشری عرضه میکند.قدیمترین حماسههای حیوانات اروپایی به زبان لاتین نوشته شدهاند، اما حماسههای محلی به زبانهای فرانسه، آلمانی و هلندی در اواخر قرون وسطا وجود دارند. مجموعههای قرن دهم و یازدهمی، که قهرمانشان رِینارد روباه است، از مشهورترین نمونههای این منظومه هستند. این اثر شامل قصّه روباه و شانتکلر خروس، اساس داستان «کشیش تارکِ دنیا» در «قصههای کنتربری» اثر جفری چاسر، میشود.
حکایت منظوم یا منثور یا داستان کوتاهی که معمولاً اخلاقی است. در حکایتهای حیوانات، شخصیتهای حیوانی در احساسات و نقشهای انسانی ظاهر میشوند. نمونههای مشهور حکایت حیوانات در ادبیات غرب، مربوط به ایزوپ نویسندة معروف یونانی است. از مشهورترین مجموعه حکایتهای حیوانات آسیا، «پنچه ـ تنتره» (Pañco-tantra) در هند است.
داستانی کوتاه اثر هنری جیمز که ابتدا در نشریه The Better Sort (1903) چاپ شد. علیرغم جریان کند داستان، گفتوگوهای نامعقول، و سبک بیش از حد تصنعی، این اثر کاملاً بلاتکلیف و پر از ناامیدی است و از انگارههای ذهنی قدرتمندی از آتش، یخ، و شکار برخوردار است.حیوانات در جنگل» ماجرای جان مارچر است؛ فردی خودخواه و عصبی که ذهنش همیشه مشغول این حس پنهان بود که اتفاقی باورنکردنی برای او پیش خواهد آمد؛ دلمشغولی با این سرنوشت قریبالوقوع درست مانند «حیوانی کمینکرده برای حمله در جنگل» روح مارچر را میآزارد. او، که کاملاً گرفتار پیشبینی و ترس خود شده است، نمیتواند پا به پای معشوق دلباخته خود مِی بارترم عشقورزی کند و نسبت به عشق او واکنش نشان دهد. می بارترم سرنوشت مارچر را پیشبینی میکند، اما نمیتواند قبل از مرگ آن را به او بفهماند. مارچر درحالیکه یک سال بعد بر سر مقبره بارترم ایستاده است، ناگهان درمییابد که سرنوشت وحشتناک او دقیقاً همان ناتوانی وی در درک عشقی بود که بارترم به وی میورزید.
روایت منثور یا منظومی مشابه حکایتهای حیوانات که در آن، شخصیت حیوانات بهگونهای تصویر میشود که مثل انسانها رفتار میکنند. قصه حیوانات برخلاف حکایتهای حیوانات، پند اخلاقی دربر ندارد. بسیاری از بخشهای «عمو رموس: آوازها و گفتههای او» (Uncle Remus: His Songs and his sayings) اثر جوئل چندلر هریس از قصههای حیواناتی که در ایالات متحده اتفاق افتاده بهره میبرند. بخش اعظم این قصهها بهوسیلۀ بردگان افریقایی به امریکا آورده شده است. «قلعۀ حیوانات» (Animal Farm, 1945) طنز ضدآرمانگرایی اثر جورج اورول، شکل جرح و تعدیلشده و جدید قصه حیوانات است.
جنبش اجتماعی و ادبی امریکایی که در دهة 1950 آغاز شد و مرکز آن جمعیتهایی از هنرمندان غیرسنتی و تکرو بود که در نورث بیچِ سنفرانسیسکو، ونیس وستِ کالیفرنیای جنوبی و گرینویچ ویلیجِ نیویورکسیتی گرد هم آمده بودند. هواداران این جنبش خود را «بیت» نامیدند (در اصل به معنی «دلزدگی، ذلهشدگی»، اما بعدها دارای معنای ضمنی مرتبط با موسیقی یعنی معنویت «فرخنده» و معانی دیگر نیز شد) و بهطور تمسخرآمیزی «بیتنیکس» (جوانان عصیانگر یا هیپی) نامیده شدند که ازخودبیگانگی آنها از جامعة عرفی و «سنتی» اغلب با انتخاب لباس متحدالشکل، لباس پاره و ژنده، رفتارهای «سرد»- وانهاده، تنها، مسخره، عجیب – و «هیپ» واژهای که از موزیسینهای جاز اقتباس شده است، بیان میشد؛ آنها معمولاً نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی بیتفاوت بودند و از آزادی فردی، تزکیه و روشنگری با تشدید حس آگاهی که میتواند از طریق مواد مخدر، جاز، سکس و یا اصول فلسفة ذن بودیسم ایجاد شوند، حمایت و دفاع میکردند.شاعران بیت - شامل گرگوری کورسو، لارنس فرلینگتی، الن گینزبرگ، گری سنایدر، و فیلیپ والن - برای آزاد کردن شعر از تکلف و تصنع آکادمیک و بازگرداندن آن به زبان عموم مردم تلاش میکردند. شعر آنها غالباً بینظم و در آن حرفهای زشت و رکیک بسیار زیادی وجود داشت، اما گاهیاوقات همچون شعر «فریاد» (Howl, 1956)، اثر گینزبرگ، کاملاً قوی و تکاندهنده بود. گینزبرگ و دیگر شخصیتهای مهم این جنبش، همچون جک کرواکِ رماننویس از نگارشی آزاد و بدون ساختار دفاع میکرد که در آن تفکرات و احساسات بدون برنامه یا بازنگری «به منظور انتقال حس آنی تجربه» بیان میشد، رویکردی که منجر به تولید اطاله کلامهای نامنظم و غیرمنسجم بهوسیلة تعدادی از مقلدینشان میشد. تا 1960 جنبش بیت راه را برای پذیرش نویسندگان غیرارتدوکس و کسانی که قبلاً به آنها توجه نشده بود، هموار کرده بود از آن جمله بَلک ماونتن و ویلیام باروزِ رماننویس.
زنی که دانته، شاعر بزرگ ایتالیایی، اکثر اشعار و تقریباً تمام زندگی خود را از اولین دیدار با وی در 9 سالگی (با عبارت «از آن روز تا امروز عشق، روح مرا در تسخیر دارد») تا تمجید از وی در «کمدی الهی» (La divina commedia)، که چهل سال بعد تکمیل شد، و حتی تا زمان مرگش در 1321، به وی تقدیم کرد.بئاتریچه معمولاً تحت عنوان بئاتریچه پورتیناری، دختر خانواده مشهور فلورانتن، شناخته میشود که با سیمونه دباردی ازدواج کرد و در 8 ژوئن 1920 در 24 سالگی درگذشت. دانته ابتدا از رابطهاش با او در «زندگی جدید» (vita nuova, 1923La) نوشت. اما بالاترین درجه اظهار عشق او به بئاتریچه در کمدی الهی یافت میشود. او در آنجا بهعنوان شافی دانته در دوزخ عمل میکند، در سفر از برزخ برای او هدف محسوب میشود و راهنمای وی در مسیر بهشت است.
روایتی غنایی که افسانة معروف مریم مقدس مربوط به قرون وسطای اروپا را شامل میشود. قدیمترین نسخة موجود بئاتریس تاریخ 1374م. را دارد، با وجود این گمان میرود این نسخه از مجموعهای قدیمیتر به نام «بحث از معجزات» (Dialoguemiraculorum, 1200) اثر کایساریوس از هایسترباخ گرفته شده است؛ متنی بینام که به لهجة فلاندری شرقی نوشته شده و قصهای ساده و درباری یک راهبه است که از دیر خود خارج میشود و با مردی که از بچگی دوستش دارد ازدواج میکند. بعد از به دنیا آوردن دو فرزند، شوهرش او را رها میکند و بئاتریس به اجبار وارد زندگی گناهکارانه میشود، اما در نهایت پشیمان میشود و به دیر خویش برمیگردد، جاییکه درمییابد که موفق نمیشود؛ زیرا مریم عذرا جای او را گرفته است.
اَن (ت. 8 سپتامبر 1947، واشینگتن دی.سی. امریکا) نویسندة امریکایی داستانهای کوتاه و رمانهایی که شخصیتهای آنها در دهة 1960 قرار دارند و اغلب در تطبیق دادن خود با ارزشهای فرهنگی نسلهای بعدی مشکلاتی دارند.بیتی در 1969 از دانشگاه امریکایی واشینگتن دی.سی. لیسانس گرفت و درجة فوقلیسانس علوم انسانی خود را در 1970 از دانشگاه کانتیکات اخذ کرد. داستانهای کوتاه وی در اوایل دهة 1970 در مجلة The New Yorkerو برخی مجلههای ادبی دیگر منتشر شد. نخستین مجموعه داستان او با عنوان «تحریفات»(Distortions) و نخستین رمان او با نام «منظرة سرد زمستان» (Chilly Scenes of Winter) هر دو در 1976 منتشر شد.شخصیتهای آثار بیتی، معمولاً مردمانی بیاراده و منزوی هستند که نمیتوانند خود را از روند ناخوشایند زندگی خلاصی دهند. علاوه بر آن، نثر غیراحساسی بیتی، زندگی ناخرسندانه و فهرستی از آثار و شعرهای محبوب را دربر میگیرد. در این آثار، مطالعات انگیزشی اندکی وجود دارد و معمولاً فاقد زمینههای تاریخی هستند. مجموعه داستانهای بعدی او «رازها و اعجاب» (Secrets and Surprises, 1978)، «خانة پرشور و التهاب» (The Burning House, 1982)و، و «جایی که مرا پیدا میکنی و داستانهای دیگر» (Where You’ll Findand Other Stories, 1986) نام دارند. «سقوط» (Falling in Place, 1980) و «تصویر اراده» (Picturing Will, 1989) از دیگر رمانهای او هستند.
نِرِه (ت. 20 فوریة 1850، یاماشیش، کِبِک، کانادا- و. 29 ژوئن 1931، تروئاز ریوئیرس، کبک) شاعر و پزشک فرانسوی-کانادایی و یکی از شاعران پیشرو در سرودن اشعار محلی و بومی کبک بود.بوشمان، که یک سنتگرا و بهسبب جاافتادگی قالب شعریاش مشهور بود، برای یافتن مواد خام آثارش بر روی منطقه و فرهنگ کبک و عشق به منظرة کانادایی متمرکز شد. وی فقط دو مجموعه شعر «شکفتن صبح» (Les Floraisons matutinales, 1897) و «محل تولد صمیمی» (Patrie intime, 1928) را منتشر کرد.
رمانی در مورد سپاه خارجی ارتش فرانسه اثر پرسیوال سی. رن، که در 1924 منتشر شد.بو ژست، که عنوان رمان نیز هست، شخصیت اصلی رمان بوده و نام اصلی او مایکل است؛ مایکل به همراه برادرانش، دیگبی و جان، پس از اینکه به ناحق به جرمی متهم میشوند، به سپاه خارجی ارتش فرانسه میپیوندند. آنها در افریقای شمالی سختیهای زیادی میکشند و با افسر فرمانده آزارگر و سپاهیان عرب خونخوار مواجه میشوند. بو و دیگبی افتخارآمیز در نبرد کشته میشوند.
پیئر- اوگوستن کارون دو (ت. 24 ژانویه 1732، پاریس، فرانسه- و. 18 می 1799، پاریس) نویسنده فرانسوی دو کمدی دسیسه مشهور: «سلمانی شهر سویل» (Le Barbier de Séville, 1775) و «عروسی فیگارو» (Le Mariage de Figaro, 1784)، که هنوز تازگی خودشان را حفظ کردهاندبومارشه اگرچه نوع شخصیت مستخدمِ مخصوصِ حیلهگر و دسیسهچین (کسی که در کمدی زمانهای دور روم نیز ظاهر میشد) را ابداع نکرد، امّا فیگارو قهرمان دو نمایش وی، عالیترین نماینده این نوع شخصیتی است. کاردانی و رفتار حیلهگرانه مستخدم مخصوص بهوسیلۀ بومارشه با ابراز همدردی نویسنده نسبت به جایگاه طبقاتی مستخدم به تصویر کشیده شده است. زندگی واقعی بومارشه نیز با کار وی بهعنوان نمایشنویس بهعلت بگومگوها، ماجراها و توطئه و تبانیهای موجود در آن رقابت میکند. بومارشه پسر یک ساعتساز بود و سازوکار چرخ و دنگ را اختراع کرد و موضوع ثبت این اختراع او را بهسوی پیگیریهای قانونی چندی سوق داد. وی برای دفاع از حق خود در این دادخواهی، آثار جدلی عالیای با عنوان «خاطرات» (Mémoires) نوشت که موجب شهرت وی شد؛ گرچه او فقط تا حدودی در امور قانونی موفق بود. کارهای دیگر وی رفتن به مأموریت انگلستان و جاهای دیگر برای انجام مأموریتهای مخفی سلطنتی در زمان لویی پانزدهم و شانزدهم، خرید اسلحه برای انقلابیون امریکایی و نشر کامل آثار ولتر بود.
(شاید در اصل، بیمنت یا بمنت) فرانسیس (ت. 1585، گریس- دیو، لسترشر، انگلستان- و. 6 مارس 1616، لندن) شاعر و نمایشنامهنویس انگلیسی (در دوران جیمز اول) که با جان فلچر، در نگارش کمدیها و تراژدیهای بین سالهای 1606 و 1613 همکاری کرد.بومنت در 1597 وارد برودگیتس هال (بعدها کالج پمبروک) آکسفورد شد. او بدون اخذ مدرک، دانشگاه را ترک کرد. در نوامبر 1600 وارد اینرتمپل لندن شد؛ اگرچه اشتیاق زیادی به مطالعات حقوقی نداشت.در 1602 شعر «سالماسیس و هرمافرودیتوس» (Salmacis and Hermaphroditus)، که بهطورکلی به بومنت نسبت داده میشود، چاپ شد. در 23 سالگی به افتخار «دوست عزیزش» بن جانس، اشعار چندی را به اثر وی «ولپونه» (Volpone, 1607) الحاق کرد. جان فلچر نیز چند عنوان شعر به همین اثر اضافه کرد و تقریباً در همین زمان آن دو در تهیه نمایشنامههایی برای کودکان کوئینز رِوِلز با یکدیگر همکاری میکردند و قرار بود همکاری آنها حدود هفت سال بهطول بینجامید. در 1613 بومنت با زنی که وارث ثروت هنگفتی شده بود ازدواج و از تئاتر کنارهگیری کرد.بومنت در جایگاه نمایشنامهنویس چندان شهرت ندارد و فعالیت او در زمینه درام، بهروشنی فلچر نیست. از 54 نمایشنامهای که نام آنها یا با نام افراد دیگر در مشارکت با آنها به چاپ رسیده است، یک یا دو نمایشنامه صرفاً به قلم بومنت نوشته شده و 9 یا 10 نمایشنامه را تنها بومنت و فلچر بهطور مشترک نوشتهاند؛ همچنین بهنظر میرسد احتمالاً بومنت در نگارش سه نمایشنامه دیگر با فلچر و فیلیپ مسینجر همکاری نموده است.نمایشنامه «شوالیهای با دسته هاون آتشین» (The Knight of the Burning Pestle) هجوی از نوعی نمایشنامه رایج آن زمان است که نامنظم و چندبخشی است و شخصیتهای عاشق احساساتی و ماجراجو دارد. پرده آغازین آن با صحنه قرار گرفتن سیتیزن و همسرش در جایگاه خود برای تماشای نمایش «تاجر لندنی» شروع میشود که خود نمایشنامه هجوی در سنت نمایشهای آن زمان و اثر تامس دکر است. بومنت سادهلوحی طبقه متوسط جامعه در خصوص هنر را در دخالتهای سیتیزن و همسرش در اجرای نمایش، مورد هجو قرار میدهد و نصیحت کردن و پافشاری آنها را در خصوص اینکه کارآموز آنان باید نقش کلیدیتری در نمایش داشته باشد به سخره میگیرد.بهنظر میرسد که بومنت در سه شاهکار مشترک خود با فلچر یعنی، «تراژدی خدمتکار» (The Maides Tragedy)، «فیلستر» (Philaster)، و «شاهی که شاه نیست» (A King and No King) نقش اساسی را برعهده داشته است؛ زیرا این نمایشنامهها ساختار محکمتری نسبت به نمایشنامههایی دارند که فلچر بهتنهایی و یا بهصورت مشترک با سایرین نوشته است. تلاش در زمینه مشخص ساختن سهم بومنت و فلچر در خلق هر اثر، کاری بسیار دشوار است؛ زیرا بومنت گاهیاوقات صحنههای نوشته شده بهوسیلۀ فلچر را بازبینی و نیز فلچر برخی از آثار بومنت را ویرایش کرده است.
(شاید در اصل، بیمنت یا بِمنت) سِر جان، اولین بارونت (ت. 1583، گریس- دیو، لسترشر، انگلستان ـ م. آوریل 1627، لندن) شاعر انگلیسی که ترتیب و دقت ادبی را با سادگی طبیعی سبک رواج داد. او نمایشنامهایی را برای جیمز اول با عنوان «تئاتر آپولو» (The Theatre of Apollo, 1625)، شعری در مورد نبرد میدان بازوُرت که در 1485 رخ داد و اشعار دیگری برای جیمز اول و چارلز اول و همچنین، مرثیههایی را راجع به دوستان و بستگان خویش، که پس از مرگ وی منتشر شدند، به رشتۀ تحریر درآورد. بومنت برادر بزرگتر فرانسیس بومنتِ نمایشنامهنویس بود.
رمانی اثر اف. اسکات فیتسجرالد، که در 1922 چاپ شد. این اثر، که دومین رمان فیتسجرالد است، دربارۀ زوج جوان زیبایی است که بهجای آنکه خود را درگیر زندگی معنادار و موفقیتآمیز کنند، ترجیح میدهند تا منتظر ارث محتملی بمانند.اَنتونی پَچ به خواستگاری گلوریا گیلبرت زیبا و پرطرفدار میرود و سرانجام او را به دست میآورد. او مدعی میشود که آن دو میتوانند با همان درآمد محدود وی زندگی کنند تا اینکه خوششانسی به او روی آورد و وارث ثروت پدربزرگش بشود. در تمام سالهای بعد، زندگی آنها با بیفکری و ملال حاصل از کارهای بیهوده به ورطه نابودی میافتد. پدربزرگ انتونی در یکی از میهمانیهای پر سروصدای او، بهطور غافلگیرانه حاضر میشود و با تنفر او را از ارث محروم میکند. انتونی پس از مرگ پدربزرگش اقدام به دادخواهی میکند که جریان رسیدگی به آن سالها طول میکشد. اگرچه پچ سرانجام برنده دعوی میشود، اما دیگر روح وی شکسته شده است. او و گلوریا از هم جدا میشوند و دیگر هیچ چیز برای آن دو اهمیت ندارد.
قصه پرپانی که اولینبار در «شبهای استراپارولا» (Le piacevoli notti, 1550-53) اثر جانفرانچسکو استراپارولا گردآوری شد و با مجموعه «داستانهای غاز مادر» (Contes de ma mere l’oye, 1697)اثر شارل پرو به شهرت رسید. این اثر داستان دختر جوان زیبایی است که عشقش به دیوی طلسمشده موجب رهایی او از جادوی اهریمن میشود و به او اجازه میدهد به شاهزادهای خوشسیما تبدیل شود.
سیمون دو، نام کامل او سیمون لوسی- ارنستین- ماری- برتران دو بوووئار (ت. 9 ژانویه 1908، پاریس، فرانسه- و. 14 آوریل 1986، پاریس) نویسنده و فمینیست فرانسوی که در اصل بهعلت رسالهاش به نام «جنس دوم» (Le Deuxième Sexe, 1949) در 2 جلد و درخواست و دفاعی عالمانه و پرشور بهسبب لغو آنچه که او افسانه «جنس ضعیف دائمی» مینامید، مشهور شد. این اثر در دهه 1960 به اثری کلاسیک در ادبیات فمینیستی تبدیل شد.سیمون به مدارس خصوصی رفت و سپس وارد دانشگاه سوربن شد. در آنجا در 1922 ژان پل سارتر را ملاقات کرد و این آغاز همکاری طولانیمدتی با وی بود. قبل از اینکه به نوشتن گرایش پیدا کند، برای گذران زندگیاش در چند مدرسه (43-1931) تدریس کرد. در 1945 به همراه سارتر ماهنامه مروری Les Temps modernes را تأسیس و سردبیری آن را آغاز کرد.رمانهای وی موضوعات مهم اگزیستانسیالیستی را شرح و بسط میداد و برداشتش از مسئولیت و تعهد نویسنده به عصر خویش را اثبات میکرد. کتاب «مهمان» (L'Invitée, 1943) به موضوع خراب شدن نامحسوس رابطه یک زوج بهعلت اقامت طولانیمدت دختر جوانی در خانه آنها میپردازد. از آثار داستانی دیگر وی شاید معروفترین آن «ماندارنها» (Les Mandarins, 1954) است که بهواسطه آن جایزه گونکور را برد. او همچنین چهار کتاب با موضوع فلسفه از جمله «اخلاقیات ابهام» (Pour une morale de l'ambiguité, 1947)؛ سفرنامههایی از سفر به چین و ایالات متحده با نامهای «پیادهروی طولانی: مقالهای در مورد چین» (La longue Marche: Essai sur la chine, 1957) و «امریکا روزبهروز» (L'Amérique oue joun de jour, 1948)؛ و نیز تعدادی مقاله نوشت.چندین اثر وی به زندگینامه خودنگاشت او اختصاص دارد. این آثار شامل «خاطرات یک دختر منظم جوان» (Mémoires d'une jeune fille rangée, 1958)، «دوران جوانی» (La Force de l'âge, 1960)، «نیروی اشیا» (La Force des choses, 1963)، و «با رعایت همۀ جوانب» (Tout compte fait, 1972) هستند. این دسته آثار وی، صرفنظر از جنبه شخصی آن، تصویری روشن و گویا از زندگی روشنفکران فرانسه از دهه 1930تا1970 را ارائه میکند. دو بوووئار به مسئله پیر شدن، که در کتاب «مرگی بسیار آرام» (Une Mort très douce, 1964) به مرگ مادرش در یک بیمارستان میپردازد، و در «پیری» (La Vieillesse, 1970) به بازتاب ناخوشایند و تلخ بیتفاوتی جامعه نسبت به سالخوردگان اعتراض میکند. او در 1981 «مراسم وداع» (La Crémonie des adieux)، روایتی غمانگیز از سالهای آخر زندگی سارتر، را به رشته تحریر درآورد.
کمدی پنج پردهای اثر جورج فارکر، که در 1707 اجرا و منتشر شد. فارکر این نمایشنامه را در بستر مرگ تمام کرد و در شب سوم اجرای آن، از دنیا رفت.داستان مربوط به آرچر و اِیموِل، دو فقیر فاسق و عیاش عجیبوغریب اهل لندن، است که تصمیم میگیرند یکی از آنها با بانوی ثروتمندی ازدواج کند. ازاینرو ایمول به دوریندا، دختر لیدی باونتیفول ثروتمند، اظهار عشق و علاقه میکند؛ درحالیکه آرچر وانمود میکند که خدمتگزار ایمول است، عاشق عروس لیدی باونتیفول، خانم سالِن، میشود. در جریان حوادثی که در این اثر رخ میدهد، ایمول و آرچر موفق میشوند سارقین را ناکام کنند و بدینترتیب به قهرمانانی تبدیل شوند. سرانجام ایمول دارایی خانواده را به ارث میبرد و خانم سالن از شوهر دائمالخمر بیشعور خود جدا میشود و نمایش با خوشی به پایان میرسد.حیله عاشقان علاوه بر کمدی پرهیجان و شاد آن، استدلالی جسورانه برای طلاق عرضه میکند که خانم سالن به زبان میآورد. نام لیدی باونتیفول مظهر آدم نوعدوست ثروتمند، بخشنده و تا حدی خوشباور میشود.
بروس (ویکتور) (ت. 14 فوریه 1928، مَنلی، نیوساوت ویلز، استرالیا) شاعر، رماننویس و روزنامهنگار استرالیایی که بهخاطر قالبهای تجربی و خودارزیابی جسورانهاش معروف شد، که هر دوی آنها او را به یکی از قدرتهای بزرگ شعر استرالیا در طول دهۀ 1960 و 1970 تبدیل کردند.بیور در 17 سالگی اولین دوره از چند دوره درمان روانپزشکی بهخاطر افسردگی مافیایی (شیدایی، جنونآمیز) را تجربه کرد. وی مدتی به کارهای مختلفی مشغول بود تا اینکه در 1964 نویسنده قراردادی تماموقت شد. در ضمن اینکه نقدهایی را برای نشریات ادواری استرالیایی و نیوزیلندی میفرستاد، رمانهای «چشمة آب گرم» (The Hot Spring, 1963) و «شما نمیتوانید برگردید» (You Can't Come Back, 1966) را نوشت.در 1966، که پذیرفته بود بهزودی دیوانه خواهد شد، با عجله اولین مجموعۀ شعر مهمش را به نام«نامههایی به شاعران زنده» (Letters to Live Poets, 1969) را سرود. او میگوید این اثر تلاشی در نگارش «خودنگاشتی روحانی، عقلانی و احساسی» است. مجموعههای بعدی او شامل «تحسین و ستایشها» (Lauds and Plaints, 1974)و «قصیدهها و روزها» (Odes and Days, 1975)، «رهنمودهای مرگ» (Death's Directives)، و «چونان که بود» (As It Was, 1979) میشود.
فرانسیس (ت. 15 جولای 1929، دوآلا، کامرون) نویسنده، گیتاریست و آهنگساز با شهرت بینالمللی اهل کامرون.بِبِی در دانشگاههای سوربن و نیویورک تحصیل کرد. او ابتدا در جایگاه موسیقیدان معروف شد. تا 1967 او چندین ضبط داشت و در نیویورک سیتی، پاریس، و همچنین در افریقا برنامه اجرا کرده بود. اولین رمانش، «پسر آگاتا مودیو» (Le Fils d'Agatha Moudio) جایزۀ بزرگ ادبی افریقای سیاه را برد و در 1968 Embarras & Cie: Nouvelles et Poemes(9 داستان کوتاه و شعر) را منتشر کرد. آثار بعدی او شامل «عروسک آشانتی» (La Poupée Ashanti, 1973) و «شاه آلبرت» (Le Roi Albert d'Effidi, 1974) است.بِبِی ادعا کرد که تجربه وسیع او در مجریگری رادیویی، بر سبک داستانهایش تأثیر گذارده و او شنوندگان را بیشتر از خوانندگان هدف قرار میدهد. وی همچنین کتابی در زمینۀ اجرای برنامههای رادیویی در افریقا و دو کتاب در مورد موسیقی افریقا نوشت.
یوهانس روبرت (ت. 22 می 1891، مونیخ، آلمان- و. 11 اکتبر 1958، برلین) شاعر، منتقد، سردبیر و مقام دولتی که مدافع مهم اصلاح اجتماعی انقلابی در آلمان طی دهه 1920 بود.بِخِر در رشته طب، ادبیات و فلسفه تحصیل کرد و در 1918 به حزب کمونیست آلمان پیوست. او در آن زمانها منتقد پرآوازه مفاهیم اجتماعی و هنری و رهبر جنبشی برای دگرگونی جامعه آلمان از طریق انقلاب کارگری بود. او که در بین سالهای 20-1910 پیرو مکتب اکسپرسیونیسم حاکم بر ادبیات بود، به سرودن اشعار رمانتیک و پیچیده احساسی پرداخت که هم آشفتگی و ناآرامی درونی وی و هم دیدگاهش در خصوص نظم جدید اجتماعی را نشان میداد.اگرچه در 1933 برای مجلس آلمان انتخاب شد، اما با ظهور قدرت نازی تبعید شد و به مسکو رفت. در آنجا روزنامه آلمانیزبانی را (45-1935) سردبیری کرد. در 1945 بهآلمان بازگشت و رئیس انجمن احیا دموکراسی در آلمان شد. او در 1954 وزیر فرهنگ آلمان شرقی شد. خاطرات بِخِر در دهه 55-1945 بینشهای عمیقی به مبارزات هنری و سیاسی وی بخشید.
تامس ا بکت یا تامس لندنی نیز نامیده میشود (ت.حدود 1118، چیپساید، لندن، انگلستان- و.29دسامبر 1170، کنتربری، کنت) از 1155 تا 1162. صدراعظم و از 1162 تا 1170 در دوره حکومت پادشاهی هنری دوم اسقف اعظم کنتربری بود. بگومگوی طولانیمدت او با هنری با قتل بکت در کلیسای جامع کنتربری خاتمه یافت. روابط او با هنری دوم و قتل او موضوع شماری از آثار ادبی بهخصوص «قتل در کلیسای جامع» (Murder in the Cathedral, 1935) اثر تی. اس. الیوت بوده یا اثر مهمی در آنها داشته است.
سمیوئل (بارکلِی) (ت. 13 آوریل 1906، فاکسراک، کانتی دابلین، ایرلند- و. 22 دسامبر 1989، پاریس، فرانسه) نویسنده، منتقد، و نمایشنامهنویسی که در 1969 برنده جایزه ادبی نوبل شد. او به زبانهای فرانسوی و انگلیسی مینوشت و شاید بیشتر بهخاطر توجهش به موضوعات اساسی وضعیت بشر- حیات و ارتباط- معروف است.بکت از کالج ترینیتیِ دابلین (لیسانس علوم انسانی، 1927) فارغالتحصیل شد و در 1928 در دانشسرای عالی پاریس دانشیار شد؛ آنجا با جیمز جویس آشنا شد و به گروه وی پیوست. آثار منتشرشده وی در این دوره مجموعه داستان کوتاه «بیشتر نیش تا لگد» (More Prciks Than Kicks, 1934)،رمان «مورفی»(Murphy, 1938) و دو کتاب شعر با نامهای «هوروسکوپ» (Whoroscope, 1939) و «استخوانهای پژواک» (Echo's Bones, 1935)هستند. بکت در 1937 بهطور دائم ساکن پاریس شد. در 1941 او به گروه مقاومت زیرزمینی پیوست و در 1942 به اختفا رفت و سرانجام به منطقة اشغالنشده فرانسه رفت. او در 1945 به پاریس بازگشت.طی سالهای اختفا، بکت رمان «وات»(Watt, 1953) را کامل کرد. بین سالهای 1946 و 1949، مهم سهگانه روایی منثور مهمی شامل«مولوی» (Molloy, 1951)،«مالون میمیرد» (Malone meurt, 1951) و«نامناپذیر» (L'Innommable, 1953)؛ نمایش «در انتظار گودو» (En attendant Godot, 1952) و نمایش منتشر و اجرا نشده «الوتریا» (Eleutheria) در سه پرده؛ و تعدادی داستان نوشت.آثار بکت پر از کنایه (تلمیح)های ادبی، فلسفی و الهیاتی است که نشاندهندة وسعت دامنه علم اوست. اگرچه او عمدتاً، از نهایت ابهام و یأس حیات بشری نوشت، اما اساساً نویسندهای کمیک بود و با تلقی و استنباطش از انسانها در جایگاه موجوداتی خودخواه و بیتوجه، با جاهطلبیها و بلندپروازیهای فریبنده و غیرواقعی و آرزوهای بیهوده و عبث، خواننده را به خنده وا میداشت. او غالباً شخصیتها را در موقعیتهای سخت و طاقتفرسا قرار میداد که به او این امکان را میداد که جوهر و ذات فوقالعاده بشری را بررسی و مطالعه کند.بسیاری از نمایشنامههای بکت- شامل «آخر بازی»(Fin de Partie, 1957)، «آخرین نوار کراپ»(Krapp's Last Tape, 1959)و «چه روزهای خوشی» (Happy Days, 1961)- با شخصیتهای کم و کمترین صحنهها در سطحی نزدیک به انتزاع کامل، جای میگیرند. آخرین آثارش نیز به تراکم و ایجاز، تلاش برای اینکه نوشتهاش تنها دربردارندة ضروریات باشد، گرایش دارند. «آمدن و رفتن» (Come and Go, 1967)، نمایشنامهای کوتاه یا «درام کوتاه» (dramaticule)، نامی که او بهکار میبرد، فقط 121 کلمه دارد. قطعة نثر «کمتر بودن» (Lessness) متشکل از 60 جمله است که هریک دو بار تکرار میشوند. مجموعههای «نمایشهای بدون کلام» (Acts Without Words) دقیقاً چیزی است که عنوان بر آن دلالت میکند و یکی از آخرین نمایشهای وی «راکبی» (Rockaby) فقط 15 دقیقه طول میکشد.
ویلیام (ت. 29 سپتامبر 1760، لندن، انگلستان- و. 2 می 1844، بات، ایالت سامرست) هنردوست و نویسندة رمان گوتیک «واثق» (Vathek, 1786). وی همچنین بهعنوان سازندة معبد فونتهیل، جنجالیترین محل احیای هنر گوتیک انگلستان، مشهور است.بکفرد تنها فرزند مشروع و یگانه وارث ویلیام بکفرد بزرگ، شهردار لندن، بود که در پی مرگ پدر در 1770 میراث او را بهدست آورد. او پس از یک دوره سفر و مطالعه در اروپا به انگلستان بازگشت؛ جایی که او با لیدی مارگریت گوردن ازدواج کرد و به مجلس نمایندگان راه یافت. در حدود 1782، داستان خلیفه واثق را نوشت. این داستان، که طرح آن در سه روز و دو شب به تکامل رسید، در اصل به فرانسه نوشته شده است. گرچه بسیاری معتقدند که این اثر از حیث سبکشناسی غیرقطعی است، اما استحکام آخرین تصویر داستان، شهرت بکفرد را برای بیش از دو قرن حفظ کرده است. در میان دیگر آثار منتشرشده بکفرد چند سفرنامه، دو هجونامه گوتیک، رمانهای احساسی، یک دفتر خاطرات و یک کتاب به نام «زندگی در فونتهیل، 1822-1807»(Life at Fonthill,1807-22)به چشم میخورد.
آنری- فرانسوا (ت. 18 آوریل 1837، نویی، فرانسه- و. 12 می 1899، پاریس) نمایشنامهنویس و منتقدی که ساختار آزادانه نمایشهایش بیشتر بر شخصیت و ایجاد انگیزه بنا شده است تا بر پیرنگ منسجم و نیز اعتراضی قابل ملاحظه به «نمایشهای خوش ساخته»، (آنگونه که اوژن اسکریب مینامید) که در روزگار وی صحنه نمایش را به تصرف درآورده بودند. اگرچه بک نظریه ادبی را دوست نداشت و پیروی از مکتبی خاص را رد میکرد، امّا بهعنوان طلایهدار نهضت طبیعتگرایی در یادها مانده است.«لاشخورها» (Les Carbeaux, 1882)، شاهکار بک، تلاشی سخت برای تصاحب ارث را توصیف میکند. منیّت نویسنده، یکنواختی لحن، عدم تنوع شخصیتپردازی و گفتوگوهای واقعگرا باعث شد به استثنای منتقدین طبیعتگرا، دیگران بهصورت متعصبانه از آن استقبال کنند. این نمایش فقط سه بار به اجرا درآمد. «زن پاریسی» (La Parisienne, 1885) روایتگر داستان زنی متأهل است که دو عاشق دارد. محتوای این داستان انزجار عمومی را در پی داشت. اهمیت این اثر نیز مانند لاشخورها تا یک دهه بعد از اجرا و نمایش آن، برای کسی شناخته نبود.
گوستاوو آدولفو، نام اصلی او گوستاوو آدولفو دومینگس باستیدا (ت. 17 فوریه 1836، سویل، اسپانیا - و. 22 دسامبر 1870، مادرید) شاعر و نویسنده اواخر دوره رمانتیک که یکی از اولین شاعران مدرن اسپانیا محسوب میشود.بکر در 17 سالگی در جستوجوی حرفه ادبی به مادرید رفت و از 1861 تا 1868 با روزنامه El Contemporáneo همکاری میکرد. مهمترین آثار ادبی وی یکصد «شعر» (Rimas)، مجموعهای متشکل از 20«افسانه» (Leyendas) به نثر و رسالههای ادبی «نامههایی از حجره من» (Cartas desde mi celda)، که در صومعه وروئلا در 1864 نوشته شده، میباشند. اگرچه بسیاری از اشعار و آثار منثور وی بهطور جداگانه در El Contemporáneo چاپ شده بود، اما تا بعد از مرگش بهصورت کتاب منتشر نشدند. شعر وی، که شاید معروفترین اثر وی باشد، پراحساس، ملایم و عمیقاً ذهنی هستند. اشعار بکر، موضوعات عشقـ بهخصوص ناامیدی و تنهاییـ و نیز رموز و اسرار زندگی و شعر را روایت میکند.قطعات نثر وی مشحون از فضای قرون وسطا، شخصیتهای فوق طبیعی نظیر حوری و شخصیتهای مرموز، و نیز فضایی رؤیایی و غیرواقعی هستند. داستانهای وی، که بیشتر سبک تغزلی دارند، براساس موضوعات عشق، مرگ و جهان دیگر نوشته شدهاند.
تامس لاول (ت. 30 ژوئن 1803، کلیفتن، ایالت سامرست، انگلستان- و. 26 ژانویه 1849،بازل، سوئیس) شاعری که بیشتر برای شعر نمایشی و بهیادماندنی «طنزنامه مرگ؛ یا، سوگنامه احمقانه» (Death’s Jest-Book; or, The Fool’s Tragedy)شناخته شده است. بدوز پسر محقق مشهوری بود و بهنظر میرسد اوایل از پدرش تحلیل و نظریهپردازی دربارة تشریح و روان را آموخت. نوعی دلمشغولی به مرگ بر زندگی و کارش مسلط بود. در 1820 به دانشگاه آکسفورد رفت؛ جایی که اولین اثر قابل ملاحظهاش، «سوگنامه تازهعروس» (The Bride’s Tragedy, 1822)، را نوشتکه ماجرای قتلی است که یک دانشجو مرتکب میشود. در 1825، برای تحقیق و مطالعه در تشریح و پزشکی به گوتینگن آلمان رفت. در آنجا کارش را بر روی طنزنامه مرگ ادامه داد که آن را نمونهای از «گوتیک متکلف» توصیف کرد و در آن قصد داشت برای شرح مشکلات فناپذیری و جاودانگی، از ابزار و اصول گوتیک استفاده کند. دوستانی که اولین نسخة آن را خواندند، بازبینیاش را توصیه کردند و بدوز توصیة آنان را با بهتأخیر انداختن شرح شعریاش پذیرفت؛ اینگونه که برای بقیة عمرش نتوانست از کار بر روی این شعر و کامل کردن آن خلاص شود. این شرح عاقبت در 1850 پس از مرگ شاعر منتشر شد.بدوز پس از مشکلات با مقامات دانشگاه، گوتینگن را ترک کرد و بهسوی وورتسبورک (جاییکه به درجة پزشکی دست یافت) حرکت کرد. آنجا با عقاید سیاسی افراطی درگیر شد. کثرت گرفتاریها سبب شد که او آلمان را به سمت زوریخ ترک کند. در 1840، به علل سیاسی از سوئیس گریخت و پس از آن هرگز در جایی برای مدت طولانی اقامت نکرد. او آخرینبار 1846ـ1847 به انگلستان رفت و دو سال بعد خودکشی کرد.
BaedaیاBedaنیز نوشته میشود (ت. 673/672، بهطور مرسوم، مانکتن در جرو، نورتامبریا [انگلستان] - و. 25 می 753، جرو) متکلم، مورخ و وقایعنگار انگلوساکسونی که امروز بهسبب «تاریخ مذهبی ملت انگلیس» (Historia ecclesiastica gentis Anglorum)، منبع بسیار مهمی از تاریخ تغییر کیش (آیین) قبایل انگلوساکسون، به مسیحیت معروف شد. روش تعیین تاریخ حوادث وی از زمان تجسد، یا تولد مسیح یعنی بعد از میلاد، به علت مقبولیت کتاب تاریخ مذهبی و دو اثر دیگر در مورد گاهشماری، روشی معمول شد.هیچچیز در مورد اصلونسب و تبار بید نمیدانیم. در 7 سالگی او به صومعه سنت پیتر، که در ویرموت (نزدیک ساندرلند، دارم) بهدست کشیش بندیکت بیسکوپ بنیاد گذاشته شده بود، سپرده شد. مراقبت از وی، بهعهدة کشیش بندیکت بیسکاپ گذاشته شد. در 685 او به صومعه جدیدتر سنت پلِ بیسکاپ در جرو برده شد. بید در 19 سالگی خادم کلیسا و زمانیکه 30 سال داشت، کشیش شد.نخستین آثار بید شامل رسالههایی در مورد املا، سرودهای مذهبی، صناعات بدیهی، شعر، و لطیفه است. اولین رسالهاش دربارة گاهشمار، «در مورد اوضاع» (De temporibus)، به همراه ضمیمة خلاصه گاهشمار در 703 نوشته شد. در 725 او نسخهای از«محاسبه زمان» (De temporum ration) را، که بسیار زیاد شرح و بسط داده و کامل شده بود، با یک گاهشمار طولانیتر منتشر کرد. هر دوی این کتابها، بیشتر مربوط به محاسبة عید پاک است. نخستین تفسیر وی از کتاب مقدس احتمالاً دربارة وحی بر جان بوده است (؟703-709). بید در 731/732 تاریخ مذهبی خود را کامل کرد. این کتاب به پنج کتاب تقسیم شد، و در آن حوادث بریتانیا را از حملههای ژولیوس سزار (پیش از میلاد 54 ـ 55) تا ورود سنت آگوستین به کنت (597 بعد از میلاد) ثبت کرده است. در مورد منابع کتابش، او به نامههای کهن، «سنتهای آبا و اجدادمان»، و علم خودش از حوادث معاصر استناد میکند این کتاب همچنان منبعی مسلم برای برخی از حقایق و تا حد زیادی حالوهوای تاریخ اولیه اقوام انگلوساکسون است.
(شارل- ماری) ژوزف (ت. 28 ژانویه 1864، پاریس، فرانسه- و. 29 آگوست 1938، لوگران- سر) دانشمندی که کارش بر روی حماسه تریسترام (تریستان) و ایزوت (ایزولت) و حماسه رولان کمک شایانی به مطالعه ادبیات قرون وسطای فرانسه کرد.«داستان تریستان و ایزوت» (Le Roman de Tristan et Iseult, 1900) موجب شهرت بدیه در کسوت نویسندگی شد و صاحبنظر بودن وی را در ویرایش انتقادی «رمان تریستان» (Le Roman de Tristan, 1902-05) اثر شاعر آنگلونرمان، تامس، کاملاً مشهود ساخت. او ثابت کرد که نخستین شعر تریستان حاصل استعداد یک فرد است و نه محصول فرهنگ عامه، بدیه در 1903 بهریاست کالج دو فرانس انتخاب شد.«افسانههای حماسی» (Les Légendes épiques, 1908-13) در 4 جلد نظریه وی را در مورد ریشههای اشعار حماسی قدیمی فرانسه یا شانسون دو ژست نشان میدهد. او مدرک قانعکنندهای میآورد که اینگونه اشعار حماسی در واقع توسط خنیاگران دورهگرد براساس موضوعات مورد تبلیغ راهبان در حال تردد در راههای زیارتی نوشته شدهاند. وی در 1922 عنوان انتقادی «شانسون دو رولان»(La Chanson de Roland) را منتشر کرد. بدیه در 1921 برای عضویت در فرهنگستان فرانسه انتخاب شد.
اسم مستعار برای بیمارستان سلطنتی بیتاللحم. اولین تیمارستان در انگلستان. کلمه بِدلم بهطور کلی برای همه تیمارستانها و سپس بهطور کنایهآمیز برای همهمه و شلوغی بهکار برده میشود.
دمیان، نام مستعار یفیم آلیکسییویچ پریدوُروف (ت. 1 آوریل [13 آوریل، سبک جدید] 1883، گوبوکا، اکراین امپراتوری روسیه - و. 25 می 1945، بارویخا، نزدیک مسکو، اتحاد جماهیر شوروی سابق) شاعر روسی که هم بهواسطه اشعار مدیحهاش درخصوص انقلاب 1917 و هم بهسبب قصههای حیوانات که به طنز سروده است شهرت دارد.پریدوروف، که فرزند نامشروع یک دوک بلندمرتبه بود، قبل از انقلاب روسیه همکاری خود را با مطبوعات سوسیالیست آغاز کرد و نام مستعار دمیان بدنی («دمیان فقیر») را برای خود برگزید. آثار طنز وی در 1912 آغاز شد. سبک وی متأثر از ایوان کریلوف، نویسنده روسی قرن نوزدهمی داستانهای حیوانات، بود. اشعار وی اغلب شکل اشعار عامهپسند و «دوبیتیهای کارگران کارخانه» (نوعی شعار و شادی توسط کارگران کارخانهها) را به خود میگرفت. در فاصله سالهای 1917 و 1930 به اوج محبوبیت در میان عوام دست یافت و حتی و. ای. لنین، با اینکه اشعار وی را خام تلقی میکرد، به ارزش تبلیغاتی آنها اذعان مینمود.بدنی در 1936 برای اپرای فکاهی آلیکساندر برادین با عنوان «قهرمانان» (Bogatyri) دست به نگارش نت جدیدی زد. متن شعر وی، که روح موسیقی اصلی را حفظ میکرد، تاریخ شوروی و قهرمانان حماسی آن را به طنز میکشید. هرچند بدنی در سراسر عمر مورد علاقه ژوزف استالین بود، اما خود استالین وی را بهواسطه بدبینی و عدم دارا بودن حس احترام مورد بیحرمتی قرار میداد. در 1938 از حزب کمونیست اخراج شد. حتی اشعار وطنپرستانهای که در دوره جنگ جهانی دوم سرود و در بین سربازان روس نیز محبوبیت فراوان یافت، نتوانست به وی در بازیابی جایگاه از دست رفتهاش کمکی کند. فقط در دهه 1960 بود که تأیید دولتیِ آثار بدنی احیا شد.
سر مکس، نام اصلی او هنری ماکسیمیلیان بیئربوم (ت. 24 آگوست 1872، لندن، انگلستان- و. 20 می 1956، راپالو، ایتالیا) کاریکاتوریست، نویسنده و شیکپوش انگلیسی، که طراحیها و کارتونهای پیچیده و به دور از دشمنی وی، از روشی منحصربهفرد در شکار جنبههای غیرواقعی و افراط شده و پوچ در شخصیتهای مشهور و محبوب همعصر وی بهره میبرد.وی، که برادر ناتنی هنرپیشه و تهیهکننده، سر هربرت بیئربوم تری بود، از دوران کودکی با دنیای مد خو گرفت. هنگامیکه هنوز در مقطع لیسانس در مرتون کالج آکسفورد مشغول تحصیل بود، به انتشار مقالات انتقادی در نشریهThe Yellow Book اقدام کرد. اولین مجموعة ادبی وی با عنوان «آثار مکس بیئربوم»(The Works of Max Beerbohm) و اولین کتاب کاریکاتورهای وی با عنوان «کاریکاتورهایی از 25 آقا» (Caricatures of Twenty-five Gentlmen) در 1896 منتشر شد. در 1898 سمت منتقد نمایشنامه برای نشریه Saturday Review را از جرج برنارد شاو به ارث برد. داستان جذاب وی با عنوان «ریاکار خوشبخت» (The Happy Hypocrite) در 1897 منتشر شد و تنها رمان وی با عنوان «زلیخا دابسون» (Zuleika Dobson)، که روایتی هجوآمیز از زندگی در آکسفورد است، در 1911 منتشر شد. «تاج گل کریسمس» (The Christmas Garland, 1912) مجموعهای از داستانهای کریسمس است که به برملا کردن اشتباهات سبکی نویسندههای سرشناس بهویژه هنری جیمز میپردازد. مجموعه داستان وی با عنوان «هفت مرد» (Seven Men, 1919) شاهکار وی محسوب میشود. از وی بهعنوان هزلنویس بیبدیل یاد میشود.بیئربوم در 1910 با فلارنس کانِ هنرپیشه ازدواج کرد و آن دو در راپالوی ایتالیا ساکن شدند؛ جایی که به جز در دوران جنگهای جهانی اول و دوم که به انگلستان برگشتند، هرگز آنجا را ترک نکردند و آن را خانه همیشگی خود برای زندگی قرار دادند. بیئربوم سیل گستردهای از مشتاقان و ملاقاتکنندگان را به راپالو جلب میکرد که وی را بهعنوان گنجینهای زنده از حکایتهای سرگرمکننده حلقههای ادبی و هنری و اجتماعی اواخر دورههای ویکتوریایی و ادواردی انگلستان بهحساب میآوردند. وی در 1939 به دریافت درجه شوالیهگری و لقب سِر مفتخر شد. پس از مرگ همسرش در 1951، بیئربوم با منشی و همدم خود الیزابت یونگمان زندگی کرد و اندکی قبل از مرگ خویش با وی ازدواج کرد.
نیکولاس (ت. 13 سپتامبر 1814، هارلم، هلند- و. 13 مارس 1903، اوترخت) کشیش و نویسندهای که «تاریکخانه» (Camera obscura) او اثری کلاسیک در ادبیات هلند محسوب میشود.بتس در دوران دانشجویی در لیدن، با خواندن آثار بایرون تحتتأثیر قرار گرفت و یکی از اولین نویسندگان هلندی بود که شعر عاشقانه نوشت. اشعار او «یوزه» (José, 1834)، «کوسر» (Kuser, 1835)، و «گوی، دِ ولامینگ» (Guy de Vlaming, 1837) نام دارند. هنگامیکه وی در لیدن بود، قطعههای نمایشی، قصهها، و مقالاتی نیز نوشت که تحت عنوان تاریکخانه (با نام مستعار هیلدبرانت در 1839 ویرایش شد، ویرایش چهارم و نهایی، 1854) جمعآوری شدند. این آثار ادامهدهنده سنت ارائه صحنههای بومی رئالیستی هلند بودند، اما با شوخطبعی هوسآلودی ترکیب شده بودند. بتس در 1839 به سمت کشیشی همستده (53-1840) و سپس اوترخت (74-1854) منصوب شد. او از 1884 تا 1874 استاد دانشگاه اوترخت بود.
رمانی تاریخی اثر شیمازاکی توسون، که بهصورت پاورقی با نام Yoake mae در نشریه Chūō koron از 1925 تا 1935 منتشر و از 1935 در قالب کتاب چاپ شد. این رمان به تفصیل، تأثیرات غربی شدن را در جامعه روستایی ژاپن در نیمه دوم قرن نوزدهم شرح میدهد. این اثر با وجود سادگی سبک و شخصیتپردازی ضعیف، بهسبب محتوای پر جاذبهاش، شاهکاری نوین محسوب شده است.این رمان زندگی آئویاما هانزو را از 1853 تا 1886 دنبال میکند. هانزو، که پدر شیمازاکی است، با شوق و اشتیاق از انتقال قدرت نظامی از توکوگاوا به امپراتور میجی استقبال میکند. زمانی که کشاورزان قدیمی او را از خود میرانند و کارمندان جدید دولت او را گول میزنند، ایدهآلیسم او به سرخوردگی و دلسردی بدل میشود. او، که قهرمان تراژیک این اثر است، کمکم متقاعد میشود که به آرمان پاک میهنپرستی، توسط مدرنیستها خیانت شده و تنها و دیوانه از دنیا میرود.
اُپرای منظوم در سه پرده اثر جان گی، که در 1728 در تئاتر لینکنز این فیلدز لندن اجرا و در همان سال چاپ شد. در این اثر کمدی و هجو سیاسی منثور با تنوعی از آوازها تلفیق میشود که با موسیقی سنتی انگلیسی ایرلندی، اسکاتلندی و فرانسوی همراه هستند. در این اُپرا، گی، زندگی گروهی از دزدان و روسپیها را در لندن قرن هجدهم به تصویر میکشد. داستان این اُپرا بر محور اعمال پیچام، مالخر کالاهای مسروقه، دختر وی و ماچیثِ راهزن میچرخد. گی حکومت، جامعه مدپرست، نوع ازدواج و سبک اپرایی ایتالیا را هجو میکند.برتولت برشت و کورت ویل اپرای منظوم خود را با عنوان «اُپرای سه پنی» (Die Dreigroschenoper, 1928) از این اثر گی اقتباس کردند.
قافیه در شروع سطرهای پیدرپی شعر. سطرهای سوّم و چهارم شعر «تقدیم به گلهای شیپیوری» (To Daffodils) اثر رابرت هریک قافیه آغازین را نشان میدهد.As yet the early-rising sunHas not attained his noonاما هنوز خورشید سحرخیزبه گاه ظهر نرسیده استاین اصطلاح همچنین بهعنوان مترادف برای جناس محرف بهکار برده میشود.
برندن (فرانسیس) (ت. 9 فوریه 1923، دابلین، ایرلند- و. 20 مارس 1964، دابلین) نویسنده ایرلندی که بهسبب هجو معقول و تفسیر سیاسی قویاش مشهور است.بیئن در خانوادهای فعال با اهداف انقلابی و چپ ضدانگلیسی پرورش یافت. در 8 سالگی نبردی را با مصرف مشروبات الکلی شروع کرد که تبدیل به مبارزهای مادامالعمر شد. او پس از ترک مدرسه در 1937، درحالیکه در ارتش جمهوریخواه ایرلند با سمت نامهرسان خدمت میکرد، حرفه نقاشی ساختمان را یاد گرفت.زمانیکه بیئن در انگلستان در حال مأموریت خرابکاری بود، دستگیر شد (فوریه 1940) و به سه سال حبس در کانون اصلاح و تربیت محکوم شد. او از این زندان شرحی خودنگاشت در «پسر دارالتأدیب» (Borstal Boy, 1958) ارائه کرد. در 1942 به دابلین برگردانده و خیلی زود درگیر یک حادثه تیراندازی شد که در آن یک پلیس زخمی گردید و او به 14 سال زندان محکوم شد. بیئن به زندان ماونتجوی دابلین فرستاده شد که حال و هوا و محیط اولین نمایشنامهاش، «مشتری صبحگاه» (The Quare Fellow, 1954)، در همین زندان است؛ سپس در اردوگاه نظامی کارا، کانتی کیلدئر اقامت داده شد و در 1946 با اعلام عفو عمومی آزاد گردید. در زمان حبس، زبان ایرلندی را بهطور کامل آموخت، زبانی که برای سرودن اشعار بااحساس و لطیفش و نیز نمایش An Giall (در 1957 اجرا شد)، که نسخه اصلی دومین نمایشنامهاش با نام «گروگان» (The Hostage, 1958) بود، از آن استفاده کرد.
افرا (ت. جولای 1640، احتمالاً هاربلداون، کنت، انگلستان ـ و. 16 آوریل 1689، لندن) نمایشنامهنویس، داستاننویس، شاعر و اولین زن انگلیسی که با امرار معاش از راه نوشتن معروف است. رمان «اورونکو» (Oroonoko, 1688/ در 1933 تجدید چاپ شد) داستان شاهزاده افریقایی بَرده شدهای است که بن با او در امریکای جنوبی آشنا شده بود. این رمان در توسعه رمان انگلیسی اثرگذار بود. اگرچه اشعار او معمولاً ارزش و امتیاز همسان و همتراز رمانهایش را ندارد، اما این احتمال میرود که دستکم گرفته شده باشند. اصالت او چندان شناختهشده نیست. وی کودک ناشناسی به نام افرا بود که با همراه زوجی به نام ایمیس به سورینام (گیانای هلند) میرود که در آن زمان مستعمرة انگلیس بود. در 1658 به انگلستان برگشت و با تاجری به نام بن ازدواج کرد. بن در اواسط دهه 1660 از دنیا رفت. چارلز دوم او را بهعنوان جاسوس مخفی خود در هلند بهکار گرفت. وی که ناموفق و ناکام بود، مدت کوتاهی بهعلت بدهی زندانی شد و برای گذران زندگیاش شروع به نوشتن کرد.در 1671 اولین نمایشنامة بن، «ازدواج اجباری» (The Forc'd Marriage)، روی صحنه رفت. کمدیهای شاد بامزهاش مانند «آدم خانهبهدوش» (The Rover / دو قسمت، در 1677 و 1681 به روی صحنه رفت) بسیار موفق بودند. نزدیک اواخر زندگیاش، تعداد زیادی رمان نوشت. جذابیت و بخشندگی و بزرگواری، حلقهای وسیع از دوستان را گرد او جمع کرد، اما آزادی نسبیاش در قامت نویسندهای حرفهای او را موضوع شایعات قرار داده بود.
اس. ان.، نام کامل او سمیوئل ناتانیئل (ت. 9 ژوئن 1893، ورستر، مساچوستس، امریکا - و. 9 سپتامبر 1973، نیویورک) نویسنده داستان کوتاه و نمایشنامهنویس امریکایی که بهخاطر نمایشهای عامهپسند برودوی، که معمولاً در مورد موضوعات اخلاقی پیچیده و متغیر معاصر اظهارنظر میکرد، شناخته و معروف شده است. برمن درباره بخش ثروتمند و روشنفکر جامعه مینوشت. او بهسبب اعطا فصاحت و هوش و فراست به شخصیتهایش، درخور توجه و مهم است. برمن در جوانی برای چندین روزنامه و مجله مهم شامل New Republic و The New Yorker مقاله مینوشت. او در دانشگاه هاروارد و کلمبیای نیویورک در رشته نمایش تحصیل کرد. نمایش «مرد دوم» (The Second Man, 1927) در زنجیره موفقیتهایش، که شامل «شهاب» (Meteor, 1929)،«زمان کوتاه» (Brief Moment, 1931) و «زندگینامه» (Biography, 1932) است، اولین بود. او موضوع فاشیسم را در «باران بهشتی» (Rain form Heaven, 1934) مورد بررسی قرار داد. او بهخاطر اینکه دیدگاه فردیاش را آشکار نمیکند مورد انتقاد واقع شده است، اما در عوض، شخصیتهایش برای او صحبت میکنند. در «وقتی برای کمدی نیست» (1939No Time for Comedy,) از زبان قهرمان داستان، نویسندهای با شوخطبعی ملایم، خودش را بهخاطر ضعف و ناکامیاش در بیان موثر مسائل جدی معاصر نقد میکند. برمن در طی 40 سال حرفة خود بیش از 24 اثر کمدی نوشت و تقریباً هر یک از آنها، یک موفقیت بود. او تعدادی داستان کوتاه، دو زندگینامه و چند فیلمنامه نیز نوشت.
نام مستعارِ ژائو ژنکای (ت. 2 آگوست 1949، پکن، چین) شاعر و داستاننویس چینی که آثار وی در سراسر عمر حرفهایاش بهصورت زیرزمینی منتشر شدند. او یکی از مبدعان مِنگلونگشی، یا «شعر سایهها» بود که برای احتراز از پرداختن مستقیم به موضوعات سیاسی و اجتماعی معاصر، از استعاره و زبان رمزی استفاده میکند. در سالهای 1970، او را صدای شعری جناح دموکراسیخواه نسلش میدانستند. آغاز انقلاب فرهنگی در 1966، او را از ادامه تحصیل بهصورت رسمی باز داشت. وی نوشتن را بهمثابه جایگزینی برای نقش فعالانة سیاسی و وسیلهای برای اعتراض به ادبیات رسمی معاصر آغاز کرد. «بی دائو» (جزیرة شمالی) یکی از چندین نام مستعاری بود که در سالهای 1970 برای خود انتخاب کرد. آرامآرام شعرش در نشریات رسمی مورد توجه واقع شد، اما سخت و اسرارآمیز تلقی میشد. «گزیده اشعار بی دائو» (Bei Dao shi xuan)در 1986 منتشر و در 1988 به نام «خوابگرد آگوست» (The August Sleepwalker) به زبان انگلیسی ترجمه شد. در 1989، هنگامیکه شورش میدان تیانآنمن اتفاق افتاد، ژائو در برلین بود. او به چین برنگشت، اما سراسر غرب را مسافرت کرد و مخاطبی جهانی برای شعرش بهدست آورد که با انعکاس اندوه عمیقش بهسبب جدایی از خانواده و سرزمین مادریاش همراه بود. آثار بعدی او دو کتاب دو زبانه به نامهای «برفِ مانده» (Old Snow, 1991) و «قالبهای دور» (Forms of Distance, 1994) هستند. او داستانهای کوتاهی نیز نوشت که بسیاری از آنها در کتاب «موجها» (Bo dong, 1985) گردآوری شدهاند.