دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

بِکِت، سمیوئل

Beckett \'bek-әt\
نویسنده
سمیوئل (بارکلِی) (ت. 13 آوریل 1906، فاکس‏راک، کانتی دابلین، ایرلند- و. 22 دسامبر 1989، پاریس، فرانسه) نویسنده، منتقد، و نمایش‏نامه‌نویسی که در 1969 برنده جایزه ادبی نوبل شد. او به زبان‏های فرانسوی و انگلیسی می‌نوشت و شاید بیشتر به‌خاطر توجهش به موضوعات اساسی وضعیت بشر- حیات و ارتباط- معروف است.
بکت از کالج ترینیتیِ دابلین (لیسانس علوم انسانی، 1927) فارغ‌التحصیل شد و در 1928 در دانشسرای عالی پاریس دانشیار شد؛ آنجا با جیمز جویس آشنا شد و به گروه وی پیوست. آثار منتشر‌شده وی در این دوره مجموعه داستان کوتاه «بیشتر نیش تا لگد» (More Prciks Than Kicks, 1934 رمان «مورفی» (Murphy, 1938) و دو کتاب شعر با نام‏های «هوروسکوپ» (Whoroscope, 1939) و «استخوان‏های پژواک» (Echo's Bones, 1935) هستند. بکت در 1937 به‌طور دائم ساکن پاریس شد. در 1941 او به گروه مقاومت زیرزمینی پیوست و در 1942 به اختفا رفت و سرانجام به منطقة اشغال‌نشده فرانسه رفت. او در 1945 به پاریس بازگشت.
طی سال‌های اختفا، بکت رمان «وات» (Watt, 1953) را کامل کرد. بین سال‌های 1946 و 1949، مهم سه‌گانه روایی منثور مهمی شامل «مولوی» (Molloy, 1951 «مالون می‌میرد» (Malone meurt, 1951) و «نام‏ناپذیر» (L'Innommable, 1953)؛ نمایش «در انتظار گودو» (En attendant Godot, 1952) و نمایش منتشر‌ و اجرا نشده «الوتریا» (Eleutheria) در سه پرده؛ و تعدادی داستان نوشت.
آثار بکت پر از کنایه ‌(تلمیح)های ادبی، فلسفی و الهیاتی است‌ که نشان‌دهندة وسعت دامنه علم اوست. اگرچه او عمدتاً، از نهایت ابهام و یأس حیات بشری نوشت، اما اساساً نویسنده‌ای کمیک بود و با تلقی و استنباطش از انسان‌ها در جایگاه موجوداتی خودخواه و بی‌توجه، با جاه‌طلبی‌ها و بلندپروازی‌های فریبنده و غیرواقعی و آرزوهای بیهوده و عبث، خواننده را به خنده وا می‌داشت. او غالباً شخصیت‌ها را در موقعیت‌های سخت و طاقت‌فرسا قرار می‌داد که به او این امکان را می‌داد که جوهر و ذات فوق‌العاده بشری را بررسی و مطالعه کند.
بسیاری از نمایش‏نامه‌های بکت- شامل «آخر بازی» (Fin de Partie, 1957)، «آخرین نوار کراپ» (Krapp's Last Tape, 1959) و «چه روزهای خوشی» (Happy Days, 1961)- با شخصیت‌های کم و کمترین صحنه‌ها در سطحی نزدیک به انتزاع کامل، جای می‌گیرند. آخرین آثارش نیز به تراکم و ایجاز، تلاش برای اینکه نوشته‌اش تنها دربردارندة ضروریات باشد، گرایش دارند. «آمدن و رفتن» (Come and Go, 1967)، نمایش‏نامه‌ای کوتاه یا «درام کوتاه» (dramaticule)، نامی که او به‏کار می‌برد، فقط 121 کلمه دارد. قطعة نثر «کمتر بودن» (Lessness) متشکل از 60 جمله است که هریک دو بار تکرار می‌شوند. مجموعه‌های «نمایش‌های بدون کلام» (Acts Without Words) دقیقاً چیزی است که عنوان بر آن دلالت می‌کند و یکی از آخرین نمایش‌های وی «راکبی» (Rockaby) فقط 15 دقیقه طول می‌کشد.