زندگینامهای که خود شخص آن را روایت میکند. زندگینامههای خودنگاشت میتوانند قالبهای گوناگونی داشته باشند؛ از نوشتههای خصوصی در طول زندگی که لزوماً برای چاپ درنظر گرفته نشدهاند (شامل نامهها، دفتر خاطرات، یادداشتهای روزانه، گزارش علمی، و خاطرات گذشته) تا زندگینامههای خودنگاشت رسمی. فقط نمونههای پراکنده و اندکی از این نوع ادبی در دوران باستان و قرون وسطی در دست است. بهطور کلی، نگارش زندگینامة خودنگاشت در قرن پانزدهم، در دورة نوزایی آغاز شد. زنی به نام مارجری کمپ، اولین نمونههای زندگینامة خودنگاشت را در انگلیس به نگارش درآورد. تقریباً چهار نوع متفاوت از زندگینامة خودنگاشت وجود دارد: موضوعی، مذهبی، روشنفکرانه، و داستانی. گروه اول شامل آثاری با چنین اهداف متنوعی همچون «امریکایی شدن ادوارد بوک» (The Americanization of Edward Bok, 1920) و «نبرد من» (Mein Kampf, 1925, 1927) اثر آدولف هیتلر. زندگینامة خودنگاشت مذهبی شمار زیادی از آثار بزرگ را از «اعترافات» (The Confessions) سنت اگستین در قرون وسطی تا فصلهای مربوط به زندگینامة خودنگاشت «سارتور رسارتوس» (Sartor Resartus) تامس کارلایل و «دفاعیه» (Apologia) خوشساختِ کاردینال جان نیومن در قرن نوزدهم را به خود اختصاص میدهد. در همان قرن و اوایل قرن بیستم، خلق چندین زندگینامة خودنگاشت روشنفکرانه دیده شد؛ از آن جمله است «زندگینامة خودنگاشتِ» (Autobiography) بهشدت تحلیلی جان اس میل فیلسوف و «تعالیم هنری ادمز»(The Education of Henry Adams). سرانجام، زندگینامة خودنگاشت است که تا حدودی شبیه رمان در قالب زندگینامه است که اندکی دستمایة داستانی دارد و تبدیل به رمان شده است. این دسته شامل آثاری نظیر «راه و رسم بنیآدم» (The Way of All Flesh, 1903) اثر سمیوئل باتلر؛ «چهرة هنرمند در جوانی» (A Portrait of the Artist as a Young Man, 1916) اثر جمیز جویس؛ «آخرین تن از فرقه پاکدینان» (The Last Puritan, 1935) اثر جورج سانتایانا؛ و رمانهایی از تامس وولف.