جین (ت. 16 دسامبر 1775، استیونتن، ایالت همشر، انگلستان- و. 18 جولای 1817، وینچستر، همشر) نویسندة انگلیسی که از رهگذر برداشتش از مردمان عادی در زندگی روزمره، برای اولینبار به رمان مشخصة جدیدش را عرضه داشت. اوستن دختر یک کشیش، دومین دختر و هفتمین فرزند خانوادهای هشتنفری بود. نزدیکترین همدم او خواهر بزرگترش، کاساندرا، بود. این دو خواهر فقط پنج سال آموزش رسمی داشتند، بعد از آن آموزش آنها در خانه ادامه یافت. جمع خانوادگی بامحبت و سرزنده و شبکه وسیع دوستان و بستگان، زمینة هیجانبخشی را برای نوشتههایش فراهم آورد. او در رمانهایش مالکان و روحانیونی از طبقه بالای کشور را به تصویر میکشید. اولین نوشتههایش متعلق به سال 1787 است. نمایشنامهها، اشعار، رمانهای کوتاه و نوشتههایی که عموماً طنزآمیزند و نیز داستانهای عاطفی از جملة این آثارند. حدود 1793-1794 اثر جدیترش را با عنوان «خانم سوزان» (Lady Susan) به رشتة تحریر درآورد؛ رمانی کوتاه در قالب نامهنگاری که تصویر زنی بود که در کنکاشهای ذهن و شخصیت توانمندش تا سرحد شکست اجتماعی پیش میرود. در 1801، پدر اوستن با همسر و دخترانش، برای اقامت به شهر بات رفتند و خانوادة او مدت هشت سال، زندگی در خانههای موقت و دیدار با بستگان در شهرهای بات، لندن، کلیفتون، واریکشر و نهایتاً ساوتمپتون را تجربه کردند؛ آنها پس از مرگ پدر در سال 1805 تا 1809 در ساوتمپتون اقامت گزیدند. هرچند نسخه خطی رمان «سوزان» (نورثنگر اَبی) (Northanger Abbey) در 1803 به ناشری به نام ریچارد کراسبی فروخته شد، ولی انتشار نیافت. در 1804، اوستن رمان «خانوادة واتسون» (Watsons) را شروع کرد، اما خیلی زود از آن دست کشید. سرانجام، در 1809، اوستن با مادر و خواهرش برای اقامت در یک خانة بزرگ روستایی به دهکدة چاوتون رفت. با تکیه برتوان تازهای که در آنجا یافت، دو کتاب «حس و حساسیت»(Sense and Sensibility)و «غرور و تعصب»(Pride and Prejudice) را برای چاپ آماده کرد.حس و حساسیت در نوامبر1811 بدون نام چاپ و دربارة آن نقدهای خوبی نوشته شد. غرور و تعصب در ژانویه 1813 و «منسفیلد پارک»(Mansfield Park) در 1814 چاپ شدند. از آن به بعد اوستن نویسندهای شناختهشده و پرخواننده بهحساب میآمد. بین ژانویه 1814 تا مارس 1815 «اما»(Emma)را نوشت، که در دسامبر 1815 منتشر شد. «عقیده»(Persuasion) در فاصلة آگوست 1815 تا آگوست 1816 نوشته شد و با«نورثنگر ابی»(Northanger Abbey)در دسامبر 1817، پس از مرگ نویسنده، چاپ شد که پس از مرگ اوستن، برادرش هنری نام نویسنده را علنی کرد. در ژانویه 1817، اوستن کتابی را شروع کرد که آخرین اثر او بود: «ساندیتون» (Sanditon) که در 18 مارس آن را کنار گذاشت. این اثر با شتاب نوشته شد چرا که سلامت او از اوایل 1816 روبه تحلیل رفت. اوستن تصور میکرد که به صفرا مبتلا است، اما علائم نشاندهندة ابتلای او به بیماری ادیسن بودند. در شش رمان منتشر شدة او بین سالهای 1817 – 1811، اوستن قابلیتهای ادبیات «بومی» را آشکار کرد. تمرکز بر شخصیتهای داستان و منش و خصوصیات ویژه هریک و نیز کشمکشهای شخصیتهای زن داستانهایش در رویاروی با جامعه، آثار او را بیشتر به دنیای جدید پیوند میدهد تا دنیای سنتی قرن هجدهم. این نوگرایی همراه با شوخطبعی، واقعگرایی و جاودانگی سبک او در نثر توجیهکنندة جاذبة همیشگی رمانهای اوست.