(تلفظ روسی آن، آنّه)، رمانی نوشته لئو تولستوی، که بین سالهای 1875 و 1877 بهصورت بخشبخش منتشر شد و یکی از آثار شاخص ادبیات جهان محسوب میشود. روایت این رمان پیرامون رابطه نامشروع آنا، همسر آلیکسی کارنین، و کنت وِرُنسکی، جوانی مجرد، دور میزند. کشف این رابطه نامشروع از سوی کارنین، فقط نگرانی او را برای وجهه عمومی خودش برمیانگیزد. آنا قول میدهد بهخاطر شوهرش و آن پسر جوان رازداری کند، امّا سرانجام از وِرُنسکی حامله میشود. بعد از تولد بچه، آنا و بچه، همراه ورنسکی ابتدا به ایتالیا و بعد به املاکش در روسیه میروند. آنا در این زمان برای دیدن بچه بزرگترش سفرهای مخفیانهای انجام میدهد و نسبت به ورنسکی دید بدی پیدا میکند و سرانجام او را خیانتپیشه مییابد. در کمال ناامیدی به ایستگاه قطار میرود، بلیت میخرد و بعد بیاختیار خود را جلوی قطارِ در حال حرکت میاندازد. یک داستان عاشقانه موازی، شامل رابطه عاشقانه و ازدواج کیتی و لِوین، نقطه مقابل این تراژدی است و بهنظر میرسد تجربة زناشویی خود تولستوی را منعکس میکند. درباره سرنوشت تراژیکی که بر عشق غیراخلاقی آنا و ورنسکی سایه افکنده، یک حتمیت وجود دارد. «من حق انتقام گرفتن را برای خود محفوظ داشتهام» ترجیعبند این داستان است. آنا بهدلیل نادیده انگاشتن اصول اخلاقی، تاوان زیادی پس نمیدهد، اما او از رعایت قواعدی اخلاقی سر باز میزند که عرفاً در روابط نامشروعی از این دست که از سوی جامعه ریاکاری که به آن تعلق دارد مطالبه میشود.