غزلوارهای الیزابتی از مجموعه 108 غزل، همراه با یازده ترانه، اثر سر فیلیپ سیدنی، که در 1582 سروده و پس از مرگ او در 1591 منتشر شد. این اثر، اغلب بهمثابه بهترین نمونه کلیات غزلواره الیزابتی، پس از غزلوارههای ویلیام شکسپیر بهحساب میآید. این کلیات توصیفگر داستان استلا («ستاره») معشوقه استروفل («عاشق ستاره» یا «معشوق ستاره»، بازیای بر روی نام سیدنی) است، که عاشق شعر است و به همین میزان استروفل نیز عاشق اوست. او احساسات پرشورش برای استلا را، کشمکشهایش را با عواطف متضادش، و تصمیم نهاییاش را برای کنار گذاشتن عشق خود به منظور گذران زندگی در خدمت به مردم بیان میکند. با مراعات قراردادهای شعری معاصر، سیدنی در باب موضوع عقل و احساس، شعر و اراده بحث میکند. انتشار کتاب استروفل و استلا گرایشی برای توالی غزلواره بهوجود آورد و در میان شاعران انگلیسی، کسی که به این نکته واکنش نشان داد «ادموند اسپنسر بود؛ کسی که خود نیز مرثیهای با نام «استروفل» را پس از مرگ دوستش سیدنی در 1586 سرود.