[یونانی قرون وسطا آن anachronismós، از واژه یونانی aná به معنی عقب + chrónos به معنی زمان] نادیده گرفتن یا تحریف عمدی و غیرعمدی در ترتیب وقوع حوادث. غالباً در آثار تخیلی، که مبنای تاریخی دارند، یافت میشود که در آن جزئیات از دوره بعدی تاریخ (آینده) قرض گرفته شده است؛ برای مثال کاربرد ساعت در «جولیوس سزار»(Julius Caesar) اثر ویلیام شکسپیر. نابهنجاری تاریخی در ادبیات اولیه فراوان بود. با گسترش واقعگرایی نوین، پیشرفت تحقیقات باستانشناسی و رویکرد علمی نسبت به تاریخ، نابهنجاری ناخودآگاه تاریخی نوعی توهین تلقی شد. از سوی دیگر نویسنده ممکن است عمداً از نابهنجاری تاریخی استفاده کند تا به هجو، هزل و یا نتایج مطلوب دیگر دست یابد. چنین استفاده عمدی بهطور مؤثر تضاد میان گذشته و حال را نشان میدهد. بنابراین مارک توئین در رمان هزل خود با عنوان «یانکی اهل کانتیکات در دربار شاه آرتور» (A Connecticut Yankee in King Arthur’s Court) از نابهنجاری تاریخی استفاده میکند تا هوش و نبوغ امریکایی ساده و بیتکلف را با خرافهپرستی پادشاهی جنگطلب مقایسه کند.