رمانی نوشته جرج الیوت، که در 1859 در سه جلد منتشر شد. عنوان اثر از شخصیت اصلی داستان گرفته شده که نجار است و عاشق زنی میشود که از مرد دیگری باردار شده است. گرچه بید تلاش میکند به وی کمک نماید، اما سرانجام او را از دست میدهد و با دینا ماریس، که یک مبلّغ متدیست است، به خوشبختی دست مییابد. ادم بیداولین رمان بلند الیوت بود. واقعگرایی استادانه این اثر- که بهعنوان مثال در بهکارگیری لهجه داربیشر آشکار است- همان روح ظرافت مبتنیبر حقیقت و پرداختن به جزئیات را به ادبیات داستانی انگلیس بخشید که جان راسکین در دوران پیش از رافائل توصیه میکرد. اما آنچه در این اثر داستانی بدیع بهنظر میرسید ترکیب همدردی عمیق انسانی و قضاوتهای خشک اخلاقی بود