(ت. 18 ژانویه 1911، آنداهوآیلاس، پرو- و. 28 نوامبر 1969، لیما) رماننویس، نویسنده داستان کوتاه و قومشناس پروئی که آثارش تضادها و تنشهای میان فرهنگهای سفیدپوستان و سرخپوستان را مطرح میکند. آرگداس پسر قاضی دورهگرد سفیدپوست و سرخپوستی از اهالی کچوآ بود. گرچه در سه سالگی مادرش را از دست داد، امّا قبل از یادگیری زبان اسپانیایی، زبان کچوایی را آموخت. در جوانی موسیقی و سنتهای کچوایی را مطالعه کرد و فرهنگ غالب اسپانیایی را فرا گرفت. وارد دانشگاه سان مارکوس در لیما شد، در اداره پست کار کرد و در دانشگاه ملی در سیکوآنی به تدریس پرداخت. پس از بهدست آوردن چند منصب اداری، در 1959 به تدریس فرهنگهای منطقهای پرو در دانشگاه سان مارکوس همت گماشت؛ او همچنین در کسوت مدیر خانه فرهنگ (64-1963) و بعدها مدیر موزة ملی تاریخ (69-1964) فعالیت کرد. «آب» (Agua, 1935) مجموعة سه داستان است که در آنها، خشونت و بیعدالتی دنیای سفیدپوستان را با زندگی مسالمتآمیز و منظم سرخپوستان استثمارشده امّا بیاختیار مورد مقایسه قرار میدهد. «جشن خون» (Yawar fiesta, 1941) به تفصیل تشریفات مراسم گاوبازی بدوی را، که نماد مبارزه اجتماعی سرخپوستان در برابر ارزشهای اسپانیایی است، مورد بررسی قرار میدهد. شاهکار آرگداس رمان حسبحالگونة «رودهای عمیق» (Los ríos profundos, 1985) است. آثار بعدی او رمان «ششمین نفر» (El sexton, 1961)،«همة نژادها» (Todas las sangres, 1964)، و رمان ناتمام «روباهی از بالا و روباهی از پایین» (El zorro de arriba y el zorro de abajo, 1971)، که نوشتن آن بنا به تجویز روانشناس او صورت گرفت، هستند. آرگداس در این اثر، بهگونهای نظاممند و پرشور، اتفاقات منجر به روز آخر زندگیاش را - او در کلاس درسی متروک در لیما خودکشی میکند-مورد بحث قرار میدهد.