کنچا (ت. 24 می 1922، والنسیا، اسپانیا) نویسنده نئوریالیست اسپانیایی که شهرت وی عمدتاً بهسبب نگارش آثار غالباً اگزیستانسیالیستی است که بیعدالتی اجتماعی، بهویژه قربانی شدن زنان با حمایت نهادهای اجتماعی را مورد نقد قرار میدهد. او و خانوادهاش به هنگام جنگ داخلی اسپانیا به مورسیا گریختند. وی در پالما در مایورکا بهعنوان معلم فارغالتحصیل شد و به مدت ده سال در مدارس روستاهای مایورکا به تدریس پرداخت. پس از سکونت در بارسلونا در 1960، حرفه نویسندگی را آغاز کرد. او در 1964 هنگامی که به سومین رمانش، «آتشبازی» (Las hogueras)، جایزهای ادبی تعلق گرفت، به شهرت ملی رسید. «کوتولهها»(Los enanos, 1962)، که فضای آپارتمان مبله کرایهای را با شخصیتهایش از همه نوع به تصویر میکشد؛ «صد پرنده» (Los cien pájaros, 1963)، در مورد زن جوانی که با طرد اصول اخلاقی سنتی اسپانیایی زندگی مستقلی را برمیگزیند؛ و «اسب قرمز»(El caballo rojo, 1966)، شرحی شبهخودنگاشت از تجربه خانواده این نویسنده، در مقام پناهنده در طول جنگ داخلی اسپانیا، از دیگر آثار آلوس هستند. «پادشاه گربهها؛ داستانهای آدمخواری»(El rey de gatos Narraciones antropófagas, 1972) یک مجموعه داستان کوتاه است. داستانهای بعدی او «الکترا سخن میگوید»(Os habla Electra, 1975)، «تصور میکنم ارگئو مرده باشد» (Argeo ha muerto, supongo, 1982)،و «قاتل رویاها»(El asesino de los sueños, 1986) از جمله رمانهای بعدی اوست.