کانرَد پاتر (ت. 5 آگوست 1889، ساوَنا، جورجیا، ایالات متحده امریکا - و. 17 آگوست 1973، ساونا) شاعر، نویسنده داستان کوتاه، رماننویس و منتقدی که آثارش با تأثیر از نظریه روانکاوی اخیر به میزان زیادی، نیاز بشر به خودآگاهی را مورد مطالعه قرار میدهند. او خود در دوران کودکی بعد از مشاهده اجساد والدینش لطمه روحی شدیدی را تجربه کرد، زیرا پدرش بعد از به قتل رساندن مادرش، دست به خودکشی زده بود. ایکن در مدرسههای خصوصی و سپس در هاروارد تحصیل کرد و در آنجا دوست و همدوره تی. اس. الیوت (که شعرش وی را متأثر ساخت) بود. او تقریباً به شکل مساوی هم در انگلستان و هم ایالات متحده زندگی کرد تا اینکه در نهایت در 1947 در مساچوستس ساکن شد. نقش وی در شناساندن شاعران امریکایی به مردم بریتانیا شایان توجه بود. ایکن، پس از سرودن سه مجموعه شعر در فاصله بین سالهای 1915 تا 1920 و در تلاش برای نگارش شعری که در تواناییِ بیان چندین سطح معنایی بهطور همزمان به موسیقی شباهت داشته باشد، پنج سمفونی را به نگارش درآورد. پس از آن، نوبت به نگارش اشعار روایی، اشعار غنایی و تأملات رسید. او پس از جنگ جهانی دوم به قالب موسیقیایی بازگشت، اما اینبار با این تفاوت که سرودههایش کیفیت فلسفی و روانشناختی بیشتری داشتند. بهترین اشعار او در کتاب «مجموعه اشعار» (Collected Poems, 1953) گنجانده شدند که دربرگیرنده توالی شعری تحت عنوان «مقدماتی بر تعریف» (Preludes to Definition) است که از نظر برخی منتقدان شاهکار شعری او بهشمار میآید. این مجموعه همچنین «ترانههای صبحگاهی سنلین» (Morning Song of Senlin) را دربر میگیرد که مکرراً در گلچینهای ادبی گنجانده شده است. بیشتر داستانهای او در فاصله دهه 1920-1930 به نگارش درآمدند. عموماً داستانهای کوتاه او در این دوره موفقتر از رمانهایش بودند که از آن جمله میتوان «مهتاب عجیب» از کتاب «بیاور! بیاور!» (Bring! Bring!, 1925)؛ و «برف ساکت، برف مرموز» و «آقای آرکولاریس» از کتاب «از میان مردم گمشده» (Among the Lost People, 1934) را نام برد. «داستانهای کوتاه کانرد ایکن»(The Short Stories of Conrad Aiken) در1950 و زندگینامه خودنگاشت او با عنوان «یوشانت» (Ushant) در 1952 به چاپ رسید.