میخائیل (میخایلویچ) (ت. 5 نوامبر [17 نوامبر، سبک جدید] 1895، اورال، روسیه- و. 7 مارس 1975، مسکو)نظریهپرداز ادبی و استاد فلسفة زبان که نظریات فراوان او بر تفکر و اندیشة غربی در تاریخ فرهنگ، زبانشناسی، نظریههای ادبی و زیباییشناسی تأثیر گذاشته است. بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه سنپترزبورگ در 1918، مدتی در همانجا تدریس کرد و سپس به ویتیپسک [اکنون ویتسِبسک، بلاروس] منتقل شد و شروع به نوشتن و انتشار نظریههای ادبی خود کرد. بهعلت سانسور در زمان استالین، وی اغلب آثار خود را به نام دوستانش منتشر میکرد؛ نخستین آثار وی عبارتانداز: «روش فرمالیسم در مکتب ادبی» (Formalny metod v literaturovedeni)، که حملهای بر نگاه فرمالیستها به تاریخ بود؛ «مکتب فروید» (Freydizm)، و «مارکسیسم و فلسفة زبان» (Marksizm i filosofiya yazyka, 1929). بهرغم احتیاط باختین، وی در 1929 بازداشت و به قزاقستان تبعید شد. از 1945 تا 1961 وی در دانشکدة علوم تربیتی ماردوا تدریس میکرد. باختین بیشتر با اثری در مورد فیودر داستایفسکی، نویسندة روسی، مشهور شده که عنوان آن «مسائل بوطیقای داستایفسکی» (Problemy tvorchestva, Dostoyevskogo) است که وی آن را پیش از بازداشتش به نام خود منتشر کرده است. وی عقاید خود را در رابطة متقابل بین معنی و متن که شامل نویسنده، اثر و خواننده است، بیان کرده و از نظر وی هر یک از آنها بهطور مداوم بر سایر موارد تأثیرگذارند و همگی تحت تأثیر نیروهای اجتماعی و سیاسی قرار دارند. به علاوة اینکه نظریة چندصدایی یا «گفتوگوگرایی» وی در کتاب «تخیل گفتوگویی» (Loprosy literatury i estetiki, 1975) عرضه شد. او این نظریه را بدینگونه بیان میکند که زبان بسط پویایی دارد و متأثر از فرهنگی است که آن را ایجاد کرده است؛ همانگونه که زبان نیز در شکلدهی آن فرهنگ نقش دارد.