زیباییشناسی، جنبش هنری اواخر قرن نوزدهم اروپا که اصولاً بیان میکرد هنر فقط بهسبب زیباییاش وجود دارد. آغاز این جنبش واکنشی بود به نگرشهای اجتماعی سوداگرایانه و به آنچه بدترکیبی و هنرگریزی رایج در عصر صنعت تلقی میشد. بنای فلسفی آن برمیگردد به وقتی که ایمانوئل کانت در قرن هجدهم فرضیه استقلال معیارهای زیباشناختی و جدایی آنها از جوانب اخلاقی، سودمندی و یا لذت را ارائه کرد. این عقیده را در آلمان ی. و. فون گوته، ی. ل. تیک و دیگران و در انگلستان سمیوئل تیلر کولریج و تامس کارلایل تقویت کردند. بهعلاوه اینکه مادام دُ استال، تئوفیل گوتیه و ویکتور کوزن فیلسوف، که عبارت «هنر برای هنر» (l’art pour l’arte) را در 1818 رایج کرد، در فرانسه به آن عمومیت بخشیدند. هنرمندان مکتب برادری پیش- رافائلی از 1848 این مکتب را در انگلستان گسترش دادند و این موضوع قبل از آن بود که دانته گابرییل روسّتّی، ادوارد برن - جونز، و الجرنن چارلز سوئینبرن در آثار خود نمونههای زیباییشناسی به منظور بیان دلتنگی خود در خصوص زیبایی آرمانی متجلیشده در دیدگاههای جنبش فوق در افکار آگاهانه قرون وسطایی استفاده کنند. در نوشتههای اسکار وایلد و والتر پاتر، و همینطور در تصاویری که اوبری بیردزلی برای نشریه The Yellow Book کشیده بود منعکس شدند. از جمله منتقدان همعصر مکتب زیباییشناسی، ویلیام ماریس و جان راسکین و در روسیه لئو تولستوی بودند که ارزش هنر جدا شده از اخلاق را مورد سؤال قرار میدادند. این جنبش با جنبش نمادگرایی در فرانسه قرابت خاصی داشت و زمینهای برای ظهور هنر نوین شد. نیز نکDECADENT, SYMBOLIST MOVEMENT