«افسانه آهنگین» (chantefable) فرانسوی در اوایل قرن سیزدهم (داستانی به نظم که بخش نظم آن با آواز و بخش نثر آن با دکلمه اجرا میشود) که در نسخهای خطی در کتابخانه ملی فرانسه نگهداری میگردد. اوکاسنه، «که همة ویژگیهای خوب انسانی را در خود دارد»، پسر کنت بوکر است که عاشق نیکوله، یک اسیر شرقیون، میشود که بعداً مسیحی شد. دو عاشق زندانی میشوند، اما تصمیم به فرار میگیرند و پس از فرازونشیبهای بسیاری (از جمله فرار، دستگیری و گرفتاری در کشتی توفانزده) میتوانند با یکدیگر ازدواج کنند. این موضوع همچنین در داستان عشقی دیگری باعنوان«گلهای بلانشفلور»(Floire Et Blancheflor) نیز مشاهده میشود و گفته میشود که اوکاسنه و نیکوله نیز مثل این اثر، خصوصیات و ویژگیهای آثار ادبی مناطق شمال افریقا و منابع یونانی- بیزانسی را در خود دارد. این امکان وجود دارد نویسنده این افسانة آهنگین، نقّالی حرفهای از منطقه شمال شرقی فرانسه بوده باشد، که اثر با لهجة محلی همان نقال نوشته شده است. نویسنده با توصیف تدبیر و کاردانی کامل نیکوله هم حماسه و هم رمانس را به سخره میگیرد درحالیکه اوکاسنه تنها عاشقی دلسوخته، فاقد هرگونه خلاقیت، فرزندی ناسپاس برای پدر و مادر خویش است و باید به او رشوه داده شود تا وظایفش را در قامت شوالیه انجام دهد و از میراث خود با پریشانی خیال، تا زمان مرگش دفاع کند. او همچنین ترجیح میدهد با نیکوله و جمع شادی از گناهکاران به جهنم برود تا اینکه همراه با کشیشان و افراد بیدستوپا به بهشت برود. این اثر به میزان کافی اهمیت داشت که در یک دزدی ادبی در «کلارس و فلوران» (Clarisse et Florent)، ادامة آوازهای نمایشی هون دو بوردو در قرن سیزدهم، مورد استفاده قرار گیرد.