ویلیبالت، اسم مستعارِ گئورگ ویلهلم هاینریش هرینگ (ت. 29 ژوئن 1798، برسلاو، سیلسیا، پروسیا [در حال حاضر وروتسلاف، لهستان]- و. 16 دسامبر 1871، آرنشتات، آلمان) نویسنده و منتقد آلمانی که شهرت وی عمدتاً بهسبب نگارش رمانهای تاریخی مربوط به برندنبرگ و پروسیا است. الکسیس در برلین پرورش یافت. در برلین و برسلاو حقوق خواند، اما پس از موفقیت شوخی ادبیاش به نام «والادمور» (Walladmor, 1824) برای پرداختن به نویسندگی، کار در حوزه حقوق را ترک کرد. این اثر تقلیدی فکاهی از آثار سر والتر اسکات بود که با عنوان «ترجمه آزاد از انگلیسی والتر اسکات» (Freely Translated from the English of Walter Scott) به چاپ رسید. این شوخی ادبی، که به شهرت ادبی الکسیس لطمه زد، در رمان جاهطلبانهتر و مبتکرانهتر «قلعه آوالون»(Schloss Avalon, 1827) تکرار شد. او سفرهای زیادی به اروپا داشت و تجربیاتش را در سفرنامههایش از جمله «سفر پائیزی به اسکاندیناویا» (Herbstreise durch Skandinavien, 1828) شرح داد. الکسیس با نگارش «کابانیس» (Cabanis, 1832)، که داستانی درباره عصر فریدریک بزرگ بود، کار نوشتن یک دوره از رمانها را آغاز کرد که هدفشان روشن ساختن دورههای فراموششده، اما حائز اهمیت در تاریخ پروسیا بود. با وجود این، لحن نوشتههای او ثابت نیست؛ متونِ حاوی توصیفات واقعگرایانه تأثیرگذار در کنار متون دیگری قرار میگیرند که در آنها عرفان رمانتیک غالب است. داستانها، اشعار، و نمایشهای او به میزان زیادی برگرفته از آثار نویسندگان پیشین هستند. او از 1842 تا 1860 تقریباً بهتنهایی مجموعه قابل توجهی از دادخواهیهای مشهور «پیتاوال جدید» (Der neue Pitaval) را به نگارش درآورد.