اُنوره دو، نام اصلیاش اُنوره بالسا (ت. 20 می 1799، تور، فرانسه- و. 18 آگوست 1850، پاریس) نویسنده فرانسوی که مجموعه وسیعی از رمان و داستان کوتاه خلق کرد که بهطور جمعی «کمدی انسانی» (La Comédie humaine) نامیده شده است. اغلب او را خالق رئالیسم در رمان و یکی از بزرگترین نویسندگان همۀ دورانها میدانند. بالزاک در واندوم و پاریس به مدرسه رفت و سپس در حدود شانزده سالگی به مدت سه سال بهعنوان منشی وکیل کار کرد. طی این مدت، در زمینۀ ادبی فعالیت کرد و چندین نمایشنامۀ نه چندان موفق و مجموعۀ متنوعی از رمانـ گوتیک، طنز، تاریخیـ با نامهای مستعار نوشت. وقتی این کارها موفق نشدند، او به فعالیت تجاری پرداخت که وی را به ورشکستگی کشاند و قرض هنگفتی برایش باقی گذارد. از این زمان به بعد، قرضهای او رو به افزایش بود و اغلب بهطور مداوم سخت کار میکرد. «شوانها» (Les Chouans)، اولین رمانی که با نام خودش منتشر کرد، و «فیزیولوژی ازدواج» (La Physiologie du mariage)، که هجوی در مورد خیانت زنان به شوهران بود، در 1829 منتشر شدند. این دو اثر بالزاک را به اوج موفقیت رساند و شش داستان «صحنههایی از زندگی خصوصی» (Scènes de la vie privée, 1830) موجب افزایش شهرت وی شد. از این پس، بالزاک بیشتر وقتش را در پاریس و رفتن به تعدادی از سالنهای مشهور میگذراند. او حرص شهرت، ثروت و عشق را داشت، امّا بیش از همه به نبوغ و خلاقیت خود آگاهی داشت و این نبوغ را در دورههای کاری قابل توجهـ اختصاص 14 تا 16 ساعت به نوشتنـ دنبال میکرد. از 1832 تا 1835 بیش از بیست اثر خلق کرد که از آن جمله میتوان به رمانهای «پزشک دهکده» (Le Médecin de campagne, 1833)؛ «اوژنی گرانده» (Eugénie Grandet, 1833)؛ «گودیسار نامدار» (L’Illustre Gaudissart, 1833)؛ و «بابا گوریو» (Le Père Goriot, 1835)، که یکی از شاهکارهای او است، اشاره کرد. او بین 1836 تا 1839 «قفسه عتیقهها» (Le Cabinet des antiques, 1839)؛ دو بخش اول از شاهکار دیگرش «خیالات گمشده» (Illusions perdues, 1837-43)؛ «سزار بیروتو» (César Birotteau, 1837)؛ و «تجارتخانه نوسنژان» (La Maison Nucingen, 1838) را نوشت. بین 1832 تا 1837 او همچنین به تقلید از رابله سه مجموعه با نام «قصههای مضحک» (Contes drolatiques) منتشر کرد. بالزاک در همۀ آثار متنوع خود در جایگاه مشاهدهگری عالی و موّرخ جامعه معاصر فرانسه ظاهر میشد. در 1834، او طرح بزرگ خود برای گردآوردن رمانهای پراکنده خودش تحت یک عنوان کلی را کامل کرد؛ بهطوریکه تصویر کاملی از جامعه معاصر فرانسه را در مجموعهای از آثار متنوع، امّا منسجم و یکپارچه شامل میشد و تا 1840، به تقلید از دانته عنوان کمدی انسانی را برای کل آثار منتشر شده خود پیدا کرد، که در نهایت بالغ بر 90 رمان و داستان بلند شد. بالزاک آثار چشمگیری را در اوایل و اواسط دهۀ1840 خلق کرد. این آثار شاهکارهایی همچون «روابط مخفیانه» (Une Ténébreuse Affaire, 1841)؛ «گوسفند سیاه» (La Rabouilleuse, 1841-1842)؛ «اُرسل میروئه» (Ursule Mirouët, 1841)؛ و یکی از مهمترین آثارش «شکوه و فلاکتهای روسپیهای درباری» (Splendeurs et misères des courtisanes, 1843-47) را شامل میشد. دو شاهکار آخر بالزاک «دخترعمو بت» (La Cousine Bette, 1846) و «پسرعمو پونس» (Le Cousin Pons) بودند.