رمانی نوشته یوریس کارل هویسمانس، که در 1884 با نام À reboursدر فرانسه منتشر شد. این رمان با عنوان «ضد طبیعت» (Against Nature) نیز ترجمه شده است. موضوع و سبک اثر، انحطاط فرهنگ نخبگان فرانسه را در اواخر قرن نوزدهم نشان میدهد. دِز اِسینتس، قهرمان داستان، علائم تضعیفکننده بیماری خستگی اعصاب را که یک اختلال روانتنی رایج در آن زمان بوده، به نمایش میگذارد. شرایط، باعث دوری موقت او از پاریس و بازگشتش به املاک روستایی در فونتنه میشود؛ جایی که او رمان «جدال با طبیعت» را مینویسد. دز اسینتسِ منزوی در ناز و نعمت، دستورالعمل لذتپرستی بینظیری را تدارک میبیند. زیادهروی فقط ناخوشی او را تشدید میکند تا جایی که پزشکش را وا میدارد بازگشت او به پاریس را تجویز کند. داستان در آنجا با توسل و درخواست ترحم قهرمان از خدایی که او اندکی به آن ایمان دارد، پایان مییابد. اگرچه نویسنده، رمان را برای گروه خاصی از خوانندگان نوشته است، اما اثر بهعنوان مرجعی در زیباییشناسی اواخر قرن fin-de- siècle)) شناخته میشود.