اَمیری، ایمامو اَمیری باراکا نیز نامیده میشود، نام اصلی او (تا 1968) (اِوِرت) لروی جونز (ت. 17 اکتبر 1934، نیوئرک، نیوجرسی، ایالات متحده امریکا) بازیگر، شاعر، رماننویس و مقالهنویسی که در تأیید و حمایت از احساسات مختلف و خشم سیاهپوستان افریقایی- امریکایی قلم میزد و زندگی آنها را ستایش میکرد وی دانشآموختة دانشگاه هوئرد بود و در 1961 نخستین مجموعة شعر خود را با عنوان «پیشگفتاری بر بیست جلد یادداشت خودکشی» (Preface to a Twenty Volume Suicide Note) منتشر کرد. بعد از آن آثار دیگری از او با عنوان «سخنران مرده» (The Dead Lecturer, 1964)، «هنر سیاه» (Black Art, 1966) و «افسون سیاه» (Black Magic, 1969) انتشار یافت. آثار بعدی او «نوبت ملّت است» (It's Nation Time, 1970)، «ارتباط روحی» (Spirit Reach, 1972)، «دلایل متقن» (Hard Facts, 1977)، «ردّ پای صبح» (AM/Track,1979). اشعار او منعکسکنندۀ علاقۀ وافر وی به موسیقی است و این ادعا را میتوان با توجه به آثار فراوانی که در زمینه موسیقی نوشته، ثابت کرد. نمایشنامهای از او با نام «مرد هلندی» (Dutchman, 1964)، پس از اجرا در تئاتر برودوِی، منتشر و با تحسین منتقدان روبهرو شد. پس از آن در همان سال، نمایشنامههای «برده» (The Slave) و «آرایش» (The Toilet) نیز روی صحنه رفت. باراکا علاوه بر نگارش رمانی با عنوان «نظام جهنم دانته» (The System of Dante's Hell, 1965) که نوعی زندگینامه خودنگاشت بود؛ مجموعه داستان کوتاهی با نام «داستانها» (Tales, 1967)؛ چند مجموعه مقاله شامل «خانه: مقالات اجتماعی» (Home: Social Essays, 1966)، «موسیقی سیاه» (Black Music, 1967)، «دشنهها و نیزهها» (Daggers & Javelines, 1984)، «زندگینامة خودنگاشت لِروی جونز/ امیری باراکا» (The Autobiography of Le Roi Jons Amiri Bakara, 1965) و نمایشنامههای فراوانی نیز نوشت. باراکا، «تئاتر نمایشهای کوتاه هنری سیاهپوستان» را در هارلم بنیادگذاری کرد و در 1968 «سازمان دفاع و توسعة جامعة سیاهپوستان» را تأسیس نمود که متشکل از گروهی مسلمان بود که بر فرهنگ سیاهپوستان تأکید میکرد و بهدنبال کسب قدرت سیاسی برای سیاهپوستان بود. وی در چندین دانشگاه امریکایی تدریس کرد.