بانابهاتا نیز نامیده میشود (شکوفایی نیمة اول قرن هفتم) یکی از بزرگترین استادان نثر سانسکریت که عمدتاً بهعلت نگارش «اعمال هارصا» (Harsacarita) مشهور است. این اثر دربار و زمان امپراتوری بودایی هارصا را (که در 606 تا 607 حکومت میکرد) در هندوستان توصیف میکند. بانا روایتی خودنگاشت از زندگی خود را در فصلهای آغازین اعمال هارصا آورده است. وی در خانواده مشهور برهمایی در هند به دنیا آمد. او، که در چهارده سالگی یتیم شد، با گروهی از دوستان پر جنبوجوش خود به سفر ماجراجویانهای پرداخت؛ این گروه شامل دو برادر ناتنی وی، که از مادری از طبقات پایین اجتماعی بودند، پزشکی که از نیش مار برای درمان استفاده میکرد، یک زرگر، یک قمارباز و یک موسیقیدان بود. بعد از بازگشت از سفر و ازدواج به دربار هارصا فرا خوانده و ابتدا با رفتار سرد امپراتور مواجه شد. علت این امر شاید تهمتهای بعضی از افراد به وی در خصوص فساد در دوران جوانی بوده است، امّا با گذشت زمان، وی توجّه ویژة امپراتور را بهدست آورد. زندگینامه هارصای بانا شامل اطلاعات ارزشمندی دربارة دوره و تفکر وی است؛ هرچند تملقگوییها و اغراقهایی آشکار نسبت به امپراتور در آن وجود دارد. این اثر، که به سبک متکلّف و مصنوع است، صنایع ادبی طولانی، توصیفات مفصّل و صناعات شعری را دربر میگیرد و سرشار از شور و سرزندگی و پر از جزئیات مشاهده دقیق است. دیگر اثر مهم بانا، رمانس منثور «کادمبری» (Kādambarī) است که دو گروه از عشّاق را از طریق مجموعهای از تجسمّات توصیف میکند. هر دو اثر ناتمام باقی ماندند، امّا اثر دوّم را بهوسانابهاتا، پسر نویسنده، کامل کرد.