لیونیت نیکالایویچ (ت. 9 آگوست [21 آگوست به تقویم جدید] 1871، اوریول، روسیه- و. 12 سپتامبر 1919، کوئوکالا، فنلاند) رماننویسی که شهرت بهترین اثرش، بهعلت آن است که تداعیکننده ناامیدی و بدبینی مطلق است. اندریایف در 20 سالگی وارد دانشگاه سنپترزبورگ شد؛ پس از چند بار اقدام به خودکشی، به دانشگاه مسکو منتقل و در آنجا وکیل شد؛ سپس گزارشگر جنایی و حقوقی شد و اولین داستانهای خود را در نشریات و روزنامهها به چاپ رساند. او به تشویق ماکسیم گورکی، داستانهایی را منتشر ساخت که با استقبال گسترده مواجه شد. بهترین داستانهای او «عالیجناب حاکم» (Gubernator, 1905) و «هفتنفری که به دار آویخته شدند» (Rasskaz o semi poveshennykh, 1908)نام دارند. زمانیکه داستانهایش بهتدریج عجیب و غریب و احساساتی شدند، دیری نپایید که شهرت او در کسوت یک رماننویس نیز رو به افول نهاد. پس از آن، در 1905 به نمایشنامهنویسی روی آورد. موفقترین نمایشنامههای او یعنی «زندگی انسان» (Zhizn cheloveka, 1907) و «کسی که سیلی خورد» (Tot, ktopoluchayet poshchyochiny, 1916) نمایشهای تمثیلی هستند، اما او میکوشید کمدی واقعگرایانه نیز بنویسد. در طول جنگ جهانی اول، اندریایف سردبیر روزنامهای دولتی شد و نوشتههایش غالباً شکل میهنپرستانه به خود گرفت. اندریایف بهعنوان یک ضدانقلاب پرشور پس از بهقدرت رسیدن بولشیویکها به فنلاند رفت؛ آخرین اثر او، «کمک» (S.O.S, 1919)، عمدتاً به طرفداری از متفقین، برای نجات روسیه به نگارش درآمد.