[فرانسوی میانۀ آن balade، در لغت به معنای ترانه] یکی از چندین «قالب ثابت» در شعر و ترانة غنایی فرانسه که خاصه در قرنهای چهاردهم و پانزدهم گسترش یافت. (قسRondeau؛ Virelai). ترانه منحصراً از سه بند و یک بند ویژه نهایی کوتاهشده تشکیل میشود. همة بندها از آرایش قافیة مشابه و مصرع پایانی یکسانی، که بند ترجیع را شکل میدهد، برخوردارند. قالبهای مختلفی برای بند ترجیع مورد استفاده قرار گرفته، اما رایجترین آن هشت مصرع با آرایش قافیة ababbcbc برای سه بند اول و چهار مصرع با قافیه bcbc برای بند ویژۀ نهایی است. آخرین بند، گل سرسبد (چون معمولاً اولین کلمة آن است) یا مؤخره نامیده میشود. شان رویال هم شبیه ترانه است، اما دارای پنج بند اصلی میباشد. شکل کلی ترانه در شعر بسیاری از ادوار و مناطق وجود دارد، اما در نابترین شکلش فقط در فرانسه و انگلستان یافت میشود. نزدیکترین صورت اولیة آن را میتوان در ترانههای تکنوایی (شاعرـ نوازندههایی که از زبان پرونسال استفاده میکنند) و ترووِرها (همتایان شمالی تروبادورها) پیدا کرد. تاریخ ترانۀ چندصدایی با گیّومه د ماشو، شاعر و آهنگساز پیشرو فرانسوی قرن چهاردهم، آغاز میشود. ترانه تعمیمپذیرترین قالب ثابت شعری بود. این متون اغلب دربردارندة نمادپردازی و اشارههای کلاسیک تودرتو بودند تا دیگر قالبهای ثابت. بعدها در قرن چهاردهم، ترانه برای جدیترین و رسمیترین آهنگها همچون گرامیداشت مشوقانی ویژه، یادبود جشنهای بزرگ، ابزار عشق در عالیترین شیوه مورد استفاده قرار گرفت. در قرن پانزدهم از رواج این قالب کاسته شد. بعدها در این قرن، ترانههای موسیقایی جز در آثار آهنگسازان انگلیسی کمیاب شد. این قالب بهتدریج در میان شاعران نیز از بین رفت و فقط بهمثابه نوعی کهنهگرایی آگاهانه ظاهر میشود.