پل (ت. 3 فوریه 1947، نیوارک، ایالت نیوجرسی، امریکا) رماننویس، مقالهنگار، مترجم و شاعری که رمانهای جنایی پیچیدهاش اغلب به جستوجو در هویت و معنای خویشتن میپردازد. اوستر، بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه کلمبیا، به فرانسه رفت، جاییکه ترجمة آثار نویسندگان فرانسوی و چاپ آثار خودش در مجلات امریکایی را آغاز کرد. او با یک سلسله داستانهای پلیسی- تجربی که یکجا با عنوان «سهگانه نیویورک»(The New York Trilogy, 1987) چاپ شد، به شهرت رسید. این مجموعه متشکل بود از داستان «شهر شیشه» (City of Glass, 1985)، دربارة رماننویسی جنایی که گرفتار حادثه مرموزی گشته و بر اثر آن هویتهای متعددی را تجربه میکند؛ «ارواح» (Ghosts, 1986)، که دربارة کارگاهی خصوصی به نام آبی است که دربارة مردی به نام سیاه برای موکلی به نام سفید تحقیق میکند؛ و «اتاق قفل شده» (Locked Room, 1986)، داستان نویسندهای است که، درحالیکه مشغول تحقیق برای نوشتن زندگینامه نویسندة مفقودالاثری است، تدریجاً هویت آن نویسنده را میپذیرد. کتابهای دیگری که دربرگیرندة قهرمانهایی است که با شرح وقایع زندگی دیگران ذهن خود را مشغول کردهاند، رمانهای «قصر ماه» (Moon Palace, 1989) و «هیولا» (Leviathan, 1992) هستند. «ابداع تنهایی» (The Invention of Solitude, 1982) هم خاطرهای دربارة مرگ پدرش است و هم تعمقی دربارة نویسندگی. دیگر نوشتههای اوستر شامل مجموعه شعرهای «از زیرخاک درآوردن» (Unearth, 1974) و «دیوارنوشت» (Wall Writing, 1976)، مجموعة مقالات «فضاهای سپید» (White Spaces, 1980) و «هنر گرسنگی» (The Art of Hunger, 1982)، و رمانهای «موسیقی شانس» (The Music of Chance, 1990) و«آقای سرگیجه» (Mr. Vertigo, 1994) هستند.