پادشاه افسانهای انگلیسی که در مجموعهای از رمانسهای قرون وسطا (معروف به موضوع بریتانیا) در قامت فرمانروای انجمن شوالیههای میزگرد ظاهر میشود. معلوم نیست این افسانهها چگونه یا از کجا آغاز شدهاند یا شخصیت آرتور براساس شخصی تاریخی و حقیقی بنا نهاده شده است یا خیر. فرض اینکه آرتوری تاریخی، مقاومت اهالی ویلز را در برابر پیشروی ساکسون غربی که از تیمز میانی هدایت میکرد، براساس تلفیقی از دو اثر وقایعنگارانه قدیمی، گیلداس و ننیوس، و نیز بر پایة «سالنامههای کامبریایی» (Annales Cambriae) اواخر قرن دهم است. اثر قرن نهمی «سرگذشت برایتونها» (Historia Brittonum) از ننیوس دوازده جنگ و نبردی را که بهدست آرتور علیه ساکسونها صورت گرفته تشریح کرده است که به پیروزی در مونس بادونیکوس منتهی میشود. بااینهمه، بخش مربوط به آرتوری این اثر از منبعی نامشخص و احیاناً از یک متن شعری است. سالنامههای کامبریایی نیز پیروزی آرتور در مونس بادونیکوس(516) را ذکر و نبرد کملان (537) را ثبت کرده است «که در آن آرتور و مدرو سقوط میکنند». «سقوط و فتح بریتانیا» (De excidio et conquestu Britanniae) اثر نیمه قرن ششم از گیلداس تأیید میکند که نبرد مونس بادونیکوس حدود سال 500 رخ داده، اما آن را به آرتور ارتباط نمیدهد. دیدگاه نظری دیگری، که آر. جی. کالینگوود (آن را در بریتانیای مستعمرة رم و مناطق انگلیسینشین، 1936) مطرح میکند، این است که آرتور سربازی حرفهای بود و به پادشاهان بریتانیایی خدمت میکرد و نیروی سوارهنظام تعلیم دیده در خطوط جبهة رم را فرماندهی میکرد و برای مقابله با تهدید ساکسونها، از جایی به جای دیگر میرفت. در هر صورت، ادبیات پیشین ویلز بهسرعت آرتور را پادشاه شگفتیها و اعجازها میکند. نثر رمانس قرن دوازدهمی «کیلهوک اُلون» (Culhwch and Olwen) او را به قهرمانان دیگر پیوند میدهد و این تصویر از یک گروه قهرمانی به رهبری آرتور بدون تردید زمینة لازم برای بیان مفهوم وجود دربار شاه آرتور را فراهم کرده است.