ادبیاتی که حاکی از مکاشفه پیامبرانه است و بهویژه، نابودی جهان را پیشگویی میکند. این اصطلاح، برخی اوقات بهطور خاص برای نوع ادبیای بهکار میرود که از 200 قبل از میلاد تا حدود 200 میلادی، خاصه در دو سنت دینی یهودیت و مسیحیت رواج داشت. آثار مکاشفهای، اساساً برای امید دادن به گروههای مذهبی تحت فشار و تعقیب و یا بههنگام آشفتگیهای فرهنگی نوشته میشدند. این آثار که به زبانی مبهم و رمزآمیز روایت شدهاند، بنابر تفسیر مؤمنان، از مداخله ناگهانی و چشمگیر خداوند در تاریخ از طریق مؤمن برگزیدهای حکایت میکنند. این آثار، رویدادهای فاجعهآمیزی را تشریح میکنند که با مداخله عجیب خداوند در امور انسانی همراه است یا از آن حکایت دارد- از آن جمله میتوان به تسلط موقت شیطان بر جهان، ظهور نشانههایی در آسمان، درد و رنج، جنگ، قحطی و شیوع بیماریهای واگیر اشاره کرد. اگرچه نویسندگان این متون، وضعیت حاضر را با هدف تعیین اینکه آیا مصیبتها و آشفتگیهای کنونی تحقق پیشگوییهای مکاشفهای پیشین بوده است یا نه، مورد بررسی قرار دادهاند، اما آنها عموماً بر وقایع آینده متمرکز بودهاند- یعنی از میان رفتن شر، ظهور شخصیتی مسیحایی، برپایی ملکوت خداوند، و استقرار صلح و عدل و راستی تا ابد. کتاب دانیال نبی در عهد عتیق و مکاشفات یوحنا در عهد جدید، نمونههایی از آثار مکاشفهای هستند؛ بهعلاوه، مواردی از مفاهیم مکاشفهای را نیز میتوان در مزامیر مقدس یافت. این موضوعات در ادبیات نوین و در شعر، بهویژه در شعر ویلیام بلیک احیا شدند. در حوزه رمان نیز رمان مری شلی تحت عنوان «آخرین مرد» (The Last Man) ناظر به همین موضوع است. در بسیاری از کتابهای علمی- تخیلی نیز مواردی از اینگونه موضوعات به چشم میخورد.