نوشتن بدون قصد آگاهانه و گاهی بدون اینکه بدانیم، گویی از ذهنی دیگر یا از خاستگاهی روحی برآمده باشد. این پدیده امکان دارد وقتی اتفاق بیفتد که شخص کاملاً هشیار و یا در حالتی از خلسة خواب مصنوعی است. نتیجة آن میتواند واژههای غیرمرتبط، تکههای شعر، القاب وصفی، بازی با کلمات، کلمات مستهجن یا خیالپروریهای دقیق باشد. در اواخر قرن نوزدهم که توجه مردم به این پدیده بالا گرفته بود، عموماً آن را الهامی از سوی نیروهای فراگیتایی و خارجی میدانستند. تا اینکه در حدود 1900، با ابزار نظریههای شخصیت، فرضیه وجود انگیزش ناهشیار (یا نیمههشیار) در کنار قسم هشیار آن مطرح شد و از آن به بعد تصور بر آن شد که نوشتن غیرارادی از الهامی کاملاً درونی گرفته میشود. بسیاری از نویسندگان سوررئالیست (مخصوصاً شاعر فرانسوی روبر دسنوس) از نوشتن غیرارادی بهره گرفتند؛ آنها ذهن ناهشیار را سرچشمة بیپایان خیال میدانستند.