ژورژی (ت. 10 آگوست 1912، فراداس نزدیک ایلهوس، برزیل) رماننویس برزیلی که بهسبب داستانهایش در مورد زندگی در شمال شرقی برزیل شهرت جهانی دارد. آمادو در یک مزرعه کاکائو به دنیا آمد و در آنجا رشد کرد. او در کالج ژزوئیت و در مدرسه دیگری در سالوادور درس خواند. اولین رمانش را در بیست سالگی منتشر کرد. سه اثر از آثار اولیهاش مربوط به مزارع کاکائو، با تأکید بر استثمار و فقر کسانی است که محصول را برداشت میکنند. بهترین این آثار، «سرزمین خشن» (Terras do sem fim, 1942)، درباره نزاع کشاورزان رقیب برای تعدادی مزارع کاکائو است که عظمت اولیه ساگای عامیانه را دارد. حرفه ادبی آمادو مانند تفکر سیاسی تندرواش بود که موجب انتخاب وی برای شورای قانونگذاری در 1946 شد. او پیش از این در 1935 زندانی بود و مرتباً بهعلت فعالیتهای چپیاش تبعید میشد و تعدادی از کتابهایش نیز در برزیل و پرتغال توقیف گردید. او به نوشتن و تولید رمانها با سهولت ادامه میداد. بیشتر آن رمانهای مقامهوار، قصههای رکیک از زندگی شهر باهیان بهخصوص درباره طبقات پایین دورگه بود. «گابریلا، میخک و دارچین» (Gabriela, cravo e canela, 1958) و «دونافلور و دو شوهرش» (Dona Flor e seus dois maridos, 1960) هر دو نگرش سیاسی آمادو را در هجوهایشان حفظ کردهاند. آثار بعدی وی «خیمه معجزهها» (Tenda dos milagres, 1969)، «تیتو دختر بیحیا» (Tieta do agreste, 1977)، «رویارویی نهایی» (Tocaia grande, 1984)، و «جنگ مقدسین» (Sumiço da santa, 1993)نام دارند.