روساریو د، نام خانوادگی کامل او آکونیا ای ویلیانوا واثالا ایگلاسیا، نام مستعار، رمیخیو آندرِس ثالافون (ت. 1851، مادرید، اسپانیا- و. 1923، خیخون) نمایشنامهنویس، مقالهنویس و نویسندة داستان کوتاه اهل اسپانیا که بهسبب دیدگاههای آزادیخواهانه جنجالبرانگیزش مشهور شد. از دوران آغازین حیات آکونیا تقریباً چیزی نمیدانیم. او یکی از معدود نمایشنامهنویسان زن اسپانیاست که بهواسطه علاقهاش در پرداختن به موضوعات مذهبی نظیر تعصب دینی، الحاد، عدم مشروعیت، ازدواج عرفی (و امکان طلاق در کلیسای کاتولیک رومی اسپانیا) و اصلاح نظام قضایی، نویسندهای تندرو بهشمار میرود. بیشترین شهرت آکونیا برای نمایشنامه منظوم اوست: «رینزیِ مردمدوست» (Rienzi el tribuno, 1876) که این غمنامه، مبیّن تلاشهای بیحاصل کولا دی رینزو، نماینده مردم در مجلس عوام روم در قرن چهاردهم، برای بازگرداندن عظمت روم باستان است. نویسنده در نمایشنامه «عشق به میهن» (Amor a la patria, 1877) مقاومت دهقانان در برابر ناپلئون را ستوده و نجابت قهرمانی زنان را در برابر رشوهخواری و فساد شخصیتهای مرد به نمایش میگذارد. «پدر خوئان» (El padre Juan, 1891)، که با حملهاش به روحانیون ریاکار رسوایی به بار آورد و «صدای ملت» (La voz de la patria, 1893) از دیگر نمایشنامههای منظوم هستند.. «نجواهای درون» (Ecos del alma, 1876)، «مرگ بهنگام» (Morirse a tiempo, 1880)، و «احساس و اندیشه» (Sentir y pensar) مجموعههای شعر آکونیا هستند. او همچنین آثاری را نگاشته است که به تلاشهای مربوط به رهاندن سیاستهای اجتماعی از قید سنّت کمک میکند. اثر «جنایت خیابان فوئنکارال:تنفر از جنایت و افسوس خوردن برای جنایتکار» (El crimen de la calle de Fuencarral; odia el delito y compadece al delincuente, 1880$1)، که بر یک مورد قتل جنجالی مبتنی است، در آن زمان فراخوانی تندرویانه برای شناخت ریشههای اجتماعی جرم و جنایت بود.