در اساطیر یونان، مرد جوان فوقالعاده زیبا و محبوب الهه آفرودیته (ونوس) است. از نظر قدما، او پسر تئیاس، پادشاه سوریه، از دخترش سمیرنا (مورها) است. آفرودیته مجذوب زیبایی آدونیس نوباوه شده بود؛ او را در جعبهای گذاشت و مراقبت از او را به پرسیفون، ملکه عالم ارواح، سپرد که او بعداً از برگرداندن آدونیس امتناع میکند و از زئوس میخواهند بین آنها داوری کند. زئوس تصمیم میگیرد که آدونیس یک سوم سال را نزد پرسیفون، یک سوم دیگر را نزد آفرودیته بگذراند و یک سوم دیگر را به اختیار خودش باشد. شعر «ونوس و آدونیس» (Venus and Adonis) ویلیام شکسپیر، که از «مسخها»(Metamorphoses) اثر اووید اقتباس شده، داستان تلاش نافرجام ونوس برای فریفتن آدونیس است، زمانیکه ادونیس در حال شکار بود. وقتیکه آدونیس مخالفت میکند، ونوس به او هشدار میدهد که اگر او فردا به شکار گراز نر ادامه دهد، کشته خواهد شد و از او ملتمسانه میخواهد که به جای شکار به دیدن او برود. روز بعد ونوس، آدونیس را مرده مییابد. گراز نر وحشیای که آدونیس او را تعقیب میکرد، وی را کشته بود. مرگ آدونیس مایه غم همیشگی ونوس شد. تصور میشود که آدونیس در اصل فنیقی باشد (از اَدُن، یعنی ارباب). ادونیس با تموز، خدای باروری و حاصلخیزی بابلی، یکی دانسته شده است و بهطورکلی محققین امروزی او را بهعنوان روح نباتی که مرگ و تولد دوبارهاش چرخه طبیعت را نشان میدهد، میشناسند.