[ترجمه فرانسوی antiroman] نوعی رمان پیشگام که نمایندة عدول افراطی از عرف رمان سنتی است؛ به این معنا که این نوع رمان، اثری تخیلی است که ارکان یا ویژگیهای سنتی رمان همچون طرح داستان، گفتوگو و علاقه انسان را نادیده میگیرد. نویسندگان چنین آثاری در تلاش برای غلبه بر عادت و رقابت ادبی مورد انتظار خوانندگان، عامدانه اصول ادبی سنتی را نادیده میگیرند و از هرگونه دخالت دادن شخصیت نویسنده و اولویتها یا ارزشهای وی در اثر نیز ممانعت میکنند. ژان پل سارتر اولینبار، اصطلاح ضدرمان را در مقدمه «تصویری از یک مرد گمنام» (Portrait d'un inconnu, 1948) اثر ناتالی سارو استفاده کرد. این اصطلاح همچنین در آثار کلود سیمون، آلن روب گریه و میشل بوتور نیز بهکار رفته و بنابراین، معمولاً در رمانهای نوین فرانسوی دهههای 1950 و 60 استفاده میشده است. اگرچه واژه ضدرمان از واژههایی است که بهتازگی ابداع شده ولی این رویکرد به رماننویسی، قدمتی همچون قدمت آثار لورنس استرن دارد. آثاری در همین دوره خلق شدند که رمان نوین محسوب میشوند، اما به زبانی غیر از فرانسوی هستند؛ برای مثال «حدس و گمان راجع به یعقوب» (Mutmassungen über Jakob, 1959) اثر رماننویس آلمانی اووه یونسون و «درِ رابط» (Connecting Door, 1962) اثر نویسنده بریتانیایی رینر هپنستال، ویژگیهای ضدرمانی بسیاری دارند که از آن جمله است بهکارگیری شخصیتهای تقریباً مبهم، چیدمان اتفاقی وقایع و ابهام معنایی.