دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

کلمات قصار

aphorism \'af-ə-'riz-əm\
نویسنده
[یونانی آن aphorismós به ‌معنای تمایز، تعیین، عبارت موجز و پرمغز، برگرفته از aphorízein به‌ معنای اشاره کردن، متمایز کردن، معین کردن] 1- بیان موجز یک اصل. 2- تدوین مختصر هر حقیقت یا احساس عموماً پذیرفته شده که در یک عبارت موجز و به یادماندنی بیان می‌شود. این عبارت مترادف کلمات قصار (Adage) است.
کلمات قصار خصوصاً درباره موضوعاتی به‌کار می‌رود که اصول و روش‌شناختی آنها، نسبتاً دیرتر رشد و پیشرفت داشته است؛ مانند هنر، کشاورزی، پزشکی، حقوق و سیاست. این اصطلاح، اول بار در «کلمات قصار» (Aphorisms) بقراط به‌کار رفت که ‌سلسله‌ای طولانی از گزاره‌ها درباره نشانه‌های بیماری و تشخیص بیماری و هنر سلامت و پزشکی بود. نخستین کلمات قصار که به‌عنوان درآمدی بر کتاب به‌کار رفت این بود که: «زندگی کوتاه است، هنر طولانی است، موقعیت ناگهانی و خطرناک است، تجربه پرنیرنگ است و قضاوت دشوار. این کافی نیست که پزشک آماده انجام دادن عمل شود که لازم است تا او انجام دهد، بلکه بیمار و ملازمان و همة ملزومات بیرونی باید به ملایمت مهیا و مناسب انجام این کار باشند.»
این عبارت به‌تدریج برای اصول دیگر حوزه‌ها نیز به‌کار رفت و سرانجام برای هر گزاره‌ای به‌کار رفت که عموماً به‌عنوان حقیقت پذیرفته شده بود؛ به‌گونه‌ای که امروزه تقریباً هم‌معنا با ضرب‌المثل به‌کار می‌رود.