جنبش قرن نوزدهم که هدف آن ایجاد ادبیات نوین عربی بود و بهسبب روابط با غرب، از آن الهام گرفته و علاقه به ادبیات بزرگ کلاسیک عربی را احیا کرد. پس از اشغال مصر (1798) بهدست ناپلئون و تأسیس سلسله سلطنتی خودمختار غربی در آنجا، بسیاری از نویسندگان لبنانی و سوری، در جستوجوی محیطی آزادتر به مصر رفتند و آن را مرکز نوزایی ادبی عرب قرار دادند. بهواسطه تجزیه شدن امپراتوری عثمانی پس از جنگ جهانی اول و استقلال این کشورها پس از جنگ جهانی دوم، نهضت نوزایی عربی به دیگر کشورهای عربی گسترش یافت. رمان و نمایشنامه اشکال جدیدی برای ادبیات عرب بودند که به شکل وسیعی از آثار اروپایی قرن نوزدهم، بهصورت ترجمه وارد زبان شدند. گونههای دیگر ادبی همچون داستان کوتاه، اشکال جدید شعر و مقاله، بیشتر مرهون الگوهای غربی است، اما ریشه در ادبیات کلاسیک عربی دارد. اینکه نوزایی در تغییر جهت ادبیات عرب موفق بود، احتمالاً با دو عامل در ارتباط است. ظهور مطبوعات عربی به شکل واقعگرایانهای نوشتن را وسیله امرارمعاش قرار داد و نویسندگان را مجبور کرد تا سبک سنتی و تصنعی قرنهای گذشته را با سبک سادهتر و هدایتشدهتری جایگزین کنند که باعث مطالعه وسیعتر عموم افراد شد. گسترش و نوسازی آموزش نیز بعدها سبب شد که عموم خوانندگان به سبکها و تفکرات جدید روی بیاورند.