شعر منثور نمایشی اثر آوگوست کنت دو ویلیه دولیل آدان، که در 1890 منتشر شد. اکسل با پیروی از موضوع و هدف واگنر، موضوعات نمادی و اسرارآمیز را با یکدیگر تلفیق میکند. اکسل، شاهزاده قلعه آلمانی، یکی از بستگان خود را که تلاش دارد تا راز گنج اسرارآمیز دفنشده در خانه وی را فاش کند، به قتل میرساند و خود بهوسیلة نوچه جوانش به نام سارا، پس از اینکه با فریب از محل اختفای گنج اطلاع مییابد، مورد حمله قرار میگیرد. شهوت بر هر دو آنها غالب میشود، سارا غرق در رؤیای دنیای خوشبختی است و اکسل تصور میکند که هیچ چیزی در زندگی نمیتواند با لحظات لذتبخش با هم بودن برابری کند. نیمههای شب هر دوی آنها از جام مرصّعی که در میان گنج پیدا شده بود، نوشیدنی سمی میخورند.