برلیل (مارگرت) (ت. 21 نوامبر 1933، لیورپول، انگلستان) رماننویس انگلیسی که با توصیف روانکاوانه و تیزبینانهاش از زندگی طبقات ضعیف و متوسط، معروف شده است. بینبریج قبل از چاپ نخستین رمانش سالیان زیادی در تئاترهای فصلی نقشهای متعددی را ایفا کرد. آثار او اغلب بهشکل کمدی، اما بهگونهای دلهرهآور، ویرانگری نهفته در موقعیتهای معمولی و روزمره را به تصویر میکشد. در «آخر هفته با کلود» (A Weekend with Claud, 1967)، قهرمان داستان مرد درندهخو و خشنی است. «روی دیگر چوب» (Another Part of the Wood, 1968) مربوط به مرگ کودکی از بیتوجهی والدینش است. «هریئت گفت» (Harriet Said, 1972) داستان دو دختر نوجوان است که مردی را اغفال میکنند و همسرش را به قتل میرسانند. رمانهای دیگر وی از این نوع «رسوایی کارخانه نوشابه» (The Bottle Factory Outing, 1974)، «ویلیام دوستداشتنی» (Sweet William, 1975)،«زندگی آرام» (Quiet Life, 1976)، و«زمان آسیب» (Injury Time, 1977) نام دارند. «باغ زمستانی» (Winter Garden, 1980) داستانی پلیسی و دربارة قهرمانی انگلیسی است که از اتحاد شوروی دیدار میکند و در آنجا ناپدید میشود. «یک حادثه بزرگ بسیار بد» (An Awfully Big Adventure, 1989) و «پسران روز تولد» (The Birthday Boys, 1991) رمانهای بعدی او هستند.