در قدیم، معمولاً شعر بدون قافیه در زبانهای ژرمنی که در آن واجآرایی، یعنی تکرار آواهای صامت آغاز کلمات یا هجاهای تکیهدار، اصل ساختاری اساسی بود و نه صنعتی تفنّنی. اگرچه واجآرایی تقریباً در همه انواع شعر صنعتی معمول است، اما زبانهای هندواروپایی، که آن را بهعنوان عنصر غالب و به همراه قواعد سخت تکیه و کمیت مورد استفاده قرار میدادند، عبارت بودند از: نروژی باستان، انگلیسی باستان، سکسون باستان و آلمانی باستان. هر بیت واجآراسته در آلمانی مشتمل بر دو مصراع است که با یک وقفه (مکث) از هم جدا میشوند. پیش از وقفه در انتهای مصراع اول، یک یا دو حرف متجانس در مصراع وجود دارند. این حروف همچنین با اولین هجای تکیهدار مصراع دوم تجانس آوایی دارند. واجآرایی فقط در هجاهای تکیهدار وجود دارد؛ هجاهای بدون تکیه حتی اگر با حرف دارای تجانس آغاز شوند، صنعت واجآرایی را ایجاد نمیکنند. استفاده از قافیه، که برگرفته از نواهای مذهبی لاتین قرون وسطایی بود، یکی از عوامل افول شعر واجآراسته بود. در زبان آلمانی متقدم، اشعار صرفاً واجآراستة سروده شده پس از 900 وجود ندارد؛ و در آلمانی باستان تا آن زمان شعر مقفی جانشین شعر واجآراسته شده بود. در انگلستان پس از 1066 (تاریخ فتح بریتانیا بهدست نورمنها) جز در مناطق غربی کشور، واجآرایی بهمثابه صنعت اصیل شعری، لازم دیده نمیشود. اگرچه واجآرایی همچنان عنصری حائز اهمیت بهحساب میآمد، اما شعر واجآراسته کیفیتی آزادتر پیدا کرد: مصراع دوم غالباً بیش از یک واژه متجانس را دربر گرفت و دیگر محدودیتهای شکلی نیز بهتدریج نادیده گرفته شدند. انگلستان در قرن چهاردهم دورهای را تجربه کرد که به دوره احیای واجآرایی شهرت یافته است، زیرا که در این دوره مجموعهای از اشعار واجآراسته سروده شدند. این اشعار نسبت به اشعار واجآراسته قبل از خود، قالب آزادتری داشتند؛ و آثاری همچون «پیرس شخمزن» (Piers Plownan)، «سر گاوایین و شوالیه سبز» (Sir Gawayne and the Grene Knight)، و «مروارید» (Pearl) به شکلی گسترده قافیه متجانس را مورد استفاده قرار میدهند. آخرین شعر واجآراسته به زبان انگلیسی «مزرعه اسکاتلندی» (Scottish Fielde) است که به نبرد فلادن در 1513 میپردازد. بعدها (بعد از 900) شاعران نروژی نیز بسیاری از اَشکال قافیه و همصدایی را در انواعی از قالبهای مسمّط با واجآرایی ترکیب کردند. پس از سال 1000، شعر واجآراسته نروژی باستان عملاً به زبان ایسلندیها محدود شد و تا امروز فقط در آن زبان رایج است. در شعر سلتی از قدیمالایام واجآرایی صنعتی حائز اهمیت اما غیرضروری بود. در شعر ولزی، واجآرایی اساس شکلگیری قالب شعری بود که با نام سینگاند (Cynghanedd) شناخته شده است.